گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «جاناتان کوک» [1] - نویسنده و روزنامهنگار برجسته انگلیسی که تاکنون سه کتاب درباره منازعه اعراب و رژیم اسرائیل نوشته و سال ۲۰۱۱ نیز برنده جایزه ویژه روزنامهنگاری «مارتا گلهورن» شد - در یادداشت جدیدی که وبسایت انگلیسی «Middle East Eye» آن را منتشر کرده است، به تحول جدید در رابطه با جنگ غزه در دولتها و رسانهها غربی میپردازد. وی استدلال میکند که آنچه در حال وقوع است، یک جنگ نیست؛ بلکه یک پروژه هدفمند نسلکشی و پاکسازی قومی است. به گفته وی، دیگر دولتها و رسانههای غربی نمیتوانند مسئولیت خود را در قبال نسلکشی آشکار اسرائیل در غزه نادیده بگیرند. نویسنده هشدار میدهد که غرب - بهویژه رسانهها و سیاستمداران - اگر بخواهند از همدستی در این جنایات تاریخی بگریزند، باید شهامت نشان دهند و بهجای توجیهگری، اقدامات جدی علیه اسرائیل در پیش گیرند. در غیر این صورت، همراهی آنها با جنایات اسرائیل در تاریخ ماندگار خواهد شد.
نسلکشی دیگر تابو نیست
چه کسی میتوانست ۲۰ ماه پیش تصور کند که بیش از یک سال و نیم کشتار و گرسنگیدادن به کودکان غزه توسط اسرائیل طول بکشد تا نخستین ترکها در دیوار سخت و محکم حمایت غرب از اسرائیل پدیدار شود؟ بالاخره به نظر میرسد که چیزی در آستانه تغییر است. «فایننشال تایمز» - روزنامه اقتصادی بریتانیا - که بازتابدهنده دیدگاههای محافل حاکم این کشور است، نخستین رسانهای بود که از این صف متحد خارج شد و «سکوت شرمآور غرب» در برابر حمله مرگبار اسرائیل به این منطقه کوچک را محکوم کرد.
در سرمقالهای که بهمثابه صدای رسمی روزنامه تلقی میشود، «فایننشال تایمز»، ایالات متحده و اروپا را به همدستی فزاینده با اسرائیل متهم کرد؛ آن هم درحالیکه اسرائیل، غزه را به «جایی غیرقابلسکونت» تبدیل میکرد. این رسانه با اشارهای روشن به نسلکشی، یادآور شد که هدف این اقدامات، «راندن فلسطینیها از سرزمینشان» است که اشارهای آشکار از سوی این روزنامه به پاکسازی قومی مردم غزه است. البته هر دوی این جنایتهای سنگین اسرائیل نهتنها از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵ مهر ۱۴۰۲) - از زمان حمله خونین یکروزه حماس - بلکه در طول دههها پیش از آن نیز کاملاً مشهود و روشن بودهاند. وضعیت گزارشدهی رسانههای غربی چنان وخیم و ناامیدکننده است که باید حتی از کوچکترین نشانههای پیشرفت استقبال کرد. رسانههایی که کمتر از دولتهایی که فایننشال تایمز آنها را به باد انتقاد گرفته، در این جنایات شریک نیستند.
چه کسی میتوانست ۲۰ ماه پیش تصور کند که بیش از یک سال و نیم کشتار و گرسنگیدادن به کودکان غزه طول بکشد تا نخستین تَرَکها در دیوار سخت و محکم حمایت غرب از اسرائیل پدیدار شود؟
در ادامه، هفتهنامه «اکونومیست» نیز وارد ماجرا شد و هشدار داد که بنیامین نتانیاهو - نخستوزیر اسرائیل - و وزرایش با «رؤیای خالیکردن غزه و بازسازی شهرکهای یهودی در آن» هدایت میشوند. روزنامه «ایندیپندنت» هم اعلام کرد که «سکوت کرکننده در مورد غزه» باید پایان یابد. این هفتهنامه در سرمقالهاش نوشت: «زمان آن فرارسیده که جهان نسبت به آنچه در حال رخدادن است، بیدار شود و خواهان پایان رنج فلسطینیانی باشد که در نوار غزه گرفتار ماندهاند». در واقع، بخش بزرگی از جهان ماههاست که بیدار شدهاند و این فقط رسانههای غربی و سیاستمداران غرب بودند که در طول ۱۹ ماه نسلکشی مردم غزه در خواب فرو رفته بودند.
همچنین روزنامه به ظاهر لیبرال «گاردین» نیز در سرمقالهاش با لحنی محتاطانه از این ترس سخن گفت که اسرائیل ممکن است مرتکب «نسلکشی شود». هرچند این روزنامه تنها جرئت کرد این اتهام را در قالب یک پرسش مطرح کند؛ گاردین در مورد اسرائیل نوشت: «اسرائیل حالا قصد دارد غزهای بدون فلسطینیان داشته باشد. اگر این نسلکشی نیست، پس چیست؟ ایالات متحده و متحدانش اگر اکنون وارد عمل نشوند، پس چه زمانی برای توقف این وحشت اقدام خواهند کرد؟» در واقع بهتر بود این روزنامه پرسش دیگری مطرح کند: چرا متحدان غربی اسرائیل و همچنین رسانههایی مانند گاردین و فایننشال تایمز، ۲۰ ماه صبر کردند تا در برابر این فاجعه لب به سخن بگشایند؟
طبق انتظار، در انتهای صف «بیبیسی» هم ظاهر شد. برنامه عصرانه رادیو بیبیسی تصمیم گرفت به شهادت «تام فلچر» [2] - رئیس امور بشردوستانه سازمان ملل در شورای امنیت - اولویت خبری بدهد. مجری برنامه - «ایوان دیویس» [3] - گفت که بیبیسی تصمیم گرفته است «کاری غیرمعمول» انجام دهد و واقعاً هم غیرمعمول بود. بیبیسی تمام سخنرانی فلچر (دوازده و نیم دقیقه) را به طور کامل پخش کرد. از جمله این جملة فلچر: «برای آنهایی که کشته شدهاند و آنهایی که صدایشان خاموش شده، دیگر چه مدرکی لازم دارید؟ آیا اکنون قاطعانه عمل خواهید کرد تا جلوی نسلکشی را بگیرید و احترام به حقوق بشر بینالمللی را تضمین کنید؟» در عرض کمتر از یک هفته، واژه «نسلکشی» که تا پیش از آن در رابطه با غزه تابو بود، عملاً به واژهای رایج در رسانههای جریان اصلی تبدیل شد.
تَرَکهای فزاینده
نشانههای تَرَک در حمایت سنتی بریتانیا از اسرائیل در پارلمان این کشور نیز آشکار شده است. «مارک پریتچارد» [4] - نماینده محافظهکار و از حامیان قدیمی اسرائیل - از جایگاه نمایندگان ردیف عقب بلند شد و صراحتاً اعتراف کرد که درباره اسرائیل در اشتباه بوده است. او اقدامات اسرائیل یا «آنچه که بر مردم فلسطین روا میدارد» را محکوم کرد. او تنها نبود. بیش از ۱۲ نماینده محافظهکار و اعضای مجلس اعیان که پیشتر از مدافعان سرسخت اسرائیل بودند، از «کر استارمر» - نخستوزیر بریتانیا - خواستند فوراً کشور مستقل فلسطین را به رسمیت بشناسد.
این اقدام پس از انتشار نامهای سرگشاده از سوی ۳۶ تن از اعضای «هیئت نمایندگان یهودیان بریتانیا» صورت گرفت؛ نهادی ۳۰۰ نفره که خود را نماینده جامعه یهودی بریتانیا میداند و در آن از حمایت مداوم این نهاد از کشتار فلسطینیان اعلام برائت کرده بودند. در این نامه آمده بود: «روح اسرائیل دارد از درون تکهتکه میشود». «پریتچارد» به همکارانش در پارلمان بریتانیا گفت: «وقت آن رسیده که برای انسانیت بایستیم. برای آنکه در سمت درست تاریخ قرار بگیریم و برای آنکه شهامت اخلاقی پیشگامی را داشته باشیم».
روزنامه اقتصادی بریتانیا - «فایننشال تایمز» - که بازتابدهنده دیدگاههای محافل حاکم این کشور است، نخستین رسانهای بود که «سکوت شرمآور غرب» در برابر جنایات اسرائیل در غزه را محکوم کرد.
اما متأسفانه هنوز نشانهای از تحقق چنین رویکردی دیده نمیشود. نتایج تحقیقی که اخیراً منتشر شد و مبتنی بر دادههای سازمان مالیاتی اسرائیل است، نشان میدهد که دولت استارمر حتی درباره محدودیتهای اندکی که مدعی اعمال آن بر فروش سلاح به اسرائیل بود نیز دروغ گفته است. باوجود اعلام ممنوعیت ظاهری ارسال سلاحهایی که ممکن است در غزه استفاده شود، بریتانیا در خفا بیش از ۸۵۰۰ قلم مهمات نظامی به اسرائیل صادر کرده است.
جزئیات بیشتری در این زمینه منتشر شده است. روزنامه «نشنال» در گزارش خود نوشته است: دولت فعلی بریتانیا در سه ماه نخست ۲۰۲۵ پس از وضع این ممنوعیت، بیش از کل صادرات تسلیحاتی دولت محافظهکار پیشین در کل سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳، سلاح به اسرائیل صادر کرده است. حمایت بریتانیا از اسرائیل در میانه آنچه که دیوان بینالمللی دادگستری آن را «نسلکشی محتمل» خوانده، چنان شرمآور است که دولت استارمر مجبور شده وانمود کند در حال انجام کاری است؛ درحالیکه همچنان به تسلیح آن نسلکشی ادامه میدهد. بیش از ۴۰ نماینده پارلمان بریتانیا در ماه می ۲۰۲۵ (اردیبهشت ۱۴۰۴) در نامهای به وزیر خارجه - «دیوید لمی» [5] - از او خواستند که به اتهام گمراهکردن افکار عمومی و پارلمان پاسخ دهد. آنها نوشتند: «مردم، شایسته آن هستند که از میزان کامل همدستی بریتانیا در جنایات علیه بشریت آگاه شوند».
زمزمههایی مشابه در دیگر نقاط جهان نیز به گوش میرسد. «امانوئل ماکرون» - رئیسجمهور فرانسه - محاصره کامل غزه از سوی اسرائیل را «شرمآور و غیرقابلقبول» خوانده و گفته است: «وظیفه من است که هر کاری از دستم برمیآید برای پایاندادن به این وضعیت انجام دهم.» البته «هر کاری» که وی گفت، فعلاً فراتر از پیشنهاد مبهم تحریم اقتصادی نرفت. بااینحال، همین تغییر لحن نیز قابلتوجه است. «جورجیا ملونی» - نخستوزیر ایتالیا - نیز این محاصره را غیرقابلتوجیه خوانده و گفته است: «همیشه بر فوریت پایاندادن به درگیریها و احترام به حقوق بینالملل و حقوق بشردوستانه بینالمللی تأکید کردهام». اما «حقوق بینالملل» این ۲۰ ماه کجا بود؟
در آن سوی اقیانوس اطلس نیز شاهد تغییراتی هستیم. بهعنوان نمونه، سناتور دموکرات «کریس ون هولن» [6] اخیراً جسارت آن را یافت که اقدامات اسرائیل در غزه را «پاکسازی قومی» بنامد. «کریستین امانپور» - خبرنگار برجسته شبکه «سیانان» - گفتوگویی غیرمعمول و سختگیرانه با معاون وزیر خارجه اسرائیل - «شارن هسکل» [7] - انجام داد. امانپور عملاً او را به دروغگویی درباره گرسنگیدادن اسرائیل به کودکان متهم کرد.
در همین حال، «جوزپ بورل» - رئیس پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا - یکی دیگر از تابوها را شکست و صراحتاً اسرائیل را به تدارک نسلکشی در غزه متهم کرد. او گفت: «بهندرت پیش آمده است که از زبان رهبر یک دولت، طرحی را اینچنین آشکار بشنوم که با تعریف حقوقی نسلکشی منطبق باشد.» او افزود: «ما با بزرگترین عملیات پاکسازی قومی از زمان پایان جنگ جهانی دوم روبرو هستیم». البته بورل در حال حاضر دیگر نفوذی بر سیاستگذاری اتحادیه اروپا ندارد.
اردوگاه مرگ
پیشرفتها در این زمینه همچنان دردمندانه کُند هستند، اما همین نشانهها حاکی از آناند که شاید به نقطه عطفی نزدیک شدهایم. اگر چنین باشد، دلایل متعددی وجود دارد. نخستین و آشکارترین عامل در این میان، دونالد ترامپ - رئیسجمهور آمریکا - است. وقتی که عمو «جو بایدن» مهربان و ساختار نظامی - صنعتی آمریکا پشت کشتار فلسطینیان در غزه بودند، برای رسانههایی چون گاردین، فایننشال تایمز و حتی نمایندگان محافظهکار قدیمی بریتانیا، سکوت در برابر نسلکشی آسانتر بود. اما برخلاف سلف خود ترامپ، او اغلب فراموش میکند که باید جنایات اسرائیل را بزک کند یا آمریکا را از آنها دور نشان دهد؛ حتی وقتی واشنگتن همچنان سلاحهای لازم برای اجرای آن جنایات را ارسال میکند. از سوی دیگر، نشانههای زیادی وجود دارد که ترامپ - با اشتیاق مداوم خود برای دیدهشدن بهعنوان رهبر - به طور فزایندهای از اینکه نتانیاهو علناً او را فریب داده، آزردهخاطر است.
در عرض کمتر از یک هفته، واژة «نسلکشی» که تا پیش از آن در رابطه با غزه تابو بود، عملاً به واژهای رایج در رسانههای جریان اصلی در غرب تبدیل شده است.
در ماه می (اردیبهشت) و همزمان با سفر ترامپ به خاورمیانه، دولت او موفق شد با دورزدن اسرائیل و از طریق مذاکره مستقیم با حماس، «ادان الکساندر» [8] - آخرین شهروند آمریکایی زنده در اسارت حماس - را آزاد کند. ترامپ در سخنانش درباره آزادی این گروگان گفت: «وقت آن است که به این جنگ بسیار وحشیانه پایان دهیم»؛ جملهای که کاملاً روشن بود بدون هماهنگی با نتانیاهو بیان شده است. جالب آن که اسرائیل در برنامه سفر ترامپ به خاورمیانه اصلاً جایی نداشت. اکنون به نظر میرسد که لحظهای نسبتاً امن برای اتخاذ موضعی انتقادی نسبت به اسرائیل فرارسیده است؛ چنانکه احتمالاً فایننشال تایمز و گاردین نیز بهخوبی این را درک کردهاند.
عامل دیگر، رسیدن نسلکشی اسرائیل به مرحله نهایی خود است. بیش از دو ماه است که نه غذا، نه آب و نه دارو به غزه وارد نشده است. همه دچار سوءتغذیهاند. باتوجهبه نابودی کامل نظام سلامت غزه، مشخص نیست که تا کنون چند نفر از گرسنگی جان باختهاند. اما تصاویر کودکان استخوانی که از غزه بیرون میآیند، به طرز ناخوشایندی یادآور تصاویر ۸۰ سال پیش از کودکان یهودی اسکلتی است که در اردوگاههای نازی زندانی بودند. این تصاویر یادآور این واقعیت است که غزه که به مدت ۱۶ سال تحت محاصره سختگیرانه اسرائیل بود، پیش از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در طول ۲۰ ماه گذشته از یک اردوگاه کار اجباری به یک اردوگاه مرگ اجباری تبدیل شده است! بخشی از رسانهها و طبقه سیاسی حاکم در غرب میدانند که دیگر نمیتوان مرگومیر گسترده در غزه را برای مدت زیادی پنهان کرد؛ حتی پس از آنکه اسرائیل خبرنگاران خارجی را از ورود به این منطقه باز داشته و بیشتر خبرنگاران فلسطینی را که تلاش داشتند این نسلکشی را ثبت کنند، به قتل رسانده است. بازیگران سیاسی و رسانهای بدبین و فرصتطلب غربی در تلاشاند پیش از آنکه دیر شود، بهانههای خود را مطرح کرده و پشیمانی خود را نشان دهند.
افسانه «جنگ غزه»
در نهایت باید گفت که اسرائیل آمادگی خود را برای بر عهده گرفتن مسئولیت مستقیم نسلکشی در غزه با اعلام قصد خود برای «تصرف» این منطقه کوچک بیان کرده است. «روز بعد» که سالها انتظارش میرفت، به نظر میرسد در آستانه رسیدن است. برای بیست سال، اسرائیل و پایتختهای غربی در دروغی مشترک توطئه کردند که اشغال غزه در سال ۲۰۰۵ پایان یافته است؛ زمانی که «آریل شارون» - نخستوزیر وقت اسرائیل - چند هزار شهرکنشین یهودی را بیرون کشید و سربازان اسرائیلی را در منطقه پیرامونی بسیار مستحکمی که محاصره غزه را تشکیل میداد، مستقر کرد. اما دیوان بینالمللی دادگستری (دادگاه جهانی) در حکمی در سال گذشته این ادعا را بیاعتبار دانست و تأکید کرد که غزه، به همراه کرانه باختری و شرق بیتالمقدس، هرگز از زیر اشغال اسرائیل خارج نشدهاند و این اشغال باید فوراً پایان یابد.
حقیقت این است که حتی پیش از حملات حماس در سال ۲۰۲۳، اسرائیل سالها بود که غزه را از طریق زمین، دریا و هوا محاصره کرده بود. هیچ چیز - نه مردم و نه تجارت - بدون اجازه نظامیان اسرائیلی وارد یا خارج نمیشد. مسئولان اسرائیلی یک سیاست سرّی اعمال کردند که جمعیت غزه را تحت رژیمی سخت قرار دهند؛ کاری که یک جنایت جنگی است و از آن زمان تاکنون اجرا شده است و باعث شد که بیشتر جوانان غزه به طور پیوسته دچار سوءتغذیه شوند.
پهپادها همیشه بالای سر مردم در حال پرواز بودند؛ همانطور که اکنون هم هستند و ۲۴ ساعت شبانهروز، جمعیت را زیر نظر داشتند و گهگاه مرگ به بار میآوردند. ماهیگیران بهخاطر تلاش برای صید در آبهای خودشان هدف تیراندازی قرار میگرفتند و قایقهایشان غرق میشد. مزارع کشاورزان با علفکشهایی که از هواپیماهای اسرائیلی پاشیده میشد، نابود میگشت و وقتی اوضاع به هم میریخت میکرد، اسرائیل سربازان و جتهای جنگنده را برای بمباران این منطقة محصور اعزام میکرد و صدها غیرنظامی را در یک زمان به قتل میرساند. وقتی فلسطینیان غزه هفتهها پشتسرهم برای اعتراض در نزدیکی حصار پیرامون اردوگاه خود به خیابان میآمدند، تکتیراندازهای اسرائیلی به آنها شلیک میکردند و در نتیجه، حدود ۲۰۰ فلسطینی را کشتند و هزاران نفر دیگر را مجروح و معلول کردند.
بااینحال و باوجود همه این جنایتها، اسرائیل و پایتختهای غربی همچنان بر این روایت پافشاری میکردند که حماس «بر غزه حکومت میکند» و تنها خودش مسئول آنچه در آنجا رخ میدهد است. این افسانه برای قدرتهای غربی اهمیت زیادی داشت. چنین روایتی به اسرائیل اجازه میداد تا از پاسخگویی در قبال جنایات علیه بشریت که طی دو دهه گذشته در غزه مرتکب شده بود، بگریزد و درعینحال، غرب نیز از متهم شدن به همدستی در این جنایات، بهخاطر تسلیح جنایتکاران، مصون بماند.
در عوض، طبقه سیاسی و رسانهای غرب، این اسطوره را بازتولید کردند که اسرائیل درگیر «منازعه» با حماس است و همینطور درگیر «جنگ»های گهگاه در غزه است؛ حتی وقتی ارتش اسرائیل، عملیات برای نابودی کامل محلهها و کشتار ساکنان آن را با عنوان «چمنزنی» توصیف میکرد. البته اسرائیل، غزه را همچون چمنی میدید که باید کوتاهش کرد و این دقیقاً به این دلیل بود که هیچگاه اشغال آن را متوقف نکرده بود. حتی امروز نیز رسانههای غربی با این دروغ همداستان هستند که غزه از اشغال اسرائیل آزاد است و کشتارجمعی و قحطی گسترده در آن را در قالب چیزی به نام «جنگ» روایت میکنند.
ازبینرفتن پوشش روایی
اما «روز بعد» - که با وعده اسرائیل برای «تصرف» و «اشغال مجدد» غزه نمایان شده - معمایی پیش روی اسرائیل و حامیان غربیاش قرار داده است. تا این جای کار، هر جنایت اسرائیل با استناد به یورش خشونتبار حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ توجیه شده است. اسرائیل و طرفدارانش اصرار داشتهاند که حماس باید گروگانهای اسرائیلی را پیش از هرگونه «صلح» مبهمی آزاد کند. همزمان، اسرائیل مدعی بوده که غزه باید به هر قیمتی نابود شود تا حماس از ریشه برکنده و حذف گردد.
این دو هدف هرگز با هم سازگار به نظر نمیرسیدند؛ بهویژه چون هرچه اسرائیل افراد بیشتری را در روند «ریشهکنی» حماس میکشت، جوانان بیشتری با انگیزه انتقام به صفوف حماس میپیوستند. جریان بیوقفه لفاظیهای نسلکُشانه از سوی رهبران اسرائیل بهوضوح نشان میدهد که آنها اصلاً باور ندارند که در غزه، افراد غیرنظامی و «بیطرفی» وجود دارند و معتقدند که این منطقه، باید با خاک یکسان شده و ساکنانش همچون «حیوانات انساننما» با «قطع کامل غذا، آب و سوخت» تنبیه شوند.
بخشی از رسانهها و طبقه سیاسی حاکم در غرب میدانند که دیگر نمیتوان مرگومیر گسترده در غزه را برای مدت زیادی پنهان کرد.
«بزالل اسموتریچ» - وزیر دارایی اسرائیل - در ماه می (اردیبهشت ۱۴۰۴) بار دیگر این رویکرد را تکرار کرد و سوگند خورد که «غزه به طور کامل نابود خواهد شد» و مردمش باید پاکسازی قومی شوند یا آنطور که خودش گفت، «به شکل گستردهای به کشورهای ثالث مهاجرت داده شوند». دیگر مقامات اسرائیلی نیز سخنان او را تکرار کردهاند و تهدید نمودهاند که اگر گروگانها آزاد نشوند، غزه را «با خاک یکسان» خواهند کرد. اما واقعیت آن است که گروگانها صرفاً بهانهای مناسب هستند. «اسموتریچ» با صراحت بیشتری اعتراف کرد که آزادی گروگانها «مهمترین مسئله نیست». به نظر میرسد ارتش اسرائیل نیز با او همنظر است؛ چرا که طبق گزارشها، این هدف را در آخرین رتبه از فهرست ششگانه اهداف «جنگی» خود قرار داده است. اهداف مهمتر برای ارتش اسرائیل عبارتاند از: «کنترل عملیاتی» بر غزه، «خلع سلاح کامل» این منطقه و «تمرکز بر جابهجایی جمعیت».
با قرارگرفتن در آستانه تسلط مستقیم، بیواسطه و بیپرده اسرائیل بر غزه، در شرایطی که همه داستانهای پوششی از قبیل «جنگ»، «ضرورت حذف حماس» و «تلفات غیرنظامی بهعنوان خسارت جانبی» کنار رفتهاند، مسئولیت اسرائیل در قبال نسلکشی نیز بیچونوچرا خواهد شد؛ همانگونه که همدستی فعال غرب نیز غیرقابلانکار خواهد بود. به همین دلیل بود که بیش از ۲۵۰ مقام پیشین موساد، سازمان جاسوسی اسرائیل - از جمله سه رئیس سابق آن - در ماه می نامهای امضا کردند و در آن از شکستن آتشبس در اوایل ماه مارس (اسفند) و بازگشت به «جنگ» انتقاد کردند. در این نامه، اهداف اعلامشده رسمی اسرائیل «غیرقابلتحقق» توصیف شده بود. همچنین رسانههای اسرائیل گزارش دادهاند که شمار زیادی از نیروهای ذخیره ارتش، دیگر در زمان فراخوان برای بازگشت به خدمت در غزه حاضر نمیشوند.
پاکسازی قومی
اکنون حامیان غربی اسرائیل باید با «برنامه» این کشور برای سرزمین ویرانشده غزه دستوپنجه نرم کنند؛ برنامهای که در روزهای اخیر، ابعاد آن با وضوح بیشتری نمایان شده است. اسرائیل در ماه ژانویه (دی ۱۴۰۳)، رسماً آژانس امداد و کار سازمان ملل برای پناهندگان فلسطینی (آنروا) را غیرقانونی اعلام کرد؛ نهادی که وظیفه تأمین غذا و مراقبت از بخش بزرگی از جمعیت فلسطینی را بر عهده دارد؛ جمعیتی که در مراحل پیشین استعمار چند دههای اسرائیل بر سرزمین تاریخی فلسطین، از سرزمینهای خود رانده شدهاند. غزه پر از چنین پناهندگانی است؛ بازماندگان بزرگترین عملیات پاکسازی قومی اسرائیل در سال ۱۹۴۸ یعنی زمانی که اسرائیل بهعنوان یک «کشور یهودی» تأسیس شد. حذف «آنروا» از مدتها پیش آرزویی دیرینه برای اسرائیل بود؛ حرکتی در راستای خلاص کردن خود از قید نهادهای امدادرسان که از فلسطینیها مراقبت میکردند و بدینوسیله، به آنها در مقاومت در برابر تلاشهای اسرائیل برای پاکسازی قومی یاری میرساندند و نیز نهادهایی که پایبندی اسرائیل به حقوق بینالملل یا بهتر بگوییم نادیدهگرفتن آن را زیر نظر داشتند.
برای آنکه برنامههای پاکسازی قومی و نسلکشی در غزه به سرانجام برسند، اسرائیل نیاز داشت تا جایگزینی برای نظام کمکرسانی آنروا ایجاد کند. در ماه می، اسرائیل طرحی را تصویب کرد که بر اساس آن، قصد دارد به جای سازمان ملل، از پیمانکاران خصوصی برای تحویل مقادیر اندکی غذا و آب به فلسطینیها استفاده کند. قرار است تنها ۶۰ کامیون در روز - یعنی کمتر از یکدهمِ حداقل نیاز مطلق طبق ارزیابی سازمان ملل - اجازه ورود به غزه را داشته باشند، اما این طرح چند شرط اساسی دارد. برای آنکه فلسطینیها امیدی به دریافت این کمک بسیار محدود داشته باشند، باید آن را از «نقاط توزیع نظامی» در یک منطقه کوچک در جنوب نوار غزه جمعآوری کنند. به بیان دیگر، حدود ۲ میلیون فلسطینی باید به منطقهای منتقل شوند که هیچ ظرفیتی برای اسکان کامل آنها ندارد، و حتی در صورت انتقال، تنها یکدهم از کمک موردنیاز در اختیارشان قرار خواهد گرفت.
آنها ناچار خواهند بود به این منطقه جابهجا شوند؛ بدون هیچ تضمینی از سوی اسرائیل مبنی بر اینکه بمباران مناطق موسوم به «منطقه انسانی» - که خود اسرائیل، فلسطینیها را به آنجا رانده است - ادامه نخواهد یافت. این مناطق توزیع نظامی، دقیقاً در کنار تنها مرز کوتاه غزه با مصر قرار دارند؛ جایی که اسرائیل طی ۲۰ ماه گذشته، تلاش داشته فلسطینیها را به آن سمت براند؛ به امید آنکه مصر ناچار شود مرز را باز کند تا مردم غزه به صحرای سینا رانده شوند و فرایند پاکسازی قومی به انجام برسد. طبق این طرح، فلسطینیها پیش از دریافت سهمیههای جیرهبندیشده، در این مراکز نظامی با استفاده از دادههای بیومتریک غربالگری خواهند شد و اگر وارد این مراکز شوند، ممکن است بازداشت شده و به یکی از اردوگاههای شکنجه اسرائیل فرستاده شوند. روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» اخیراً شهادت یک سرباز اسرائیلی که به افشاگر تبدیل شده را منتشر کرد؛ شهادتی که با گزارشهای پیشین پزشکان و نگهبانان مبنی بر اینکه در اردوگاه «سدی تیمان» بدرفتاری و شکنجه فلسطینیها - از جمله غیرنظامیان - بهشدت رایج است، همخوانی دارد.
جنگ علیه کمکهای بشردوستانه
اسرائیل در اواسط ماه می (اردیبهشت) اندکی پس از آنکه طرح «کمکرسانی» خود را اعلام کرد، موشکی به یکی از مراکز «آنروا» در اردوگاه «جبالیا» شلیک کرد و مرکز توزیع غذا و انبار آن را نابود ساخت. سپس اسرائیل چادرهایی که برای تهیه غذا در خانیونس و شهر غزه برپا شده بودند را بمباران کرد. آشپزخانههای خیریه و نانواییها نیز هدف حمله قرار گرفتهاند تا آنها را از کار بیندازد؛ بلایی که پیشتر بر سر بیمارستانها و نظام سلامت غزه آمده بود.
«جوزپ بورل» - رئیس پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا - : «ما در غزه با بزرگترین عملیات پاکسازی قومی از زمان پایان جنگ جهانی دوم روبرو هستیم».
در روزهای اخیر، یکسوم از آشپزخانههای تحت حمایت سازمان ملل - که آخرین روزنه امید مردم برای بقا هستند - تعطیل شدهاند؛ زیرا ذخایر غذایی آنها تمام شده و دسترسیشان به سوخت نیز قطع شده است. به گزارش دفتر هماهنگی امور انساندوستانه سازمان ملل (OCHA)، این تعداد «هر روز» در حال افزایش است و به «گرسنگی گسترده» منجر شده است. سازمان ملل اعلام کرده است که نزدیک به نیممیلیون نفر - یعنی یکپنجم جمعیت غزه - با «گرسنگی فاجعهبار» مواجهاند. در مواجهه با این رنج عظیم، جای تعجب نیست که اسرائیل و حامیان بیرحمش آن را به سخره میگیرند. «جاناتان ترنر» [9] - مدیرعامل سازمان «وکلای بریتانیایی حامی اسرائیل» - مدعی شد که منتقدان، ناعادلانه اسرائیل را بابت گرسنه نگهداشتن مردم غزه محکوم میکنند و فواید سلامتی ناشی از «کاهش چاقی» در میان فلسطینیها را نادیده میگیرند!
در ماه می (اردیبهشت)، طی بیانیهای مشترک، ۱۵ آژانس سازمان ملل و بیش از ۲۰۰ نهاد خیریه و امدادرسان، طرح «کمکرسانی» اسرائیل را محکوم کردند. صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف) هشدار داد که اسرائیل فلسطینیها را مجبور کرده بین «آوارگی یا مرگ» یکی را انتخاب کنند.
اما بدتر از همه، اسرائیل بار دیگر در حال آمادهسازی بستری برای وارونهنمایی واقعیت است. فلسطینیهایی که حاضر به همکاری با طرح «کمکرسانی» اسرائیل نشوند، بهخاطر گرسنگی خود سرزنش خواهند شد. آژانسهای بینالمللی که حاضر نشوند در این جنایت همدست شوند، به «ضدیهود» بودن متهم خواهند شد و مسئول مرگ تدریجی جمعیت غزه معرفی خواهند گشت. اما راهی هم برای متوقف کردن این جنایات هست. برای این کار، سیاستمداران و روزنامهنگاران غربی باید شهامتی بهمراتب فراتر از آنچه تاکنون از خود نشان دادهاند، پیدا کنند. صرفاً سخنپردازی و ابراز تأسف عمومی کافی نیست. آیا آنها از این توان برخوردارند؟ زیاد امیدوار نباشید.
https://www.middleeasteye.net/opinion/gaza-genocide-wall-silence-finally-starting-crack-why
[1] . Jonathan Cook
[2].Tom Fletcher
[3] . Evan Davis
[4] . Mark Pritchard
[5] . David Lammy
[6] . Chris van Hollen
[7] . Sharren Haskel
[8] . Edan Alexander
[9] . Jonathan Turner
/ انتهای پیام /