مردم شناس ابراهیم فیاض گروه دین و اندیشه «سدید»؛ تحولات شتابنده جهانی، فروپاشی پارادایمی نهاد روحانیت و چالشهای تئوریک در نظام حکمرانی دینی، سؤالات مهمی را درباره آینده روحانیت شیعه مطرح کردهاند. آیا این نهاد قادر به بازسازی خود خواهد بود؟ نقش علومانسانی در بازسازی ساختار معرفتی حوزههای علمیه چگونه است؟ طلاب جوان و آیندهدار حوزههای علمیه چه نسبتی را با علومانسانی برقرار کردهاند؟ ظرفیتهای روحانیت برای احیای دوباره جایگاه حوزههای علمیه چگونه است؟ ما در گفتوگوی حاضر با دکتر ابراهیم فیاض - جامعهشناس و عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران - به بررسی این پرسشها و تحلیل ابعاد تئوریک بحران روحانیت پرداختهایم. ایشان در بخش نخست این گفتوگو از نهادبودن روحانیت صحبت کردند و احتمالاً جایگزینی روحانیت با افراد و نهادهای دیگر را مطرح نمودند. در ادامه بخش دوم این گفتوگو را از نظر خواهید گذراند.
روحانیت و مسئله ماندن
در بخش پیشین این گفتوگو، شما بهدرستی از ریشههای تئوریک حذف روحانیت به لحاظ اجتماعی سخن گفتید. در آن جا بیان کردید که روحانیت، طرح کمرنگ دوگانه امامت و امت و پرداختن صرف به امامت منهای امت، نهایتاً گرفتار نوعی عرفان زدگی شده است. در مرحله بعد نیز به این موضوع توجه دادید که تحولاتی زیر پوست دانشگاه و جامعه در حال شکلگیری است که بهنوعی ساختار معرفت دینی را مورد بازخوانی قرار داده و چهبسا در این بازخوانی، روحانیت دچار فروکاست نقشی میشود. پرسشی که در جلسه پیش نیز طرح کردم، اما فرصت نشد تا پاسخی به آن بدهید، این بود که روحانیت علیرغم همه این ضعفهایی که میفرمایید، طی مدت طولانی توانسته با جامعه ایران ارتباط داشته باشد. جامعه در دو دهه ابتدای پیروزی انقلاب، اعتماد بسیار بالایی به روحانیت داشت. غرض آنکه به باور شما آیا عوامل دیگری طی این دو دهه اخیر به جامعه یا روحانیت تحمیل نشده که باعث شده روحانیت دچار این چالشهای امروزی شود؟
فیاض: در آن برههای که میگویید، روحانیت از انقلاب اسلامی ارتزاق میکرد.
این سخن شما قابلاطلاق به همۀ ادوار زیست روحانیت نیست. در دهه سی و چهل، این سخن صحیح است. یعنی زمانی که هنوز انقلاب به پیروزی نرسیده بود و روحانیت منزلت بالایی داشت.
فیاض: اولاً که اینگونه نبوده است. در آن برهه هم آنقدر منزلت بالایی وجود نداشت؛ چرا که در آن زمان روحانیت هیچ تفکری در خصوص امامت نداشت.
بدون بهرهمندی از منزلت قوی اجتماعی و پشتوانه همراهی مردم، چطور ممکن است از اوضاع دهه چهل به پیروزی انقلاب اسلامی در دهه پنجاه برسیم. به نظرم این گزارهای که میفرمایید، محل بحث جدی است.
فیاض: در آن دوگانه امامت و امت که در بخش پیش به تفصیل طرح کردم، بیان شد که پس از انقلاب، روحانیت امامت منهای امت را طرح کرد. در آن برهه به نحو محدودی صرفاً امت منهای امامت طرح میشد. از طرف دیگر در آن مقطع از اساس بحث نظام حکمرانی مطرح نبود. الان قضیه فرق کرده است. نظام حکمرانی امروزه دچار مشکل شده است.
این چالش نظام حکمرانی را نمیتوان ناشی از بلاموضوع شدن دولتهای ملی، جامعه شبکهای و مسائلی از این دست دانست که دنیا به سمت آن پیش رفته است؟ در واقع شاید اینجا همه چیز مربوط به ماهیت گروه مرجعی به نام روحانیت نباشد! امروزه گروههای مرجع دیگری همچون اساتید دانشگاه و معلمان نیز با فروکاست مرتبهای مواجهاند. اصلاً این روزها برخی از تغییر ماهوی گروههای مرجع برای جوامع صحبت میکنند. گویا دورانی رسیده که گروههای مرجع، دیگر کارکرد همهجانبه خود را از دست داده و به سمتوسویی میروند که گروههای دیگری شبیه به گروههای نفوذ، جای آنها را بگیرند؛ بنابراین، به تعبیری روحانیت و جمهوری اسلامی تا پیش از مورد چالش واقعشدن اعتبار دولتهای ملی، عملکرد بدی نداشتند. پس منصفانه و دقیق نیست که این عملکرد را سوای از شرایط روز مورد واکاوی قرار داد. آیا این تحولات برای روحانیت مسئلهآفرینی نکرده است؟
فیاض: اینها مسئله نیست، بلکه پیشرفت بشری است. شما میخواهید بگویید روحانیت ضد پیشرفت است؟ مبنای مقولات جهان امروز فطرت و حکمت است. تمام این تحولاتی که اتفاق میافتد، یک پایه آن در اندیشه مردم است. مردم هم بر اساس حکمت و فطرت عمل میکنند. در بُعد آمریکایی به آن «common sense» یا عقل سلیم و شعور عمومی اطلاق میشود.
یعنی شما روند این تحولات جهانی را مثبت ارزیابی میکنید؟
فیاض: کاملا. من گفتهام که ۲۰۲۵ سال فروپاشی جهانی است. یکی این مطلب را به نقل از من در پلتفرم «ایکس» منتشر کرد و در عرض دو دقیقه آن را حذف کردند. جهان رو به پیشرفت است. جهان هیچوقت به سمت عقب بر نمیگردد؛ چرا که تجلی خداست. فروپاشی جهانی به نظر من اتفاق مثبتی است. من تحولات جهانی را بهدقت رصد میکنم و این فروپاشی را میبینم. به باور من، اتفاقاً تنها کسی که تفکر او پتانسیل جایگزینی تفکر جهانی را خواهد داشت، فقط تشیع است. تفکر جایگزین نه اهلسنت، نه مسیحیت و نه یهودیت هیچکدام نمیتوانند باشند.
آنگاه نسبت این تحولات با روحانیت را چطور میبینید؟
روحانیت شیعه از روند این تغییرات و تحولات جهانی عقب افتاده و اگر همینطور کنار بماند، به گوشهای رانده میشود.
فیاض: بههیچوجه همراه نیست! روحانیت شیعه از روند این تغییرات و تحولات جهانی عقب افتاده و اگر همینطور کنار بماند، به گوشهای رانده میشود. امروزه روحانیت اهلتسنن در برخی موارد قویتر از روحانیت شیعه عمل میکند. آن روحانیت شیعی که در قم نشسته، مدنظر من است. من کاری به روحانیون مرتبط با بدنه حکومت ندارم. به باور من، رهبر معظم انقلاب هستند که شخصاً کار را پیش میبرند. اکنون اهلسنت با رهبر انقلاب حرکت میکنند. همین الان حماس پنجاههزار شهید داد؛ با کدام پشتیبانی؟ به پشتیبانی فکری رهبر انقلاب! روحانیت وابسته به حماس اکنون چه تفکری را طرح میکند؟ روحانیت حاضر در ایران، برای این تفکر کشته میدهد؟ اتفاقاً این نشان میدهد که روحانیت در تئوری امت و امامت بهعلاوه عدالت و ولایت مشکل دارد. روحانیت در علم کلام خود مشکل دارد، به همین دلیل هم دچار مشکلات شده است. تا علم کلام در قم درست نشود، روحانیت نرمافزاری برای حکومت و جامعه ندارد و لذا حذف میشود. البته در بخش پیش هم گفتم که روشنفکری در حال جان گرفتنِ دوباره و قد علمکردن در برابر روحانیت است.
شما در مباحث خود انتقادهایی را متوجه روحانیت سنتی که پس از انقلاب در حکومت ورود نکرد و البته امروزه هم داعیهدار اسلام اجتماعی است، دانستید. نکته مهمی که برخی طرح میکنند، آن است که جهان روی به سمت شبکهای شدن داشته و کسانی که بیش از اندازه بر مقوله دولتهای ملی سرمایهگذاری کردند، دچار خسران میشوند. بعد از انقلاب نیز روحانیون سیاسی تمام وجه همت خود را مصروف دولت ملی کردند. به باور شما، آیا در آینده روحانیت سنتی اجتماعی باتکیهبر فناوریهای نرم اجتماعی که دارد، وضعیت بهتری برخوردار نیست؟
اکنون اهلسنت با رهبر انقلاب حرکت میکنند. همین الان حماس پنجاههزار شهید داد؛ با کدام پشتیبانی؟ به پشتیبانی فکری رهبر انقلاب!
فیاض: این مسئله معضل جدی امروز ما شده است. برخی میگویند ما باید به سنت برگردیم. وضعیت ما را طوری میبینند که میگویند باید به عقب و پیش از جمهوری اسلامی باز گردیم. برخی میگویند ما اشتباه کردیم که وارد سیاست شدیم؛ لذا دین اجتماعی را در تقابل با دین سیاسی طرح میکنند. مانند مسیحیت دهه هفتاد میلادی. اینها همه عقبماندگی و بازگشت به عقب است. مشکلی که ما در میان روحانیت داریم، برخاسته از نوعی کمسوادی دینی است. فرد نه قرآن بلد است، نه حدیث میخواند و فقط ممکن است مقداری علومانسانی خوانده باشد؛ لذا این مباحث را طرح میکنند. برخی از آنها هم میخواهند علومانسانی را کنار بگذارند تا دین را شروع کنند. به نتیجهای هم نمیرسند. خلاصه آنکه روحانیت در ابعاد مختلف تضعیف شده است. الان چند وقتی است که در قم شروع کردهاند به دایره المعارف نویسی و هر روز یک افتتاحیه برگزار میکنند. آقایان هر روز در اتمسفر ذهنی خودشان یک رویداد و یک رونمایی برگزار میکنند؛ درحالیکه کاری به امور جامعه ندارند و فضای فکریشان نسبتی با وضعیت روز ندارد. این آسیب مهمی برای روحانیت است.
با این توصیفاتی که ذکر کردید، آینده نهاد روحانیت در ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
روحانیت سنتی کجاست؟ او نه در جریان تحولات اجتماعی است و نه باخبر از تحولات سیاسی!
فیاض: نسل جدید روحانیت درحالرشد و قوتگرفتن است. فرهنگ، همواره حرکتی سینوسی دارد. بالا و پایین میرود. شدت بالا و پایینرفتن آن البته در امور اجتماعی هر جامعه تا اندازه زیادی مهم است. این تغییرات فرهنگی است که تحولات اجتماعی را تعیین تکلیف میکند. به باور من، روحانیت جدید در حال جان گرفتن است. من از این حلقههای روحانیتی که گاهی میبینم، چنین حسی را برداشت میکنم. به باور من این طبقه جدید، جایگزین روحانیت امروزی میشوند. طبقهای که علومانسانی خوانده و از طرف دیگر در معرض مرجعیت قرار دارد. راجع به هنر مطالعه کاملی انجام دادهاند تا بتوانند فقه هنر را نوشته یا درس بدهند. اینها در حال جدی شدن هستند. هیچگاه دین خداوند بیفروغ نمیشود. روندی سینوسی را طی میکند، اما از بین نمیرود. طلبههای جوان باسواد، هم دانشگاهی و هم حوزوی که بهراحتی میتوانند جای قشر سنتی روحانیت را پر کنند، کم نیستند.
روحانیت سنتی کجاست؟ او نه در جریان تحولات اجتماعی است و نه باخبر از تحولات سیاسی! او هنوز به دنبال نوشتن رساله درباره مسائل سابق است. مسائلی که رهبر انقلاب در یکی از سخنرانیهای سال ۱۳۷۶ خود به آن انتقاد کردند و گفتند برخی از روحانیون هنوز رسالاتی در باب شکیات نماز مینویسند و فراتر از آن نمیروند. این روند برای روحانیت آسیبزا بود.
بهعنوان جمعبندی اگر نکتهای باقی مانده بفرمایید.
فیاض: این فروکاست و تغییراتی که دربارۀ روحانیت طرح کردم، یک تغییر پارادایمی است. یعنی ساختاری که وجود دارد، تغییر میکند. ساختاری که از جنبه معرفتی هم دچار تغییر میشود. اما در دل این تغییر، ظهور روحانیت آینده هست. آخوندهای باسواد حوزوی و دانشگاهی که میدرخشند. من اینها را میبینم. آخوندی که سکولار نیست. ما در قم چنین طلبههایی زیاد داریم. افرادی همچون شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید مفتح و... اینها در دانشگاه پرورش پیدا کردند؛ لذا من ناامید نیستم. تنها کشوری که اندیشه رو به آینده دارد، تشیع و ایران است. فقط باید نشست و نگاه کرد. آن حکمتی که عرض کردم، باقی میماند. شما شک نکنید که آینده خیلی بهتر از امروز خواهد بود.
/ انتهای پیام /