۱۴۰۴/۰۹/۲۵
۱۱:۳۷
کد خبر : ۱۱۴۰۲
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «مثلث» در گفت‌وگو با سعید آجرلو/ بخش دوم؛

تضعیف رسانه‌ها یک خطر امنیتی است

تضعیف رسانه‌ها یک خطر امنیتی است
ما چاره‌ای نداریم جز اینکه رسانه‌های داخلی‌مان را تقویت کنیم. چرا که خطر امنیتی آن کمتر است. وقتی رسانه داخلی را تقویت و به آن قدرت دهید، مدیریت آن هم راحت‌تر است؛ ضمن اینکه تولید محتوای مربوط به انقلاب اسلامی و در امتداد جمهوری اسلامی در اینجا شدنی است. من با رسانه اصول‌گرا و اصلاح‌طلب کار ندارم، می‌گویم با این کار می‌توانید هم رسانه‌تان را بالا ببرید و هم راحت‌تر تعامل و مدیریت کنید و در لحظات حساس با مردم گفت‌و‌گو کنید.
سعید آجرلو تحلیلگر سیاسی : سعید آجرلو

گروه فرهنگ و هنر «سدید»؛ عباد محمدی: سلسله گفت‌وگوهای ما بر تجربه زیسته مدیران رسانه اندیشه‌ای متمرکز است. سعید آجرلو در بخش نخست گفتگو ایده «بازسازی عقلانیت انقلابی در قالب رسانه گفت‌وگویی» را طرح کرد و در این بخش با تقدم مصاحبه بر مقاله و تحلیل، عملاً از برتری «کنش رسانه‌ای» بر «تکنیک رسانه‌ای» دفاع می‌کند. روایت او نشان می‌دهد رسانه زمانی اجتماعی می‌شود که هزینه بدهد، وارد تعارض شود و از منطق امنِ خنثی فاصله بگیرد؛ اما این مهم زمانی محقق می‌شود که از فروپاشی اقتصاد رسانه مکتوب جلوگیری شود. در ادامه مشروح بخش دوم گپ‌وگفت ما با فردی که ده سال سردبیری مجله «مثلث» را بر عهده داشته و در حال حاضر مدیرمسئول روزنامه «صبح نو» است را می‌خوانید.

 

برای یک گفت‌وگو گاهی یک سال وقت می‌گذاشتیم

به نظرتان آن جاهایی که جریان‌ساز شدید و موضوعات به سطح اجتماع رفت، چه عواملی در آن دخیل بوده است؟ آیا بر اثر نوع مصاحبه بوده یا عوامل دیگری مانند تیتر، صفحه‌بندی، عمیق‌شدن محتوا و... در آن نقش داشتند؟

آجرلو: موضع و مصاحبه. به‌عنوان نمونه، وقتی در داستان تصویب برجام، آقایان کوچک‌زاده و رسایی پلاکارد به دست گرفتند، ما حمله تندی به این دو نفر کردیم که بازتاب هم پیدا کرد. آنها از آن طرف نیز پاسخ می‌دادند و موضع می‌گرفتند. در مورد مصاحبه، ما اواخر دهه هشتاد یک گفت‌وگو با آقای «فرید حداد عادل» درباره شخصیت و زندگی «حاج‌آقا مجتبی تهرانی» گرفتیم که این هم خیلی دیده شد و فکر می‌کنم از مهم‌ترین مصاحبه‌ها درباره شخص ایشان است. یا مصاحبه آقای پورمحمدی علیه منافقین و بحث‌هایی که درباره قتل‌های زنجیره‌ای داشت هم بسیار بازخورد داشت. خیلی از این گفت‌وگوها داشتیم.

به نظرم مصاحبه از موضع مهم‌تر است. مزیت ما نیز این گفت‌وگوها بود. البته موارد دیگری مانند مقاله، پرونده و تحلیل بوده، اما آن چیزی که برش داشت، مصاحبه بود. طوری بود که بسیاری از افراد برای مصاحبه به ما اعتماد می‌کردند. البته این کار هم حوصله می‌خواهد، هم صبر، هم وقت‌گذاشتن و هم دقت و کسب اعتماد. به‌عنوان نمونه، خودم برای مصاحبه با برخی افراد بیش از یک سال وقت می‌گذاشتم تا اینکه اعتماد او جلب می‌شد و این هم کار سختی است. مصاحبه با آقای «حاتمی‌کیا» هم از این جهت مهم بود. ایشان به ما اعتماد کردند و مصاحبه مفصلی انجام دادند. خیلی مصاحبه مهم و خوبی شد و خیلی بازتاب داشت.

 

مجلات را نه سیاست بلکه اقتصاد از پا درآورد

در این مسیری که آمدید، مهم‌ترین موانع بر سر راه شما از تیم‌سازی گرفته تا مسئله اقتصادی و... چه بوده است؟

آجرلو: موضوع مالی و نیروی انسانی، یکی از حوزه‌های سخت کار فرهنگی بود و موضعی که می‌خواستم با سلیقه‌ها فاصله داشت؛ البته در دوره‌ای که مرحوم «خوش‌صحبتان» دبیر فرهنگ و اندیشه مثلث بودند، دوره خوبی بود. دوستان دیگر هم کمک کردند و کار را پیش بردند، اما آنجا کار سخت بود. البته در سیاست این موضوع را حل کردم و با نیروی انسانی کنار آمدیم. در مورد بحث مالی نیز واقعاً به ما فشار وارد می‌شد. استقلال مالی مجلات و رسانه‌های مکتوب از سال ۹۷-۹۸ سخت شد و در حال حاضر نیز نشدنی است و باید برای آن اقتصادی تعریف کرد.

بقیه موانعی که با آن مواجه می‌شدیم قابل‌حل بود. از سوی جریان‌های مختلف، نسبت به گفت‌وگوهایمان نقد وجود داشت و علیه ما گزارش هم می‌نوشتند، اما بالاخره با یکدیگر کنار می‌آمدیم. ما جزء کسانی بودیم که قدری هزینه دادیم، اما نهایتاً از جایی به بعد دیگر نمی‌توانستند بگویند مثلث، اصول‌گرا نیست. البته جریان اصول‌گرای دهه ۸۰ با اصول‌گرای دهه ۹۰ با هم فرق داشت و اصول‌گرایی الان نیز با دهه ۹۰ فرق دارد.

 

شما این مسئله را به‌عنوان یک مانع فرض می‌کنید یا به‌عنوان یک چالش؟

آجرلو: اول مانع بود و سپس چالش و بعد حل شد. چون وقتی ما را به رسمیت نمی‌شناختند، اذیت می‌شدیم؛ اما به‌تدریج پختگی به دست آوردیم و هم در مواضعمان این را دیدند و هم فضا تغییر کرد. در واقع گذر زمان، قدری به ما کمک کرد. خود سردار آجرلو نیز وقت بسیاری می‌گذاشت و رفاقت می‌کرد و ارتباط می‌گرفت که در رفع این چالش مؤثر بود.

 

آیا موقعیتی پیش آمد که فکر کنید دیگر بس است و مثلث را تعطیل کنیم؟

آجرلو: بله. در همان سالی که ماهنامه شدیم و به لحاظ مالی مشکل داشتیم، اما چون قدری مشغول روزنامه صبح نو شدم، کار ماهنامه از دستم در رفت. باید انتشار آن را ادامه می‌دادم. قدری افسوس آن را می‌خورم. باید آن را حداقل به‌صورت فصلنامه منتشر می‌کردم و تعطیل نمی‌کردم. البته مدام مترصد زمانی هستم تا بتوانم مجدداً انتشار آن را از سر بگیرم.

 

چه شد که به سراغ «صبح نو» رفتید؟

آجرلو: سال ۹۸ آقای مهدی‌پور به من پیشنهاد صبح نو را داد که در ابتدا نپذیرفتم، اما بعد از اصرارهای مکرر پذیرفتم. البته این را هم بگویم که تماماً تقصیر صبح نو نبود، بلکه خودم هم مقصر بودم و تنبلی کردم.

 

آن تیمی که در ماهنامه داشتید، همان تیم هفته‌نامه بود؟

آجرلو: بله تیم همان تیم هفته‌نامه بود و تغییر نکرد. البته در مورد مشکل مالی هم می‌شد آن را به‌گونه‌ای حل کرد. مثلث را به‌صورت آنلاین هم راه انداختیم، اما هزینه چندانی نداشت و در آن سراغ کار خیلی جدی نرفتیم؛ اما شاید بشود در مثلث جدید این کار را انجام دهیم.

 

آیا در طول سال‌های فعالیتتان در فضای سیاسی و اجتماعی کشور، عاملی بوده که باعث شود شما تغییر مسیر دهید و محتاطانه رفتار کنید و از چارچوب‌های خودتان قدری کوتاه بیایید؟

آجرلو: بله بوده است. در دوره‌ای که آقای رامین معاون مطبوعاتی بود، من رعایت می‌کردم و تا حدی خودم را سانسور می‌کردم.

 

برای اینکه در این فضا بمانید؟

آجرلو: بله. چون ما یک رسانه جدیدی بودیم، به همین جهت با آقای رامین مدارا می‌کردم.

 

راجع به پروژه‌هایی که در مجله شروع کردید یا میل داشتید انجام دهید، آیا جایی بوده که با شکست مواجه شوید؟

آجرلو: پروژه‌ای که با توقع و انتظار من جور در نیاید، خیر.

 

در ماهنامه به لحاظ فرم و گرافیک متفاوت از هفته‌نامه بودید یا خیر؟

آجرلو: گرافیک هفته‌نامه بد نبود، اما بلوغ گرافیک‌مان در ماهنامه بود.

 

اگر برگردیم از تصویر و آنلاین شروع می‌کنیم

آیا پروژه‌ای بوده که بخواهید انجام دهید و موفق به عملی‌کردن آن نشده باشید؟

آجرلو: یکی از کارهایی که فکر می‌کردم بتوانیم آنجا را سامان دهیم، این بود که تصویر را هم کنار مکتوب بیاوریم، اما نتوانستیم تصویر را به مکتوب پیوند بزنیم. یکی دو مورد مصاحبه تصویری گرفتیم، اما درنیامد که آن هم به دلیل بحث مالی بود. یعنی اگر دفتر یا استودیو داشتم، مشکل حل می‌شد. اما در بخش آنلاین توانستیم خودمان را حفظ کنیم. من هر وقت بخواهم مثلث را به‌صورت جدی دوباره راه بیندازم، از حوزه تصویر و تقویت آنلاین پیش می‌روم.

همچنین دوست داشتم یک شورای سیاست‌گذاری درست کنم که مثلاً ۷-۶ نفر از افراد مؤثر را دعوت کنم و ماهانه یک گعده‌ای تشکیل دهیم؛ به این صورت که در گعده‌هایمان یکبار مجله را بخوانند و نقد و بایدها و نبایدها را طرح کنند. باید این کار را هم انجام می‌دادم که اگر عملی می‌کردم، حتماً تجربه‌ای می‌شد و کمک کننده بود و همینطور بخش فضای مجازی مثلث می‌توانست قوی‌تر ظاهر شود؛ چون تولید زیاد داشتیم و انتقال آن به مجازی سخت بود. اما اگر عملی می‌شد، می‌توانستیم بیشتر سروصدا کنیم.

 

آیا این موارد را بعد از گذر این سال‌ها می‌گویید یا همان موقع نیز به این مسئله فکر می‌کردید؟

آجرلو: البته همان موقع نیز حس می‌کردم این مشکل را داریم، اما اگر بخواهم به عقب برگردم، باید این موارد را اصلاح کنم؛ یک زمانی در هفته‌نامه گرافیست صفحه اول را آوردم و در طول یک سال، کارهایی را انجام دادم و در ماهنامه هم آن را تکمیل کردم. به نظرم برای صفحه اول (جلد) باید چند روز وقت گذاشت. همچنین، چون برایم عکس خیلی مهم بود، آرشیو عکس خیلی قوی هم داشتم و در مثلث، عکس‌های پرتره و تمام قدِ خوبی از شخصیت‌های مصاحبه‌شونده می‌گرفتم. یک‌بار در اوایل دهه ۹۰ با ۱۲ شخصیت مصاحبه و از همه یک شکل عکس گرفتیم و ۱۲ کاور درست کردیم که خروجی آن هم کار خوبی شد.

 

آیا مسیر طی کرده‌ای بودید که احساس می‌کردید باید از آن مسیر بازگردید؟

آجرلو: بله. در خصوص مصاحبه‌ها چند موردی بود. به‌عنوان نمونه یک مصاحبه با آقای «صادق» در ریاست‌جمهوری دولت آقای روحانی رفتیم که رفتار محترمانه‌ای با ما نداشت. یک‌بار قرار بود با آقای «رحیم صفوی» مصاحبه کنیم، ولی نحوه هماهنگی فرد هماهنگ‌کننده به‌گونه‌ای بود که آقای رحیم صفوی آماده مصاحبه نبودند. یک‌بار هم قرار بود با آقای «محسن رضایی» مصاحبه کنیم، اما وقتی برای مصاحبه رفتیم، تصور این بود که قرار هماهنگ شده صرفاً یک جلسه است نه مصاحبه!

 

در مورد موضوع یا روند کار چطور؟

آجرلو: اگر به عقب باز می‌گشتم، حلقه ارتباطی با اندیشکده‌ها را ایجاد می‌کردم.

 

صداوسیما با یک دایره بسته حرف می‌زند، نه با مردم

در حال حاضر، مسئله فضای دیجیتال و رقابت آن با حوزه اندیشه قدری بستر و محل چالش است. شما در صحبت‌هایتان اشاره کردید که اقتصاد مجله خیلی سخت شده است و مانند گذشته نیست. به نظرتان در چنین شرایطی برای اینکه یک مجله زنده بماند و مخاطب داشته باشد، چه کاری باید انجام دهیم؟

آجرلو: به نظرم باید مجله تصویری درست کنیم. در مثلث در ذهنم بود که این کار را انجام دهیم؛ یعنی همان محتوایی را که در مکتوب منتشر می‌کنیم، در فرمِ تصویر و با جذابیت‌های تصویر درآوریم و بعد هم در یوتیوب قرار دهیم و از آن درآمدزایی کنیم. البته اگر زمانی فراغت داشته باشم و با مشکل مالی مواجه نباشم، مثلث را در این فرم ادامه خواهم داد؛ یعنی محتوای مجله را به‌صورت تصویری تولید و در فضای وب و شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنم. ما غیر از این راهی نداریم و باید به این سمت حرکت کنیم. هم تلویزیون «آن» و هم تلویزیون «همشهری» بر اساس این ایده شکل گرفته است. البته شبکه افق نیز زمانی به سمت درست‌کردن تلویزیون حرکت کرد، اما به دلیل اینکه مخاطب خود را خیلی خوب تعریف نکرد، توفیق بزرگ نداشت. اگر به‌عنوان رسانه نتوانیم با مخاطب معمولی حرف بزنیم، اصلاً فایده‌ای ندارد.

نقدی که من به سازمان تبلیغات و صداوسیما دارم، این است که یک دایره کوچک درست کرده‌اند و فقط با آنها حرف می‌زنند؛ درحالی‌که این دو نهاد، برای همه مردم ایران هستند. من نمی‌گویم از اصولشان کوتاه بیایند، اما باید دایره مخاطب خود را گسترده و حاج‌قاسم‌وار نگاه کنند. مگر پیامبر اکرم (ص) فقط با اقوام و دوستان خود صحبت می‌کرد؟ ایشان پیام جهانی صادر می‌کرد؛ لذا باید از این پیله در رسانه‌های رسمی‌مان جدا شویم و اگر این مهم صورت گیرد، می‌شود به حرف‌زدن با همه امیدوار بود.

ما چاره‌ای نداریم جز اینکه رسانه‌های داخلی‌مان را تقویت کنیم. چرا که خطر امنیتی آن کمتر است. وقتی رسانه داخلی را تقویت و به آن قدرت دهید، مدیریت آن هم راحت‌تر است؛ ضمن اینکه تولید محتوای مربوط به انقلاب اسلامی و در امتداد جمهوری اسلامی در اینجا شدنی است. من با رسانه اصول‌گرا و اصلاح‌طلب کار ندارم، می‌گویم با این کار می‌توانید هم رسانه‌تان را بالا ببرید و هم راحت‌تر تعامل و مدیریت کنید و در لحظات حساس با مردم گفت‌وگو کنید. به نظرم رسانه‌های ما ضعیف هستند و باید تقویت شوند. در حال حاضر ما چیزی به اسم وزارت ارشاد نداریم. کاری با شخص وزیر ندارم، اما وزارت ارشاد باید تعریف شود. فیلمی که در یوتیوب به‌صورت غیرقانونی قابل‌دسترس است، اینستاگرامی که اولین رسانه نسل z است، نشانگر همین مسئله است. یعنی ما یک صداوسیما داریم که دست ما نیست. این شرایط در حالی است که اگر شما بخواهید از یک کتاب ۵۰۰ نسخه منتشر کنید، باید چند ماه در وزارت ارشاد معطل بمانید تا بتوانید رضایت وزارتخانه را کسب کنید. اما درعین‌حال الان می‌توانید پی‌دی‌اف مجله و کتاب را در شبکه‌های اجتماعی قرار بدهید و آن را بفروشید. مگر آقای زیباکلام کتاب‌هایش را آنلاین منتشر نکرد؟ الان در شرایطی قرار داریم که پلتفرم‌ها بساط نظارت را هم برهم زده‌اند.

 

به نظرتان این ادعا که گفته می‌شود مجلات نخبگانی در جامعه تأثیرگذاری ندارند، چه میزان درست است و اگر بیش از این بخواهند اثرگذار باشند باید چه کاری انجام دهند؟

آجرلو: به نظرم مجلات نخبگانی تأثیر خود را دارند، اما برای تأثیرگذاری بیشتر باید آنلاین و تصویری شوند. این جریان ایرانشهری در رسانه از کجا درست شد؟ آقای قوچانی در «مهرنامه» بالا آورد. یک بخش هم «سیاست‌نامه» مؤثر بود؛ لذا رسانه بسیار تأثیرگذار است. افکار افرادی مثل عبدالکریم سروش از کجا بالا آمدند؟ از همین مجلات حلقه کیان؛ لذا می‌خواهم بگویم ممکن است تیراژشان زیاد هم نباشد، اما بسیار مؤثر هستند.

 

باید صدای دانشگاه را به جامعه رساند

به نظرتان اگر مجلات اندیشه‌محور یک روز نباشند، چه اتفاقی می‌افتد؟

آجرلو: کشور ایران کشور درگیر مبانی معرفت‌شناسی است. وجود احزاب و گروه‌هایی چون اخباریون، اصولیون، چپ فرانکفورتی، چپ توده‌ای، راست معتدل و افراطی و... حاصل دعواها و نزاع‌های فکری و دانشگاه قوی است. اگر این را نداشته باشیم، حتماً کشور شکست خورده‌ای خواهیم بود. همین کارهایی که امثال سروش، شریعتی و شهید مطهری و دیگران در کشور ما انجام دادند، در دوره‌ای الهام‌بخش جریانات اسلام‌گرای ترکیه‌ای بوده است؛ لذا ما خیلی پیشرو بوده و هستیم. در کشورمان نظریه‌پرداز داریم و بحث تالیف و ترجمه هم فعال است. کار مجلاتمان نیز نوعی عمومی کردن این مباحث است. به‌عنوان نمونه، «مهرنامه» یک مناظره‌ای از «یوسف اباذری» و «کچوئیان» درباره جامعه‌شناسی چاپ کرد که موضوع مهمی است. در دانشگاه از این دست مباحث مهم صورت می‌گیرد، گرچه کم رونق شده است. آن چیزی که جریان نخبگی دانشگاهی و سیاستگذار باید حول آن باشد، برگزاری مباحثی از این دست است. اینکه ملی‌گرایی نسبت به ۳۰ -۲۰ سال پیش رشد کرده است، از کجا باید بحث و فهمیده شود؟ یا نقد مبانی سیاست داخلی کجا باید صورت گیرد و موضوعات آن یک بار چکش بخورد؟ در حال حاضر اگر ماهنامه مثلث را داشتم، همین سوال را می‌پرسیدم که ترامپ می‌خواهد چه کاری انجام دهد؟ چهارسال دیگر قرار است دنیا چه شکلی شود؟

قاعدتاً صحبت‌کردن درباره چنین موضوعاتی در روزنامه سخت است. به تلویزیون هم امیدی نیست. الان یک «مدرسه آزادفکری» قابل اعتناست که به نظرم رسانه خیلی موفقی است. همه رسانه‌ها باید به این سمت بروند که چنین تولیداتی داشته باشند. درباره این موضوعات باید حرف زده شود تا هم ذهن سیاست‌گذار نسبت به این مسئله باز شود و هم فاصله روشنفکر و سیاست‌گذار کاهش یابد. این‌گونه نباشد که ما در دو جزیره جدا باشیم و حاکمیت یک طور فکر کند و روشنفکر نیز طور دیگر. رسانه واقعاً می‌تواند اینها را به هم نزدیک کند و صداهای اینها را به هم برساند. اگر صداهای این دو به هم نرسد، چون سطح پایین جامعه نیز به بالا نگاه می‌کند، تنش اجتماعی ایجاد می‌شود.

 

برای تنظیم‌کردن ریل مجلات نخبگانی و اندیشه‌ای چه توصیه‌ای به سیاست‌گذار و اصحاب این رسانه‌ها دارید؟

آجرلو: رسانه‌های مکتوب نخبگانی باید اقتصادشان را قوی کنند و تحملشان را بالاتر ببرند. البته تحمل‌پذیری قدر زیادی بالا رفته است، اما اگر اقتصاد تقویت شود، نیروی انسانی نیز پای کار می‌آید و وقت می‌گذارد. این حتماً به نفع جمهوری اسلامی است که رسانه‌های مستقل قدرتمند داشته باشد؛ چرا که به موقع می‌تواند با آنها تعامل کند و باتوجه‌به آن چیزی که خارج کشور و در فضای مجازی تولید می‌کنند، محتواهای تولیدی رسانه‌های داخلی نیز در مجموع قابل‌قبول است. البته ستاد آن در وزارت ارشاد است، اما این وزارتخانه در حال حاضر در بازی نیست. فقط وقت خود را مصروف به این کرده که به فلان فیلم مجوز بدهد یا نه، درحالی‌که امروز اگر فیلمی ساخته شود، حتماً همه می‌بینند!

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :