به گزارش فرهنگ سدید، دكتر مجيد ابهري، جامعه شناس، آسیبشناسی رفتاری یادداشتی با عنوان «برنامه غرب برای حذف سبک زندگی اسلامی» در اختیار «فرهنگ سدید» قرار داده به تهدیدات مختلفی که سبک زندگی ایرانی اسلامی را تهدید می کند پرداخته است.
در متن کامل این یادداشت آمده است: «سبك زندگي با محوريت و موضوع حفظ اصالت ديني و مليتي جزو اصولي است كه در چند دهه اخير در قالبهاي مختلف از سوي دشمنان ايران اسلامي مورد تهديد قرار گرفته است. ورود سبك زندگي غربي در ابعاد مختلف با هدف جامعه مخاطبهاي خاص در ايران امروز به شكلي كاملا عيني در سطح جامعه قابل رويت است. حقيقتا آنچه كه امروز در سطح جامعه، در خانوادهها و رفتارهاي فردي بسياري از ايرانيها ديده ميشود بيانگر اين است كه دشمن امروز تا توانسته با جنگ نرم درصد تغيير يا حذف سبك زندگي ايراني و اسلامي برآمده است.
متأسفانه سبك زندگي ايراني بويژه اسلامي اين روزها بشدت مورد هجمه است چرا؟ چون اين سبك زندگي ماست كه تا امروز مانع ورود دشمن در عرصهها مختلف و مانع تأثيرگذاري آموزههاي غلط غربي در زندگيمان شده است. دشمن مدتهاست متوجه شده است كه اگر بخواهد راه را براي ورود همه جانبهاش به داخل كشور باز كند بايد از داخل شروع كند. ابتدا تغييرات زندگي فردي، سپس خانوادگي و در نهايت تغييرات كلان و اجتماعي را رقم بزند.
تغيير سبك زندگي تحت تأثير شبكههاي ماهوارهاي، فضاي مجازي و از طرفي گرايش به اشرافيگري، تفاخر و روحيه رقابت در مد گرايي و برندپرستي باعث ظهور قشر جديدي شده است. اين قشر جديد الشكل در دو حوزه اقتصاد و فرهنگ قابل تفكيك هستند چون از نظر اقتصادي وابسته به نوكيسگان و رانت خواران و از نظر فرهنگي به كساني وابسته هستند كه الگو و معبدشان غرب و هنرپيشهها و شخصيتهاي سينمايي و تلويزيون غربي است.
البته نبايد فراموش كرد كه اصولا نقش پذيري و پيگيري چنين رفتارهايي از يك فرد زماني محقق مي شود كه شخص از دورن احساس ناتواني كند و از نگاه رفتارشناسي فخرفروشي و مسابقه در رقابت اشرافيگري ناشي از ضعف محتواي معنوي انسان است. زماني كه انسان چيزي براي عنوان و مطرح كردن نداشته باشد به جراحي بيني، انواع تزريقات، مرفه لوازم آرايش، برندپرستي و مدگرايي گرايش پيدا ميكند.
از منظر رفتارشناسي خود زشت پنداري در ميان بعضي از زنان باعث شده است كه ايران از نظر مصرف لوازم آرايش درجهان مقام هفتم، در آسيا مقام چهارم و در خاورميانه مقام اول را پيدا كند. باتوجه به اينكه هشتاد درصد از لوازم آرايش موجود در بازار كشور ما تقلبي بوده است ميتوان گفت امروز نامهاي معروف اما كاذب باعث فريب برندپرستان شده است.
امروزه كسي نيست كه نداند برندهاي معروف مانند بسياري از آنهايي كه به ظاهر در ايران شعبه دارند در بسياري از كشورهاي آسيايي و كشورهاي همسايهها مانند پاكستان و افغانستان توليد ميشود. دسترنج كارگران براي كارهاي سخت و در مقابل دستمزدهاي بسيار ناچيز در مغازههاي پرزرق و برق و بوتيكهاي آنچناني به سبك اروپايي و آمريكايي به فروش ميرسد و عدهاي نوكيسه كه دغدغه جز زيبايي كاذب خود ندارند از اينها خريد ميكنند.
متأسفانه آنچه كه امروز ما در سطح شهرها ميبينيم، جوانهايي كه به فراخور جنسيتشان اگر دختر باشند با صورتهايي شكل گرفته از جراحي زيبايي و آرايش و پسرهايي با لباس هاي برند و متضاد با فرهنگ ما؛ همه حاصل تغييرات سبك زندگي و فاصله گرفتن از زندگي اسلامي و ايراني است. اگر يك مرور كنيم به عملكرد سازمانهاي متولي درح وزه سبك زندگي و ترويج فرهنگ و آموزههاي غني اسلامي و ايراني ميبينيم براي اولين بار سال 1368 مقام معظم رهبري خطر ناتوي فرهنگي را در قالب مفاهيم مختلف بيان فرمودند؛ هشداري كه در قالب كلماتي مانند رخنه فرهنگي، شبيخون فرهنگي، تهاجم فرهنگي و مهندسي فرهنگي عنوان ميشد اما در مقابل متأسفانه نخبگان اجتماعي و فرهنگي ما اين رهنمودها و تذكرات مهم را تنها در حد حرف و شعار نگه داشتهاند، نخواستند يا نتوانستند كاري شاخص در اين زمينه انجام دهند.
سوالات بيست گانه مقام معظم رهبري كه 23 مهرماه سال 1391 در جمع پرشور هزاران نفر از دانشجویان، دانش آموزان و دیگر جوانان خراسان شمالی مطرح شد امروز در چه مرحلهاي است؟ آن سوالات و اشاره ايشان به بالارفتن آمار طلاق و تغيير سبك زندگي هشداري بود كه بايد جامعه را از خواب كاذب بيدار ميكرد كه متأسفانه اقدامي از سوي نهادهاي فرهنگي در اين زمينه انجام نشد.
امروز متأسفانه ما شاهد هستيم بجاي عمل كردن به رهنمودهاي مقام معظم رهبري در راستاي احياي سبك زندگي اسلامي و ايراني سازمانها و مسئولان امر با نگاه سرسري به بحران اين عرصه دامن ميزنند. ظهور بيوه هاي جوان و رسيدن سن بيوهگي به 16 سال و كاهش سن اعتياد به 14 سال همه را در معرض سونامي خطر آسيب هاي اجتماعي قرار داده است. شرايط اجتماعي و مشكلات فردي و رفتاري تا آنجا خطرناك پيش رفته است كه ديگر نه اصولگرا و نه اصلاح طلب هيچكس در حاشيه امنيت قرار ندارد.
هجوم شبكههاي ماهوارهاي در قالب فيلمها و سريالها باعث ظهور مانكنهاي خياباني و الگوهاي رفتاري جديد شده كه جوانان ما را به سوي سراب كاذب مدگرايي ميكشاند. متأسفانه آسيبهاي نوپديد مانند ظهور و بروز عرفانهاي كاذب شرقي و غربي از اوشو گرفته تا پائولو كوئيلو و يا عرفانهاي كاذب مسيحي و صهيونيستي مثل اكنكار و كابالا معنويت جوانان ما را در معرض بزرگترين خطرات قرار داده است.
در كمال تأسف بايد بگويم اگر شرايط به همين منوال پيش برود روزي چشم باز ميكنيم و ميبينيم نه از معنويت در ميان نسلهاي آينده خبري هست و نه از باورهاي اصيل شيعي، علوي و مهدوي. آن روز ديگر گريه كردن و انگشت حسرت به دست گزيدن فايدهاي نخواهد داشت. پس تا دير نشده بايد اتاق فكري براي پيگيريهاي ميداني و كاربردي رهنمودهاي مقام معظم رهبري در سبك زندگي و اصلاح انحرافات در آن تشكيل شود.
صدا و سيما بايد در اين زمينه پيشگام شود و رسانههايي كه معتقد و دغدغه مند در حوزه رهنمودهاي رهبري هستند بايد هدفمند و همچون سربازان وفادار وارد عرصه فرهنگسازي و فرهنگ رساني شوند. در غيراينصورت من پيش بيني ميكنم ديري نميپايد كه مدگرايي و برندپرستي زندگي فرزندان ما را اشغال خواهد كرد.
كسي شايد نداند ما مخالف پوشش مناسب و ظاهر زيبا و آراسته نيستيم بلكه ما با مدپرستي و برندگرايي كه همراه با خود ارزشهاي غيراخلاقي غرب را وارد كشور ميكند مخالف هستيم. همانگونه كه امام خميني (ره) فرمودند ما با سينما مخالف نيستيم ما با فحشا مخالف هستيم.
همانطور كه مقام معظم رهبري هميشه با تأكيد برنقش محوري زنان در حفظ سبك زندگي اسلامي و ايراني بوده است من معتقدم رويكرد هجمهها و ناتوهاي فرهنگي كه در عرصه مد، برند، لوازم آرايش و رفتارهاي غربي است با هدف تأثير بر جامعه زنان ايراني شكل گرفته است.
بروز خطرات ناشي از روابط فرا زناشويي و فراخانوادگي تهديدي جدي برعليه بانوان پاكدامن و شريف جامعه ايران است. از آنجاكه همسران و مادران نقش محوري در اصلاح سبك زندگي و بازگشت آن به سبك اسلامي دارند هميشه مورد خطاب رهبرمعظم و نخبگان دلسوز جامعه بوده و هستند. زنان ما بايد با شناخت ارزش خود اجازه ندهند شعور و شخصيت آنها توسط رسانههاي ديداري، مجازي و شنيداري غرب مورد تهاجم و تغيير قرار بگيرد.
چرا بايد رسانههاي غربي تصور كنند زنان ما تنها دغدغه چاق، لاغر، كوتاه،بلند و زيبا شدن را دارند؟ چرا اين رسانهها بايد به خودشان اجازه بدهند شخصيت و تفكر زن ايراني را تا آن اندازه پايين بياورند كه بگويند زن ايراني تنها به فكر زيباشدن بيني و تزريقهاي زيبايي است در حالي كه اين گونه نيست. زنان شريف ايراني در دوران جنگ تحميلي و در شرايط بحراني ثابت كردند به عنوان نيمه اصلي مردان جامعه هميشه دغدغهمند هستند و ولايتمداري و دينداري هميشه زنان را در عرصه استقامت حفظ كرده است.
باتوجه به اينكه خريد و تهيه لوازم آرايشي تقلبي جزو خريدهاي ثابت دختران مجرد و بعضا زنان متأهل شده است بايد توجه كرد كه نتايج پژوهشهاي ميداني نشان ميدهد متأسفانه ميزان مصرف لوازم آرايشي با مصرف شيرخشك در ايران رابطه مستقيمي دارد. اين آمار نشان ميدهد گرايش زنان به رنگ و روغنهاي تقلبي و زينتهاي كاذب باعث ميشود آنها رفته رفته از وظايف مادريشان دور شوند. صرف اين نوع هزينهها و دورريختن سرمايههاي كشور به جيب كارتل ها و تراسهاي صهيونيستي، غربي و استكباري با بهانه خريد برندهاي معروف نشان از فاصله گرفتن قشر زن از مرز خردورزي است».