۱۴۰۴/۰۵/۲۸
۱۵:۵۶
کد خبر : ۱۱۰۷۴
دیپلمات برجسته ایتالیایی برنده جنگ ایران و اسرائیل را معرفی می‌کند؛

«رهبر ایران» برنده واقعی و پیروز جنگ

«رهبر ایران» برنده واقعی و پیروز جنگ
در ورای همه پروپاگاندای رسانه‌های غربی، شاید برنده واقعی - البته بدون آنکه به رسمیت شناخته شود - علی خامنه‌ای - رهبر جمهوری اسلامی ایران - باشد. ایران نهایتاً در برابر فشار نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل مقاومت کرد و توان بالای خود را برای پاسخ‌گویی نشان داد؛ به‌ویژه با تحلیل بردن چشمگیر سامانه دفاع موشکی اسرائیل. این نکته کلیدی، پیام اصلی این تحولات برای منطقه و برای ناظران جهانی - به‌ویژه در جنوب جهان - خواهد بود.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «مارکو کارنلوس» [1] - دیپلمات برجسته ایتالیایی و عضو تیم سیاست خارجی نخست‌وزیر ایتالیا از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۱، هماهنگ‌کننده روند صلح خاورمیانه و فرستاده ویژه ایتالیا در امور سوریه و سفیر سابق ایتالیا در عراق - در یادداشتی که وب‌سایت خبری - تحلیلی «Middle East Eye» آن را منتشر کرده است، می‌نویسد: «نتانیاهو بازنده بزرگ جنگ ۱۲ روزه رژیم اسرائیل علیه ایران بود؛ چرا که به اهداف خود نرسید.» وی در مقابل تأکید می‌کند «آیت‌الله خامنه‌ای - رهبر ایران - را باید برنده واقعی این جنگ دانست.» به گفته وی، ایران با مقاومت در مقابل جنگ مشترک نظامی آمریکا و اسرائیل، توان بالای خود را برای پاسخ‌گویی نشان داد و این مقاومت، پیامی کلیدی برای ناظران جهانی به‌ویژه در کشورهای جنوب جهان باید باشد.    

 

نمایشی شبیه به یک جنگ

دوشنبه‌شب ۲۳ ژوئن (۲ تیر) دونالد ترامپ - رئیس‌جمهور آمریکا - از برقراری آتش‌بس میان اسرائیل و ایران خبر داد که ظرف چند ساعت اجرایی شد. البته مانند دیگر ابتکارات ترامپ، باید این خبر را با احتیاط فراوانی پذیرفت. اما دست‌کم در حال حاضر، این تحول به نظر می‌رسد که به دو هفته پرتنش پایان داده باشد؛ دورانی که با حمله اسرائیل به ایران آغاز شد. در ادامه، تهران اقدام به‌تلافی کرد، آمریکا وارد درگیری شد و تأسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار داد و سپس ایران در پاسخ، حملاتی عمدتاً نمادین علیه پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه انجام داد.

میلیاردها دلار از مالیات مردم آمریکا صرف بزرگ‌ترین دستگاه اطلاعاتی جهان می‌شود، فقط برای آنکه مقامات ارشد، یافته‌هایش را بی‌ارزش بخوانند.

اسرائیل پیش از این، در آخر هفته گذشته، تمایل خود برای کاهش تنش را اعلام کرده بود. شاید برنامه‌ریزان اسرائیلی شدت واکنش ایران را دست‌کم گرفته بودند، یا بیش از حد به میزان آسیبی که به توان نظامی جمهوری اسلامی وارد کرده بودند، اعتماد داشتند. همچنین مشخص شد که «استیو ویتکاف» - فرستاده آمریکا - در تمام این مدت با طرف ایرانی در تماس مستقیم بوده است.

آنچه در روزهای اخیر میان آمریکا و ایران رخ داده، بیشتر به یک نمایش شباهت دارد تا یک جنگ واقعی؛ چیزی شبیه به درگیری ازپیش‌طراحی‌شده‌ای که پنج سال پیش، پس از ترور ژنرال قاسم سلیمانی شاهدش بودیم. رهبران سیاسی آمریکا با ادعاهایی پرطمطراق از واردآوردن ضربه‌ای ویرانگر به تأسیسات هسته‌ای ایران در فردو، نطنز و اصفهان سخن گفتند. با این حال، ارزیابی‌های نظامی محتاطانه‌تر بودند و درباره میزان خسارت - به‌ویژه در مورد سایت غنی‌سازی فردو که در دل کوه واقع شده - تردیدهایی وجود داشت. گذر زمان روشن خواهد کرد، اما به نظر نمی‌رسد که احساس کلی چندان خوش‌بینانه باشد.

 

فراتر از فضاسازی رسانه‌های غربی

فردو، مرکز اصلی برنامه غنی‌سازی هسته‌ای ایران است و در آن سانتریفیوژهای پیشرفته‌ای مستقر شده‌اند که توانایی رساندن سطح غنی‌سازی اورانیوم به آستانه نظامیِ ۹۰ درصد را دارند. برآوردها حاکی از آن‌اند که ایران در حال حاضر حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد.

در ورای همه تبلیغات رسانه‌های غربی، شاید برنده واقعی جنگ، رهبر جمهوری اسلامی ایران باشد.

افزایش این میزان به ۹۰ درصد کاملاً امکان‌پذیر به نظر می‌رسد، اما این به معنای آن نیست که ایران به‌زودی صاحب بمب هسته‌ای خواهد شد؛ بلکه بیشتر به این معناست که ایران مواد لازم برای ساخت چند بمب را در اختیار دارد. هرچند طبق برخی برآوردها، فرآیند ساخت خود بمب ممکن است یکی دو سال به طول انجامد.

در ماه مارس (اسفند) گذشته، نهاد اطلاعاتی عظیم ایالات متحده از طریق مدیر خود «تولسی گوبارد»، به کنگره اطمینان داد که ایران در حال حاضر در مسیر ساخت تسلیحات هسته‌ای نیست؛ نتیجه‌ای که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز باوجود برخی اقدامات ناشیانه، به آن رسیده است. اما دونالد ترامپ با صدور فرمان حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، عملاً ارزیابی نهادهای اطلاعاتی کشورش را نادیده گرفت. وقتی خبرنگاران از وزیر خارجه‌اش - «مارکو روبیو» - در این باره پرسیدند، او پاسخ داد که «این ارزیابی‌ها اهمیتی ندارند.» میلیاردها دلار از مالیات مردم آمریکا صرف بزرگ‌ترین دستگاه اطلاعاتی جهان می‌شود، فقط برای آنکه مقامات ارشد یافته‌هایش را بی‌ارزش بخوانند!

ایران نهایتاً در برابر فشار نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل مقاومت کرد و توان بالای خود را برای پاسخ‌گویی نشان داد.

ساعاتی پس از آنکه ایران پاسخ تلافی‌جویانه‌اش را علیه پایگاه آمریکا در قطر در روز دوشنبه اجرا کرد، از توافقی برای آتش‌بس خبر داده شد. اگر این آتش‌بس پابرجا بماند و به توافقی جدید در حوزه هسته‌ای منتهی شود، ترامپ خود را با آب‌وتاب، پیروز ماجرا، معمار توافق و مرد صلح معرفی خواهد کرد و احتمالاً تا حدی اعتبار ازدست‌رفته‌اش نزد پایگاه مأیوس شده «آمریکا را دوباره باعظمت کنیم» را نیز بازیابد. در مقابل، بنیامین نتانیاهو - نخست‌وزیر اسرائیل - شاید بازنده بزرگ این ماجرا باشد. او نه موفق به نابودی برنامه هسته‌ای ایران شد و نه توانست آمریکا را به رویارویی نظامی بلندمدت با ایران بکشاند و بسیار محتمل است که رؤیای دیرینه‌اش برای تغییر رژیم در تهران، همان رؤیا باقی بماند.

اما در ورای همه پروپاگاندای رسانه‌های غربی، شاید برنده واقعی - البته بدون آنکه به رسمیت شناخته شود - علی خامنه‌ای - رهبر جمهوری اسلامی ایران - باشد. ایران نهایتاً در برابر فشار نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل مقاومت کرد و توان بالای خود را برای پاسخ‌گویی نشان داد؛ به‌ویژه با تحلیل بردن چشمگیر سامانه دفاع موشکی اسرائیل. این نکته کلیدی، پیام اصلی این تحولات برای منطقه و برای ناظران جهانی - به‌ویژه در جنوب جهان - خواهد بود. اما اروپا؛ اظهارات آخرالزمانی رهبرانش پس از حملات اسرائیل و آمریکا به ایران، به سبب میزان بالای ریاکاری، جایی در زباله‌دان تاریخ خواهند یافت.

https://www.middleeasteye.net/opinion/iran-won-war-defiant-strikes-israel-lost

 

[1] . Marco Carnelos

 

/ انتهای پیام / 

گزارش خطا پسندها :