وضعیتسنجی ژورنالیسم اندیشه در ایران در گفتوگو با عطاءالله بیگدلی/ بخش دوم؛
به نظرم طی دو - سه دهه، در ایران یک جریان انتقادی خیلی خوبی نسبت به غرب در حال شکلگرفتن بود، اما افرادی که به فضای فکری انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی تعلق داشتند، تعداد زیادی از این آدمها را بهعنوان دشمن شناسایی کردند. جریانهای انتقادی، به واسطه اینکه ایده جمهوری اسلامی همواره این بوده که من امکان زیادی برای استفادهکردن از غرب دارم، اینها را مخل آن استفاده میدانستند.
وضعیتسنجی ژورنالیسم اندیشه در ایران در گفتوگو با عطاءالله بیگدلی/ بخش اول؛
دانشگاهیان عموماً قائل بودند که مسائل از طرق و راهحلهای فنی و مدیریتی حل میشود. اما بهتدریج دریافتیم که مسائل از طرق سیاسی و مردمی حل میشود. یعنی شما نمیتوانید کوچکترین مسئله اقتصادی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی را حل کنید، مگر اینکه مردم با شما همدلی داشته باشند. یعنی ما نیازمند یک رویکرد واحد نظری از منظر اجتماعی برای حل مسائل هستیم. آدمها باید در دیدگاه شما مشارکت کنند تا بتوانند در حل مسئله به کمک بیایند.
چگونگی عملکرد شبکههای اجتماعی و جنبشهای تودهای در گفتوگو با مجید سلیمانی؛
نوع ارتباطات شبکهای شده به نحوی است که مجموع ارتباطاتی که انسانها دارند را در قالب پلتفرم قرار میدهد و این امکانی را فراهم میکند که تقریباً هیچ نوع از ارتباطات ما انسانها - اعم از ارتباطات فردی و میانفردی و گروهی - دیگر از عرصه سیاستگذاری و کنترل پلتفرمها، پنهان نماند.
بررسی الگوی اثرگذاری رسانههای نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «بابل» در گفتوگو با علیرضا شفاه/ بخش دوم؛
تفکر از آنجایی شروع میشود که انسان با خودش فکر میکند چگونه میشود در این وضع ادامه داد و معلوم است که اصلاً تقریباً ناممکن است به همین دلیل تفکر چیز بسیار عجیبی است و عادی نیست. نتیجه عادی امور، تفکر نیست بلکه نتیجه غیرعادی امور، تفکر است. اینجا دیگر تفکر قبل از هر چیزی، موضعگیری است. من اول باید نسبت به این خطری که من را تهدید میکند، یک موضع بگیرم. آیا ناامید شوم؟ نیهیلیست شوم؟
بررسی الگوی اثرگذاری رسانههای نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «خردنامه» در گفتوگو با دکتر عبدالمجید مبلغی/ بخش دوم؛
ما آن زمان که درس میخواندیم، معلم مدرسه میگفت «اگر شما درس نخوانید، برای سبزیفروش محل مشکلی پیش نمیآید!» اگر روزی مجلات اندیشهمحور حذف شوند یا بگوییم این جریان اندیشهورزی حوزه عمومی که در قالب مجله و فضای مجازی وجود دارد دیگر نباشد، جامعه ما تُنُک مایهتر میشود. به این دلیل که این جریان به همه ما کمک میکند تا قدری فکر کنیم.
بررسی الگوی اثرگذاری رسانههای نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «خردنامه» در گفتوگو با عبدالمجید مبلغی/ بخش اول؛
کار ما این بود که مجله را به خانه اعضای هیئتعلمی تبدیل کردیم. اعضای هیئتعلمی یا علاقه ندارند یا به مجلات کیوسکی دسترسی ندارند. معمولاً در مجلات علمی - پژوهشی و علمی - تخصصی مقالاتشان را چاپ میکنند و اصلاً برایشان مهم نیست که چند نفر آن را بخوانند. اما با این کار که اعضای هیئتعلمی دینپژوهی را روی کیوسک آوردیم، تقدم فضل پیدا کردیم و سعی کردیم اسامی افرادی را که با ما کار میکردند، روی جلد درج کنیم.
بررسی الگوی اثرگذاری رسانههای نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «نامه جمهور» در گفتوگو با مجتبی نامخواه/ بخش دوم؛
یک مجله بعد از ۵۰-۴۰ شماره تازه متولد میشود و ما انبوهی از مجلات داریم که ۵-۴ شماره بیشتر منتشر نشدهاند و همین مجلاتی که هستند هم به یک معنا تمام شدهاند. نمیخواهم بگویم روزنامه چیپتر از مجله اندیشهای است، اما روزنامهای که بنگاه خبرپراکنی یک جریان و باند سیاسی باشد، روزنامه نیست؛ بولتن است و فقط فرمت آن روزنامه است. ما در وسط بحرانی هستیم که پویایی فکر را از ما گرفته است و باید برای بازگشت این پویایی بجنگیم.
بررسی الگوی اثرگذاری رسانههای نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «بابل» در گفتوگو با علیرضا شفاه/ بخش اول؛
ناگهان همه احساس کردیم که چیزی میفهمیم که انگار تا به حال هیچکس نفهمیده است مثلاً نه فیلسوفان غربی به نظرمان میرسیدند و نه شرقی! یک اعتمادبهنفس عجیبی به وجود آمد که انرژی و نیرویی که مؤسسه اشراق نیز پیدا کرد و تا همین امروز بسیار فزاینده حرکت میکند، متعلق به همین حادثه بود.
بررسی الگوی اثرگذاری رسانههای نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «فرهنگ امروز» در گفتوگو با بهزاد جامه بزرگ/ بخش دوم؛
ما مدعی هستیم که جامعه حرکت رو به زوالی را آغاز کرده و اگر شما بتوانید آن را حل کنید، میتوانید امیدوار باشید و اگر رها کنید، ممکن است شرایط بدتر شود. بحثمان این است که این شیب رو به زوال است و این زوال بهخاطر این است که مرجعیت فکری در جامعه از آدمهای فاضل و فرهیخته به آدمهای سطحی و دمدستی و بهشدت مخرب از لحاظ نظری و فکری، منتقل شده است و مادامی که این درست نشود، شما نمیتوانید مدعی باشید که ارزشهای متعالی در جامعه ارتقا پیدا میکند.
روایتی نو از فردیت و جمعگرایی در بستر شبکههای اجتماعی ایران؛
هویت دیجیتال در ایران، نه ادامه مستقیم سنت است و نه تقلیدی از الگوهای غربی؛ بلکه برآیندی پیچیده از تجربههای زیسته، خواستههای نو، و پاسخهایی است به واقعیتی که هر روز در حال تغییر است. آنچه در شبکههای اجتماعی میبینیم، تنها تصویرهایی پراکنده از زندگی نیست؛ بلکه تلاشیست برای معنا بخشیدن به «بودن» در جهانی چندپاره.