۱۴۰۴/۱۰/۱۶
۱۰:۲۸
کد خبر : ۱۱۸۷۳
متافیزیکِ رنگ در اندیشه اسلامی/ بخش دوم؛

واقع‌گریزی رنگ در نگارگری اسلامی

واقع‌گریزی رنگ در نگارگری اسلامی
رنگ در نگارگری اسلامی نه بازنمایی طبیعت مادی، بلکه ترجمان حقیقتی باطنی است؛ حقیقتی که ریشه در قرآن و روایات، تأملات عرفانی و نظام معنایی فتوت‌نامه‌ها دارد. بررسی تبیین رنگ در متونی چون فتوت‌نامه سلطانی نشان می‌دهد واقع‌گریزی رنگ در این سنت هنری، حاصل پیوند آگاهانه متن، معنا و شهود است؛ پیوندی که به آفرینش جهانی مثالی و غیرواقع‌گرا در نگارگری اسلامی انجامیده است.

به گزارش «سدید»؛ پس از ذکر نقش رنگ در تعیین منازل سلوکی، سخن به فتوت‌نامه نویسانی رسید که منشور معنوی صناعات و هنر‌ها در تمدن اسلامی را می‌نگاشتند و گفته شد آنان نیز رویکرد عارفانه به رنگ را درنظر گرفتند و انواع آن را مورد توجه قرار دادند.

محور این مقاله، فتوت‌نامه‌ای است که در فصل چهارم از باب چهارم کتاب فتوت‌نامه سلطانی (اثر واعظ کاشفی سبزواری)، با عنوان «در بیان رنگ‌های خرقه» ذکر شده است. این فتوت‌نامه در ذیل فتوت‌نامه‌های مربوط به صوفیان و در اینجا خرقة صوفیان، ذکر شده است. اما آنچه در آن مذکور است، ماهیت معنوی رنگهاست که هریک به طائفه‌ای نسبت داده می‌شود. متن کامل فتوت نامه چنین است:

 

 در بیان رنگ‌های خرقه

بدان که الوان خرقه مختلف است و هر رنگی اشارت به حالتی است و اغلب رنگ‌ها که درویشان پوشند، در این زمان، سیاه باشد و سفید و سبز و کبود و خودرنگ و مانند آن؛ و هر رنگی از آن طایفه‌ای است.

اگر پرسند که: لون سفید از آنِ کدام طایفه است؟

بگوی: رنگ سفید رنگ روز است و از آنِ جماعتی است که دل ایشان روشن باشد و سینة ایشان از کدورات صفات ذمیمه، صافی بوَد و نامة ایشان از رقم گناه سفید و پاک گشته و روی ایشان از علامت: «إنَّ امَّتِیَ ألغُرُّ ألمُحَجَّلُونَ مِن آثارِ ألوضوءِ» ۱ تابان شده و حضرت رسالت (ص) فرمود: «ألبِسوا ثیابَ ألبیضِ فانَّها أظهَرُ و أطیَبُ»؛ یعنی بپوشید لباس سفید که آن پاک‌تر است و خوشبوی‌تر؛ و هر که این جامه بپوشد، باید که، چون صبح صادق بوَد و، چون روز همه‌کس را روشنی بخشد. بعضی از فقرا می‌گویند پوشیدن جامة سفید سنت است، اما وقت به شستن حاجت افتد و آن سبب دلمشغولی گردد.

اگر پرسند که: لَونِ سبز از آنِ کیست؟

بگوی: رنگ سبز، رنگ سبزه و آب است و از آن عالی‌همتان و زنده‌دلان است و این رنگ را حضرت رسالت (ص) بسیار پوشیدی و به‌غایت پسندیدی؛ چنانچه در رسالة سیرجانی آورده است که: «أحب ألالوانِ إلی رسُول الله ألخُضره».۲ و هر که این رنگ جامه پوشید، باید که، چون سبزه خندان و خرم باشد و مانند آب حیات‌بخش و دلپذیر باشد.

اگر پرسند: لون سیاه از آنِ کدام گروه کرده‌اند؟

بگوی: رنگ سیاه رنگ شب است و رنگ مردمک دیده و از آنِ مردمی است که دل ایشان خزینة اسرار باشد و حال خود را از همه‌کس مخفی می‌دارند و در پردة «اولیائی تحت قبایی» به یاد محبوب ازل می‌گذرانند؛ و حضرت رسالت (ص) روز فتح مکه عمامة سیاه بر سر بسته بودند و با آن عمامه خطبه خواندند. هر که این رنگ جامه پوشد، باید که، چون شب سترپوش بوَد و عیب‌های مردم مخفی سازد و مانند مردم دیده، همه‌کس را ببیند و خودبینی نکند؛ چنان که گفته‌اند:

از مردمک دیده بباید آموخت دیدن همه کس را و ندیدن خود را

اگر پرسند که: رنگ کبود که را زیبد؟

بگوی: رنگ کبود رنگ آسمان است و کسی را زیبد که در حال خود رقّتی کرده باشد، و روی به بالا نهاده و آسمان که مقر ملائکه است، به رنگ کبود می‌نماید.

اگر رنگی از این شریف‌تر بودی، بدان رنگ نمودی؛ و گفته‌اند این رنگ جامة مصیبت‌زدگان است که طالبان‌اند و طالب مصیبت‌زده بوَد، خاصه در طلبی که آن را نهایت نیست. هر که این رنگ جامه پوشد، باید که، چون آسمان عالی‌قدر و بلندهمت بوَد و بر همه‌کس سایه افکند و روز و شب از (حرکت) طلب نیاساید.

اگر پرسند که: خودرنگ از آنِ کیست؟

بگوی: این رنگ خاک است و از آنِ مردم نیکونهاد و خاکی و متواضع. هر که این رنگ جامه پوشد، باید که صفت تحمل بر وی غالب باشد به مثابه‌ای که اگر، چون خاک، لگدکوبِ هر بی‌باک گردد، ننالد و به عوض خار جفا، گُل مهر و وفا از بوستان صدق و صفا برویاند و غیر از این رنگ‌های دیگر که باشد، هر یکی را توجیه مناسب توان گفت.

اگر پرسند که: جمعی سیاه پوشان می‌گویند ما به جهت آن جامة سیاه کرده‌ایم که نفس را به تیغ مجاهدت کشته‌ایم و در ماتم او نشسته و جامة ماتم‌زدگان سیاه باشد، این سخن چگونه است؟

بگوی: این سخن اصلی ندارد؛ برای آنکه نفس را که به تیغ مجاهدت کشته‌اند، مسلمان بوده یا کافر؟ اگر مسلمان بوده، کشتن آن جایز نیست و اگر کافر بوده، ماتم او داشتن، روا نه.

اما طایفه دیگر که در اطوار انوار سبعه، نور سیاه بر ایشان متجلی شود، به رنگ آن جامه می‌پوشند ایشان را می‌زیبد و حال ایشان حالی دیگر است. (فتوت نامه سلطانی، ص۱۶۷ـ ۱۶۹).

 

آفرینش جهانی مثالی

بدین ترتیب این فتوت‌نامه هر کدام از رنگ‌های سفید، سبز، سیاه، کبود و خاکی را به صفتی از صفات اولیای حق مرتبط ساخته است. خرقه‌پوشان با استناد به این معانی، رنگ خرقة خویش را انتخاب می‌نمودند؛ رنگ‌هایی که هریک به مرتبتی معنوی اشاره داشتند.

حال در متن چنین فرهنگی، آیا می‌توان نگارگر یا نقاشی را یافت که به تصویرگری جهانی مثالی، معنوی یا مذهبی بپردازد و در تصویرکردن رنگ جامه اولیا به متونی که نشانی از رنگ‌ها می‌دهند، رجوع ننماید؟ عقل بنا به قرائن، بدین سؤال پاسخ مثبت می‌دهد گرچه متون تاریخی در باب این معنا کاملاً خاموشاند، اما آثاری، چون «خاوران‌نامه» که مضمونی به تمامی شیعی دارد و نیز نگاره‌هایی که به تصویر معراج پرداخته‌اند، ردپای تصویر عرفانی رنگ در نگارگری ایرانی را به تمامی بازنمایانده‌اند.

 

نتیجه

 نتیجه اینکه یکی از مهمترین و بنیادی‌ترین ویژگی‌های نگارگری اسلامی یعنی واقع‌گریزی رنگ و آفرینش جهانی مثالی و غیرواقعی در کاربرد رنگها، محصول نظر ویژه و متمایز قرآن و روایات (به عنوان منابع اصلی ایده، عقیده و اندیشه در تمدن اسلامی)، تأملات عمیق حکمی و فلسفی حکما و فلاسفة مسلمان، تحلیل تجربی دانشمندانی، چون ابن‌هیثم و مهمتر، پرداختِ مبتنی بر مکاشفه و شهود عرفای مسلمان بوده است.

شکی نیست که رویکرد قرآن و روایات در تصویرگری جهانی مثالی با استفاده از رنگ و نیز تأملات حکمی و عرفانی دربارة آن، جایگاه ویژه و متمایزی به این عنصر اصلی و ذاتی آثار هنری بخشیده است.

همچنین لزوم تطابق ذاتی میان ایده و قالب در تمدن اسلامی، سبب تصویرگری ایده نه بر اساس واقعیت عینی، که حقیقت ذاتی آن با استناد و تکیه بر متون قرآنی و عرفانی گردید.

بر این اساس نظام پرسپکتیو طبیعی از آثار رخت بربست و رنگ نیز به جای آنکه منطبق با حضور آن در طبیعت مادی باشد، سعی شد حقیقت مکنون آن را در منظرِ نظر ناظر، حاضر آورد.

تأویل نیز که ازجمله ویژگی‌های روشی اندیشة اسلامی است (به‌ویژه شیعی و عرفانی) در این معنا نقشی بنیادین ایفا نمود و در درک و دریافت باطن عالم و اشیا، عارف و هنرمند را مدد رساند، به‌ویژه آنگاه که این معانی به عنوان دستورالعمل خلق و آفرینش صناعات و هنر‌ها در قالب فتوت‌نامه‌ها دسته‌بندی و تدوین شدند. 
تمدن اسلامی در تاریخ خود از لحاظ دارابودن چنین منابعی، غنی و سرشار، اما از زاویه پرداخت نظری و تأملات عقلی و مهمتر تئوریزه‌کردن مبانی آن، ضعف و فقری جدی دارد.

پی نوشت ها: 
۱. امت من در روز قیامت، از آثار وضو، پیشانی نورانی دارند. مسند أبی یعلی، ج ۱۱، ص۲۹۵،
۲. سبز محبوب‌ترین رنگ نزد پیامبر (ص) بود.

 

/ انتهای پیام /

منبع: روزنامه اطلاعات 

گزارش خطا پسندها :