۱۴۰۴/۱۲/۲۹
۱۰:۴۸
کد خبر : ۱۲۱۶۷
مروری برگزاره «مردمِ در خیابان» زیرسایه بمب‌باران که می‌توان از آن به عنوان معجزه پیش‌برنده انقلاب ۵۷ یاد کرد؛

مردم اراده خود را به میدان تحمیل کردند

مردم در این جنگ با خروج از رعیت وارگی به بعثت رسیدند
تا پیش از امام خمینی (ره)، تأکید بر ایده مردم در نظریه‌های سیاسی، به‌مثابه یک غایب بزرگ به چشم می‌آمد. اعتماد به مردم در میان علمای بزرگ کمتر بوده و همواره آنان به دیده تردید به مردم می‌نگریستند. در ایده سیاسی نظام شاهی نیز از اساس، مردم حق اعمال اراده نداشته و رعیت تلقی می‌شدند. نخستین‌بار در بیان امام خمینی (ره) بود که مردم موردتوجه قرار گرفت.

گروه دین و اندیشه «سدید»؛ علی عسگری: در توصیف آنچه که این شب‌ها در خیابان‌ها می‌گذرد، شاید چیزی بهتر از واژه تظاهرات را نتوان بیان کرد. هرچند کلیدواژه‌هایی نظیر تجمع، راهپیمایی و... کاربست بیشتری در خصوص کنش‌های جمعی در همراهی با نظام سیاسی دارد و تظاهرات، عموماً کنش جمعی ضد سیستمی تلقی می‌شود، اما تظاهرات در دل خود حامل معنایی است که تجمع و راهپیمایی آن را نمایندگی نمی‌کند. تظاهرات در بطن خود معنای به ظهور رساندن اراده و خواست را نمایندگی می‌کند؛ یک ملت، امری را اراده کرده و سپس اراده خود را در قالب کنشی جمعی به منصه ظهور می‌رساند. آنچه که امروز در صحنه سیاسی - اجتماعی کشور ما عیان شده، دلالت بر به ظهور رساندن یک اراده و نوعی قصدمندی مشترک است که ملت به آن نائل آمده و در پای آن ایستادگی می‌کند. اما این اراده و قصدمندی را چگونه می‌توان صورت‌بندی کرده و توضیح داد؟

 

انقلاب به‌مثابه خروج از حالت رعیت وارگی

برای نسل‌های متولد پس از انقلاب اسلامی که فاقد درکی حضوری از وقایع انقلاب اسلامی سال ۵۷ هستند، شاید نزدیک‌ترین رخداد که حاوی نوعی شورانگیزی بوده و می‌توانست تصویری نزدیک، اما با فاصله از انقلاب ۵۷ در اختیارشان قرار دهد، رخداد بیداری‌های اسلامی در کشورهای منطقه بود. آنجا که ملت‌ها خروج کرده و شعار «الشعب یرید اسقاط النظام» سر می‌دادند. برای ما که از انقلاب ۵۷ درکی حضوری نداشتیم، دیدن این صحنه که ناگهان توده‌های مردم در کف خیابان امری همگانی را اراده کنند، هیجان‌انگیز بود. واقعیت آن است که این اراده و قصدمندی آن‌قدر شورانگیز بود که آن هدفی که مردم می‌خواستند، فرع بر اصل اراده‌مندی آنان جلوه می‌کرد.

این اراده‌مندی که در یک نظرگاه تاریخی عجین با نوعی خودآگاهی بوده، تنها سوژه انسانی است که می‌تواند در قامت یک کنش گسترده جمعی، تاریخ‌آگاه، خودآگاه، اراده‌مند و با قصدیت امری را طلب کند. در نقطه مقابل این وضعیت، حالت رعیت وارگی قرار دارد. رعیت به خلاف سوژه انسانی آزاد نیست، فاقد اراده‌مندی و قصدیت، فاقد تاریخ آگاهی و خودآگاهی است؛ از همین رو، انقلاب ردایی است که بر قامت رعیت زار می‌زند.

این روزها که ما در کف خیابان‌های این کشور، این سطح از اراده‌مندی خودآگاه و تاریخ آگاه را می‌بینیم که چنین سمفونی هماهنگی را به اجرا درمی‌آورد، به‌طور ناخودآگاه درگیر این پرسش تاریخی می‌شویم که این اراده‌مندی از کجا زاده شده است؟ ملت ایران از چه زمان دارای این اراده‌مندی شده یا لااقل در آنان فراگیر شده است؟ این پرسش هنگامی بغرنج‌تر می‌شود که اگر به تاریخ معاصر خود نگاه کنیم، می‌بینیم که این سطح از حضور مردمی در صحنه، امری نیست که همواره تکرار شده باشد. در دهه ۱۳۲۰ در حالی کشور به اشغال دشمن درآمد که نه مردم و نه ارتش، هیچ یک مقاومت درخوری از خود نشان ندادند. با فاصله کوتاهی کودتای ۲۸ مرداد رخ داد که در آن، مردم بازهم در برابر سقوط دولت منتخب خود کاری از پیش نبردند. در عین حال، اگر به پیش‌تر بازگردیم، در دوران قاجار در حالی کشور ما از جهات گوناگون مورد چپاول، تجزیه و غارت قرار گرفت که در آنجا نیز حرکت‌های مردمی به طور معناداری مؤثر نیفتاد. همین مقایسه، این سؤال را در ذهن جدی‌تر می‌کند که پیش و پس از انقلاب اسلامی، چه شد که این ملت این‌گونه در عرصه خیابان حضور به هم می‌رسانند و اراده خود را بر واقعیت تحمیل می‌کنند؟

امام خمینی (ره) به خلاف دیگر بزرگان حوزه علمیه در زمان خود، این سطح از اراده‌مندی و قصدیت را در میان مردم مشاهده می‌کرد؛ لذا خود را بدان مستظهر کرده و در برابر تمام هیمنه استکبار و استبداد تاریخی ایران ایستاد.

به نظر می‌رسد که ما با انقلاب اسلامی بود که از حالت رعیت وارگی خارج شده و ترجیح دادیم که مردم شویم. از این منظر، «مردم» را می‌توان بزرگ‌ترین معجزه‌ای دانست که انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) به ایران هدیه دادند. به‌عبارت‌دیگر، انسان سیاسی امروز متعلق به انقلاب اسلامی است. انقلابی که در آن، خداوند مردم را مبعوث می‌کند. شاید بتوان مهم‌ترین وجه نظری تفاوت میان امام خمینی (ره) و دیگر علما در عصر خود را به همین مسئله بازگرداند. امام خمینی (ره) به خلاف دیگر بزرگان حوزه علمیه در زمان خود، این سطح از اراده‌مندی و قصدیت را در میان مردم مشاهده می‌کرد؛ لذا خود را بدان مستظهر کرده و در برابر تمام هیمنه استکبار و استبداد تاریخی ایران ایستاد. چه آنکه عبور نظری از ایده شاهی در میان علمای پیش از ایشان نظیر میرزای نائینی نیز رخ داده بود، اما آنچه باعث شد تا این عبور نظری به یک انقلاب فراگیر ختم شود، امکان عملی بود که امام خمینی (ره) در تکیه به مردم مشاهده می‌کرد. توضیح بیشتر آنکه تا پیش از امام خمینی (ره)، تأکید بر ایده مردم در نظریه‌های سیاسی، به‌مثابه یک غایب بزرگ به چشم می‌آمد. اعتماد به مردم در میان علمای بزرگ، کمتر بوده و همواره آنان به دیده تردید به مردم می‌نگریستند. در ایده سیاسی نظام شاهی نیز از اساس، مردم حق اعمال اراده نداشته و رعیت تلقی می‌شدند. نخستین‌بار در بیان امام خمینی (ره) بود که مردم موردتوجه قرار گرفته و این مطلب در منش و سلوک عملی و نظری امام و جریان منتسب به ایشان پدیدار بود. همین امر نیز تأثیر ژرفی بر ایجاد خودباوری عمومی در میان مردم داشت؛ بنابراین، در این چهارچوب، بازخوانی گفتمان پیشامدرن با افزودن ایده مردم (عنصر مغفول گفتارهای معرفتی پیشامدرن) نوآوری امام خمینی (ره) است.

 

اراده‌مندی، لحظه ظهور انسان

به تعبیر شهید آوینی، «آنجا اراده‌مندی یک ملت ظهور می‌کند که آنان خانه خود را در پای آتش‌فشان بنا نهند.» اراده‌مندی لحظه اتخاذ تصمیم‌های دشوار و پرداخت هزینه‌های آن است. از همین رو اراده‌مندی به این معنا عجین با خطر خواهد بود.

اراده‌مندی هرچند در ظاهر معنای روشنی دارد، اما اصطلاحاً از مفاهیمی است که در دل خود آبستن معانی متعدد دیگری بوده و باید بطن‌های آن شکافته شده و ابعاد آن به بحث گذاشته شود. اولین لازمه اراده‌مندی، وجود آگاهی است. خودآگاهی و تاریخ‌آگاهی دو لازمه اراده‌مندی هستند. اراده مندی در دل خود با عادی‌انگاری و طبیعی‌انگاری رخدادهای پیش‌آمده، سازش ندارد. از منظر سوژه انسانی اراده‌مند، جبر تاریخی امری بی‌معناست. امکان‌های تاریخی در دل اراده‌مندی ملحوظ است، اما تاریخ را ملت‌ها خلق و هستی می‌بخشند؛ لذا اگر اراده‌مندی را به سطح خلق و هستی بخشی به تاریخ بخواهیم به فهم در بیاوریم، لازم است تا آن را از سطح کنش‌های طبیعی جدا کنیم. اراده‌مندی دقیقاً آنجا شکل می‌گیرد که انسان از سطح کنش‌های طبیعی فاصله می‌گیرد. در یک معنا، هر کنشی از انسان - حتی کنش‌های طبیعی مقتضی طبع نظیر ترس هنگام خطر یا شادی هنگام موفقیت - نوعی کنش ارادی محسوب می‌شوند؛ اما در یک معنای دیگر، اراده‌مندی در نقطه‌ای ظهور می‌کند که انسان ترجیح می‌دهد به خلاف طبیعت خود و هستی رفتار کند. اراده‌مندی آنجا ظاهر می‌شود که یک ملت، هنگام احساس خطر با سرعت بیشتر به سمت آن حرکت می‌کنند.

به تعبیر شهید آوینی، «آنجا اراده‌مندی یک ملت ظهور می‌کند که آنان خانه خود را در پای آتش‌فشان بنا نهند.» اراده‌مندی لحظه اتخاذ تصمیم‌های دشوار و پرداخت هزینه‌های آن است. از همین رو اراده‌مندی به این معنا عجین با خطر خواهد بود. اراده‌مندی از آنجا که وضع اجتماعی را تغییر می‌دهد و منافع را به چالش می‌کشد، می‌تواند جنگ بیافریند و تولید خطر کند، اما لحظه ظهور جوهره انسان‌ها در همین نقطه است. درست در جایی که به استقبال خطر می‌رود تا اراده خود را به ظهور در آورده و بر آن پافشاری کند. به عبارت ساده‌تر، اراده‌مندی آنجا ظهور می‌کند که انسان بر تحمیل خواست خود بر واقعیت سیاسی - اجتماعی اطراف خویش پافشاری کند. از دل این پافشاری است که میدان از خواست یک ملت متأثر شده و واقعیت در برابر آنها سر تسلیم فرود می‌آورد.

اراده‌مندی با انسان بودن نیز پیوند وثیقی دارد. انسان بودن به معنای خروج از حالت طبیعی و پذیرش خطرهای بزرگ است. نوع انسان در حافظه پیش از دنیای خود، یک مصداق جدی از اراده‌مندی را با خود دارد؛ آنجایی که بار امانت به آسمان‌ها و زمین عرضه شد، اما آنها سر باز زدند و این انسان ظلوم و جهول بود که خطر را پذیرفت.

اراده‌مندی با انسان بودن نیز پیوند وثیقی دارد. انسان بودن به معنای خروج از حالت طبیعی و پذیرش خطرهای بزرگ است. نوع انسان در حافظه پیش از دنیای خود، یک مصداق جدی از اراده‌مندی را با خود دارد؛ آنجایی که بار امانت به آسمان‌ها و زمین عرضه شد، اما آنها سر باز زدند و این انسان ظلوم و جهول بود که خطر را پذیرفت.

 

انقلاب به ایرانیان اعتماد به نفس داد

اگر بازگشتی به سؤال نخست این مطلب داشته باشیم و بپرسیم که مگر پیش و پس از انقلاب، چه تغییری رخ‌داده که ملت ایران در قالب آن صاحب اراده شده و خواست خود را به واقعیت تحمیل می‌کند، باید گفت که واقعیت آن است که این معنا از اراده‌مندی را ما پیش از انقلاب اسلامی به خاطر نداریم. معجزه واقعی انقلاب اسلامی ۵۷، خلق مردم یا ملتی اراده‌مند بود. انقلاب، جامعه ایرانی را از حالت رعیت وارگی خارج کرده و به ورطه اراده‌مندی رساند. ما با انقلاب تازه مردم شدیم. مردم ایران طی ۴۷ سال گذشته، هزینه این اراده‌مندی را نیز پرداخت کرده‌اند. این ملت نشان داده‌اند که هیچ‌گاه حاضر نیستند به عقب بازگردند. آنچه که امروز در خیابان‌ها مشاهده می‌کنیم، حقیقتاً یک تظاهرات برای به ظهور رساندن یک اراده جمعی علیه سیستم استعمار جهانی در قالب یک سمفونی جمعی است. اگر این روزها در خیابان می‌بینید که صدای طیاره‌های دشمن به‌جای رعب و وحشت، تکبیرها و فریادها را بیشتر می‌کند، نباید تعجب کرد. این صحنه تولد یک «ملت» در دل انقلاب اسلامی است.

نقش امام خمینی (ره) در این گذار تاریخی نیز دارای جایگاه ویژه‌ای است. ایشان مردم را خطاب کرده و مکلف قرار دادند. دو روی سکه حق و تکلیف در نسبت میان ایشان و مردم عیان شد. امام خمینی (ره) از طرفی مردم را حائز حق تعیین سرنوشت دانسته و از طرف دیگر، این حق را زمینه ایجاد تکلیفی برای آنان دانستند. در نظرگاه ایشان، مردم مکلف به اعمال اراده و تحمیل خواسته خود بر واقع بودند؛ لذا حریت و آزادگی، نه یک انتخاب بلکه یک وظیفه شرعی برای مردم ایران تلقی می‌شد.

 

تاریخ را پیوسته باید دید

در پایان ذکر دو نکته مهم لازم است. نخست آنکه خلق سوژه اراده‌مند و آزاد انسانی به‌طورقطع یکی از رسالت‌های انبیاء بوده است. به خلاف جریان طاغوت و ظلمت در عالم که رعیتی توده‌ها را به صلاح خود می‌داند و بر همین اساس به تعبیر قرآن «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقِینَ» سیره دائمی طواغیت در طول تاریخ، استخفاف مردم بوده است. با این حال، انبیاء به دنبال اطاعت صرف نبودند. به خلاف طواغیت انبیاء آمدند تا عقل‌های انسانی را درخشان کرده و گرد و خاک را از آن کنار بزنند: «وَ یُثیروا لَهُم دَفائِنَ العُقول» و این‌گونه انسان را به سطح خودآگاهی و تاریخ آگاهی رسانده و او را صاحب اراده کنند؛ لذا جریان امامت را نه به‌مثابه جریان تعبد، بلکه به‌مثابه جریان اراده‌مندی باید مورد تحلیل قرار داد.

نکته دوم آنکه غرض از مقایسه تاریخی میان دوران پیش و پس از انقلاب، گرفتارشدن در یک مغالطه دوگانه جعلی نیست که یک دوران را کاملاً سفید و دوران دیگر را کاملاً سیاه معرفی کرد. به‌طورقطع، انقلاب در پیوستگی با گذشته تحقق افتاده و نمی‌توان حرکت آهسته اما مستمر جامعه و رخدادهای مهم پیش از آن در تحقق انقلاب را نادیده انگاشت. به‌عبارت‌دیگر، جامعه ایرانی در دل خود ظرفیت عبور از رعیت وارگی را داشته و رگه‌های پررنگی از آن، پیش‌تر هم وجود داشته و خود را در قالب حرکت‌های مختلف ضد استبداد و ضد استکبار نشان داده و اتفاقاً انقلاب اسلامی بر همین جوهره بنیان گرفته و به پیش آمده است. در صورت عدم باور به وجود چنین ظرفیتی، به لحاظ نظری نمی‌توان توضیح داد که چگونه یکباره انقلاب، مردم را متحول کرده است.

واقعیت آن است که اراده‌مندی پیش از انقلاب که مبارزات درخشانی را علیه استبداد و استعمار رقم زده بود، با وقوع انقلاب دچار جهشی ژرف چه در کمیت و چه در کیفیت شد. این اراده‌مندی با انقلاب به حرکتی عمومی و فراگیر بدل شد. به‌عنوان نمونه، یکی از معجزات انقلاب ما، تظاهرات در روستاها بود. اساساً تظاهرات در شهرها و اجتماعات بزرگ معنی می‌دهد که در قالب آن افراد اراده خود را به ظهور می‌رسانند؛ با این حال در انقلاب اسلامی ما شاهد بودیم که حتی روستاها نیز به جوش و خروش آمده و گویی نوع انسانی ایران دچار اراده‌مندی شده بود. چه آنکه اگر این سطح از اراده‌مندی و با این کیفیت و خلوص که امروز مشاهده می‌کنیم در گذشته وجود داشت، ده‌ها حرکت استعماری و ضداستبدادی از میان نرفته و بزرگان آنان منزوی و شهید نمی‌شدند.

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :