به گزارش «سدید»؛ این سومین مصاحبه ما با جواد قارایی در یک سال گذشته است. بار اول در زمان جنگ ۱۲ روزه، مرتبه دوم سر ماجرای ۱۸ دیماه و این مرتبه آخر هم جنگ رمضان. در مرتبه اول، قارایی از اهمیت ساختن تصویر از ایران برای مردم حرف زد. مرتبه دوم، از این صحبت کرد که بخشی از آن اتفاقات بر سر این است که ما تصویر کاملی از ایران نساختهایم و در مصاحبه سوم، او ماجرای جنگ را نه مربوط به این چند شب اخیر بلکه قصه را از آغازش تعریف میکند. در متنی که تا چند خط آینده شما آن را میخوانید، یکی از مهمترین مستندسازان ایران، نگاهش را درباره اتفاقات جاری در میدان میگوید. اینکه مردم بعد از جهاد اکبر پیش از اذان مغرب، سراغ جهاد اصغر پس از نماز میروند و در گوشهگوشه شهرهای مختلف جماعت و جمعیتشان تماشایی است.
جواد قارایی سالهاست که با برنامه «ایرانگرد» شناخته میشود. ایرانگردی که از سال ۱۳۸۹ آغاز شد و حالا به شانزدهمین سال پخشش میرسد. مستندی که تصویری متفاوت از ایران را به مخاطب در حوزه تاریخ طبیعی و صنعت گردشگری میداد و حالا همان جواد قارایی «ایرانگرد»، در مصاحبههایش با رسانهها، از همان فلات و سرزمینی دفاع میکند که سالها دوربینش را به چادرها و کوهپایههایش برده است. قارایی حالا در مرتبه سوم شرح میدهد چرا حاضر شده هزینه دفاع از ایران را بدهد؟ چرا از صراحت لهجهاش کم نکرد تا صفحه اینستاگرامش بسته نشود و چرا روزبهروز لحنش در رسانهها صریحتر میشود؟ قارایی در صحبتهایش به ما گفت: «کسانی که از حمله نظامی به ایران دفاع کردند، خودفروختهاند. به همین سادگی؛ وطنفروش هستند. اینها کسانی هستند که دستشان به خون دانشآموزان مینابی و مردمی که در فراخوانها کشته شدند، آلوده است. اینها سربازان اسرائیل و آمریکا هستند.» مشروح مصاحبه او را در ادامه از نظر میگذرانید.
همیشه در شرایط پیش از جنگ، گمان میکنیم فاصله مردم با کشور بیشتر شده و شکافها عمیق شده است. اما هر بار میبینیم که مردم دوباره در صحنه ایستادهاند. این جمعشدن مردم دور یک پرچم برای شخصی بیرون از این چهارچوبهای جغرافیایی بسیار عجیب است.
من هم یکی از همین مردم هستم. بعضیها فکر میکنند اینها فقط آدمهای ارزشی و حکومتی هستند؛ اما بسیاری از مردمی که در میدانها هستند، شاید به خیلی چیزها اعتقاد نداشته باشند یا حتی ممکن است برخیشان نظام را قبول نداشته باشند، اما پای ایران ایستادهاند، چون ایران خانه ماست و ما یک خانواده هستیم. با همه اختلافنظرها و نارضایتیهای بهحقی که مردم دارند، نمیشود پشت خانواده را خالی کرد. مگر میشود برادر یا پدر و مادری اشتباه کنند و خانواده آنها را طرد کند یا وقتی به آنها حمله شد، سکوت کند؟ یک خانواده باشرف چنین کاری نمیکند. ایرانیها همیشه ثابت کردهاند در این شرایط پشتهم هستند و ایران را مثل پدر و مادر خود میدانند. این موضوع ریشه در هویت ما دارد.
ما تابهحال سه مصاحبه با شما در این مدت اخیر داشتهایم؛ یکبار درباره جنگ ۱۲ روزه، یکبار سر ماجرای هجدهم دیماه و یکبار هم همین حالا. در این فاصله زمانی که پر از اتفاق بود، انگار یک جهش تاریخی عجیب را تجربه میکنیم. میخواستم تحلیل شما را بدانم؛ به عنوان یک مستندساز و کسی که به وقایع با صراحت نگاه میکند، فکر میکنید این ششماه چه تفاوتی با گذشته داشت؟
برای من تفاوت زیادی نداشت؛ چون من این روزها را میدیدم. سالهای سال این روزها را پیشبینی میکردم و در تنها تریبونی که داشتم، یعنی همان صفحه اینستاگرامم که مسدود شد، حرفهایم را میزدم. از چهار، پنج سال پیش بارها گفتم ایران باید مسلح به سلاح هستهای شود، چون مطمئن بودم آمریکا و اسرائیل به ایران حمله میکنند و سعی دارند ایران را از بین ببرند، تجزیه کنند و ضعیفش کنند. بارها گفتم ایران باید مجهز به سلاح هستهای باشد؛ نه برای استفادهکردن، چون معتقدم این سلاح برای استفاده نیست، بلکه اتفاقاً برای «استفادهنکردن» است. صرفاً داشتنش باعث جلوگیری از اتفاقات خیلی بزرگ میشود. باز هم میگویم، این سلاح از جنگ جلوگیری نمیکند، اما جلوی جنگهای بزرگ و نابودی کشور را میگیرد. بهجز آمریکا، بقیه کشورهای دارنده سلاح هستهای هیچوقت از آن استفاده نمیکنند؛ آنها این سلاح را دارند تا کسی به خودشان حمله نکند، چون تاریخ ایران و جهان را مطالعه کردهام، ایمان داشتم که آنها یک روز به ما حمله میکنند و به سمت تجزیه ایران میروند. حالا دیدید که چه اتفاقی افتاد. ما سلاح هستهای نساختیم، اما بهخاطر صنعت هستهای صلحآمیز و موشکهایمان که حق ماست، دههزار تحریم به ما تحمیل شد. آرزوی من این بود که مسلح به سلاح هستهای شویم، ولی نشد. الان هم اگر از نظر علمی امکانش باشد، آرزو دارم دانشمندان ما تلاش کنند تا در همین شرایط چند کلاهک هستهای بسازند؛ فقط برای بازدارندگی، تا اتفاقات بدتری برای کشورمان نیفتد. از مردم میخواهم تاریخ را بخوانند؛ تاریخ در حال تکرار است. غربیها در ۵۰۰ سال گذشته همیشه به ایران تجاوز کردهاند. در جنگ جهانی حدود چند میلیون نفر از جمعیت ایران بهخاطر قحطی عمدی که غربیها ایجاد کردند، کشته شدند. چه چیزی از این واضحتر؟ آنها برای نابودی ایران آمدهاند و هر بار بخشی از آن را میگیرند. از مردم میخواهم در این شرایط متحد باشند و به هم امید بدهند. من دستبوس آن فرماندهان و سربازانی هستم که پشت موشکها و پهپادها نشستهاند و باوجوداینکه جانشان در خطر است، ایثار میکنند و مقابل دشمن ایستادهاند. این عزیزان برای من بسیار باارزش هستند.
یکی از تجربههای شما در ماه گذشته، دیدار با حضرتآقا در بیت رهبری بود. میخواهم حستان را در لحظه شنیدن خبر شهادت رهبری بدانم و اینکه این تجربه برای شما چه معنایی دارد؟
من یکبار ایشان را ملاقات کردم؛ فکر کنم روز چهلم فرماندهانی بود که در تجاوز اسرائیل به شهادت رسیدند. یک جمله بسیار خوب از ایشان شنیدم که فرمودند: «دشمنان ایران ایمان، معنویت، ریشهها و پیشرفتهای ما را نشانه گرفتهاند.» واقعاً هم همینطور است. فارغ از هر دیدگاهی، باید حقیقت را قبول کنیم که دشمن همیشه ریشههای ما را هدف گرفته است. ترامپ و نتانیاهو حقیقت بزرگی را آشکار کردند. چند سال پیش خبرنگاری از ترامپ پرسید کابوس شما چیست؟ او سه بار گفت: «ایران». چون میگفت ایران دارد به یک امپراتوری قدرتمند تبدیل میشود. خودشان میگویند اجازه نمیدهند ایران قوی شود. این فقط مربوط به الان نیست؛ زمان شاه هم وقتی او در مقاطعی جلوی غربیها ایستاد یا سر قیمت نفت بحث کرد، آنها برنتابیدند و بعد از انقلاب حتی اجازه ندادند وارد کشورشان شود و از پشت خنجر زدند. مردم باید بدانند ایران، فارغ از هر نوع حکومتی، مورد تهاجم است. الان تمام ایران و مردمش هدفند. آنهایی که فکر میکنند با این کارها وضعیت ایران بهتر میشود، بدانند در تاریخ همیشه به ایران حمله شده، نهفقط به یک شخص. الان میبینید مقام معظم رهبری شهید شدند، اما بمبارانها همچنان ادامه دارد. ما همچنان بین غیرنظامیها شهید میدهیم. ساختمانهای اداری و هلالاحمر بمباران میشوند. تاریخ واضحتر از این نمیتواند بگوید که ما کجا باید بایستیم.
روایتی موازی هم شکل گرفت؛ مخصوصاً از طرف هنرمندانی که از کشور خارج شدند. پاسخ شما به کسانی که همچنان میگویند حمله نظامی درست بوده، چیست؟
اینها خودفروختهاند. به همین سادگی؛ وطنفروش و مادرفروش هستند. اینها کسانی هستند که دستشان به خون دانشآموزان مینابی و مردمی که در فراخوانها کشته شدند، آلوده است. اینها سربازان اسرائیل و آمریکا هستند. برای من جالب است همین افراد میگویند «جاوید شاه»، اما به کشورهایی پناه بردهاند که به همان شاه خنجر زدند. آدم چقدر میتواند پست و وطنفروش باشد که دستش را در دست دشمنی بگذارد که سالها به کشورش حمله کرده است. یک حرف دیگر هم با هنرمندانی دارم که ساکت شدهاند. چطور یک هنرمند میتواند تجاوز به خاک و ناموسش را ببیند و سکوت کند؟ شرم بر تمام کسانی که در این شرایط سکوت کردند؛ این سکوت به معنای دستداشتن در دست دشمن و خیانت به کشور است.
نکتهای باقیمانده است؟
من با بمب اتم شروع کردم و با همان هم تمام میکنم. هنوز از مسئولان میخواهم اگر میتوانند، هرچه سریعتر ساخت سلاح هستهای را در پیش بگیرند تا کشور و مردم حفظ شوند. نتیجه جنگ هرچه باشد، ما پیروزیم. آنها گفتند تسلیم شوید و ما نشدیم. زدند، ما هم پاسخ دادیم، حتی اگر همگی نابود شویم، باز پیروز هستیم، چون پیروزی یعنی ایستادگی مقابل متجاوز. اگر زنده بمانیم، پیروزیم و اگر شهید شویم، از نظر فیزیکی حذف شدهایم؛ اما در تاریخ پیروز هستیم، چون ما به کسی حمله نکردیم، اما جلوی دشمن ایستادیم و زانو نزدیم.
/ انتهای پیام /