به گزارش «سدید»؛ رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی مدیران مطبوعات و رسانههای استان قم بی توجهی به نیاز مخاطب، وابسته بودن به نهادهای پدیدآورنده، تولید محتوا و عدم آشنایی با زبان نسل جدید را از مهمترین مشکلات رسانهها بویژه رسانههای مذهبی دانست و گفت: «رسانههای ما متاسفانه به دلیل بیتوجهی، گرفتار یک عقب ماندگی مزمن از جامعه شدهاند یعنی الان مسائل و مشکلات جامعه به نحو دیگری پیش میرود و رسانههای ما با وضعیت دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ پیش میروند».
روزنامه سراسری ۱۹ دی از سال ۱۳۷۸ با صاحب امتیازی و مدیرمسئولی مرتضی داستانی در قم فعالیت خود را آغاز کرد و نخستین روزنامه رنگی استان قم لقب گرفت. به گفته داستانی، این روزنامه در سال ۱۳۹۸ به دلیل وجود مشکلات کاغذ از یکسو و پایین آمدن اقبال مردم به رسانههای مکتوب از سوی دیگر تعطیل شد و مجدد از سال ۱۴۰۰ فعالیت خود را با انتشار محدود روزنامه و راه اندازی روزنامه اینترنتی ۱۹ دی از سر گرفت.
آقای مرتضی داستانی، پیشکسوت و مدرس روزنامه نگاری و رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی مدیران مطبوعات و رسانههای استان قم به خبرنگار شفقنا گفت: «با کاهش چشمگیر تیراژ روزنامه و زیان ده بودن فعالیت آن، تصمیم گرفته شد مدیریت مسئولی روزنامه واگذار شده و فعالیت رسانهای در فضای مجازی و در پایگاه ۱۹ دی آنلاین انجام گیرد». در گفت وگویی با این پیشکسوت حوزه رسانه و خبر، به بررسی چالشهای رسانههای دینی پرداختیم
وجه تمایز رسانههای مذهبی و غیر مذهبی چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم. رسانههای مذهبی دو دسته هستند؛ یکسری از نشریات و رسانههای دینی ما در حوزه عام «اطلاع رسانی» فعالیت میکنند و دسته دیگر، رسانههایی هستند که «تخصصی» هستند و کارشان تبیین مسائل و مشکلات حوزه خودشان است. به نظر من، هر دو این نوع رسانههای دینی ما این روزها با چالشهای جدی روبهرو هستند.
بخش عمدهای از گرفتاری ما در حوزه رسانههای دینی به اینجا برمی گردد که در تولید مطالب به نیاز و منافع مخاطب توجه نمیکنیم و آنچه که خودمان میپسندیم را تولید میکنیم. توجه به ذائقه مخاطب نمیکنیم.
از این رو رسانههای ما متاسفانه به دلیل بیتوجهی، گرفتار یک عقب ماندگی مزمن از جامعه شدهاند یعنی الان مسائل و مشکلات جامعه به نحو دیگری پیش میرود و رسانههای ما با وضعیت دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ پیش میروند؛ و نتیجه این میشود که رسانههای ایران – نه فقط رسانههای دینی- دچار یک عقب ماندگی هستند. یعنی اکنون یک فاصله جدی بین مردم و رسانههای داخل کشور به وقوع پیوسته است. درحالیکه فبلا این رسانهها بودند که جامعه را اداره و هدایت میکردند و باعث تنویر افکار عمومی بودند، اما الان رسانههای دیگری که رسمی نیستند افکار جامعه را اداره میکنند، چون مخاطب در رسانههای رسمی مطلب موردنظر خود را پیدا نمیکند. اگر مردم ما چیزی که دوست دارند یا در آن منفعتی بینند را در رسانه ما ببینند سراغ رسانههای دیگر نمیروند. ولی امروز اعتماد آنها از رسانههای دشمی در حال سلب شدن است، در این حالت، آنچه رسانه منتقل میکند را کامل نمیپذیرد بلکه نقطه مقابل را هم میبیند و ارزیابی میکند.
بی تردید اگر ما اطلاعات درست و به موقع داده بودیم، مردم سراغ رسانههای برون مرزی نمیرفتند. کمااینکه در جنگ ۱۲ روزه، بخش زیادی از مردم ما هم تلویزیون ایران را میدیدند و هم اینترنشنال را. این نشان میدهد که ما رسانهها از آنچه باید باشیم، خیلی فاصله گرفتیم.
یعنی از نظر شما، عمده ضعف رسانهها مربوط به محتواست؟
عمدتا همین است؛ گرچه ضعف شکلی هم داریم. یعنی امکان دارد شما مطلب را به شکلی ارائه بدهید که مورد توجه مخاطب نباشد و همان مطلب به گونهای دیگر و به شیوه دیگر عرضه شود و اتفاقا مورد پذیرش مخاطب قرار بگیرد؛ بنابراین اینطوری نیست که فقط محتوا ایراد داشته باشد بلکه در شکل ارائه مطلب هم ضعف داریم.
به نظر شما بیشترین رسالت رسانههای مذهبی فقط ترویج و تبلیغ دین است یا وظایف اجتماعی و فرهنگی هم دارند؟
این مسئله تفکیک ناپذیر است. یعنی اگر در حوزه دین خوب کار کنید در فرهنگ عمومی مردم اثر میگذارد ولی آنچه باید مورد توجه قرار گیرد اینکه رسانهای که با انگیزههای انسانی انسان سر و کار نداشته باشد هیچ وقت موفق نمیشود، چون اگر حتی در همین حوزههای دین بخواهد کار تهییجی یا تبلیغی کند و موفق بشود باید خوب ارتباط برقرار کند و وقتی توانست این ارتباط را برقرار کند و این اعتماد را ایجاد کند، آنگاه میتواند تاثیر گذاری خوبی در مسائل اجتماعی و فرهنگی داشته باشد، چون با انگیزههای انسانی انسان چه اجتماعی و چه فرهنگی خودش را تطبیق داده یا هدایت آن را خوب دست گرفته است.
مهمترین چالشها و موانعی که رسانههای مذهبی با آن روبهرو هستند چیست؟
یکی از مشکلات مهم این رسانه ها، «وابسته بودن» است. رسانههای مذهبی به دلیل اینکه وابسته به کسانی هستند که پول این نشریات دست آنهاست – چه مستقیم از دولت و حکومت چه با واسطه از دولت- به گونهای زیر چاپ میروند که رضایت کارفرمای خود را داشته باشد نه مردم و مخاطبین را. به عبارت دیگر، نشریه را به گونهای زیر چاپ میبرند که آنکس که هزینه آنها را پرداخت میکند بپسندد نه اینکه فروش بیشتری داشته باشند. اگر این تفکر اصلاح شود خیلی از مسائل رسانهها اصلاح میشود.
یکی از عللی که رسانهها و نشریات حوزه دین در دهه ۶۰ موفق بودند، این است که در آن دوره هیچکس هیچ مطلبی نمینوشت که مورد رضایت کسی باشد که بودجه او را تامین میکند یعنی همه دنبال این بودند کاری کنند که فروش بیشتر و مخاطب بیشتری داشته باشند البته ذائقه جامعه هم متفاوت بود یعنی همان زمان هم اگر کسی رسانهای و نشریهای برای خوشامد کسی در میآورد آنطور که باید مورد توجه قرار نمیگرفت. متاسفانه از زمانی که بودجههایی مثل بودجههای تهاجم فرهنگی و ... وارد برخی موسسات شد ما برای خوشامد کسانی که بودجه دستشان بود، مطلب نوشتیم.
یک مسئله دیگری که در مراکز دینی ما «آفت» است، اینکه خیلی از فعالیتهای دینی، گزارش عملکرد محسوس ندارند یعنی مثلاً موسسه زدند که فعالیت انجام دهند ولی این فعالیت خیلی محسوس نیست، اما وقتی نشریه چاپ میکنند، این نشریه را ارائه میدهند که بودجه موسسه خود را بگیرند.
اگر نگاه ژورنالیستی و رسانهای به حوزه رسانه دین تزریق شود به نظرم یک بخش قابل توجهی از این مشکلات محتوایی کم میشود و از آن طرف شاهد یک تحول و جهشی در شکل کار خواهیم بود خصوصاً در حوزه نشریاتی که عمدتاً به شکل مجموعه مقاله منتشر میشوند. خیلی از نشریاتی که نگاه میکنیم طی ۲۰ تا ۳۰ سال هیچ فرقی نکردند. ۵ تا ۶ تا مقاله از این طرف و از آن طرف گرفتند با یک پیشگفتار و یادداشت مقاله منتشر کردند، این سبک کار تا کی میتواند جواب بدهد؟
واقعیت تلخ بیتوجهی به مخاطب و منفعت مخاطب فقط به حوزه دین معطوف نیست. غیر از حوزه ورزش و حوزه فیلم و سینما بقیه حوزهها هم کمابیش این مشکلات را دارند. رسانهها و نشریات ورزشی و نیز فیلم و سینما «اُفت»ی که بقیه حوزهها کردند، را نکردند، چون این دو حوزه به منفعت مخاطبش نگاه میکند و جزئیات این حوزه را به مخاطب میرساند. اما مثلا در حوزه علم اینگونه نیست. اینقدر که به شخصیتهای حوزه ورزش و سینما پرداخته میشود، آیا همان مقدار به دانشمندان و شخصیتهای علمی و دینی پرداخته میشود؟ شاید اگر پرداخته شود، الگوگیری از اینها هم متفاوت شود.
معتقدم حوزه علم و دین ما رسانهای نشده است؛ رسانهای شدن به دوتا خبر نیست. حوزه فیلم چگونه رسانهای شده است؟ کوچکترین اتفاق از حوزه ورزش و فیلم را مردم خبردار میشوند گویی ورزش و فوتبال در یک اتاق شیشهای قرار گرفته است. وقتی اینگونه شد، جذابیت پیدا میکند. اگر حوزه علم و دین را هم در یک اتاق شیشهای قرار دهیم، این حوزه هم جذابیت پیدا میکند. حوزه علم اصلا در کشور ما رسانهای نیست. من چندبار پیشنهاد کردم در ورودی قم VIP خبر بگذارید دانشمندان، شخصیتها و اساتیدی که از کشورهای دیگر به قم میآیند، استراحت کوتاهی داشته باشند و به سوالات رسانهها پاسخ دهند، مقامات استان از این نظر استقبال کردند، اما اقدامی انجام ندادند.
در روزنامه و پایگاه خبری ۱۹ دی آنلاین چقدر به مطالب مذهبی توجه کردید و برای جذب مخاطب چه اقداماتی انجام دادید؟
اولا زمینه فعالیت روزنامه را «مذهبی» ذکر نکردیم ولی، چون «فرهنگی» ذکر کردیم برای خودمان احساس مسئولیت میکردیم و یکسری مسئولیتهای فردی برای خود قائل بودیم. به همین دلیل، صفحه «عقیدتی» داشتیم و از آن طرف هم احساس میکردیم که خبرهای آقایان علما و مراجع خیلی بازتاب خوبی داده نمیشود و لذا توجه ما بیشتر از شاید روزنامهها و رسانهها به این بود که نقطه نظرات آقایان بازتاب داده شود به همین خاطر، این روزنامه جایگاهی بین علما و مراجع پیدا کرده بود. یک زمانی هر هفته با یک نفر در خیابان بدون اینکه شناخت قبلی داشته باشیم، گفتوگو میکردیم و از زندگی او میپرسیدیم. این کار مورد استقبال قرار گرفت. یعنی اگر نوع شکل کار تفاوت کند مردم این تفاوت را محسوس میبینند.
آیا رسانههای مذهبی نقاط قوتی هم دارند؟ چگونه این نقاط ضعف را باید برطرف کرد؟
یکی از مواردی که به نظر من در حوزه دین وجود ندارد این است که حوزه باید اشکالات خود را در رسانه ببیند و برطرف کند و اگر نبیند در رسانههای دیگر میبیند. اینکه حوزه رسانه دین اشکالات حوزههای دیگر را مطرح کند، نمیدونم خوب است یا بد! ولی چقدر مشکلات این حوزه را خودش مطرح میکند؟ در تعریف گزارشگر میگوئیم گزارشگر کارش این است که به جاهای تاریک، نور بتاباند. چقدر رسانههای حوزه دین به قسمتهای تاریک چراغ میتابانند؟ مراکز دینی ما در رسانهها باید پاسخگو باشند، چقدر پاسخگو هستند؟ طرح سوالات خیلی کم است، وقتی سوالات کم باشد، حوزه دین رشد نمیکند، حوزه دین رشد نکرد، رسانه هم رشد نمیکند. ما گرفتار یک سیکل معیوبی شدیم و آن هم اینکه نهادهای دینی، رسانههای دینی را ایجاد میکنند تا تعریف و تمجید شوند. این سبب میشود که حوزه رسانه دین نتواند آنگونه که باید و شاید جایگاه خاصی برای خود پیدا کند و چه بسا حتی مخاطبین خود را هم از دست بدهد.
بعضی از رسانههای دینی هم به خاطر اقتضائات سیاسی شکل گرفتند و با کمرنگ شدن این اقتضائات، فعالیت آنها هم کمرنگ میشود. یعنی وقتی فکر ما از همان اول معطوف به این نیست که رسانهای ایجاد کنیم که اولا نهادهای دینی را پاسخگو کند و دوم اینکه جاهایی که اشکال هست اشکالات را نشان دهد، تفکری ایجاد میشود که در مقطعی مهم است ولی تاریخ مصرف دارد، هنگامی که تاریخ مصرف آن تمام میشود از انتفاع میافتد یا حداقل کم میشود.
یعنی یکی از عواملی که مانع تاثیر گذاری رسانه میشود بحث سیاسی بودن و سیاسی شدن یا نگاه سیاسی رسانهها است؟
نگاه سیاسی را نمیتوان حذف کرد و جزو بخشی از زندگی همه ماست؛ و هیچ رسانهای نمیتواند منکر «نگاه سیاسی» شود. نکته دیگر این است که افق سیاسی شما به عنوان رسانه چقدر است؟ وقتی ما افق و صبغه سیاسی خود را انقدر پایین میآوریم که در حد یک کارکرد حزبی یا کارکرد انتخاباتی تعریف شود، آن رسانه حزبی میشود. اگه کارکرد ملی و دینی پیدا کند خیلی تفاوت پیدا میشود یعنی نوع افق باعث میشود که به عملکرد سایه بندازد.
در حال حاضر علیرغم اینکه رسانههای مذهبی، تولیدات دینی و مذهبی دارند، اما تاثیرگذاری لازم را ندارند، علت این امر چیست؟
نپرداختن به دغدغههای اصلی مردم. در یک دورهای دغدغههای غیر دینی مردم اینقدر بزرگ میشود که دغدغههای دینی خود را در اولویت دوم قرار میدهند. در چنین شرایطی وقتی سراغ دغدغههای دینی بروی پاسخ دریافت نمیکنی؛ و لذا حداقل باید موازی حرکت کرد یعنی هم دغدغههای دینی را مطرح کرد و هم دغدغههای غیر دینی و مادی مردم را تا احساس کنند که درد آنها را میفهمی. در دوره دوم خرداد برخی رسانههای حوزه دین فعالیتشان زیاد بود و بعد از این دوره فروکش کرد. چرا؟ چون هدف آنها بدنام کردن و سرکوب دولت وقت بود.
رسانههای مذهبی تا چه اندازه توانستند متناسب با زبان نسل جدید تولید محتوا کنند؟
اگر توانسته بودند چنین کاری کنند الان هیچ مشکلی نداشتند. واقعیت این است که رسانهها، حکومت و همه ما با نسل جدید فاصله داریم. الان همه ما با زبان نسل جدید مشکل داریم و نمیفهمیم او چه میخواهد؟ جالب اینجاست که این نسل جدید سیاسی نیست و نمیخواهد سیاسی باشد. قاعده و ضابطهای ندارد. این نسل، نوع مهندسی جدید میخواهد یعنی برای ارتباط با او باید یک مهندسی روابط جدید تعریف کرد.
رسانههای مذهبی درعرصه بین الملل توانستند حضوری موثر داشته باشند؟
ما کشوری هستیم که دیپلماسی دولتی ما در زمینه بین الملل ضعیف است. قطع یقین دیپلماسی مردمی و رسانهای ما از آن ضعیفتر است؛ یعنی وقتی ارتباطات دیپلماسی دولتی ضعیف باشد دیپلماسی عمومی ما هم ضعیف است. متاسفانه در شرایطی که دنیا با تحریمها، شکل کار ما را بست تا دیپلماسی دولتی ما خیلی موفق نشود، ما بایستی دیپلماسی عمومی خود را فعال میکردیم که جایگزین شود و این خلأ را پر کند، ولی نکردیم. اساتید، دانشمندان حتی چهرههای سیاسی مهم ایران مانند آقای ظریف، آقای روحانی، آقای خاتمی، آقای صالحی میتوانستند در دنیا به عنوان ظرفیت دیپلماسی عمومی استفاده و جایگزین شوند، اما استفاده نکردیم.
رسانههای مذهبی تا چه حد آمادگی دارند با نقدها و پرسشهای جدی درباره دین، سبک زندگی مذهبی یا عملکرد نهادهای دینی وارد گفتوگو شوند و فضایی برای طرح دیدگاههای متنوع ایجاد کنند؟
چنین قابلیتهایی در اهالی رسانه وجود دارد، اما مساله این است که همه اینها وابسته به نهاد حاکمیتی یا نهاد مذهبی هستند و شاید این نهادها، نقدها و پرسشهای جدی را برنتابند، یعنی همه این ظرفیتها بستگی به ظرفیت نهادهای حاکمیتی دارد.
با توجه به تحولات سریع رسانهای، از جمله هوش مصنوعی و رسانههای سایبری، آینده رسانههای مذهبی را چگونه میبینید؟ برای ماندگاری و اثرگذاری در دهههای آینده چه تغییرات بنیادینی لازم است؟
اگر همگام با تحولات روز جهان، این رسانهها تغییر نکنند که محکوم به تشییع جنازه هستند. ولی اگر بخواهند تحول ایجاد کنند، باید از درون نهادهای ایجادکننده رسانه ها، این تحول آغاز شود، چون اگر با همان نوع نگاه و همان ظرفیت که اینها را به وجود آوردند بخواهند با شرایط امروز کار خود را پیش ببرند، نمیتوانند. تا نهادهایی که اینها را با اهداف خاصی به وجود آوردند، نوع نگاه و رویکرد خود را تغییر ندهند، این رسانه هم رشد نخواهد کرد.
البته با آمدن هوش مصنوعی و فضایی که در جامعه ما ایجاد خواهد کرد، خودبخود اینها را جلو خواهد برد. تجربه هم ثابت کرده که اینها مقداری جلو میروند و از این ظرفیت جدید استفاده میکنند ولی اینکه تا چه اندازه جلو بروند متفاوت است ولی شکل کار به گونهای پیش میرود که هوش مصنوعی است که مجموعههای ما را به سمت خود میبرد.
آیا رسانههای مذهبی و دینی با توجه به آمدن هوش مصنوعی، در آینده وجود خواهند داشت؟
در دنیا گرایش به مذهب هنوز هست، گرایش به دین و دینداری خیلی جاها شاید کمرنگ باشد، اما وجود دارد یک دلیل آن است که گرایش به دین، فطری است و انسانی که از دین زده میشود، در یک نقطهای دوباره به فطرت خود که دین خواهی است برمی گردد.
مشابه این اتفاقات برای روزنامهها در جهان افتاد و بسیاری از روزنامهها از بین رفتند تا اینکه با شکل جدیدی برگشتند و جایگاه جدیدی برای خود تعریف کردند. مهم این است که کنشگران ما در همه حوزهها درک درستی از وضعیتی که درآن قرار دارند داشته باشند و حکومت هم این درک متقابل را داشته باشد که مشکلی برای آنها ایجاد نشود.
ما الان در یک دوران گذر با سرعت بالا به سر میبریم و باید تلاش کنیم که در این «پیچ تاریخی» کمتر آسیب ببینیم. والا قهرا زمانه همه ما را به سمت خود میبرد و افرادی میمانند که از این شرایط استفاده کنند و سوار بر شرایط و زمان شوند.
/ انتهای پیام /
منبع: خبرگزاری شفقنا