۱۴۰۴/۱۱/۲۵
۱۰:۱۴
کد خبر : ۱۲۰۴۸
بازاندیشی الهیاتی در نسبت دین، انسان و فناوری؛

چالش هوش مصنوعی برای تغییر در فهم انسان

چالش هوش مصنوعی برای تغییر در فهم انسان
هوش مصنوعی دین را فقط با پرسش‌های اخلاقی روبه‌رو نکرده، بلکه مستقیماً تعریف انسان، آگاهی و نسبت ایمان با عقل و فناوری را به چالش کشیده است.هوش مصنوعی با جابه‌جا کردن مرزهای فهم، دین را از بحث‌های اخلاقی عبور داده و به قلب انسان‌شناسی و مسئله‌ی باور کشانده است.

به گزارش «سدید»؛ علوم انسانی دغدغه‌هایی خلاف هوش مصنوعی دارد که غالباً محدود به مسائل اخلاقی است آن‌گونه که در جدی‌ترین مسائل و چالش‌های برآمده از فنّاوری‌های جدید شاهد هستیم. مقاله زیر نشان می‌دهد که متألهان خطر ورود به حوزه‌های کلان‌تر را به جان خریده‌اند و به طور خاص بر پیامد‌های انسان‌شناسانة فناوری‌های رایج متمرکز شده‌اند. پیشرفت‌ها و دستاورد‌های جدید در حوزه هوش مصنوعی نیازمند بررسی بیشتر از چشم‌انداز الهیاتی است. این مقاله کار خود را از قلمرو اخلاق آغاز می‌کند و در پی گفتگوی علم، فناوری، دین و تعامل آنهاست. 


در جستجوی چهارچوبی متناسب

از نگاه کسانی که به دنبال معنا کردن نسبت میان علم و کاربست‌های فنّاورانة آن از چشم‌اندازی الهیاتی هستند، پرسش اصلی این نیست که: «چه چیزی در مورد پیشرفت‌های علمی یا فناوری‌های جدید اشتباه است یا ممکن است اشتباه باشد»، بلکه این است که: «ما چه چیزی می‌توانیم بیاموزیم و یا فناوری (تکنولوژی) چه تغییری در فهم ما از الهیات ایجاد می‌کند؟» این البته به معنای نادیده گرفتن یا کنارگذاشتن امور اخلاقی و دیگر چیز‌ها نیست، بلکه بدین معناست که وقتی علم و فناوری را به عنوان نشانه‌های زمانة خود در نظر می‌گیریم، باید توجه بیشتری به دیگر ابعاد آن داشته باشیم.

الهیاتی که آغوشش به روی دیگر رشته‌ها باز است و از آنها می‌آموزد، نگاهی مترقی دارد، کمتر گرفتار جدل است و نگاهش عمدتاً معطوف پیشرفت‌های آینده است و باید توجه بیشتری به تحقیقات، مطالب علمی و کاربرد‌های جدید فناوری داشته باشد تا ارزیابی بهتری از میزان ارتباط آنها با ذهنیت الهیاتی صورت دهد. الهیات اگر می‌خواهد در دوره جدید همچنان باقی بماند و با ذهنیت‌های متفاوت تعامل کند، علاوه بر اینکه خوب باید بنگرد و بفهمد، باید خود را با زمانه و اوضاع جدید وفق دهد. 
با در نظر گرفتن این مقدمه، می‌خواهم با تفکیک سه سطح، رویکردی را برای بررسی موضوع دین و هوش مصنوعی پیشنهاد نمایم: سطح اول با پیامد‌هایی کلی مرتبط است که آخرین مرحله پیشرفت هوش مصنوعی برای دین در پی دارد؛ چه، برخی کاربست‌ها منجر به طرح یک پانورامای انسانی و اجتماعی می‌شود که در آن، ایمان باید قابلیت اثرگذاری خود را از نو تعریف کند و یا حتی پس از آنکه به برخی از اهداف جهت بهبود وضعیت‌مان دست یافتیم، هویت خود را نیز مجدداً تعریف نماید. 
سطح دوم خاص‌تر است و مربوط به آن دسته از کاربست‌های هوش مصنوعی می‌شود که مستلزم بازاندیشی در ذهنیت و شناختِ انسانی و به طور خاص «فرآیند باور» (اعتقادات) است که تحت تأثیر سیستم‌های اَبَرهوشمند قرارمی‌گیرند. سطح سوم مربوط به تعامل بین انسان‌ها و سامانه‌هایی است که در بسیاری از حوزه‌ها در حال رشد و گسترش هستند و می‌تواند پرسش مربوط به جایگاه دینی این تعامل‌ها را پیش بکشند.

 

افق تحقیقاتی

نخستین پرسشی که به هنگام مواجهه با هوش مصنوعی از چشم‌انداز الهیاتی با آن مواجه می‌شویم، توجه به اتخاذ رهیافتی متناسب یا دست‌کم مناسب‌ترین راه ایجاد تعاملی ثمربخش است. پاسخ مشخص عبارت است از: «بُعد اخلاقی چطور؟» متألهان بسیاری دغدغه مخاطرات و مسائل اخلاقی مرتبط با این قضیه را دارند؛ اما نگاهی گذرا به منابع موجود در خصوص الهیات و هوش مصنوعی، چیزی بیش از چند مورد خاص را نشان نمی‌دهد که نیازمند تحقیق و بررسی باشند.

در تلاش برای سازماندهی محتوا‌ها ترجیح می‌دهم این حوزه‌ها را در نظر داشته باشم: نخست مسائل اخلاقی برآمده از تحولات رایج در هوش مصنوعی؛ دوم تهدید‌ها و مخاطرات مرتبط با هوش مصنوعی، آنچه در داستان‌های علمی ـ تخیلی آمده و نیز چهارچوب‌های فرهنگی؛ سوم پرسش‌های انسان‌شناسانة مرتبط با عنوان «تصویر خدا»؛ و حوزه چهارم پرسش‌هایی درباره تأثیر هوش مصنوعی بر ایمان و عمل دینی، یا آن جنبه دینی که می‌توان در هوش مصنوعی شناسایی کرد.

ابعاد اخلاقی هوش مصنوعی به هیچ وجه منحصراً الهیاتی نیستند. ادبیات رو به گسترش این حوزه گرایش چند شاخة علمی به این قبیل امور را نشان می‌دهد. این گرایش موجب شناخت نتایج جدید و غیرقابل پیش‌بینی سامانه‌های هوشمندی می‌شوند که در نهایت می‌توانند جایگزین فعالیت‌های انسانی گردند. خامی است اگر تردید و ترس‌ها و نگرانی‌های مرتبط با این قبیل پیشرفت‌ها را نادیده بگیریم. متألهان متعددی نگرانی خود را از چشم‌انداز دینی نشان داده‌اند و نسبت به مخاطرات و سوءاستفاده از هوش مصنوعی هشدار داده‌اند. 

مسائل اخلاقی عمدتاً ناظر به ترس و سناریو‌های فاجعه‌بار هستند. درباره مخاطرات و نگرانی‌های مربوط به هوش مصنوعی، همایشی در سال ۲۰۱۹ برگزار شد که مقالات آن در نشریه «زیگون» (Zygon) منتشر گردید. عمده مقالات این همایش حول تهدید‌ها و پیامد‌های آخرالزمانی و وحشتناک هوش مصنوعی بود.

این موضوعی است که الهیات با آن آشنایی کامل دارد و در آن می‌توانیم همانندی واضحی بیابیم؛ یک سنت پایدار آخرالزمانی برای قرن‌های متمادی با ایمان مسیحی همراه بوده است. متألهان مسیحی می‌توانند این رویکرد را کاملاً از خود بدانند.

ما این نگرانی‌ها را درک می‌کنیم و می‌دانیم چگونه تشخیص دهیم که چه زمانی این ترس‌ها و نگرانی‌ها جدی و واقعی‌اند و چه زمانی صرفاً یک ژانر ادبی محسوب می‌شوند که نیازمند روشی تفسیری مطمئن برای تشخیص بین واقعیت و خیال هستند. هر نویسنده نوعی هوش مصنوعی دینی پیشنهاد می‌کند که در واقع پادزهری در برابر تاریک‌ترین ابعاد مرتبط با این فناوری‌هاست که آینده مشترک ما را تهدید می‌کنند.

سومین حوزه الهیاتی مرتبط، حوزه انسان‌شناسی است؛ در اینجا مبانی مشخص‌تر هستند. چند تحلیل به طور خاص روی مقوله «تصویر خدا» متمرکزند؛ این تصویر، هم در مورد نحوه فهم ما از وضعیت انسانی به هنگام مواجهه با تحولات هوش مصنوعی به کار می‌رود و هم در این خصوص که تا چه میزان مفهوم تصویر خدا، آفرینش‌های هوشمندانه ما را تفسیر می‌کند.

برخی مطالعات به ضرورت بازنگری در مقولات انسان‌شناختی در الهیات حین بررسی تقابل میان ما و ماشین‌ها اشاره دارد. نکته اینجاست که وقتی این تازه‌واردان و تحولات جدید و کاربرد‌های هوش مصنوعی را بررسی می‌کنیم، خیلی چیز‌ها دستخوش تغییر می‌شود؛ گویی موقعیت‌شان دوپهلوست! آنها که خوش‌بین‌ترند، مدعی‌اند که هوش مصنوعی می‌تواند دوست خوبی برای انسان‌شناسی الهیاتی باشد، چون ویژگی‌های انسانی را بهتر می‌فهمد. نوعی پیچیدگی خاص و ماورایی در همگرایی بین هوش مصنوعی و فراـ‌انسان‌گرایی وجود داشته است. حتی اگر الهیات فی‌نفسه تمایلی به این موضوع نداشته باشد، مسائل انسان‌شناختی را نباید نادیده گرفت. الهیات همواره حوزه‌ای تخصصی در علوم انسانی بوده و متعاقباً تحلیل‌های آن همواره بنیادی بوده است، به این معنی که ناظر به پرسشی محوری در خصوص تأثیر تحولات جدید بر وضعیت انسانی بوده است. 

 

هوش مصنوعی و دین 

چهارمین حوزه عبارت است از پرسش‌های مربوط به هوش مصنوعی و دین. شناسایی دو گرایش اصلی در این خصوص، کار دشواری نیست: از یک سو هوش مصنوعی واقعیتی در نظر گرفته می‌شود که هر گونه مظهر دینی را کهنه و منسوخ در نظر می‌گیرد؛ از سوی دیگر، برخی نویسندگان هوش مصنوعی را مولود قرائت جدیدی از جادو می‌دانند. در دسته اول، برخی مقالات به قدرت مختل‌کنندة هوش مصنوعی اشاره دارند که باور‌های سنتی (خاصه باور‌های دینی) را از بین می‌برد. موضع دیگر، هوش مصنوعی را نوعی جادوی جدید یا حتی دین جدیدی می‌دانند.

 
الهیات رشته‌ای است که خوداستعلایی، دین و هر شکلی از واقعیت طبیعی و متعالی را توأم با دیگر موارد مورد مطالعه در حوزه دین، بررسی می‌کند. می‌توان انتظار داشت که متألهان درنگی در این مسأله بکنند که: آیا می‌توان دستاورد‌های رایج در هوش مصنوعی را در حوزه‌های غیر دینی جای داد؟ یا اینکه آیا معنای جدیدی از امر متعالی به‌دست می‌دهند که متکی به فناوریی باشد که واقعیت تقویت‌شده را با عوالم مجازی همراه می‌کند؟ اینکه هوش مصنوعی تجربه متعالی را تقویت می‌کند یا مخدوش می‌سازد، احتمالاً به عوامل دیگری وابسته است و نه صرفاً به هوش مصنوعی به‌مثابه فناوری.

الهیات در پیوند با دیگر رشته‌ها، رویکردی جایگزین به مسائل اخلاقی است؛ الهیات کمک می‌کند ما تمایلات و باور‌های آینده‌مان را بهتر بشناسیم؛ تحلیل دقیقی در مورد مسائل انسان‌شناختی به دست می‌دهد و سبب می‌شود از مخاطرات فراوانی مصون بمانیم و ما را به سوی مدل‌های دقیقی از رشد و توسعه انسانی رهنمون می‌شود؛ همچنین بینشی تخصصی در حوزه دین و امر متعالی می‌دهد و کمک می‌کند بین اشکال درست و غلط هوش مصنوعی، گزینه بهتر را انتخاب کنیم. الهیات در مواجهه با پیشرفت‌های علمی و فناوری، احساس هویت را بازیابی می‌کند که ممکن است صرفاً با تمرکز بر اجرای هرمنوتیک صحیح بر متون قدیمی از دست برود. الهیات در این کنش انتقادی، رشد می‌کند و می‌کوشد هوش مصنوعی را در درون چهارچوب خود معنا کند.

حوزه‌های دیگری نیز وجود دارد که در آن می‌تواند قابلیت خود را در ارائه بهترین تحلیل نشان دهد. این حوزه‌ها که همچنان از منظر الهیاتی مورد کندوکاو قرار می‌گیرند، در حقیقت روابطی را میان دین و جامعه شکل می‌دهند یا دقیق‌تر، این حوزه‌ها نشان می‌دهند که چگونه نظام‌های اجتماعی را می‌توان به منظور توزیع بهتر عملکردها، از نو طراحی نمود.به بیان ساده‌تر، آنچه برای طرف الهیاتی و فناوری مؤثر است و منجر به نجات همه می‌شود، چیست؟ و دیگری، مسأله مربوط به باور‌ها یا ماهیت باور صحیح و مسأله بهزیستی فردی و اجتماعی است. 

 

هوش مصنوعی در مقام عمل

به عنوان گام اول، باید به خاطر داشت: کدام یک از دستاورد‌ها در هوش مصنوعی وجود دارد که پیشرفت تلقی می‌شود؟ آخرین موج هوش مصنوعی تکنیک‌هایی با روش تشخیص یا شناخت به خدمت می‌گیرد و ماشین یادگیری حجم عظیمی از داده‌ها را مدیریت و پردازش می‌کند و به نتایجی تبدیل می‌نماید که برای برخی کار‌ها ازجمله معاینات پزشکی، راندن ماشین، پیش‌بینی آب‌وهوا، و دیگر فعالیت‌های پیچیده کاربرد دارند. قدر مسلم، تمام کاربرد‌های مشخص این ماشین همگی به نوعی تشخیص چهره یا دیگر ویژگی‌ها مربوطند و پس از آن است که می‌توان آنها را برای دیگر امور به کار گرفت.

حوزه هوش مصنوعی در حال حاضر بین «خیال‌گراها» و «واقع‌گراها» تقسیم شده است. از نگاه دسته اول، هوش مصنوعی مستلزم انقلابی است که تحول عظیمی در جهان ایجاد می‌کند؛ برای مثال از نگاه ماکس تگمارک قضیه بدین‌گونه است و کتابی در این زمینه دارد. از منظر دسته دوم، عملکرد هوش مصنوعی بسیار محدودتر است و نمی‌تواند جایگزین بسیاری از کار‌های انسانی شود. استیون شوارتز کتابی در این باره دارد و بحث اصلی‌اش این است که هوش مصنوعی عملاً چه می‌تواند و چه نمی‌تواند به دست آورد.

دستیابی به موضعی واقع‌گرایانه در خصوص آنچه هوش مصنوعی به معنای واقعی کلمه می‌تواند به دست آورد، نخستین هدف در مطالعه هوش مصنوعی از منظر الهیات است. الهیات بر مبنای آنچه امروز در حال انجام است و آنچه در آینده تهدید و فرصت در این حوزه تلقی خواهد شد، می‌تواند درس‌هایی در خصوص نحوه انطباق دین با فناوری‌های جدید بیاموزد. 

 

الهیات و فنّاوری‌های جدید

نخستین مسأله پس از ارزیابی تأثیر واقعی هوش مصنوعی، به روابط پیچیده‌ای مرتبط است که دین با فناوری‌های جدید سروکار دارد. از زمانی که این فناوری‌ها وارد زندگی روزمره شده، به ابهام بسیار بزرگی در این زمینه توجه شده است: این فناوری‌ها از نگاه صورت‌های سنتی زندگی، به نوعی مانع تلقی می‌شوند و از آنجا که کلیسا ریشه در این شکل از زندگی دارد، از این قضیه آسیب دیده است. همزمان نیز این فناوری‌ها ابزار‌های جدید می‌سازند که به کلیسا کمک می‌کند و در بسیاری از حوزه‌ها، ازجمله ارتقای سطح سلامت روحی و جسمی مؤثر است.

به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین مشکلی که پیشرفت‌های فناورانه جدید برای ایمان دینی ایجاد کرده، رقابت ضمنی است که به همراه می‌آورد: فناوری‌ها گرچه می‌توانند بسیاری از مسائل علمی را با کارآمدی بالا حل نمایند، در عین حال، محدودیت‌های عمیقی را که گریبانگیر الگو‌های نجات‌بخش دینی است، برجسته می‌کنند. فناوری‌ها مشکلات را حل می‌کنند و دین صرفاً آنها را برای زمان دیگر به تعویق می‌اندازد. فناوری شاید بیش از علم، به عنوان عامل سکولاریزاسیون (عرفی‌سازی) شناخته شده است؛ جنبه‌ای از جهان مدرن که بسیاری از ویژگی‌های دین را زائد یا غیر ضروری می‌سازد: ما دیگر به دین نیازی نخواهیم داشت وقتی بتوانیم با توسل به ابزار‌های بهتر، بسیاری از مسائل و مشکلات دیرینه را حل و فصل نماییم!

حتی اگر این کاربرد‌ها محدود هم باشند، فناوری‌ها در حل مسائلی ازجمله ارتقای سطح سلامت و بهداشت، حمل و نقل یا تولید، بهتر عمل می‌کنند. زمانی این محدودیت‌ها از بین می‌رود و تکنیک‌های جدید نوید پیشرفت‌های جدید را می‌دهد و می‌تواند کیفیت زندگی را در حوزه‌های کلان‌تر بالا ببرد. همان طور که در دهه‌های گذشته فناوری سطح زندگی را بهبود بخشید؛ فقط تصور کنید اختراع ماشین ظرفشویی چگونه کیفیت زندگی را در بسیاری از خانواده‌ها بالا برد، یا اختراع تلویزیون چگونه کیفیت سرگرمی را ارتقا داد و اختراعاتی مانند آن، چه میزان سطح لذت و شادی را در میان افراد می‌افزاید؛ و بالاخره در تحلیل نهایی به هوش مصنوعی می‌رسیم؛ فناوریی که واقعاً صفحه‌ای نو در میان ابداعات بشر بوده و نویدبخش آینده روشنی است.

 آینده‌پژوهان و فراـ‌انسان‌گرا‌ها به آینده هوش مصنوعی و کارکردش به عنوان دستاوردی اطمینان دارند که می‌تواند وضعیت انسان را به شکل عجیبی تغییر دهد و بهبود بخشد. این قضیه البته عمیق‌تر از اینهاست و به یک نقطه انتقادی خواهد رسید. اما با این حال، مدل رقابتی تنها گزینه موجود نیست و به‌راحتی می‌توان رویکرد متفاوتی نسبت به هوش مصنوعی متصور شد که بیشتر بر همکاری و تکمیل‌کنندگی و حتی توزیع وظایف متمرکز باشد و به مشخص‌تر کردن عملکرد در این برهه متفاوت و تحت شرایطی بسیار دور از دوران‌های پیشین کمک کند.

علاوه بر رویکرد تفسیری مبتنی بر شک و تردید، یک تفسیر مبتنی بر خیرخواهی، شاید در این مورد راهگشاتر باشد؛ برای مثال الن دیگون مدعی است که با ظهور هوش مصنوعی، ما به مرحله‌ای خواهیم رسید که فناوری همان نقشی را ایفا می‌کند که پیشتر الهیات ایفا کرده بود. 

دومین نمونه از این دست، کتاب «تکنولوژی و تئولوژی» (فناوری و الهیات) است که بر هوش مصنوعی متمرکز است و با رویکرد مطالعات فرهنگی می‌خواهد بداند چگونه توصیفاتی که از هوش مصنوعی وجود دارد، عمدتاً بازتاب‌دهندة دغدغه‌ها و انگیزه‌های ناشی از بستر فرهنگی هستند و در این چشم‌انداز جدید که فناوری‌های نو در حال شکل‌دهی آن هستند و گاه نگران‌کننده و مختل‌کننده می‌نمایند، به جستجوی معنا می‌پردازد.

فناوری اغلب نگرانی‌ها و انتقاداتی را به‌ویژه در نهاد‌های سنتی مثل کلیسای کاتولیک برانگیخته، اما پس از توسعه الگوی الهیاتی جایگزین، مورد استقبال قرار گرفته است. تمام تلاش من این است که الگویی را در پیش گیرم که در آن دین و فناوری بر یکدیگر مسلط نشوند و مدعی حل تمام مسائل انسانی نباشند، بلکه با همکاری مشترک به نتیجه‌ای بهتر و مناسب‌تر دست بیابم. همان‌طور که فناوری‌های پیشین به حل بسیاری از مسائل علمی کمک کرده‌اند و کیفیت زندگی جمعیت زیادی را بهبود بخشیده‌اند، اکنون نیز می‌توانند چنین کنند.

 

/ انتهای بخش اول / ادامه دارد...

منبع: روزنامه اطلاعات 

گزارش خطا پسندها :