گروه دین و اندیشه «سدید»؛ حکومت عدل علی (ع)، یکی از تصاویر آرمانی ما از دولت است که بهمثابه یک اسطوره ذهنی در صورتبندی نظرات ما پیرامون واقعیت تأثیرگذار است. اما اگر این حکومت عادله را بشکافیم، پیرامون ابعاد اقتصادی، عمرانی، نظارتی و مالیاتی چه نکاتی را میتوانیم به دست بیاوریم که برای امروز ما نیز کارآمد باشد؟ گذشته از موارد مذکور، «مسئول مردمی» نیز از دیگر تصاویر ذهنی است که برگرفته از حکومت حضرت علی (ع) در ذهن ما سایه افکنده است. اما کیفیت روابط حضرت علی (ع) با مردم در زمان حکومتشان چگونه بوده است؟ ما ضمن گفتوگو با حجتالاسلام دکتر علیاکبر ذاکری خمی - نویسنده کتاب ارزشمند «سیمای کارگزاران علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین (ع)» - تلاش داریم تا به این پرسشها و مسائلی از این دست پاسخ دهیم. در ادامه بخش سوم و نهایی این گفتوگو را از نظر خواهید گذراند.
تنظیمات اقتصادی حضرت علی (ع)
پرسش نخست در این بخش ناظر به کارگزاران مالی و نحوه مدیریت اقتصادی حضرت علی (ع) است. رویکرد عهدنامه مبنی بر اولویتدادن «آبادانی زمین» بر «جمعآوری خراج» و لزوم تخفیف مالیاتی در شرایط سخت، بسیار قابلتوجه است. این سیاست اقتصادی چگونه توسط کارگزاران حضرت (مانند مالکاشتر) در مناطق تحت امرشان پیاده میشد و آیا با مقاومت یا چالشهایی روبهرو نبود؟ ما جملاتی از حضرت علی (ع) داریم که میفرمایند پس از چند سال حکومت، کاری صورتگرفته که همه شما در کوفه نان گندم میخورید و سقفی بالای سرتان است. گویا حضرت کاری کردهاند که به واسطه آن، عمران، آبادانی و عدالت محقق شده است. اگر ممکن است این مسئله را بیشتر برای ما توضیح دهید.
ذاکری خادم: واقعیت این است که بههرحال در زمان گذشته، مخصوصاً در زمان خلیفه قبلی یعنی عثمان، بیتالمال دیگر حالت ملک شخصی پیدا کرده بود. یعنی خلیفه هرچه را که در بیتالمال بود، در اختیار خود میدانست و حق تصرف را هم هرگونه که میخواست، اعمال میکرد. طبیعتاً بخشی از بیتالمال به جیب افرادی میرفت که با او خویشاوند بودند. یکی از علل مخالفت با عثمان همین بود. مثلاً بخشی را به مروان بن حکم و بخشی را به سایر شخصیتهای برجسته و ذینفوذ میداد. آنها هم کم نمیخواستند و باید به آنها زیاد داده میشد. بخشی را هم اصلاً خودش در اختیار داشت. یعنی در منطقه مدینه، محدودهای را برای شتران خود قرق کرده بود. آن وضعیت را در نظر بگیریم که بیتالمال در واقع حیفومیل میشد؛ اکنون که حضرت علی (ع) به قدرت رسیدند، هر چیزی را که از بیتالمال بود، همه را به طور مساوی بین مردم تقسیم میکردند. پس چیزی نشت نمیکرد تا هدر برود. وقتی که هدر نرفت، یک درآمد انبوهی باقی ماند؛ این درآمد انبوه به مردم میرسید.
یک مشکلی که در زمان حضرت علی (ع) پیش آمد، این بود که از همان روزهای اول - یعنی روز سوم خلافت ایشان - حضرت به چند نفر مثل عمار یاسر و عبیدالله بن ابی رافع - که کاتب حضرت بود - و ابوالهیثم بن تیهان دستور دادند که: «شما هرچه در بیتالمال است، به هر نفر سه دینار بدهید.» خب بردهای که تازه آزاد شده بود نیز سه دینار میگرفت، طلحه و زبیر هم باید سه دینار میگرفتند. از همانجا آنها شروع به گوشهکنایه زدن کردند. پس مسئله نخست آن بود که حضرت تنظیماتی را در شیوه پخش بیتالمال به اجرا گذاشت تا شکاف طبقاتی در جامعه را کمتر کنند. نکته دیگر این است که مثلاً در همان قضیه اشعث یا مصقله بن هبیره، آنها مقداری از اموال بیتالمال در دستشان بود و آن را اداره میکردند. حضرت علی (ع) به گمانم یکچهارم سود بهدستآمده را به خود آنها میداد ولی آن افراد نسبت به این مسئله اعتراض داشتند و میگفتند «در زمان خلیفه قبلی، بیشتر از اینها را عثمان به ما میداد. اما علی از یک درهم آن هم نمیگذرد.» بنابراین معلوم میشود که عثمان به کارگزاران مختلف هم سهم خوبی از این بیتالمال میداده، اما حالا آن سهم هم قطع شده است.
همه چیز را به همه میداد
همین «سعد بن مسعود» - عموی مختار - که در بخش پیش گفتیم کارگزار مدائن بوده و حضرت او را تشویق کرده، این فرد پول خراج را که برای حضرت فرستاد، آن بخش از خراج را که از جزیه اهل کتاب بود، جدا میکرد. بالاخره از اهل کتاب فردی مشروبفروشی داشته و چون اهل کتاباند، ما نمیتوانیم آنها را مجبور کنیم. خیلی از مناطق هنوز مسلمان نشده بودند، اما موظف بودند جزیه خود را بپردازند. این فرد اینقدر دقیق بود که پولهای مثلاً از مالیات مشروب بهدستآمده و بهطورکلی درآمدی که از نظر اسلام حلال نیست را در پارچهای قرمزرنگ قرار داده بود و مختار را فرستاد که این پول را ببرد. آن پولهای دیگری که از کشاورزی، باغ و جاهای دیگر بود، آنها را بهصورت عمومی فرستادند. وقتی که از ریختوپاش و هدردادن بیتالمال جلوگیری شود، همه آنها وارد بیتالمال میشود. البته حضرت میگفتند نیازمندان منطقه خودتان را تأمین کنید و بقیهاش را بفرستید. طبیعتاً امکاناتی به مردم کوفه میرسید که بین عموم تقسیم میشد.
نکته دیگر این است که طبق برخی از نقلها، حضرت گاهی سالی دو یا سه بار تقسیم اموال داشت. یعنی به نظر میرسد که در زمان خلفای قبلی، مثلاً سالی یکبار بیتالمال را تقسیم میکردند و سهمیه هر کس را در همان یکبار میدادند. اما حضرت علی (ع) وقتی که مقدار قابلتوجهی پول در بیتالمال جمع میشد، دیگر آن را نگه نمیداشت، بلکه آن را تقسیم میکرد تا به افراد برسد. موارد دیگری نیز وجود دارد که شاید همچون نکات پیشگفته در تحقق عدالت اجتماعی چندان موضوعیت نداشته باشد، اما بالاخره ذکر شده و توجه به آن خوب است. بهعنوانمثال، ایرانیها وقتی آن روش و منش حضرت علی (ع) را دیدند که مانند گذشته امتیازی برای عرب قائل نیست و به همه بهعنوان یک مسلمان، نگاه مساوی دارد، هدایای متعددی را برای حضرت میآوردند. مخصوصاً در عید نوروز و عید مهرگان - طبق آنچه نقل شده - در ظرفی طلا، مقداری گندم میریختند و میآوردند. آنقدر هدیهها زیاد بود که قنبر نزد حضرت آمد و گفت یا امیرالمؤمنین (ع)، شما که چیزی برای خودتان نگه نمیدارید. من کلی هدیه جمع کردهام که همه برای خودتان است. به تعبیر من، اقلی از آن را به من اعطا کنید. بالاخره بیتالمال اموال عمومی است و حضرت نمیتوانستند از آن استفاده شخصی کنند، اما این هدایا همگی برای شخص حاکم بوده و حضرت علی (ع) میتوانستند در هر امری که بخواهند آن را صرف کنند. حضرت علی (ع) دستور داد همان هدیهها هم بین مردم تقسیم شود. گاهی مثلاً فردی عسل داشت یا حاکمی عسل میفرستاد و حضرت همان را هم تقسیم میکرد؛ بنابراین، خود این جمعآوری درست خراج و جزیه و تقسیم خوب آن بین مردم و در زمانهای متعدد، باعث شد که وضعیت جامعه بهتر شود.
نکته دیگر این است که حضرت اصرار نداشت که حتماً، هدفش گردآوری مالیات باشد. در نامهای که ایشان به حاکم منطقه فارس مینویسد (البته برخی گفتهاند حاکم بحرین بوده ولی به نظر میرسد حاکم منطقه فارس و اصفهان بوده یعنی منطقه جبال بوده است) نوشته که: «دقت به آبادانی زمین باید بیشتر از گردآوری خراج باشد.» در همین قسمت خراج مربوط به عهدنامه مالکاشتر، حضرت علی (ع) میگویند: «تلاش بر آبادانی باشد، نه تلاش بر اینکه به هر شکل ممکن باید خراج را از آنها بگیریم.» مهم آن آبادانی است که اگر آبادانی باشد، خراج هم هست، اما اگر آبادانی نباشد، خراجی هم نیست. وقتی یک کارخانه راه بیفتد، میتواند مالیات بدهد؛ اما اگر این کارخانه تعطیل شود، مالیاتی نیست، کارگر هم بیکار میشود و مشکلاتش بیشتر میشود. این ایده حضرت در امور مالی بود.
علی (ع)؛ از مردم و در میان مردم
پرسش دیگر ما بحث از ارتباطات مردمی حضرت است که در عهدنامه نیز به طور مؤکد محل توجه حضرت بوده است. توصیه به عدم حجاب و دوری گزیدن والی از مردم در عهدنامه برجسته است. کارگزاران موفق حضرت علی (ع) از چه روشها یا سازوکارهایی برای ارتباط مستقیم با تودههای مردم و شنیدن مشکلات آنها استفاده میکردند؟ خصوصاً مشی و سیره خود حضرت علی (ع) برای ارتباطات مردمی به چه شکل بوده است؟
ذاکری خادم: حضرت علی (ع) در واقع جزء مردم و با مردم بود. شاید نتوان بخشی از آن زمان را با وضعیت فعلی ما مقایسه کرد. چون واقعیت این است که در وضعیت فعلی، باتوجهبه دشمنانی که داریم، بههرحال باید از جان مسئولین حفاظت شود. البته این حفاظت باید همراه با ارتباط مردمی باشد. حضرت علی (ع) در همین عهدنامه بیان میکند که مجلسی عمومی برای مردم داشته باشید تا بیایند و مشکلاتشان را مطرح کنند. موقعی که آن مردم میخواهند بیایند، سعی کن آن یاران و خواص حضور نداشته باشند تا بعداً برای مردم معترض و منتقد مشکل ایجاد نکنند.
نکته دیگر این است که برای حل مشکلات مردم و ارتباط با مردم، منطقه یا خانهای را درست کردند که به «بیت القصص» مشهور شده است. کسی که مشکلی دارد و ممکن است به هر دلیلی در طرح آن خجالت بکشد یا ترس داشته باشد، خانهای تعیین کردند که هرکس مشکل خود را آنجا بیندازد که رسیدگی شود. یک چیزی شبیه صندوق انتقادات و پیشنهادات امروز ما هست. در واقع گفته میشود مبدأ دیوان مظالم نیز همین عمل حضرت علی (ع) است. از طرف دیگر، حضرت در خیابان و کوچه گشتوگذار میکردند، به نماز میرفتند و اگر کسی مشکلی داشت یا میخواست سؤالی داشته باشد، بهراحتی میتوانست مطرح کند.
آیا امیرالمؤمنین (ع) نماز جماعت را همواره خودشان اقامه میکردند؟
ذاکری خادم: بله، خودشان امامجماعت بودند. خود نماز یک مجرایی برای ارتباطات مردمی بود. حتی طبق نقلی، وقتی اصحاب احساس کردند توطئههایی برای قتل ایشان وجود دارد، قنبر دورادور پشت سر حضرت علی (ع) را تعقیب میکرد تا دشمنی حمله نکند. میخواهم وضعیت را ترسیم کنم. بنابراین، حضرت فردی بوده که خطبه میخواند و در همان حین، اشعث بن قیس اعتراض میکند. یا خطبه میخواند و در کنار آن، همان بخشی از خوارج که میگویند: «لا حُکمَ اِلّا لِلّه.» نیز سر و صدا میکردند. همین خطبه چهلم نهجالبلاغه در چنین موقعیتی است. حضرت سخنرانی میکرده و آنها هم شعار خود را میدادند.
جالب بوده که همه علیرغم اختلافهایی که داشتهاند، باز هم در نماز شرکت میکردند.
ذاکری خادم: بله. بالاخره آنجا تریبون مهمی بوده است. حضرت هم به آنها پاسخ میداد، لذا حتی مخالفین هم در این حد آزاد بودند و جسارت داشتند.
سهلالوصولترین حاکم کل تاریخ
آیا این مشی حضرت علی (ع) بهخاطر سنت حکمرانی در همان موقع بوده یا مختص به خود ایشان است؟ میخواهم بگویم آیا بقیه خلفا نظیر معاویه هم اینگونه سهلالوصول بودند؟
ذاکری خادم: معاویه هیچگاه آنقدر سهل الوصول نبود. آنها برای خودشان یک پرستیژی قائل بودند، اما حضرت علی (ع) سعی میکرد ارتباط مردمی داشته باشد. افزون بر این، برای ارتباط با مردم، نقل شده که حضرت پس از نماز ظهر، تا موقع نماز عصر در مسجد مینشستند. امروزه ما نماز ظهر و عصر را با هم میخوانیم، اما حدود یک ساعت تا یک ساعت و نیم میان وقت فضیلت نماز عصر تا نماز ظهر فاصله است. حضرت علی (ع) برای اینکه با مردم ارتباط داشته باشند و مشکلات مردم را حل کنند، در هوای گرم کوفه در این فاصله مینشستند. اگر کسی مشکلی یا سوالی داشت، میآمد و سوال میکرد.
گزارشهای دیگری هم هست که گاهی افزون بر این، حضرت خودشان در شهر کوفه گردش میکردند. میرفتند در محلههای مختلف گردش میکردند که داستانهایی هم دارد. مثلاً کنیزی جایی در حال گریهکردن است. حضرت از او میپرسد که چرا گریه میکنی؟ کنیز میگوید اربابم پولی داده و من رفتم خرمایی خریدم، اما خرما خوب نبوده و ارباب گفته پس بده. حالا نزد آن فروشنده میروم، اما او پس نمیگیرد. حضرت مشکلش را حل میکند. یعنی اینچنین هم بوده است. افزون بر اینکه در مسجد مینشستند، گردش هم در شهر داشتند تا اگر کسی مشکلی داشت، مشکلش را حل کنند. این جزء کارهایی بوده که انجام میدادند. ارتباط ایشان، ارتباطی مستقیم با مردم و برای حل مشکلات بود.
اگر در پایان میخواهید نکتهای را اضافه کنید، حتماً استفاده خواهیم کرد.
ذاکری خادم: بهعنوان نکته آخر میخواستم پیرامون نظارت بر بازار هم نکتهای را عرض کنم. یکی از جاهایی هم که خود حضرت با مردم ارتباط برقرار میکردند، حضورشان در بازار بود. یعنی شخصاً میرفتند و در بازار نظارت میکردند. بازارهای متعددی وجود داشته؛ ماهیفروشها، شتر فروشها و بازارهای مختلف. اصناف از یکدیگر جدا بودند، لذا حضرت همواره توصیه به رعایت تقوای الهی را در میان بازاریان داشتند. این را هم عرض کنم که حضرت برای بازار دستورالعملهایی هم دارد. در نامه مالکاشتر، بحث احتکار و اینکه چگونه باید با آن برخورد کنند، آمده است. تا آنجا که ما بررسی کردیم، دو ناظر بازار هم داشتند که متأسفانه امور مالی بسیار لغزنده است و هر دوی آن ناظران نیز تخلف کردند که از طرف حضرت مجازات شدند.
آیا این هیبت حضرت که نقل شده در بازارها با شلاق ظاهر میشدند، درست است؟
ذاکری خادم: گاهی بوده است. یعنی حضرت راه که میرفتند از هیبت ایشان مردم او را میشناختند. البته بعضی هم نمیشناختند. برایشان بسیار عجیب بوده که حاکم به بازار بیاید. روایتی هم وجود دارد که جالب است و در پایان برای مخاطبین نقل میکنم. نقل شده است که یک ایرانی در بازار میچرخیده و شاید آن لحظه توجه نداشته یا سربههوا بوده است. در همین زمان با حضرت برخورد میکند. بعد میپرسد که این شکم کیست؟ (نقل شده که حضرت مقداری سنگینوزن بودند) حضرت خیلی متین بودند. ایشان سؤال کرد که این آقا چه گفت؟ خلاصه آن صحابی خجالت میکشید که بگوید این ایرانی چه گفت. نهایتاً حضرت وقتی متوجه شدند، گفتند: «بالای این شکم که میبینی علم است». معلوم میشود برای ایرانیهایی که آنجا بودند، بسیار عجیب بود که یک حاکم اینگونه در بازارها میچرخد و در میان جامعه است. برای ایرانیان آنجا بسیار تعجبآور بود.
در خصوص پیامبر خدا (ص) هم وارد شده که وقتی از دوردستها برای دیدن ایشان به مدینه میآمدند، ایشان را نمیشناختند. یعنی آنقدر با ظاهری عادی در میان مردم حضور داشتند که از روی ظاهر، نمیشد ایشان را تشخیص داد.
ذاکری خادم: در آنجا کسانی که وارد میشدند، ایشان را نمیشناختند؛ اما اینجا در خود شهر کوفه، درحالیکه حضرت علی (ع) مدتی حاکم بوده است، باز هم برخی ایشان را نمیشناختند.
/انتهای پیام/