گروه فرهنگ و هنر «سدید»؛ همواره نا به سامانیهای روزگار، مدتی افراد جامعه را به خود مشغول میسازد و پس از آن به دست فراموشی سپرده میشود؛ اما برخی پدیدهها بهواسطه عمق تأثیرشان ماندگاری بیشتر و طولانیمدتی دارند و جنگ نیز ازایندست پدیدههاست؛ خصوصاً اینکه مجموعهای از عوامل بیماری و جمعی دارای نشانگانی با درصد بالای اشتراک در میان اقشار کثیری از افراد جامعه دائماً به طور متوالی این پدیده و بارقههای مانده از تأثیراتش را بهروزرسانی و تجدید میکند و اینطور میشود که یاد جنگ و تأثیرات آن تا مدتها و حتی سالها و دههها و نسلها همراه با افراد جامعه است. موسیقی ازجمله مهمترین عوامل در درک این پدیده - از یادآوری و چگونگی برآیندیابی از آن است که میتواند همراه با فرم و قالب مختص به خود در روایت و ماندگاری محتوایی و تأثیر آن بر ذهن و ضمیر مخاطب و فردی که در آن زیستبوم بحرانی جنگ، اوقات گذرانده، تأثیرگذار باشد.
جنگ و محرک شنوایی موسیقی
موسیقی ازجمله مهمترین و ماناترین محرکهای شنوایی است که ضمن دارابودن تأثیرات سطحی بر ذهن، میتواند حاوی مجموعه کثیر و بسیطی از خاطرات و محتوای چندلایه باشد که فرد را دائماً همراهی میکند و ضمن آنکه وی به گذران اوقات و عمر مشغول است، مجموعه خاطرات همجوار با یک یا مجموعه محرکهای موسیقایی را ماندگار کند، به ذهن فرد، مبتنی بر این محرکهای موسیقایی جهت دهد و حتی مجموعه تصویرسازیها و نتیجهگیری و برداشتهای کلی و جزئی وی پیرامون زندگی و مفاهیم موجود در آن را جهتدهی کند و تحتالشعاع قرار دهد. حالا در نظر بگیریم که این فرایند که مراتب آن بیان شد، در بحران جنگ رخداده باشد و اگر مجموعه محرکهای موسیقایی در نظاممند نمودن ثبت و دستهبندی خاطرات در ایام بحران جنگ دخیل باشند، ضمن آنکه افراد با مستحیل شدن در جو اجتماعی و روانی جنگ میتوانند با یک وضعیت نسبی در جهت تلاش برای عبور از این بازه و طول زمان بحران اقدام کنند، مجموعه برداشتهای روانی بهدستآمده از آن نیز قابلتوجه خواهد بود؛ حتی اگر این پرداخت در این برداشت، حاوی مجموعه مفاهیم جمعیتری مانند ملت، یکدستی و یکپارچگی قشر اجتماعی کثیری در جامعه در مقابل بحران تحمیلی و ناخوانده جنگ باشد. از جمله این موارد، در یک برداشت عینی و مصداقی میشود به مجموعه خاطرات جمعی نسل مربوط به دهه ۶۰ اشاره کرد. وقتی مجموعه محرکهای موسیقایی و طیف کثیری از آثار موسیقایی مربوط به آن دهه برای زمان حاضر ارائه میشود، در ظاهر یک اثر موسیقایی پخش شده، اما درون خود، حجم وسیعی از خاطرات و مفاهیم و مضامین متعلق به آن دهه و نسل نیز فراخوان ذهنی در قالب خاطرات میشود؛ مفاهیمی مانند تلخی مرگ و شهادت هموطن، شهادت و ایثار و ازخودگذشتگی یک رزمنده برای دفاع از امنیت جمعی و ارزشها و آرمانهای قشر کثیری از اجتماع - که دیگر امروز به شکل کهنالگویی تغییر ماهیت داده - مقاومت عمومی و مردمی در جنگی که هیچ تصویر روشنی از پایان آن حداقل تا چند ماه منتهی به پذیرش قطعنامه وجود نداشت و مهمتر و درعینحال قابلتوجهتر اینکه، جاری بودن نفس و روح زندگی در زمانه دهه ۶۰ در عین غرقشدن جامعه در وضعیت نامتعادل و ناپایدار جنگی که از جمله جذابترین و قابلتأملترین وجوه زیست مردمی در دهه ۶۰ و در کوران جنگ تحمیلی برای مردم و تاریخ متعلق به آن دوران محسوب میشود.
جنگ و رسانه
در دنیای مدرن، رسانه نقش کلیدی در تقریباً تمام شئون و ساحتهای زندگی بشر دارد؛ رادیو و تلویزیون همچنان که از اوقات و احوال روزمره - که همراه و همگام با فرد جامعه مدرن است - غافل نیست و حتی در ایام بحرانی و ناپایداری امنیتی مانند پدیده جنگ نیز باز هم جزء ثابت و تثبیتشده از زندگی فرد است
در دنیای مدرن، رسانه نقش کلیدی در تقریباً تمام شئون و ساحتهای زندگی بشر دارد؛ رادیو و تلویزیون همچنان که از اوقات و احوال روزمره - که همراه و همگام با فرد جامعه مدرن است - غافل نیست و حتی در ایام بحرانی و ناپایداری امنیتی مانند پدیده جنگ نیز باز هم جزء ثابت و تثبیتشده از زندگی فرد است؛ این وجوه، در یک چهارچوب جمعی نیز در قالب رسانه یک فضای منتشر فرهنگی را رقم میزنند که رسانههای جمعی در قالب مواجه جمعی با یک پدیده، قشر و جمعی از مردم یک جامعه را با خود همراه میکنند و ایضاً از وجوه ذاتی پدیده و عنصر رسانه در عصر مدرن است.
طبیعی است وقتی فرد در چنین جامعهای برای رصد اخبار ناپایداریهای جنگ به رسانه رجوع میکند، در مواجهه با فتح و پیروزی نیز باز هم تمایل بر درک وضعیت و وقایع از دریچه رسانه دارد که مجموعه این موارد، نقش رسانه را در وضعیتی مانند جنگ به شکل کلیدی و غیرقابلاجتنابی، تعدیل و نمایان میسازد. طبیعی است که بهرهبرداری از چنین وضعیتی توأم با حضور کلیدی و محوری رسانه بر تأثیرپذیری افراد از محرکهای صوتی و شنوایی از رسانه نیز مترتب است و ازاینرو، موسیقی در اقسام و گونههای مختص آن برای ایام پایداری و دفاع و رزم نیز جزئی از ملزومات رسانه و اثرگذاری آن در اوقات و ایام جنگی محسوب میشود.
چنانکه گفته شد، محاسبات ذهنی جمعی و برآیندهای عمومی از جنگ، از طریق رسانه در زمان بحران جنگ، امری واضح و مبرهن است؛ اما رسانه یک سطح بالاتر از این بدیهیات کاربردی، در نقشبندی ذهنی عموم و اجتماع پیرامون آنچه میگذرد نیز نزد افکار عمومی تأثیرگذار است. یک قطعه موسیقایی با مضامین دفاع و ضرورت همدلی و انسجام در بحران جنگ، میتواند تأثیر هزارانهزار سخنرانی و صدها روشنگری و تحلیل وضع موجود جنگی را برای اجتماع داشته باشد؛ چرا که روح جمعی موجود در یک اثر موسیقایی مستقیماً با این کارکرد ذاتی موسیقی مرتبط است. همچنان که رسانه از جنگ خبر میدهد و وضعیت جبهه خودی و دشمن را برای عموم تشریح میکند و بدان آگاهیبخشی میورزد، همچنان به چگونگی پایداری و تمسک به پیشینه جمعی و ارزشهای موجود و مستتر نزد روح جمعی یک جامعه نیز زنهار میدهد که جامعه در بحران به دشمن چگونه بیندیشد، خود را چگونه بازیابد و مهمتر اینکه توان حقیقی خود را در مقابله با دشمن بشناسد و بیشازپیش، رمز انسجام و همدلی عمومی برای پیروزی و غلبه بر دشمن را باور کند. وجود یک قطعه موسیقایی با مضامین رزم و دفاع و مقاومت، دارای ضرباهنگ کوبنده، اشعار بیدارکننده و آگاهیبخش و خصوصاً وجود حس رستاخیزی و محرک در آن برای ننشستن و بهپاخاستن، بسیار حائز اهمیت است.
ضرورت بازخوانی چگونگی تولید در فرهنگ موسیقی پایداری دهه ۶۰
با مرور مجموعه آثار گروهی و ارکسترال و حتی تکخوانیها و تکنوازیهای هنرمندان موسیقی در دهه ۶۰، میشود به آثاری دست یافت که از انگیزه ابتدایی تولید آن تا رسیدن به نمونه نهایی تولیدشده برای ارائه به حضور مخاطب، مدت بسیار کوتاهی زمان صرف شده است، اما درک و فهم از یک نیاز جمعی مبتنی بر ارزشهای زمانه و اجتماع وقت، ستون اصلی و شاکله قطعی یک اثر هنری موسیقایی با مضامین پایداری و رزمی را شامل شده است. به طور مثال، بررسی روند تولید و نیازسنجی مبتنی بر آن برای تولید قطعه پایداری «خجسته باد این پیروزی» که همزمان با آزادسازی خرمشهر در خردادماه ۱۳۶۰ تولید و پخش شد، حکایت از این موضوع دارد که زمانسنجی، نیازسنجی و خصوصاً درک عمیق از معارف و ارزشهای حول جنگ، دفاع و پایداری در مقابل دشمن در خلق چنین آثاری اهمیت دارد.
چه باید کرد؟
وجود یک قطعه موسیقایی با مضامین رزم و دفاع و مقاومت، دارای ضرباهنگ کوبنده، اشعار بیدارکننده و آگاهیبخش و خصوصاً وجود حس رستاخیزی و محرک در آن برای ننشستن و بهپاخاستن، بسیار حائز اهمیت است.
باتوجهبه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی و ایام پس از آن که هنوز و بلکه تا مدتها روح شرایط و فضای جنگی نزد افکار عمومی و اجتماعی کشور کماکان جاری است، رسانه میتواند در وهله اول با توصیف از چیستی و چگونگی آن دفاع در مقابل تجاوز دشمن دست به روایت موسیقایی بزند و در وهله بعد، برای ایام پس از جنگ در قالب آثار موسیقایی از چگونگی دفاع در زمانه حاضر، برای جامعه بگوید تا اولاً، جامعه همواره این گوشبهزنگی را داشته باشد که دفاع در مقابل یک دشمن صهیونیستی صورت میگیرد که با نزاع بلندمدت هویتی و فرهنگی علیه ایران، دوباره و این بار با ظاهری مزورانه به میدان آمده و مستقیماً هویت ایرانی و کلیتی به نام ایران را نشانه رفته است. ثانیاً به طور تلویحی و غیرمستقیم گفته شود که دفاع در مقابل متجاوز، امری اجتنابناپذیر است و امروز کشور ناگزیر است تا برای رسیدن به امنیت، در مقابل دشمن خود بایستد و پایداری کند.
برای رسیدن به این اهداف، طبیعی است که آثار موسیقایی پایداری و رزمی خاصی لازم است و اینگونه نیست که عیناً نمونههای موسیقایی دهه ۶۰ برای زمانه حاضر و نسلهایی ارائه شود که در نسبت با آن نسلهای زیسته در دهه ۶۰، در جزئیات و کلیات شئون سبک زندگی متفاوت هستند، بلکه توصیه اکید میشود که از فرم آن آثار پایداری و رزمی الگوبرداری شود و اساساً احصا شود که آن فرمهای خاص موسیقی پایداری و رزمی از چه مجموعه مضامین و مفاهیمی ملهم بوده است که منجر به خلق آثار ماندگاری میشده است؛ چنان که هنوز در حافظه شنوایی فردفرد ایرانیان حتی پس از گذشت دههها باوجود تنوعهای گوناگون در موسیقی، کموبیش ماندگاری خود را دارد.
/ انتهای پیام /