در نشست بررسی کتابِ «خط مقدم» مطرح شد؛
پیشرفت باید به شکلی باشد که به موازات تحول و دستیابی به افق‌های بالای تکنولوژی، مرد و زن باورمند ایرانیِ معتقد به آن مسیر، خودش رشد و تکامل پیدا کند. این اتفاق در کتابِ «خط مقدم» خوب تجلی پیدا کرده است.

به گزارش «سدید»؛ نشست‌های «روایت پیشرفت» با موضوع کتابِ «خط مقدم» در قالبِ هفدهمین جلسه از سلسله نشست‌های «عصر کتاب» به دبیری مهدی مرادی روز یک‌شنبه سوم تیر ماه توسط مرکز مطالعات راهبردی ژرفا و اندیشکده هنر و رسانه (میز کتاب) برگزار شد. در این نشستِ ادبی فائضه غفار حدادی نویسنده‌ کتابِ «خط مقدم» و محمد قاسمی‌پور محقق و پژوهش‌گر حوزه ادبیات پایداری حضور داشته و پیرامونِ کتابِ خط مقدم نظراتی را ارائه دادند. کتابِ «خط مقدم» به قلم فائضه غفارحدادی منتشر شده از انتشارات شهید کاظمی، روایتی داستانی و مستند از تشکیلِ یگان موشکی ایران با محوریت زندگی شهید حسن طهرانی مقدم است.

 

محمد قاسمی‌پور، پژوهشگر ادبیات پایداری و مقاومت در بررسی و معرفی کتاب «خط مقدم»، بیان کرد: «چون جلسات درباره‌ روایت پیشرفت است، باید بگویم این اثر را می‌توان جزو پیش‌گامان و پیش‌تازان جریانِ روایت پیشرفت قلمداد کرد. این جریان در سه چهار سال اخیر حسب تأکیدات مقام معظم رهبری پُرخوان و پُرتکرار بود. چندین نهاد و سازمان درگیری این را دارند که در زمینه‌ «روایت پیشرفت» کار کنند. اما اگر به تاریخ انتشار کتاب و توضیحاتی که نویسنده ارائه داد، نگاه کنیم متوجه می‌شویم در آغاز دهه‌ نود این عنوان خیلی معنادار نبود و کسی آن را جدی نمی‌گرفت.»

قاسمی‌پور ادامه داد: «در بحث ادبیات پایداری، مؤلفه‌های متعددی مطرح است که از نظر کلی روایتِ پیشرفت ذیل ادبیات مقاومت و پایداری قرار می‌گیرد. اما این کار جنبه‌های «الگویی و نمونه‌ساز» دارد که بخشی از آن شاید ناظر بر صداقت و خلوص شهید طهرانی‌مقدم و دوستان نزدیکش باشد؛ بچه‌های واحد توپخانه سپاه که بعدها کوچ می‌کنند و واحد یگان موشکی ایران را تشکیل می‌دهند.»

به نظرم پیشرفت باید به شکلی باشد که به موازات تحول و دستیابی به افق‌های بالای تکنولوژی، مرد و زن باورمند ایرانیِ معتقد به آن مسیر، خودش رشد و تکامل پیدا کند.

او ادامه داد: «در چنین حالتی که تأسیس یگان موشکی، حرکتی آغازین است، امتیازش در این است که هر نوع ارکان و اصولی که با هر پیشرفتی در یک جامعه دینی لازم است، همراه شده و در کتاب می‌توانید بخوانید؛ به موازات نوآوری، خلاقیت و تحول وجود دارد، روح تمسک و توسل جستن را در طهرانی‌مقدم و اطرافیان نزدیکش ببینید. به نظرم پیشرفت باید به شکلی باشد که به موازات تحول و دستیابی به افق‌های بالای تکنولوژی، مرد و زن باورمند ایرانیِ معتقد به آن مسیر، خودش رشد و تکامل پیدا کند. این اتفاق در دو سالی که در کتاب شرح داده شده، روی داده است. جای خرسندی دارد که این مهم در کتاب هم خوب تجلی پیدا کرده است.»

پژوهشگر ادبیات پایداری و مقاومت با اشاره به نکات جالب شخصیت مؤسس واحد موشکی ایران گفت: «به نظرم نسل امروز باید بداند که حسن طهرانی‌مقدم یک استقلالی تیر بود و دنیای آبی او برای مخاطب امروز جذاب است. او فوتبالیستی بود که وقتی پاس گل می‌داد، اگر خراب می‌کردند تا سه روز به طرف تذکر می‌داد که اگر این بار خراب کنی دیگر به تو پاس گل نمی‌دهم.»

پیشرفت به موازات تحول باید موجب تکامل شود

قاسمی‌پور با اشاره ویژگی‌های شخصیتی طهرانی‌مقدم گفت: «وجه دیگر طهرانی‌مقدم فعالیت‌هایش در حوزه‌ ساخت موشک است، گرچه موشک‌هایی که یگان او شلیک می‌کرد قدیمی شده بود و اگر الان درباره آن‌ها با کارشناسان امروز هوا و فضا صحبت کنید، می‌خندند! اما به نظرم در یک اثر کمیک‌استریپ این موشک‌ها می‌توانند با موشک‌های جدید کَل بیندازند».

او افزود: «شاید این موشک‌ها دچار فرسودگی شده باشند، اما آن موقع همین موشک‌ها به بغداد رسیدند، بغدادی که می‌گفت این‌ها موشک ندارند و نمی‌تواند به اینجا برسند. اما همان موشک‌ها توانستند به بغداد برسند. در مجموع فضای زندگی طهرانی‌مقدم و پیوند او با طبیعت و فوتبال هم‌چنین تجهیزات و ادوات آن زمان از جذابیت‌های این شخصیت است.»

نسل امروز باید بداند که حسن طهرانی‌مقدم یک استقلالی تیر بود و دنیای آبی او برای مخاطب امروز جذاب است. او فوتبالیستی بود که وقتی پاس گل می‌داد، اگر خراب می‌کردند تا سه روز به طرف تذکر می‌داد که اگر این بار خراب کنی دیگر به تو پاس گل نمی‌دهم.

محمد قاسمی‌پور در ادامه گفت: «در دهه‌های بعد تحولات زیادی در اسامی یگان موشکی روی می‌دهد، اما تجلی آن خلوص، صمیمت و صفا در داستان «ما می‌توانیم»، خودکفایی و شکستن تحریم‌هاست. ما در جنگ در مقابل کشوری ایستادیم که ۵۶ حامی داشت به طوری‌که سال ۶۲ و ۶۳ اسیرانی که گرفتیم از ۱۹ کشور جهان بودند و این مظلومیت ما را در جنگ نشان می‌دهد. داستان کتاب «خط مقدم» هم در اوج جنگ تحمیلی است و آن موقع تهیه ساده‌ترین سلاح‌ها بسیار دشوار بود، حالا صحبت از موشک است که آن موقع خیلی ابزار پیشرفته و مدرنی بود، در زمان جنگ ساده‌ترین سلاح‌ها را به ما نمی‌فروختند. روی ساده‌ترین قایق‌ها تعبیر نظامی می‌گذاشتند و به ما نمی‌فروختند. در زمینه‌ هواپیما، به ما تنها هواپیمای سمپاش می‌فروختند که در برخی مناطق جنگی استفاده کوتاه‌برد داشت.»

این مؤلف ادبیات جنگ اظهار کرد: «به نظرم روایت کتاب از پیشرفت یگان موشکی، فقط در فضای آزمایشگاه و تحقیق روی نداده و بخش زیادی از آن توکل به ذات احدیت است که می‌تواند هوای بنده پرتلاشش را در تامین قطعات و ابزار داشته باشد. در واقع مهندسی معکوس در روایت پیشرفت کار روبه‌راهی است، اما در ساخت موشک دوربرد چندین دانش مطرح است، اما تأمین قطعات و لوازم موشک در آن زمان بسیار دشوار بود امروز روایت پیشرفت در زیر نور دوربین‌ها صورت می‌گیرد اما تأسیس واحد موشکی گمنامی و نادیده شدن می‌طلبید و آن‌ها می‌دانستند که قرار نیست که شناخته شوند و مقابل دوربین قرار بگیرند.»

قاسمی‌پور افزود: «هنوز هم عده‌ زیادی از فعالان تأسیس واحد موشکی ناشناخته هستند و آن‌ها طی دو سال در سکوت و گمنامی کار کردند و کار صددرصد ذیل ادبیات پیشرفت قابل تعریف است و پیش‌تازی نسبت به سایر آثار این حوزه دارد و مؤلفه‌های مقاومت و پایداری در آن پُررنگ است و این مدعا در بررسی کتاب از سوی داوران در جوایز دفاع مقدس دیده شد علی‌رغم این‌که کتاب در زمان انتشار از پخش خوبی برخوردار نشد اما بالاخره دیده شد.»

 

 

روایت پیشرفت: روایتِ شکست‌ها، پیروزی و تحول است

 

در ادامه نشست فائضه غفارحدادی، مؤلف کتاب «خط مقدم» مطرح کرد: «این کتاب برشی از زندگی حسن طهرانی‌مقدم است در زمانی که او ۱۳ نفر از اعضای توپخانه سپاه را انتخاب می‌کند و به سوریه می‌برد تا نحوه‌ پرتاب موشک را یاد بگیرند. به دشواری توانستند از حافظ اسد اجازه بگیرند که نیروها را به سوریه ببرند، درحالی‌که موشکی در ایران وجود نداشت. در این برهه دو ساله آن‌ها موفق شدند از قذافی لیبی چند موشک بگیرند. هر چند قذافی موشک‌ها را به همراه سرجهازیشان که تیم پرتاب موشک است به ایران می‌فرستد.»

وی ادامه داد: «آن موقع تیم طهرانی‌مقدم خودشان قادر به پرتاب موشک هستند، اما سکوت می‌کنند و به تیم لیبیایی سرویس می‌دهند تا بتوانند پرتاب موشک‌ها را داشته باشند، اما در این دو سال اتفاقات پرهیجان و بسیار عجیبی رخ می‌دهد تا این‌که تیم لیبیایی خراب‌کارهایی انجام می‌دهند و از ایران می‌روند. در این میان هفده روز زمان نیاز است تا تیم ایرانی بتوانند خراب‌کاری‌ها را درست کنند و اولین موشک به دست ایرانی‌ها به سمت عراق پرتاب می‌شود. در واقع این پرتاب نقطه آغازی است برای پرتاب‌های موشکی ایران در جنگ.»

در قالب کتاب‌های روایت پیشرفت به این قائلیم که روندی را شروع کنیم که از یک نقطه آغاز شده و به پیشرفت رسیده است. کارشناسان این حوزه معتقدند در این قالب باید روایت شکست‌ها، پیروزی و تحولی را که منجر به طی راه شد و در پایان پیروزی در پی داشت، با جزئیات بیان کنیم.

مؤلف کتاب «خط مقدم» افزود: «در قالب کتاب‌های روایت پیشرفت به این قائلیم که روندی را شروع کنیم که از یک نقطه آغاز شده و به پیشرفت رسیده است. کارشناسان این حوزه معتقدند در این قالب باید روایت شکست‌ها، پیروزی و تحولی را که منجر به طی راه شد و در پایان پیروزی در پی داشت، با جزئیات بیان کنیم. هر چند بر این اصرار دارند که بیشتر چگونگی را نشان دهیم تا چیستی. کتاب «خط مقدم؛ روایتی داستانی و مستند از یگان موشکی ایران» از این لحاظ دستش پر است، چون کتاب سرشار از شکست‌ها و پیشرفت‌هاست و یک نمودار خطی ندارد و نموداری که بالا و پایینش بسیار است.»

پیشرفت به موازات تحول باید موجب تکامل شود

این نویسنده عنوان کرد: «این اثر ۵۰۰ صفحه‌ای دو سال از زندگی طهرانی مقدم را پوشش می‌دهد، اما توانسته است وارد جزئیات شود و از نزدیک اتفاقات را بکاود و روایت کند. این نوع روایت خیلی کمک می‌کند به این‌که الگویی ترسیم شود برای کارهای مشابه و آدم‌های معمولی در جاهای مختلف که می‌خواهند حرکتی را از صفر شروع کنند با دست خالی.»

غفارحدادی گفت: «طهرانی‌مقدم را تا قبل از شهادتش نمی‌شناختم و چون خارج از ایران بودم حتی از شهادتش خبردار هم نشدم. اطلاعاتی درباره‌ این سردار نداشتم و دو سه ماه پس از شهادتش به ایران برگشتم. قبلاً کتابی با همراه استاد قاسمی‌پور درباره‌ شهدای موشکی ایران نوشته بودم که سال ۸۸ شهید شده بود. افرادی که در تیم موشکی بودند کتاب را خوانده بودند و با من تماس گرفتند و خواستند کتابی هم درباره سردار طهرانی‌مقدم نوشته شود. آن موقع من اظهار بی‌اطلاعی کردم درباره این شخصیت! آن‌ها گفتند چطور این شخصیت را نمی‌شناسید او پدر موشکی ایران است.»

امروز روایت پیشرفت یگان موشکی در زیر نور دوربین‌ها صورت می‌گیرد اما تأسیس واحد موشکی گمنامی و نادیده شدن می‌طلبید و آن‌ها می‌دانستند که قرار نیست که شناخته شوند و مقابل دوربین قرار بگیرند.

او ادامه داد: «آن موقع فرزند خردسال داشتم و نمی‌توانستم فعالیت زیادی داشته باشم از جمله گرفتن مصاحبه حضوری با یاران نزدیک طهرانی‌مقدم. آن‌ها گفتند ما ۹ سال مصاحبه درباره تشکیل یگان موشکی انجام دادیم که این فعالیت به دستور خود طهرانی‌مقدم انجام شده بود. بعد از شهادت او هم مصاحبه‌هایی انجام دادیم که این مصاحبه‌ها در اختیار من قرار گرفت. پیشنهاد نوشتن کتاب را قبول کردم و برایم دوران عجیب و غریبی بود. در خانه مشغول خواندن و شنیدن از موضوعی بودم که اصلاً درباره آن هیچ مطلبی نه شنیده نه خوانده بودم. با اینکه از بچگی کتاب‌های جنگ را می‌خواندم و به نظر خودم اطلاع خوبی از جبهه و جنگ داشتم اما  اطلاع نداشتن از ماجرای یگان موشکی، بکر و محرمانگی بودن آن باعث شد که انگیزه‌ محکمی برای نوشتن کتاب پیدا کنم تا بتوانم داستان تیمی جوان را که کنار هم قرار گرفتند تا یگان موشکی ایران را تشکیل دهند، روایت کنم.»

 

/انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha

پیشرفت به موازات تحول باید موجب تکامل شود

نباید مقوله کتاب را با نگاه سیاسی همراه کنیم

زبان فارسی، ظرف اندیشه‌های اقبال است

اگر علامه طباطبایی را ندیده بودم، عمرم تضییع شده بود

شریعتی بالاترین آزادی و عدالت را در سیره حضرت امیر متبلور می‌داند

امور جاری مملکت نظام نمایندگی و وکالت نیاز دارند

«گدار» تا آخر در کنار فلسطین و آرمان‌هایش ماند

رقابت جشنواره‌های مد و لباس با لباس قاچاق باکیفیت و قیمت پایین!

خدمت را باید در عمل نشان داد نه رتوریک!

عدالت‌گستری مهم‌ترین هدف قیام «مهدی موعود» است

ایده حکمرانی امام خمینی علاوه بر فقه مبتنی بر فلسفه، کلام و عرفان بود

«جنگ داخلی» نمایش خون‌بازی در کاخ سفید

از زمان مواجهه ایرانیان با مدرنیته،جامعه ما پیچیده تر شده است

معمار‌ ایران مستقل و آزاد

نفوذ به عمق دستگاه تئوری‌پرداز و تمدن غرب!

تغییر نگرش انسان به عالَم و آدم، مبتنی بر چیست؟

می‌توان از ابزار‌های جدید در آئین‌های مذهبی استفاده کرد

حکمرانی اسلامی را به حکمرانی فقهی تقلیل ندهیم

حرکت شهید رئیسی در مسیر تبدیل «قدرت» به «خدمت» بود

جا زدن ترجیحات شخصی به عنوان تحلیل علمی!