گروه دین و اندیشه «سدید»؛ هنگام بحث از کاهش منزلت روحانیت شیعه، علاوه بر عوامل مؤثر درون نهادی بر این رخداد، باید یادآور شد که بخش زیادی از این معضل، برآمده از تغییراتی است که در سطح ملی و بینالملل، در ساختار آگاهی، زندگی اجتماعی و مناسبات میان انسانها ایجاد شده است. جهانیشدن در دل خود، افزایش ارتباطات میانفرهنگی را پدید آورده و یکی از پیامدهای توسعه، ازبینرفتن بافتارهای سنتی جوامع بوده است. این دو پدیده، ضرب در یکدیگر منجر به تغییر در نهادهای مرجعیت کلاسیک در جوامع شدهاند. در این بخش تلاش داریم تا ضمن گفتگو با دکتر سید حسین شرفالدین - عضو هیئتعلمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) - گذاری کوتاه بر این عوامل داشته باشیم.
روند خاموش سکولاریزاسیون و مسئله مرجعیت روحانیت
بهعنوان پرسش نخست، میخواهیم به این موضوع بپردازیم که یکی از انگارههای موجود در خصوص روحانیت شیعه، کاهش موقعیت و نفوذ اجتماعی آنها - بهویژه در یکی دو دهه اخیر در ایران - است. با فرض قبول این انگاره، شما چه عواملی را در این افت منزلت مؤثر میدانید؟
شرفالدین: این انگاره یا ذهنیت ارزیابانه بیشتر بر مشاهده برخی ظواهر و شیوع انتقادات اقشار مختلف جامعه از روحانیت، عمدتاً به دلیل اتصال با حاکمیت دینی است. البته قرائن و شواهدی نیز بر صحت این ادعا کموبیش وجود دارد. برخی مطالعات انجام شده در خصوص وضعیت دینداری جامعه نیز از تغییر نظام انتظارات مردم از روحانیت و تغییر معیارهای ارزیابی مطلوبیت و مقبولیت یک روحانی در افکار عمومی حکایت دارد. درهرحال، اگر اصل تنزل موقعیت هم امری مسلم و محقق باشد، اطلاعیابی از کموکیف و میزان آن، مستلزم انجام یک مطالعه میدانی جامع و دقیق است. با فرض قبول این مدعا، علل و دلایل متعددی را در این خصوص میتوان مؤثر برشمرد که به قدر مجال به برخی از آنها بدون رعایت یک چینش خاص اشاره میکنم.
از دید جامعهشناختی، دینداری و عضویت در جماعت مؤمنان و باورمندان به یک دین یا مذهب، همواره یکی از کانونهای مهم برای هویتیابی و کسب هویت اجتماعی از نوع قدسی آن بوده است.
روند خاموش سکولاریزاسیون در جامعه - که تنزل موقعیت دین و روحانیت را توأمان نشانه گرفته است - تأثیرپذیری گسترده اقشار مختلف از موجهای فرهنگی بیگانه از مجرای مصرف محصولات رسانهای جهانگستر (ماهوارهها و اینترنت) و نیز مسافرت به کشورهای مختلف، وقوع تغییر در الگوی دینداری سنتی مألوف و ظهور دینداریهای جدید - که در برخی از آنها جدایی از روحانیت و بدیل سازی، یک اصل جوهری است - رواج روزافزون دینداریهای برساختی و مبتنی بر خوداجتهادی های شخصی، کاهش دغدغههای دیندارانه و اصرار بر ترجیح زیست مؤمنانه به معنای حداکثری آن، رشد تحصیلات عالی و سواد آکادمیک و از جمله افزایش آگاهیهای مذهبی و الهیاتی از طریق آموزشهای مدرسی و رسانههای جمعی، اجتماعی و در نتیجه احساس استغنا یا کاهش نیازمندی به روحانیت، ظهور شخصیتهای بدیل با نقش و کارکرد روحانی بدون تلبس به لباس ویژه و سهولت دسترسی به آنها (برخی تحلیلگران لباس مخصوص روحانیت را که صرفاً علامتی برای شناسایی و تمایز ایشان و انتساب آنها به دستگاه دین است، عاملی مؤثر برای ایجاد فاصله و دوگانگی تفسیر کردهاند)، ضعف توان غالب روحانیون از پاسخگویی به سؤالات متنوع و عصری مردم بهویژه اقشار تحصیلکرده، دانشبنیاد شدن عرصههای مختلف زندگی و احساس بینیازی از مراجعه به آموزههای دینی، تخصصیشدن آموزشهای غالب طلاب و در نتیجه افت توانمندیهای آنها برای برقراری ارتباطات مردمی و تودهای، عدم علاقه غالب طلاب دارای تحصیلات آکادمیک به ایفای نقشهای سنتی از جمله تبلیغ به معنای خطابه و منبر رفتن در مناسبتهای مذهبی، تأمین اجمالی معیشت طلاب از طریق شهریه، حقوق ناشی از استخدام در دوایر دولتی و خصوصی و برخی اشتغالات آموزشی و پژوهشی و در نتیجه عدم یا کاهش وابستگی به کمکهای مردمی و ارتزاق از مجرای ایفای نقشهای تبلیغی مألوف، کمبود طلاب فاضل و فرهیخته و برخوردار از مهارتها و توانمندیهای ارتباطی لازم برای نقشآفرینی در عرصههای مختلف متناسب با سطح انتظار و ضرورتهای جامعه اسلامی در مقیاس داخلی و بینالمللی، ورود بخشی از روحانیون توانمند به عرصههای شغلی ناشی از حکومت دینی و بازماندن از رسالت تبلیغی، مشارکتبخش قابلتوجهی از روحانیون در مناصب حکومتی و بالطبع انتساب برخی ضعفها و کاستیها به حضور ایشان، ضعف غالب روحانیون در اتخاذ مواضع انتقادی نسبت به سیاستها و عملکردهای ضعیف و توجیهناپذیر بخشهایی از حاکمیت و کارگزاران نظام اسلامی، جدایی تدریجی سبک زندگی و خلق و منش برخی از روحانیون از سطح متوسط مردم و تعمیق ناخواسته برخی فاصلهها، آشفتگی نظام تبلیغات دینی و مغفول ماندن خدمات فرهنگی روحانیت، موقعیتیابی برجسته مداحان در راهبری مجالس و هیئات مذهبی و به حاشیه راندن وعاظ و سخنوران روحانی، عدم استفاده بهینه روحانیت از فرصتهای استثنایی تبلیغ متناسب با امکانات و انتظارات، کلیشه شدن حساسیتهای مذهبی و اصرار بر برخی ارزشها و هنجارها مثل حجاب و غفلت مشمئزکننده از سایرین، افراط در سوگواریها و عزاداریهای مذهبی و کمتوجهی به اعیاد و مناسبتهای شادیآفرین، تقابل بیمبنا میان برخی سنتهای ملی و دینی مثل یلدا، چهارشنبهسوری و سیزدهبدر، دامنزدن برخی جریانات وابسته به روحانیت به اختلافات تاریخی - کلامی شیعه و سنی، تقویت روزافزون انگاره ناکارآمدی نظام اسلامی در اداره کشور و پیامدهای آن در تضعیف موقعیت روحانیت، دخالت غیرفنی برخی تریبونداران جمعه در مسائل کلیدی کشور، ضعف روحانیت در نقدهای درونگفتمانی و رصد مستمر قوتها و ضعفها، کاهش نقش الگویی و مرجعیت ارزشی روحانیت به دلیل ضعف برخورداری از ویژگیهای لازم و نیز به دلیل ظهور چهرههای مرجع جدید تحت عنوان سلبریتیها، اینفلوئنسرها، استارها و سوپراستارهای بعضاً غیرارزشی، ظهور پدیده آقازادگی و عملکردهای ناصواب برخی از وابستگان به شخصیتهای روحانی و چهرههای موجه که در نهایت به تضعیف باور عمومی به صلاحیت این قشر برای راهبری تودهها در مسیر نیل به اهداف و غایات متعالی منجر شد، افشای برخی پروندههای فساد مالی مربوط به برخی شخصیتهای روحانی شاغل در مراکز قدرت، حضور بیرویه روحانیون در عرصههای مختلف شغلی و ایجاد حساسیت در افکار عمومی، ورود برخی روحانیون به جناحبندیهای سیاسی و درگیرشدن در بازیهای کسب قدرت و ثروت، تضعیف موقعیت مراجع تقلید، تعدد و تکثر مدعیان مرجعیت، وابستگی حوزههای علمیه به کمکهای مالی دولت و پیامدهای منفی آن در افکار عمومی، ضعف توان حوزه در جذب نخبگان و استعدادهای درخشان، افزایش تمایل غالب افراد به معنویتگرایی به جای دینداری رسمی، رواج روزافزون قرائتهای روشنفکرانه و انتقادی از دین و آموزههای آن، گسترش ارتباطات روشنفکران و چهرههای دانشگاهی با تودههای مردم از طریق شبکههای اجتماعی و تأمین برخی از نیازهای معرفتی آنها، احساس نیاز جامعه بهویژه اقشار فرهیخته به ضرورت اعمال برخی اصلاحات در سنتهای کلامی، فلسفی، فقهی، عرفانی و اخلاقی در نظام معرفتی دین متناسب با اقتضائات زمانه و...
محله زدایی بهمثابه روحانیت زدایی
در مقوله کاهش مرجعیت نهاد روحانیت، نقش تغییر در ساختار محلهها و ازبینرفتن ارتباطات سنتی بین مردم و روحانیون محلی، چه تأثیری بر کاهش نفوذ اجتماعی روحانیت داشته است؟
شرفالدین: این پدیده نیز قطعاً بیتأثیر نبوده است. وقوع تغییرات کالبدی در فیزیک محلات و برهمخوردن بافت سنتی مناطق مسکونی، تحتتأثیر توسعه بیرویه شهرها و ظهور پدیده کلانشهر در کموکیف ارتباطات انسانی عموماً و ارتباط میان مردم و روحانیون خصوصاً مؤثر بوده است. در گذشته که عموم مردم در روستاها و شهرهای کوچک و محلههای خاص زندگی میکردند، ارتباطات اجتماعی با گستره و عمق هستیشناختی بیشتری در جامعه جریان داشت. روحانیون نیز معمولاً بعد از فراغت از تحصیل به شهر و دیار خود بازمیگشتند، در مناطقی آشنا و با سابقه استقرار مییافتند، میان آنها و مردم آشنایی متقابل دیرینه وجود داشت، دسترسی مردم به ایشان آسان بود، وضعیت زندگی و سلوک عادی آنها برای عموم مشاهدهپذیر بود و امکان الگوگیری و اقتدا به چهرههای شاخص آنها بهراحتی میسور بود. روحانی نیز به دلیل آنکه همواره خود را در مرآ و منظر عموم احساس میکرد، به طور قهری کنترل و فشار هنجاری بیشتری بر روند زندگی و احوالات عمومی خویش احساس میکرد و آگاهانه سعی میکرد خود را با انتظارات به حق مردم همسو کند. خود الزام به رعایت این سنخ مراقبتها برای روحانیون نیز سازنده بود و میزان تخلق آنها به ارزشهای اخلاقی موردانتظار عموم را کمّا و کیفا افزایش میداد. روشن است که زندگی در شهرهای بزرگ در ایجاد فاصلههای فیزیکی و به تبع آن برخی فاصلههای معنوی و معنایی میان روحانیون و مردم، قویاً مؤثر بوده است و وجود همین فاصلهها زمینه برای رواج برخی شایعات و ایجاد ذهنیتهای منفی را تشدید کرده است. درهرحال، روحانیت برای ایفای رسالت تبلیغی خود به داشتن ارتباطات مردمی مسئولانه و متعهدانه قویاً محتاج است و باید تا حد امکان در تمهید مقدمات و رفع موانع آن بکوشد.
روحانیت و مسئله هویت ملی
به نظر شما، کاهش مرجعیت روحانیت شیعه چه تأثیری بر هویت ملی و مذهبی ایرانیان خواهد داشت؟
شرفالدین: از دید جامعهشناختی، دینداری و عضویت در جماعت مؤمنان و باورمندان به یک دین یا مذهب، همواره یکی از کانونهای مهم برای هویتیابی و کسب هویت اجتماعی از نوع قدسی آن بوده است. فرهنگ دینی و زیست جهانی که مؤمنان عموماً در شعاع و تحتتأثیر قواعد و معیارهای آن حیات روزمره خود را سامان میدادند، همواره توسط روحانیون مراقبت، پاسداری، بازسازی، ترویج، تعمیق و تقویت میشد. تردیدی نیست که اگر کاهش مرجعیت روحانیت با کاهش موقعیت و جایگاه اجتماعی دین همراه و مسبوق باشد، قطعاً در وضعیت دینداری، فرهنگ دینی، سازمانهای دینی، محصولات و مصنوعات فرهنگ دینی و همه جلوهها و مظاهر نرم و سخت این فرهنگ و نقشها و کارکردهای فرهنگی - اجتماعی آن در جامعه انعکاس یافته و بالطبع آنها را تضعیف کرده و به حاشیه میراند. بدیهی است که تضعیف دین و دینداری، هویت ناشی از تعلق بدان را نیز تضعیف و احیاناً جایگزین خواهد کرد.
امکانات روحانیت شیعی در بازیابی منزلت اجتماعی
ظرفیتهای پیش روی روحانیت شیعه برای احیا و تقویت منزلت اجتماعی خود چیست؟
شرفالدین: موقعیت اجتماعی روحانیت تا حد زیادی تابع موقعیت فرهنگی - اجتماعی دین در جامعه است. بی شک، تضعیف موقعیت دین و نهادهای دینی در جامعه، در تضعیف موقعیت و کاهش نقشهای محوّل روحانیون بهعنوان مفسران، مبلغان و اقامهکنندگان رسمی دین در جامعه مؤثر است. عامل دیگری که در زمان کنونی در تضعیف موقعیت روحانیت مؤثر بوده یا بالقوه میتواند مؤثر باشد، تأخر آنها از اقتضائات زمانه و ناهمسویی با نظام انتظارات و ترجیحات مردم است.
عامل دیگری که در زمان کنونی در تضعیف موقعیت روحانیت مؤثر بوده یا بالقوه میتواند مؤثر باشد، تأخر آنها از اقتضائات زمانه و ناهمسویی با نظام انتظارات و ترجیحات مردم است.
راجع به اینکه روحانیت شیعه در ایران از چه ظرفیتهایی برای تقویت جایگاه اجتماعی خود برخوردار است، باید عرض کنم که روحانیت هنوز تریبونهای مختلفی برای تبلیغ در اختیار دارد و موقعیتهای سیاسی و اجتماعی موجود نیز میتواند بهتر و بیشتر از قبل در راستای تبلیغ دین و ارتقای فرهنگی جامعه به کار گرفته شود. همچنین ریشهدار بودن باورها و اعتقادات مذهبی در وجدان جمعی ایرانیان و شاکله فرهنگی جامعه ایران که به واسطه انقلاب اسلامی شکوفایی در خوری نیز یافته است، پیوند عمیق عاشقانه شیعیان با اهلبیت (ع)، وقوع انقلاب اسلامی و موقعیتیابی فرانهادی دین، تجربه تحول فرهنگی جامعه تحتتأثیر انقلاب اسلامی و شرایط ناشی از آن، احساس نیاز به معنویت ناب دینی به دلیل محرومیت نسبی جامعه مدرن از این موهبت و نقش روحانیون در تأمین این مهم، اهتمام جدی مردم به برپایی برخی مناسک جمعی و... همه و همه فرصتهای زمینهای بسیار تعیینکنندهای است که برای روحانیت امکان میدانداری و نقشآفرینی فعال در عرصه راهبری فرهنگی و معنوی جامعه را مهیا میسازد.
برخی اقدامات زیربنایی نیز در راستای اصلاح سازمان روحانیت و مراکز دینی وابسته در جهت ترمیم جایگاه اجتماعی روحانیت و تقویت منزلت آنها قابلتوصیه به نظر میرسد. برای نمونه اصلاح نظام مدیریتی، گزینشی، آموزشی، تربیتی، پژوهشی و تبلیغی رایج در حوزههای علمیه، اهتمام به پژوهشهای دینی روشمند و دارای استانداردهای لازم، بهرهگیری حداکثری از یافتههای علومانسانی و علوم اجتماعی جدید در مطالعات دینی و اهتمام جدی به مطالعات میانرشتهای، اهتمام به بازبینی و تصحیح قرائتهای ضعیف از برخی آموزههای دینی، تقویت خردگرایی دینی و رویکردهای عقلی انتقادی، تعدیل تلقیهای حداکثری از دین و طرح توقعات غیرمعقول از تعالیم دینی، توجه جدی به نیازهای اساسی انسان و جامعه معاصر بهویژه در بخش معنویات، همکاری وثیق میان مراکز و سازمانهای متولی فرهنگ دینی، تقویت ارتباط با مراکز علمی مذهبی فعال در جهان اسلام و بلکه در جامعه جهانی، اهتمام به مطالعه دین در مقام تحقق یا دین عینیتیافته در گستره اجتماع با رویکردهای جامعهشناختی در کنار سایر گونههای دینپژوهی، نظارت و مراقبت از قائمهها و بنیادهای فرهنگ دینی، بهرهگیری حداکثری از رسانههای جمعی و اجتماعی در تبلیغ دین، فرهنگ دینی و ارزشهای اخلاقی، تولید و عرضه محصولات فرهنگی متناسب با ذائقههای متنوع مخاطبان، مبارزه قاطع و مستمر با بدعتها و خرافات و مروجان آنها، محدودسازی دخالت روحانیون در آن دسته از مناصب حکومتی که چندان به رسالت تبلیغی آنها مربوط نمیشود، لزوم توجه به ساختارهای اجتماعی و محدودیتهای ناشی از آن در رفتارهای دینی موردانتظار، پویاسازی فقه متناسب با اقتضائات زمان و مکان، تلاش در جهت تأمین نیازهای فقهی نظام و جامعه اسلامی در بخشهای مختلف متناسب با اقتضائات زمان، سوقدادن فقه فتوایی به فقه تقنینی، مبارزه قاطع با فساد ساختاری در مظاهر مختلف آن، بهرسمیتشناختن درجاتی از تکثرگرایی و تنوعگرایی دینی، ساماندهی به فرایند اجرای فریضه امربهمعروف و نهیازمنکر بهویژه در سطوح ساختاری، نقد مستمر سیاستهای اجرایی نظام اسلامی و عملکرد مسئولان در بخشهای مختلف، توجه دادن به نقش مستقیم و غیرمستقیم دینداری در کلیت زندگی، احیاء و تقویت سبک یا سبکهای زندگی مؤمنانه، الگوسازی از زندگی شخصیتهای بزرگ و محبوب و کاستن سلطه ناصواب سلبریتیها در افکار عمومی، نظارت و کنترل بر فرایندهای تولید و عرضه محصولات دینی و فرهنگی و احیاناً محصولات وارداتی، غنیسازی مناسک دینی و مراقبت از تبدیل آنها به عادتوارههای تهی از معنا، نقد مستمر و دغدغهمند فرهنگ دینی مؤمنان و مراقبت از آن در لغزیدن به سمت خرافات، اهتمام قاطع و رسالتمند به تحقق حداکثری آرمان عدالت اجتماعی در بخشهای مختلف و پایاندادن به انواع ظلم، تبعیض، نابرابری، فاصله طبقاتی، رانتجویی و ویژهخواری در نظام اسلامی، مبارزه قاطع و خستگیناپذیر با فساد ساختاری در نظام و مظاهر متنوع آن، تلاش در جهت کاهش آسیبها و کجرویهای اجتماعی در جامعه و کاهش و ترمیم پیامدهای ناشی از آن در سطوح فردی و اجتماعی، مشارکت در تأمین نیازهای مشورتی گروههای مختلف بهویژه در بخشهای اخلاقی، تربیتی و خانوادگی، پایاندادن به آشفتهبازار کنونی در موجودیت یابی بیضابطه مدعیان مرجعیت تقلید، انتشار بیحساب رسالههای عملیه، تلاش برای جذب مقلد و جمعآوری وجوهات شرعی، تأسیس دفاتر در استانها و شهرهای مختلف، اهتمام به تحقیقات کاربردی، توجه بیشتر به ارزشهای عام انسانی مانند حقوق بشر، حقوق شهروندی و...، توجه به برنامههای شادیآفرین برای تأمین نیازهای فراغتی جامعه با رویکرد دینی، تلاش در جهت مناسکسازی متناسب با برخی عناصر فرهنگی و ارزشی دین، تلاش در جهت جذب استعدادهای درخشان و رفع نیازهای معیشتی طلاب، اهتمام به کرسیهای نظریهپردازی و نقد آموزهها و رونق بخشی به فرایند بازاندیشی در تراث دینی، توجه جدی به آسیبهای فرهنگی تهدیدکننده نسل جوان، تلاش در جهت احیاء و تقویت فرهنگ مطالعه در سطوح مختلف، مبارزه همهجانبه با تهاجم فرهنگی دشمن، اصلاح روندهای آموزش معارف دین در مدارس و دانشگاهها، تقویت محتوایی، ساختاری و زبانی تبلیغ دین در کانالهای مختلف رسانه ملی و رسانههای جهانگستر برای مخاطبان بیرونی، تقویت زمینههای تبلیغ دین در جامعه جهانی بهویژه برای ارتقا موقعیت شیعیان جهان، اهتمام به رشد کمی و کیفی محصولات فرهنگی دینمحور مانند کتاب، نشریه، نرمافزار، فیلم، سریال، کارتن، موسیقی و...، تقویت زمینههای وحدت و همدلی میان اقوام مختلف ایرانی، تقویت پیوندهای مذهبی میان شیعه و سنی در داخل و در جهان اسلام، تقویت و ارتقای کانونهای فرهنگی بهویژه کانونهای قرآنی، بسط و تقویت کتابخانههای عمومی، تخصصی و نیمهتخصصی در سراسر کشور، تقویت نهاد خانواده و مهار روند فزاینده طلاق، اتخاذ تمهیدات لازم در مبارزه با روند فزاینده آسیبها و انحرافات اجتماعی و...
/انتهای پیام/