گروه رسانه فرهنگ سدید- مهدی حقوردی طاقانکی: بدون شک در عصر رسانه، استفاده مناسب از این رسانهها، مستلزم ارتقاء سواد رسانهای و بهصورت خاص در فضایمجازی، ارتقای سواد فضایمجازی است، اما یک سؤال اساسی در اینجا مطرح است که آیا صرفاً ارتقا سواد رسانهای میتواند باعث استفاده صحیح و مناسب از رسانهها باشد؟
در پاسخ به سؤال فوق یکی از مباحثی که بایستی موردتوجه قرار گیرد، سلسله مباحث داده، اطلاعات، دانش و خرد میباشد. هرچند که از این عبارات تعاریف متعددی ارائهشده است.
داده
استنباط کلی آن است که داده، حقایق خام یا حقایق بیمعنا است. وقتی این حقایق بهصورت نماد نوشته شوند به داده تبدیل میشوند. داده در لحظه اول سازمانیافته، بیمعنا و یا نامربوط به نظر میرسد. داده یا نماد حقایق (خام) میتوانند اعداد، آمارها یا صفات خاص افراد، مکانها، نظامهای ارزشی و رویدادها جز آن باشند. این اقلام دادهها در وضعیتی پردازش نشده یا پالایش نشده ارائه میشوند و تا زمانی که پراکنده باشند، فایدهای ندارند. فقط نظام میتواند دادهها یا نماد حقایق ضبط نشده را پردازش کند. داده در فرایند تبدیل معنا پیدا میکند.
اطلاعات
اطلاعات به معنای نتیجهی پردازش دادهها تلقی شده است. داشتن ارتباط و هدف، ویژگی اطلاعات است. اطلاعات نهتنها دارای قابلیت تأثیرگذاری برگیرنده هستند، بلکه خود نیز شکل خاصی دارند و برای هدف خاصی سازمان مییابند. دادهها زمانی به اطلاعات تبدیل میشوند که ارائهدهندهی آنها، معنی و مفهوم خاصی به آنها ببخشد. با افزودن ارزش به دادهها، در واقع آنها را به اطلاعات تبدیل میکنیم.
دانش:
دانش، نه داده است و نه اطلاعات، هرچند که به هر دو مربوط است، اما تفاوت آنها لزوماً ماهوی نیست و صرفاً ازنظر مراتب باهم متفاوت هستند. دانش ترکیبی سازمانیافته از دادههاست که با مجموعهای از قواعد، رویهها و عملیات آموختهشده، از طریق مطالعه، تحقیق، مشاهده و تجربه به دست میآید؛ تعریف کردهاند. دانش، تلفیق تفکر با اطلاعات است.
خرد:
خرد را گزینش دانش مناسب برای انجام یک کار معین است بهعبارتدیگر خرد همان کاربرد دانش است.
شاید با یک مثال ساده بتوان در خصوص خرد، صحبت کرد. مثال پزشکی است که سیگار مصرف میکند، وی علم به خطرات سیگار دارد اما این دانش منجر به خردمندی برای عدم مصرف دخانیات در وی نشده است.
واژه سواد رسانهای نیز همچون دانش و خرد تعاریف متعددی از آن شده، اگر سواد رسانهای را شناخت انواع رسانهها و توانایی درک تفسیر و تحلیل پیامهای رسانهای بدانیم و یا اگر سواد رسانهای را توانایی دسترسی و مدیریت استفاده و تحلیل و ارزیابی پیام در قالب رسانه بدانیم؛ در عبارتی میتوان سواد رسانهای را در لایه دانش بدانیم؛ اما اگر یک فرد بداند که باید مصرف رسانهای خود را مدیریت نماید یا توان تحلیل پیام رسانهای و ارزیابی و حتی تولید رسانهای را داشته باشد، آیا این دانش الزاماً منجر به یک اقدام میگردد؟
یقیناً سواد رسانهای در گام نخست الزامی است، اما از سوی دیگر الزاماً منجر به یک کنش و رفتار نمیگردد و زمانی این اتفاق روی میدهد که دانش سواد رسانهای فرد به مرحله "خردمندی" رسیده و این دانستهها را عملیاتی نماید.

به زبان ساده خرد رسانهای توانایی کاربردی نمودن سواد رسانهای است، اما اینجا سؤال دیگری مطرح است که چه عواملی باعث میشود در صورت ارتقا سواد رسانهای این دانش به مرحله کاربرد برسد؟ سیاستهای رسانهای چه تأثیری بر خرد رسانهای دارد؟ شوق، میل و انگیزه، اراده چه تأثیری بر کاربردی نمودن سواد رسانهای دارد؟ چه عواملی میتواند باعث گرایش فرد به کاربردی نمودن سواد رسانهای گردد. آینده مطلوب و ارزشها و باورها چه نقشی درگذر از لایه سواد رسانهای به خرد رسانهای دارد؟ آیا نوع نگاه دینی و غیردینی به باورها و آینده مطلوب هم برگذر از لایه سواد به خرد و نیز نوع اقدام و رفتار اثرگذار است؟
اکنون که موضوع ارتقاء سواد رسانهای و سواد فضایمجازی در کشورمان مورد توجه قرار گرفته، اقداماتی صورت گرفته و همچنان اقدامات بسیار گستردهتری نیازمند است اما همزمان به این موضوع نیز، باید برای گام بعد از آن توجه نمود که چگونه میتوان این دانش را در سطح جامعه و مخاطبین رسانهها، از سطح دانش به اقدام و کنش رساند. حال فارغ از اینکه این اقدام و گام را با عنوانی مانند "خرد رسانهای" یا عبارات دیگری چون "بصیرت رسانهای" بنامیم.