۱۴۰۴/۰۶/۰۱
۱۲:۳۸
کد خبر : ۱۱۱۸۴
بررسی فرازوفرود‌های نوجوانی در ایران در گفت‌و‌گو با علیرضا کرمانی؛

«کار» به نوجوانان امروز جایگاه اجتماعی می‌دهد

«کار» به نوجوانان امروز جایگاه اجتماعی می‌دهد
هیجان یک مسئله بیولوژیکی است که بستگی به هورمون‌هایی دارد که در بدن ما وجود دارد. ما نمی‌توانیم با آن کاری کنیم. اکنون، بیشتر فضای مجازی عامل اصلی است و نوجوان به دنبال تخلیه هیجان در این فضاست.
علیرضا کرمانی جامعه‌شناس : علیرضا کرمانی

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ نوجوانی یکی از حساس‌ترین و مهم‌ترین مراحل زندگی انسان است. این دوره، نه‌تنها با تغییرات فیزیکی و بیولوژیکی همراه است، بلکه شامل تحولات اجتماعی، روانی و فرهنگی نیز می‌شود. در جوامع مختلف، تعریف و درک نوجوانی تحت‌تأثیر عوامل متعددی قرار دارد که می‌تواند به شکل‌گیری هویت و نقش اجتماعی نوجوانان کمک کند. در این مصاحبه ما با علیرضا کرمانی - جامعه‌شناس و پژوهشگر حوزه کودک‌ونوجوان - به بررسی مفهوم نوجوانی و چالش‌های آن در جامعه معاصر پرداخته‌ایم. او به تحلیل تمایزهای بین نوجوانی و کودکی، تغییرات اجتماعی و فرهنگی و نیازها و دغدغه‌های نوجوانان امروز می‌پردازد. همچنین به مسائلی همچون بیکاری، رفتارهای پرخطر و نیاز به فضای مناسب برای ابراز وجود توجه می‌کند. این گفتگو به ما این امکان را می‌دهد که بهتر درک کنیم نوجوانان چه خواسته‌هایی دارند و چگونه می‌توان به آن‌ها کمک کرد تا در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، به شکوفایی برسند. مشروح این گفت‌وگو در برابر دیدگان شما قرار دارد.

 

نخستین تعریف نوجوانی

تعریف شما از نوجوانی چیست و چه تمایزی با کودکی برای آن قائل هستید؟ 

کرمانی: هر چیزی در علوم‌انسانی بدون توجه به تاریخ آن غیرقابل‌تعریف است. ما باید به توصیف غنی از این واژه برسیم؛ مشابه تعریفی که حقوق‌دان‌ها یا سیاست‌مداران ارائه می‌دهند. تعریف نوجوانی به‌عنوان دوره‌ای بین ۱۲ تا ۱۹ سال، تعریف کاملی نیست. من به‌عنوان یک جامعه‌شناس، معتقدم که نوجوانی برای اولین‌بار به‌طورجدی در آمریکا مورد بررسی قرار گرفت؛ زمانی که روان‌شناسان متوجه شدند کودکانی که وارد جامعه آمریکا شده بودند، بیکار هستند و روند حذف و جذب آن‌ها در جامعه بسیار دشوار است. این موضوع باعث می‌شود که شکاف بین آن‌ها و جامعه بیشتر شود و هزینه‌هایی که این نوجوانان برای جامعه به وجود می‌آورند، افزایش یابد. در آمریکا واژه نوجوانی به دوره دبیرستان متصل است؛ بنابراین، دوره‌ای را برای افرادی که به نظر می‌رسد عاطل و باطل هستند، تعریف کردند تا از یک سو خطری برای نظم اجتماعی نباشند و از سوی دیگر، مهارت‌ها و آموزش‌هایی دریافت کنند که آن‌ها را برای پذیرش شغل‌های مفید اجتماعی آماده کند. این جریان به دنبال این بود که جامعه‌پذیری جدی‌تر انجام شود. این موضوع گسترش پیدا کرد و همه افراد وارد دوره دبیرستان شدند و این دوره به نماد نوجوانی تبدیل شد. اما اکنون به نظر می‌رسد کسانی که دوره نوجوانی - مثلاً دبیرستان را طی می‌کنند - دیگر به آن هدف نمی‌رسند و آن هدف تأمین نمی‌شود؛ زیرا شغل‌ها بسیار تخصصی‌تر و پیچیده‌تر شده‌اند و نمی‌توان گفت که افراد در آستانه ورود یا پذیرش یک نقش مهم اجتماعی هستند.

 

این موضوع و الگو را باتوجه‌به ساختارهای متفاوت کشورها می‌توانیم در مورد جامعه ایران هم تعمیم دهیم؟ 

کرمانی: وقتی وارد ساختار اجتماعی ایران می‌شویم، مسئله کمی پیچیده‌تر می‌شود. ما با جامعه و نوجوانانی روبه‌رو هستیم که حتی به دانشگاه رفته‌اند، اما شغل مؤثری ندارند. به همین دلیل، اگر قبلاً نوجوانی زمانی بین ۱۲ تا ۱۹ سال بود، در حال حاضر بین ۱۵ تا ۲۰ سال است. معیار من برای شناخت یا تفکیک دوره نوجوانی از دوره‌های پایین‌تر یا بالاتر، این است که ما دوره‌ای داریم که نوجوان از کودکی بریده و آماده می‌شود که وارد دوره بزرگسالی یا جوانی شود. از سوی دیگر، روان‌شناسان و جامعه‌شناسان به این نتیجه رسیده‌اند که نوجوانی که زمانی بین ۱۹ تا ۲۵ سال بود، اکنون بین ۲۵ تا ۳۵ سال تعریف می‌شود. تمام این مرزها تغییر کرده و ما با شرایط جدیدی روبه‌رو هستیم. دورانی که به نظر می‌رسد دوران سرگشتگی، گم‌گشتگی، پتانسیل بالای خطر و تهدید نظام اجتماعی در آن گسترش یافته است. ما با جامعه‌ای روبه‌رو هستیم که به نظر می‌رسد حجم جمعیتی که زمانی می‌توانست نظم اجتماعی را تهدید کند، اکنون بیشتر شده و دامنه زمانی آن نیز افزایش یافته است.

 

هیجان، جزء ذاتی نوجوان

بر اساس شاخص‌هایی که در ایران وجود دارد، ویژگی‌های نوجوانی باید بر اساس سن باشد یا رفتار نوجوان؟ 

کرمانی: اگر من حقوق‌دان، قاضی یا سیاست‌مدار بودم که مثلاً سن رأی را تعیین می‌کردم، مجبور بودم یک عدد مشخص بگذارم. اما به‌عنوان یک جامعه‌شناس، الزامی برای تعیین معیار سنی ندارم. برای من نوجوان کسی است که دوره کودکی را گذرانده و خود و جامعه، او را کودک نمی‌داند، اما هنوز هیچ‌گونه نقش تعریف‌شده و مؤثر اجتماعی ندارد. در واقع او رانده و مانده است. راندگی و ماندگی ویژگی دوران نوجوانی است. نوجوانی که رانده و مانده می‌شود، مهم‌ترین ویژگی‌اش رفتار پرخطر است. در اینجاست که جامعه و من بزرگسال، این رفتارها را خطرناک می‌دانیم؛ درحالی‌که حق مطلب این نیست و درست نیست که این‌طور قضاوت کنیم. نوجوانی ذاتی دارد که هیجان‌خواهی، بزرگ‌شدن و مسائل از این دست در ذات آن وجود دارد. زمانی که بستر آن در جامعه فراهم نیست، این ویژگی‌ها به رفتارهای پرخطر تبدیل می‌شود تا نشان دهد که دیگر بچه نیست.

 

تفاوت نوجوان دهه ۸۰ و ۹۰ با سایر دهه‌ها چیست؟ 

کرمانی: این که نوجوانان امروز بزرگ شده‌اند، پررنگ است. به دلیل ماهیت تغییرات تکنولوژی که در دنیای ما رخ داده است، یک زمانی تعریف کودکی مبتنی بر کار بود. یعنی کودک کسی بود که نمی‌توانست کار کند؛ زیرا دانایی و توانایی لازم را نداشت. در مقابل، بزرگسال کسی بود که می‌توانست کار کند. اگر با همین تعریف سنتی به شرایط امروز برگردیم، متوجه می‌شویم که مفهوم کار اصولاً عوض شده است. اگر کار زمانی مبتنی بر زور بازو یا گذراندن مهارت‌ها در دوره‌های آموزشی در دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌ها بود، اکنون با دسترسی آسان به دانش و اطلاعات، مفهوم «کار» تغییر کرده است. فضای مجازی و اینترنت باعث شده‌اند که افراد به راحتی اطلاعات مربوط به شغل‌ها را پیدا کنند. تغییر ماهیت کار از فیزیکی به دیجیتال نیز نیازی به قدرت بدنی بالا ندارد. نوجوانان چون در چنین فضاهایی به دنیا آمده‌اند، احساس می‌کنند از بزرگسالان مهارت و کارایی بیشتری دارند.

وضعیت فعلی پدربزرگ‌ها را با ۳۰ یا ۴۰ سال قبل مقایسه کنید. پدربزرگ من برای من یک بُت و آدم بزرگ بود و اگر خودم هم نمی‌خواستم، سازوکارهای اجتماعی مرا مجبور می‌کرد که به او احترام بگذارم. اما اکنون بچه‌ها به پدربزرگ‌ها می‌گویند «حیوونکی»! چون دیگر کاری بلد نیستند و از دنیای ما پرت شده‌اند. این افراد که جامعه آن‌ها را به‌عنوان بزرگسال به رسمیت نمی‌شناسد، خود را بسیار قدرتمند و توانا می‌دانند و می‌توانند کارهایی انجام دهند که شاید از عهده منِ بزرگسال برنیاید؛ بنابراین فشار درونی که نوجوان احساس می‌کند، به‌شدت افزایش یافته است.

 

احیای ظرفیت کارکردن در نوجوان

اگر ممکن است، قدری مسائل و مشکلات پیرامون نوجوان را بیشتر توضیح دهید.

کرمانی: یکی از مسائل و موضوعات، بحث «کار» است. کار نوجوانان به‌عنوان کار کودک تعریف شده است و با این که می‌توانند این کار را با کیفیت انجام دهند، مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. به همین دلیل، از درآمدهایی که حقشان است، محروم می‌شوند. به نظر من جامعه باید قوانین و مقررات مربوط به کار نوجوانان را تعریف کند تا از توانایی‌های آن‌ها بهره‌برداری شود. آن‌ها کیفیت لازم برای کارکردن را دارند و از کشورهای مختلف پروژه می‌گیرند و کار انجام می‌دهند. جامعه به دلیل سنت‌های خود، هنوز نوجوان را کودک می‌داند؛ درحالی‌که آن‌ها دیگر کودک نیستند.

 

یعنی به نظر شما بزرگ‌ترین دغدغه نوجوانی که نه کودک است و نه بزرگسال، کارکردن است؟ 

کرمانی: کارکردن یک نماد بزرگسالی در دنیا است. 

 

پس بزرگ‌ترین دغدغه نوجوانی که نه کودک است و نه بزرگسال چیست؟ 

مهم‌ترین ویژگی دوره نوجوانی رفتارهایی است که جامعه اسمش را پرخطر گذاشته، اما خود نوجوان‌ها آن را پرخطر نمی‌دانند.

کرمانی: من در رساله دکتری خودم به این موضوع پرداختم که وقتی به پسرم می‌گفتم سیگار نکش، او می‌گفت تو حالیت نمی‌شود! می‌گفتم شما کار نکنید، او می‌گفت تو حالیت نمی‌شود. تصمیم گرفتم کارم را روی فهم نوجوانی متمرکز کنم. نوجوانی دامنه‌ای وسیع دارد؛ بنابراین چند رفتار مهم را در نظر گرفتم. بررسی‌های من نشان داد که رفتارهای پرخطر مهم‌ترین رفتار دوره نوجوانی هستند. پس گفتم اگر رفتارهای پرخطر را بشناسم، به‌نوعی خود نوجوانی را شناخته‌ام. مهم‌ترین ویژگی دوره نوجوانی رفتارهایی است که جامعه اسمش را پرخطر گذاشته، اما خود نوجوان‌ها آن را پرخطر نمی‌دانند. من به روش پدیدارشناسی این رفتارها را بررسی کردم و متوجه شدم که هیجان‌خواهی در آن‌ها مشترک است.

 

سه‌گانه مهارت، دانسته و خلاقیت نوجوان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

کرمانی: هنگامی که شما قبول داشته باشید که مفهوم و ماهیت «کار» عوض شده، به سادگی متوجه می‌شوید که نوجوان مهارت‌های لازم را برای انجام کارهای مختلف را دارد. به‌ویژه با توجه به جریان تکنولوژی و هوش مصنوعی، گفته می‌شود که تقریباً تا سال ۲۰۵۰ بالای ۷۰ تا ۸۰ درصد همه شغل‌ها وجود نخواهند داشت و همه چیز مبتنی بر وضعیت جدید خواهد بود؛ بنابراین متوجه می‌شویم که نوجوانان مهارت‌های لازم را دارند. ما از یک منظر سنتی و تاریخی این‌ها را نقد می‌کنیم. آیا کار فقط دانش است؟ نه، کار مهارت هم هست؛ اما نوع مهارت‌ها فرق کرده است. مهارت‌ها دیجیتالی شده‌اند؛ بنابراین نمی‌توانیم بگوییم آن‌ها مهارت لازم را ندارند. از نظر خلاقیت نیز سن کودکی و نوجوانی بهترین سن‌ها برای خلاقیت هستند. هر چه سن بالاتر می‌رود، توانایی خلاقیت کمتر می‌شود. به همین دلیل در این دوره باید فکر کرد که چه کارهایی می‌توان انجام داد تا از این خلاقیت بهره‌برداری شود. من فکر می‌کنم به اقتضای سنی که دارند، خلاقیت خوبی دارند و به دلیل این که فرزندان در عصر دیجیتال هستند، اطلاعات لازم را دارند و مهارت‌ها را به دلیل تغییر ماهیت کار از فیزیکی به دیجیتالی به‌خوبی دارا هستند.

 

نیاز امروز نوجوان؛ تلفیق سنت و مدرنیسم

نیاز نوجوان امروزی چیست؟ مدرسه، مسجد، شبکه‌های اجتماعی، کتاب‌ها، آموزش‌وپرورش، تجمع‌های خودجوش، ارضای هیجانات یا مسائل دیگر؟

نوجوانی فقط زندگی‌کردن است. نه مسجد می‌خواهد، نه مدرسه، بلکه فقط می‌خواهد زندگی کند.

کرمانی: هنگامی که اعتراضات سال ۱۴۰۱ پیش آمد، همه دنبال دلیل اتفاق بودند. این‌ها بیشتر نوجوان محور بودند و بیشتر دستگیرشدگان نوجوان بودند. این نوجوانان چه می‌خواستند؟ «هابرماس» - جامعه‌شناس آلمانی - اصطلاحی دارد به نام «استعمار زیست‌جهان توسط نظام» که شامل مسجد، مدرسه و کتاب می‌شود. زیست‌جهان، جریان زندگی و غریزه و سلول‌های بدن هستند؛ چیزی که انسان خودش می‌خواهد، نه جامعه و دینش. من فکر می‌کنم این موضوع مصداق بارزی از تقابل زیست‌جهان و نظام است. این که بچه‌ها و نوجوان‌ها چه می‌خواهند؟ نوجوان‌ها زندگی می‌خواهند، اما آموزش‌وپرورش به‌نوعی آن‌ها را به بند می‌کشد و جوانی‌شان را تباه می‌کند. مسجد و مدرسه نیز به‌نوعی جوانی آن‌ها را تباه می‌کند و برایشان «بکن» و «نکن» تعیین می‌کند. نوجوانی دوره هیجان و هیجان‌خواهی است؛ اما در مدرسه و نظام به آن‌ها می‌گویند «بتمرگ! بنشین! گوش بده». همه این‌ها دعوت به اطاعت می‌کند. درحالی‌که نوجوان می‌خواهد آزاد و رها باشد. نوجوان خواستار شیرجه‌زدن در دریاچه است. نوجوانی فقط زندگی‌کردن است. نه مسجد می‌خواهد، نه مدرسه، بلکه فقط می‌خواهد زندگی کند.

من فکر می‌کنم جریان «مهسا»، جریان زندگی‌خواهی بود. ما ۵۰ سال از ابتدای انقلاب مقابل جریان زندگی ایستادیم. عده‌ای فقط امر و نهی کردند. ما در خانه یک جور و در بیرون جور دیگری هستیم. در اداره نیز اوضاع بدتر است. استاد من می‌گفت «ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که اگر بخواهیم کارمان راه بیفتد، باید در یک جیبمان کراوات باشد و در جیب دیگرمان ریش». همه ما نمی‌توانیم به راحتی زندگی کنیم و نوجوانان به اقتضای طبیعت ذاتی و واقعیت‌های بیولوژیکی‌شان، خیلی بیشتر نمی‌توانند زندگی کنند. اینجاست که اعتراض شکل می‌گیرد. نخواستن شکل می‌گیرد. لگدزدن به میز شکل می‌گیرد. اگر داستان این باشد، این دینی که شما می‌گویید را ما نمی‌خواهیم. قرائتی که جمهوری اسلامی با بگیر و ببند اعمال می‌کند، خواستنی نیست. «مهسا» را گرفتند و حالا آرزوی لباس پوشیدن سایر دخترها شبیه او را دارند. ما در چنین جامعه‌ای زندگی می‌کنیم. با این شرایط، اگر بر من بزرگسال ۵۴ساله فشاری وارد شود، می‌توانم به اعتبار پست، موقعیت، پول، زن، بچه و... ملاحظه کنم و چیزی نگویم. اما نوجوانی که همه وجودش انرژی است، چرا باید چنین ملاحظاتی داشته باشد؟ او می‌آید وسط خیابان، آتش می‌زند و هر کار می‌کند تا حرفش را بزند. حرف بی‌موردی هم نبوده است.

 

پس به نظر شما دنبال معنا بوده‌اند نه ابتذال؟ 

کرمانی: بله، به‌هیچ‌عنوان بچه‌های ما برای رقصیدن وسط خیابان نیامدند. آنها می‌خواهند زندگی کنند. آنها می‌خواهند جوانی کنند. کجای این جامعه نهادی برای نوجوانی ایجاد شده است؟ ما نهاد برای کودکان داریم، نهاد برای مسن‌ها داریم، نهاد برای مردگان و برای میان‌سال‌ها هم داریم، اما نهاد نوجوانی کجاست؟ سرسره را برعکس می‌روند و در چرخ‌فلک می‌خواهند کله‌معلق بزنند. این‌ها مریض نیستند، می‌خواهند بگویند این چیزهای بچه‌گانه ما را ارضا نمی‌کند. ما در گذشته یک نظام پیشاهنگی داشتیم که به‌نوعی به نوجوانی اشاره داشت. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان یکی از نهادهای پیشرو بود که اصولاً با این ایده ایجاد شده بود که «مدرسه نمی‌تواند بچه‌ها را ارضا کند.» ببینید چه بلایی سر آن آوردیم. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، شعبه‌ای از آموزش‌وپرورش شده که در دل کار خودش مانده است. اگر واقعاً انصاف و عدالت و عقلانیت و واقع‌گرایی وجود داشت، باید کل آموزش‌وپرورش، شعبه‌ای از کانون می‌شد تا این همه مشکل نداشته باشیم. نوجوانی را از نوجوان گرفتند و بالاخره آن هم جایی چنگ می‌اندازد. زمانی هم که چنگ می‌اندازد، جامعه‌شناس‌ها اسمش را انحرافات اجتماعی می‌گذارند. این حرف اشتباه است. این انحراف نیست، این ذات نوجوانی است. شما کجا یک کانال رسمی برای آن تعریف کردید؟ گذاشتید برود تک‌چرخ بزند؟ نه. جایی نگذاشتید که برود تک‌چرخ بزند، بعد او می‌رود در خیابان تک‌چرخ می‌زند، می‌افتد و هم او ضربه‌مغزی می‌شود و هم اتفاق‌های دیگر می‌افتد.

 

نوجوانی دوره دوره انحراف معیار نیست

آیا درباره الگوهای مشابهی که در کشورهای دیگر چنین تهدیدهایی تبدیل به فرصت شده‌اند، آماری دارید؟ 

نوجوانی در بسیاری از کشورهای غربی، سرآغاز جایی است که یا وارد دانشگاه می‌شوی یا سرکار می‌روی یا به دنبال سفر و تفریح می‌روی. مشکل ما این است که هیچ‌کدام از این‌ها را نداریم.

کرمانی: شاید نتوان آمار دقیقی داد، اما در بسیاری از کشورهای غربی، کارهای زیادی انجام داده‌اند تا این اتفاق بیفتد. نوجوانی در بسیاری از کشورهای غربی، سرآغاز جایی است که یا وارد دانشگاه می‌شوی یا سرکار می‌روی یا به دنبال سفر و تفریح می‌روی. مشکل ما این است که هیچ‌کدام از این‌ها را نداریم. هیچ‌کدام تعریف نشده است. اصلاً ما با جوامع غربی چه‌کار داریم؟ ما واقعیت جامعه خودمان را دیدیم که نوجوان‌ها آمدند در خیابان آتش زدند و کلی آدم از نوجوان و مأمور کشته شدند و همه این‌ها هزینه بود. ما نمی‌خواهیم سرمان را زیر برف کنیم و اینها را نبینیم و نوجوانی را یک دوره انحراف معیار بدانیم. کدام معیار؟ معیار من پیرمرد که به درد خودم می‌خورد. به نظر من، چیزی مثل پیشاهنگی باید دوباره احیا شود. به نظرم باید قوانین مربوط به نوجوانان آسان‌تر شود. در کشورهای غربی، نوجوانان خیلی راحت‌تر می‌توانند کار کنند. یکی از مشکلات کشور ما بیکاری است. بزرگ‌ترها هم کار ندارند. در چنین شرایطی نمی‌توان انتظار داشت که مسئله نوجوانی حل شود.

 

برای کنترل هیجان نوجوان چه زمینه‌هایی را پیشنهاد می‌کنید؟ صرفاً زیست‌بوم نوجوان یا فضای مجازی؟ 

کرمانی: هیجان گاهی تاریخ مصرف دارد و گاهی هم فرهنگی است؛ یعنی در فلان تاریخ یا فلان فرهنگ وجود دارد یا ندارد. هیجان یک مسئله بیولوژیکی است که بستگی به هورمون‌هایی دارد که در بدن ما وجود دارد. ما نمی‌توانیم با آن کاری کنیم. اکنون، بیشتر فضای مجازی عامل اصلی است و نوجوان به دنبال تخلیه هیجان در این فضاست. انواع بازی‌هایی که وجود دارد، می‌توانند این کار را انجام دهند. اما اکنون مشکل جمهوری اسلامی این است که نوجوانان وارد بازی‌هایی می‌شوند که با فرهنگ اسلامی انطباق ندارد. اگر این‌طور است، خودتان باید بروید و تولید کنید. چرا دست‌به‌کار نمی‌شوید؟ همین که بیایید و ببندید، درست نیست. در این صورت، نوجوان هیجانش را به خیابان می‌آورد. مهم این است که جامعه ما و اولیای سیاسی و اجتماعی ما هیجان را معادل گناه در نظر نگیرند و کودکی و نوجوانی را معادل دوره گناهکاری ندانند. این طبیعت نوجوانی است. ما باید کاری کنیم که مراسم بزرگ‌شدن این بچه‌ها با حداقل هزینه انجام شود. در جوامع بومی سرخ‌پوستی، لحظه‌های گذار وجود داشت که فرد کودک با مناسکی تبدیل به بزرگسال می‌شد. در حال حاضر، جامعه هیچ نهاد و سازوکاری ندارد. نوجوانی تبدیل به یک دوره زیرزمینی شده و نهادش شده رفتارهای پرخطری که برای نوجوان و جامعه بد است و همه را اذیت می‌کند. چرا؟ به این دلیل که ما یک اصل را به رسمیت نشناخته‌ایم و آن این است که نوجوانی گناه نیست و هیجان‌خواهی نیز نامشروع نیست. متأسفانه سیاست‌مداران این موضوع را درک نمی‌کنند.

 

مسئله جدی تغییر نسلی

شما مهم‌ترین زمینه‌های مشارکت نوجوان - چه رسمی و چه غیررسمی - را چه می‌دانید؟

کرمانی: به نظر من فضای مجازی می‌تواند کارهای زیادی انجام دهد. البته این مانع این نیست که مدارس ما تغییر نکنند. هر چند که به نظر من نهاد مدرسه و دانشگاه باوجود هوش مصنوعی در حال از بین رفتن است! اصولاً دیگر نیاز نیست بچه‌ها به مدرسه و دانشگاه بروند. نوجوانان دیگر اصولاً به مدارس نیاز ندارند. مدارسی که به‌شدت عقب‌مانده هستند و معلمانی که در مقابل این‌ها بی‌سواد هستند. بچه‌ها هم احساس می‌کنند که بازداشت هستند. به نظرم باید نظام آموزشی ما به‌طورجدی تغییر کند. البته در کل دنیا ما هنوز در حال آزمون‌وخطا بوده و در آستانه یک انقلاب اجتماعی هستیم. گروه‌های سنی باید تغییر کنند. این پوست‌اندازی خیلی راحت نیست. قدرت در دست بزرگسالانی است که نوجوانان آن‌ها را خرفت و کُند می‌خوانند. نوجوان ماهرترین است و حقش ضایع شده است.

 

ما یا ساحت نوجوانی را حذف می‌کنیم، یا روبه‌روی آن می‌ایستیم، یا نادیده‌اش می‌گیریم و این در درازمدت آسیب می‌زند. به نظر شما این‌طور نیست؟

نوجوانان زور، عاملیت، هیجان و مهارت دارند و می‌توانند همه سیستم‌های شما را هک کنند.

کرمانی: درست می‌گویید. ما نوجوانی را فقط باید درک کنیم و به رسمیت بشناسیم. زمانی جنبش‌های فمینیستی به جامعه‌شناسان گفتند که جامعه‌شناسی که شما مطرح می‌کنید، در بهترین حالت جامعه‌شناسی ۵۰ درصدی است. جامعه‌شناسی مردان است و شما جهان اجتماعی را از منظر نگاه مردان می‌بینید. باید نگاه زنانه را وارد کنید. اما اکنون که فمینیست‌ها وارد جریان‌های رایج جامعه‌شناسی شده‌اند، باز هم من به‌عنوان جامعه‌شناس کودک‌ونوجوان می‌گویم که جامعه‌شناسی شما حداکثر به ۶۰ درصد جامعه می‌پردازد؛ چون نگاه کودکان و نوجوانان که ۳۰ تا ۴۰ درصد جامعه هستند را نادیده گرفته‌اید. اگر سیاست‌گذاری در جمهوری اسلامی، زنان، مسیحی‌ها و سنی‌ها را وارد سیاست کند، باز هم کودکان و نوجوانان غایب هستند. کودکان و نوجوانان جایی در شهر برای تفریح ندارند. بودجه‌ای برای نوجوان در نظر گرفته نشده است. حق شهروندی ندارند. همین دیده‌نشدن باعث می‌شود نوجوان در خیابان بریزد. نوجوانان زور، عاملیت، هیجان و مهارت دارند و می‌توانند همه سیستم‌های شما را هک کنند. به نظرم جنبش بعدی، جنبش نوجوانی است. اگر به زبان خوش، حالی‌مان نشود، نوجوان به زبان ناخوش به ما می‌فهماند. تصویری که از دین نشان می‌دهند، ضد نوجوان است. می‌گویند نوجوانی دوره گناه است. ما از سال ۸۱ و ۸۲ تلاش کردیم تا دو واحد جامعه‌شناسی کودکی وارد شود. فهم ما از جامعه‌شناسی نوجوانی منحرف است. مقصد، کمال مطلوب بزرگسالی است که من هستم. اگر نفهمیم و خودمان را به نفهمی بزنیم، اتفاق‌های بدی خواهد افتاد.

 

نیاز نوجوان را به رسمیت بشناسیم

پیشنهاد شما برای مشارکت و دیده‌شدن نوجوان‌ها چیست؟ چه ظرفیت‌هایی باید ایجاد شود؟ 

نوجوانان در جاهایی مثل کوه، اردو، طبیعت، هنر، تئاتر و نقاشی می‌توانند هیجان و خلاقیتشان را بروز دهند.

کرمانی: نوجوانی باید تبدیل به نهاد شود و به رسمیت شناخته شود. همه آن آدم‌ها باید تغییر کنند. مبتنی بر نیاز نوجوان‌ها، همه چیز باید تغییر کند. به اندازه سهمشان از جامعه و به اندازه سهمشان از بودجه‌ای که دارند، باید برایشان خرج شود. نوجوان وقتی به پاساژ می‌رود، دچار اضطراب می‌شود. چیزی مثل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان باید احیا و تقویت شود. نوجوانان در جاهایی مثل کوه، اردو، طبیعت، هنر، تئاتر و نقاشی می‌توانند هیجان و خلاقیتشان را بروز دهند. کانون پرورش فکری مبتنی بر همین شناخت است. نیاز نوجوان باید به رسمیت شناخته و مرتفع شود.

در نهایت، نوجوانی یک دوره بحرانی و حساس در زندگی انسان است که نیاز به توجه و درک عمیق دارد. جامعه باید به نوجوانان فرصت‌های مناسب برای ابراز وجود و شکوفایی بدهد و با ایجاد نهادها و ساختارهای حمایتی، به آن‌ها کمک کند تا در مسیر رشد و توسعه اجتماعی خود گام بردارند. این امر نه‌تنها به نفع نوجوانان، بلکه به نفع جامعه به‌عنوان یک کل خواهد بود.

 

/ انتهای پیام / 

گزارش خطا پسندها :