یه گزارش «سدید»؛ حقیقت یک جامعه در بحرانها شناخته میشود. جنگ یکی از مهمترین و تعیینکنندهترین وضعیت ملی یک کشور از این لحاظ است. آنچه ما در این ۱۲ روز مشاهده کردیم، ظهور این ذات واقعی جامعه ایرانی است که به مثابه ققنوسی از آتش ناملایمات و سختیها و ظلمها و ستمها و تحریمها و محدودیتها و... سربرآورد و جهانی را حیران خود کرد. بر خلاف همه پیشبینیهای داخلی وضع اجتماعی نه به مثابه نقطه ضعف و پاشنه آشیل، بلکه کانون قدرت و انسجام شد. در پرسش از بنمایه و دلالت اصلی این نمایش و حضور پرشکوه ایرانیان باید از مقاومت به مثابه ایده اصیل و تاریخی ملی ایرانیان یاد کرد. متون تاریخی، ادبی و روایتهای اسطورهای، قصههای کهن و نوین، حتی نمادها و نشانههای ملی، مشحون از تبلور این ایده است. کیست که ایران را در ادبیات کهنش با سلحشوری فریدون و رستم، آرش و کاوه و امتداد تاریخی آن در معاصرت ما با رئیسعلی و کوچک جنگلی و چمران و باکری و همت و سلیمانی نشناسد. ایده مقاومت چنان درهمتندیگی با تاریخ و فرهنگ ایرانزمین دارد که نه صرفاً در نمود سیاسی و نظامی، بلکه یک مؤلفه اصیل هویتی است که انسجامبخش آحاد مردم در برابر تهدید و تجاوز دشمن و اجنبی است. مقاومتی که به دنبال نفی سلطه در هر شکل ممکن است. ایدهای که مجمع عناصر مهمی چون حماسه، عرفان و عقلانیتی ایرانی - اسلامی است.
از تشکیل ارتش خودجوش و تحریم تنباکو تا جنگ با روس و انگلیس و رژیم بعث، از حق مسلم نفت تا هستهای همه نشان از قدرت بسیج این ایده دارد. اگر مقاومت ملی در جوامع مدرن حاصل یک نظم دولت – ملت است؛ برای ایرانیان مقاومت یک ایده وارداتی نیست، بومی و نشئتگرفته از این سرزمین است. صد البته در نفی استعمار و استثمار غرب نامتمدن این مقاومت است که تاریخ اکنون (هویت معاصر ما) را معنا و شکل داده است. ایدهای انسجامبخش که فراتر از دوگانههای مدرن دین – ملت، ملت – امت و... ، تجسم یک هویت ایرانی - اسلامی به معنای دقیق کلمه است. مقاومت جوششی درونی و افق و شعاعی تمدنی و جهانی دارد، نفیکننده ظلم و ستم و سلطه در همه ابعاد است؛ ملی، منطقهای و جهانی. مقاومت در واقع ایده بنیادین و اصیل همبستگی ماست. مردم ایران چنان مقاومت را زیسته و تجربه و زندگی کردهاند که آن را تبدیل به یک زندگی روزمره نه به معنای روزمرگی بلکه، معنای عمیق یک زیست جهانی کرده است که چه در جنگها، تحریمها و همجههای روانی و چه در بزنگاهها که قصد شکستن حصار ملی و فرهنگی و تمدنی را داشتهاند، نحو زیستن را معنا و جهت داده است. چشم انسان ایرانی را بر مسائل و مشکلات روزمره میبندد و عزم ایرانی را برای عبور از این کمبودها، نقایص، اختلافات و جهاد و جنگیدن برای هدفی والاتر از آنها که اکنون ضرورت پیدا کرده است، جزم میکند. زیستجهانی که امروز زبانی جهانی یافته است. زبانی که یکی از شعائرش رهایی فلسطین و یکی از مظاهرش روز قدس است.
در شبیخون اخیر نیز جامعه ایرانی نه تنها به عنوان یک کشور واحد، بلکه به عنوان یک تمدن مقاوم در برابر تهاجم نظامی و روانی دشمنان اسلام و ایران ایستادگی کرد. همبستگی شکلگرفته نه فقط حول محور دفاع از تمامیت ارضی، بلکه دفع یک تهدید تمدنی درک شد، درکی که فروپاشی نظام سیاسی را نقطه پایان فروپاشی اجتماعی و سرزمینی تلقی کرد. لذا نمایش یک وحدت و انسجام غیر قابل تصور نه مبتنی بر خطکشیهای سیاسی صرف بلکه استوار بر پایه ارزشهای ملی، دینی و تاریخی را شاهد بودیم.
حضور و نقشآفرینی نخبگان، هنرمندان، ورزشکاران، دانشجویان، زنان، جوانان، نویسندگان، شاعران، مستندسازان، بازار و حتی افراد عادی در خانههای خود، همه و همه یک بسیج عام اجتماعی را خلق کرد. این در واقع مردم به معنای دقیق آن بود که در قالبهای مختلف به این همبستگی پیوست. چنان پیوستنی که محاسبات دشمن صهیونیست و شرکای نامتمدن غربی را علیرغم تبلیغات و عملیات رسانهای و جنگ روانی که سعی در جدایی جامعه از نظام سیاسی و تلاش در اختلال امر دفاع سرزمینی داشت، به هم ریخت و توطئه بزرگ را خنثی کرد. عقلانیت نهفته در ایده مقاومت فراتر از محاسبات ابزاری و مادی، حتی بالاتر از پیروزی و شکست، با باور راسخ به نصرت و امداد الهی، نفس مقاومت، آزادگی و ایثار را تا سرحد بذل جان میستود. حاملان و کنشگران این ایده همه مردم ایران هستند. مردان، زنان، نوجوانان و کودکان فارغ از قومیت و زبان و موقعیت اجتماعی. ایده مقاومت، ایده بستر اتصال و اشتراک همه آحاد است. هر کس در این بستر روایت خود و دیگران را نقل میکند و از ایثار و ایستادگی و شجاعت و تعهد با آرمان مقاومت میسراید. دشمن هر چقدر قویتر و خبیثتر، صدای روایت مقاومت بلندتر و محکمتر که: ایران ای مرز پرگهر، ای خاکت سرچشمه هنر، دور از تو اندیشه بدان، پاینده مانی و جاودان.
/ انتهای پیام /