جامعهشناس : علی نوری گروه اجتماعی فرهنگ سدید- علی نوری: هر نظام اجتماعي داراي دو بخش مهم خلاقيت و عقلانيت است که عناصر شکل دهنده نظام اجتماعی هستند. عقلانيت مبتني بر نظريههاي علمي است؛ در حاليكه خلاقيت ناشي از توانايي اعضاي جامعه است و ممكن است به تغييرات غيرقابل پيش بيني، منتهي شود. اگر در جامعهاي عقلانيت غالب شود نظم حاكم ميشود. اما حاكميت عقلانيت شديد و فراگير به معناي سلطه كامل نظريههاي علمي در جامعه است و آحاد جامعه را مجبور ميكند كاملاً تابع مقررات و چارچوبهاي خاص رفتار و عمل كنند و ممكن است به ديكتاتوري منجر شود. از طرفي؛ اگر در جامعهاي خلاقيت تسلط پيدا كند ممكن است به هرج و مرج منجرشود. لذا رابطه عقلانيت و خلاقيت باز انديشانه و در تعامل با يكديگر است.
در هر جامعهاي ارزشها و اهداف توسط جهان بيني مشخص ميشوند. بنابراين ارزشهاي كلان جامعه تحت تأثير خلاقيت و عقلانيت قرار نميگيرند. اما در سطح فرهنگ جوامع شاهد تأثير خلاقيت و عقلانيت هستیم. روش علمي حاصل تركيب تفكر (عقلانيت، خلاقيت و انتقاد) و مشاهده منظم و فعال است كه به تولید تئوري می انجامد. تئوريها بايد توانايي حل مسأله داشته باشند؛ هر تئوري با حل يك مسأله گسترش پيدا ميكند و برای حل مسايل بعدي نیز مدد می رساند. با انباشت تئوريها، رويكرد خاص يك جامعه شكل ميگيرد و گسترش مييابد كه ميتواند به نوبهي خود راهنما و چارچوبي براي تحقيقات بعدي باشد. خلاقيت هاي افراد و گروه هاي در سطح فرهنگ ممكن است پايداري نظام اجتماعي را از بين ببرد. در جامعه ما تئوريهاي متناسب با شرايط اجتماعي خاص ايران شكل نگرفته است به همين دليل خلاقيت به شدت فعال است و دائماً فرهنگسازي جديد صورت ميگيرد،
بنابراین نخبگان جامعه بهطور مداوم حذف ميشوند و افراد و گروههاي بدعتگذار كه از زمينه علمي برخوردار نيستند، ولي حرف جديدي در عرصه فرهنگ دارند جاي آنها را ميگيرند؛ به عنوان نمونه، اگر جريانات سياسي و جناحها باشعارها و گفتمان كاملاً متناقض در عرصه انتخابات موفق به كسب آراء اكثريت مردم ميشوند به این دليل است که بستر اجتماعي مستقل و خاص جامعه ايران شكل نگرفته است. به عبارتي تئوريهاي علمي دوام نمييابند و انباشت علمي توسط سلسله نخبگان صورت نميگيرد.
به همين دليل هويت خاصي براي معرفت علمي در جامعه ايران به وجود نيامده است. عدم شکل گیری هویت مستقل، سبب گسترش حوزه عمل خلاقیت در برابر عقلانیت شده است. البته باید توجه داشت که خلاقیت در اینجا معنای مثبتی ندارد و به صورت منفی، حاصل به کارگیری نامناسب آداب و روش های فرهنگی مهاجم است.
در جامعۀ ایران به ویژه از دهۀ ۷۰ خورشیدی به بعد، سیاست اقتصادی مبتنی بر مکانیزم بازار و اقتصاد سرمایهداری بر جامعه حاکم شده است، در حالی که همزمان بر ارزشهای فرهنگیِ دین اسلام و مذهب تشیع تأکید شده است. منطق اقتصاد سرمایهداری نفع شخصی، سود هرچه بیشتر، رفاه مادی و به عبارت سادهتر پولدرآوردن و کسب درآمد است.
نظام سرمایهداری با هر شکل و وسیلهای به دنبال این هدف است. اگر توجه کنیم خودِ نظام سرمایهداری هم تغییرات زیادی پیدا کرده است؛ در اروپا، ابتدا سرمایهداری تجاری، سپس سرمایهداری صنعتی و بعد سرمایهداری استعماری و سرمایهداری مبتنی بر شرکتهای چندملیتی و رابطهای که با جهانیشدن پیدا کرده، سیر این تحول را نشان میدهد. در این دورههای مختلف، تغییر شکل نظام سرمایهداری در چارچوب همان حداکثرشدن نفع مادی است. تحلیل این اتفاق ما را به اینجا میرساند که شیوۀ عمل نظام سرمایهداری در حوزۀ اقتصاد و ارزشهای فرهنگی ما در تعارض با هم قرار گرفتهاند. باید دانست که در اقتصاد سرمایهداری، برای فرهنگ، بودجه وجود ندارد. از زمانی که سیاستهای اقتصاد سرمایهداری در ایران به طور جدی مورد توجه قرار گرفت و توصیههای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، مبنای برنامهریزیهای اقتصادی و بودجهای را تشکیل داد، نهادهای فرهنگی مانند آموزش و پرورش، آموزش عالی و .... نهاد مصرفی نامیده شدند. زیرا این نهادها فقط مصرف کننده بودجه بودند و درآمدی برای خزانه دولت کسب نمیکردند، این دیدگاه بنگاهداری نسبت به نهادهای فرهنگی، تا به امروز، با شدت و ضعف ادامه داشته است.
امروزه ملاحظه میکنیم مبالغ هزاران میلیاردی برای طرحهای مختلف صنعتی و عمرانی و حتی ساختمانهای اداری از محل بودجه کشور اختصاص مییابد، اما اگر برای یک طرح فرهنگی مبلغ بسیار کمی مطالبه شود، پاسخ این است که بودجه نداریم. لازم است این دیدگاه تغییر کند و به نهادهای فرهنگی، به عنوان تولیدکننده فرهنگ و انتقال دهنده آن به نسلهای آینده نگریسته شود. زیرا نهادهای فرهنگی، مسئولیت مهم جامعه پذیر کردن افراد جامعه و قراردادن آنها در مسیر ارزشهای جامعه را بر عهده دارند.
راه های برون رفت از آسیب های فرهنگی جامعه
به نظر می رسد راهکارهای زیر برای برون رفت از آسیب های مسایل فرهنگی جامعه ضروری به نظر می رسد: 1.پرهیز از سیاست زدگی: اهداف فرهنگی نباید دستاویز و وجه المصالحه اغراض سیاسی گروهها و جناحهای مختلف شود. سیاستزدگی، آفت امروز جامعه ماست و برای تعقیب اهداف فرهنگی جامعه، باید فارغ از گرایشهای سیاسی، به حوزه تخصصی فرهنگ، نگاه ویژه داشت. 2. استفاده از ظرفیتها: لازم است از تمام توان اندیشمندان و صاحب نظران جامعه، در جهت بقا فرهنگ اسلامی ایرانی و مقابله با هجوم ارزشهای متعارض با نظام ارزشی جامعه، استفاده شود.
زمانی که مراجع معتبر و صاحب نظران، جهت برنامهریزی فرهنگی و ارتباط با مردم و جوانان حضور ندارند، افرادی که به هر دلیلی مشهور هستند، اما صلاحیت هدایت فرهنگ جامعه را ندارند و حتی برای اداره زندگی شخصی خود، مساله دارند، به عنوان مرجع و الگو برای نسل آینده و امروز ما، ایفای نقش میکنند. برخی رفتارها و اعمال جوانان که ممکن است مورد اعتراض جامعه هم قرار گیرد ناشی از همین تغییر الگوها است. رویکرد منفعلانه فرهنگی که امروزه در جامعه حاکم است، باید تغییر کند و تدوین برنامههای مقطعی و تدافعی، جای خود را به برنامه ریزی صحیح، مدون و عملیاتی بدهد.