به گزارش «سدید»؛ از منظر اندیشه جنگ رمضان را ستیز میان دو نوع مدنیت، دو نوع بودن و دو هستی متفاوت از انسان میدانند. این مسئله را با مقایسه طرفین جنگ یعنی ایران تاریخی و تاریخ استعماری آمریکا میتوان به روشنی یافت. هرچه از نقطه آغازین جنگ دور میشویم و شوک اولیه نبرد از ذهن و زبان جامعه به در میرود، شاهدیم که روایتهای تاریخی/تمدنی در باب این جنگ بیش از پیش به میان کشیده شده و طرح میشوند. در این راستا یکی از وظایف نخبگان جامعه ایرانی پرداخت جنگ رمضان از منظر اندیشگانی است. در همین راستا به گفتوگو با دکتر طیبه محمدی کیا، استاد روابط بین الملل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی پرداختهایم تا در باب سطوح مختلف این جنگ بحث و تبادل نظر کنیم. در ادامه مشروح این گفتوگو را از نظر خواهیم گذراند.
جنگ رمضان ستیز نور و ظلمت است
گذشته از تحلیلهایی که در لایه تکنیکال جنگ رخ میدهد، پرداخت اندیشگانی به نبرد رمضان میتواند به شکل گیری روایت صحیح این جنگ و تاب آوری جامعه ایرانی در برابر تبعات آن کمک کند. به نظر شما از منظر اندیشه این جنگ را چگونه میتوان تفسیر کرد؟
من بحث خود را با این بیت از فردوسی آغاز میکنم که «که ایران چو باقی است خرم بهار، شکفته در او گل کامکار». از این بابت این شعر را گفتم که دشمن در آستانه بهار و نوروز که نماد باز زایی، برخواستن و نو شدن در ذهنیت چند هزار ساله ایرانی است بر ما تاخت و در حقیقت یک هجمه متفاوتی از جنگ را پیش روی نه تنها ایرانیان بلکه جهان نهاد و در واقع جنگ را بر جامعه مدنی ایران تحمیل کرد. خود این بازه زمانی در ذهنیت ایرانی بازه زمانی پیروزی نور بر تاریکی، سیاهی و دشمن است. بازه پیروزی بر اهریمنانی است که تلاش میکنند آن نماد نور و روشنایی ایران را به تاریکی ببرند. در واقع ما اگر بخواهیم از یک چشم انداز نمادین به این جنگ نگاه کنیم، باید بگوییم که ایرانیها از دل همین آیینهای مبتنی بر نور برخواسته، مقاومت کرده، ادامه حیات داده، پیروز شده و بر مقاومت و استمرار هویت تاریخی خود وفادار بوده و میتوانند آن را ادامه دهند؛ بنابراین میتوانیم از چشم اندازه داشتهها و آیینهای ملی هم به این جنگ نگاه کنیم.
آمریکا تاریخ ما را نشانه رفته است
یکی از چشمهایی که در خصوص جنگ رمضان کاربرد یافته، چشم انداز تاریخی است. دو کشور با دو تاریخ و دو شیوه متفاوت از حضور به مصاف هم رفتهاند. شما این صحنه را چگونه میبینید؟
شما به منظر خوبی اشاره کردید. چشم انداز دیگری که میتوانیم به وسیله آن این جنگ را مورد تحلیل قرار دهیم رویکرد تاریخی و درازنای زمان است. به باور من این جنگ ستیز بی گذشتهها علیه کهمترین و ریشه دارترین ملت جهان است. شما در یک سوی جبهه نبرد طرفی را دارید که یک هستنده سیاسی اشغال گر و متجاوز بوده و دوره چندانی از تأسیس آن به دست غربیها نمیگذرد، همین طور یک طرف جنگ کشوری است که از دل استعمار برخواسته و چند سده بیشتر از استقلال آن (آمریکا) نمیگذرد. بیشتر دوره حیات آمریکا در جنگ و خون ریزی سپری شده است. اما در یک سوی دیگر این نبرد ملت چندهزار سالهای را داریم که بیشتر تاریخ آن بر نجابت، فضای فرهنگی و بازآفرینی معانی سپری شده است. این دو سوی متفاوت به لحاظ هویت و تاریخ بسیار بسیار دارای اهمیت است. اگر از این چشم انداز به جنگ نگاه کنیم میبینیم که در درازنای زمان، در یک کفه ترازو سنگینترین و کهمترین تاریخ نشسته و در کفه دیگر آن موجودیتهای سیاسی که عمر آنها مانند یک پر کاهی در برابر ملت ایران قرار دارند. بر همین اساس است که آنها میآیند به داشتههای تاریخی ما تجاوز کرده و آن را مورد حمله قرار میدهند. کاخ ها، مسجد ها، عمارتها و قلعههای تاریخی ملت ایران را به خاطر آنکه گذشته مارا بگیرند تخریب میکنند. چراکه آنها خود گذشتهای ندارند، لذا میخواهند مارا با خودشان برابر کنند، در حالی که گذشته اصلی آن نور و آذری است که در سینه هر ایرانی روشن بوده و سینه به سینه منتقل شده و خواهد ماند. این خاطره جنگی و نور روشن در ذهنیت ایرانی همچنان به مسیر خود ادامه خواهد داد. پس ما شاهد نبرد یک جبهه تاریک و بی گذشته با تاریخمندترین و کهنترین و در عین حال زندهترین ملت جهان هستیم. همچنان گذشته ما از آینده آنها بزرگتر است، آنها میخواهند گذشته را از ما بگیرند. گذشته ما پر از نور و روشنایی است و معانی را به جهان عرضه کرده و ما آیندهای که آنها برای بشریت میسازند را از آنها خواهیم گرفت.
جنگ رمضان و فرصت ساخت نظم جدید
با توجه به آنکه تخصص شما در حوزه روابط بین الملل است، به باور شما این جنگ در حوزه نظمهای آتی و همچنین ائتلاف سازیها چه چشم اندازی میتواند داشته باشد؟
نظم امروز که در عرصه بین الملل میشناسیم، در واقع نظم لیبرال و غربی است که برای منافع آمریکا و غرب طراحی شده است. این نظم موجودیتهای سیاسی و حاکمیتهای بزرگ را شکسته و به خاطر مسئله حاکمیت مرکزی ایران و مرکز گرایی حاکمیت ایران که بسیار مهم و قابل توجه و مطالعه است، در هر دورهای به رقم ضعفهایی که داشته ایران همچنان باقی مانده است. اینها با یک موجودیت بی ریشه مانند رژیم صهیونیستی اکنون تصور میکنند فرصت مناسبی است که ایران برای آنها دیگر وجود نداشته باشد. اما ایران قوی همچنان خواهد ماند. ایرانی که بعد از این همه طوفانهای قوی، اشغال در جنگ جهانی و ... بر جای مانده از پس این حادثه نیز برخواهد آمد. ما باید توجه کنیم که زمین بازی و نظم موجود، نظم ما نیست. این نظم متعلق به آنهاست، این افق تاریخی، این جغرافیا، این زمان و مکان به مثابه مقولاتی که انسان در آن زیست کرده و به سر میبرد، متعلق به دیگری و دشمنان ماست. ما در زمینی زندگی میکنیم که نظمی بر ما تحمیل شده و در برابر آن مقاومت کردهایم. این مقاومت در دل معانی که همچنان با ایرانیت و تشیع آمیخته شده ادامه پیدا میکند.
از همین منظر است که بحث چشم انداز مقاومت در برابر استکبار، امریکا و تمدن مادی گرایانه غرب مطرح میشود. ما شاهدیم که ایران پرچم دار این مسئله است. چراکه ایران تولید کننده و آفریننده معانی در طول تاریخ بوده، هست و خواهند ماند. همانطور که نخستین بار نام خدای یگانه بشریت در ایران زاییده شد و مفهوم الهیات در ایران پدید آمد، همچنان مفاهیم بزرگ و برازنده بشری در این خاک باقی میماند و عرضه میشود. پس از یک چشم انداز میتوانیم بگوییم در این نظم چگونه منافع دیگری تحمیل شده و چرا کفه به نفع اوست. دلیل این موضوع آن است که این نظم متعلق به آمریکاست و بر مدار قدرت و قواعد آن، استانداردها در حال بازتعریف شدن هستند. ما از هر دری که برویم درون قواعد آن در حال بازی کردن هستیم. آنها جهان را بر اساس منافع، مصالح و ارزشهای خود تقسیم کرده و فعلا این افق تاریخی امتداد و ادامه دارد، ما نیاز داریم تا اگاهانهتر به نظم بین المللی بنگریم و تعاملهای خود را با آن به شکل آگاهانهای دنبال کرده و منافع خود را در دل آن بتوانیم رصد کنیم. تصور میکنم جنگ رمضان این ظرفیت را دارا باشد که بتواند تا حدی زمین بازی را برای ایران تدارک ببیند و این نظرم را دگرگون سازد.
مردم همیشه حماسه آفرین
شما به ظرفیتی که این جنگ برای تغییر نظم ایجاد کرده اشاره کردید. نکته درستی که در خصوص این جنگ وجود دارد آن است که جنگ فعلی را جنگ ارادهها توصیف کردهاند. در این میان تاب آوری مردمی نکته بسیار مهمی است. به نظر شما عملکرد مردم ایران در برابر این اتفاق چگونه بوده است؟
از منظر مردمی، چشم انداز دیگر که باز میتواند مورد توجه قرار بگیرد، تصویر آفرینی حماسی ایرانیان در این جنگ است. تصویر آفرینیهایی که ایرانیها در جنگهای بسیاری داشتهاند، در چشم جهانیان تصویر آفرینیهای ماندگاری بوده است. ما میتوانیم از جنگهای ایران و روس یاد کنیم که سلحشوریها و دلیریهای متفاوت و شگفت انگیزی از ایرانیان را در آنجا میتوان سراغ گرفت. یا مانند جنگهایی که ایرانیان با عثمانیها داشتند که زنان تبریز همانطور که در جنگهای ایران و روس جنگیدند، زنان تبریز پس از آنکه محاصره شهر که توسط عثمانیها اعمال شده بود شکسته شد، بچههایی را که نتیجه تجاوز عثمانیها بوده سر بریدند و چنین صحنهای در جهان بی مانند است. این روح ایرانیت است که در حال بیرون زدن و برخواستن است. این روح ایرانیت از شرقیترین تا غربیترین نقطه ایران همچنان در جریان است. این روح ایرانیت را شما در جنگ هشت ساله، در آن قابها و عکسهای خاکی دیدید که ادامه و امتداد داشت و هیچ جا این سلسله صفهای جامههای خاکی رنگ نشکست و یا در جنگ دوازده روزه آسمان منطقه از ایران تا فلسطین روشن میشد، چراکه ما نماد نور و روشنایی هستیم. امروز هم شما میبینید وقتی رزمندگان ما موشک هایمان را پرتاب میکنند، آن را به خدا سپرده تا بر سر دشمن فرود بیاورد و این قابها تکثیر شده و ماندگار هستند. قابهایی که در خلیج همیشه فارس ما آفریده میشود، آن آتشهای بلندی که پیش از آنکه در آن نقطه برافروخته شود، در سینه تک تک ایرانیان برافروخته میشود. این قابها هم به لحاظ مطالعه بصری در چشم انداز جهانی میتواند بسیار مورد توجه قرار گرفته و مطرح شود. میتوانم بگویم برجستهترین آن قاب، شهادت رهبر عزیمان هست که در دفتر کارشان حین خدمت به فیض شهادت نائل آمدند و این قاب ماندگار از یک رهبر و مرجع شهید، یک اسطوره شهید را برای ما برجای گذاشت.
جنگ رمضان، ستیز دو الهیات سیاسی
در پایان اگر نکتهای را میخواهید بیان کنید استفاده خواهیم کرد
به عنوان مطلب پایانی از یک چشم انداز دیگر نیز باید این جنگ را مورد تحلیل قرار داد و آن هم رویکرد الهیات سیاسی است. ما در دو سوی این جنگ دو الهیات متفاوت را شاهدیم. الهیات جنگی که بر ما تاخته با نشانهها و نمادهایی که درگیر آن شدهایم میتوانیم رویکرد الهیاتی صهیونیسم یهودی/مسیحی را در این فضا توضیح دهیم که علیه الهیات سیاسی شیعی با مرکزیت ایران دست به تهاجم و نبرد زده و حمله را آغاز کرده است. ما در واقع دو الهیات سیاسی را مقابل همدگیر میتوانیم مورد شناسایی قرار دهیم که الهیات سیاسی صهیونیسم یهودی/ مسیحی موجودیت خود را در نفی هر نوع الهیات سیاسی دیگر میبیند که میتواند قد علم کرده و او را به چالش بکشد. این حذف را به شکل مشخص از یکی از قویترین نمونهها در واقع به خیال خود آغاز کرده و در این فضا حذف الهیات سیاسی شیعه را با مرکزیت ایران و امتداد مقاومت، با برانداختن بشار اسد در سوریه آغاز کرد و آن اتفاقی که رخ داد به واقع یکی از مراحلی بود که میتوانیم به عنوان یکی از گامهای آغازین تقابل الهیات سیاسی شیعی/علوی با الهیات سیاسی یهودی مسیحی آن را مورد تفسیر قرار دهیم. این الهیات سیاسی با رویکرد تکفیری آمیخت و در سوریه ما شاهد شکل گیری یک حاکمیتی هستیم که آن حاکمیت نه از دل آن جامعه برآمده و نه مبتی بر داشتهها و میراث آن جامعه است، بلکه در ائتلاف با صهیونیسم یهودی/مسیحی بوده و در دل این گفتمان قابل خوانش است. نشانههایی که عرض کردم در ارتباط با جنگ ایران اعم از جنگ دوازده روزه و همچنین جنگ رمضان میتوانیم ببینیم. جنگ دوازده روزه را در آستانه عید قدیر آغاز کردند و این جنگ هم در ماه رمضان و در واقع در ایام شهادت حضرت علی (ع) جریان پیدا کرده و میبینیم که چگونه نماد خیبرشکن ما حضرت امیر (ع) به عنوان نمونه برجسته شکست یهودیان در تاریخ اینجا مورد توجه قرار میگیرد و این نماد و نشانه، به عنوان یک نشانه محوری در خوانش تقابل دو الهیات سیاسی میتواند مورد تحلیل قرار گیرد.
/ انتهای پیام /
منبع: کانون اندیشه جوان