۱۴۰۴/۰۵/۲۸
۱۵:۰۶
کد خبر : ۱۰۷۳۱
جاناتان کوک از تلاش آمریکا برای نابودی غزه می‌نویسد؛

تعهد رؤسای جمهور آمریکا از اوباما تا ترامپ به نابودی غزه

تعهد رؤسای جمهور آمریکا از اوباما تا ترامپ به نابودی غزه
از سال ۲۰۰۷ تاکنون، تمامی رؤسای جمهور آمریکا به دنبال پاک‌سازی قومی مردم غزه و کوچ اجباری آنها به مصر یا اردن بوده‌اند. 

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «جاناتان کوک» - نویسنده و روزنامه‌نگار برجسته انگلیسی که تاکنون سه کتاب درباره منازعه اعراب و رژیم اسرائیل نوشته و سال ۲۰۱۱ نیز برنده جایزه ویژه روزنامه‌نگاری «مارتا گلهورن» شد - در یادداشت جدیدی که وب‌سایت انگلیسی «Middle East Eye» آن را منتشر کرده است، به موضوع طرح ترامپ برای پاک‌سازی قومی غزه و الحاق آن به اسرائیل می‌پردازد. به گفته وی، این طرح جدیدی نیست و از سال ۲۰۰۷ تاکنون تمامی رؤسای جمهور آمریکا به دنبال پاک‌سازی قومی مردم غزه و کوچ اجباری آنها به مصر یا اردن بوده‌اند. به گفته کوک، صراحت ترامپ در پیگیری این هدف، نقاب از چهره منافقانه غرب کنار زده و موجب شده است تا رسانه‌های غربی عملیات روانی شدیدی را برای انسانی جلوه‌دادن این طرح شروع کنند.

 

بایدن و ترامپ، دو روی یک سکه

از روز اول، هدف بنیامین نتانیاهو - نخست‌وزیر اسرائیل - از حمله «انتقامی» خود به غزه که ۱۶ ماه پیش آغاز شد، پاک‌سازی قومی یا نسل‌کشی در غزه بود. متحد او در این نسل‌کشی برای ۱۵ ماه بعد، جو بایدن - رئیس‌جمهور پیشین آمریکا - بود. متحد او در پاک‌سازی قومی در شرایط فعلی دونالد ترامپ - رئیس‌جمهور کنونی آمریکا - است.

بایدن بمب‌های ۲۰۰۰ پوندی را برای نسل‌کشی تأمین کرد. ترامپ طبق گزارش‌ها بمب بزرگ ۱۱ تنی تحت عنوان «MOAB» یا «بمب هوایی با انفجار بزرگ» با گستره تخریبی یک مایلی را برای تشویق بیشتر مردم به خروج از غزه فراهم کرده است. هر دو رئیس‌جمهور آمریکا یعنی جو بایدن و دونالد ترامپ، اقدامات اسرائیل در غزه را با عبارات خاص خود توجیه کرده‌اند؛ هرچند که روش بیان آن‌ها متفاوت است. بایدن ادعا کرد که اسرائیل با بمباران غزه برای «ریشه‌کن‌کردن» حماس، به مردم غزه کمک می‌کند. ترامپ ادعا می‌کند که با «پاک‌سازی» آن‌ها به مردم غزه کمک می‌کند. بایدن تخریب ۷۰ درصد از ساختمان‌های غزه را «دفاع از خود» نامید. ترامپ، تخریب قریب‌الوقوع ۳۰ درصد باقی‌مانده را «آزادکردن جهنم» توصیف می‌کند.

بایدن و ترامپ طی ۱۶ ماه گذشته در نسل‌کشی و پاک‌سازی قومی مردم غزه به‌عنوان متحد نزدیک نتانیاهو عمل کرده‌اند.

بایدن ادعا می‌کرد که «به طور خستگی‌ناپذیری برای آتش‌بس تلاش می‌کند»؛ درحالی‌که ماه‌ها اسرائیل را به ادامه کشتار کودکان تشویق کرد. ترامپ ادعا می‌کند که برای آتش‌بس مذاکره کرده است؛ درحالی‌که چشم خود را بر روی نقض مفاد این آتش‌بس توسط اسرائیل بسته است. ادامه شلیک به فلسطینیان در غزه و کرانه باختری، جلوگیری از ورود کامیون‌های حیاتی حامل کمک‌ها به غزه، عدم اجازه ورود به چادرها یا خانه‌های سیار وعده‌داده‌شده، محروم‌کردن صدها فلسطینی معلول از درمان در خارج، مسدودکردن راه بازگشت فلسطینیان به خانه‌هایشان در شمال غزه و عدم مشارکت در مرحله دوم مذاکرات آتش‌بس، مصادیق نقش آتش‌بس است.

این نقض‌های اسرائیل، باوجوداینکه رسانه‌ها آن‌ها را «ادعاهای حماس» گزارش کردند، توسط سه مقام اسرائیلی و دو میانجی در گفت‌وگو با نیویورک‌تایمز تأیید شده است. به‌عبارت‌دیگر، اسرائیل از تمام مفاد توافق آتش‌بس تخطی کرده است و ترامپ دقیقاً همانند بایدن، قاطعانه پشت دولت اسرائیل ایستاده است.

 

چراغ‌سبز برای حملات وحشیانه

اسرائیل به‌خوبی می‌دانست که با نقض آتش‌بس، حماس تنها یک اهرم فشار برای اجرای توافق در اختیار دارد: امتناع از آزادی گروگان‌های بیشتر. دقیقاً به همین دلیل، این گروه فلسطینی اعلام کرد تا زمانی که اسرائیل به تعهدات خود در توافق پایبند نشود، دیگر گروگانی آزاد نخواهد کرد. در یک نمایش آشنا، اسرائیل و واشنگتن خشم ساختگی خود را نشان دادند. ترامپ نیز بلافاصله سطح درگیری را به‌شدت بالا برد. او به اسرائیل یا شاید هم به آمریکا، چراغ‌سبز نشان داد تا «جهنم دوباره آغاز شود» که احتمالاً به معنای ازسرگیری نسل‌کشی بود.

این اقدام نه‌تنها درصورتی‌که حماس سه گروگان تعیین‌شده را تا مهلت تعیین شده در مرحله ششم تبادل اسرا آزاد نکند، بلکه حتی اگر تمام گروگان‌ها را فوراً آزاد نکند، اجرا خواهد شد. ترامپ تأکید کرده است که دیگر آزادی تدریجی گروگان‌ها در طول شش هفته فاز اول آتش‌بس را نمی‌پذیرد. به‌عبارت‌دیگر، ترامپ همان توافقی را که تیم خودش مذاکره کرده بود، نقض می‌کند. واضح است که نه نتانیاهو و نه ترامپ، هیچ تلاشی برای حفظ توافق نکرده‌اند، بلکه به طور خستگی‌ناپذیری برای نابودی آن کار می‌کنند.

اسرائیل از تمام مفاد توافق آتش‌بس تخطی کرده است و ترامپ دقیقاً همانند بایدن، قاطعانه پشت دولت اسرائیل ایستاده است.

روزنامه «هاآرتص» اسرائیل همین موضوع را در گزارشی اعلام کرد. منابع اسرائیلی به این روزنامه گفتند که هدف نتانیاهو این بود که پیش از ورود توافق به مرحله دوم آن را «از مسیر خارج کند»؛ زیرا در این مرحله قرار بود نیروهای اسرائیلی کاملاً از غزه خارج شوند و بازسازی آغاز شود. یکی از منابع به این روزنامه گفت: «وقتی حماس بفهمد که مرحله دومی در کار نخواهد بود، ممکن است مرحله اول را هم کامل نکند.»

حماس روی آزادی تدریجی گروگان‌ها اصرار داشت تا زمان بخرد؛ زیرا می‌دانست که اسرائیل فقط تا زمانی به توافق پایبند است که گروگان‌هایش را پس بگیرد و بعد از آن، قتل‌عام را از سر خواهد گرفت. اکنون فلسطینیان غزه دوباره به نقطه صفر بازگشته‌اند. آن‌ها یا باید پاک‌سازی قومی را بپذیرند تا ترامپ و دوستان میلیاردرش بتوانند غزه را به «ریویرا خاورمیانه» تبدیل کنند (پروژه‌ای که هزینه‌اش با چپاول درآمدهای گازی غزه پرداخت خواهد شد) یا با ادامه نسل‌کشی روبه‌رو شوند.

 

فاش‌شدن بخش پنهان حقیقت

همان‌طور که می‌دانست، نتانیاهو تنها به این دلیل با «آتش‌بس» واشنگتن موافقت کرد که در واقع هیچ‌گاه یک آتش‌بس واقعی وجود نداشت. این فقط یک وقفه موقت بود تا آمریکا بتواند روایت نسل‌کشی بایدن را که با زبان «بشردوستی» و «امنیت» بیان می‌شد، به رویکرد سرسختانه و بی‌پرده‌تر ترامپ تغییر دهد.

حالا دیگر همه چیز درباره «هنر معامله» و فرصت‌های توسعه املاک و مستغلات است. اما برنامه ترامپ برای «تصاحب» غزه و سپس «پاک‌سازی» آن، حتی متحدان او در اروپا - که در واقع حاکمان دست‌نشانده‌اش هستند - را هم در موقعیتی دشوار و ناخوشایند قرار داده است. ترامپ طبق عادت همیشگی خود، حقایقی را که سیاست‌مداران دیگر سعی در پنهان‌کردن آن دارند، به‌صورت آشکار و بی‌پرده بیان می‌کند. او نقابِ از قبل آسیب‌دیدة نجابت و اخلاق‌گرایی غرب را کاملاً از چهره آن کنار می‌زند و باعث می‌شود که این تناقضات و دورویی آنها بیشتر نمایان شود.

واقعیت این است که اسرائیل در طول ۱۵ ماه گذشته نتوانست هیچ‌یک از دو هدف اعلام‌شده خود را در غزه محقق کند؛ نتانیاهو نه توانست حماس را ریشه‌کن کند و نه توانست گروگان‌ها را بازگرداند؛ زیرا هیچ‌کدام از این‌ها واقعاً هدف اصلی او نبودند. حتی «آنتونی بلینکن» - وزیر امور خارجه بایدن - مجبور شد اذعان کند که کشتار گسترده اسرائیل فقط به جذب نیروهای جدید برای حماس کمک کرده و به همان اندازه که کشته، جنگجو به این گروه اضافه کرده است.

از سوی دیگر، افشاگران نظامی اسرائیل به وب‌سایت +۹۷۲ اطلاع دادند که اسرائیل بسیاری از گروگان‌های خود را با استفاده از بمب‌های سنگرشکن آمریکایی کشته است. این بمب‌ها نه‌تنها مناطق وسیعی را نابود کرده‌اند، بلکه عملاً مانند سلاح‌های شیمیایی عمل کرده و با پر کردن تونل‌های حماس از مونوکسید کربن، گروگان‌ها را خفه کرده‌اند.

بی‌تفاوتی رهبران اسرائیل نسبت به سرنوشت گروگان‌ها را «یوآو گالانت» - وزیر دفاع پیشین اسرائیل - در مصاحبه‌ای با شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل تأیید کرد. او اعتراف کرد که ارتش اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، هنگام عملیات حماس، دستورالعمل «هانیبال» را اجرا کرده است که به سربازان اجازه می‌دهد به جای آنکه اسرائیلی‌ها را گروگان ببینند، آن‌ها را بکشند. این واقعیت‌ها که دیدگاه متفاوتی از اقدامات اسرائیل در غزه ارائه می‌دهند، طبیعتاً و تقریباً به طور کامل از سوی رسانه‌های جریان اصلی غرب سانسور شده‌اند.

 

عملیات روانی شدید رسانه‌های غربی

برنامه اسرائیل از ابتدا پاک‌سازی قومی غزه بود و حالا ترامپ این هدف را به طور صریح اعلام کرده است؛ چنان‌که این موضوع کاملاً روشن است و رسانه‌ها مجبور شده‌اند اثرات منفی این افشاگری را کاهش دهند و یکی از شدیدترین عملیات‌های روانی را علیه افکار عمومی خود به کار ببرند.

تمایل صریح و بی‌پرده ترامپ برای پاک‌سازی قومی مردم غزه، نقاب از چهره منافقانه غربی‌ها کنار زده است.

برای اجتناب از بیان صریح این حقیقت که ترامپ و اسرائیل در حال برنامه‌ریزی برای پاک‌سازی قومی ۲.۳ میلیون فلسطینی ساکن غزه هستند، تمامی واژه‌های مبهم ممکن به کار گرفته شده است. بی‌بی‌سی از عباراتی مانند «اسکان مجدد»، «جابه‌جایی» و «انتقال» جمعیت غزه استفاده می‌کند. در برخی گزارش‌ها، به طور غیرقابل‌توجیهی گفته می‌شود که فلسطینیان در آستانه «ترک» غزه هستند. نیویورک‌تایمز پاک‌سازی قومی را به طور مثبتی به‌عنوان یک «برنامه توسعه» توسط ترامپ معرفی می‌کند؛ درحالی‌که رویترز با بی‌تفاوتی آن را به‌عنوان «انتقال جمعیت غزه» توصیف می‌کند. پایتخت‌های غربی و رسانه‌های تابع آن‌ها در این موقعیت ناراحت‌کننده قرار گرفته‌اند؛ چون کشورهای متحد واشنگتن در خاورمیانه از همکاری با طرح پاک‌سازی قومی اسرائیل و ترامپ امتناع کرده‌اند. باوجود کشتار فزاینده، مصر از باز کردن مرز کوتاه خود با غزه برای پذیرش جمعیت بمباران‌شده و گرسنه در صحرای سینای مصر خودداری کرده است.

البته هیچ‌گاه از اسرائیل انتظار نمی‌رفت که به خانواده‌های غزه‌ای اجازه بازگشت به زمین‌هایشان را بدهد؛ زمین‌هایی که در سال ۱۹۴۸ به زور از آن‌ها گرفته شده بود تا یک دولت یهودی خودخوانده ایجاد شود. در آن زمان نیز مانند امروز، قدرت‌های غربی در عملیات پاک‌سازی قومی اسرائیل شریک بودند. رسانه‌های غربی تمایل دارند این زمینه تاریخی را نادیده بگیرند یا سطحی از آن عبور کنند و حتی در موارد نادری که به آن اشاره می‌کنند، آن را در چارچوبی نادرست و تحریف‌شده ارائه می‌دهند. در مواقعی که به ندرت قبول می‌کنند که یک زمینه تاریخی مهم وجود دارد، آن را فقط در قالب «وحشیگری فلسطینی‌ها» معرفی می‌کنند؛ یعنی روایت را طوری تغییر می‌دهند که فلسطینی‌ها به‌عنوان عامل اصلی خشونت نشان داده شوند. در عوض، رسانه‌ها از اصطلاحات مبهمی مانند «چرخه‌های خشونت» و «دشمنی‌های تاریخی» استفاده می‌کنند.

با فشارهای ترامپ در روزهای اخیر، سیاست‌مداران غربی و رسانه‌ها ترجیح داده‌اند که بگویند برنامه «توسعه» او برای غزه، در حقیقت یک نوآوری است. اما در واقعیت، ترامپ هیچ‌چیز جدیدی را در خواسته‌اش برای پاک‌سازی قومی فلسطینیان غزه ارائه نکرده است. تنها تفاوت این است که او به طور غیرمعمول - و به طور نادرستی - در مورد یک سیاست بلندمدت صریح بوده است.

اسرائیل همیشه برنامه‌هایی برای اخراج فلسطینیان از غزه به مصر و از کرانه باختری به اردن داشته است؛ اما نکته مهم - همان‌طور که «Middle East Eye» یک دهه پیش اشاره کرده بود - این است که واشنگتن از اواخر دوره دوم ریاست‌جمهوری «جورج بوش» در سال ۲۰۰۷، به طور کامل از بخش اخراج فلسطینیان از غزه حمایت کرده است. برای کسانی که با ریاضیات مشکل دارند، این موضوع ۱۸ سال پیش اتفاق افتاد. تمامی رؤسای جمهور آمریکا از آن زمان تاکنون - از جمله باراک اوباما - از رؤسای جمهور مصر خواسته‌اند که به اسرائیل اجازه دهد جمعیت غزه را به صحرای سینای مصر منتقل کند و البته مصری‌ها با این درخواست مخالفت کرده‌اند.

 

راز آشکار

رهبران و رسانه‌های غربی همیشه از این پروژه آگاه بوده‌اند، اما آن را مخفی می‌کردند. اکنون که ترامپ بدون ملاحظه و پرده‌پوشی از آن صحبت می‌کند، همان سیاست‌مداران و تحلیلگران غربی که خود در این سیاست‌ها شریک بوده‌اند، تظاهر به شوکه شدن و مخالفت می‌کنند. چرا؟ چون این حقیقت، چهرة بدی دارد؛ مخصوصاً وقتی که در قالب تبلیغات مبتذل ترامپ برای فروش املاک و مستغلات، آن هم در بحبوحه یک آتش‌بس ظاهری مطرح می‌شود.

رهبران غربی امیدوار بودند که پاک‌سازی قومی در غزه را با ظاهری موجه‌تر و به‌اصطلاح «انسان‌دوستانه» اجرا کنند تا بتوانند افکار عمومی غرب را فریب دهند و همچنان ادعا کنند که در حال دفاع از ارزش‌های متمدنانه در برابر «وحشی‌گری فلسطینی‌ها» هستند. از سال ۲۰۰۷، پروژة مشترک آمریکا و اسرائیل برای پاک‌سازی قومی فلسطینیان با نام «طرح غزه بزرگ» شناخته شده است.

محاصرة غزه که از اواخر ۲۰۰۶ آغاز شد، با هدف ایجاد فقر و بدبختی شدید در این منطقة کوچک طراحی شده بود تا مردم مجبور شوند برای خروج از آن التماس کنند. در همین دوران، اسرائیل برنامة موسوم به «رژیم گرسنگی» را برای فلسطینیان غزه تدوین کرد. در این برنامه، مقدار کالری مورد نیاز آن‌ها به دقت محاسبه می‌شد تا آن‌ها را زنده نگه دارد، اما فقط در حدی که از مرگ فوری جلوگیری کند. اسرائیل، غزه را مانند یک «تیوب خمیردندان» می‌دید که می‌توان آن را فشار داد. ایده اصلی این بود که اگر مصر مرزهای خود را باز کند، مردم غزه از سر استیصال به سمت صحرای سینا هجوم ببرند و برای همیشه از سرزمین خود بیرون رانده شوند.

در طول این سال‌ها، رؤسای جمهور مصر - از حسنی مبارک گرفته تا محمد مرسی و ژنرال عبدالفتاح السیسی - تحت‌فشار و تطمیع قرار داشتند تا با این طرح موافقت کند، اما همه آن‌ها این پیشنهاد را رد کردند. بعد از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، مصر کاملاً درک کرد که ویران کردن غزه توسط اسرائیل دقیقاً با هدف «فشاردادن تیوب» انجام می‌شود؛ به این امید که مردم از شدت فشار به بیرون پرتاب شوند.

 

فشار بر مصر

از همان ابتدا، مقاماتی مانند «گیورا ایلند» [1] - مشاور سابق امنیت ملی اسرائیل - علناً اعلام کردند که هدف، تبدیل غزه به «جایی است که هیچ انسانی قادر به زندگی در آن نباشد». تنها یک هفته پس از آغاز کشتار اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳، سخنگوی نظامی اسرائیل - «امیر آویوی» [2] - در مصاحبه‌ای با «بی‌بی‌سی» گفت که اسرائیل نمی‌تواند امنیت غیرنظامیان در غزه را تأمین کند و افزود: «آن‌ها باید به سمت جنوب، به صحرای سینا بروند.» روز بعد، «دنی آیالون» [3] - از نزدیکان نتانیاهو و سفیر پیشین اسرائیل در آمریکا - این موضع را تقویت کرد و گفت: «در صحرای سینا تقریباً فضای بی‌پایانی وجود دارد... ما و جامعه بین‌المللی زیرساخت‌های لازم برای برپایی اردوگاه‌های موقت را فراهم خواهیم کرد». او در نهایت نتیجه گرفت: «مصر باید همکاری کند.»

سند محرمانه‌ای که از وزارت اطلاعات اسرائیل فاش شد، برنامة اسرائیل را به‌وضوح مشخص کرد: «پس از بیرون‌راندن فلسطینیان، آن‌ها در اردوگاه‌های چادری در صحرای سینا اسکان داده می‌شوند تا زمانی که بتوانند در شهرک‌های دائمی در شمال سینا مستقر شوند.» هم‌زمان، روزنامة فایننشال تایمز گزارش داد که نتانیاهو در حال متقاعدکردن اتحادیه اروپا برای حمایت از اخراج فلسطینیان غزه به سینا، تحت پوشش جنگ است. برخی کشورهای اروپایی - از جمله جمهوری چک و اتریش - به این پیشنهاد روی خوش نشان داده و حتی در نشست اتحادیه اروپا دربارة آن بحث کردند. یک دیپلمات اروپایی ناشناس به فایننشال تایمز گفت: «اکنون زمان آن رسیده که فشار بر مصر را برای پذیرش این طرح افزایش دهیم».

در همین حال، دولت بایدن هم‌زمان با ارسال بمب‌های بیشتر برای اسرائیل، فشار بر مصر را افزایش داد تا زمینه برای اجرای این طرح فراهم شود. «عبدالفتاح السیسی» - رئیس‌جمهور مصر - کاملاً آگاه بود که با چه چیزی روبه‌رو است: یک طرح هماهنگ غربی برای پاک‌سازی قومی غزه. این طرح هیچ ارتباطی به ترامپ نداشت؛ در آن زمان، او هنوز بیش از یک سال با انتخابات ریاست‌جمهوری فاصله داشت. در اواسط اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲) تنها چند روز پس از آغاز کشتار، السیسی در کنفرانس خبری مشترک با «اولاف شولتس» - صدراعظم آلمان - به‌شدت با این طرح مخالفت کرد و گفت: «آنچه اکنون در غزه اتفاق می‌افتد، تلاشی برای وادارکردن غیرنظامیان به پناه‌بردن به مصر و مهاجرت اجباری است که نباید پذیرفته شود.» به همین دلیل، او قبل و بعد از آغاز نسل‌کشی اسرائیل، تلاش بسیاری برای تقویت مرز کوتاه میان غزه و سینا انجام داد تا مانع از اجرای این طرح شود.

 

فروش پاک‌سازی قومی به‌عنوان صلح

آنچه سخنان ترامپ را تا این حد غیرواقعی و متناقض می‌کند، این است که او به طور نیم‌بند به همان روایت قدیمی یعنی تلاش برای جلوه‌دادن این طرح به‌عنوان یک برنامة بشردوستانه وفادار مانده است. ترامپ درحالی‌که به اسرائیل سلاح بیشتری ارسال می‌کند و دربارة «به راه افتادن جهنم» هشدار می‌دهد، هم‌زمان از یافتن «تکه‌هایی از زمین» در مصر و اردن سخن می‌گوید که مردم غزه بتوانند «در آنجا با خوشی و امنیت زندگی کنند». او وضعیت فعلی مردم غزه را این‌گونه توصیف کرده است: «آن‌ها در سطحی کشته می‌شوند که هیچ‌کس تا به حال ندیده است. هیچ جایی در جهان خطرناک‌تر از نوار غزه نیست. آن‌ها در جهنم زندگی می‌کنند». این توصیف ترامپ، بی‌اختیار پرده از نسل‌کشی برمی‌دارد که اسرائیل آن را انکار می‌کند و آمریکا نیز نقش خود در مسلح‌کردن آن را رد می‌کند. اما این حرف‌های به‌ظاهر دلسوزانه، چیزی بیش از باقیمانده‌های تبلیغات قدیمی آمریکا برای توجیه پاک‌سازی قومی نیست؛ تبلیغی که قرار بود این پروژه را به‌عنوان مرحله‌ای جدید در «فرایند صلح» به جهان بفروشد.

  رسانه‌های غربی برای انسانی جلوه‌دادن طرح ترامپ برای پاک‌سازی قومی مردم غزه، عملیات روانی شدیدی را آغاز کرده‌اند.

همان‌طور که پایگاه «Middle East Eye» در سال ۲۰۱۵ اشاره کرد، آمریکا از سال ۲۰۰۷ به پروژه «غزه بزرگ» پیوسته بود. طبق آن طرح، مصر باید ۱,۶۰۰ کیلومترمربع از صحرای سینا - منطقه‌ای پنج برابر وسعت غزه - را به رهبری تشکیلات خودگردان فلسطین در کرانه باختری، یعنی محمود عباس، واگذار می‌کرد. مردم غزه قرار بود از طریق فشار ناشی از محاصره، قطع کمک‌های بین‌المللی و بمباران‌های مداوم که اسرائیل آن را «چمن‌زنی» [4] می‌نامید، به خروج از غزه «ترغیب» شوند.

در مقابل، «عباس» مجبور بود از ادعای تشکیل یک کشور فلسطینی در سرزمین‌های تاریخی فلسطین دست بکشد، حق بازگشت پناه‌جویان فلسطینی (که در قوانین بین‌المللی تضمین شده) را نادیده بگیرد و مسئولیت سرکوب فلسطینیان را به مصر و جهان عرب واگذار کند. اسرائیل بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۸ این طرح را برای تضعیف تلاش‌های محمود عباس در سازمان ملل برای به‌رسمیت‌شناختن کشور فلسطین پیش می‌برد. نکته جالب‌توجه اینجاست که هر بار اسرائیل حمله نظامی گسترده‌ای علیه غزه انجام داد (مثل زمستان ۲۰۰۸، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴) هم‌زمان فشارهای اسرائیل و آمریکا بر رهبران مصر برای واگذاری بخش‌هایی از سینا هم افزایش یافت.

 

املاک ساحلی

ترامپ از دوران ریاست‌جمهوری اول خود کاملاً با طرح «غزه بزرگ» آشنا بود. گزارش‌هایی از سال ۲۰۱۸ نشان می‌دهند که او قصد داشت این طرح را در «معامله قرن» خود برای عادی‌سازی روابط بین اسرائیل و جهان عرب بگنجاند. در ماه مارس همان سال، کاخ سفید کنفرانسی با حضور ۱۹ کشور برگزار کرد تا ایده‌های جدیدی برای مدیریت بحران غزه که کاملاً ساخته‌وپرداخته اسرائیل بود، بررسی شود. علاوه بر اسرائیل، نمایندگانی از مصر، اردن، عربستان سعودی، قطر، بحرین، عمان و امارات متحده عربی نیز در این نشست شرکت کردند، اما فلسطینیان از شرکت در این نشست خودداری نمودند.

چند ماه بعد و در تابستان ۲۰۱۸، «جرد کوشنر» - داماد ترامپ و معمار طرح خاورمیانه‌ای او - به مصر سفر کرد. اندکی پس از آن، هیئتی از حماس برای اطلاع از پیشنهادهای مطرح‌شده به قاهره رفت. در آن زمان - درست مانند اکنون - ترامپ یک منطقه ویژه در سینا را پیشنهاد داد که دارای شبکه انرژی خورشیدی، تأسیسات آب‌شیرین‌کن، بندر، فرودگاه و یک منطقه آزاد تجاری با پنج شهرک صنعتی باشد که هزینه آن توسط کشورهای ثروتمند حوزه خلیج فارس تأمین شود.

جالب اینجاست که یک روزنامه‌نگار کهنه‌کار اسرائیلی به نام «ران بن یشای» [5]، در آن زمان گزارش داد که اسرائیل تهدید کرده بود که برای مجبور کردن حماس به پذیرش این طرح، به غزه حمله کرده و این منطقه را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم خواهد کرد. دقیقاً همین راهبردی بود که اسرائیل در حمله سال گذشته خود به کار بست و سپس اقدام به تخلیه شمال غزه از ساکنانش کرد.

ترامپ همچنین بحران غزه را با قطع کمک‌های مالی به آژانس سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی (آنروا) تشدید کرد. این سیاست در جریان نسل‌کشی کنونی، توسط اسرائیل و دولت بایدن نیز دنبال شد. از زمانی که ترامپ به قدرت رسید، اسرائیل فعالیت‌های آنروا را در تمام سرزمین‌های اشغالی فلسطین ممنوع کرد.

تیم ترامپ درست از همان لحظه‌ای که اسرائیل نسل‌کشی خود را آغاز کرد، بار دیگر علاقه خود را به طرح پاک‌سازی قومی غزه احیا کرد. مدت‌ها پیش از آنکه ترامپ بداند در انتخابات نوامبر ۲۰۲۴ پیروز خواهد شد یا نه، این اتفاق افتاد. در ماه مارس سال ۲۰۲۴ (اسفند ۱۴۰۲) یعنی بیش از یک سال پیش، کوشنر دقیقاً از همان عباراتی استفاده کرد که ترامپ اکنون به کار می‌برد. او گفت: «چیز زیادی از غزه باقی نمانده است.» او تأکید کرد که اولویت، «پاک‌سازی» این منطقه است؛ چرا که «این یک ملک ساحلی ارزشمند است». کوشنر صراحتاً گفت که «مردم غزه باید از آنجا بیرون شوند.»

 

خرگوشی در تله

اگر ترامپ از عقب‌نشینی امتناع کند، جهت حرکت بعدی برای مردم غزه عمدتاً به مصر و اردن بستگی دارد. این دو کشور باید یا طرح پاک‌سازی قومی را بپذیرند، یا اسرائیل قتل‌عام جمعیت غزه را از سر خواهد گرفت. اگر آنها مخالفت کنند، ترامپ تهدید کرده که کمک‌های مالی ایالات متحده را قطع خواهد کرد؛ چیزی که عملاً رشوه‌هایی است که برای دهه‌ها به این کشورها داده شده تا درحالی‌که اسرائیل به وحشی‌گری علیه فلسطینی‌ها ادامه می‌دهد، از کمک به آنها خودداری کنند.

«ملک عبدالله» - پادشاه اردن - در جریان یک دیدار از کاخ سفید، مثل خرگوشی که در مقابل چراغ‌های جلوی اتومبیل خشکش زده باشد به نظر می‌رسید. او جرئت نکرد که به طور مستقیم طرح ترامپ را رد کند، بلکه پیشنهاد داد که منتظر بماند و ببیند مصر - که یک کشور عربی بزرگ‌تر و قدرتمندتر است - چگونه واکنش نشان می‌دهد. اما همان‌طور که «Middle East Eye» گزارش داده، ملک عبدالله به‌صورت خصوصی آن‌قدر از پیامدهای بی‌ثبات‌کننده همدستی اردن در پاک‌سازی قومی غزه می‌ترسد و آن را یک «مسئله حیاتی» برای رژیم خود می‌داند که تهدید به جنگ با اسرائیل کرده است تا این طرح را متوقف کند. به طور مشابهی، مصر هم نارضایتی خود را نشان داده است. پس از دیدار تحقیرآمیز ملک عبدالله - پادشاه اردن - با ترامپ، گزارش شده که «سیسی» دیدار خود با ترامپ را به تعویق انداخته است. این یک رد قاطع از سوی او است، تا زمانی که طرح پاک‌سازی قومی از دستور کار خارج شود. گفته می‌شود که قاهره در حال آماده‌سازی پیشنهادی برای چگونگی بازسازی غزه است. حتی عربستان سعودی - متحد ثروتمند نفتی واشنگتن - نیز به شورش برخاسته است. دولت‌های عربی چنین مقاومتی را در برابر هر رئیس‌جمهور ایالات متحده - به‌ویژه کسی چون ترامپ - به‌ندرت نشان داده‌اند.

این کار ممکن است توضیح دهد که چرا اراده رئیس‌جمهور آمریکا در حال تضعیف است. «کارولین لیویت» [6] - سخنگوی مطبوعاتی ترامپ - اشاره کرده است که ترامپ اکنون از «شرکای عربمان در منطقه» خواسته است تا یک پیشنهاد جایگزین یا «طرح صلحی برای ارائه به رئیس‌جمهور» را ارائه دهند. علامت دیگر این که ترامپ ممکن است در حال تردید باشد، این است که نتانیاهو تهدید خود مبنی بر ازسرگرفتن نسل‌کشی به شرط آزادنشدن تمامی گروگان‌ها را پس گرفت. اکنون او فقط آزادی سه نفر که قرار بود به طور اولیه آزاد شوند را مطالبه کرده است. گزارش‌ها از غزه حاکی از آن است که اسرائیل همچنین به طور قابل‌توجهی میزان ورود کمک‌ها به غزه را افزایش داده است. همه این‌ها خبرهای خوبی است. ممکن است برای مردم غزه زمانی بیشتر بخرد. اما نباید تصویر بزرگ‌تر را فراموش کنیم. اسرائیل و ایالات متحده هنوز به «پاک‌سازی» غزه متعهد هستند؛ به هر روشی که شده، همان‌طور که در طول ۱۸ سال گذشته بوده است. آنها صرفاً به دنبال زمان مناسب‌تری برای ازسرگیری این کار هستند. این اتفاق ممکن است همین آخر هفته باشد، یا ممکن است یک یا دو ماه دیگر رقم بخورد. اما حداقل بایدن و ترامپ یک چیز را به دست آورده‌اند. آنها اطمینان حاصل کرده‌اند که هیچ‌کس دیگر نمی‌تواند از این پس نابودی غزه را با یک طرح صلح‌آمیز اشتباه بگیرد.

https://www.middleeasteye.net/opinion/gaza-ethnic-cleansing-not-trumps-plan-every-us-president-bush-embraced-it

[1] . Giora Eiland

[2] . Amir Avivi

[3] . Danny Ayalon

[4] . Mowing the lawn: چمن زنی یعنی سیاستی که به دنبال کنترل قد چمن هاست. اگر شما راهی برای نابودی چمن ها پیدا نمی کنید، حداقل مسیری را طی کنید که مانع از گستردگی و بلند شدن طول چمن ها برسید. چمن‌زنی به صورت مداوم در مورد حماس در حال اجراست. مصداق بارز چمن‌زنی در مورد حماس و گروه‌های مقاومت در غزه، جنگ‌های چندگانه‌ای است که از سال ۲۰۰۸ تا کنون صورت گرفته است. چامسکی در این خصوص می‌گوید: «یکی از اقدامات دوره‌ای که اسرائیل آن را «چمن زدن» نامیده است، به معنای شلیک به ماهی درون حوض است تا اطمینان حاصل شود که حیوانات، در قفسی که برایشان درست کرده‌اید - البته پس از دوره‌ای که آتش‌بس نامیده می‌شود - آرام بگیرند.

[5] . Ron Ben-Yishai

[6] . Karoline Leavitt

/ انتهای پیام /