گروه دین و اندیشه «سدید»؛ یکی از نکات تحلیلی که در بیان بازارگرایان و بعضاً روشنفکران دینی طرح میشود، اثرپذیری اسلام ناب محمدی از اندیشه چپ است. از این منظر، اسلام سیاسی، خوانشی چپ از اندیشه دینی تلقی میشود؛ خوانشی که دین را به سطح ایدئولوژی رسانده و به عرصه قدرت وارد میسازد. در نقطه مقابل اما برخی از طرفداران اسلامی سیاسی، خود همین کلیدواژه را بهعنوان دالی معرفتی لحاظ کرده و با نزدیک ساختن آن به مفهوم نظام یا سیستم اسلامی در عرصههای مختلف، بر آن هستند که بگویند نظام اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اسلام برآمده از اسلام ناب محمدی، امری ورای اندیشههای چپ و راست بوده و مفهوم اسلام ناب محمدی (ص) مثل سدی در برابر این امر ایستاده است. ما در ادامه تلاش داریم تا با واکاوی کاربست کلیدواژه اسلام ناب محمدی (ص) در بیان بنیانگذار آن - امام خمینی (ره) - توضیح دهیم که مراد ایشان از این واژه چیست و چه دلالتهایی پیرامون نسبت آن و اندیشه چپ میتوان انتظار داشت.
اسلام ناب محمدی در سه پرده
با جستجوی کلیدواژه اسلام ناب محمدی (ص) در بیان امام خمینی (ره)، این نکته به دست میآید که واژه مذکور، در سال پایانی عمر مبارک ایشان به عرصه عمومی وارد میشود. این واژه طی یک سال نزدیک به ۳۳ بار تکرار شده و لذا ۳۲ مرتبه از تکرار آن را میتوان در جلد ۲۱ صحیفه که مجموع بیانات امام خمینی (ره) در سال پایانی عمر شریف است، مشاهده نمود. در میان این ۳۳ مرتبه تکرار، نزدیک به ۱۶ مرتبه، این واژه کاربست دعایی داشته و نمیتوان از این منظر نکته خاصی را پیرامون آن استخراج کرد. اما در ۱۷ مورد، امام خمینی (ره) تلاش کردهاند تا ضمن استفاده از کلیدواژه اسلام ناب محمدی (ص)، توضیحاتی پیرامون آن ارائه داده یا اگر اینچنین نباشد، از شیوه چینش واژگان میتوان نکاتی را به دست آورد. در ادامه ما تلاش داریم تا ضمن مرور فیشهای بهدستآمده، آنان را در سه دسته تقسیم کنیم تا در نهایت بتوان نتیجهای ملموس و با استناد به بیان امام خمینی (ره) به دست آورد. این سه دسته به شرح زیر هستند:
۱. اسلام ناب محمدی؛ اسلام مستضعفین و پابرهنگان
نخستین دسته از فیشها که بهنوعی پرتکرارترین آنها نیز هست، بر این مضمون تأکید دارد که اسلام ناب محمدی (ص) به معنای اسلام مدافع مستضعفین، پابرهنگان و در تقابل با اسلام آمریکایی به معنای اسلام سرمایهداری، اشرافیگری، التقاط و تحجر است. این دسته از فیشها بر هویت اجتماعی و اقتصادی اسلام ناب تأکید دارد و آن را در تضاد با قرائتهای انحرافی که منافع مستکبرین، مرفهان و متحجرین را نمایندگی میکنند، قرار میدهد. از طرف دیگر، مسئله عدالت در این دسته از فیشها، از جمله پررنگترین دغدغههایی است که دنبال میشود. در مجموع ۹ فیش به شرح زیر در ضمن این دسته قرار خواهند گرفت:
۱.۱: ملت شریف و مسلمان پاکستان که بحق ملتی انقلابی و وفادار به ارزشهای اسلامی بودهاند و با ما رابطه دیرینه گرم انقلابی، عقیدتی و فرهنگی دارند، باید تفکر این شخصیت شهید (عارف الحسینی) را زنده نگه دارند و نگذارند که شیطان زادگان جلوی رشد اسلام ناب محمدی - صلی اللَّه علیه و آله و سلم - را بگیرند. امروز استکبار شرق و غرب چون از رویارویی مستقیم با جهان اسلام عاجز مانده است، راه ترور و ازمیانبردن شخصیتهای دینی و سیاسی را از یک طرف و نفوذ و گسترش فرهنگ اسلام امریکایی را از طرف دیگر به آزمایش گذاشتهاند. ایکاش همه تجاوزات جهانخواران همانند تجاوز شوروی به کشور مسلمان و قهرمانپرور افغانستان علنی و رودررو بود تا مسلمانان ابهت و اقتدار دروغین غاصبین را در هم میشکستند؛ ولی راه مبارزه با اسلام امریکایی از پیچیدگی خاصی برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه روشن گردد که متأسفانه هنوز برای بسیاری از ملتهای اسلامی مرز بین «اسلام امریکایی» و «اسلام ناب محمدی» و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهای متحجر و سرمایهداران خدانشناس و مرفهین بیدرد، کاملاً مشخص نشده است. روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو فکر متضاد و رودررو وجود داشته باشد، از واجبات سیاسی بسیار مهمی است که اگر این کار توسط حوزههای علمیه صورت پذیرفته بود، بهاحتمال بسیار زیاد، سید عزیز ما «عارف حسین» در میان ما بود. [1]
۱.۲: مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رأی دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند و طعم تلخ فقر را چشیده باشند و در قول و عمل، مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزهجو اسلام پاکطینتان عارف و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدی - صلی اللَّه علیه و آله و سلم - باشند و افرادی را که طرفدار اسلام سرمایهداری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بیدرد، اسلام منافقین، اسلام راحتطلبان، اسلام فرصتطلبان و در یک کلمه، اسلام امریکایی هستند طرد نموده و به مردم معرفی نمایند. [2]
۱.۳: پیامبر اسلام نیازی به مساجد اشرافی و منارههای تزییناتی ندارد. پیامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پیروان خود بوده است که متأسفانه با سیاستهای غلط حاکمان دستنشانده، به خاک مذلت نشستهاند. مگر مسلمانان جهان، فاجعه قتلعام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقههای مسلمین را در طول حیات ننگین آل سعود و نیز جنایت قتلعام زائران خانه خدا را فراموش میکنند؟ مگر مسلمانان نمیبینند که امروز، مراکز وهابیت در جهان به کانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شدهاند که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملّاهای کثیف درباری، اسلام مقدسنماهای بیشعور حوزههای علمی و دانشگاهی، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایهداران بر مظلومین و پابرهنهها و در یک کلمه «اسلام امریکایی» را ترویج میکنند؛ و از طرف دیگر، سر بر آستان سرور خویش - آمریکای جهانخوار - میگذارند. مسلمانان نمیدانند این درد را به کجا ببرند که آل سعود و «خادمالحرمین» به اسرائیل اطمینان میدهد که ما اسلحه خودمان را علیه شما به کار نمیبریم! و برای اثبات حرف خود با ایران قطع رابطه میکنند. واقعاً چقدر باید رابطه سران کشورهای اسلامی با صهیونیستها گرم و صمیمی شود تا در کنفرانس سران کشورهای اسلامی مبارزه صوری و ظاهری هم با اسرائیل از دستور کار آنان و جلسات آنان خارج شود. اگر اینها یک جو غیرت و حمیت اسلامی و عربی داشتند، حاضر به یک چنین معامله کثیف سیاسی و خودفروشی و وطنفروشی نمیشدند. آیا این حرکات برای جهان اسلام شرمآور نیست و تماشاچی شدن گناه و جرم نمیباشد؟ آیا از مسلمانان کسی نیست تا بپا خیزد و این همه ننگ و عار را تحمل نکند؟[3]
با تکیه بر گفتار اسلام ناب محمدی، به نظر میرسد نمیتوان به مفاهیم دیگری نظیر نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اسلام منتقل شد که مانعی معرفتی در پیش پای اخذ و کاربست اندیشههای چپ و راست باشد.
۱.۴: بدون جذب جوانان دلسوخته حوزهها و دانشگاهها و بازارها و خیابانها نمیشود اسلام ناب محمدی - صلیاللَّه علیه و آله و سلم - را در جهان مستضعفان و پابرهنگان پیریزی کرد. بحث اینکه به من چه نوشتید یا متأثر از تأثر من شدید نیست، بحث بر سر این است که چگونه باید جواب نسلهای آینده را داد. بحث بر سر این است که اگر دیر بجنبیم، اسلام آمریکایی از جلسات سیاسیون ظاهرالصلاح وابسته به آمریکا و نیز از همین حوزهها و دانشگاهها چنان زیبا برای جهان پابرهنگان تشنه عدالت ترسیم میگردد که همگی محکوم به فنا هستیم. امروز، روز اتحاد است، روز خروش علیه استکبار شرق و غرب است. با محبت و دوستی نور صفا و پاکی را در دلهای نورانی عاشقان اسلام بپاشید. [4]
۱.۵: خون پاک صدها هنرمند فرزانه در جبهههای عشق و شهادت و شرف و عزتْ، سرمایه زوالناپذیر آن گونه هنری است که باید بهتناسب عظمت و زیبایی انقلاب اسلامی، همیشه مشام جان زیباپسند طالبانِ جمال حق را معطر کند. تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی - صلی اللَّه علیه و آله و سلم - اسلام ائمه هدی - علیهمالسلام - اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرمآور محرومیتها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایهداری مدرن و کمونیسم خونآشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بیدرد و در یک کلمه «اسلام امریکایی» باشد. [5]
۱.۶: شما باید نشان دهید که چگونه مردم، علیه ظلم و بیداد، تحجر و واپسگرایی قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدی (ص) را جایگزین تفکر اسلام سلطنتی، اسلام سرمایهداری، اسلام التقاط و در یک کلمه اسلام امریکایی کردند. شما باید نشان دهید که در جمود حوزههای علمیه آن زمان که هر حرکتی را متهم به حرکت مارکسیستی و حرکت انگلیسی میکردند، تنی چند از عالمان دینباور دست در دست مردم کوچه و بازار، مردم فقیر و زجرکشیده گذاشتند و خود را به آتش و خون زدند و از آن پیروز بیرون آمدند. شما باید بهروشنی ترسیم کنید که در سال ۴۱، سال شروع انقلاب اسلامی و مبارزه روحانیت اصیل در مرگ آباد تحجر و تقدسمآبی چه ظلمها بر عدهای روحانی پاکباخته رفت، چه نالههای دردمندانه کردند، چه خوندلها خوردند، متهم به جاسوسی و بیدینی شدند. ولی با توکل بر خدای بزرگ کمر همت را بستند و از تهمت و ناسزا نهراسیدند و خود را به توفان بلا زدند و در جنگ نابرابر ایمان و کفر، علم و خرافه، روشنفکری و تحجرگرایی، سرافراز - ولی غرق به خون یاران و رفیقان خویش - پیروز شدند. [6]
۱.۷: روحانیون وابسته و مقدسنما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند. در حوزههای علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند. امروز عدهای با ژست مقدسمآبی، چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام میزنند که گویی وظیفهای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدسنمایان احمق در حوزههای علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظهای از فکر این مارهای خوشخطوخال کوتاهی نکنند. اینها مروّج اسلام امریکاییاند و دشمن رسول اللَّه(ص). آیا در مقابل این افعیها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟[7]
۱.۸: فرزندان عزیز جهادیام به تنها چیزی که باید فکر کنید به استواری پایههای اسلام ناب محمدی - صلی اللَّه علیه و آله و سلم - است. اسلامی که غرب و در رأس آن آمریکای جهانخوار و شرق و در رأس آن شوروی جنایتکار را به خاک مذلت خواهد نشاند. اسلامی که پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومین و فقرای جهانند و دشمنان آن ملحدان و کافران و سرمایهداران و پولپرستانند. اسلامی که طرفداران واقعی آن همیشه از مال و قدرت بیبهره بودهاند و دشمنان حقیقی آن زراندوزان حیلهگر و قدرتمداران بازیگر و مقدسنمایان بیهنرند. [8]
۱.۹: امروز نیز همچون گذشته شکارچیان استعمار در سرتاسر جهان از مصر و پاکستان و افغانستان و لبنان و عراق و حجاز و ایران و اراضی اشغالی به سراغ شیردلان روحانیت مخالف شرق و غرب و متکی به اصول اسلام ناب محمدی - صلی اللَّه علیه و آله و سلم - رفتهاند و از این پس نیز جهان اسلام هر از چند گاه شاهد انفجار خشم جهانخواران علیه یک روحانی پاکباخته است. علمای اصیل اسلام هرگز زیر بار سرمایهداران و پولپرستان و خوانین نرفتهاند و همواره این شرافت را برای خود حفظ کردهاند و این ظلم فاحشی است که کسی بگوید دست روحانیت اصیل طرفدار اسلام ناب محمدی (ص) با سرمایهداران در یک کاسه است. و خداوند کسانی را که اینگونه تبلیغ کرده و یا چنین فکر میکنند، نمیبخشد. روحانیت متعهد، به خون سرمایهداران زالوصفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتی نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و ریاضت درس خواندهاند و پس از کسب مقامات علمی و معنوی نیز به همان شیوه زاهدانه و با فقر و تهیدستی و عدم تعلق به تجملات دنیا زندگی کردهاند و هر گز زیر بار منت و ذلت نرفتهاند. دقت و مطالعه در زندگی علمای سلف، حکایت از فقر و نهایتاً روح پرفتوت آنان برای کسب معارف میکند که چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصیل کردهاند و با قناعت و بزرگواری زیستند. [9]
۲. ضرورت مبارزه، جهاد، بسیج همگانی و مقابله با استکبار شرق و غرب
دومین دسته از فیشها که هرچند مضمون آن به طور ضمنی در دسته پیش نیز مورد اشاره قرار گرفت اما در این بخش به نحو پررنگتری برجسته میشود، عبارت است از ضرورت مبارزه، جهاد، بسیج همگانی و مقابله با استکبار شرق و غرب. برای تحقق و دفاع از اسلام ناب محمدی (ص) این فیشها بر جنبه انقلابی، دفاعی و مبارزاتی اسلام ناب برای مقابله با دشمنان داخلی و خارجی، بهویژه استکبار جهانی و عوامل آن، تأکید دارند. شش مورد از فیشهای بهدستآمده بر این مضمون دلالت دارند که در ادامه از نظر خواهید گذراند.
۲.۱: ملتی که در خط اسلام ناب محمدی - صلی اللَّه علیه و آله - و مخالف با استکبار و پولپرستی و تحجرگرایی و مقدسنمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند؛ چرا که در هنگامه خطر، ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشد. [10]
۲.۲: آمریکا و استکبار در تمامی زمینهها افرادی را برای شکست انقلاب اسلامی در آستین دارند؛ در حوزهها و دانشگاهها مقدسنماها را که خطر آنان را بارهاوبارها گوشزد کردهام. اینان با تزویرشان از درون محتوای انقلاب و اسلام را نابود میکنند. اینها با قیافهای حقبهجانب و طرفدار دین و ولایت همه را بیدین معرفی میکنند. باید از شرّ اینها به خدا پناه بریم و همچنین کسانی دیگر که بدون استثنا به هر چه روحانی و عالِم است حمله میکنند و اسلام آنها را اسلام آمریکایی معرفی مینمایند، راهی بس خطرناک را میپویند که خدای ناکرده به شکست اسلام ناب محمدی (ص) منتهی میشود. ما برای احقاق حقوق فقرا در جوامع بشری تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد. امروز، جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی است و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی رونق و زرقوبرق کاخهای سفید و سرخ را از بین خواهند برد. امروز خمینی آغوش و سینه خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشکهای دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت، برای درک شهادت روزشماری میکند. جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمیشناسد. ما باید در جنگ اعتقادیمان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم. انشاءاللَّه ملت بزرگ ایران با پشتیبانی مادی و معنوی خود از انقلاب، سختیهای جنگ را به شیرینی شکست دشمنان خدا در دنیا جبران میکند و چه شیرینی بالاتر از اینکه ملت بزرگ ایران مثل یک صاعقه بر سر آمریکا فرود آمده است. چه شیرینی بالاتر از اینکه ملت ایران سقوط ارکان و کنگرههای نظام ستمشاهی را نظاره کرده است و شیشه حیات آمریکا را در این کشور شکسته است. و چه شیرینی بالاتر از اینکه مردم عزیزمان ریشههای نفاق و ملیگرایی و التقاط را خشکانیدهاند و انشاءاللَّه شیرینی تمام ناشدنی آن را در جهان آخرت خواهند چشید. نهتنها کسانی که تا مقام شهادت و جانبازی و حضور در جبهه پیش رفتهاند، بلکه آنهایی که در پشت جبهه با نگاه محبت بار و با دعای خیر خود جبهه را تقویت نمودهاند از مقام عظیم مجاهدان و اجر بزرگ آنان بهره بردهاند. خوشا به حال مجاهدان! خوشا به حال وارثان حسین علیهالسلام! اذناب آمریکا باید بدانند که شهادت در راه خدا مسئلهای نیست که بشود با پیروزی یا شکست در صحنههای نبرد مقایسه شود. مقام شهادت، خود اوج بندگی و سیر و سلوک در عالم معنویت است. نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بکشانیم که بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهای دیگر آزاد شد. تمامی اینها خیالات باطل ملیگراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است. ملیگراها تصور نمودند ما هدفمان پیادهکردن اهداف بینالملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است. ما میگوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا اللَّه» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم. پس ای فرزندان ارتشی و سپاهی و بسیجیام، و ای نیروهای مردمی، هر گز ازدستدادن موضعی را با تأثر و گرفتن مکانی را با غرور و شادی بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما بهقدری ناچیزند که تمامی دنیا در مقایسه با آخرت. [11]
۲.۳: امروز غرب و شرق بهخوبی میدانند که تنها نیرویی که میتواند آنان را از صحنه خارج کند، اسلام است. آنها در این ده سال انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خوردهاند و تصمیم گرفتهاند که به هر وسیله ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی (ص) است، نابود کنند. اگر بتوانند با نیروی نظامی، اگر نشد، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بیگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و اگر هیچکدام از اینها نشد، ایادی خودفروخته خود از منافقین و لیبرالها و بیدینها را که کشتن روحانیون و افراد بیگناه برایشان چون آبخوردن است و در منازل و مراکز ادارات نفوذ میدهند که شاید به مقاصد شوم خود برسند. نفوذیها بارها اعلام کردهاند که حرف خود را از دهان سادهاندیشان موجّه میزنند. من بارها اعلام کردهام که با هیچکس در هر مرتبهای که باشد، عقد اخوت نبستهام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است. دفاع از اسلام و حزب اللَّه اصل خدشهناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است. ما باید مدافع افرادی باشیم که منافقین سرهایشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفره افطار گوشتاگوش بریدند. ما باید دشمن سرسخت کسانی باشیم که پروندههای همکاری آنان با امریکا از لانه جاسوسی بیرون آمد. ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ. [12]
۲.۴: انشاءاللَّه در محدوده توانتان نقاط کور و مجهول را برای مردم شریف ایران و جهان اسلام باز و روشن نمایید و چهارچوب اسلام ناب محمدی (ص) که ترسیم قهر و خشم و کینه مقدس و انقلابی علیه سرمایهداری غرب و کمونیسم متجاوز شرق است و نیز راه مبارزه علیه ریا و حیله و خدعه را به مردم و بخصوص جوانان سلحشورمان نشان دهید. [13]
از مرور فیشهای پیشین بهوضوح به دست میآید که اندیشه اسلام ناب محمدی (ص)، با تمسک به قرائت خاص خود از عدالت، تلاشی برای مرزبندی هویتی - مبارزاتی با اندیشه چپ نیز به خرج داده است. برخی تلاش دارند تا وجه ستیز اسلام ناب محمدی با اندیشه چپ را صرفاً منحصر در خداناباوری اندیشههای چپ بدانند، حال آنکه از مرور فیشها میتوان به این موضوع منتقل شد که هرچند مسئله معنویت در متن اسلام ناب محمدی (ص) اخذ شده است؛ اما از اساس نقطه کانونی درگیری بر خود مفهوم مستضعفان و پابرهنگان استوار شده و همین امر نشاندهنده تمایزهای بنیادین اندیشه دینی در مسئله عدالت با دیدگاههای چپ دارد.
۲.۵: بر هیچ یک از مردم و مسئولین پوشیده نیست که دوام و قوام جمهوری اسلامی ایران بر پایه سیاست «نه شرقی و نه غربی» استوار است و عدول از این سیاست، خیانت به اسلام و مسلمین و باعث زوال عزت و اعتبار و استقلال کشور و ملت قهرمان ایران خواهد بود. جمهوری اسلامی ایران نباید تحت هیچ شرایطی از اصول و آرمانهای مقدس و الهی خود دست بردارد. انشاءاللَّه مردم سلحشور ایران کینه و خشم انقلابی و مقدس خویش را در سینهها نگه داشته و شعلههای ستم سوز آن را علیه شوروی جنایتکار و آمریکای جهانخوار و اذناب آنان به کار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ پرچم اسلام ناب محمدی - صلی اللَّه علیه و آله و سلم - بر بام همه عالم قد برافرازد و مستضعفان و پابرهنگان و صالحان، وارثان زمین گردند. در مسئله بازسازی و سازندگی من اطمینان دارم که شخصیتهای رده بالای نظام و مسئولین محترم و نیز مردم وفادار و انقلابی کشورمان چون گذشته هرگز قبول نمیکنند که نیل به این هدف به قیمت وابستگی ایران اسلامی به شرق و یا غرب تمام شود. [14]
۲.۶: صراحتاً اعلام کردهایم که ایران حتی به یک وجب از خاک عراق چشم ندوخته است و مردم عراق در تصمیمگیریها و انتخاب حکومت خود آزادند و چه بهتر آنکه قبل از سقوط حاکمیتِ مطلق بعث عراق به دست رزمندگان دلاور اسلام در جبهههای نبرد، حکومت دلخواه و موردنظر خود را انتخاب کنند که بحمد اللَّه طلیعه این حرکت بزرگ آشکار شده است و همه ابرقدرتها و حامیان رژیم روبهزوال بعث مطمئن باشند که بینالمللی کردن درگیریها در جنگ و ایجاد جوّ فشار و جریانات ساختگی سیاسی و تبلیغاتی و دیپلماسی علیه جمهوری اسلامی ایران در جهان و دخالتهای نظامی و غیرنظامی در خلیجفارس و بزرگنمایی مشکلات و اختلافتراشی و ارائه تحلیلهای کور و بیثمر، ما را از هدف سرنگونی صدام و حزب بعث عراق و تنبیه متجاوز باز نخواهد داشت و به لطف خدا تمامی فشارها و محاصرههای جهانی را برای نیل به این هدف بزرگ تحمل میکنیم و از جنگکردن در راه خدا خسته نمیشویم. این ملت بزرگ ایران است که با قامتی استوار بر بام بلند شهادت و ایثار ایستاده است و هر روز نشاط و تحرک و فریاد او برای ادامه راه بیشتر میشود. البته ممکن است غربزدهها و بزدلان و همانهایی که نه در روزهای آغازین در میدان دفاع بودهاند و نه تا به امروز به حمایت از حماسهآفرینان و وطنبانان خدمتی کردهاند و نه در آینده لیاقت حضور در جنود و سربازان خدا را خواهند یافت، برای خوشخدمتی به اربابان و دلگرم نمودن آنان از خستگی و بنبست در جنگ تحمیلی، داد سخن دهند و به خیال خام خود افکار را از جنگ منحرف نمایند و احیاناً آنها که در خارج از مرزها نشستهاند، باورشان بیاید که مردم و مسئولین و ارتش و سپاه و بسیج از جنگ و ادامه آن خسته شدهاند و یا در میان آنان بر سر جنگ اختلاف افتاده است. حال آنکه به لطف خدا در حاکمیت جمهوری اسلامی ما اختلافی بر سر مواضع اصولی، سیاسی و اعتقادی وجود ندارد و همه مصمماند تا توحید ناب را در بینالملل اسلامی پیاده نموده و سر خصم را به سنگ بکوبانند، تا در آیندهای نهچندان دور به پیروزی اسلام در جهان برسند. [15]
۳. ابعاد معنوی، فکری و ضرورت خالصسازی و تبیین جهانی اسلام ناب محمدی (ص)
سومین دسته از فیشها بر مضمون ابعاد معنوی، فکری و ضرورت خالصسازی و تبیین جهانی اسلام ناب محمدی (ص) دلالت دارند. این فیشها به مبانی فکری، معنوی و لزوم زدودن خرافات از چهره اسلام و همچنین رسالت جهانی آن اشاره دارند. البته لازم به ذکر است که مضمون این دسته از فیشها نیز به واسطه خصلت درهمتنیدگی مقولات مرتبط با اسلام ناب محمدی (ص) در دستههای پیشین نیز وجود دارد، اما در این بخش، دلالت صریحتری بر آن وجود دارد. متن فیشها به شرح زیر هستند:
۳.۱: ما باید سعی کنیم تا حصارهای جهل و خرافه را شکسته تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی - صلی اللَّه علیه و آله - برسیم. امروز غریبترین چیزها در دنیا همین اسلام است و نجات آن قربانی میخواهد. دعا کنید من نیز یکی از قربانیهای آن گردم. [16]
۳.۲: آقای گورباچف! وقتی از گلدستههای مساجد بعضی از جمهوریهای شما پس از هفتاد سال بانگ «اللَّه اکبر» و شهادت به رسالت حضرت ختمیمرتبت - صلی اللَّه علیه و آله و سلم - به گوش رسید، تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی (ص) را از شوق به گریه انداخت؛ لذا لازم دانستم این موضوع را به شما گوشزد کنم که بار دیگر به دو جهانبینی مادی و الهی بیندیشید. مادیون معیار شناخت در جهانبینی خویش را «حس» دانسته و چیزی را که محسوس نباشد، از قلمرو علم بیرون میدانند و هستی را همتای ماده دانسته و چیزی را که ماده ندارد، موجود نمیدانند. قهراً جهان غیب، مانند وجود خداوند تعالی و وحی و نبوت و قیامت را یکسره افسانه میدانند. درحالیکه معیار شناخت در جهانبینی الهی اعم از «حس و عقل» میباشد و چیزی که معقول باشد، داخل در قلمرو علم میباشد، گر چه محسوس نباشد؛ لذا هستی اعم از غیب و شهادت است و چیزی که ماده ندارد، میتواند موجود باشد. همانطور که موجود مادی به «مجرد» استناد دارد، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متکی است. [17]
اسلام ناب محمدی (ص)، انگارهای هویتی یا معرفتی؟
اکنون و باتوجهبه مرور فیشهای پیشین لازم است تا نسبتی میان کلیدواژه اسلام ناب محمدی (ص) و دو قرائت پیشین برقرار ساخت، نخست قرائتی که اسلام ناب محمدی را یک نظام معرفتی، سدکننده اندیشههای چپ و راست تلقی کرده و دیگر قرائتی که اسلام ناب محمدی (ص) را قرائتی چپ از اندیشه دینی بر میشمارد.
در خصوص قرائت نخست باید گفت که از مرور فیشهای پیشین این نکته به دست نمیآید که اسلام ناب محمدی (ص) در بیان امام خمینی (ره) به منزله نظامی معرفتی به کار برده شده است. اسلام ناب در بیان ایشان عمدتاً دلالت بر هویتی سیاسی با ارکانی نظیر استقلال، ظلمستیزی و حمایت از محرومان دارد. ممکن است بهعنوان دلالت التزامی این گفتار، گفته شود که لازمه تحقق این هویت مستقل، وجود نظامی معرفتی است؛ در این صورت نیز قرائت معرفتی از اسلام ناب محمدی، دارای طریقیت بوده و در متن خود این انگاره، وارد نشده است. از همین رو با تکیه بر گفتار اسلام ناب محمدی، به نظر میرسد نمیتوان به مفاهیم دیگری نظیر نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اسلام منتقل شد که مانعی معرفتی در پیش پای اخذ و کاربست اندیشههای چپ و راست باشد.
پیرامون انگاره دوم مبنی آنکه اندیشه اسلام ناب محمدی (ص)، خوانشی چپ از اندیشه دینی است، باید گفت که این انگاره از مغالطه پنهانی رنج میبرد. انگاره مذکور که عمدتاً توسط بازارگرایان تئوریزه شده، دو مفهوم عدالت و مبارزه را در بستر جهانی قرن بیستم و فضای جنگ سرد، اموری کدگذاری شده توسط جریان چپ تلقی کرده و تمسک به آن را به معنای غلتیدن در دامن چپگرایی فهم میکند. بااینحال از مرور فیشهای پیشین بهوضوح به دست میآید که اندیشه اسلام ناب محمدی (ص)، با تمسک به قرائت خاص خود از عدالت، تلاشی برای مرزبندی هویتی - مبارزاتی با اندیشه چپ نیز به خرج داده است. برخی تلاش دارند تا وجه ستیز اسلام ناب محمدی با اندیشه چپ را صرفاً منحصر در خداناباوری اندیشههای چپ بدانند، حال آنکه از مرور فیشها میتوان به این موضوع منتقل شد که هرچند مسئله معنویت در متن اسلام ناب محمدی (ص) اخذ شده است؛ اما از اساس نقطه کانونی درگیری بر خود مفهوم مستضعفان و پابرهنگان استوار شده و همین امر نشاندهنده تمایزهای بنیادین اندیشه دینی در مسئله عدالت با دیدگاههای چپ دارد.
[1] صحیفه امام خمینی، جلد ۲۱، ص ۱۲۱
[2] صحیفه امام خمینی(ره)، جلد ۲۱، ص ۱۱
[3] صحیفه امام خمینی، جلد ۲۱، ص ۸۱
[4] صحیفه امام خمینی، جلد ۲۱، ص ۶۸۵
[5] صحیفه امام خمینی، جلد ۲۱، ص ۱۴۵
[6] صحیفه امام خمینی(ره)، جلد ۲۱، ص ۲۴۰
[7] صحیفه امام خمینی(ره)، جلد ۲۱، ص ۲۷۸
[8] صحیفه امام خمینی(ره)، جلد ۲۱، ص ۲۰۴
[9] صحیفه امام خمینی، جلد ۲۱، ص ۲۷۶
[10] صحیفه امام خمینی، جلد ۲۱ ، ص ۱۹۵
[11] صحیفه امام خمینی(ره)، جلد ۲۱، ص ۸۷
[12] صحیفه امام خمینی، جلد ۲۱، ص ۳۲۶
[13] صحیفه امام خمینی، جلد ۲۱، ص ۳۳۹
[14] صحیفه امام خمینی(ره)، جلد ۲۱، ص ۱۵۵
[15] صحیفه امام خمینی(ره)، جلد ۲۰، ص ۳۲۲
[16] صحیفه امام خمینی(ره)، جلد ۲۱، ص ۱۶۰
[17] صحیفه امام خمینی(ره)، جلد ۲۱، ص ۲۲۲
/انتهای پیام/