در گفتگو با سپیده نیک‌رو، نویسنده کودک‌و‌نوجوان مطرح شد؛
نیک رو می گوید: قطعاً، کودکان بی‌دریغ زندگی می‌کنند و فکر فردا نیستند آن‌ها معنای مطلق زندگی هستند. زندگی در لحظه! چیزی که برای ما امروز مثل یک رویای دوردست به نظر می‌رسد. این را وقتی توی مدرسه درس می‌دادم راحت‌تر زندگی می‌کردم. آدم با بچه‌ها هر لحظه جوان‌تر می‌شود. آن‌ها هیچ محدودیتی برای تخیل ندارند. هیچ چیز بچه‌ها را محدود نمی‌کند. با این روحیه می‌شود همیشه و هر لحظه از همه چیز لذت برد. چیزی که بزرگترها همیشه تلاش می‌کنند از بچه‌ها بگیرند و به آن‌ها یاد بدهند از آینده بترسند و به قول خودشان تصمیم‌های عاقلانه سخت بگیرند. من فکر می‌کنم اتفاقاً بچه‌ها هستند که بلدند چطور زندگی کنند و ما باید از آن‌ها یاد بگیریم.

به گزارش «سدید»؛ «سپیده نیک‌رو» متولد‌1363 در تهران است. از بچگی عاشق ادبیات بوده و این رشته را تا مقطع کارشناسی‌ارشد ادامه داده است. از نوجوانی شعر، داستان و نمایشنامه می نوشته، از ابتدای جوانی روی شعر متمرکز شده و در حوزه شعر سپید چهار کتاب منتشر کرده است. در سال‌های اخیر بیشتر رمان کودک‌و‌نوجوان نوشته و سه جلد از این کتاب‌ها در هفته گذشته منتشر شده است. این نویسنده کتاب‌های دیگری را نیز در دست چاپ دارد. در ادامه گفت‌و‌گوی ما با «سپیده نیک‌رو» را درباره نوشتن برای کودکان‌و‌نوجوانان می‌خوانید.

 

کمی بیشتر کتاب «گروه مخفی» را برای مخاطبان معرفی کنید!

«گروه مخفی» یک رمان طنز است درباره دختری که در یکی از بهترین مدارس غیرانتفاعی تهران درس می‌خواند. تمرکز مدرسه بیشتر روی هدایت تحصیلی دانش‌آموزان برای تحصیل در رشته‌های تجربی و ریاضی است. اما قهرمان داستان نمی‌خواهد به این فشار پنهان تن بدهد و با دو دوست دیگرش که آن‌ها هم استعدادهای متفاوتی دارند راه‌های دیگری در پیش می‌گیرند  که البته همه آن‌ها به طنز ماجرا دامن می‌زنند. روایت فرعی مهم دیگر این است که قهرمان داستان در سن ۱۳سالگی صاحب برادری شده است که موقعیت او را در خانواده تغییر می‌دهد و در واقع او در تلاش است به‌عنوان یک نوجوان در خانواده، مدرسه و اجتماع برای خودش موقعیت تازه‌ای تعریف کند.

 

چطور به چنین ایده‌ای برای نگارش یک رمان رسیدید و چقدر این پروسه زمان برد؟

این اولین رمان من است و وقتی آن را شروع کردم تازه از تدریس در یک دبیرستان غیرانتفاعی بیرون آمده بودم. درست است که می‌شنویم نگرش مدارس و اولیا به رشته‌های تحصیلی و استعدادیابی دانش‌آموزان تغییر کرده است اما این تغییرات، عمومی نیست و بسیاری از معلمان و اولیا هنوز موفقیت دانش‌آموزان را در علایق آن‌ها جست‌وجو نمی‌کنند. این موضوع، انتخاب رشته را برای نوجوانان به‌عنوان یک چالش بزرگ سخت‌تر می‌کند. رمان را در یک ماه بی‌وقفه نوشتم و وقتی شروع به نوشتن کردم هیچ چیز در ذهن نداشتم. برعکس بعضی دیگر از رمان‌ها که در ذهنم طرح کلی را دارم این رمان را به صورت کاملاً شهودی و بدون طرح نوشتم.

 

کتاب دو جلدی «دنیا» نیز از شما در هفته گذشته منتشر شده است. این مجموعه را هم بیشتر معرفی کنید!

«دنیا» در واقع مجموعه‌ای هفت جلدی است که دو جلد از آن به تازگی منتشر شده؛ «دنیا و سوسک صحرایی» و «دنیا و یک مشکل بوگندو». این مجموعه نیز در قالب رمان طنز برای کودکان دبستانی است. دنیا؛ دختر بامزه‌ای است که ماجراهای جالبی خلق می‌کند. ماجراهایی که البته هر‌کدام چالش‌هایی است که بچه‌های دبستانی ما در مدارس با آن روبه‌رو هستند. سعی کردم به مشکلات فرهنگ خودمان و چالش‌های واقعی بچه‌ها در مدارس بپردازم. موضوعاتی مثل شناخت فردیت، موضوع قضاوت و عدالت، انتخابات، دوستی و آسیب‌های آن و همین‌طور موضوع قلدری احساسی که در مدارس دختران رایج است و کمتر به آن پرداخته شده است.

 

شما شاعر نیز هستید. چه مجموعه‌هایی تا‌کنون از شما منتشر شده است؟

من چهار مجموعه شعر منتشر شده دارم. «و اشتباه می‌کنم» در انتشارات پینار منتشر شد. بعد از آن کتاب «درخت سؤال نمی‌کند، می‌افتد» در نشر چشمه، «رگباد» در نشر روزنه و «سفره هفت‌خون» در نشر گویا منتشر شده است.

 

چه شد که سر از دنیای کودک‌و‌نوجوان در آوردید و از نوشتن برای بزرگسالان فاصله گرفتید؟

من همیشه با دنیای کودکان در ارتباط بودم. این ارتباط از زمانی که مادر شدم شکل دیگری گرفت. مطالعاتم روی حوزه کودکان متمرکز شد. شبانه‌روز در حال قصه ساختن برای دخترم بودم. در واقع از لحظه‌ای که دخترم، یلدا، به دنیا آمد، من با او دوباره کودک شدم. در مدت مهد‌کودکش با بچه‌های مهدکودک تئاتر کار می‌کردم. به قصه‌های‌شان گوش می‌کردم و پس از آن هر لحظه با مدرسه و بچه‌هایش در تماس بودم. البته از قبل نیز سابقه تدریس در دبستان و دبیرستان داشتم که باعث می‌شد با روحیه کودکان‌و‌نوجوانان آشناتر باشم. اما این ایده را یکی از دوستانم مطرح کرد. یک روز پرسید تو که آنقدر از بچه‌ها می‌دانی چرا برای بچه‌ها نمی‌نویسی؟ این سؤال توی سرم ماند. فردای آن روز لپ‌تاپ را برداشتم و «گروه مخفی» را بدون هیچ ایده‌ای شروع کردم. تازه آن موقع بود که فهمیدم چقدر ایده دارم و چقدر از نوشتن آن‌ها لذت می‌برم.

 

دنیای کودکان چه در خودش داشت که شما را پایبند کرد و نگه داشت؟

دنیای کودکان خیلی روراست است،خیلی سرزنده است و البته خیلی جای کار و حرف دارد. من از آن دسته آدم‌هایی هستم که فکر می‌کنم باید برای اصلاح فرهنگ‌مان کار کنیم و سال‌هاست به این نتیجه رسیده‌ام که این کار فقط برای بچه‌هاست که نتیجه دارد. کتاب‌ها و فیلم‌های کشورهای دیگر را می‌بینم و می‌خوانم، اغلب در کنار نوشتن داستان‌های خلاق و جالب در حال ارائه مدل‌های انتخابی مناسب فرهنگ خودشان هستند که خیلی هم خوب است اما من تلاش می‌کنم معایب مدارس خودمان را نقد کنم. چیزی بنویسم که بچه‌های امروز خود را در آینه آن ببینند و چیزهایی که لازم دارند یاد بگیرند.

 

یک نویسنده وقتی برای کودکان می‌نویسد، باید به چه نکاتی توجه کند؟

نگرش نویسنده‌ها در این مورد متفاوت است. بعضی‌ها معتقدند ادبیات باید برای کودکان بار آموزه‌های اخلاقی داشته باشد و بعضی برعکس، این کار را باعث دوری کودکان از ادبیات می‌دانند. نگرش من بینابینی است. فکر می‌کنم در وهله اول ادبیات چه برای کودکان و چه برای بزرگسالان باید جالب باشد. اصلاً هنر باید اول زیبا باشد و بعد اگر می‌خواهد چیزی آموزش دهد یا تفسیر تازه‌ای از جهان ارائه کند. برای کودکان ادبیات در وهله اول سرگرمی است. هیجان است. خنده یا گریه است. به همین خاطر داستان‌هایم را یا طنز نوشته‌ام یا هیجان‌انگیز.

 

آیا علاوه بر نوشتن برای کودکان که معمولاً همراه با آموزش به آن‌هاست، دنیای بچه‌ها هم آموخته‌ای برای شما داشته است؟

قطعاً، کودکان بی‌دریغ زندگی می‌کنند و فکر فردا نیستند آن‌ها معنای مطلق زندگی هستند. زندگی در لحظه! چیزی که برای ما امروز مثل یک رویای دوردست به نظر می‌رسد. این را وقتی توی مدرسه درس می‌دادم راحت‌تر زندگی می‌کردم. آدم با بچه‌ها هر لحظه جوان‌تر می‌شود. آن‌ها هیچ محدودیتی برای تخیل ندارند. هیچ چیز بچه‌ها را محدود نمی‌کند. با این روحیه می‌شود همیشه و هر لحظه از همه چیز لذت برد. چیزی که بزرگترها همیشه تلاش می‌کنند از بچه‌ها بگیرند و به آن‌ها یاد بدهند از آینده بترسند و به قول خودشان تصمیم‌های عاقلانه سخت بگیرند. من فکر می‌کنم اتفاقاً بچه‌ها هستند که بلدند چطور زندگی کنند و ما باید از آن‌ها یاد بگیریم.

 

در حال حاضر در حال نگارش چه کتابی هستید؟ آیا کتابی را در دست انتشار دارید که به زودی روانه بازار شود؟

در مدت سه، چهار سال گذشته رمان‌های دیگری نوشته‌ام که همه در دست چاپ هستند. پنج جلد دیگر از مجموعه «دنیا» به همراه یک جلد رمان طنز در انتشارات محراب قلم چاپ خواهد شد. یک کتاب کارآگاهی در نشر پیدایش دارم که همین روزها چاپ می‌شود. دو جلد رمان دیگر نیز به زودی در انتشارات قدیانی چاپ خواهد شد. یکی، دو جلد داستان کوتاه نیز در مرحله تصویرگری دارم. در حال حاضر هم دو رمان نصفه دارم اما مدتی است روی رمان تمرکز نداشته‌ام. چند داستان کوتاه هم دارم که به ناشری نداده‌ام. در حوزه ترانه کودک نیز با استاد حمید متبسم در پروژه‌ای به‌عنوان ترانه‌سرا همکاری کرده‌ام که احتمالاً سال آینده به بازار عرضه خواهد شد. البته خارج از حوزه کودک و نوجوان نیز در حوزه ترانه مشغول به فعالیت بوده و هستم.

بعضی‌ها معتقدند ادبیات باید برای کودکان بار آموزه‌های اخلاقی داشته باشد و بعضی برعکس، این کار را باعث دوری کودکان از ادبیات می‌دانند.

/انتهای پیام/

منبع: صبح نو
ارسال نظر
نام:
* نظر:
*

منفورترین دولت جهان به روایت نویسندگان جهانی

الان اصطلاح «خیابان خلوت کن» برای سریال‌ها شوخی است

برای وقوع معجزه در فیلم از ما تعهد گرفتند!

شعار فان حزب الله هم الغالبون را کدامیک از مشروطه‌خواهان سر داد؟

اسلام و حقوق بشر غربی

جداسازی اینترنت کودک و نوجوان لازم است

پلتفرم امن فرهنگی نیاز امروز جامعه

بازیگری، منبع درآمدی نا امن است

«هناس»؛ پلی بین طیف‌های مختلف فکری در ایران

زیبایی با ویران شدن از بین نمی‌رود

شناساندن شهدا به نسل حاضر فاصله خیلی زیادی داریم

نمایشگاه سی و چهارم باید از لحاظ کمی و کیفی ارتقاء یابد

بهشتی می‌خواست پیوند ایران با آمریکا به صفر برسد

ترویـج؛ حلقه گمشده صنعت نشر

جنگ در متن زندگی مردم

دلربایی طنز حافظ به خاطر بازیگوشی در زبان ومعناست

محمدسرور رجایی، پل فرهنگی ایران و افغانستان بود

گفتگو برای اعدام منصور تحت پوشش «سؤال حدیثی» انجام شد!

حال مردم خوب نیست!

شیوه مدیریت شهید بهشتی در مسجد هامبورگ