زوایای هنر دینی از منطر امام خمینی(ره)؛
امام خمینی(ره) بیشتر بر نقش اثرگذاری هنر بر جامعه تأکید داشتند. گویی آینده را می‌دیدند و از هنر برای نبرد با جریانات منفی آینده استمداد می‌طلبیدند. شاهد مثال پیام تاریخی امام به هنرمندان در واپسین سال‌های حیات درخشانشان بود. این پیام که می‌توان آن را مانیفست (بیانیه) هنر انقلاب اسلامی دانست، نگاهی کاملاً ستیزنده و جهادگر به هنر داشت که موظف به مبارزه با استکبار خارجی و داخلی بوده است.

به گزارش «سدید»؛ هنر، در جامعه امروز ایران، به‌دنبال مسیرهای تازه‌ای برای یافتن جایگاه مستحق خود است. بدون شک دستیابی به این جایگاه بدون درنظر گرفتن مبانی و چارچوب‌های مشخص، راه به جایی نمی‌برد. اگر جرقه‌هایی هم زده شود، به‌خاطر نبودن بستر و جریان مناسب، در محاق می‌ماند و شعله نمی‌گیرد، تا به نور تبدیل شود و روشنایی بخشد.

هنر امروز ایران، اگر قصد دارد که جدی گرفته شود و در فرایند تاریخی و اجتماعی کشورمان برای گذر از موانع و گردنه‌های پیش رو برای رسیدن به فردایی دیگر، نقش خود را به خوبی ایفا کند، نیاز به بازیابی هویت دارد. هنر بی‌هویت، هنر بی‌شخصیت است و هنر بی‌شخصیت، جامعه بی‌هویت را پرورش می‌دهد. اما چه مبانی، آبشخورها، سمت‌وسوها و گرایش‌هایی برای این هنر نیاز است؟ باید به کجا رجوع کرد تا راه را از بی‌راه تشخیص داد؟

مانع‌ترین و جامع‌ترین و در عین حال کاربردی‌ترین منبع راه‌یابی و راهنمایی، شخصیت، آرا، گفتارها، نوشتارها و عملکرد رهبر کبیر انقلاب اسلامی است. عده‌ای عادت دارند که معمولا برای مزین نمودن یا اعتبار بخشیدن به حرف‌ها و نوشته‌هایشان، به امام رجوع می‌کنند. در خلال طرح یک مسئله یا تحلیل یک موضوع، عباراتی هم به نقل از امام می‌آورند. اما درمورد هنر کاملاً متفاوت است. چون امام خمینی(ره) خود یک هنرمند بودند و به خوبی بر زوایای مختلف آن و همچنین آنچه که بر هنرمندان می‌رفت ‌اشراف داشتند. فتاوی دوران رهبری پربرکت‌شان درمورد مسائل مبتلابه هنر آن زمان، به خوبی گویای این نکته است. امام یک انسان کامل بود که از نیک و بد انسان به خوبی اطلاع داشت و به همین خاطر نسبت میان هنر و انسان را می‌شناختند. امام یک فقیه بزرگ و دانشمند بودند. پس نسبت بین فقه و شرعیات و هنر را کاملاً درک می‌کردند. از تمام اینها گذشته، امام یک سیاستمدار و استراتژیست توانمند بودند که توانستند پس از قرن‌ها، اسلام را مجدداً احیا نموده و اولین انقلاب دینی عصر جدید را رقم بزنند. امام مصلحت هنر و نقش آن در شرایط خاص اجتماعی و سیاسی را نیز می‌دانستند. پس گام اول برای بازیابی هویت هنر آینده برای آینده ایران، بازاندیشی در اندیشه‌های هنری امام خمینی است.

 

نگاه راهبردی به هنر

هنر و ادبیات، از عناصر اصلی و بسیار مهم فرهنگ هستند و برای اصلاح و هویت‌بخشی به آنها ابتدا باید به وضع فرهنگ رسیدگی شود. ایران، برای ‌ترسیم فردایی روشن برای خود، نیاز اساسی به مهندسی فرهنگی و برطرف کردن چالش‌های خود در این زمینه دارد. به لطف تأکیدات به جای رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر توجه به فرهنگ و رفع مظلومیت از آن، دیگر بهانه‌ای برای اهمیت قائل نشدن به فرهنگ باقی نمانده است.

توجه به فرهنگ هم یکی از روش‌های امام است. بنیانگذار جمهوری اسلامی نگاهی محوری و راهبردی به فرهنگ داشتند و آن را ورای آنچه که بسیاری تحت عنوان فرهنگ می‌پندارند، می‌پنداشتند. همچنان که فرموده بودند: «بی‌شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه، هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می‌دهد و با انحراف فرهنگ، هرچند جامعه از بعد‌های اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوک و میان تهی است.»1

امام خمینی(ره) فرهنگ را یکی از منافذ نفوذ و تحمیل سیاست‌های استعمار و استکبار علیه جوامع می‌دانستند و می‌فرمایند: «اگر فرهنگ جامعه‌ای وابسته و مرتزق از فرهنگ غرب باشد ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می‌کند و بالاخره مستهلک می‌شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می‌دهد.»2 و در جای دیگر فرموده‌اند: «فرهنگ مسموم استعمار تا اعماق قصبات و دهات ممالک اسلامی رخنه کرده و فرهنگ قرآن را عقب‌زده و نوباوگان ما را فوج‌فوج در خدمت بیگانگان و مستعمرین درمی‌آورد و هر روز با نغمه تازه، با اسامی فریبنده، جوانان ما را منحرف می‌کند.»3

امام خمینی(ره) فرهنگ را یکی از منافذ نفوذ و تحمیل سیاست‌های استعمار و استکبار علیه جوامع می‌دانستند و می‌فرمایند: «اگر فرهنگ جامعه‌ای وابسته و مرتزق از فرهنگ غرب باشد ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می‌کند و بالاخره مستهلک می‌شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می‌دهد.»

امام خمینی یکی از مهم‌ترین وظیفه‌های اهالی فرهنگ، هنر و ادب را رسیدن به فرهنگ بومی و اصیل جامعه معرفی نموده بودند: «آن چیزی که وظیفه همه ما مسلمین است، وظیفه علمای اسلام است، وظیفه دانشمندان مسلمین است، وظیفه نویسندگان و گویندگان در بین طبقات مسلمین است. این است که هشدار بدهند به این ممالک اسلامی که ما خودمان فرهنگ داریم، ما خودمان فرهنگ غنی داریم، فرهنگ ما طوری بوده است که فرهنگ ما صادر شده است به خارج و آنها گرفتند از ما».4

 

هنر؛ جهاد برای عدالت

یکی از مسائل مهم در جامعه‌شناسی هنر تأثیرگذاری هنر بر جامعه و تأثیرپذیری هنر از جامعه است. عده‌ای معتقدند که هنر یک نهاد اجتماعی است که ارتباط بسیار زیادی با سایر نهادها، ساختارها و عناصر یک جامعه دارد. به همین دلیل، گرایش آثار هنری به یک سمت خاص، سایر اجزای جامعه را هم به آن سمت سوق می‌دهد. مثلا معتقدند که خلق مستمر آثار هنری در زمینه اعتراض و افشاگری علیه یک حکومت، منجر به برانگیختن مردم و فراهم شدن انقلاب می‌شود.

اما عده‌ای دیگر هنر را تابع جامعه می‌دانند. هنر در این دیدگاه که طرفداران بیشتری دارد، بازتاب و آینه جریانات فعال در جامعه است. به‌عنوان نمونه، با حادث شدن جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و مقاومت مردم کشورمان، ژانرها و گونه‌های جدید هنری با عنوان دفاع مقدس به‌وجود آمدند. با جریان یافتن بخش عظیمی از جامعه ایران به‌عنوان ایثارگر و پدید آمدن مفاهیمی چون شهادت و ایثار و فداکاری، آثار هنری خاصی که به بازنمایی این مفاهیم می‌پرداخت به‌ وجود آمدند.

اما امام خمینی(ره) بیشتر بر نقش اثرگذاری هنر بر جامعه تأکید داشتند. گویی آینده را می‌دیدند و از هنر برای نبرد با جریانات منفی آینده استمداد می‌طلبیدند. شاهد مثال پیام تاریخی امام به هنرمندان در واپسین سال‌های حیات درخشانشان بود. این پیام که می‌توان آن را مانیفست (بیانیه) هنر انقلاب اسلامی دانست، نگاهی کاملاً ستیزنده و جهادگر به هنر داشت که موظف به مبارزه با استکبار خارجی و داخلی بوده است. در بخش‌هایی از این پیام امام تصریح نمودند که: «هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه‌داری مدرن و کمونیسم خون‌آشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی‌درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد.»5

هنر در مکتب امام، نه زینتی در کاخ ‌اشراف و نه افیونی در دست روشنفکران ضدمردمی و برج عاج‌نشین است. هنر در این مکتب، به شدت مردمی و کاربردی است. هنری که توهم و تسکین درد نیست، بلکه واقعیتی است که برای درمان دردهای انسان خلق می‌شود. امام در ادامه پیام خود به هنرمندان تأکید کرده‌اند: «هنر در مدرسه عشق، نشان‌دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی است. هنر در عرفان اسلامی‌ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسم تلخکامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. هنر در جایگاه واقعی خود تصویر زالوصفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا لذت می‌برند.»6

هنر در مکتب امام، نه زینتی در کاخ ‌اشراف و نه افیونی در دست روشنفکران ضدمردمی و برج عاج‌نشین است. هنر در این مکتب، به شدت مردمی و کاربردی است. هنری که توهم و تسکین درد نیست، بلکه واقعیتی است که برای درمان دردهای انسان خلق می‌شود

 

حضور جهانی هنر

یکی از مسائل امروز کشور ما تنش‌های جهانی و بین‌المللی است. این تنش‌ها از عالم سیاست به وادی هنر هم کشیده شده است. به‌طوری که همواره شاهد سوءاستفاده قدرت‌های سلطه‌گر جهانی از رسانه‌ها و آثار هنری بوده‌ایم. نمونه‌اش ساخت فیلم‌های ضداسلامی و ضدایرانی، چاپ کاریکاتورهای موهن در نشریات غربی، خلق رمان‌ها و داستان‌های مهاجم به ارزش‌های اسلامی و اجرای تئاترها و موسیقی‌هایی در این زمینه است که هر روز شاهد وقوع‌شان هستیم که نیاز به برنامه‌ریزی و مقابله به مثل در این زمینه نیز وجود دارد.

یکی دیگر از آرمان‌های حضرت امام در زمینه هنر، حضور جهانی و بین‌المللی آن است. در این چارچوب، هنر مکلف است که در عرصه جهانی نیز حضوری فعال و حق‌طلبانه داشته باشد. امام در بخش دیگری از پیام تاریخی خود به هنرمندان فرموده‌اند: «تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهان‌خواران شرق و غرب و در رأس آنان آمریکا و شوروی (سابق) را بیاموزد. هنرمندان ما تنها زمانی می‌توانند بی‌دغدغه کوله‌بار مسئولیت و امانتشان را زمین بگذارند که مطمئن باشند مردمشان بدون اتکا به غیر، تنها و تنها در چارچوب مکتب‌شان به حیات جاویدان رسیده‌اند و هنرمندان ما در جبهه‌های دفاع مقدسمان این‌گونه بودند، تا به ملااعلی شتافتند و برای خدا و عزت و سعادت مردمشان جنگیدند و در راه پیروزی اسلام عزیز، تمام مدعیان هنر بی‌درد را رسوا نمودند.»7

 

هنر دینی و ضددینی

یکی از دغدغه‌های فرهنگی کشور ما، دستیابی به هنر دینی و به جریان انداختن آن در جامعه بوده است. طی سه دهه انقلاب اسلامی، آثار بسیاری در رشته‌های مختلف هنری به نام دین ساخته و عرضه شده‌اند. اخیرا هم که هنر ماورایی و معناگرا باب شده است. اما این آثار به اصطلاح دینی تا چه حد از نگاه حضرت امام در خدمت انقلاب و مردم کشورمان هستند؟ امام در این زمینه فرموده‌اند: «تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل‌دهنده اسلام ناب محمدی(ص)، اسلام ائمه هدی(ع)، اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه‌خوردگان تلخ و شرم‌آور محرومیت‌ها باشد.»8

با این تعریف حضرت امام که تأکید کرده‌اند «تنها» هنری که مورد قبول قرآن است... چند درصد از آثار هنری مدعی دینی و معنوی و معناگرا بودن را می‌توان مورد قبول قرآن دانست؟

 

ابتذال هنری

حضرت امام عمدتاً در بیانات خودشان هنر مبتذل را برابر با فحشا دانسته‌اند. مثلا در تبیین فعالیت‌های فرهنگی و هنری «شاه» فرموده بودند: «این آدم به‌واسطه نوکری که داشته، مراکز فحشا درست کرده، تلویزیونش مرکز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست... برای چه سینمای ما مرکز فحشاست؟ ما با سینما مخالف نیستم ما با مرکز فحشا مخالفیم. سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت ‌تربیت این مردم باشد.»9 مخالفت اصلی امام با آثاری بود که نقشی تخدیرکننده، تباه‌گر و غفلت‌زا داشته‌اند. به‌خصوص در مورد نسل جوان بسیار حساس بودند. این نوع آثار در این چارچوب مبتذل محسوب می‌شوند. مثلا در جایی فرمودند: «رادیو، تلویزیون و مطبوعات و سینماها و تئاترها، از ابزارهای موثر تباهی و تخدیر ملت‌ها، خصوصاً نسل جوان بوده است. در این صد سال اخیر، به‌ویژه در نیمه دوم آن، چه نقشه‌های بزرگی از این ابزار، چه در تبلیغ ضداسلام و روحانیت خدمتگزار و چه در تبلیغ استعمارگران غرب و شرق کشیده شد.»

 

عملیاتی نمودن آرای امام

بنابراین افق و چشم‌انداز پیش‌روی فرهنگ و هنر ایران، برای رسیدن به هویت و یافتن جایگاه جهانی، ‌ترسیم نقشه راه براساس آرای مترقی و متعالی حضرت امام(ره) است. متأسفانه یکی از عادات مدیران فرهنگی ما مقایسه وضعیت فرهنگی و هنری زمان خودشان با دوره مدیریت قبل از خودشان است. اما الگوی اصلی، آرمان‌های هنری امام خمینی(ره) است و مدیران فرهنگی و هنری نیز هر روز باید به مقایسه آنچه که عمل نموده‌اند با آنچه مورد انتظار امام بوده است، بپردازند. نکته مهم دیگر این است که برای عملیاتی نمودن اندیشه‌های امام در زمینه هنر باید وسعت نگاه و همه‌جانبه‌نگری ایشان در نظر گرفته شود.

امروز اگرچه امام در میان ما نیست. اما نایب بر حق او هست. اندیشه‌های رهبر انقلاب هم در این زمینه، می‌تواند در راستای آرای امام باشد. آقا هم در زمینه هنر دینی معتقد هستند: «هنر دینی به هیچ وجه به معنای قشری‌گری و تظاهر ریاکارانه دینی نیست. این هنر لزوما با واژگان دینی به ‌وجود نمی‌آید. ‌ای‌بسا هنری صددرصد دینی باشد، اما در آن از واژگان عرفی و دینی استفاده نشده باشد... هنر دینی «عدالت» را در جامعه به‌صورت یک ارزش معرفی می‌کند. ولو شما هیچ اسمی از دین و هیچ آیه‌ای از قرآن و هیچ حدیثی در باب عدالت در خلال هنرتان نیاورید... شما می‌توانید در باب «عدالت» رساترین سخن را در هنر بیاورید. در این صورت به هنر دینی توجه کرده‌اید.»10

پانوشت‌ها:

1 و 2- صحیفه نور، جلد 15

3- صحیفه نور، جلد 1

4- صحیفه نور، جلد 6

5، 6، 7 و 8- پیام امام به هنرمندان در 87.6.30

9- بیانات امام خمینی در بهشت زهرا(س) در 57/11/12

10- سخنان رهبر انقلاب در جمع هنرمندان در مرداد 82

 

/انتهای پیام/

ارسال نظر
نام:
* نظر:
*