جامعهشناس رحیم محمدی گروه دین و اندیشه «سدید»؛ جامعه ایرانی از قدیمالایام در نزد اهالی علوم اجتماعی و حتی سیاستمداران به جامعه شگفتانهها شهره بوده است. این جامعه در بسیاری از مواقع، هنگامی که او را در صحنه تصمیمهای سرنوشتساز قرار میدهید، خلاف آنچه تصور میرفت عمل میکند. در ضمن جنگ تحمیلی با رژیم صهیونیستی نیز شاهدیم علیرغم تمام شکافهایی که جامعه طی چند دهه گذشته از آن رنج میبرد، اما انسجام، همدلی و همزبانی بینظیری را از خود عیان میسازد. انسجامی که شاید در تغییر دستگاه محاسباتی دشمن نافذ واقع افتاده و تصورات اولیه آن را مخدوش میسازد. بهواقع این چه کیفیتی از جامعه است که اینچنین به بروز و ظهور رسیده و خود را نمایان میسازد؟ این پرسشی است که باید اصحاب علوم اجتماعی، فلسفه و تاریخ نسبت به پاسخ آن اهتمام ورزیده و آن را محل توجه قرار دهند. دکتر رحیم محمدی، جامعهشناس و استاد دانشگاه تلاش دارد تا ضمن گفتار پیشرو پردهای از کیفیت مذکور برداشته و برای ما توضیح دهد که چه شد جامعه ایرانی اینچنین در برابر رژیم صهیونیستی به انسجام رسید. در ادامه مشروح این گفتار را از نظر خواهید گذراند.
بهعنوان دریچهای برای ورود به بحث ابتدا لازم است تا دو مقدمه را با یکدیگر مرور کنیم. بهعنوان مقدمه نخست به نظر میآید که در یک نگاه کلان، سه دسته تحلیل وجود دارد یا میتوان دو نوع نگاه به این مسائل و بحرانها داشت. یکی، تحلیلهایی است که در سطح سیاسی توسط سیاستمداران و حاکمان و در درون ساختار سیاسی انجام میگیرد. سطح دوم تحلیل، مباحث رسانهای است که روزنامهنگاران و تلویزیونها تحلیل میکنند و یک سطح هم تحلیل علمی و دانشگاهی است. به نظر میرسد که بایستی مقداری به سمت تحلیلهای علمی و دانشگاهی حرکت کرد؛ تحلیلهایی که از تعلقها و وابستگیهای سیاسی آزاد باشد، مستقل بوده و مقداری بیطرفانه باشد. این سطح از تحلیلها به دستگاه سیاسی کمک میکند تا خطاهای شناختی کمتری نیز داشته باشد. همین مطلب را میتوان زمینهای ساخت برای طرح مقدمه دوم آن هم به این صورت که تا قبل از وقوع این جنگ خانمانسوز، سیاستمداران داخل نظام ما غالباً به این نتیجه رسیده بودند که جنگی از بیرون بهاحتمال بسیار زیاد به ایران تحمیل نخواهد شد و دشمنان خارجی کاری که خواهند کرد، چنین است که ملت را تحریک کرده تا نزاعی داخلی شکل دهند. دستگاه سیاسی معتقد بود دشمن مصمم است تا ملت، بخشی از مردم یا اقشاری از صنوف ملت را تحریک کرده که آنها به خیابانها بیایند و یک نوع جنبش و تغییر از داخل را ایجاد بکنند. وقتی جنگ واقع شد، معلوم شد که این فهم درست نیست و به نظرم میآید که سیاستمداران ما، حاکمان و حکام، بایستی این قوه شناختی خود را در پرتو رخداد پیشآمده تازه کنند. این نکته بسیار مهمی است. باید قوه شناختی خود را تازه کنند، باید آن را عوض کنند. در شناختن و فهمیدن و اندیشیدن به مسائل باید خیلی دقت کرد. وقایع اخیر اتفاقاً به ما نشان داد در داخل، همان منتقدین، مخالفین، اصطلاحاً اپوزیسیون داخلی، حتی آنهایی که حذف یا زندانی شده بودند، اینها همه به دفاع از کشور و مخالفت با جنگ خارجی برخاستند. میخواهم بگویم این شناخت و تحلیل در درون نظام و ساختار سیاسی، باید بتواند بهنوعی به سمت فهم و شناختی آزاد، عقلانی، مستقل و بیطرفانه حرکت کند تا جایگاه خودشان را بفهمند، جایگاه دیگری را بفهمند و جایگاه دشمنشان را بفهمند. دوستان و دشمنان را بهدرستی بشناسند.
اگر از این دو مقدمه بگذریم، مسئلهای که در این مجال قصد تحلیل و بررسی آن را دارم، پیرامون جامعه ایران، یعنی رفتار جامعه ایران و رفتار کنشگران جامعه ایران، رفتار نخبگان جامعه ایران، رفتار مردم عادی و اکثریت مردم است. به باور من شایسته است تا جامعهشناسان، تاریخشناسان و فیلسوفان، بحث موستوفایی را پیرامون رفتارشناسی جامعه ایران در حادثه اخیر صورت دهند. واقعیت این است که طی جنگ سخت دوازدهروزه که توسط رژیم اسرائیل با پشتیبانی و همکاری مستقیم آمریکا به وجود آمد، رفتار جامعه ایران اعم از نخبگان و عموم مردم، برخلاف آنچه که هم در داخل و هم در خارج مطرح میشد صورت گرفت. طبق آنچه در رسانهها منتشر شده، برآورد رژیم صهیونیستی این بود که مردم ایران وقتی که جنگ خارجی به کشور تحمیل بشود، به دلیل آن خشم و کینهای که آنها فکر میکردند مردم عادی و نخبگان از نظام سیاسی دارند، اینها ممکن است دست به اقدامی زده و پروژه آنان مبنی بر تغییر نظام را تکمیل خواهند کرد. به عبارت دیگر تصور دشمن این بود که با یک حمله خارجی، مردم هم از داخل به حرکت خواهند آمد و کاری خواهند کرد کارستان. اما همه شاهد هستیم که چنین اتفاقی پیش نیامد. سؤال مهم آنجاست که چرا این اتفاق نیفتاد؟ این سؤال بهواقع مهم است؛ چراکه خلاف تصور بسیاری چه در داخل و چه در خارج صورت نگرفت. در اینجا هم عموم جامعه ایرانی و هم کنشگران آن، یک ظرفیت بالایی از خودشان نشان دادند.
یک پیچیدگی در این جامعه و در کنشگران ایرانی هست، یک عمق فرهنگی و تاریخی و همینطور یک عمق فکری، اعتقادی و شناختی در این مردم هست؛ چه در مردم عادی و چه در نخبگانش که منجر شد با وجود آن اختلافات قبلی و با وجود شکافهایی که پیش از این وجود داشت، همه به میدان آمدند و گفتند: «در اینجا جنگ علیه میهن و وطن ماست، بر علیه تاریخ و هویت ماست.». در پرتو این فهم شاهدیم که همه آن اختلافات، خشمها و کینهها را جامعه و نخبگان کنار گذاشتند و یک صدای واحد، یک وحدت کلمهای از این کشور شنیده شد. از همه گروهها، جناحها، همه گرایشهای فکری و اعتقادی، همه سلیقههای مختلف، موافق، مخالف، حتی متخاصم، اینها اختلافات را کنار گذاشتند و یک وحدت کلمهای را ایجاد کردند، یک انسجام جمعی ایجاد کردند. همانطور که گفته شد این وحدت کلمه برآمده از یک تاریخ و عمقی است که جامعه ایرانی دارد. این عمق و کیفیت بهواقع چیست که میتواند چنین کنش و واکنشی را از خود خلق کند؟ پاسخ به این سؤال تحلیلهای تاریخی، جامعهشناختی و فلسفی میطلبد که اینجا چه اتفاقی افتاد. این انسجام اجتماعی و این مخالفت با جنگ و این ایستادن پشت نیروهای مسلح، پشت فرماندهان، در این شرایط که نگذارند کشور بپاشد و شکست بخورد، اینها به باور من نشان میدهد جامعه ایران، جامعه بسیار ظرفیتداری است، جامعه بسیار عمیقی است. برخلاف آن تحلیلهای سطحی که در لایه سیاسی و روزنامهنگاری وجود دارد، جامعه ایران جامعه بسیار عمیق است. اعماق این جامعه را بایستی بهدرستی فهمید. اعماق شناختی، اعماق معرفتی و شناختیاش را بایستی بهدرستی درک کرد. اعماق اعتقادیاش را بایستی شناخت. اعماق ملی و میهنیاش را بایستی بهدرستی شناخت. اعماق تاریخیاش را بایستی بهدرستی شناخت و دید چگونه آن عناصر در اینجا و در شرایط خاص فعال میشوند و آدمها و کنشگران را سوق میدهند بهسوی یک عمل یکسان، واحد و منسجمی که در دفاع از کشور و دفاع از کیان کشورشان، میهنشان، وطنشان، سیاستشان، ساختارهایشان و نهادهایشان اتفاق میافتد. این به نظرم خیلی مهم است.
یک چیز دیگری هم که بایستی به تحلیل خود اضافه کنم، تابآوری بالای جامعه ایرانی و مردم ایران است. این تابآوری همان چیزی است که بعضیها تعبیر میکنند به مقاومت اجتماعی یا مقاومت فکری و فرهنگی. اما به نظرم مفهوم «تابآوری» بهتر این شرایط را توضیح میدهد. ما شاهدیم که جامعه ایران یک تابآوری فکری و فرهنگی را از خود نشان میدهد. ملت، عزیزان خودش را از دست میدهد. خب در این جنگ، خسارت جانی و مالی، روحی، روانی و خسارتهای دیگر به این کشور و به این افراد و به این مردم بسیار وارد شد. با وجود این، آن مقاومت، تابآوری و ایستادگی جامعه ایرانی خودش را نشان داد و گوی که همه میگفتند بایستی اینجا بایستیم و اینجا باید تاب بیاوریم تا آن هدف بزرگ محقق بشود. آن هدف بزرگ چه بود؟ آن هدف اعلا چه بود که این تابآوری و این ایستادن و این مقاومت را موجه میکرد؟ یعنی آن تاریخی که این کشور دارد و این هدف را در ذهن مردم ایران و کنشگران ایرانی تعریف میکند، آن را بایستی یک مقدار بیشتر محل درنگ قرار داد و بر سر فهم آن ایستاد. این تابآوری، این انسجام و این هم زبانی که تا کنون اشاره کردم، اینها یک نشانهها یا عناصری در فرهنگ ایرانی-اسلامی است. عناصری در تاریخ این کشور و ملت است، عناصری در ویژگیهای زیست جمعی این مردم هست؛ زیست جمعی که برای او مصلحت عمومی معنا پیدا میکند، منفعت جمعی و عمومی برای او معنا پیدا میکند، خیر و صلاح برای او معنا پیدا میکند. این عناصر را بایستی بهدرستی شناخت و متوجه شد که این ایستادگی و این تابآوری از یک سری عناصر و نیروهایی سرچشمه میگیرد که آن عناصر، مربوط به این تاریخ، مربوط به این زندگی جمعی و مربوط به زبان هستند. یعنی آن زبان مشترک ایرانی که ما داریم. در عین اینکه ما زبان فارسی و محتوای بسیار غنی، طولانی و تاریخمندی که در زبان فارسی هست – از شعر و ادب لحاظ کنید تا فلسفه و حکمت، تا هنر و معماریاش و متون بسیار مهمی که هست – و همینطور به همان میزان، دیگر زبانهای ایرانی، یعنی زبانهای قومی، زبانهای مذهبی، زبانهای محلی که وجود دارد. این ساختار زبانی ایران، چیزهایی را حمل میکند که سخنگویان این زبانها و گویشگران این زبانها از این تعالیم زبانی میآموزند. پس معلوم میشود اینجا وقتی ما از «زبان» صحبت میکنیم، یعنی آن محتوا، جهانبینی و شناختی که در آن زبان و ساختار زبانی انباشته شده است، منظورمان این است. این محتوای زبانی، این معانی و نظام معناداری که در این ساختار زبانی ایرانی و زبانهای ایرانی انباشته شده است، به گویشگران این زبان، چیزی را میآموزد که در اینجا آن وحدت و انسجام را بازتولید میکند، دشمن خارجی را نفی کرده و در مقابل آن میایستد. این همان چیزی است که عرض کردم؛ همان ظرفیت جامعه ایرانی یا عمق و پیچیدگی جامعه ایرانی است که اینجاها بایستی یک مقدار درنگ کرد.
/انتهای پیام/