۱۴۰۵/۰۱/۱۲
۲۲:۲۶
کد خبر : ۱۲۱۹۱
واکاوی عملکرد آیت الله سیستانی در جنگ رمضان در گفت‌و‌گو با عبدالوهاب فراتی؛

آیت الله سیستانی در جبهه مقاومت ایستاده‌اند

عبدالوهاب فراتی
در حالی که برخی انتظار مواضع صریح‌تر از سوی مرجعیت نجف در قبال جنگ رمضان داشتند، بررسی واقعیت‌های سیاسی عراق و دیدگاه‌های آیت‌الله سیستانی نشان می‌دهد رویکرد ایشان بر حمایت از ایران، تقویت محور مقاومت و در عین حال جلوگیری از تبدیل عراق به میدان نزاع قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای استوار است.

به گزارش «سدید»؛ علیرغم مرجیعت یافتن حوزه قم در راهبری دینی جهان تشیع، حوزه نجف به ویژه به واسطه حضور شخصیت برجسته‌ای نظیر آیت الله سیستانی، همواره از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. از همین رو طی سال‌ها و دهه‌های گذشته پرسش از مواضع حوزه نجف و شخص آیت الله سیستانی درباب مسائل کلان سیاسی در کانون توجه قرار داشته است. در این گفت‌و‌گو تلاش داریم تا همراه با دکترعبدالوهاب فراتی، دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی که تألیف‌های مختلفی در خصوص اندیشه سیاسی روحانیت دارند، به واکاوی نحوه مواجهه آیت الله سیستانی با جنگ رمضان بپردازیم. 

 

حوزه نجف همصدا با ایران در جنگ رمضان

مسئله‌ای که تمایل داشتیم پیرامون آن با یکدیگر گفت‌و‌گو کنیم، بررسی فضای عراق و به صورت خاص، رویکرد آیت‌الله سیستانی به جنگ رمضان است. اکنون در میان بخش‌هایی از نیرو‌های انقلابی، انتقاداتی نسبت به عملکرد ایشان شکل گرفته است. گویا تصور و انتظار بر این بود که به‌ویژه پس از شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، شخص ایشان حضور فعال‌تر و جدی‌تری داشته باشند. در گام نخست تمایل داشتم شما توضیح خود را از نحوه مواجهه آیت‌الله سیستانی و کلیت جریان روحانیت با ستیز میان ایران و آمریکا، چه در این حمله اخیر و چه در یک چهارچوب کلان‌تر، بیان بفرمایید. در خدمت شما هستیم.

فراتی: راجع به فضای عمومی حوزه نجف نسبت به آنچه در ایران اتفاق می‌افتد، به‌ویژه در ارتباط با جنگ دوازده‌روزه یا جنگ رمضان، موضعی کاملاً حامیانه و به‌شدت حمایت‌گرایانه وجود دارد. اینگونه نیست که در حوزه نجف افرادی باشند که در حمایت از جمهوری اسلامی دچار تردید شده باشند. همگی آنها با بیان‌های مختلف، چه در بیانیه‌ها و چه در مواضع شخصی یا سخنرانی‌های فردی، بر حمایت خود از ایران و مساعدت برای پیروزی ایران در این جنگ تأکید فراوانی دارند.

این فضای عمومی حاکم است؛ حتی جریان‌هایی که پیش از جنگ ممکن بود منتقد سیاست‌های جمهوری اسلامی در کل خاورمیانه یا در عراق باشند، به محض وقوع چنین اتفاقات بزرگی، طبیعتاً همگی حامی ایران می‌باشند. هرچند ممکن است به لحاظ سیاسی همگی به‌صورت علنی از فعالیت‌های حشدالشعبی و نیرو‌های مقاومت حمایت نکنند، اما باطناً و قلباً حمایت‌های بی‌دریغی از جریان مقاومت در عراق به عمل می‌آورند. همگی آنها از حضور نیرو‌های آمریکایی یا ناتو در عراق آزرده‌خاطر هستند و به نوعی جنگ ایران را با سرنوشت خود گره‌خورده می‌دانند. این فضای عمومی نجف است. طبیعتاً ممکن است برخی از مراجع موضع سکوت اتخاذ کرده باشند، یا برخی افراد در محافل غیررسمی موضع منفی گرفته باشند، اما این موارد اصلاً قابل‌توجه نیستند؛ زیرا فضای عمومی نجف کاملاً به نفع ایران است.

به خاطر دارم پس از اغتشاشات دی‌ماه که احتمال حمله آمریکا به ایران مطرح می‌شد، فکر می‌کنم روز اول یا دومی بود که حمله آمریکایی‌ها به ایران قطعی به نظر می‌رسید و حتی به دولتمردان عراقی نیز اطلاع داده بودند که در فلان شب به ایران حمله خواهد شد. یکی از فضلای حوزه قم که در آن ایام در عراق به سر می‌برد، خدمت سید محمدرضا سیستانی رسیده بود. ایشان نقل می‌کردند که شب گذشته آیت‌الله سیستانی تا صبح نخوابیده بودند و با نگرانی شدید، اخبار حمله آمریکا به ایران را دنبال می‌کردند. آیت‌الله سیستانی شاید بیشتر از ما نسبت به سرنوشت ایران و رویداد‌های آن حساس و نگران هستند. ایشان به‌هیچ‌وجه تمایل ندارند جمهوری اسلامی تضعیف گردد یا بازنده جنگ باشد؛ بلکه پیگیر حمایت از یک ایران قدرتمند هستند. اعتقاد آنها بر این است که اگر حکومت شیعی در ایران تضعیف شود یا از بین برود، کل جریان تشیع در خاورمیانه تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و عراق درون یک جهان عربِ اهل سنت رها خواهد شد. این نگاه کلی آنهاست که به اعتقاد من نگاه بسیار دقیقی است و در بیانیه‌ها، حمایت‌ها و مواضعشان پس از شهادت آیت‌الله خامنه‌ای کاملاً مشهود است. این قضیه نیز چند روز پیش مطرح شد که آیت الله سیستانی اجازه استفاده از وجوهات شرعی برای کسانی که از جنگ اخیر متضرر شده‌اند را صادر کردند. تصویری که من از فضای عمومی نجف دارم این است که آنها همزمان نگران، حامی و مدافع هستند.

 

نگاهی به اصول حاکم بر سیاست ورزی آیت الله سیستانی

شما بیان خوب و کاملی داشتید. برای اینکه ابعاد دیگر مسئله را بشکافیم، مایلم به این موضوع بپردازیم که انتظارات در ایران بر این بود که شخص آیت‌الله سیستانی موضع قاطعانه‌تری اتخاذ کنند؛ برای نمونه، فتوایی صادر نمایند که منجر به یک حرکت جهادی در عراق شود یا حشدالشعبی تحرک جدی‌تری از خود نشان دهد. در اتفاقات اخیر نیز مشاهده کردیم گروه‌هایی که وارد چالش جدی با آمریکا شدند، حشدالشعبی نبودند، بلکه نُجَباء، عصائب اهل‌حق و سایر گروه‌های مقاومت عراقی بودند. یکی از سیاست‌های آمریکا نیز این بود که حشدالشعبی را عمداً هدف قرار می‌داد تا فشار بر سایر گروه‌ها را مضاعف کند. علت این امر آن است که حشدالشعبی با توجه به اینکه با فتوای آیت‌الله سیستانی تأسیس شده، در سیاست‌گذاری‌های خود دست‌بسته‌تر و محتاط‌تر عمل می‌کند و وابستگی بیشتری به ایشان دارد. این شیوه مواجهه آیت‌الله سیستانی که با احتیاط بیشتری همراه است همراه با انتقاداتی بود. قطعاً برای شخصی که درون اتمسفر عراق تنفس می‌کند، محذوریت‌های ایشان را بیشتر درک می‌کند. تمایل داریم این مسئله را تبیین بفرمایید که آیت‌الله سیستانی در عراق با چه محذوریت‌هایی مواجه هستند و در کنار علاقه‌ای که به حفظ حکومت شیعی در ایران دارند، چه ملاحظات دیگری را مدنظر قرار می‌دهند؟

فراتی: همان‌طور که در بخش نخست عرایضم اشاره کردم، بقای حکومت شیعی در ایران برای شخص آیت‌الله سیستانی واجد اهمیت استراتژیک است و تضعیف این حاکمیت در ذهن ایشان به نوعی یک خطای نابخشودنی تلقی می‌گردد. اما نکتۀ حائز اهمیت این است که آیت‌الله سیستانی در اقلیم و جغرافیای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی عراق زیست می‌کنند و طبیعتاً ملاحظات خاص خود را دارند. شاید یکی از اساسی‌ترین ملاحظات ایشان در عراق از گذشته تا به امروز این بوده است که عراق نباید به صحنۀ مجادله ایران و آمریکا مبدل شود و به واسطۀ این تقابل، آسیب ببیند.

این یک اصل کلی در رویکرد سیاست خارجیِ منطقه‌ای آیت‌الله سیستانی است که با عنایت به شرایط داخلی عراق، موضع بسیار مهمی به شمار می‌رود. ایشان در پاره‌ای از مواقع ابراز داشته‌اند که عراق محل تخلیه نزاع‌های ایران و آمریکا نیست، بلکه باید مستقل از منازعات منطقه‌ای به حیات سیاسی خود ادامه دهد. بنابراین، شما باید بر اساس همین اصل انتظار داشته باشید که ایشان فتوا صادر کنند، بیانیۀ شدیداللحن بدهند، حمایت کنند یا به مقابله برخیزند.

ذیل این اصل، باید به مؤلفۀ دیگری نیز توجه داشته باشیم که همان ویژگی‌های شخصیتی و منظومۀ فکری شخص آیت‌الله سیستانی است. ایشان بی‌شک نسبت به جهان تشیع و ایران دغدغه‌مند هستند، اما توقع داشتن سطوحی از کنشگری انقلابی از ایشان، انتظار دقیقی نیست. ما معمولاً رفتار آیت‌الله سیستانی را با ذهنیت ایرانی خود مطالبه و قضاوت می‌کنیم، در حالی که باید کنش‌های ایشان را در بستر عراق تحلیل نماییم. به اعتقاد من، ایشان در اتخاذ مواضع خود به‌شدت هوشمندانه عمل می‌کنند تا نه جامعه عراق متضرر شود و نه به جامعه ایران لطمه‌ای وارد گردد.

تفکیکی که شما به آن اشاره کردید مبنی بر عدم ورود رسمی حشدالشعبی به نزاع نظامی با آمریکا و نیرو‌های ناتو، از دیدگاه من احتمالاً نشئت‌گرفته از سیاست‌های خود آیت‌الله سیستانی است. فعال‌سازی گروه‌هایی که ذیل تشکیلات حشدالشعبی تعریف نمی‌شوند و قادرند به عنوان نهاد‌های مستقل نظامی عمل کنند—مانند حزب‌الله کردستان که پدیدۀ جدیدی بود، یا گردان‌های امام حسین (ع) در جنوب عراق—امکان عملیات مستقل علیه آمریکایی‌ها را فراهم ساخت. این تفکیک، یک استراتژی داهیانه (هوشمندانه) بود؛ زیرا حشدالشعبی اکنون بخشی از ساختار ارتش عراق محسوب می‌شود و درگیر شدن آن، به معنای تقابل مستقیم دولت عراق با آمریکا بود. این تفکیک هوشمندانه موجب شد تا ضمن مصون ماندن ساختار دولت از تبعات درگیری ایران و آمریکا، میدانی برای نیرو‌های مقاومت فراهم بماند. در عراق طوری وانمود شد که این نیرو‌های فعال که عمدتاً مقلد آیت‌الله خامنه‌ای هستند، جهت خونخواهی مرجع تقلیدشان وارد کارزار نظامی و سیاسی شدند و ارتباطی به دولت ندارند. اکنون نیز مشاهده می‌کنید که مشابه ایران، مردم عراق هر شب تجمعات بسیار گسترده‌ای در خیابان‌ها برگزار می‌کنند.

نکته تکمیلی من این است که ورود نیرو‌های خارج از حشدالشعبی به این عرصه که عمدتاً مقلد آیت‌الله خامنه‌ای یا آیت‌الله سیستانی هستند، بدون در نظر گرفتن ملاحظات مرجعیت نجف صورت نمی‌گیرد. عراقی‌ها به‌رغم تنوع دیدگاه‌ها و گرایش‌های سازمانی، به‌شدت مقید به رعایت نظرات مرجعیت اعلی در نجف هستند. این مؤلفۀ بسیار مهمی است؛ قطعاً این گروه‌ها استفسار نموده و آیت‌الله سیستانی نیز نظر خود را به صورت غیرعلنی منتقل کرده‌اند. به اعتقاد من، آنها خارج از مدار مرجعیت دست به چنین اقداماتی نمی‌زنند.

 

آیت الله سیستانی مانع فعالیت گروه‌های آمریکا ستیز نشدند

آقای دکتر، پرسش پایانی من آن است که موضع شخصی آیت‌الله سیستانی نسبت به آمریکا چیست؟ ایالات متحده صرفاً مسئله ایران نیست، بلکه چالشی داخلی برای خود عراق نیز محسوب می‌شود؛ از بحث درآمد‌های نفتی که همچنان وابسته به اراده آمریکاست تا حضور نظامی آنها که هرچند پس از جنگ اخیر تحرکاتشان کاهش یافت، اما نفوذشان در کردستان و مداخله در مسائل متعدد سیاسی چشمگیر است. برای مثال، در قضیه آقای نوری مالکی یا انتصاب نخست‌وزیر و مقامات دولتی، آمریکا به‌راحتی ورود مستقیم پیدا کرده و اعمال نفوذ می‌کند. اگر ما به دنبال توسعه و رفاه عراق باشیم، با این مدل مواجهه بعید به نظر می‌رسد که این کشور بتواند در آینده جایگاه مستحکمی در منطقه پیدا کند. به‌ویژه باید به این موضوع توجه داشته باشیم که نفوذ امروز آیت‌الله سیستانی، یک نفوذ نهادینه و سیستمی نیست و در صورت رحلت ایشان، این اقتدار به راحتی به مرجع بعدی منتقل نخواهد شد. پرسش این است که آیا ایشان با توجه به جایگاه فعلی‌شان، برنامه‌ای برای کاهش نفوذ آمریکا در عراق دارند؟ آیا اساساً به این عرصه ورود می‌کنند یا خیر؟

فراتی: قدر مسلم این است که آیت‌الله سیستانی خواهان بقای آمریکا در عراق نیستند. ایشان هم به لحاظ مبانی فقهی و هم از منظر رویکرد سیاسی، خواهان پایان حضور آمریکا در عراق می‌باشند. اما از سوی دیگر، جنگ مستقیم با آمریکا را اساساً به صلاح کشور عراق نمی‌دانند؛ همان‌گونه که بار‌ها مخالفت خود را با درگیری‌های نیرو‌های مقتدی صدر با آمریکایی‌ها در نجف و سایر شهر‌ها نشان دادند و هیچ‌گونه فتوایی در تأیید آن درگیری‌ها از جانب ایشان صادر نگردید.

در عین حال، همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، ایشان مانع فعالیت گروه‌هایی که با آمریکایی‌ها وارد کارزار می‌شوند و در موقعیت‌های مختلف به آنها ضربه می‌زنند نیز نمی‌شوند و ما حداقل ممانعتی از جانب ایشان در این خصوص مشاهده نکرده‌ایم. دلیل این امر آن است که مشی ایشان این نیست که وارد جزئیاتِ صحنه عمل یا میدان درگیری شوند. سیاست ایشان در سطح کلان بر این مدار استوار است که باید روابطی غیرستیزه‌جویانه داشت و تا حد امکان از ظرفیت‌های موجود برای پیشرفت عراق بهره برد؛ هرچند قلباً هیچ علاقه و اعتقادی به حضور آمریکایی‌ها در عراق ندارند. مستنداتی از مواضع و کلام ایشان وجود دارد که نشان‌دهنده همین رویکرد است.

 

/ انتهای پیام / 

منبع: کانون اندیشه جوان 

گزارش خطا پسندها :