گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «زندگی آینهای» [1] - مفهومی که در آن اشکال زندگی با استفاده از تصویر آینهای یک مولکول بهصورت مصنوعی ساخته میشوند - دیگر محدود به قلمروهای علمی تخیلی نیست. بااینحال، این موجودات نشاندهنده یک انحراف اساسی از حیات طبیعی هستند که پیامدهای قابلتوجهی هم برای علم و هم برای امنیت حیات انسانی دارد. «لیام چیتایت» [2] و «کیت آدامالا» [3] - دو تن از پژوهشگران برجسته حوزه دفاع زیستی - در مقالهای که «Foreign Affairs» آن را منتشر کرده است، درباره پیامدهای بسیار خطرناک عدم کنترل دولت درباره این شاخه نوظهور از علم هشدار میدهند. به گفته این دو پژوهشگر، در صورت استفاده از حیات آینهای بهعنوان سلاح زیستی یا رهاشدن موجودان حاصل از حیات آینهای در طبیعت، نتایج برای حیات بشری بسیار فاجعهبار خواهد شد. به گفته آنها، خطر رهاسازی تصادفی یا سوءاستفاده عمدی بسیار جدی است و ابزارهای موجود برای مهار آن ناکافی هستند. نویسندگان بر ضرورت همکاری بینالمللی و ایجاد چارچوبهای قانونی و نظارتی تأکید میکنند. این کار شامل بهروزرسانی کنوانسیون سلاحهای بیولوژیک، وضع محدودیتها بر مواد و تجهیزات حساس و توسعه اقدامات لازم برای محافظت در برابر رهاسازیهای احتمالی است.
وارونهسازی عامدانه الگوی زیستی
برای سالهای متمادی، پژوهشگران به دنبال چیزی بودهاند که دانشمندان آن را «زندگی آینهای» نامیدهاند. این اصطلاحِ برانگیزاننده، به یکی از ویژگیهای بنیادین حیات زیستی اشاره دارد. همه مولکولهای زیستی دارای خاصیتی به نام «کایرالیته» یا «دستسانی» هستند؛ ویژگیای که به زبان ساده میتوان آن را همانند راستدستی و چپدستی در انسان توضیح داد. همانطور که دست چپ و راست را نمیتوان دقیقاً بر هم منطبق کرد، ماده زیستی نیز چنین خاصیتی دارد. حیات طبیعی از یکنواختی چشمگیری در سطح مولکولی برخوردار است: پروتئینها تقریباً به طور کامل از آمینواسیدهای «چپدست» ساخته میشوند، درحالیکه دیانای از قندهای «راستدست» بهره میگیرد.
آفرینش زندگی آینهای به معنای وارونهسازیِ عامدانه این الگوی زیستی، به معنای ساخت موجودات مصنوعی در آزمایشگاه بر پایه نسخههای وارونه (از نظر دستسانی) است. چنین موجوداتی، سامانههای زندهای خواهند بود که از نظر کارکرد، معادل حیات طبیعی هستند، اما از مولکولهایی تشکیل شدهاند که وارونه کامل همه موجودات زنده زمین هستند. به بیان دیگر، این فناوری به دانشمندان اجازه میدهد که زندگی را در «آینه زیستی» تماشا کنند.
در بدترین حالت، موجودات آینهای رها شده در طبیعت میتوانند میکروبهای حیاتی خاک و آب را جایگزین کنند و فروپاشیهای حساسی در زنجیرههای غذایی ایجاد کنند.
زندگی آینهای هنوز افقی دوردست است: احتمالاً دستکم ده تا سیسال زمان میبرد تا پژوهشگران بتوانند نخستین سلول آینهای را بسازند که توانایی انجام فعالیتهای شاخص حیات را داشته باشد. اما این فناوری میتواند کاربردهای فراوانی داشته باشد. از جمله در مطالعه منشأ حیات سودمند است؛ زیرا بازسازی بیوشیمی در «سمت دیگر» میتواند بینشهای تازهای درباره چگونگی پیدایش حیات در زمین و احتمال ظهور آن در دیگر سیارههای منظومه شمسی فراهم کند. همچنین، زندگی آینهای میتواند در پزشکی و زیستشناسی کاربردهای چشمگیری داشته باشد؛ برای نمونه، بدن انسان هنوز توانایی تجزیه مولکولهای آینهای را ندارد؛ بنابراین داروهایی که بر پایه این مولکولها ساخته شوند، میتوانند پایداری و دوام بیشتری نسبت به داروهای کنونی داشته باشند.
ویژگیهایی مثل مقاومت در برابر تجزیه طبیعی، نامرئیبودن برای سیستمهای ایمنی و کنترلهای زیستی تکاملیافته و استقلال از محدودیتهای زیستمحیطی موجود که باعث میشوند زندگی آینهای برای تحقیقات و کاربردهای درمانی بسیار ارزشمند باشد، دقیقاً همان ویژگیهایی هستند که میتوانند آن را به تهدیدی بالقوه برای وجود ما تبدیل کنند. تحقیقی که در ماه ژوئیه (تیر) منتشر شد و یکی از نویسندگان مقاله حاضر (آدالاما) نیز در آن حضور داشت، نشان میدهد که باکتریهای آینهای ممکن است بتوانند بهعنوانمثال از پاسخهای ایمنی موجود نسبت به باکتریها و دیگر میکروبها فرار کنند. این موضوع میتواند منجر به عفونتهای غیر قابل درمانی شود که در جمعیتهای انسانی، حیوانی و گیاهی گسترش پیدا میکنند. موجودات آینهای همچنین میتوانند مانند گونههای مهاجم نهایی عمل کنند، بدون وجود شکارچیان یا رقبای طبیعی رشد کنند و درعینحال میکروبهای مفیدی که اکوسیستمها به آنها وابستهاند را از بین ببرند. نگرانکنندهتر این که آنتیبیوتیکها و درمانهای ضدویروسی معمول احتمالاً در برابر پاتوژنهای آینهای بیاثر خواهند بود؛ چون این داروها ساختارهای مولکولی خاصی را هدف قرار میدهند که در زندگی آینهای برعکس شدهاند. موجودات آینهای چه به طور تصادفی و چه عمدی آزاد شوند، میتوانند همزمان از دفاعهای زیستی انسانی عبور کنند، در برابر درمانهای پزشکی مقاومت کنند و تعادل اکولوژیکی را مختل سازند.
زندگی آینهای شاید شبیه به یک خیالپردازی آیندهنگرانه به نظر برسد، اما صرف احتمال تحقق آن، باید دولتها را برانگیزد که همین اکنون دستبهکار شوند تا خطرات این فناوری هرگز به واقعیت نپیوندد. در حالت ایدهآل، دانشمندان باید از خلق زندگی آینهای صرفنظر کنند. اما اگر چنین نشود، کشورها باید به طور پیشدستانه مداخله کنند. دولتها نمیتوانند تنها به خودتنظیمی جوامع علمی تکیه داشته باشند؛ بلکه باید توافقهای بینالمللی قدرتمندی برقرار کنند و از سازوکارها و کنوانسیونهای موجود بهره بگیرند تا از این خطر قریبالوقوع جلوگیری شود.
سناریوهای ترسناک
هر مولکول زیستی پیچیده میتواند در دو شکل وجود داشته باشد: یک نسخه «چپدست» و یک نسخه «راستدست.» این دو نسخه تصاویر آینهای هم هستند، اما از نظر کارکرد زیستی ممکن است بسیار متفاوت باشند. پژوهشگران میتوانند با وارونهسازی اجزای بنیادین یک سلول، سلولی زنده و کارآمد تولید کنند. چنین موجودی، یعنی یک سلول آینهای، میتواند رفتاری مشابه با یک سلول طبیعی داشته باشد و به موضوعی سودمند برای تحقیقات و بستری برای کاربردهای عملی در زیست مهندسی و پزشکی بدل شود.
دولتها باید تعیین کنند که چگونه میتوانند به بهترین شکل، به نقض احتمالی پروتکلهای مربوط به زندگی آینهای پاسخ دهند.
بااینحال، نگرانیهای مربوط به ایمنی که همراه چنین سلولهای آینهای است، بهمراتب از مزایای احتمالی آنها سنگینتر است. سناریویی را در نظر بگیرید که در آن یک نشت تصادفی آزمایشگاهی رخ دهد: تنها یک باکتری آینهای از طریق شکافی میکروسکوپی در سامانه ایزوله بیرون بگریزد و شاید با لباس یک پژوهشگر یا وسیلهای آزمایشگاهی منتقل شود. ظرف چند ساعت، این باکتری در محیط بیرون شروع به تکثیر میکند و از مواد مغذی فراوان مانند قندهای ساده و دیگر ترکیبات آلی که در همه جای طبیعت یافت میشوند، تغذیه میکند. ازآنجاکه هیچ موجود طبیعی برای رقابت یا شکار زندگی آینهای تکامل نیافته است، این باکتری رهاشده بدون هیچ محدودیت زیستی با شتابی تصاعدی تکثیر میشود.
هنگامی که این باکتری در خاک، آب و هوا گسترش مییابد، شروع میکند به کنارزدن و از میدان بهدرکردن میکروبهای حیاتی که پایه و اساس زنجیرههای غذایی زمین را تشکیل میدهند. گیاهان رو به نابودی میروند؛ زیستبومهای آبی با ازمیانرفتن فیتوپلانگتونها فرومیپاشند و جمعیتهای انسانی با موجی از نابودی محصولات کشاورزی و عفونتهای درمانناپذیری روبهرو میشوند که از همه سدهای ایمنی شکلگرفته در طول فرایند تکامل، عبور میکنند. برخلاف همهگیریهای رایجی که سرانجام خاموش میشوند یا در برابر مداخله پزشکی تسلیم میگردند، این یورش زیستی در عمل، آغازگر مسیری بدیل برای تکامل خواهد بود؛ مسیری که در آن زندگی آینهای به مجموعه همه نظامهای زیستی موجود افزوده میشود. ابزارهایی که امروز جامعه در اختیار دارد، بههیچوجه برای متوقف کردن یا بازگرداندن گسترش چنین موجود ناشناختهای کافی نخواهد بود.
در توهم مهار
در سال ۱۹۷۵، دانشمندان برای پیشگیری از تهدیدهای احتمالی دست به ابتکار زدند. آنان داوطلبانه یک توقف جهانی بر پژوهشهای دیانای نوترکیب اعمال کردند و «کنفرانس آسیلومار» [4] را برگزار نمودند تا دستورالعملهای ایمنی مربوط به این حوزه را تدوین کنند. در نهایت، این ممنوعیت برداشته شد. این اقدام بیسابقه خودتنظیمی علمی، هم توانست از مداخله سختگیرانه دولتها پیشگیری کند و هم اجازه میداد مهندسی ژنتیک در چارچوب استانداردهای بینالمللیِ مورد توافق، با ایمنی پیش برود. این نمونه، الگویی تاریخی برای نوع رویکردی که امروز در مواجهه با چشمانداز زندگی آینهای لازم است، در اختیار ما قرار میدهد.
سیاستگذاران، دانشمندان و نهادهای بینالمللی تنظیمگر باید با یکدیگر همکاری کنند تا چارچوبی برای مدیریت زندگی آینهای ایجاد کنند.
خطرات زندگی آینهای میتواند بسیار فراتر از هر عامل بیماریزای متعارفی باشد. اما همین خطر بیسابقه، یک فرصت استثنایی نیز به دست میدهد. بر خلاف سلاحهای هستهای، سلاحهای شیمیایی یا عوامل زیستی طبیعی، زندگی آینهای هنوز وجود ندارد. همین امر به جامعه جهانی فرصتی کمنظیر میدهد تا پیش از آنکه یک تهدید موجودیتی تحقق پیدا کند، جلوی آن را بگیرد؛ نه اینکه پس از وقوع، به دنبال مهار آن باشد.
بهترین راه برای جلوگیری از یک فاجعه آن است که توسعه زندگی آینهای متوقف شود. اما اگر این امر ناممکن باشد، تنها گزینه باقیمانده آن است که اطمینان حاصل شود هرگونه آفرینش زندگی آینهای با نهایت مراقبت محافظت میشود. راهبردهای سختگیرانه ایزولهسازی فیزیکی و روشهای کنترل زیستی که در آزمایشگاههای تخصصی نگهداری شوند و از رهگذر توافقهای نظارتی بینالمللی تضمین گردند، میتواند احتمال وقوع فاجعه را به حداقل برساند. بااینهمه، چنین تدابیری نیز خطر را به طور کامل از میان نخواهند برد.
پروتکلهای موجود برای ایمنی زیستی هماکنون الزام میکنند که عوامل بیماریزای خطرناک، تنها در شرایط مهار بسیار سختگیرانه مورداستفاده قرار گیرند؛ برای نمونه در تأسیسات دربسته با فشار منفی و سامانههای هوای فیلترشده که پژوهشگران با ویروسهایی چون «ابولا» و «ماربورگ» کار میکنند. این پروتکلها، نقشی کلیدی در کاهش گسترش عفونتها از آزمایشگاهها و جلوگیری از رهاسازی عوامل بیماریزا ایفا کردهاند؛ بهگونهای که از دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ تاکنون، نرخ حوادث به شکل چشمگیری کاهش یافته است. بااینهمه، حتی این استانداردهای سختگیرانه هم نتوانستهاند جلوی همه خطاها را بگیرند. ویروس «سارس» بین سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ چندین بار از آزمایشگاههایی در چین، سنگاپور، تایوان و جاهای دیگر گریخت؛ در سال ۲۰۱۴ در تأسیسات مرکز کنترل و پیشگیری بیماریهای آمریکا (CDC) مواردی از تماس با سیاهزخم رخ داد و همان سال کارکنان مؤسسه ملی سلامت ایالات متحده، نمونههای زنده آبله را دههها پس از آنکه تصور میشد ویروس آبله به جز در دو مخزن مجاز، به طور کامل ریشهکن شده است، در یک انبار پیدا کردند. به بیان دیگر، هیچکدام از سازوکارهای مهاری که تاکنون به کار گرفته شده، کاملاً ایمن نیست. در صورت وقوع حادثه، پیامد میتواند فاجعهای با ابعاد بیسابقه باشد. در صورت رهاشدن احتمالی موجودات آینهای و سوءاستفاده عمدی و خصمانه از چنین موجوداتی، شاید حتی دشوارتر بتوان تهدیدات ناشی از آن را مهار کرد.
دولتها باید خود را برای این احتمال هولناک، از راه همکاری مشترک آماده کنند. اقدام هماهنگ و توافقهای الزامآور بینالمللی میتواند استانداردهای ایمنی یکپارچهای ایجاد کند و امکان تبادل فوری اطلاعات درباره فعالیتهای پژوهشی را با این هدف بزرگتر که اساساً از خلق سلولهای آینهای جلوگیری شود، فراهم آورد. اگر همه این تدابیر ناکام ماند، کشورها باید پروتکلهای واکنش سریعی ایجاد کنند تا در صورت وقوع یک رهاسازی تصادفی، بتوانند پیش از جهانیشدن آن جلویش را بگیرند.
پیشتر هم کشورها برای مقابله با تهدیدهای زیستی کنار هم ایستادهاند. «کنوانسیون سلاحهای بیولوژیک» که از سال ۱۹۷۵ لازمالاجرا شد و اکنون ۱۸۹ عضو دارد، کشورها را از توسعه، تولید و دستیابی به عوامل یا سموم زیستی که توجیهی مشروع ندارند، منع میکند. البته تدوینکنندگان این کنوانسیون هرگز به زندگی آینهای نمیاندیشیدند، اما چنین حیاتی را میتوان در شمار سلاحهای زیستی قرار داد و بنابراین مشمول مقررات این کنوانسیون دانست. اگرچه «کنوانسیون سلاحهای بیولوژیک» (BWC)کاستیهای بسیاری دارد، اما به مهار گسترش سلاحهای زیستی کمک کرده است. برای نمونه، در دهه ۱۹۹۰ همین چارچوب بود که به بازرسان امکان داد ذخایر عاملهایی همچون سیاهزخم، سم بوتولینوم و آفلاتوکسین را که دولت عراق برخلاف مفاد معاهده نگه داشته بود، کشف و نابود کنند. بااینحال، ارزش اصلی چنین معاهدهای در اثر بازدارنده آن نهفته است؛ اینکه کشورها را از توسعه چنین سلاحهایی دلسرد کند. اگر زندگی آینهای بهعنوان یک سلاح زیستی تعریف شود، بلافاصله ساختارهای حکمرانی بینالمللی برای تحقیق درباره پژوهشهای مشکوک در این حوزه، اعمال تحریم بر کشور ناقض و حتی مجوز مداخله بینالمللی شکل خواهد گرفت.
در صورت رهاشدن احتمالی موجودات آینهای و سوءاستفاده عمدی و خصمانه از چنین موجوداتی، شاید حتی دشوارتر بتوان تهدیدات ناشی از آن را مهار کرد.
«کنوانسیون سلاحهای بیولوژیک» برای تنظیم عوامل زیستی موجود طراحی شده است، نه برای رویارویی با دستههای کاملاً تازهای از تهدیدها و افزون بر این، این معاهده به طور خاص در مقایسه با دیگر پیمانهای بینالمللی ضعیف است. این معاهده بر خلاف معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای یا کنوانسیون سلاحهای شیمیایی، فاقد سازوکارهای رسمی راستیآزمایی، بازرسیهای الزامی یا فرایندهای اجرایی است. همچنین، برای افزودن یک عامل بیماریزای تازه یا گونه جدیدی از موجودات نگرانکننده به این کنوانسیون، همه کشورهای عضو باید توافق کنند؛ فرایندی دشوار و پرآشوب که میتواند دستیابی به این هدف را بسیار سخت کند.
یک مسئولیت جمعی
در نتیجه، سیاستگذاران، دانشمندان و نهادهای بینالمللی تنظیمگر باید با یکدیگر همکاری کنند تا چارچوبی برای مدیریت زندگی آینهای ایجاد کنند؛ چارچوبی که احتمالاً با کنوانسیون سلاحهای بیولوژیک متفاوت خواهد بود، اما ممکن است از آن الگوبرداری شده باشد. نخستین گام، طراحی یک نقشه راه فناوری برای توسعه زندگی آینهای - شامل تعیین نقاط عطفی که پیشرفت واقعی بهسوی تحقق این فناوری مانند مهندسی سنتز ژنومهای آینهای در مقیاس بزرگ را نشان دهد - فراهم کنند. این شبکه بینالمللی همچنین باید فناوریهای توانمندساز که توسعه زندگی آینهای را ممکن میسازند، رصد کند. چنین اطلاعاتی میتواند برای تدوین دستورالعملهایی درباره پژوهشهایی که باید مجاز یا غیرمجاز باشند، به کار رود؛ نهتنها در مؤسسات دولتی، بلکه توسط هر بازیگری در قلمرو کشورهای امضاکننده این توافقنامه جدید.
پس از ایجاد این چارچوب، کنسرسیومهای بینالمللی پژوهشی و نهادهای ملی بهداشت باید اقدامات مقابلهای را توسعه دهند تا بتواند در برابر رهاسازی تصادفی یا عمدی زندگی آینهای محافظت کند. برای مثال، پژوهشگران آغاز به طراحی «آنتیبیوتیکهای آینهای» کردهاند که میتوانند موجودات آینهای را هدف قرار دهند، بدون آنکه باکتریهای طبیعی را تحتتأثیر قرار دهند و بهاینترتیب، دفاعی بالقوه در برابر عفونتهای آینهای فراهم کنند. اما تأثیر احتمالی زندگی آینهای بر محیطزیست هنوز ناشناخته است. در بدترین حالت، موجودات آینهای فرار کرده میتوانند میکروبهای حیاتی خاک و آب را جایگزین کنند و فروپاشیهای مستمری در زنجیرههای غذایی ایجاد کنند که تمامی حیات پیچیده زمین به آنها وابسته است. پژوهشگران باید به طور مستمر تهدیدهای بالقوه را ارزیابی و مطالعه کنند تا بفهمند که سامانههای ایمنی موجودات مختلف (از جمله انسان، گیاهان و باکتریها) چگونه ممکن است به زندگی آینهای پاسخ دهند. یافتههای این مطالعات باید برای بهروزرسانی دستورالعملها و شکلدهی سیاستها مورداستفاده قرار گیرند.
استراتژیها و دستورالعملها زمانی ارزشمند هستند که واقعاً اجرا و اعمال شوند. دولتها با پشتیبانی نهادهای نظارتی بینالمللی، باید چارچوبهای قانونی الزامآور با مجازاتهای روشن برای تخلفات ایجاد کنند. کشورها باید از آخرین دستورالعملها پیروی کنند؛ برای مثال، میتوانند تأمین مالی پروژههایی که ممکن است به توسعه خطرناک زندگی آینهای منجر شوند را متوقف کنند. دولتها همچنین میتوانند از محدودیتهای تجاری و کنترلهای صادراتی برای محدودکردن دسترسی به مواد و تجهیزات تخصصی موردنیاز برای تولید موجودات آینهای استفاده کنند. چنین کنترلهای هدفمندی اجازه میدهد که پژوهشهای مفید ادامه یابند و درعینحال موانع بزرگی برای خطرناکترین فعالیتها ایجاد شود؛ بهطوری که ناقضان بالقوه مجبور شوند روشهای پیچیدهای برای دورزدن قوانین پیدا کنند و در نتیجه، سازمانهای اطلاعاتی بینالمللی میتوانند آسانتر شناسایی و آنها را متوقف کنند.
بهترین راه برای جلوگیری از یک فاجعه، آن است که توسعه زندگی آینهای متوقف شود. اما اگر این امر ناممکن باشد، تنها گزینه باقیمانده آن است که اطمینان حاصل شود هرگونه آفرینش زندگی آینهای با نهایت مراقبت محافظت میشود.
دولتها همچنین باید تعیین کنند که چگونه میتوانند به بهترین شکل به نقض احتمالی پروتکلهای مربوط به زندگی آینهای پاسخ دهند. برای آنکه این پاسخها مؤثر باشند، باید به طور بینالمللی اجرا شوند و بنابراین تحت یک سیستم حکمرانی بینالمللی قرار گیرند یا از طریق نسخهای بهروزرسانی شده از کنوانسیون سلاحهای بیولوژیک یا چارچوب قانونی جدیدی که دولتها درباره آن به توافق برسند، اجرا شوند. در مواجهه با خطراتی ازایندست، هیچکس ایمن نیست، مگر اینکه همه ایمن باشند.
تلاش برای توسعه زندگی آینهای بسیار متفاوت از بیشتر پژوهشهای زیست مهندسی و بیوتکنولوژیک است. جوامع هماکنون فرصت دارند تا به طور پیشگیرانه و جمعی، چارچوبهای نظارتی و هنجارهای بینالمللی پیرامون این فناوری را پیش از آنکه به یک مسئله واقعی و فوری بدل شود، طراحی کنند. کار بر روی کاهش تهدید آینده زندگی آینهای، شامل بهروزرسانی کنوانسیون سلاحهای بیولوژیک و ایجاد چارچوبهای قانونی جدید هماهنگ با پیشرفتهای فناوری، میتواند مدیریت بهتر ریسکهای زیستی جهانی در آینده را برای کشورها آسانتر کند.
اگر دولتها و جوامع دانشگاهی بتوانند به طور جمعی افق تهدیدهای زیستی را رصد کنند و پیش از وقوع، خطرات را شناسایی نمایند، نتیجهای خارقالعاده خواهد بود. چنین تلاشهایی فرصتی بینظیر برای هدایت مسیر پیشرفت علمی فراهم میآورد، منابع را از اهداف بالقوه خطرناک دور میکند، ابزارهای مقابلهای و آمادگی در برابر ریسکهای زیستی را بهبود میبخشد و در همین مسیر، پایهگذاری آیندهای بهتر و ایمنتر را ممکن میسازد.
https://www.foreignaffairs.com/world/what-do-about-mirror-life
[1] . Mirror life
[2] . LIYAM CHITAYAT
[3] . KATE ADAMALA
[4] . Asilomar Conference
/انتهای پیام/