۱۴۰۴/۱۲/۲۳
۲۰:۳۲
کد خبر : ۱۲۱۶۰
نقش هوش مصنوعی در گسترش عملیات روانی جنگی؛

بمب‌هایی که در رسانه‌ها منفجر می‌شود

تصویر
پیوند فزاینده هوش مصنوعی، فناوری‌های رسانه‌ای و تاکتیک‌های جنگ ترکیبی، در تهاجم صهیونی-آمریکایی علیه ایران خود را در پمپاژ ویدئوهایی جعلی که میلیون‌ها بازدید پیدا می‌کنند نشان می‌دهد.

به گزارش «سدید»؛ جنگی که اسرائیل و آمریکا علیه ملت ایران برافروخته‌اند، تبدیل به صحنه‌ای برای آزمودن آخرین فناوری‌ها در عرصه تبلیغات جنگ شده است. در این زمینه، برخی رسانه‌های غربی گزارش‌های متعددی را با موضوع راستی‌آزمایی اخبار و محتواهای جعلی منتشر کرده‌اند.

به گزارش «بی‌بی‌سی» نمونه‌های متعددی از ویدئوهای تولیدشده با هوش مصنوعی و تصاویر ماهواره‌ای جعلی برای انتشار ادعاهای نادرست و گمراه‌کننده درباره این درگیری به کار رفته‌اند؛ محتوایی که در مجموع صدها میلیون بار در فضای آنلاین دیده شده است.

یک کارشناس رسانه‌های دیجیتال در دانشگاه فناوری کویینزلند، می‌گوید: «مقیاس این مساله واقعا نگران‌کننده است و این جنگ باعث شده دیگر نتوان آن را نادیده گرفت.»

همچنین، به گزارش «یورونیوز فارسی» افزایش تنش‌ها میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده موجی از ویدئوهای جنگی پربازدید را در اینترنت به راه انداخته است اما بسیاری از ویدیوهایی که میلیون‌ها بازدید کسب می‌کنند گمراه‌کننده هستند، به اشتباه زیرنویس شده، از بازی‌های ویدئویی برداشته شده یا کاملا با هوش مصنوعی تولید می‌شوند.

 

همدستی هوش مصنوعی و رسانه در تبلیغات جنگ

توسعه هوش مصنوعی، ماهیت رسانه را از ابزار اطلاع‌رسانی صرف به میدان نبرد شناختی تغییر داده است. این تغییر به طور فزاینده‌ای موجب امحای مرز میان جنگ نظامی و اطلاعاتی شده است.

این روزها که دومین جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان در جریان است و بخش مهمی از این نبرد در عرصه شناختی صورت می‌گیرد، بحث و نظرهای زیادی در مورد نقش هوش مصنوعی در این جنگ به ویژه در عرصه نرم‌افزاری مطرح می‌شود.

به همین بهانه، بازخوانی مقاله‌ «ماتریس رسانه، معماری نوین جنگ‌های ترکیبی بر پایه همگرایی رسانه و هوش مصنوعی» که در پاییز امسال در نشریه مطالعات فضای ﻣﺠﺎزی و رسانه‌های اجتماعی منتشر شد، خالی از فایده نیست.

«محمدطاها قائم‌پناه» و «جعفر حسین‌پور» در این مقاله با استفاده از مفهوم «ماتریس رسانه» به این پرسش پاسخ می‌دهند که هوش مصنوعی چگونه استراتژی‌های رسانه‌ای را در جنگ‌های نوین متحول ساخته و بر شکل دهی ادراک عمومی و فرایندهای تصمیم‌گیری راهبردی تأثیر می گذارد.

این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب و بر پایه سنتز نظام‌مند یافته‌های پژوهش‌های پیشین با رویکرد توصیفی - تحلیلی، به بررسی و شناسایی تأثیرات متقابل فناوری‌های رسانه‌ای، هوش مصنوعی و تاکتیک‌های جنگ ترکیبی بر ادراک عمومی و تصمیم گیری‌های استراتژیک می‌پردازد.

در این مقاله ابتدا با فراترکیب ۲۷ مقاله معتبر علمی داخلی و بین‌المللی در زمینه هوش مصنوعی، رسانه و جنگ ترکیبی تحلیل شد که چگونه الگوریتم‌های هوش مصنوعی به صورت خودکار قادر به تولید محتوای خبری و تحلیلی در مقیاس وسیع هستند. پس از آن شیوه استفاده از کلان داده‌ها و تحلیل رفتار کاربران برای انتشار پیام‌های هدفمند و شخصی‌سازی شده برای گروه‌های خاص مورد بررسی قرار گرفت و در پایان با اتکا به یافته‌ها، توضیح داده شده که رسانه چگونه از یک ابزار صرف به یک میدان نبرد برای دست کاری افکار عمومی و ادراک مخاطب تبدیل شده است.

 

هوش مصنوعی بازیگری تازه وارد به عرصه جنگ‌های ترکیبی

همگرایی فزاینده هوش مصنوعی، فناوری‌های رسانه‌ای و تاکتیک‌های جنگ ترکیبی، چشم‌انداز امنیت بین‌الملل را با چالش‌های پیچیده‌ای مواجه ساخته است. در دهه‌های اخیر پیشرفت‌های شگرف و سریع در فناوری‌های رسانه‌ای و هوش مصنوعی به طور بنیادین چشم‌انداز منازعات پیچیده و امنیت بین‌الملل را دگرگون ساخته است.

این تحولات عمیق و گسترده اطلاعات را از یک عامل پشتیبان فرعی به یک سلاح استراتژیک کلیدی در میدان نبرد مدرن ارتقا داده و مفهوم «جنگ ترکیبی چند بعدی» را به یکی از ارکان اصلی و حیاتی استراتژی‌های نظامی معاصر تبدیل کرده است.

هوش مصنوعی با قابلیت‌های بی‌سابقه خود در پردازش کلان داده‌ها، تحلیل الگوهای رفتاری، پیش‌بینی روندها و خودکارسازی فرایندها، به عنصری محوری در استراتژی‌های نظامی و اطلاعاتی مبدل شده است. این تحولات نه تنها ابزارها و روش‌های سنتی جنگ را دگرگون کرده‌اند، بلکه مفاهیم جدیدی مانند جنگ اطلاعاتی، جنگ ترکیبی و جنگ سایبری را به میدان آورده‌اند .

این پژوهش نشان می‌دهد که هوش مصنوعی با خودکارسازی تولید و انتشار هدفمند اطلاعات، اجرای عملیات روانی در مقیاس وسیع و تحلیل کلان داده‌ها برای شناسایی آسیب پذیری‌های شناختی، جنگ اطلاعاتی را به رکن اصلی تاکتیک‌های ترکیبی مدرن تبدیل کرده است. این فناوری رسانه را از یک ابزار اطلاع‌رسانی صرف، به یک میدان نبرد شناختی تغییر ماهیت داده و مرز میان جنگ نظامی و اطلاعاتی را به طور فزاینده‌ای محو می‌کند.

 

تعامل رسانه، هوش مصنوعی و جنگ ترکیبی

«ماتریس رسانه» به عنوان یک مدل مفهومی در این مقاله، تبیین کننده تعامل پیچیده میان رسانه‌ها، فناوری‌های هوش مصنوعی و استراتژی‌های نظامی در چارچوب جنگ ترکیبی است که هدف آن تأثیرگذاری بر ادراک، باور و رفتار مخاطبان است. در نهایت این تعامل به بر ساخت میدان نبرد شناختی منتهی می‌شود که هدف اصلی در منازعات نوین است.

در این چارچوب، عملیات روانی به عنوان جزء حیاتی با انتشار تبلیغات، اطلاعات نادرست و دست‌کاری رسانه‌های اجتماعی، روایت‌ها را شکل می‌دهد، اعتماد عمومی را تضعیف و اهداف عملیاتی دشمنان را پیش می‌برد.

بمب‌هایی که با هوش مصنوعی تولید و در رسانه‌ها منفجر می‌شود

در حالی که رسانه‌های سنتی برای پخش تبلیغات و اطلاع‌رسانی گسترده به کار می‌روند و همچنان نقش مهمی در شکل دهی ادراکات اجتماعی دارند، رسانه‌های دیجیتال و پلتفرم‌های اجتماعی با سرعت دسترسی گسترده و قابلیت‌های الگوریتمی، امکان اجرای جنگ شناختی و هدایت پیام‌های هدفمند را فراهم می‌کنند.

هوش مصنوعی به عنوان مؤلفه محوری ماتریس رسانه عمل کرده و با تحلیل پیشرفته داده‌ها، شناسایی روندها و احساسات عمومی، تولید محتوای هدفمند و تسهیل عملیات نظامی و رسانه‌ای، اثر بخشی جنگ اطلاعاتی را افزایش می‌دهد.

معماری جنگ ترکیبی نیز چارچوبی چندوجهی و سیال فراهم می آورد که عملیات نظامی متعارف و تاکتیک‌های نامتقارن از جمله سایبری، تبلیغات و فشارهای اقتصادی را ادغام می کند و با ایجاد ابهام و بهره‌برداری از آسیب‌پذیری‌ها، امکان عمل زیر آستانه جنگ متعارف را برای بازیگران دولتی و غیردولتی فراهم می‌سازد.

این معماری با تمرکز بر عملیات چند حوزه و تاکتیک‌های نامتقارن، اثربخشی استراتژی‌های ترکیبی را افزایش داده و انعطاف‌پذیری و غافلگیری را به عنوان عناصر کلیدی در درگیری‌های مدرن تقویت می‌کند. به این ترتیب ماتریس رسانه نشان می‌دهد که رسانه‌ها و هوش مصنوعی نه تنها ابزار اطلاع‌رسانی، بلکه عناصر فعال و مؤثر در اجرای عملیات شناختی و شکل‌دهی میدان نبرد معاصر هستند، جایی که مرز میان اطلاعات، روایت‌ها و دست‌کاری ادراک به طور عملی محو می‌شود.

مشارکت بازیگران غیر دولتی در جنگ ترکیبی، پاسخ‌های نظامی سنتی را پیچیده می‌کند و مرز بین مبارزان و غیرنظامیان را محو می‌کند.

این تاکتیک‌ها می‌تواند به طور مؤثر کشور هدف را بدون درگیری نظامی متعارف بی ثبات کند. معماری جنگ ترکیبی نه‌تنها به دنبال دستیابی به اهداف نظامی، بلکه دستکاری ادراکات و تأثیرگذاری بر چشم‌انداز اجتماعی سیاسی دشمنان است.

پیچیدگی‌های موجود در این معماری، پاسخ‌های تطبیقی را از کشورهایی که با این تهدیدات پیچیده روبرو هستند ضروری می‌سازد. شواهد میدانی از ایران نشان می‌دهد که الگوریتم‌ها و شبکه‌های بازنشر می‌توانند به سرعت روایت‌های جعلی را تقویت کنند.

پیش‌بینی می‌شود ادغام هوش مصنوعی در عملیات نظامی، بهبودهای قابل توجهی را در جنبه‌های مختلف جنگ از جمله نظارت، تدارکات و فرایندهای تصمیم‌گیری به ارمغان بیاورد با قابلیت‌هایی مانند تجزیه و تحلیل پیشرفته داده و آگاهی از موقعیت در زمان واقعی.

هوش مصنوعی می‌تواند کارایی عملیاتی را بهینه کند و از اهداف استراتژیک در محیط‌های پیچیده پشتیبانی کند. علاوه بر این، ظهور محاسبات کوانتومی ممکن است قدرت پردازش بی‌سابقه‌ای را فراهم کند و نقش هوش مصنوعی را در رمزنگاری و تجزیه و تحلیل داده‌ها که برای بازیگران دولتی و غیردولتی در زمینه‌های جنگ ترکیبی حیاتی هستند افزایش دهد.

افزون بر این، تلفیق هوش مصنوعی با سیستم‌های خودمختار و یادگیری ماشین، امکان توسعه راهبردهای انطباق پذیر و واکنش سریع به تهدیدات غیرمنتظره را فراهم می‌سازد.

مدل‌های پیشرفته تصمیم‌گیری مبتنی بر هوش مصنوعی نه تنها توانایی پیش‌بینی الگوهای رفتاری دشمن را افزایش می‌دهند، بلکه به فرماندهان نظامی این امکان را می‌دهند که سناریوهای پیچیده را با دقت بیشتری شبیه‌سازی کرده و گزینه‌های بهینه را در زمان واقعی ارزیابی کنند.

در این میان همگرایی هوش مصنوعی و فناوری‌های نوظهور مانند شبکه‌های عصبی مولد و تحلیل کلان داده‌ها، به طور قابل توجهی بر دقت عملیات اطلاعاتی و جنگ شناختی تأثیر خواهد گذاشت، به گونه‌ای که بازیگران نظامی قادر خواهند بود تاکتیک‌های نفوذ اطلاعاتی را با دقت و کارایی بیشتری اجرا کنند.

 

جمع‌بندی

هوش مصنوعی با خودکارسازی تولید و انتشار هدفمند اطلاعات، تحلیل کلان داده‌ها برای شناسایی آسیب‌پذیری‌های شناختی و ادغام در عملیات روانی، رسانه را از ابزار اطلاع‌رسانی به میدان نبرد شناختی تبدیل کرده است. این تحول، مرز میان جنگ نظامی و اطلاعاتی را محو می‌کند و جنگ اطلاعاتی را به رکن اصلی تاکتیک‌های ترکیبی مدرن ارتقا می‌دهد.

سنتز داده‌ها نشان می‌دهد که پیشرفت‌های هوش مصنوعی، استراتژی‌های رسانه‌ای را در جنگ‌های نوین متحول کرده و با تولید محتوای شخصی‌سازی شده و انتشار هدفمند اطلاعات نادرست، ادراک عمومی را دست کاری می‌کند. این امر تصمیم‌گیری‌های استراتژیک را تحت تأثیر قرار می‌دهد و میدان نبرد را به ساحت شناختی منتقل می‌سازد.

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که درک عمیق از این تعاملات برای مقابله با تهدیدات و بهره‌گیری از فرصت‌های ناشی از این تحولات ضروری است.

این چارچوب تحلیلی روشن می‌سازد که همگرایی رسانه‌های دیجیتال و فناوری‌های هوش مصنوعی موجب انتقال کانون منازعات مدرن از سطح سخت‌افزاری به سطح شناختی شده است. در نتیجه رسانه دیگر صرفاً کارکرد انتقال پیام ندارد، بلکه به عرصه‌ای راهبردی برای بازتولید معانی، شکل‌دهی به ادراک جمعی و هدایت فرایندهای تصمیم‌سازی بدل می‌شود.

یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که تنها از رهگذر تحلیل تلفیقی می‌توان لایه‌های پیچیده این منازعات را تبیین کرد. ماتریس رسانه به مثابه چارچوبی لایه‌مند عمل می کند؛ چارچوبی که در آن تعامل رسانه، الگوریتم و تاکتیک‌های جنگ ترکیبی به صورت هم افزا دیده می‌شود. این نگاه فراتر از رویکردهای تک‌بعدی است و می‌تواند به عنوان ابزار تحلیلی برای فهم منازعات پیچیده در عصر دیجیتال به کار گرفته شود.

 

راهبردهای پیشنهادی

با استناد به یافته‌های پژوهش که همگرایی هوش مصنوعی رسانه‌های دیجیتال و جنگ ترکیبی را در قالب چارچوب مفهومی ماتریس رسانه تبیین می‌کند و با توجه به چالش‌های اخلاقی و حقوقی شناسایی شده مانند خلأهای قانونی در کاربرد هوش مصنوعی و خطر تشدید مسابقه تسلیحاتی شناختی، می‌توان راهبردهایی همچون ارتقای سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی، ایجاد مراکز دفاع شناختی، سیاست‌گذاری ملی منسجم، تقویت همکاری‌های بین‌المللی و ... را برای کاهش تهدیدها و بهره‌گیری مسئولانه از فناوری‌ها ارائه داد.

اجرای این راهبردها می‌تواند ریسک‌ها و تهدیدهای شناختی اطلاعاتی تبیین شده در چارچوب ماتریس رسانه را کاهش داده و زمینه‌ساز استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی در راستای تقویت امنیت ملی و ثبات جهانی باشد.

منبع:

محمدطاها قائم‌پناه و جعفر حسین‌پور، «ماتریس رسانه، معماری نوین جنگ‌های ترکیبی بر پایه همگرایی رسانه و هوش مصنوعی»، نشریه مطالعات فضای ﻣﺠﺎزی و رسانه‌های اجتماعی، شماره ۷، پاییز ۱۴۰۴

 

/ انتهای پیام /

منبع: خبرگزاری ایرنا 

گزارش خطا پسندها :