به گزارش «سدید»؛ در گفتوگویی تحلیلی با دکتر محمود حکمتنیا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، محورهای کلیدی درباره ماهیت و تبیین آزادی بیان و آزادی مطبوعات در ایران مورد بررسی قرار گرفت. حکمتنیا با اشاره به خلأهای موجود در مطالعات نظری این حوزه، تأکید کرد که تعریف دقیق آزادی بیان، بهویژه در نسبت با ارزشهای دینی و فرهنگی، یکی از نیازهای اساسی برای تبیین چارچوب حقوقی و اخلاقی گفتوگو در فضای عمومی است.عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: به نظر میرسد ما در حوزه آزادی بیان، آزادی مطبوعات و حتی مقدسات دینی با کمبود مطالعات نظری مواجه هستیم؛ لذا ابتدا باید آزادی بیان، مبانی و قوانین آن تعریف و ارزشگذاری شود. حتی «مقدسات» نیز باید تعریف و ارزشگذاری شوند و نسبت آنها با سایر امور مشخص و نوع احترام به آنها تبیین گردد.
دکتر محمود حکمتنیا، مؤلف کتاب «آزاداندیشی و آزادی بیان»، در گفتوگو با شفقنا به تعریف آزادی بیان پرداخت و اظهار داشت: آزادی بیان یک نهاد حقوقی است که آزادی افراد را نسبت به اموری که صرفاً «بیان» است، به لحاظ جرمانگاری محدود میکند؛ یعنی اگر عملی به لحاظ عرفی کاری قبیح تلقی شود، اما صرفاً در حد گفتار باقی بماند و کار یا اقدام خارجی صورت نگیرد، قابل مجازات نیست و در دایره آزادی بیان قرار میگیرد.
وی در این زمینه به تمثیلی از قرآن کریم اشاره کرد و گفت: آنجا که قرار بود حضرت موسی (ع) را مجازات کنند، قرآن کریم میفرماید مردی از میان جمعیت که ایمان خود را کتمان میکرد، به فرعون گفت: مگر موسی چه کرده است؟ او سخنی گفته است؛ اگر سخنش درست باشد، به نفع شماست و اگر باطل باشد، زیان آن متوجه خود او میشود. شما به صرف گفته او نمیتوانید وی را مجازات کنید.
وی ادامه داد: به لحاظ ادبیات دینی، حتی اگر این سخن از موارد گفتار حرام باشد، وقتی گفته میشود «تعزیرش کن»، این تعزیر «بما یراه مصلحت» است؛ یعنی ممکن است مصلحت در این باشد که او را تعزیر نکنند. این مقوله همان چیزی است که آزادی بیان نامیده میشود؛ بنابراین آزادی بیان بیشتر ناظر به مواردی است که در خود گفتار نوعی قبح وجود دارد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه آزادی بیان بدون استثناء نیست، تأکید کرد: تقریباً همه کشورها برای آزادی بیان حدود و ثغوری قائلاند. این استثنائات دو دستهاند: برخی مواردی هستند که بیان با رفتار فیزیکی همراه میشود؛ بنابراین محدودیتهایی به لحاظ رفتار اعمال میشود. برای مثال، افراد اعتراض خود را با تجمع و تظاهرات بیان میکنند که این خود نیازمند قواعد قانونی جداگانه است.
وی افزود: گفتار صرف نیز محدودیتهایی دارد که به لحاظ محیط اجتماعی، اخلاق، فرهنگ عمومی و امنیت میتوان آن را تحدید کرد. به لحاظ امنیت عمومی، معمولاً کشورها بیانی را که سبب واکنش و نارضایتی عمومی شود، محدود میکنند.
وی «حفظ ارزشهای عمومی» را استثنای دیگر بر آزادی بیان دانست و تصریح کرد: کشورها برای جلوگیری از خدشهدار شدن ارزشهای عمومی، بیانی را که مخالف اخلاق حسنه و اخلاق عمومی باشد، حتی اگر موجب نفرت عمومی یا واکنش اجتماعی نشود، استثناء میکنند.
حکمتنیا به موضوع توهین به مقدسات از منظر حقوقی اشاره کرد و گفت: به لحاظ حقوقی، محدودیت در این حوزه از سه جهت قابل بررسی است. نخست آنکه اگر مقدسات دینی مورد بیاحترامی قرار گیرند، از آنجا که برای مردم یک جامعه موضوع اعتقاد و اهمیت جمعی دارند، میتوان آن را ذیل عنوان «نفرت» تحلیل و محدود کرد. افزون بر این، در برخی موارد که موضوع ارزشهای پایه دینی است، ممکن است از منظر فقهی نیز احکام کیفری شدیدتری بر آن بار شود؛ مانند «سبّالنبی».
وی تصریح کرد: اگر توهین را ذیل ارزشها بررسی کنیم، باید معیار تشخیص مصادیق ارزشی روشن شود. همچنین باید بررسی کرد آیا شخص توهینکننده عامدانه این کار را انجام داده یا دچار خطا و اشتباه شده است.
وی تأکید کرد: در حوزه ارزشها با یک امر اجتماعیِ دروندینی مواجه هستیم که مسلمانان بر اساس منابع دینی، اموری را دارای ارزش دینی میدانند. قدر متیقن این است که اگر کسی این ارزش مسلم را عامدانه مورد بیاحترامی قرار دهد، محکوم است و اگر نسبت به آن بیاحتیاطی کند، ممکن است با محدودیت مواجه شود.
وی با بیان اینکه در حقوق، توهینهای ضمنی نیز وجود دارد، گفت: برخی از این توهینها با توجه به قصد گوینده، اثر بر شنونده و زمینه بیان، مشمول محدودیت میشوند.
نویسنده کتاب «آزاداندیشی و آزادی بیان» توضیح داد: بحث توهین صرفاً به نسبت دادن صریح امر توهینآمیز به شخص معین محدود نمیشود؛ گاهی بیان جملات شرطی، بهویژه نسبت به افراد دارای احترام اجتماعی، نیز میتواند با محدودیت مواجه شود.
وی در این زمینه مثالی زد و گفت: اگر یک واقعه تاریخی در کلاس درس یا محیط علمی به لحاظ بحث تاریخی بررسی شود، اشکالی ندارد؛ اما طرح همان واقعه در فضای عمومی نیازمند ملاحظاتی است که باید رعایت شود.
وی ادامه داد: گفتوگو درباره وقایع تاریخی در کشورها، گرچه به لحاظ علمی اشکالی ندارد، اما هنگامی که این وقایع با اغراض سیاسی یا مسائل پیرامونی همراه میشود، موضوع محدودیت قرار میگیرد. برای مثال، در برخی کشورهای اروپایی قانونی وجود دارد که انکار، کوچکنمایی یا تحریف جرایمی که در جنگ جهانی دوم علیه بشریت رخ داده و در دادگاه نورنبرگ اثبات شده است، جرم محسوب میشود.
حکمتنیا در جمعبندی گفت: در حوزه توهین به مقدسات، که گاه از باب نفرت عمومی و گاه از باب ارزش دینی مورد حمایت قرار میگیرد، میزان اعتبار این ارزش و سطح حمایت کیفری از آن نیازمند تحلیل دقیق است. همچنین توهین به اشخاصی که به لحاظ دینی یا اجتماعی دارای احترام ویژهاند، حتی اگر منجر به نفرت عمومی نشود، از منظر آزادی بیان و اخلاقی با محدودیت مواجه است و در این موارد، حتی توهین ضمنی نیز باید با احتیاط بررسی شود.
وی افزود: هنگامی که توجیه آزادی بیان مطرح میشود، باید توجه داشت که هدف آن کشف حقیقت، تعامل عمومی و اصلاح امور است. توهین این فضا را مسدود میکند؛ زیرا با ایجاد نفرت، امکان گفتوگو و کشف حقیقت از بین میرود و ارزشهای اجتماعی خدشهدار میشود.
وی با بیان اینکه تفکیک فضای عمومی و نخبگانی از لحاظ موضوعی ممکن نیست، گفت: در آزادیهای آکادمیک، بحث علمی با اخلاق آکادمیک همراه است و به دلیل فقدان انگیزه نفرتانگیز، شیوه بیان بازتر است؛ اما در فضای عمومی، به دلیل یکسویه بودن بیان، باید ضوابطی مانند تأثیر بر مخاطب، برداشت اخلاقی و احتمال ایجاد نفرت عمومی لحاظ شود.
استاد دانشگاه تهران درباره ایجاد توازن میان آزادی بیان و احترام به مقدسات گفت: اگر سخنی موجب نارضایتی عمومی یا قضاوت اخلاقی منفی شود، این بهتنهایی موجب محدودیت آزادی بیان نیست؛ اما اگر به نفرت عمومی و واکنش اجتماعی منجر شود، ذیل عنوان نفرت قرار میگیرد.
وی ادامه داد: در توهین به اشخاص معین، حقوق شخصی مطرح است؛ اما در توهین به مقدسات، توجه به خود شخص توهینشونده مطرح نیست، بلکه اهمیت امر مقدس از منظر دینی و عرف اجتماعی مبنای محدودیت قرار میگیرد.
وی درباره سازوکار پژوهش در زمینه آزادی بیان و حرمت مقدسات گفت: به نظر میرسد در این حوزه با کمبود مطالعات نظری مواجه هستیم. ابتدا باید آزادی بیان، مبانی و قوانین آن و نیز مفهوم مقدسات تعریف و ارزشگذاری شود تا روشن شود ساختار قضایی چه تحلیلی از این موضوع ارائه میدهد.
وی افزود: به نظر میآید فضای عمومی، امر قضایی را توسعه داده است؛ بهگونهای که مردم انتظار دارند هر چیزی که خوشایندشان نیست به قوه قضائیه ارجاع شود. این یک مشکل اجتماعی است؛ زیرا اگر هر نارضایتی توهین تلقی شود و هر توهینی مستوجب مجازات باشد، اساس آزادی بیان از بین میرود.
وی ادامه داد: آزادی بیان به این معناست که حاکمیت در مواردی که مردم ناراحت میشوند، اعلام کند که مجازات اعمال نمیکند تا فضای گفتوگو حفظ شود؛ زیرا این امر نفع عمومی دارد. ازاینرو، آستانه تحمل باید هم در میان دانشگاهیان و جامعه علمی و هم در میان عموم مردم افزایش یابد.
حکمتنیا با بیان اینکه کار رسانه برجستهسازی است، گفت: هم مردم و هم مطبوعات نیازمند سواد رسانهای هستند. آنچه باید اتفاق بیفتد، یک حرکت تدریجی اجتماعی است که مستلزم مدیریت شیوه گفتوگو، بهرهبرداری رسانهای و ترویج اخلاق رسانه است.
وی تأکید کرد: رسانه از یکسو محدودیت حقوقی دارد که قانون مطبوعات است و از سوی دیگر نیازمند پروتکلهای اخلاقی است. این پروتکلها باید تبیین، گفتوگو و ترویج شوند تا استفاده از حقوق و آزادیها در چارچوب اخلاق حرفهای، فرهنگ عمومی و سواد رسانهای صورت گیرد.
/ انتهای پیام /
منبع: خبرگزاری شفقنا