۱۴۰۴/۱۰/۳۰
۱۰:۲۹
کد خبر : ۱۱۸۹۷
پارادوکس صنعت نشر در عصر فناوری در گفت‌وگو با علیرضا بهرامی؛

هنر کم هزینه شاعر شدن

هنر کم هزینه شاعر شدن
در شرایطی که بازار نشر با افت مخاطب و کاهش تیراژ دست‌وپنجه نرم می‌کند، شاعر شدن بیش از هر زمان دیگری به هنری کم‌هزینه بدل شده است؛ هنری که تولیدش آسان است، اما دیده‌شدن و ماندگاری‌اش در ویترین کتاب‌فروشی‌ها روزبه‌روز دشوارتر می‌شود.

به گزارش «سدید»؛ در شرایطی که چرخ اقتصاد در بسیاری از عرصه‌ها نایی برای چرخیدن ندارد، شرایط صنعت نشر به دلیل تکثر و تنوع ابزار سرگرمی، وخیم‌تر شده است و در این میان، برخی شاخه‌ها همچون ادبیات و به ویژه شعر، احوال نامساعدتری دارند. افت شمارگان کتاب شعر به ۱۰۰نسخه و فروش نرفتن همین تعداد پشت ویترین کتاب‌فروشی‌ها، شاعران را بی‌انگیزه و ناشران را بی‌میل به انتشار کتاب شعر کرده است.

علیرضا بهرامی، شاعر و مدیر انتشارات «آرادمان» معتقد است افت شمارگان فقط مختص کتاب شعر نیست. او می‌گوید: کاهش شمارگان در صنعت نشر اتفاقی شایع است که کتاب شعر را هم شامل می‌شود. به عنوان کسی که سال‌ها مؤلف، روزنامه‌نگار و ناشر بوده‌ام باید بگویم افت تیراژ و بی‌میلی مردم به خرید کتاب، مشمول همه کتاب‌هاست نه فقط کتاب‌های ادبی.

شاعر مجموعه «راه پله غمگین» درباره اینکه چرا شمارگان کتاب‌های شعر به ۱۰۰ و ۲۰۰ نسخه رسیده و اقبال خریداران به کتاب شعر کم شده است، خاطرنشان می‌کند: کتاب داستان ایرانی نیز همین وضعیت را دارد. حتی شاید باور این مسئله سخت باشد، اما اوضاع نشر و شمارگان در کتاب‌های ترجمه هم خوب نیست. به بیان دیگر در شرایط فعلی حال کلی کتاب، خوب نیست.

او درباره دلایل حساسیت جامعه نسبت به افت شمارگان کتاب شعر می‌گوید: شعر هنر ملی ماست و از این رو توقع از کتاب شعر و شمارگان آن بالاست. با وجود اینکه اکنون کتاب‌های شعر در وضعیت مطلوبی نیستند، اما این نامطلوبی فقط مختص شعر نیست، البته سخنانم به این معنا نیست که کتاب‌خوانی در کشور ما کاهش یافته یا سرانه مطالعه کم شده است. اگر امروز مردم کم کتاب می‌خوانند در گذشته هم بیشتر از این کتاب نمی‌خواندند پس نمی‌توانیم بگوییم مردم الان کمتر کتاب می‌خوانند.

بهرامی می‌افزاید: چه بسا در نسل جدید که اتفاقاً با عینک بدبینی به آنها نگاه می‌کنیم به دلایل واقعی و غیرواقعی، کتاب خواندن افزایش پیدا کرده است و آنها برای کتاب‌های غیردرسی بیشتر از کتاب‌های درسی وقت می‌گذارند.

 

ابزار جدید سرگرمی منجر به مرگ کتاب نمی‌شود

به گفته این ناشر، شمارگان کتاب شعر زمانی ۲هزار نسخه بود و الان انتظار می‌رود وقتی جمعیت کشور افزایش یافته، شمارگان کتاب هم به عنوان یک شاخص افزایش کتاب‌خوانی، بیشتر شود، اما این طور نیست.

بهرامی در تشریح علل این موضوع می‌گوید: پیشرفت فناوری موجب شده عناوین کتاب‌ها افزایش چشمگیری داشته باشد مثلاً در سال ۱۳۷۲ عناوین کتاب شعر در یک سال به ۲۰۰ عنوان هم نمی‌رسید و با شمارگان میانگین ۲ هزار نسخه منتشر می‌شد، ولی ۲۰سال بعد یعنی سال ۹۲ شمارگان کتاب به ۲۰۰ نسخه کاهش پیدا کرد، اما تعداد عناوین کتاب‌ها به ۲ هزار نسخه رسید. می‌بینید که عدد خروجی یکسان است ولی با افزایش جمعیت این توقع به وجود می‌آید که تعداد شمارگان باید افزایش می‌یافت و عدد خروجی بیشتر می‌شد.

او اضافه می‌کند: نکته دیگر اینکه ظهور اینترنت، تفریحات الکترونیکی و فناوری در دوره‌های قبل نیز موجب پر کردن اوقات مردم شده بود و زمانی تصور می‌شد با ظهور اینترنت، مرگ کتاب فرامی‌رسد، اما نگاه درستی نبود همان طور که چند دهه پیش تصور می‌شد با ظهور تلویزیون، دوره کتاب تمام می‌شود. به هر حال این ابزار‌ها تأثیر خودشان را در سبک زندگی و سلیقه جاری زندگی مردم می‌گذارند، اما مرگ کتاب را رقم نمی‌زنند. در واقع تنوع ابزار‌های سرگرمی بیشتر شده مثلاً الان فضای مجازی، سینما رفتن و تماشای تلویزیون را کم کرده است، همان طور که وقتی تلویزیون آمد، سرگرمی جدید و به‌روزتری در مقایسه با کتاب بود.

به گفته او، این ابزار‌های جایگزین علاوه بر اینکه کارکرد سرگرمی دارند، اما فرصت دانش‌افزایی یا حس مطالعه را به مخاطب می‌دهند. اگرچه قابل قیاس با کتاب نیستند، اما برخی مخاطبان احساس می‌کنند اگر دنبال‌کننده صفحات تخصصی در شبکه‌های اجتماعی باشند دانش آنها افزایش پیدا می‌کند که در واقعیت هم چنین است، اما اینکه راه درستی برای افزایش دانش است یا نه، در مجال دیگری قابل بررسی است.

بهرامی یادآور می‌شود: گذر زمان نشان داده کتاب و مجلات هیچ وقت از سبد زندگی مردم حذف نشدند چه زمانی که رادیو آمد، چه در زمان ظهور تلویزیون و چه اکنون که جهان مجازی توسعه یافته است. حتی ظهور شاخه کتاب الکترونیکی سبب نشد کتاب کاغذی از بین برود. حتی زمانی که کتاب‌های الکترونیکی مخاطبان زیادی پیدا کردند و تصور می‌شد این توسعه جا را برای کتاب کاغذی تنگ می‌کند چنین نشد و افزایش تعداد مخاطبان کتاب‌های الکترونیکی سبب نشد که سهمی از مخاطبان کتاب کاغذی کسر شود، چون مخاطبانی کاملاً متمایز از هم داشتند. به هر حال دیدیم طی چند سال اخیر مخاطب ایبوک هم کاهش چشمگیری پیدا کرد و بار دیگر ثابت شد برخی پدیده‌ها، هیجانی زودگذر هستند و پس از مدتی به فراموشی سپرده می‌شوند.

 

سود کتاب چاپ نکردن، بیشتر از کتاب چاپ کردن است!

این ناشر ادبی درباره کم شدن تمایل ناشران به انتشار کتاب با توجه به کسادی بازار نشر و کاهش قدرت خرید مردم می‌گوید: متأسفم بگویم که از نظر اقتصادی در زمانه‌ای قرار گرفتیم که برای بسیاری از ناشران، سود کتاب چاپ نکردن بیشتر از کتاب چاپ کردن است. آیا بازار کتاب تعطیل شده است؟ خیر. برخی از ناشران با برند‌های بزرگ که به فکر تجاری‌سازی برندشان بودند به دفعات کتاب چاپ کردند و از این بازار منتفع شدند.

وی توضیح می‌دهد: اتفاق عجیب دیگری که شاعران و ناشران را متعجب کرده است اینکه صفحه یک شاعر در شبکه‌های اجتماعی ۱۰۰هزار دنبال‌کننده دارد ولی وقتی کتابش منتشر می‌شود ۱۰۰ نسخه هم فروش نمی‌رود در حالی که عده‌ای از جامعه که مفت‌بر شده‌اند عضو صفحه آن شاعر می‌شوند تا هزینه خرید کتاب را ندهند و جنس را به رایگان ببرند. در واقع کاربر می‌پذیرد برای چند گیگ اینترنت مصرفی، چند صد هزار تومان پرداخت کند و چیزی در دستش نباشد، چون صفحات مجازی مثل باد هواست ولی برای یک کتاب ارزشمند، ۱۰۰هزار تومان پرداخت نکند.

او در نقد مصرف‌زدگی جامعه می‌گوید: همین جامعه مفت‌بر، به خاطر برخی از الگو‌های اقتصادی غلط به دنبال ژست‌هایی از زندگی پرزرق و برق در سایز کوچک هستند. برخی تحلیل‌های اقتصادی می‌گوید جامعه‌ای که قدرت سرمایه‌گذاری کلان همچون سرمایه‌گذاری در زمین، بورس یا خودرو را ندارد سعی می‌کند میل خودش به زندگی پرزرق و برق را با مؤلفه‌های کوچک‌تری نشان دهد یعنی حاضر می‌شود در کنسرت گران‌قیمتی شرکت کند که ممکن است صندلی و پارکینگ مناسبی نداشته باشد، اما او انتخاب می‌کند با تحمل این شرایط غیراستاندارد، عکس و استوری از خودش در فضای مجازی منتشر کند و نشان دهد مخاطب کنسرت فلانی بوده است.

بهرامی در تحلیل این موضوع و ورودش به ساحت کتاب خاطرنشان می‌کند: در شرایطی که کتاب‌هایی با قیمت معقول و ارزان‌قیمت، اقبال و مشتری ندارند ولی کتاب‌های گران‌قیمتی منتشر می‌شوند که فروش می‌روند! برند‌های حوزه نشر هم از این میل ذهنی مخاطب سود می‌برند و با استفاده از این اصل بازار که پول، پول می‌آورد شروع به تولید محتوا‌های پرزرق و برق می‌کنند. اگرچه خرج کردن برای تولید محتوا و تبلیغات کتاب، اصلاً امر مذمومی نیست ولی وقتی در این الگوی غلط قرار می‌گیرد ابزاری می‌شود برای اینکه برند‌های بزرگ سهم بیشتری از این بازار متمایل به زرق و برق‌های کوچک ببرند.

 

شاعر به دنبال ناشر باشد یا ناشر به دنبال شاعر؟

به گفته او، گردش مالی در عرصه نشر در برابر دیگر عرصه‌ها آن قدر ناچیز است که اصطلاح زرق و برق در این بازار به یک لطیفه می‌ماند، اما واقعیتی است که وجود دارد.

بهرامی می‌افزاید: در این میان با ناشرانی مواجهیم که از بازار بالقوه موجود برای تجاری‌سازی استفاده می‌کنند. همان ناشرانی که حاضرند هر شعری را منتشر کنند به شرط اینکه پولش را به آنها بدهد، چون شاعر شدن، هنر کم‌هزینه‌ای است یعنی یک زن خانه‌دار یا یک مرد کاسب هم اگر تصمیم بگیرد اثر هنری تولید کند ارزان‌ترین آن انتشار کتاب شعر است؛ به ناشران پول می‌دهند تا برایشان کتاب شعر چاپ کنند.

این ناشر با اشاره به هزینه‌های بالای تولید در دیگر عرصه‌های هنری خاطرنشان می‌کند: اگر کسی بخواهد جنس مبتذلی در حوزه فیلم تولید کند، نیاز به سرمایه‌گذاری قابل توجهی دارد، اما اگر بنا باشد اثر مبتذلی در حوزه شعر منتشر کند، کافی است کاغذ و قلم داشته باشد یا حتی بدون آن روی نوت گوشی تایپ کند، پس از آن بخشی از حقوق ماهیانه‌اش را کنار بگذارد تا به ناشری بدهد و اشعارش را منتشر کند! همان کتاب شعر می‌تواند رزومه خوبی برای کارش باشد یا لااقل پزی در میان دوستان و اقوام تا در دورهمی‌ها سربلندش کند! گاهی هم به عنوان کارت ویزیت برای نمایش و تبلیغ خودش از آن استفاده می‌کند، چون در صنف هنرمندان و مؤلفان قرار گرفته است! برخی از ناشران هم با علم به این بازار بالقوه، کار‌های خدماتی اینچنینی انجام می‌دهند. البته جای اشکال ندارد، چون کار خدماتی یعنی پاسخ‌گویی به نیاز مخاطب!

او در پایان می‌گوید: در نتیجه همین فضا، برخلاف گذشته که تعداد عناوین کمتر بود و شاعران بودند که به دنبال ناشر می‌گشتند ولی در کمال تعجب، الان برخی ناشران به دنبال شاعر می‌گردند تا به عنوان مشتری بالقوه، آنها را جذب کنند و حاشیه سود دفترشان را برای تعطیل نشدن افزایش دهند. واقعیت این است که ناشران نباید به دنبال شاعر بگردند حتی به دنبال شاعر خوب! عرصه نشر باید به گونه‌ای باشد که شاعران خوب هم برای پیدا کردن ناشر، دچار گرفتاری و سختی باشند و در صورت وجود این تنگنا‌ها و تنگراه‌ها به میانگین اثر خوب در پشت ویترین کتاب‌فروشی‌ها در حوزه شعر می‌رسیم.

 

/ انتهای پیام/

منبع: روزنامه قدس 

گزارش خطا پسندها :