گزارش «فرهنگ سدید» از تقابل سبک زندگی اسلامی و غربی/1
مقاله پیش رو تلاشی در جهت مفهوم شناسی و شناخت زمینه‌های فکری فلسفی سبک زندگی اسلامی و سبک زندگی غربی است و تلاش می‌کند با معرفی و تبیین شاخصه‌های گفتمانی سبک زندگی غربی و سبک زندگی اسلامی، در جهت تبیین و فهم یکی دیگر از کلیدواژه‌های مطرح شده توسط امام خامنه‌ای در دهه چهارم انقلاب اسلامی حرکت کند. تلاشی که با تبیین نقاط نزاع گفتمانیِ مواجهه گفتمان انقلاب اسلامی با گفتمان غرب، یکی از مولفه‌های ضروری در راستای گفتمان سازیِ «سبک زندگی اسلامی» در جامعه ایرانی را تامین می‌کند.

گروه گفتمان فرهنگ سدید-دکتر علیرضا معاف: مقاله پیش رو تلاشی در جهت مفهوم شناسی و شناخت زمینه‌های فکری فلسفی سبک زندگی اسلامی و سبک زندگی غربی است و تلاش می‌کند با معرفی و تبیین شاخصه‌های گفتمانی سبک زندگی غربی و سبک زندگی اسلامی، در جهت تبیین و فهم یکی دیگر از کلیدواژه‌های مطرح شده توسط امام خامنه‌ای در دهه چهارم انقلاب اسلامی حرکت کند. تلاشی که با تبیین نقاط نزاع گفتمانیِ مواجهه گفتمان انقلاب اسلامی با گفتمان غرب، یکی از مولفه‌های ضروری در راستای گفتمان سازیِ «سبک زندگی اسلامی» در جامعه ایرانی را تامین می‌کند. در بخش اول با فهوم شناسی سبک زندگی و ضرورت عبرت پژوهی تاریخی درباره سبک زندگی آشنا می شویم و در بخشهای بعدی به تبیین ویژگیهای سبک زندگی غربی یا مدرن و شاخصه های گفتمانی این سبک زندگی و سبک زندگی اسلامی خواهیک پرداخت.

مقدمه

پس از کلیدواژه‌های «تهاجم، شبیخون و ناتوی فرهنگی»، «عبرت‌های عاشورا و بحث خواص و عوام»، «جنبش نرم افزاری، تولید علم و نهضت آزاد اندیشی» و ... در اوایل ده نود و در ابتدای دهه پیشرفت و عدالت و به عنوان ورود به مباحث مرحله چهارم از مراحل پنجگانه ۱- انقلاب اسلامی ۲- نظام اسلامی ۳- دولت اسلامی ۴- جامعه اسلامی و ۵- دنیا و تمدن نوین و شکوهمند اسلامی، رهبر حکیم و دوراندیش انقلاب در قامت یک نظریه پرداز مسلط به واقعیات کشور، بحث تئوریک، انتقادی و دقیقی را با عنوان «سبک و فرهنگ زندگی» کلید زدند. «سبک زندگی دینی»، «شیوه زیستن اسلامی» یا به تعبیر قرآنی «حیوة طیبه» از جمله مفاهیمی است که رهبر انقلاب در دهه چهارم انقلاب بار‌ها بر آن تاکید داشته‌اند. گفتمان حاکم بر «سبک زندگی» کنونی جامعه ایرانی تا حد زیادی از گفتمان ناب اسلامی و انقلابی فاصله گرفته که این مسأله در پدیده‌های سیاسی‌ای مانند انتخابات‌ها به روشنی دیده می‌شود.

 
«سبک زندگی» چیست؟

مفهوم «سبک زندگی» از جمله مفاهیم علوم اجتماعی و علم جامعه شناسی و مردم شناسی است که اخیراً و در دهه اخیر بسیار مورد توجه عالمان علوم اجتماعی و مدیران فرهنگی قرار گرفته است؛ سبک زندگی معنایی است که از به هم تنیدگی و پیوند و نظام وارگی و شبکه‌ای بودن عوامل متعددی که در شیوه‌های زندگی یا اقلیم‌های زیستن انسان تأثیر می‌گذارند، به وجود آمده است. تقریباً در اکثر تعریف‌های سبک زندگی می‌توان دو مفهوم را یافت که در تعریف سبک زندگی در نظر گرفته شده است؛ و در واقع هر دو مفهوم هم، به واژه «سبک» باز می‌گردد: اول، مفهوم وحدت و جامعیت و دوم، مفهوم تمایز و تفارق. به این معنی که سبک زندگی حاکی از مجموعه عوامل و عناصری است که کم و بیش به طور نظام‌مند با هم ارتباط داشته و یک شاکله کلی فرهنگی و اجتماعی را پدید می‌آورند. همین پیوستگی، اتحاد و نظام مندی این کُل را از کُل‌های دیگر متمایز می‌کند. وجود کلماتی همچون الگو، نظام مندی، کلیت، هویت و تمایز در بیانات اخیر رهبر فرزانه انقلاب نیز حاکی از همین مطلب است و به همین دلیل است که امروز از دو مدل و الگوی متمایز و متفاوت سبک زندگی اسلامی و غربی سخن می‌گوییم. واژگان مترادف سبک زندگی اسلامی: سبک زندگی شیعی، ارزشی، ایدئولوژیک، جهادی، انقلابی، دینی و تعابیر معادل سبک زندگی غربی: سبک زندگی اروپایی، مسیحی، آمریکایی و وسترنیزه می‌باشد، اما آن چه در تعریف‌های سبک زندگی، جلوه گر می‌شود آن است که این تعریف قرابت بسیاری با مفهوم هویت پیدا می‌کند، اما با این تفاوت که علاوه بر هویت، مناسبات و رفتار‌های عینی و واقعی زندگی را نیز شامل می‌شود و می‌توان مثال‌ها و مصداق‌هایی از زندگی واقعی را شاهد آورد که رهبر انقلاب نیز به بیش از بیست مورد از آن‌ها اشاره کردند.

 
مفهوم شناسی سبک زندگی

مفهوم سبک زندگی (Life style) از زمره مفاهیمی است که پژوهشگران حوزه جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی برای بیان پاره‌ای از واقعیت‌های فرهنگی جامعه آن را مطرح و به کار می‌برند و دامنه به کارگیری آن در ادبیات علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی رواج زیادی یافته است تا حدی که بعضی معتقدند که این مفهوم قابلیت جانشینی بسیاری از واژگان موجود از جمله مفهوم طبقه را داراست و می‌تواند به نحو دقیق تری، گویای واقعیت پیچیده رفتار‌ها و حتی نگرش‌های فرهنگی و اجتماعی در جامعه امروز ما باشد و حتی برخی اندیشمندان به کارگیری آن به جای مفاهیم فراگیری، چون قومیت و ملیت را مطرح کرده اند. سبک زندگی در رشته مطالعات فرهنگی به مجموعه رفتارها، مدل‌ها و الگو‌های کنش‌های هر فرد اطلاق می‌شود که معطوف به ابعاد هنجاری، رفتاری و معنایی زندگی اجتماعی او باشد و نشان دهنده کم و کیف نظام باور‌ها و کنش‌ها و واکنش‌های فرد و جامعه می‌باشد. به عبارتی سبک زندگی دلالت بر ماهیت و محتوای روابط، تعاملات و کنش‌های اشخاص و آحاد مردم در هر جامعه دارد.

 
مسائل خرد مقدمه فهم استراتژیک/ روش رهبر انقلاب: از استقراء به استنتاج

از منظری که سبک زندگی و بررسی ابعاد و وجوه آن، حوزه بسیار تخصصی و حرفه‌ای در مطالعات فرهنگی به خود اختصاص می‌دهد، مقوله بسیار تعیین کننده و محوری در مطالعات و بررسی‌های کلان استراتژیک و طراحی چشم انداز‌های یک فرهنگ نیز می‌باشد. اصولاً باید دانست حوزه مطالعات استراتژیک برخلاف بار لغوی آن که همواره نوعی نگاه کلان را مطرح می‌سازد، در حوزه فرهنگ تنها بر پایه مطالعات و بررسی‌های جزئی امکان پذیر است. به عبارتی در مطالعات و بررسی‌های راهبردی، از لحاظ متدولوژیک و روش شناختی، بایستی بر مبنای مشاهدات و تحلیل‌های جزئی، کوچک (و استقرایی) حرکت کرد تا به تحلیل و توصیف و تبیین کلان نزدیک شد و پس از آن به حوزه پیش بینی، آینده پژوهی و آینده نگری، که اساس مباحث راهبردی بر آن استوار است، نزدیک شد. بنابراین مجموعه توصیف‌های ریز و جزئی مبنای تحلیل‌های راهبردی محسوب می‌شوند و پس از آن متغیر‌های کلان یا ساختاری را بایستی در این گونه بررسی‌ها وارد و اعمال نمود. چرا که واقعیت‌های موجود و پراکنده که امکان بررسی و سنجش تجربی و ملاحظه عینی داشته باشند می‌توانند پایه نتیجه گیری‌های کلان و راهبرد‌های آینده نگرانه باشد. در واقع با به کارگیری مفهوم سبک زندگی و ژرف اندیشی و تعمیق درباره مفهوم آن می‌توان از هنجار‌های پنهان که در اذهان، باور‌ها و رفتار‌های مردم یک جامعه قابل مشاهده است، سردر آورد و از جهت گیری‌ها و الگو‌های موجود یا در حال شکل گیری آتی جامعه، به نحو واقع بینانه‌ای تفسیر به دست داد. از این روست که رهبر انقلاب اسلامی در بحث سبک زندگی به مصادیق و سؤالات دقیق و جزئی و عینی و ریز شده روی آوردند و خرده گیری برخی افراد که به ورود به مصادیق جزئی توسط رهبر عالی رتبه نظام اشکال می‌کنند نشان می‌دهد که این افراد با روش‌های مدیریت استراتژیک نظام و نیز با متد‌های اصلاح سبک زندگی آشنا نیستند. رهبر انقلاب با درک دقیق و درست اندیشی که از واقعیات جامعه ایران دارند مسیر استقراء جهت استنتاجات خود انتخاب نموده اند و این مسیری است که غرب را منفعل خواهد کرد. در ادامه خواهیم گفت که چرا.

 
فضای مفهومی «سبک زندگی»

هر اصطلاح از اصطلاحات علوم اجتماعی مانند سایر علوم در فضای مفهومی (Context) آن قابل درک است. «سبک زندگی» نیز به عنوان یکی از اصطلاحات علوم اجتماعی، پیوند مستقیم و وثیقی با مجموعه‌ای از مفاهیم دارد؛ مفاهیمی مانند: عینیت و ذهنیت، فرهنگ و جامعه، فرهنگ عینی و ذهنی، صورت (شکل، فرمت، قالب و ظرف) و مظروف و محتوا، رفتار و معنا (نگرش، ارزش و هنجار)، اخلاق و ایدئولوژی، سنت و نوگرایی (تجدد)، شخصیت و هویت (فردی و جمعی)، وراثت و محیط، فردیت و عمومیت (تفرّد و تعمیم)، خلاقیت و بازتولید، تولید و مصرف، طبقه و قشر (بندی) اجتماعی، زیبایی شناسی (سلیقه) و نیاز، مقبولیت و مشروعیت و قس علی هذا.بدون شناخت این روابط متکثر و متنوع، درک درستی از «سبک زندگی» و نظریه‌های مربوط به آن به دست نخواهد آمد. بدین لحاظ، هر محققی که می‌خواهد در این حوزه به مطالعه بپردازد، موظف به روشن کردن معنای «سبک زندگی» است که آن را در نظر دارد؛ معنایی که حداقل رابطه «سبک زندگی» را با سایر پدیده‌ها و مفاهیم همجوار نشان می‌دهد. در بیانات رهبر انقلاب نشانه‌های زیادی از این رمزگشایی و روشن کردن معنایی می‌یابیم. برای رهایی از تعقید و گره گشایی از مفهوم چند وجهی سبک زندگی مثال‌های ایشان رهنمود خوبی است.آیا واژه و مفهوم «سبک زندگی» اصطلاح دقیقی در علوم اجتماعی است یا اصطلاحی خاص و ترکیبی از معنای دو واژه «زندگی» و «سبک» است؟ آیا این واژه دو کلمه ای، موصوف و صفت است یا مضاف و مضاف الیه؟ آیا یک ترکیب وصفی است یا یک ترکیب اضافی؟ آیا کسانی که از این ترکیب بهره برده اند، همگی معنای واحدی را از آن ارائه کرده اند؟ لازمه پاسخ به این سؤال، بحث واژه شناسی و ترمینولوژی سبک زندگی است که اجمالاً و فعلاً بر سر این مفهوم توافق می‌کنیم که شیوه زندگی یا سبک زیستن منعکس کننده گرایش ها، تمایلات، رفتارها، عقاید و ارزش‌های یک فرد یا جامعه است و مجموعه‌ای از طرز تلقی ها، عادت ها، نگرش ها، سلیقه ها، معیار‌های اخلاقی و سطح اقتصادی، در کنار یکدیگر طرز زندگی کردن فرد یا گروهی را می‌سازند. با عنایت به تعریف دقیق چند سال گذشته رهبر حکیم انقلاب از واژه «فرهنگ» که آن را «باورها» و «رفتار‌های برخاسته از باورها» تعریف نمودند مشخص می‌شود که چرا ایشان دو واژه فرهنگ و سبک زندگی را در کنار هم اصطیاد و استفاده می‌نمایند.

 
ضرورت عبرت پژوهی تاریخی و بررسی تاریخی مقوله «سبک زندگی»

در هم  تنیدگی فلسفه علم و تاریخ علم ایجاب می‌کند در تحلیل دقیق یک مقوله، تاریخ آن را بکاویم. بی شک مواجهه فرهنگ و جامعه ایرانی با فرهنگ و نگرش غربی و مدرن، سبب تحول در سبک زندگی ایرانی شده است و یک زندگی شبه مدرن را که بارقه‌هایی از سنت نیز در آن وجود دارد، برای جامعه ایرانی رقم زده است. با چند دقیقه نظاره و قدم زدن در محیط‌های اجتماعی و شهری این هویت مونتاژی و میکسی و هلو انجیری را مشاهده می‌نمائید.
 
مقدمه‌ای بر گفتمان‌سازی «سبک زندگی دینی»

از پایان دوره صفویه و مخصوصاً از دوران قاجاریه تا به امروز، مسأله مواجهه با عالمی جدید و ساحتی نوین به نام غرب و مدرنیته، کم کم در ایران رخ نموده است. غالباً این مواجهه چند جانبه بوده است، اما در هر دوره وجهی از آن بر وجوه دیگر غلبه داشته است: این مواجهه ابتدا به صورت سلطه جغرافیایی محدود بود. مانند حضور پرتغالی‌ها در جنوب ایران. پس از قوت صفویه، این مواجهه، به عرصه کلام قدم می‌گذارد و این مسیونر‌های مسیحی هستند که حامل پیام غرب نوین و اروپای متجدد در ایران هستند. اولین مدارس جدید را همین مسیونر‌ها بنا می‌کنند. (به ویژه دردوره قاجار) پس از این، از دوران پس از صفویه تا استقرار قاجار و حتی تا زمانه تحریم تنباکو، مواجهه ما بیشتر شکل اقتصادی استعماری دارد.جنگ‌های ایران و روس و حضور استعماری انگلیس در ایران و منطقه، سخن از مواجهه نظامی را مطرح ساخت. از اواسط دوره قاجار غرب و غرب زدگی و مواجهه ما با این پدیده، شکلی جدید به خود گرفت. این نحوه مواجهه جدید، در حوزه اندیشه و تفکر و علم و فرهنگ بوده و غرب زدگی گسترده فرهنگی و علمی را پدیدار کرد. بدین سبب طبقه روشنفکران غیر دینی و فراماسونر‌ها در این دوره آن هم تحت نظارت و حمایت و هدایت انگلیس و روسیه و بعد‌ها آمریکا شکل گرفت و براساس این شیوه مواجهه است که کم کم سبک زندگی ایرانی دستخوش تغییرات می‌شود؛ تغییراتی که هرچه زمان برایش جلوتر می‌رفت، سرعت این تغییرات نیز سریع‌تر می‌شد و واکنش آگاهان، روشنفکران دینی، خواص سیاسی و علما را باعث می‌گشت.این در حالی بود که سبک زندگی سنتی – دینی با مایه‌ها و جوهره شیعی و گرایشات اهل بیتی مردم ایران از استحکام دیرینه و با پشتوانه‌ای برخوردار بود و جامعه ایرانی را به چاره واداشت که چگونه نه این را وانهد و نه آن را رد نماید. پرسشی که هنوز در دوران گذار برای پاسخ به آن هستیم و به سؤال «چه باید کرد» در برابر هجوم اندیشه غربی صد‌ها پاسخ داده شده است. هر چند همگان متفقند جوهره شیعی و اسلامی مردم و جوانان ایران اسلامی لیبرالیزه نمی‌شود، اما سبک زندگی در صد سال اخیر دچار تحولات عمیق و ریشه داری شده است و همواره مسأله تماس، برخورد، پذیرش، طرد، مقابله و یا همزیستی میان فرهنگ سنتی– اسلامی ایرانی و ورود فرهنگ غربی و اروپایی که حامل تجدد و مدرنیته به معنای دقیق کلمه است، مطرح بوده و هنوز هم این موضوع در قلب تحولات فکری فرهنگی جامعه قرار دارد. این مسأله برای آگاهان و خواص، آشکار، و برای عموم مردم، مسأله رایج و مبتلابهی است که عامه مردم نسبت به آن تا کنون غفلت معرفتی را ترجیح داده اند و رهبر انقلاب اهتمام ویژه‌ای به غفلت زدائی در این ساحت نموده اند.
 
ادامه دارد.....
ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha: