۱۴۰۴/۰۷/۰۸
۰۸:۴۲
کد خبر : ۱۱۴۰۴
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «خردورزی» در گفت‌و‌گو با رفیع‌الدین اسماعیلی/ بخش اول؛

رسانه‌های مکتوب با دنیای دیجیتال هوشمندانه و راهبردی مواجه شوند

رسانه‌های مکتوب با دنیای دیجیتال هوشمندانه و راهبردی مواجه شوند
 مسیر کار مجلات مکتوب به‌شدت سخت است؛ به مراتب این حوزه از نگارش کتاب، نگارش مقالات علمی - پژوهشی، مجلات پژوهشی و حتی رسانه‌های تصویری سخت‌تر محسوب می‌شود. اما آنچه اهمیت استمرار را روز به روز بیشتر می‌کند، پر کردن یک حلقه مفقوده است. مجلات مکتوب کاری را انجام می‌دهند که از عهده هیچ رسانه مکتوب یا تصویری دیگری برنمی‌آید.
رفیع الدین اسماعیلی تحلیل‌گر رسانه و ارتباطات : رفیع الدین اسماعیلی

گروه فرهنگ و هنر «سدید»؛ در پرونده «الگوی اثرگذاری فرهنگی و اجتماعی توسط رسانه‌های نخبگانی مکتوب انقلاب اسلامی» نگاهمان به مجله‌هایی است که در جامعه امتداد داشته‌اند. «تعطیلی مجلات»، ادعای پرتکرار «بی‌تأثیربودن»، «القای خوانده نشدن»، «نگاه درآمدی» و مواردی از این دست، ما را مجاب کرد که به این پرونده ورود کنیم. به نظر می‌رسد که درباره ارزش کار اندیشه‌ای دچار یک ابهام جدی هستیم و طبیعتاً الگوهای مطلوب و اثرگذار نیز روایت نشده‌اند تا برخی از مجلات به‌روز شوند یا سیاست‌گذار با دید بازتری به این مسئله نگاه کند. به همین منظور گفتگویی با دکتر رفیع‌الدین اسماعیلی ترتیب دادیم تا الگوی کنش او در حوزه ژورنالیسم اندیشه را مورد بررسی قرار دهیم. اسماعیلی دکتری فرهنگ و ارتباطات دارد و مدیر سابق گروه فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام حسین (ع) است و سردبیری مجله خردورزی را برعهده دارد؛ مجله‌ای که تمرکز اصلی آن روی «علوم شناختی» است. مشروح بخش نخست این گپ‌وگفت در ادامه از منظر نگاه شما می‌گذرد.

 

نگاه متفاوت به علوم شناختی

لطفاً در شروع گفت‌وگو بفرمایید چطور شد که تصمیم به راه‌اندازی مجله «خردورزی» گرفتید؟ ایده اولیه از کجا آمد؟

اسماعیلی: شکل‌گیری فصلنامه علوم اجتماعی خردورزی، محصول یک فرآیند عمیق تأمل در وضعیت نظام انتشارات علمی کشور و درک ضرورت‌های زمانه بود. این داستان نه صرفاً حکایت تأسیس یک مجله، بلکه روایت حرکتی فکری و فرهنگی است که از رصد دقیق خلأهای موجود در عرصه انتشارات علمی آغاز شد. نقطه عطف این مسیر، مواجهه با این پارادوکس بود که چرا جبهه انقلاب اسلامی، علی‌رغم موفقیت‌های خوبی در راه‌اندازی خبرگزاری‌های عمومی و پایگاه‌های خبری، کمتر به تولید ژورنال‌های تخصصی با استانداردهای بین‌المللی در علوم انسانی و اجتماعی توجه نشان داده است. این مشاهده، بستر شکل‌گیری جلسات هم‌اندیشی شد که در آنها ضرورت ایجاد رسانه‌ای علمی مورد بحث و بررسی قرار گرفت. اما آنچه این مجله را از سایر رسانه‌های علمی متمایز می‌کند، رویکرد منحصربه‌فرد آن به «علوم شناختی» است. این رویکرد نه یک انتخاب اتفاقی، بلکه نتیجه درک عمیق از ضرورت‌های معرفت‌شناختی عصر حاضر است.

 

اگر ممکن است، مسئله «علوم شناختی» را بیشتر توضیح دهید؟

اسماعیلی: علوم شناختی، حوزه‌ای بین‌رشته‌ای است که از تلاقی روان‌شناسی، زبان‌شناسی، علوم کامپیوتر، فلسفه ذهن، عصب‌شناسی و انسان‌شناسی شکل گرفته است. این علم، تلاش می‌کند فرآیندهای ذهنی انسان نظیر یادگیری، حافظه، توجه، زبان، تفکر و حل مسئله را از زوایای مختلف درک کند. تعریف سنتی غربی از علوم شناختی، عمدتاً بر پردازش اطلاعات ذهنی متمرکز است و انسان را به‌عنوان سیستمی برای دریافت، پردازش و بازتولید اطلاعات در نظر می‌گیرد. این نگاه، اگرچه دستاوردهای مهمی داشته، اما محدودیت‌های بنیادی نیز دارد؛ نخست اینکه احساسات، معنویت و ابعاد فراتر از ماده را نادیده می‌گیرد. دوم اینکه انسان را صرفاً ماشینی پیچیده برای پردازش اطلاعات تلقی می‌کند و از نقش نفس، روح و قلب در فرآیندهای شناختی غافل است.

علوم شناختی، حوزه‌ای بین‌رشته‌ای است که از تلاقی روان‌شناسی، زبان‌شناسی، علوم کامپیوتر، فلسفه ذهن، عصب‌شناسی و انسان‌شناسی شکل گرفته است.

رویکرد مجله خردورزی به علوم شناختی، در تقابل با این نگاه تک‌بعدی، نگاهی جامع و اسلامی ارائه می‌دهد که در آن فرآیندهای شناختی، نه‌تنها شامل پردازش‌های ذهنی، بلکه تأثیرات نفس، قلب، روح و معنویت نیز هستند. در این رویکرد، شناخت، فرآیندی کل‌نگر است که در آن:

۱. بعد عقلانی: شامل تفکر منطقی، استدلال، حل مسئله و پردازش اطلاعات.

۲. بعد عاطفی: شامل احساسات، انگیزه‌ها و حالات روحی که بر شناخت تأثیر می‌گذارند.

۳. بعد معنوی: شامل ارزش‌ها، اعتقادات و تجارب معنوی که در شکل‌گیری جهان‌بینی نقش دارند.

۴. بعد اجتماعی - فرهنگی: شامل تأثیر محیط، فرهنگ و تعاملات اجتماعی بر فرآیند‌های شناختی.

۵. بعد تجسمی: شامل نقش بدن، حواس و تجارب فیزیکی در شکل‌گیری شناخت.

این نگاه چندبعدی مبتنی بر انسان‌شناسی اسلامی است که انسان را موجودی با ابعاد مختلف جسمی، نفسی، عقلی و روحی می‌داند. در این چارچوب، قلب نه صرفاً عضوی برای پمپاژ خون، بلکه مرکز درک معنوی و بصیرتی است که در فرآیندهای شناختی، نقش محوری ایفا می‌کند. همچنین نفس با تمام مراتب و تجلیات آن، عاملی تأثیرگذار بر نحوه درک، تفسیر و واکنش به محیط محسوب می‌شود.

 

یعنی مجله خردورزی تمرکز خود را روی علوم شناختی گذاشته است؟

اسماعیلی: بله. فصلنامه خردورزی از همان ابتدا، تمامی موضوعات خود را از دریچه علوم شناختی بررسی می‌کند. این رویکرد، فراتر از یک انتخاب روش‌شناختی به فلسفه بنیادین مجله تبدیل شده است و هر شماره، صرف‌نظر از موضوع محوری، با این پرسش کلیدی آغاز می‌شود: «چگونه فرآیندهای شناختی انسان در شکل‌گیری، درک و تعامل با این موضوع نقش ایفا می‌کنند؟»

 

در کشاکش تأثیرگذاری و عمق علمی

آیا نخستین تجربه ژورنالیسم اندیشه شما با مجله خردورزی بود یا قبلاً نیز فعالیتی در حوزه اندیشه داشتید؟

اسماعیلی: مجله خردورزی نخستین تجربه رسمی ما در حوزه ژورنالیسم اندیشه محسوب می‌شود؛ هرچند که سابقه فعالیت در عرصه اندیشه به سال‌های پیشین بازمی‌گردد. ژورنالیسم اندیشه یکی از عرصه‌های کلیدی کاشت شبهات فکری، جریان‌سازی‌های روشنفکرانه و مدیریت ذهن جامعه دانشجویی بوده است. ما که از سال‌های گذشته به‌شدت در پی تأثیرگذاری عمیق در مواجهه با فعالیت‌های دشمن در عرصه‌های فکری، هنری و فرهنگی بودیم، قاعدتاً تجربه‌های متعددی در حوزه‌های مختلف کسب کرده بودیم؛ اما نتیجه رسمی و محصول نهایی این تجربه‌ها در قالب مجله خردورزی متبلور شد و نمود یافت.

 

وقتی اولین شماره مجله منتشر شد، شما چه هدفی را دنبال می‌کردید؟ آیا این هدف در طول زمان تغییر کرد یا اینکه اهداف ثانویه دیگری هم به اهداف اولیه‌تان اضافه شد؟

وقتی اولین شماره خردورزی را منتشر کردیم، هدف اصلی ما این بود که به‌عنوان یک مجله اندیشه‌ای با هویت اسلامی - انقلابی، تأملی عمیق بر تطبیق مبانی نظری اسلام با انگاره‌های شناختی انسان در جامعه مدرن ارائه دهیم

اسماعیلی: بله، قطعاً. وقتی اولین شماره خردورزی را منتشر کردیم، هدف اصلی ما این بود که به‌عنوان یک مجله اندیشه‌ای با هویت اسلامی - انقلابی، تأملی عمیق بر تطبیق مبانی نظری اسلام با انگاره‌های شناختی انسان در جامعه مدرن ارائه دهیم، اما در طول زمان و در فرایند کار، دو تحول مهم رخ داد: نخست اینکه همان هدف اولیه‌مان عمق و پختگی بیشتری یافت و عمیق‌تر شد. دوم اینکه اهداف فرعی جدیدی نیز مشخص شد؛ چه در بُعد سلبی یعنی مقابله با انحرافات فکری و چه در بُعد ایجابی و آن هم این بود: ترویج و توسعه اندیشه‌های بنیادین اسلامی؛ بنابراین می‌توان گفت که هدف اصلی تغییر نکرد، بلکه بالیده و کامل‌تر شد و درعین‌حال اهداف تکمیلی دیگری نیز به مجموعه اهداف ما افزوده گردید.

 

مهم‌ترین قدم‌هایی که برای شکل‌دادن به مجله برداشتید چه بود؟ این سؤال ازاین‌جهت مهم است که بدانیم اکنون اگر افرادی می‌خواهند به سراغ ژورنالیسم اندیشه بروند، باید چه اقتضا و الزاماتی را در نظر بگیرند. آیا به نظر شما اکنون الزامات و اقتضای ایجاد یک محیط اندیشه‌ای (به‌ویژه مجله مکتوب) با گذشته تغییر چندانی کرده است؟

اسماعیلی: انتخاب موضوعات، نخستین گام در راهبرد مخاطب‌سازی بوده است. به جای پرداختن به موضوعات صرفاً آکادمیک و انتزاعی، مجله بر مسائل «مبتلابه» و کاربردی جامعه تمرکز کرده است؛ موضوعاتی نظیر «آسیب‌ها و چالش‌های نهاد علم»، «حکمرانی»، «اقتصاد»، «زن و جنسیت»، «علوم شناختی» و «جامعه‌شناسی شناختی» که همگی از مسائل کلیدی و روزآمد جامعه ایرانی هستند و برای متخصصان و عموم جامعه تحصیل‌کرده، اهمیت و جذابیت دارد.

رویکرد «پرونده‌محور» که از مطالعه ژورنال‌های موفق خارجی اقتباس شده، یکی از کلیدی‌ترین نوآوری‌های مجله در زمینه مخاطب‌سازی است. این شیوه که بر «تمرکز بر یک موضوع خاص و نگاه به آن موضوع از دریچه‌های مختلف» استوار است، امکانات متعددی برای مخاطبان مختلف فراهم می‌کند؛ به‌طوری‌که مخاطبان می‌توانند بر اساس علاقه، سطح دانش و زمان در دسترس، بخش‌های مختلف هر شماره را مطالعه کنند.

استفاده از فضای مجازی برای مخاطب‌سازی، راهبردی هوشمندانه بوده که امکان آشنایی اولیه مخاطبان با مجله و محتوای آن را فراهم کرده است. ایجاد محتوای تعاملی در اینستاگرام و ایتا، نه‌تنها برای معرفی مجله، بلکه برای ایجاد انگیزه مطالعه و درگیری عمیق‌تر با محتوا عمل کرده است

شیوه ارائه محتوا نیز با دقت طراحی شده است. هر پرونده شامل مقالاتی با سطوح مختلف پیچیدگی است که از مقالات مقدماتی و کلی آغاز شده و به‌تدریج به سمت تحلیل‌های تخصصی‌تر حرکت می‌کند. این ساختار، امکان ورود تدریجی مخاطب به موضوع را فراهم کرده و از احساس سردرگمی یا دلسردی جلوگیری می‌کند. توجه به جنبه‌های بصری و طراحی، بخش مهمی از راهبرد مخاطب‌سازی است. مجله به «نکات ظریف و جزئی صفحه‌آرایی»، «نوع پردازش رنگ» و کیفیت چاپ اهتمام ویژه دارد. این توجه به ظاهر و قابلیت خوانایی، نه‌تنها جذابیت بصری را افزایش می‌دهد، بلکه فرآیند مطالعه را آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کند.

استفاده از فضای مجازی برای مخاطب‌سازی، راهبردی هوشمندانه بوده که امکان آشنایی اولیه مخاطبان با مجله و محتوای آن را فراهم کرده است. ایجاد محتوای تعاملی در اینستاگرام و ایتا، نه‌تنها برای معرفی مجله، بلکه برای ایجاد انگیزه مطالعه و درگیری عمیق‌تر با محتوا عمل کرده است. کنشگری فعال در معرفی مجله به اساتید مطرح و دعوت رسمی از آنها برای نقد و بررسی، راهبردی است که کیفیت و اعتبار مجله را تضمین می‌کند و درعین‌حال، مخاطبان جدید را از طریق توصیه متخصصان جذب می‌کند. این رویکرد، بر اصل «تأیید همتایان» استوار است که یکی از مؤثرترین روش‌های جذب مخاطب در حوزه علمی محسوب می‌شود.

نتایج این راهبردها در بازخوردهای دریافتی به‌وضوح مشهود است؛ استفاده اساتید دانشگاه از مجله «به‌عنوان متن تحقیقاتی و مطالعاتی» برای دانشجویان، نشان‌دهنده موفقیت در دستیابی به استانداردهای علمی موردنیاز آموزش عالی است. همچنین استفاده «اساتید و سخنوران مطرح حوزه‌های علمیه از مطالب مناسب و طرح شده در مجله برای ارائه در اقشار عمومی جامعه»، بیانگر موفقیت در ایجاد محتوایی است که هم عمق علمی دارد و هم قابلیت انتقال به سطوح مختلف جامعه را داراست.

 

ترجیح رویکرد تک‌موضوعی در هر شماره

آیا شما هر شماره از خردورزی را با چند پرونده منتشر می‌کردید یا به‌صورت تک‌موضوعی پیش می‌رفتید؟

اسماعیلی: به‌صورت تک موضوع به یک مسئله مشخص می‌پردازیم. در شماره نخست، پس از انتشار چهارده پیش‌شماره با محوریت «آسیب‌ها و چالش‌های نهاد علم»، مجله به بررسی این پرسش پرداخت که چرا جامعه علمی ایران باوجود ظرفیت‌های موجود، نتوانسته به جایگاه مطلوب دست یابد. در شماره دوم با محوریت «حکمرانی»، از منظر علوم شناختی به این پرسش پرداخته شد که چگونه فرآیندهای شناختی حاکمان و محکومان بر کیفیت حکمرانی تأثیر می‌گذارد. در شماره سوم با محوریت «اقتصاد»، چگونگی تأثیر باورها، انتظارات و احساسات بر رفتار اقتصادی افراد و جوامع، از منظری نوین مورد بررسی قرار گرفت. در شماره چهارم با محوریت «زن و جنسیت»، مجله با استفاده از ابزارهای علوم شناختی، فرآیندهای شکل‌گیری هویت جنسیتی، نقش فرهنگ و جامعه در ساخت ذهنیت‌های مربوط به جنسیت، و تأثیر رسانه‌ها بر تصورات جامعه از نقش‌های زنانه و مردانه را تحلیل کرد. در شماره‌های بعدی نیز همین رویکرد تداوم یافت و موضوعاتی نظیر هوش مصنوعی، فناوری‌های نوین و مسائل اجتماعی معاصر، همگی از دریچه علوم شناختی مورد بررسی قرار گرفتند. این رویکرد، امکان درک عمیق‌تر از پیچیدگی‌های رفتار انسانی و تعاملات اجتماعی را فراهم می‌کند.

 

شما در صحبت‌هایتان اشاره کردید که چهارده پیش‌شماره منتشر کردید. دلیل خاصی برای این اقدام داشتید؟

اسماعیلی: فرآیند عملیاتی‌شدن این ایده با رویکردی علمی و تدریجی دنبال شد. از اردیبهشت ۱۳۹۹ تا شهریور ۱۴۰۱، مجله دوره‌ای دوساله را صرف انتشار چهارده پیش‌شماره دیجیتال کرد. این مرحله، فراتر از یک اقدام تبلیغاتی، آزمایشگاهی عملیاتی برای کشف هویت، تعیین سبک و شناسایی مخاطبان هدف بود. موضوعات این پیش‌شماره‌ها نظیر «زن در جامعه ایرانی»، «پدیده سلبریتی»، «اقتصاد شناختی»، «سینمای شناختی»، «مذهب و شناخت» و «معنویت‌های نوظهور»، نشان‌دهنده نگاهی چندبعدی و امروزی به مسائل اجتماعی ایران بود.

یکی از ویژگی‌های بارز این دوره، توجه هم‌زمان به محتوا و فرم بود. تیم مجله نه‌تنها به عمق علمی مطالب، بلکه به جنبه‌های ظریف صفحه‌آرایی، پردازش رنگ و زیبایی‌شناسی بصری نیز اهتمام داشت. نکته تمایز خردورزی در این مرحله، اتخاذ رویکرد «یک موضوع محوری در هر شماره» و تحلیل آن از ابعاد گوناگون بود. این شیوه که در زمان شروع به کار خردورزی خیلی در میان مجلات فارسی‌زبان مرسوم نبود، اما در شرایط کنونی الگویی شده که برخی مجلات دیگر نیز از آن بهره می‌برند.

 

در ادامه هم تصمیم به انتشار رسمی و مکتوب شدن مجله گرفتید. اگر ممکن است در این باره توضیح دهید.

اسماعیلی: انتقال از مرحله آزمایشی به انتشار رسمی در بهمن ۱۴۰۱ با اخذ مجوز چاپ صورت گرفت و رسالت مجله در ایجاد تعمق و تضارب آرا در مسائل کلیدی جامعه قرار گرفت. مسیر تکامل مجله از شماره‌ای به شماره دیگر، نشان‌دهنده رشد تدریجی و هدفمند است از «آسیب‌ها و چالش‌های نهاد علم» در شماره نخست، گذر به «حکمرانی» در شماره دوم، «اقتصاد» در شماره سوم، «زن و جنسیت» در شماره چهارم، «علوم شناختی» در شماره پنجم، «کارکردهای علوم شناختی و فناوری‌های نوین»، «هوش مصنوعی»، «جامعه‌شناسی شناختی و بررسی شناختی مسئله فلسطین» و موضوعات پیش رو، مسیری منطقی و پیوسته را نشان می‌دهد که از مسائل بنیادین علم آغاز شده و به سمت کاربردهای عملی و چالش‌های معاصر حرکت کرده است.

 

توانستیم پلی میان دانشگاه و جامعه باشیم

آیا از اولین شماره‌ای که منتشر شد، بازخوردهایی گرفتید که اکنون نیز در خاطر شما مانده باشد؟ در این سال‌ها بازخوردی بوده است که در ادامه فعالیت شما تأثیرگذار بوده باشد؟

اسماعیلی: گستره بازخوردها واقعاً متنوع بوده است؛ چه از سوی مسئولین فرهنگی و چه از جانب اساتید و نخبگان علاقه‌مند به موضوعات روز. اما دو دسته از بازخوردها از همان ابتدا برای ما جالب‌توجه بود؛ دسته نخست، علی‌رغم اینکه مجله خردورزی یک مجله ژورنال است، پس از انتشار شماره‌های اول، با تماس‌هایی از چندین استاد مختلف مواجه شدیم که درخواست گرفتن فایل مطالب را برای بهره‌برداری بیشتر و استفاده در پژوهش‌های خود داشتند. این نشان می‌داد که محتوای تولیدی ما از عمق و کیفیت مناسبی برخوردار است.

دسته دوم، سخنوران حوزه‌های علمیه بودند که چندین نفر از انجمن‌های مختلف خطبا پیام می‌فرستادند و اعلام می‌کردند که از مطالب مطرح‌شده در مجله بسیار استفاده کرده‌اند. جالب اینجا بود که برخی صراحتاً می‌گفتند: «ما فیش‌برداری می‌کنیم تا از این محتوا برای منبر بهره‌مند شویم.» این بازخوردها نشان می‌داد که مجله توانسته است پلی میان دانشگاه و جامعه یا میان اندیشه و عمل ایجاد کند و این همان هدفی بود که از ابتدا دنبال می‌کردیم.

 

مسیر کار مجلات مکتوب، سخت‌تر از نگارش کتاب

مجلات مکتوب برای اساتید دانشگاهی و اساتید حوزوی که شاید کمتر با دغدغه‌های عمومی و چالش‌های جامعه آشنا باشند، ظرفیت آشنایی بهینه‌ای فراهم می‌کنند. آنها پلی میان برج عاج دانشگاه و زندگی واقعی مردم ایجاد می‌کنند و به همین دلیل است که علی‌رغم تمام سختی‌ها، ارزش ادامه این مسیر روز به روز آشکارتر می‌شود.

مسیر این کار چقدر سخت بود؟ آیا ارزش دارد که هنوز در این مسیر بمانید؟

اسماعیلی: مسیر کار مجلات مکتوب به‌شدت سخت است؛ به‌مراتب این حوزه از نگارش کتاب، نگارش مقالات علمی - پژوهشی، مجلات پژوهشی و حتی رسانه‌های تصویری سخت‌تر محسوب می‌شود. اما آنچه اهمیت استمرار را روز به روز بیشتر می‌کند، پر کردن یک حلقه مفقوده است. مجلات مکتوب کاری را انجام می‌دهند که از عهده هیچ رسانه مکتوب یا تصویری دیگری برنمی‌آید؛ آنها چالش‌های اجتماعی که عمقی فراتر از تصویر دارند را به قلم می‌کشند و به مطالبی می‌پردازند که دغدغه‌ای فراگیرتر نسبت به مطالب علمی و پژوهشی دارد؛ درعین‌حال که ظرفیت ورود به کتاب نیز ندارد تا ایده، نظریه و چالش در مجله پخته شود.

مجلات مکتوب برای اساتید دانشگاهی و اساتید حوزوی که شاید کمتر با دغدغه‌های عمومی و چالش‌های جامعه آشنا باشند، ظرفیت آشنایی بهینه‌ای فراهم می‌کنند. آنها پلی میان برج عاج دانشگاه و زندگی واقعی مردم ایجاد می‌کنند و به همین دلیل است که علی‌رغم تمام سختی‌ها، ارزش ادامه این مسیر روز به روز آشکارتر می‌شود.

 

آیا تابه‌حال پیش‌آمده که احساس کنید ادامه‌دادن این کار سخت‌تر از چیزی است که تصور می‌کردید؟

اسماعیلی: تقریباً ماه آخر هر شماره تا یک ماه بعد از انتشار، این حس را تجربه می‌کنیم.

 

تیم‌سازی، چالش بزرگ نشریه

مهم‌ترین موانعی که سر راهتان قرار گرفت، چه بود؟ از نظر تولید محتوا، فروش، اداری، مالی، فرم‌بندی، محل فعالیت، ساختار محتوایی، تیم‌سازی و...

اسماعیلی: تقریباً تمام مواردی که بیان کردید، هرکدام به نوع خودشان موانع و سختی‌هایی داشتند و دارند. در تولید محتوا، تفهیم سبک مجلات ژورنال و تخصصی که نه کتاب باشد و نه مجله پژوهشی، سختی‌های فراوانی داشته است. باید محتوایی تولید کنیم که هم عمق علمی داشته باشد و هم قابلیت خوانش عمومی را حفظ کند. در حوزه فروش، باتوجه‌به جذابیت روزافزون رسانه‌های دیگر، فروش فرآیند بسیار پیچیده و متفاوتی نسبت به کارهای فرهنگی و هنری دیگر دارد. مجله مکتوب باید با رقابت شدید رسانه‌های دیجیتال و سرگرمی‌های آسان‌تر مواجه شود. تیم‌سازی نیز یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هاست. مجله مکتوب به‌شدت دچار فقر نیروی محتوایی و اجرایی در این حوزه است. یافتن افرادی که هم توان نگارش در این سبک را داشته باشند و هم متعهد به ادامه کار باشند، کار دشواری است.

 

چالش‌ها و موانع پیش روی مجلات اندیشه‌ای در ایران

به‌طورکلی مجلات اندیشه‌ای در ایران با چه چالش‌ها و موانعی روبه‌رو هستند؟

 اسماعیلی: مسیر توسعه یک رسانه علمی - تخصصی در ایران، با چالش‌های ساختاری و کارکردی پیچیده‌ای همراه است که هر کدام نیازمند راهبردهای خاص و نوآورانه برای مواجهه است. این چالش‌ها نه‌تنها در سطح عملیاتی، بلکه در لایه‌های عمیق‌تر فرهنگی و ساختاری جامعه ریشه دارند.

نخستین و بنیادی‌ترین چالش، مواجهه با دوگانگی موجود در نظام انتشارات علمی کشور است. از یک سو، «مکتوباتی مغلق، سخت و سنگین» وجود دارند که علی‌رغم عمق علمی، قابلیت ارتباط‌گیری گسترده‌ای با مخاطب ندارند و اغلب در محافل محدود آکادمیک باقی می‌مانند. از سوی دیگر، «محتواهای چندرسانه‌ای سطحی و آشفته» که فاقد عمق علمی و استدلال منطقی هستند و اگرچه دامنه گسترده‌ای دارند، اما به تولید دانش کمک نمی‌کنند نیز وجود دارند. هر دوی این رویه‌ها، موانع جدی در مسیر شکل‌گیری گفتمان علمی سالم و آزاداندیشی محسوب می‌شوند.

مسائلی نظیر حکمرانی، اقتصاد، مسائل زنان و جنسیت، از جمله موضوعاتی هستند که نیازمند دقت و ظرافت خاص در پرداختن هستند. ایجاد تعادل میان جسارت علمی و احتراز از ایجاد حساسیت‌های غیرضروری، مهارتی است که نیازمند تجربه و بلوغ فکری است.

چالش دوم، عدم توجه نهادی کافی به حوزه ژورنال‌های تخصصی است. این وضعیت نشان می‌دهد که در کنار تولید محتوای خبری و عمومی، نیاز به رسانه‌هایی وجود دارد که به‌صورت تخصصی و عمیق، به مسائل علوم انسانی و اجتماعی بپردازند. این خلأ، در زمینه ایجاد زیرساخت‌های لازم برای توسعه این نوع رسانه‌ها مشهود بود.

سومین چالش، مربوط به تعیین جایگاه و هویت رسانه‌ای در فضایی است که از یک سو مخاطبان علمی به متون پیچیده عادت دارند و از سوی دیگر، عموم جامعه به محتوای ساده و قابل‌فهم تمایل نشان می‌دهند. یافتن راهی برای ساده‌سازی بدون ازدست‌دادن عمق و جذاب‌سازی بدون ازدست‌دادن اعتبار علمی، هنری است که نیازمند تجربه و آزمون‌وخطا است.

چهارمین چالش، رقابت با سرعت و جذابیت ظاهری رسانه‌های دیجیتال است. در عصری که اطلاعات با سرعت نور منتشر می‌شوند و توجه مخاطبان به‌سرعت پراکنده می‌شود، نگهداری توجه برای مطالعه متون عمیق و تأمل‌برانگیز، یک چالش جدی است و این وضعیت، نیازمند راهبردهای خلاقانه برای ترکیب مزایای رسانه‌های سنتی و دیجیتال است.

پنجمین چالش، ایجاد و نگهداری شبکه نویسندگان و اساتید متخصص است. تولید محتوای باکیفیت در حوزه‌های مختلف علوم انسانی و اجتماعی، نیازمند دسترسی به متخصصان برجسته است که علاوه بر تخصص علمی، توانایی نگارش برای مخاطبان غیرمتخصص را نیز داشته باشند. جذب و نگهداری چنین نویسندگانی، به‌ویژه در شرایط رقابت با سایر فرصت‌های انتشاراتی، چالش مستمری است.

ششمین چالش، مواجهه با حساسیت‌های اجتماعی و سیاسی در پرداختن به برخی موضوعات است. مسائلی نظیر حکمرانی، اقتصاد، مسائل زنان و جنسیت، از جمله موضوعاتی هستند که نیازمند دقت و ظرافت خاص در پرداختن هستند. ایجاد تعادل میان جسارت علمی و احتراز از ایجاد حساسیت‌های غیرضروری، مهارتی است که نیازمند تجربه و بلوغ فکری است.

هفتمین چالش، مقابله با سرعت تغییرات فناوری و نیاز به به‌روزرسانی مستمر رویکردها و ابزارهاست. ظهور هوش مصنوعی، تحولات فضای مجازی و تغییرات سریع در ترجیحات مخاطبان، نیازمند انعطاف و قابلیت سازگاری سریع است. این وضعیت، چالش مستمری برای حفظ ارتباط با مخاطبان و حفظ جایگاه در فضای رسانه‌ای ایجاد می‌کند.

 

شما برای عبور از این موانع، چه راه‌هایی را امتحان کردید؟

اسماعیلی: آن‌قدر مسیر طی شده پیچ‌وخم‌های متفاوتی دارد که این سؤال در برابر مسیر طی شده به‌شدت کلی است و شاید پاسخ به همین سؤال، خودش یک کتاب نیاز داشته باشد!

 

/ انتهای بخش اول / ادامه دارد... 

گزارش خطا پسندها :