۱۴۰۴/۱۲/۱۷
۱۰:۴۸
کد خبر : ۱۲۱۵۳
بررسی قدرت رسانه‌ها در جنگ در گفت‌وگو با حمیدرضا مقدم‌فر و اکبر نصراللهی؛

بمباران مغزها در جنگ شناختی

جنگ شناختی و رسانه
یکی از تکنیک‌های جنگ شناختی این است که با حرف راست، دروغ می‌گویید. می‌پرسید چگونه؟ در این تکنیک، شما اطلاعاتی را ارائه می‌دهید که درست و واقعی هستند؛ اما مخاطبان را به سمت نتیجه‌گیری خاصی هدایت می‌کنید

به گزارش «سدید»؛ آیا افرادی را دیده‌اید که تا چندی پیش به اعتقادات خود به شدت پایبند بوده‌اند؛ اما حالا همان اعتقادات را خرافه تلقی می‌کنند؟ عده‌ای که با توهین به مقدسات و حتی درخواست از بیگانگان برای حمله به سرزمین خود خبرساز شده‌اند. به طور ساده می‌توان گفت این افراد مورد اصابت گلوله دشمن در «جنگ شناختی» قرار گرفته‌اند بدون اینکه جراحتی در بدن خود احساس کنند. تأکید بر ضرورت مقابله با عملیات شناختی به دلیل سه اتفاق اخیر در سپهر سیاسی و اجتماعی کشور؛ یعنی جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، اغتشاشات اخیر و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی از اهمیت دوچندانی برخوردار است.

کارشناسان می‌گویند ناتو تا سال ۲۰۲۰، پنج حوزه جنگی زمین، هوا، دریا، فضا و فضای سایبر الکترونیک را به رسمیت می‌شناخت؛ اما سال ۲۰۲۲ یک حوزه دیگر را به این پنج حوزه به عنوان حوزه ششم افزود و آن، همین حوزه جنگ شناختی بود.

جنگ شناختی قرار است با روش دستکاری روان‌شناختی یا مهندسی افکار، شناخت انسان‌ها را مورد هدف قرار دهد. در این جنگ، ذهن انسان به میدان نبرد تبدیل می‌شود.

«جمیز داردانو» یکی از دانشمندان این رشته در غرب سال‌ها قبل پیش‌بینی کرده بود، مغز انسان میدان اصلی نبرد در قرن ۲۱ خواهد بود. برای ترسیم بهتر این مفهوم می‌توانید میدان جنگی را تصور کنید که نه با تانک‌ها و تفنگ‌ها؛ بلکه با کلمات، تصاویر متحرک و الگوریتم‌های هوشمند گسترده شده است. در این جنگ، هدف نفوذ به ادراک مخاطبان، شکل‌دهی به دیدگاه‌ها و کنترل روایت‌های عمومی است. این جنگ، یک نبرد روحی و روانی است که در آن سلاح‌های اصلی، داستان‌ها، تصاویر و روایت‌هایی هستند که روزانه مصرف می‌کنیم. روایت‌های خبری، مانند گلوله‌های بی‌صدا، وارد ذهن مخاطبان می‌شوند و تأثیراتی عمیق بر رؤیا و تفکر آنها دارند. قدرت رسانه‌ها در ایجاد واقعیتی موازی یا تحریف واقعیت‌های موجود قابل توجه است. هر خبر، هر مقاله و هر پست رسانه‌های اجتماعی می‌تواند داستانی را ببافد که افزون بر ذهنیت‌ها حتی مرز‌های فرهنگی و سیاسی را تغییر دهد.

 

نبرد پشت صحنه در میدان رسانه

حمیدرضا مقدم‌فر، نویسنده کتاب جنگ شناختی در پاسخ به این پرسش که جنگ شناختی به چه معناست و چرا در شرایط کنونی اهمیت دارد، به ما می‌گوید: ما در هشت ماه گذشته با دو عرصه جنگ مواجه بودیم؛ نخست عرصه میدان جنگ سخت؛ مانند جنگ ۱۲ روزه و دیگری عرصه میدان و خیابان مانند آشوب‌های اخیر در خیابان‌ها. در هر دو این جنگ‌ها، دو عرصه جنگ وجود دارد؛ یکی جنگ شناختی و دیگری جنگ میدان. در عرصه جنگ میدان؛ چه در آشوب‌های خیابانی و چه در موشک زدن‌ها و بمباران، شاهد درگیری‌های فیزیکی بوده‌ایم؛ اما در کنار این درگیری‌های فیزیکی، جنگ شناختی نیز به شدت دنبال می‌شود. در این عرصه تلاش بر آن است تا بر افکار و باور‌های مردم تأثیر گذاشته شود و نگرش‌ها و عقاید مختلف شکل بگیرد.

او می‌افزاید: جنگ شناختی به معنای تأثیرگذاری بر فکر، احساسات، عواطف و اندیشه‌های فرد یا جامعه به گونه‌ای است که بتواند اراده، تصمیم و رفتار آنها را به مسیر مورد نظر تغییر دهد. مقدمه این جنگ شناختی، ادراک‌سازی یا مدیریت ادراک (Perception Management) است. از طریق ادراک‌سازی می‌توان بر شیوه تفکر احساس و رفتار افراد تأثیر گذاشت و آنها را به سمت جهت‌گیری‌های مورد نظر هدایت کرد. مدیریت ادراک به معنای کنترل و هدایت شیوه درک و فهم افراد از مفاهیم، رویداد‌ها و پدیده‌ها به گونه‌ای است که با اهداف و منافع مورد نظر هماهنگ باشد. این مفهوم، پایه و اساس جنگ شناختی است که به عنوان یک راهبرد پیشرفته در عرصه جنگ نرم به کار می‌رود.

این کارشناس رسانه در پاسخ به اینکه مفهوم جنگ شناختی با جنگ روانی چه تفاوتی دارد، اظهار می‌کند: جنگ شناختی، جنگ روانی و عملیات روانی هر سه در عرصه جنگ نرم تعریف می‌شوند؛ اما از نظر مفهوم و ماهیت بسیار متفاوت هستند. جنگ روانی و عملیات روانی بیشتر روی تأثیرگذاری بر احساسات و عواطف افراد تمرکز دارند، در حالی که جنگ شناختی به طور مستقیم بر چگونگی درک و فهم افراد از واقعیت تأثیر می‌گذارد. جنگ شناختی، آخرین دستاورد آمریکایی‌ها و برخی کشور‌های دیگر در عرصه جنگ نرم است که به‌عنوان یک راهبرد به کار می‌رود.

در جنگ روانی، از تکنیک‌ها و تاکتیک‌های مختلفی مانند دروغ، شایعه، بزرگ‌نمایی و کوچک‌نمایی استفاده می‌شود؛ اما در جنگ شناختی، هدف تغییر درک و فهم افراد از واقعیت است، نه از طریق فریب یا دروغ؛ بلکه از طریق ارائه اطلاعات دقیق و گزینش شده، تجزیه و تحلیل و تفسیر واقعیت به گونه‌ای که با اهداف و منافع مورد نظر هماهنگ باشد.

 

پادزهر جنگ شناسی در عصر اطلاعات

وی معتقد است: یکی از تکنیک‌های جنگ شناختی این است که با حرف راست، دروغ می‌گویید. می‌پرسید چگونه؟ در این تکنیک، شما اطلاعاتی را ارائه می‌دهید که درست و واقعی هستند؛ اما مخاطبان را به سمت نتیجه‌گیری خاصی هدایت می‌کنید؛ به طور مثال یک عکس، فیلم یا متنی را منتشر می‌کنید که بدون فریب و دروغ است و روش انتشار به گونه‌ای است که مخاطبان آن چیزی را که شما می‌خواهید، درک می‌کنند. این تکنیک می‌تواند بسیار مؤثر باشد؛ زیرا مخاطبان ممکن است اطلاعات را به عنوان حقیقت بپذیرند و بدون شک و تردید، کار‌های خاصی را انجام دهند.

به طور مثال در سال ۲۰۰۸ میلادی و در جریان حمله رژیم صهیونیستی به غزه، عکسی توسط آسوشیتدپرس منتشر شد که نشان می‌داد اسرائیل به یک مرکز پلیس در غزه حمله کرده و تعدادی از نیرو‌های پلیس را کشته و زخمی کرده است. این عکس به سرعت در رسانه‌های جهانی پخش شد و نمادی از حمله رژیم صهیونیستی به غزه شد؛ اما در واقعیت، اسرائیل در این حمله به مناطق مسکونی و غیرنظامی نیز حمله کرد و تعداد زیادی از غیرنظامیان؛ از جمله زنان و کودکان کشته و زخمی شدند. با این حال، عکس منتشر شده تمرکز را روی حمله به مرکز پلیس قرار داد و این برداشت را برای مخاطبان ایجاد کرد که رژیم صهیونیستی به مراکز نظامی حمله کرده است. در واقع عکس منتشر شده یک واقعیت محسوب می‌شد؛ اما تفسیر و برداشت از آن عکس، با دروغ و گمراهی همراه بود.

او با تأکید براینکه دشمنان از ابزار‌های مختلفی برای ایجاد ادراکات نادرست و گمراه‌کننده استفاده می‌کنند، بیان می‌کند: یکی از بزرگ‌ترین ابزار‌هایی که در این جنگ به کار می‌رود، جهل است. جهل افراد و جامعه، خلأ‌های اطلاعاتی و نبود آگاهی، زمینه‌ای را فراهم می‌کند که دشمنان بتوانند بر جوامع تحمیل کنند؛ اما در این میان، یک راهکار اساسی برای مقابله با این تهدید وجود دارد که رهبر شهید هم بار‌ها به آن اشاره کردند و آن جهاد تبیین است.

جهاد تبیین اصلی‌ترین پادزهر جنگ شناختی و به معنای ارائه اطلاعات دقیق و تحلیل‌های درست به افراد و جوامع است. این کار موجب می‌شود افراد و جوامع از اطلاعات نادرست و گمراه‌کننده نجات پیدا کنند و به سمت آگاهی و درک درست هدایت شوند. با انجام جهاد تبیین، می‌توان از جهل و خلأ‌های اطلاعاتی که دشمنان از آن استفاده می‌کنند، جلوگیری به عمل آورد و جامعه را به سمت آگاهی و پیشرفت هدایت کرد.

 

شرط موفقیت در این جنگ

اکبر نصراللهی، نویسنده کتاب مدیریت بحران در رسانه‌های حرفه‌ای نیز با اشاره به فریضه دانستن جهاد تبیین در این خصوص می‌گوید: جهاد تبیین، داشتن روایت نخست و پیوست رسانه‌ای، راهبرد‌های بیان حقایق، پیروزی در جنگ شناختی، خروج از محاصره تبلیغاتی و مقابله با جریان تحریف است و نباید در حرف و شعار و ابراز آمادگی مسئولان و رسانه‌ها محدود شود.

وی ادامه می‌دهد: ابزار جنگ شناختی شامل فناوری‌های ارتباطی به ویژه اپلیکیشن‌های تلفن همراه و رسانه و بازیگران آن، کنشگران رسمی و غیر رسمی هستند. نوع این جنگ؛ نامرئی، ماهیت آن مستمر و میدان این جنگ اذهان مردم است و موفقیت در این نبرد به شناخت آرایش جدید رسانه‌ای و تغییرات و تحولات آن بستگی دارد.
وی با اشاره به اثرپذیری جنگ شناختی از تحولات فناوری‌های ارتباطی تصریح می‌کند: با توسعه و پیشرفت فناوری‌های ارتباطی، کنش‌گری از انحصار حاکمیت و نهاد‌های سنتی و قدیمی بیرون آمده و همه افراد می‌توانند در این حوزه فعال و اثرگذار باشند.

اگر قرار باشد جنگ شناختی و ناتو فرهنگی رسانه‌های غربی را خنثی و روایت درست خودمان را غالب کنیم و افکار عمومی کمتر تحت تأثیر رسانه‌های خارجی باشند، چاره‌ای نیست جز اینکه روی سواد رسانه‌ای مردم کار شود؛ از طرفی هم باید در این فضا‌ها و شبکه‌ها حضور داشته باشیم و دست و پای نیرو‌های خودی و متعهد را نبندیم. در فضای مجازی باید مانند زمان دفاع مقدس، دشمن را خلع سلاح کرد و با سلاح خودش آنها را شکست داد.

 

/ انتهای پیام / 

منبع: روزنامه قدس

گزارش خطا پسندها :