بررسی جایگاه فعلی هویت دختران در فرهنگ ایرانی؛
ضعیف نشان دادن این احساسات اعتماد به نفس دختران را نشانه می‌رود. تقلیل آن به نشانه‌های صورتی بودن، موجب نادیده گرفته‌شدن تفاوت‌های فردی آنان می‌شود. انکار این احساسات نیز حقوق طبیعی و هویت آنان را زیر سوال می‌برد؛ بنابراین باید توجه داشت که در مسئله تعریف هویت، احساسات دختران را نه به عنوان نشانه ضعف بلکه به عنوان ویژگی و توانمندی مثبت برای ظهور و پیش برد فعالیت‌های اجتماعی، فردی و خانوادگی نشان داد.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ هویت جز جدایی ناپذیر زندگی بشری و جوامع است. هویت به مجموعه نگرش‌ها، ویژگی‌ها و روحیات فرد و آنچه وی را از دیگران متمایز می‌کند، گفته می‌شود. تعریف افراد از هویت اجتماعی و فردی‌شان تاثیرات عمیق اجتماعی و فرهنگی در بر دارد. یکی از تعاریف هویت بر مبنای جنسیت صورت می‌پذیرد. هویت جنسیتی به این معنا است که زن و مرد به عنوان دو جنس متفاوت چطور خودشان را تعریف می‌کنند. این وجه از هویت اهمیت زیادی دارد و همواره نیز مورد چالش بوده است. به طوری که بر سر همین تعاریف هویت جنسیتی جنبش‌های فمینیستی ایجاد شد.

این دعوا و چالش بر سر تعریف هویت زنان و مردان در جامعه امروزه ایران نیز وجود دارد. شاید بتوان گفت به دلیل تسلط مردان بر تاریخ و قدرت، همواره تعاریف و روایت‌های مردانه غالب بوده است. به طوری که هویت زنانه مغفول مانده و دعوای اصلی بر سر تعریف و به رسمیت شمردن هویت زنان جریان داشته است.

همچنین تسلط هویت مردانه موجب ارزشمند تلقی شدن بیشتر این هویت از سوی جامعه شده است. از سوی دیگر هویت زنان نیز بیشتر معطوف به نقش خانوادگی در بستر زندگی زناشویی و مادری تعریف می‌شود. رواج این دو نگاه باعث شده تا هویت دختران در جامعه به فراموشی سپرده شود. در همین راستا بحران هویتی دختران جامعه و گرایش آنان به سمت هویت و رفتار‌های پسرانه بسیار دیده می‌شود.

در حال حاضر بخشی از این گم شدن مفهوم دخترانگی در جامعه، معلول ضعف فرهنگ در بازتعریف دخترانگی و عدم توجه به نیاز‌های دختران می‌باشد. یکی از خلا‌های بخش فرهنگی بازنمایی نادرست ویژگی احساسات دختران در آموزش مدارس و کتب درسی است.

یکی از این کتب درسی، کتاب مدیریت خانواده و سبک زندگی ویژه دختران پایه دوازدهم است. این کتاب اختصاصا به تعریف هویت دختران و آموزش نقش و وظایف آنان می‌پردازد. با بررسی تعاریف و محتوای کتاب می‌توان متوجه شد، مفاهیم و تعاریفی که از هویت دخترانه ارائه شده، صرفا معطوف به هویت خانوادگی است. احساسات دخترانه محدود تعریف شده و توجهی به تفاوت‌های فردی دختران نشده است.

برای مثال در اولین داستان این کتاب، دخترانگی با داشتن وسایلی به رنگ صورتی و گلگلی و چای آوردن برای برادر و پدر تعبیر می‌شود. برای مثال در بخشی از متن کتاب آورده است: «زیبا از اتاقش یک لباس راحتی برایم می‌آورد؛ یکی از لباس‌های خودش را. همانطور که فکر می‌کردم، یک بلوز صورتی است با دامن طوسی خوشرنگ که به هم می‌آیند. لباس خودش هم دخترانه است؛ مثل اتاقش که هم در و دیوارش به رنگ یاسی و لیمویی است. با گلدان‌های کوچک رنگ و وارنگ. یک ساعت رومیزی لیمویی و چندتایی تابلوی کوچک عکس از خودش توی سنین مختلف. «هرچند این توصیفات به معنای بد بودن این نشانه‌ها نیستند. اما در پایان داستان و در تقابل قرار دادن این نشانه‌ها با دختری که سعی داشت مستقل کارهایش را انجام دهد و توصیف دخترانگی با چنین نشانه‌هایی، هویت دخترانه را تقلیل می‌دهد. به صورتی که در انتهای داستان آمده‌ است: «به زیبا می‌گویم: تو چقدر دختری زیبا؟... تا به حال این قدر کنار کسی حس دخترانه نداشته‌ام...
زیبا می‌خندد و می‌گوید: وا! مگر تو دختر نیستی؟!...
می‌گویم نه این قدر که تو هستی...».

ویژگی «احساسات» به عنوان مهم‌ترین ویژگی که در هویت دختران به کار برده می‌شود، بسیار محل اختلاف است و تعریف دقیقی از آن وجود ندارد. به دلیل عدم تعریف دقیق و تحت تاثیر فرهنگ عمومی که آن را نشانه ضعف تعبیر کرده، معمولا احساسات دختران ویژگی مثبتی شمرده نمی‌شود.

باید دقت داشت که احساسات در دختران در برابر منطق و عقل نیست. جهل در برابر عقل است. همچنین منظور از این احساسات، قدرت تحت تاثیر قرار دادن در روابط بین فردی است. این مشخصه می‌تواند در فعالیت‌های اجتماعی و جمع کردن افراد حول ارزش‌های مطلوب نیز نمود داشته باشد و صرف دوست داشتن وسایل صورتی نیست؛ بنابراین باید دقت داشت در عین توجه به تفاوت احساسات دختران و پسران نباید منکر علایق و استعداد‌های فردی دختران شد. با آنکه احساسات ویژگی مشترکی بین دختران است، اما از فرد به فرد درجات متفاوتی دارد و همه دختران در احساسات شبیه یکدیگر نیستند. بلکه با توجه به استعدا‌ها و ویژگی‌های فردی هر دختر می‌تواند با دختر دیگر در بروز و نوع احساسات متفاوت باشد.

اما متاسفانه این نکته در بسیاری از سیاست‌های فرهنگی مغفول مانده‌است. به صورتی که در سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی نیز جای خالی این نمایش فعالانه و کنش‌گرایانه احساسات دخترانه به چشم می‌خورد.

همین خلا و بازنمایی‌های نادرست تبعات منفی دارد. ضعیف نشان دادن این احساسات اعتماد به نفس دختران را نشانه می‌رود. تقلیل آن به نشانه‌های صورتی بودن، موجب نادیده گرفته‌شدن تفاوت‌های فردی آنان می‌شود. انکار این احساسات نیز حقوق طبیعی و هویت آنان را زیر سوال می‌برد؛ بنابراین باید توجه داشت که در مسئله تعریف هویت، احساسات دختران را نه به عنوان نشانه ضعف بلکه به عنوان ویژگی و توانمندی مثبت برای ظهور و پیش برد فعالیت‌های اجتماعی، فردی و خانوادگی نشان داد. همچنین تنها یک تفسیر مطلق از این احساسات نیز نباید به تصویر کشید. در صورتی که ویژگی احساسات به نشانه‌هایی مثل علاقه به رنگ صورتی تقلیل داده شود ظرفیت بسیار مهم این احساسات نادیده گرفته می‌شود. همچنین بسیاری از دخترانی که شاید این سلیقه را نداشته باشند از دایره دخترانگی حذف می‌شوند. در واقع دایره دخترانگی را چنان تنگ کرده که تعداد اندکی از دختران با قرائت رسمی موجود مشروع و هنجار به حساب می‌آیند.

علاوه بر مباحث و ضعف‌های فرهنگی، امکانات و ساختار‌های عمومی جامعه نیز متناسب با نیاز‌های دختران نیست. یکی از این موارد ورزش و تفریح دختران است. در بخش ورزش، امکانات آن اعم از فضا‌های ورزشی و یا توجه به ورزش آنان مورد غفلت واقع شده است. زمین، باشگاه و وسایل ورزشی برای دختران در سطح شهر بسیار محدود می‌باشد. در مدارس نسبت به ورزش و ایجاد فضا‌های مناسب برای دختران توجه نمی‌شود. از سوی دیگر نیز در سطح ملی و منطقه‌ای ورزش زنان چندان مورد توجه حاکمیت نیست.

در بحث فعالیت تفریحی نیز فضا‌های شهری و تعریف تفریح پسرانه است. تا دیروقت بیرون ماندن، سفر‌های دوستانه، فضا‌های پارک مواردی هستند که اغلب برای پسران فراهم می‌شود. به دلیل این تعریف غالب پسرانه از تفریح کردن، دختران برای اینکه به سمت آن بروند اغلب باید شبیه به پسران شوند و یا آنکه به صورت کلی از طرف خانواده نهی می‌شوند که به چنین تفریحاتی بپردازند؛ بنابراین در این مسئله نیز باید برخی از این دست تفریحات که اصولا جنسیتی نیستند متعادل شوند تا دختران نیز بتوانند در آن حضور پیدا کنند. به صورتی که برای پسران نیز هویت خانوادگی تعریف شود. آزادی منفی و نامحدودی که برای پسران در نظر می‌گیرند و هر ساعتی با دوستان خود بیرون می‌روند، در مقابل محدودیت‌های شدیدی که برای دختران قائل می‌شوند، اثرات منفی دارد. در واقع باید برای هر دو جنس در حیطه تفریح هویت خانوادگی و فردی لحاظ شود؛ و از سوی دیگر باید فضای مناسب تفریح برای دختران نیز به وجود بیاید.

در نهایت می‌توان گفت که هویت دختران و نیاز‌های عمومی آنان باید در جامعه مورد توجه قرار گیرد. در این بحث نیز دخترانگی نه به مثابه ضعف بلکه به عنوان یک جنس که با ویژگی‌های خود توانمند و نقش آفرین است دیده شود. همچنین تفاوت‌ها و علایق فردی دختران نیز نادیده انگاشته نشود. این مهم از راه سیاستگذاری درست فرهنگی و نگاه متعادل نسبت به هر دو جنس به دست می‌آید.

/انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha
پرونده ها