مديراني که خود باعث و باني معضلات هستند و تحت حمايت مقام بالا دستي‌شان يعني وزارت ورزش با خيال راحت و بدون اين که بخواهند پاسخگو باشند به کارشان ادامه مي دهند با اين اوصاف نمي توان حتي به کم شدن حواشي ورزش هم فکر کرد چه برسد به فرهنگ سازي و سر و سامان گرفتن اوضاع اين مجموعه پر دردسر!

گروه اجتماعی فرهنگ سدید - فریدون حسن: سر و سامان گرفتن يک دستگاه بستگي به نوع مديريت و سلامت مديران آن دارد. اين يک امر بديهي و غير قابل اغماض است . بدون هيچ شکي وقتي مديريت يک مجموعه ناسالم , ناکارآمد و فاسد باشد نمي توان از آن مجموعه توقع حرکت درست و سالم را داشت.

آنچه امروز در ورزش کشور مشاهده مي شود نمونه بارز اين حقيقت است. ورزشي که مسئولين و دست اندر کارانش شعار کار فرهنگي و مبارزه با فساد و بي اخلاقي و حاشيه سر مي دهند اما خودشان پاي ثابت تمام اين معضلات هستند. ورزشي که يا به اهلش سپرده نشده يا اين که به اهل ناکارامد واگذار شده تا هر چه جلوتر مي رود حاشيه هايش بيشتر شود.

امروز نه فقط فوتبال که تمام ورزش با اين معضلات دست به گريبان است و کسي هم نمي تواند آن را اصلاح کند. فوتبال به عنوان پر مخاطب ترين رشته بيشتر از همه جلوي چشم است و معضلات و مشکلات و مفاسدش بيشتر از همه ديده مي شود اما اگر نگاهي گذرا به بقيه رشته ها هم داشته باشيم متوجه مي شويم که ناکارآمدي مسئولين ورزش و بعضا فدراسيون ها امروز کار را به جايي رسانده که اوضاع آنها اگر بدتر از فوتبال نباشد بهتر نيست. تنها تفاوتش اين است که بعد خبري کمتري پيدا مي کند و کمتر ديده مي شود.

از فدراسيون ها و حاشيه هاي آن ها که بگذريم بايد وزارت ورزش را بعنوان متولي اول ورزش کشور مقصر اصلي اين بلبشو قلمداد کنيم. وزارتي که ظاهرا بناي بر اين دارد تا با سياسي کاري امور ورزش را پيش ببرد و در اين راه اگر ورزش ضربه هم خورد ظاهرا برايش تفاوتي نمي کند. وزارت ورزش امروز آن طور که بايد فدراسيون ها را مديريت نمي کند و برخي را به امان خدا رها کرده تا هر کار دلشان خواست بکنند و برخي راهم عزيز دردانه بار آورده که آنها هم هر طور مي خواهند اقدام مي کنند با اين تفاوت که حمايت وزارت را پشت سر خود دارند. در اين ميان هستند فدراسيون هايي که که وزارت بنا به جبر روزگار مجبور به تحمل آن هاست. فدراسيون هايي که با سياست وزرات نشينان همراه نيستند و وزارتي ها اين روزها سفت و سخت دنبال ايجاد تغيير در آن ها و نشاندن آدم خودشان در مسند رياست آن ها هستند.

اين چند خط اوضاع کلي ورزشي است که امسال سال حساس و سرنوشت ساز کسب سهميه المپيک را پيش رو دارد سالي که به چشم برهم زدني يک فصل آن را پشت سر گذاشتيم و خيلي زود به پايان آن مي رسيم اما حرف ما نه کسب سهميه المپيک و نه مسائل فني است . هرچند پرداختن به اين دو مقوله در جايگاه خود مهم و قابل تامل است و صد البته با توجه به حاشيه هاي موجود در ورزش بايد نگران آن‌ها بود. بلکه حرف ما اقدامات و امور بديهي و لازم الاجرايي است که وزارت‌ورزش بايد آن ها را انجام دهد و نمي دهد و عزمي هم براي اجرا ندارد.

سوال اينجاست که وزارتي که در انجام بديهي ترين امور خود باز مانده چطور مي تواند براي سر و سامان دادن به به حاشيه هاي ورزش برنامه ريزي کند؟ وزارتي که انتخاب روساي فدراسيون هاي مهمش را بنا به دلايل سياسي برگزار نمي کند اما باحکم وزير به يک خانم بازنسشته در يک لحظه 8 حکم ماموريت و پست مي دهد و در نهايت وزارتي که هيچ تسلطي روي فدراسيون هايش ندارد و حتي نمي تواند به آنها حکم کند که مدير متخلف خودشان را برکنار کنند آيا مي تواند براي سامان گرفتن ورزش برنامه ريزي کند؟

سر وسامان گرفتن يک مجموعه نياز به مديريت و درايت دارد اما ورزش ايران تا زمان حضور چنين مديراني سر و سامان نمي گيرد. مديراني که خود باعث و باني معضلات هستند و تحت حمايت مقام بالا دستي شان يعني وزارت‌ورزش با خيال راحت و بدون اين که بخواهند پاسخگو باشند به کارشان ادامه مي دهند با اين اوصاف نمي توان حتي به کم شدن حواشي ورزش هم فکر کرد چه رسد به فرهنگ سازي و سر وسامان گرفتن اوضاع اين مجموعه پر دردسر! به قول معروف خانه از پاي بست ويران است و ما در فکر نقش ايوان آن هستيم.

ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha: