
الناتان باغستانی در یک خانواده متوسط و ساده جامعه متولد شد. وی دوران کودکی خود را به این شکل بیان میکند: «والدینم همیشه بگومگو و کتککاری میکردند و کمتر اوقاتی در زندگی ما یافت میشد که اعضای خانواده رابطه گرم و شیرینی باهم داشته باشند. پدرم بیشتر اوقات خود را با دوستان خود صرف کرده و با خوردن مشروب و بازی قمار روزگار را سپری میکرد». وی خواهری کوچکتر از خود نیز داشت و غیرازاین دو، سه برادر و خواهر دیگر نیز به دنیا آمدند، ولی یکی بعد از دیگری به دلایل مختلف فوت کردند. آخرین کودکی که به این خانواده پا به دنیا گذاشت، اصطلاحاً لبشکری بود، همچنین چند ماه بعد از تولدش به بیماری سختی مبتلا شد. هرچند پزشکان تلاش کردند تا او را کمک کنند، اما ثمری نداد. او میگوید: «خوب به یاد دارم که همه ما پذیرفته بودیم که برادرم نیز مانند دیگر بچههای خانواده خواهد مرد».
البته همه مشکلات این خانواده به اینجا ختم نشد. چون اتفاق غیرمنتظره دیگری هم برای آنها رُخ داد. موضوع ازاینقرار بود که در سال ۱۳۵۸ پدر و خواهر او در یک حادثه تصادف اتومبیل دریکی از جادههای شمال ایران فوت میکنند. این حادثه مانند انفجار بمبی که همهچیز را ویران میکند، ضربهای شدید و جبرانناپذیر به این خانواده وارد کرد. وی اضافه میکند: «در پی این حادثه رفتهرفته همه اقوام مرا با مادری داغدیده، برادری که بیمار بود و دو سال بیشتر نداشت، تنها گذاشتند. در آن زمانها ما به همراه مادربزرگ و یکی از داییهایم که سالها ناراحتی روانی داشت، زندگی میکردیم. در پی فوت پدر و خواهرم، آنقدر حال داییام رو به وخامت رفت که مجبور شدیم او را به تیمارستان ببریم. در پی آن، مادربزرگ ما نیز براثر آنهمه فشار و ناراحتی جلوی چشمهایمان سکته کرد و مرد».
در میان مشکلات پیشآمده یکی از دوستان الناتان آدرس یک فرقه مسیحی را به او داد؛ این گروه با افراد مکاتبه میکرد و متون تبشیری را در اختیار آنان قرار میداد. او میگوید: «من هم مایل شدم با آنها مکاتبه کنم و آنها نیز مرتباً چیزهایی را برای من ارسال میکردند». الناتان در برههای از زندگی سیاهش، با مذهبی به نام «خانواده» که رهبر آن شخصی به نام «سان میانگ مون» از کره جنوبی بود، آشنا میشود. وی در این رابطه میگوید: «آنها خیلی به من محبت میکردند و این مرا تشویق میکرد که مراسم آنها را انجام دهم. مهمترین اعتقاد آنها این بود که اعتقاد داشتند «مون» باید بهعنوان خدا پرستش شود» و بنا به اقرار خودش به این دلیل که آنها اعتقاد داشتند، قطب فرقه میبایست پرستش شود، از آن فاصله میگیرد. اما نکته جالبتوجه اینکه در حالی این کشیش خود خوانده از جدایی از یک فرقه به دلیل انسانپرستی حرف میزند که با پیوستن به فرقه گمراهتر از آن؛ یعنی فرقه مسیحیت صهیونیستی، معتقد به تثلیث و پرستش یک انسان بهجای خدا شده است.
خیلی زود با افرادی دوست شد که آنها نیز اسیر اعتیادهای گوناگون بودند. آنها رفتهرفته گروهی را تشکیل دادند و در مهمانیها با رقص و مشروبات الکلی خود را خوش میساختند. روزبهروز عصیانگر شده، با همه سر جنگ داشت. در محیط کار، با کارفرما و همکاران خود درگیر میشد. او میپنداشت بعضی از همکاران او سعی بر این دارند که او را از کار بیکار کنند و جایش را بگیرند. در کار خود امین نبود و گاهی دست به دزدی میزد. مخفیانه عکسهای هنرمندان را چاپ میکرد و میفروخت، یک بار به همین دلیل دستگیر شد و یک شب را در زندان بسر برد. او بیشتر وقت خود را صرف اذیت و آزار مردم در پارکها میکرد.
الناتان باغستانی تدریجاً به مشروبات الکلی و مواد مخدر روی میآورد. وی میگوید: «همه آنها مرا سرخوش میکردند و آرامشی کاذب به من میدادند، اما وقتیکه به حالت طبیعی خود برمیگشتم، وضعیتم از اول هم بدتر بود، اگرچه بعضیها که مرا از نزدیک نمیشناختند، فکر میکردند که من انسان خوبی هستم، ولی من از خودم نفرت پیدا کرده بودم، خود شاهد بودم از اینکه تاریکی، کینه و ناپاکی تمام وجودم را در برگرفته بود، و درواقع از زندگی کردن گریزان بودم». او خیلی زود با افرادی دوست شد که آنها نیز اسیر اعتیادهای گوناگون بودند. آنها رفتهرفته گروهی را تشکیل دادند که مهمانی گرفتن، رقصهای مختلط و مصرف مشروبات الکلی جزء برنامههایشان بود. الناتان روزبهروز عصیانگرتر شده، در محیط کار، با کارفرما و همکاران خود درگیر میشود. او همیشه متوهم بود و میپنداشت بعضی از همکاران او سعی بر این دارند که او را از کار بیکار کنند. بنا به آنچه در سایتهای تبشیری عنوانشده، الناتان باغستانی مخفیانه عکسهای هنرمندان را چاپ میکرد و میفروخت، یکبار به همین دلیل دستگیر شد و یک شب را در زندان بسر برد. این کشیش خود خوانده، به اقرار خودش برای وقتگذرانی به همراه دوستانش به پارکها و پرسه زنی در شهر میرفته است و بیشتر وقت خود را صرف آزار و اذیت مردم میکرده است.
الناتان بنا به اعتراف خودش، باوجود سرگرمی خود و خوشگذرانیهایی که داشته است، اما چند بار تصمیم به خودکشی میگیرد. وی در مورد اولین خودکشی خود چنین میگوید: «علیرغم کارهایی که بهمنظور سرگرم نمودن خود انجام میدادم، روزهایم تاریک و تلخ بودند تا اینکه تصمیم به خودکشی گرفتم. در لابراتوار عکاسی ماده شیمیائی وجود دارد که برای ظاهر کردن عکس و فیلم از آن استفاده میشود که به آن دولوپر میگویند. من یک لیوان از این دارو را که فاسد هم شده بود، سرکشیدم تا به زندگی خود خاتمه بدهم، ولی متأسفانه اینطور نشد».
الناتان در تابستان ۱۹۹۱ م. به کشور ترکیه میرود و حدود یک سال به خوشگذرانی در ترکیه و حشرونشر با تبشیریهای حاضر در این کشور میپردازد. در سال ۱۹۹۲ م. پس از بازگشت به ایران، با فعالیت در کلیسای افراطی جماعت ربانی مرکز، بار دیگر خوشخدمتی خود را به صهیونیسم بینالملل به اثبات میرساند. مأموریتهای واگذارشده از جانب اربابان صهیونیستیاش، او را در سال ۱۹۹۶ م، به کشور هند میکشاند و ضمن آموزش فنون تبلیغ مسیحیت تبشیری در اردوگاه فرقه جماعت ربانی در کشور هند به ایران بازمیگردد.
این شیاد فاسد برای پیشبرد اهداف اقتصادی خود سازمان «ایران برای مسیح» را برای ترویج مسیحیت صهیونیستی بین ایرانیان تأسیس میکند و از این طریق موفق به کلاهبرداری از ایرانیان خارج از کشور میشود. این کشیش خود خوانده با تأسیس این سازمان، کلاهبرداران شیادی همچون «هرمز شریعت پناهی» و «کامیل نوایی» را به سمت خود جذب و از این طریق حلقه فاسد مدعیان کشیشی را سازماندهی کرد.
مدعیان دروغین کشیشی، کماکان به رفتارهای نامناسب خود ادامه دادند، ولی به دلیل اختلافات گسترده، مجبور به جدایی از هم میشوند. در این رابطه یکی از سایتهای مسیحی از مشاجره لفظی و حتی فیزیکی بین الناتان باغستانی؛ رئیس سازمان ایران برای مسیح و هرمز شریعت پناهی و کامیل نوایی؛ از افراد خودفروخته کلیسای ایرانیان پرده برداشت. اختلافات مالی، الهیاتی، سیاسی و ... کوچکترین معضلات این دو سازمان مسیحی است. لازم به ذکر است شغل اصلی شبانان ارشد کلیسای ایرانیان، نقشهکشی و ساختمانسازی و معماری است و کمتر تناسبی با کشیش بودن دارد، کشیش الناتان باغستانی نیز یک فرد کاملاً سیاسی است که اشتباهاً در یک شبکه مسیحی فعالیت میکند. هیچ برنامه تلویزیونی از وی وجود ندارد که حرف سیاسی نزده باشد.
یکی دیگر از مشکلات رئیس سازمان سفیران مسیح که باعث اختلاف با کلیسای ایرانیان شده این است که برعکس هرمز شریعت پناهی و کامیل نوایی، الناتان باغستانی فردی بسیار عصبی، مغرور و خشمگین است که به اعتقاد هم صنفهای وی، هنوز قلبش مورد لمس مسیح قرار نگرفته است، چراکه خصوصیات بداخلاقی خود را همچنان دارد. نگاهی به گذشته اعضای فعال شبکههای ماهوارهای مروج مسیحیت صهیونیستی و سازمانهای مروج این فرقه انحرافی نشان میدهد مشکلات فراوان اخلاقی، عقیدتی، مالی و ... در کارنامه سیاه این افراد مشاهده میشود. گفتنی است با توجه به اینکه این شبکهها و سازمانها اسفنجهای خوبی برای جذب بودجههای کلان سرویسهای جاسوسی و همچنین پوششی برای کلاهبرداری از ایرانیان مقیم خارج از کشور هستند، افراد شیاد جذب آنها شده و در آنجا فعالیت میکنند.
اختلافات میان کلیسای ایرانیان و سازمان سفیران مسیح، درنهایت پس از به اوج رسیدن خود و جدایی شبانان ارشد کلیسای ایرانیان از سازمان سفیران مسیح و شبکه مسیحی محبت، باعث شد تا شبانان کلیسای ایرانیان (هرمز شریعت پناهی و کامیل نوایی) برای خود شبکه ماهوارهای مستقل از شبکه محبت، به نام شبکه ۷ را تأسیس کنند. پیشبینی میشود این اختلافات دامنهی گستردهتری به خود بگیرد.
الناتان که سابقاً در بیشتر امور شبکه محبت مداخله نموده و تقریباً بخشی از امور اجرایی آن را اداره میکرد، اما باگذشت زمان با مدیریت شبکه دچار اختلاف شده و اکنون در جایگاهی حداقلی در مدیریت شبکه محبت، ایفای نقش میکند. وی مورد غضب مجموعه مدیریتی شبکه قرار گرفت و برخی از برنامههای زنده خود را از دست داد و اکنون تنها مجری بعضی از برنامههای این شبکه نظیر «سیمای مسیح» است که البته چند بار قطع و مجدداً از سر گرفته شد. به نظر میرسد نارضایتی مخاطبان این شبکه از مجریان برنامه سیمای مسیح به دلیل حرفهای سیاسی و منفی آنها بوده است. الناتان و همسرش نازنین باغستانی اکثر اوقات در برنامههای خود نسبت به مخالفان خود حرفهای سیاسی و منفی میزدند بهگونهای که اگر حرفهای سیاسی آنها را از برنامهشان حذف کنیم، چیزی به نام موعظه مسیحی باقی نخواهد ماند. لازم به ذکر است که شبکه تبشیری محبت بسیار از اسلام و پیروان آن بدگویی کرده و به عقاید اسلامی توهین و فحاشی میکند. وقتی در برنامههای این شبکه از اسلام صحبت میشود، بسیار مغرضانه و بهدوراز انصاف اتهاماتی را متوجه اسلام کرده و درباره آن سیاه نمایی و دروغگویی میکنند.
کشیش باغستانی مدتی دست گدایی بهسوی شبکههای ماهوارهای دراز کرده تا بتواند در آنها برنامههای خود را با همسرش اجرا کند. وی در برنامه خود به نام «سیمای مسیح»، از مردم ایران و مسیحیان فارسی زبان پول گدایی کرد. وی مدتی است که در شبکه امید ایران و با هزار اصرار، مجری یک برنامه شده است که فقط از گالکسی برای آمریکاییها پخش میشود.
کشیش الناتان باغستانی در یک برنامه که از شبکه محبت پخش میشد، به افراد خود در شهرهای شمالی ایران دستور داد اسم برنامه سیمای مسیح و شماره تلفن آن را بر روی دیوار مساجد بنویسند. این کشیش افراطی که شاید بتوان او را نسخه شماره ۲ «تری جونز»؛ کشیش هتاک و قرآن سوز آمریکایی دانست، به شعارنویسی بر روی دیوار مساجد ایران در وبلاگ خود اشاره کرده است.
الناتان باغستانی در یک برنامه تلویزیونی در اعترافی بی شرمانه گفت: «من به عنوان پدر به بچه هایم آزادی کامل جنسی داده ام». وی در ادامه گفت: «من هیچ وقت به خودم اجازه نمیدهم که برای بچه هایم محدودیت قائل شوم؛ محدودیت در دین مسیحیت معنی ندارد و خداوند ما را آزاد آفریده است». گفتنی است برخورد منطقی با فرزندان و درک خواستهها و شرایط سنی آنها از جمله موارد صحیح تربیت فرزندان است، اما درستی اعطای آزادی کامل و بدون قید و شرط به فرزند (آن هم از نوع مورد نظر آقای کشیش قلابی) را به تشخیص مخاطبان محترم واگذار میکنیم.

ادعاهای عجیب الناتان باغستانی و همسرش
الف) آمریکاییها با ایمانتر از همه!
کشیش الناتان باغستانی و دیگر همکارانش در شبکه محبت، معتقدند بیشتر مردم آمریکا مسیحی و عیسیپرست هستند و از سردمداران اعتقاد به تثلیث مسیحیاند و از همه مردم دنیا با ایمانتر هستند.
ب) آمار ۱۰۰ درصدی طلاق در ایران!
در یکی از برنامههای شبکه مسیحی «محبت» با عنوان «سیمای مسیح» که به موضوع خانواده موفق میپرداخت، کشیش الناتان باغستانی مجری برنامه درباره رشد آمار طلاق در ایران گفت: «من آمار متفاوتی از طلاق در اینترنت دیدم آماری بود که در هر ۶ دقیقه یک نفر طلاق میگیرد». نازنین باغستانی؛ همسر الناتان مجری دیگر برنامه نیز گوی سبقت را از همسرش ربود و با ارائه آماری تخیلی از طلاق در ایران افزود: «آمار جدید نشان میدهد که سال آینده طلاق در ایران به ۱۰۰ درصد خواهد رسید». لازم به ذکر است که این سیاهنمایی علیه ایران در حالی از سوی یک غیرکارشناس ناآگاه عنوان شد که در آن برهه بنا بر گزارش سازمان ثبت احوال ایران، طلاق در کشور ۸/۲۴ درصد افزایش یافته بود و ازدواج نیز رشد ۲/۲۳ داشت (طلاق ۱۳۷۲۰۰ مورد و ازدواج ۹۱۸۶۲۷ مورد - یعنی به ازای هر ۷ نفر، یک طلاق). گفتنی است هر چند در کشور ایران طلاق یکی از معضلات اجتماعی محسوب میشود، ولی با این حال پایبندی به اصول خانواده و زشتی طلاق در میان مردم مسلمان ایران باعث شده است که ایران از لحاظ آمار طلاق، در بهترین رتبه نسبت به دیگر کشورها بخصوص کشورهای اروپایی و آمریکایی قرار بگیرد. در آمریکا و انگلیس به ازای هر دو ازدواج یک طلاق اتفاق میافتد. در کانادا، سوئد، دانمارک، مجارستان، فنلاند و فرانسه در ازای هر سه ازدواج یک طلاق ثبت شده است و در کشورهای ایتالیا، اسپانیا، لهستان و آلمان در ازای هر چهار ازدواج یک طلاق صورت میگیرد.
ج) اقلیت مسیحیان در مجلس شورای اسلامی نماینده ندارند!
الناتان باغستانی در برنامه «سیمای مسیح» که از شبکه مسیحی «محبت» پخش میشد، به مخاطب خود اینگونه وانمود کرد که اقلیت مسیحیان داخل ایران، هیچ نمایندهای در مجلس ندارند. وی که کارنامه سیاهی در ضدیت با اسلام و مسلمانان دارد، در بخشی از اظهارات ادعاگونه خود گفت: «از آقایانی که شاید سیاسی هستید و برای آزادی ایران یا در داخل ایران دست اندکار هستید، من واقعاً دعا میکنم و خواهش میکنم (و بدم نمیآید با بعضی از اینها مصاحبه کنم) و از آنها بخواهم که در آینده ایران (که شاید یک روزی بهتر و آزادتر بشود و با این دید زنده هستیم) ما فارسی زبانهایی که از اسلام، مسیحی شده ایم هم (البته از طرف خودم میتوانم صحبت کنم) خیلی دوست دارم یک روزی در مجلس نماینده داشته باشیم».
صحبتهای این کشیش قلابی در حالی عنوان شد که اصل ۶۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت در این مورد میگوید: «عده نمایندگان مجلس شورای اسلامی ۲۷۰ نفر است و از تاریخ همه پرسی سال ۱۳۶۸ ش. پس از هر ده سال، با در نظر گرفتن عوامل انسانی، سیاسی، جغرافیایی و نظایر آن ها، حداکثر ۲۰ نفر نماینده میتواند اضافه شود. زرتشتیان و کلیمیان هر کدام یک نماینده و مسیحیان آشوری و کلدانی مجموعاً یک نمایند و مسیحیان ارمنی جنوب و شمال هر کدام یک نماینده انتخاب میکنند. محدوده حوزههای انتخابیه و تعداد نمایندگان را قانون معین میکند». البته هنوز مشخص نیست چرا شبکه مسیحی صهیونیستی محبت اقدام به پخش اکاذیب علیه جمهوری اسلامی ایران و بازی با شعور مخاطبان فارسی زبان خود می کند؟!
ترفندهای کثیف الناتان در شبکه محبت
یکی از ترفندهای شبکههای مسیحی فارسی زبان خصوصاً تلویزیون مسیحی «محبت»، استفاده از مخاطب مجازی و همچنین تماسهای تلفنی و تماسهای الکترونیکی مجازی است. واقعیت این است که این شبکه مسیحی در بدترین شرایط و وضعیت خود به سر میبرد و همانند بیماری است که نفسهای آخر خود را میکشد، لذا اقدامات این چنینی، در جهت تقویت روحیه و بزرگ نشان دادن جامعه مسیحیت تبشیری فارسی زبان تفسیر میشود. به عنوان نمونه این شبکه در برنامه اخیر خود که توسط الناتان باغستانی اجرا میشد، تماس تلفنی بینندهای را وصل کرد که خود را مسلمان معرفی کرده و برای مشکلی که داشت به شبکه مسیحی محبت زنگ زده و درخواست دعا داشت، جالب اینکه بعد از گذشت دقایقی، فرد تماس گیرنده مسیحی شد. آیا چنین اتفاقی معقول است؟ هرگز! شبکه محبت قبلاً نیز دست به حقه بازیهای این چنینی زده بود، زمانی که وضعیت این شبکه کمی بهتر از امروز بود، یکی از عوامل این شبکه به نام «فریبا»، طی تماس تلفنی با یکی از برنامههای زنده این شبکه، از برنامه و مجری آن تشکر کرد، البته «فریبا» در این تماس تلفنی خود را «مژگان» از تهران معرفی کرد. شایان ذکر است رفتار غیرصادقانه شبکه محبت در حالی صورت میگیرد که این شبکه دائماً اسلام و مسلمانان را به دروغگویی متهم کرده و با هدف تبلیغ مسیحیت، این گونه القاء میکند که چیزی به نام دروغ در مسیحیت وجود ندارد.
الناتان و اعطای مدرک کشیشی به همسرش
نازنین باغستانی همسر کشیش الناتان باغستانی توسط تأیید و نظارت شوهرش مدرک کشیشی دریافت کرد. شبکه محبت که گویا موضوع خاصی برای اجرای برنامه زنده نداشت، یک برنامه را به موضوع کشیش شدن نازنین باغستانی اختصاص داد. نازنین باغستانی در حالی با وساطت همسرش به این مقام رسید که شنیدهها از دفتر شبکه و حتی مخاطبان شبکه حاکی از آن است که وی از نظر دانش الهیاتی و تسلط بر کتاب مقدس و قدرت پاسخگویی به ایمانداران و جذب آن ها، در مرتبه زیر متوسط قرار داشته و هنوز چند سالی تا رسیدن به این مقام فاصله دارد.
در پایان باید گفت که ایران یکی از کشورهایی است که در محیط پیرامونی خود با فرهنگها، ادیان و فرق مختلفی در ارتباط است. این مقولات تا زمانی که در حیطه خود هستند، چندان مشکل ساز نخواهند بود، اما زمانی که تصمیم بگیرند به مرزهای اعتقادی حملهور شوند، دفاع تنها گزینهای است که باقی می ماند. شناخت مهاجم آنطور که هست، کار دفاع را راحتتر میکند و احیاناً نجات مرزهای اعتقادی که در این گیر و دار دچار آسیب شده اند، سهلتر خواهد بود. یکی از این جریانها و ادیانی که سالها در کشور ما حضور دارد، مسیحیت است. مسیحیت به عنوان یکی از ادیان الهی و رسمی در کشور مورد احترام است و مسیحیانی که پایبند به این آئین هستند همچون دیگر انسانهای جامعه در انجام فرائض دینی خود آزاد هستند، اما گاهی میشود که گرگی لباس میشی به تن کرده و قصد ضرر زدن دارد که هر عاقلی برخورد محتاطانه را حکم می دهد. امروزه جریان مسیحیت تبشیری با شدت تمام قصد شیطنت و باز کردن جای پای دشمنان این مرز و بوم به داخل مرزها و شهرها و خانههای همه هموطنانمان را دارد. آنها ساحت الفاظ مقدسی مثل تبشیر، محبت، مسیح و انجیل را به کمند دروغ میبندند و تخم اختلاف را میافشانند. روایتی که خواندید، شرح زندگی پر فراز و نشیب کشیش قلابی الناتان باغستانی یکی از عناصر تبشیری بود. وی هنوز هم در پیچ و خم زندگی سخت خود، دچار سرگردانی و حیرت فراوان است. باغستانی هم اکنون یک کشیش است و با شبکههای مسیحی فارسیزبان که از سوی نظام سلطه تغذیه مالی و فکری میشوند، همکاری دارد. معلوم نیست در آینده نزدیک چه اتفاقاتی در زندگی این فرد معلومالحال رقم خواهد خورد، ممکن است به پوچی برسد و مجدداً دست به خودکشی بزند.