۱۴۰۴/۰۶/۲۶
۱۷:۲۴
کد خبر : ۱۱۴۲۵
گزارش «فرانچسکا آلبانیز» از تلاش سازمان‌یافته اسرائیل برای نابودی ملت فلسطین؛

نسل‌کشی به‌مثابه پاک‌سازی استعماری

نسل‌کشی به‌مثابه پاک‌سازی استعماری
در ۱۴ اکتبر ۲۰۲۳ (۲۲ مهر ۱۴۰۲) پس از آنکه اسرائیل دستور داد ۱.۱ میلیون فلسطینی ظرف ۲۴ ساعت از شمال غزه به سمت جنوب نقل مکان کنند ــ «یکی از سریع‌ترین جابه‌جایی‌های جمعی در تاریخ» ــ گزارشگر ویژه سازمان ملل نسبت به خطر پاک‌سازی قومی جمعی عمدی هشدار داد. این هشدار آینده‌نگرانه بود. دست‌کم ۹۰ درصد فلسطینیان غزه اکنون مجبور به جابه‌جایی شده‌اند.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «فرانچسکا آلبانیز» گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر فلسطین در تاریخ ۱ اکتبر ۲۰۲۴ (۱۰ مهر ۱۴۰۳) گزارش دوم خود را تحت عنوان «نسل‌کشی به‌مثابه حذف استعمارگرانه» به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه کرد. در این گزارش، او تحلیل خود درباره نسل‌کشی اسرائیل را فراتر از یافته‌های گزارش اول (۱ ژوئیه) بسط می‌دهد. «آلبانیز» در این گزارش تاکید می‌کند «تنها راهکار قانونی پیش‌روی اسرائیل، عقب‌نشینی کامل و بی‌قیدوشرط از کل سرزمین‌های اشغالی است.» به گفته آلبانیز اسرائیل از همان بدو تأسیس به دنبال آرمان اسرائیل بزرگ و نسل‌کشی ملت فلسطین بوده است و جنایت‌های کنونی تازگی ندارد. وی تأکید می‌کند جهان شاهد اولین نسل‌کشی تاریخ است که به‌صورت زنده در حال پخش است و تنها اجرای عدالت می‌تواند جلوی این کشتار را بگیرد.

«فرانچسکا آلبانیز» گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در سرزمین‌های فلسطینی اشغال‌شده از سال ۱۹۶۷، در گزارش مارس ۲۰۲۴ (اسفند ۱۴۰۲) نتیجه گرفت که دلایل موجهی وجود دارد که اسرائیل مرتکب اعمال نسل‌کشی در غزه شده است. در این گزارش، گزارشگر ویژه تحلیل خود از خشونت‌های پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ علیه غزه را گسترش می‌دهد، خشونت‌هایی که به کرانه باختری، از جمله قدس شرقی نیز سرایت کرده است. او بر نیت نسل‌کشانه تمرکز کرده و وضعیت را در چارچوب یک روند چند دهه‌ای گسترش سرزمینی و پاک‌سازی قومی قرار می‌دهد که با هدف حذف حضور فلسطینیان در فلسطین صورت گرفته است. او پیشنهاد می‌کند که نسل‌کشی باید به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر و ابزاری در راستای استقرار کامل اسرائیل بر سرزمین فلسطینیان و حذف هرچه بیشتر فلسطینیان در نظر گرفته شود.

جهان شاهد اولین نسل‌کشی استعمارگری مستقیم پخش زنده است، تنها عدالت می‌تواند این زخم را التیام بخشد. ویرانی این تعداد از زندگی‌ها توهین به بشریت و تمامی اصولی است که قوانین بین‌المللی نماینده آن هستند.

این گزارش بر اساس تحقیقات و تحلیل‌های حقوقی، مصاحبه با قربانیان و شاهدان، از جمله در اردن و مصر، اطلاعات منابع آزاد و دیدگاه کارشناسان و سازمان‌های جامعه مدنی تهیه شده است. گزارشگر ویژه که همچنان از دسترسی به سرزمین‌های فلسطینی اشغال‌شده محروم است، تأکید می‌کند که اسرائیل هیچ اختیار قانونی برای ممانعت از فعالیت‌های تحقیقاتی در قلمرویی که به‌صورت غیرقانونی اشغال کرده، ندارد. انکار مستمر دسترسی به سازوکار‌های سازمان ملل و محققان دادگاه کیفری بین‌المللی ممکن است مصداق ممانعت از عدالت باشد، که در نقض دستور دادگاه بین‌المللی عدالت است که اسرائیل باید اجازه ورود محققان بین‌المللی به غزه را بدهد و اقدامات لازم برای حفظ شواهد را انجام دهد.

در حالی که مقیاس و ماهیت حمله مداوم اسرائیل علیه فلسطینیان بسته به منطقه متفاوت است، کل اعمال ویرانگر اسرائیل علیه مجموع فلسطینیان با هدف تسلط کامل بر تمامی سرزمین فلسطین به‌روشنی قابل‌شناسایی است. الگو‌های خشونت علیه این گروه به طور جمعی، استفاده از «کنوانسیون پیشگیری و مجازات جرم نسل‌کشی» را برای متوقف کردن، پیشگیری و مجازات نسل‌کشی در سراسر سرزمین‌های فلسطینی اشغال‌شده ضروری می‌سازد.

 

چارچوب حقوقی و تحولات

در این گزارش، گزارشگر ویژه بر چارچوب حقوقی مورد استناد در گزارش‌های پیشین تکیه می‌کند، از جمله حقوق بین‌الملل بشردوستانه، حقوق بین‌الملل مربوط به حقوق بشر، حقوق کیفری بین‌المللی و حقوق بین‌الملل عرفی، به‌ویژه «کنوانسیون نسل‌کشی» و «کنوانسیون بین‌المللی سرکوب و مجازات جرم آپارتاید»، همراه با تحولات حقوقی و رویه‌های قضایی مرتبط.

دو تحول مهم حقوقی مبنای این گزارش بوده است. نخست، در نظریه مشورتی دادگاه بین‌المللی عدالت در ژوئیه ۲۰۲۴ (تیر ۱۴۰۳) حضور طولانی‌مدت اسرائیل در تمام سرزمین‌های فلسطینی اشغال‌شده از سال ۱۹۶۷، از جمله رژیم شهرک‌سازی آن، غیرقانونی و با هدف الحاق انجام شده است. دادگاه اعلام کرد که الحاق به طور دائم طراحی شده و «اثرات غیرقابل بازگشت در زمین» ایجاد می‌کند، «تمامیت مردم فلسطین در سرزمین‌های اشغالی فلسطینی را تضعیف می‌کند» و با هدف «کسب حاکمیت بر یک قلمرو اشغالی» انجام می‌شود.

دادگاه نقض هنجار‌های غیرقابل تخطی که از تصاحب سرزمینی با زور، تبعیض نژادی و آپارتاید جلوگیری می‌کنند و همچنین حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین را محافظت می‌کنند، به رسمیت شناخت و نتیجه گرفت که اشغال عملاً یک عمل تجاوزکارانه است که بخشی از آن ناشی از طبیعت استعمارگرایانه اسرائیل است. دادگاه بر ضرورت پایان سریع اشغال، تخریب و تخلیه شهرک‌ها، جبران کامل به قربانیان فلسطینی و اجازه بازگشت فلسطینیان آواره از سال ۱۹۶۷ تأکید کرد.

آرمان «اسرائیل بزرگ»، یعنی تثبیت حاکمیت یهودیان بر سرزمینی که اکنون شامل اسرائیل و قلمرو فلسطینی اشغالی است، از ابتدای پروژه صهیونیستی و حتی پیش از تأسیس اسرائیل هدفی دیرینه بوده است.

دادگاه، با گسترش نظر خود در پرونده «دیوار»، استدلال‌هایی مبنی بر اینکه «نگرانی‌های امنیتی» اسرائیل اشغال را توجیه می‌کند، رد کرد. غیرقانونی بودن اشغال، ادعای دفاع از خود را بی‌اعتبار می‌کند و تنها راه قانونی موجود برای اسرائیل، خروج بدون قیدوشرط از تمام این سرزمین‌ها است.

دوم، در پرونده «آفریقای جنوبی علیه اسرائیل»، دادگاه اقدامات موقتی را برای جلوگیری و یا توقف اعمال نسل‌کشی صادر کرد.

پس از به رسمیت شناختن در ژانویه ۲۰۲۴ (دی ۱۴۰۲) وجود «خطر واقعی و فوری [برای]آسیب جبران‌ناپذیر» به حقوق فلسطینیان در غزه تحت کنوانسیون نسل‌کشی، دادگاه به اسرائیل دستور داد تا «از ارتکاب همه اعمال» مندرج در کنوانسیون جلوگیری کند. در مارس، دادگاه به وخامت بحران انسانی توجه کرد و در ماه می، با شناسایی «خطر بسیار جدی» در رفح، به اسرائیل دستور داد «فوراً حمله نظامی خود را متوقف کند». با این حال، اسرائیل و بیشتر کشور‌های دیگر همچنان این دستورات را نادیده می‌گیرند و جریان تسلیحات به اسرائیل ادامه دارد.

 

نسل‌کشی «وسیله‌ای برای رسیدن به هدف»

در ۱۴ اکتبر ۲۰۲۳ (۲۲ مهر ۱۴۰۲) پس از آنکه اسرائیل دستور داد ۱.۱ میلیون فلسطینی ظرف ۲۴ ساعت از شمال غزه به سمت جنوب نقل مکان کنند ــ «یکی از سریع‌ترین جابه‌جایی‌های جمعی در تاریخ» ــ گزارشگر ویژه نسبت به خطر پاک‌سازی قومی جمعی عمدی هشدار داد. این هشدار آینده‌نگرانه بود. دست‌کم ۹۰ درصد فلسطینیان غزه اکنون مجبور به جابه‌جایی شده‌اند ــ بسیاری بیش از ده بار ــ در حالی که مقامات اسرائیل و دیگران از فلسطینیان خواسته‌اند منطقه را ترک کنند و اسرائیلی‌ها «به غزه بازگردند» و شهرک‌هایی را بازسازی کنند که در سال ۲۰۰۵ تخریب شده بودند.

در همین حال، خشونت فراتر از غزه گسترش‌یافته و نیرو‌های اسرائیلی و شهرک‌نشینان خشن، الگو‌های پاک‌سازی قومی و آپارتاید را در کرانه باختری، از جمله قدس شرقی، تشدید کرده‌اند. مقامات ارشد اسرائیل، وزرا و رهبران مذهبی همچنان به حذف و محروم‌سازی فلسطینیان تشویق می‌کنند و آستانه‌های جدیدی برای خشونت «قابل قبول» علیه غیرنظامیان تعیین می‌کنند. نکبت، که از سال ۱۹۴۸ ادامه داشته، عمداً تسریع شده است. در بخش‌های بعدی، گزارشگر ویژه به بررسی تحولات حیاتی در میدان می‌پردازد و الگو‌های رفتاری را برجسته می‌کند که نشان‌دهنده نیت استفاده از اعمال نسل‌کشی به‌عنوان وسیله‌ای برای پاک‌سازی قومی کل یا بخشی از سرزمین‌های اشغالی فلسطینی است.

الگوی هدف‌گیری کودکان بسیار شوکه‌کننده است. از ۷ اکتبر تاکنون، ۱۶۹ کودک فلسطینی در کرانه باختری کشته شده‌اند که تقریباً ۸۰ درصد آنها با شلیک به سر یا تن جان خود را از دست داده‌اند.

 

۱. ناکامی در توقف و مجازات نسل‌کشی در غزه

از زمان انتشار گزارش پیشین گزارشگر ویژه و با وجود مداخلات دادگاه بین‌المللی عدالت، اعمال نسل‌کشی گسترش‌یافته است. تقریباً یک سال حمله همه‌جانبه منجر به تخریب حساب‌شده غزه شده است؛ هزینه انسانی، مادی و زیست‌محیطی آن غیرقابل اندازه‌گیری است.

از مارس ۲۰۲۴ (اسفند ۱۴۰۲) تاکنون، اسرائیل ۱۰٬۰۳۷ فلسطینی را کشته و ۲۱٬۷۶۷ نفر را مجروح کرده است، با بیش از ۹۳ مورد کشتارجمعی؛ که مجموع گزارش‌شده تلفات را به حدود ۴۲٬۰۰۰ کشته و ۹۶٬۰۰۰ مجروح می‌رساند. با این حال، آمار‌های موجود از منابع معتبر ناقص هستند و ممکن است میزان واقعی تلفات را کمتر از واقعیت نشان دهند. مراکز توزیع کمک‌های بشردوستانه، چادرها، بیمارستان‌ها، مدارس و بازار‌ها بار‌ها مورد حمله قرار گرفته‌اند، از جمله با استفاده بی‌تمایز از حملات هوایی و تیراندازی توسط تک‌تیراندازها. دست‌کم ۱۳٬۰۰۰ کودک، از جمله بیش از ۷۰۰ نوزاد، کشته شده‌اند؛ بسیاری از آنها از ناحیه سر و قفسه سینه هدف گلوله قرار گرفته‌اند. حدود ۲۲٬۵۰۰ فلسطینی دچار جراحات شدید و تغییردهنده زندگی شده‌اند. تا ماه می (اردیبهشت ۱۴۰۳)، تخمین زده شد که حدود ۱۰٬۰۰۰ نفر دیگر زیر آوار مدفون شده‌اند، از جمله ۴٬۰۰۰ کودک؛ صدای کسانی که گرفتار شده و در حال مرگ هستند، اغلب شنیده می‌شود. تعداد نامشخصی نیز توسط نیرو‌های اسرائیلی به طور اجباری ناپدید شده‌اند.

وسعت ویرانی در غزه باعث شده که اتهاماتی مانند خانه‌کشی (domicide)، شهرکشی (urbicide)، مدرسه‌کشی (scholasticide)، پزشک‌کشی (medicide)، نسل‌کشی فرهنگی و بوم‌کشی (ecocide) مطرح شود. نزدیک به ۴۰ میلیون تُن آوار – شامل مهمات عمل‌نکرده و بقایای انسانی – اکوسیستم را آلوده کرده است. بیش از ۱۴۰ سایت موقت زباله و ۳۴۰٬۰۰۰ تُن پسماند، همراه با فاضلاب تصفیه‌نشده و سرریز فاضلاب، به شیوع بیماری‌هایی نظیر هپاتیت A، عفونت‌های تنفسی، اسهال و بیماری‌های پوستی دامن زده‌اند. همان‌طور که رهبران اسرائیلی وعده داده بودند، غزه به منطقه‌ای نامناسب برای زندگی انسان تبدیل شده است.

تنها راه قانونی موجود برای اسرائیل، خروج بدون قیدوشرط از تمام این سرزمین‌های اشغالی است.

حملات مداوم به افراد تخلیه‌شده در «مناطق امن» ادعایی همچنان باعث رنج، ترس و مرگ می‌شود. آوارگان به طور سیستماتیک در پناهگاه‌ها، از جمله مدارس آژانس کمک و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی (آنروا)، که ۷۰ درصد آنها بار‌ها توسط اسرائیل هدف قرار گرفته‌اند، تعقیب و هدف گرفته شده‌اند. عملیات رفح در ماه می ۲۰۲۴ (اردیبهشت ۱۴۰۳) بیش از ۳،۵۰۰ کشته مستقیم و جابه‌جایی نزدیک به ۱ میلیون فلسطینی به بیابان‌های غیرقابل سکونت از آوار، فاضلاب و اجساد فاسد را در پی داشت.

بر اساس تصاویر ماهواره‌ای و منابع دیگر، سربازان اسرائیلی در بیش از ۲۶ درصد غزه جاده و پایگاه نظامی ساخته‌اند که نشان‌دهنده هدف حضور دائمی است. ارتش اسرائیل «منطقه حائل» اطراف غزه را به ۱۶ درصد سرزمین گسترش داده و خانه‌ها، بلوک‌های آپارتمانی و مزارع را مسطح کرده است. تا اوت ۲۰۲۴ (مرداد ۱۴۰۳)، دستورات تخلیه مکرر در حدود ۸۴ درصد غزه، جمعیت را به یک «منطقه انسانی» کوچک و ناامن به وسعت ۱۲.۶ درصد هدایت کرده بود که اکنون برای الحاق آماده‌سازی شده است. اوایل سپتامبر (شهریور ۱۴۰۳)، دو وزیر اسرائیل علناً خواستار تسلط و الحاق مناطق مهمی از غزه شدند.

اسرائیل همچنان با استدلال «پوشش پزشکی» به هدف قرار دادن مراکز درمانی ادامه داده است. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، طی ۳۰۰ روز، ۳۲ بیمارستان از ۳۶ بیمارستان آسیب‌دیده‌اند، و ۲۰ بیمارستان و ۷۰ مرکز بهداشتی اولیه از ۱۱۹ مرکز غیرفعال شده‌اند. تا ۲۰ اوت ۲۰۲۴ (۳۰ مرداد ۱۴۰۳)، اسرائیل ۴۹۲ بار مراکز درمانی را هدف قرار داده است. از ۱۸ مارس تا ۱ آوریل (۲۸ اسفند ۱۴۰۲ تا ۱۳ فروردین ۱۴۰۳)، نیرو‌های اسرائیلی دوباره بیمارستان الشفاء را محاصره کردند و بیش از ۴۰۰ نفر کشته و ۳۰۰ نفر از جمله پزشکان، بیماران، آوارگان و کارمندان دولت بازداشت شدند. در ۲۶ اوت ۲۰۲۴ (۵ شهریور ۱۴۰۳)، پس از دستورات تخلیه جمعی در دیرالبلح، که ۱ میلیون فلسطینی در آن پناه گرفته بودند، نیرو‌های اسرائیلی تمام بیماران به جز ۱۰۰ نفر از ۶۵۰ بیمار در بیمارستان الاقصی را به‌اجبار تخلیه کردند. در ۳۰ اوت (۹ شهریور)، نیرو‌های اسرائیلی یک کامیون امدادی به بیمارستان اماراتی در رفح را بمباران کردند و چندین امدادگر کشته شدند.

در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۴ (۲۶ تیر ۱۴۰۳) سازمان جهانی بهداشت برای اولین بار پس از ۲۵ سال وجود ویروس فلج اطفال را شناسایی کرد که نتیجه مستقیم تخریب سیستم‌های آب و فاضلاب، مانع‌تراشی در کمک‌ها و ازدحام پناهگاه‌ها بود. تا اواخر اوت، یک نوزاد ۱۰ ماهه دچار فلج جزئی شد. با وجود شیوع احتمالی، اسرائیل واکسیناسیون را به تأخیر انداخت و مناطق واکسیناسیون و کاروان واکسیناسیون سازمان ملل را هدف حمله قرار داد. در حالی که سازمان‌های بشردوستانه خواستار آتش‌بس بودند، اسرائیل بیشترین دستورات تخلیه از ۱۳ اکتبر ۲۰۲۳ را صادر کرد و مناطق با بیشترین تراکم فلسطینیان آواره را هدف قرار داد و سازمان ملل را مجبور به تعلیق عملیات بشردوستانه کرد.

حملات سیستماتیک به خودکفایی غذایی غزه نشان‌دهنده نیت نابودی جمعیت از طریق گرسنگی است. اسرائیل زمین‌های کشاورزی و مخازن آب را تخریب و مراکز توزیع، تیم‌های هماهنگی و کاروان‌های امدادی را هدف قرار داده است. جمعیت گرسنه منتظر غذا مورد کشتار قرار گرفته‌اند. پس از دستورات مداوم تخلیه و تصرف گذرگاه رفح توسط اسرائیل، توزیع وعده‌های غذایی روزانه از جولای تا اوت ۲۰۲۴ (تیر تا مرداد ۱۴۰۳) حدود ۳۵ درصد کاهش یافت. در اوت، مجوز ورود سازمان‌های بشردوستانه تقریباً نصف شد و دسترسی به آب به یک‌چهارم سطح پیش از ۷ اکتبر محدود شد. تقریباً ۹۳ درصد اقتصاد‌های کشاورزی، جنگلی و ماهیگیری غزه تخریب شده و ۹۵ درصد فلسطینیان با سطح بالای ناامنی غذایی و محرومیت برای دهه‌ها رو‌به‌رو هستند.

در اوت ۲۰۲۴، وزیر دارایی اسرائیل، «بتسالل اسموتریچ» اعلام کرد که گرسنگی‌دادن به کل جمعیت غزه «موجه و اخلاقی» است، حتی اگر ۲ میلیون نفر در نتیجه جان خود را از دست بدهند. در ماه‌های اخیر، ۸۳ درصد کمک‌های غذایی از ورود به غزه جلوگیری شد و پلیس غیرنظامی در رفح بار‌ها هدف قرار گرفت و توزیع غذا مختل شد. در زمان نگارش گزارش، نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو در حال بررسی طرحی برای مسدودکردن تمام منابع غذایی شمال غزه بود که توسط مشاور وی «جوریا ایلند» پیشنهاد شده بود، کسی که قبلاً استفاده از اپیدمی‌ها به‌عنوان تاکتیک نظامی را تأیید کرده بود. کشتار پلیس غیرنظامی و رهبران قبیله‌ای که امنیت توزیع غذا را تأمین می‌کردند، بحران را در سراسر غزه تشدید کرده است و تاکتیک‌های گرسنگی و محرومیت در شمال غزه به‌ویژه شدید بوده است.

 

۲. در اردوگاه‌های شکنجه اسرائیل، فلسطینی‌ها به طور سیستماتیک مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. هزاران نفر ناپدید شده‌اند؛ بسیاری پس از بازداشت در شرایط وحشتناک، در حالی که به تخت بسته شده، چشم‌بند زده و پوشک پوشیده بودند، نگه داشته شده‌اند. آنها از درمان پزشکی محروم بوده، در شرایط غیربهداشتی، با گرسنگی، بستن دردناک دست‌ها، ضرب‌وشتم شدید، برق‌گرفتگی و تعرض جنسی توسط انسان و حتی حیوانات روبه‌رو بوده‌اند. دست‌کم ۴۸ نفر از بازداشت‌شدگان در دوران بازداشت جان خود را از دست داده‌اند. حتی با احتیاط، این شکنجه‌ها و مصائب متعدد دقیقاً همان آسیبی است که دادگاه بین‌المللی دادگستری از ژانویه ۲۰۲۴ هشدار داده و اسرائیل عمدتاً آن را بر گروه فلسطینیان تحمیل کرده است.

 

۳. خطر نسل‌کشی در کرانه باختری، از جمله قدس شرقی

ویرانی‌های واردشده به غزه اکنون به کرانه باختری، از جمله قدس شرقی، سرایت کرده است. در دسامبر ۲۰۲۳ (آذر ۱۴۰۲) وزیر دفاع اسرائیل، «یوآو گالانت»، پیش‌بینی کرد که «وقتی آنچه ارتش اسرائیل در غزه انجام داد روشن شود، این نیز در یهودیه و سامریه [کرانه باختری]منعکس خواهد شد».

این نسل‌کشی مداوم بی‌تردید نتیجه جایگاه استثنایی و مصونیت طولانی‌مدت اسرائیل است. اسرائیل به طور سیستماتیک و آشکارا قوانین بین‌المللی، از جمله قطعنامه‌های شورای امنیت و دستورات دیوان بین‌المللی دادگستری را نقض کرده است.

از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا پایان سپتامبر ۲۰۲۴ (مهر ۱۴۰۲ تا شهریور ۱۴۰۳) نیرو‌های اسرائیلی بیش از ۵،۵۰۵ یورش انجام دادند. شهرک‌نشینان خشن، با حمایت نیرو‌ها و مقامات اسرائیل، ۱،۰۸۴ حمله انجام دادند که طی آن بیش از ۶۹۲ فلسطینی کشته شدند – ۱۰ برابر میانگین سالانه ۱۴ سال گذشته که ۶۹ نفر بود – و ۵،۱۹۹ نفر مجروح شدند. الگوی هدف‌گیری کودکان بسیار شوکه‌کننده است. از ۷ اکتبر تاکنون، ۱۶۹ کودک فلسطینی در کرانه باختری کشته شده‌اند که تقریباً ۸۰ درصد آنها با شلیک به سر یا تنه جان خود را از دست داده‌اند. این میزان نسبت به ۹ ماه گذشته ۲۵۰ درصد افزایش داشته و بیش از ۲۰ درصد کودکان کشته‌شده در کرانه باختری از سال ۲۰۰۰ را شامل می‌شود.

مطابق دستورات وزیر امنیت ملی اسرائیل، «ایتامار بن‌گویر» همانند خشونتی که در غزه مشاهده شد، فلسطینیان در کرانه باختری نیز با روش‌های فجیع بازداشت مواجه شده‌اند، یک کمپین بازداشت جمعی منجر به بازداشت ده‌ها هزار نفر شد که ۹،۴۰۰ نفر هم‌اکنون در بازداشت هستند. بسیاری از بازداشتی‌ها شامل دانشگاهیان، دانشجویان، وکلا، روزنامه‌نگاران و مدافعان حقوق بشر می‌شود که به‌عنوان «تروریست» یا «تهدید امنیت ملی» معرفی شده‌اند. ویدئو‌های فاش‌شده و مصاحبه‌ها با مسئولان زندان، سوءاستفاده و خشونت سیستماتیک، تحقیر، شکنجه و حتی تجاوز را آشکار کرده است. دست‌کم ۱۲ بازداشتی از کرانه باختری بر اثر شکنجه و محرومیت از مراقبت پزشکی جان باخته‌اند.

در نوامبر ۲۰۲۳، اسموتریچ، «فرماندار یهودیه و سامریه» و حامی سرسخت شهرک‌سازی و اخراج جمعی، ادعا کرد که «۲ میلیون نازی» در کرانه باختری وجود دارند و وعده داد که چند منطقه از کرانه باختری را به «تلی از آوار مانند غزه» تبدیل کند. در ۱۸ اوت ۲۰۲۴ (۲۸ مرداد ۱۴۰۳)، وزیر امور خارجه اسرائیل، «اسرائیل کاتز»، خواستار آن شد که با کرانه باختری همانند غزه رفتار شود.

کرانه باختری شمالی به‌ویژه شاهد خشونت نظامی شدید بوده است. محاصره‌های طولانی‌مدت، یورش‌های بی‌وقفه و تشدید عمده از اوت ۲۰۲۴، از جمله بمباران هوایی، ویرانی گسترده‌ای به بار آورده است. ۴۶ عملیات پهپادی و حملات هوایی ۷۷ فلسطینی، از جمله ۱۴ کودک، را کشته است. در اردوگاه جنین حدود ۱۸۰ خانه تخریب و ۳،۸۰۰ سازه آسیب دید که باعث تخریب یا آسیب به تأمین برق، خدمات عمومی و امکانات شد، هزاران خانواده آواره و اختلال گسترده ایجاد شد. بیش از ۱۸۱،۰۰۰ فلسطینی تحت‌تأثیر قرار گرفته‌اند، بسیاری چندین بار.

در ۲۷ اوت ۲۰۲۴ (۶ شهریور ۱۴۰۳) نیرو‌های اسرائیلی عملیات «اردوگاه‌های تابستان» را علیه جنین، نابلس، قلقیلیه، طوباس و طولکرم آغاز کردند تا وعده‌ی رفتار با کرانه باختری مانند غزه را عملی کنند. هزاران نفر برای روز‌ها در محدودیت رفت‌وآمد و بدون غذا و آب قرار گرفتند. نیرو‌های اسرائیلی آمبولانس‌ها را هدف قرار داده، ورودی بیمارستان‌ها را مسدود و بیمارستان جنین را محاصره کردند. بولدوزر‌ها خیابان‌ها و زیرساخت‌های برق و بهداشت عمومی را نابود کردند. صد‌ها نفر خانه و اموال خود را از دست دادند و بیش از ۱،۰۰۰ خانواده در جنین آواره شدند. ۳۶ نفر کشته شدند، از جمله ۸ کودک.

حملات هدفمند به بخش بهداشت نیز در کرانه باختری تکرار شده است. کارکنان و زیرساخت‌های پزشکی ۵۳۸ بار مورد حمله قرار گرفتند، ۲۳ نفر کشته و ۱۰۰ نفر مجروح شدند و ۵۴ مرکز پزشکی، ۲۰ کلینیک سیار و ۳۷۴ آمبولانس آسیب دید، در حالی که مراقبت‌های حیاتی پزشکی مختل شد. مجوز دسترسی فلسطینیان به مراقبت پزشکی خارج از کرانه باختری به‌شدت کاهش یافت.

در ۲۹ می ۲۰۲۴ (۹ خرداد ۱۴۰۳) اداره کرانه باختری رسماً از نیرو‌های نظامی به مقامات غیرنظامی منتقل شد اقدامی که به‌عنوان گامی دیگر به‌سوی الحاق رسمی این مناطق تلقی می‌شود و این اداره تحت کنترل اسموتریچ، سیاستمدار متعهد به «ارض موعود» قرار گرفت. بلافاصله پس از آن، بزرگ‌ترین مصادره زمین در ۳۰ سال گذشته به تصویب رسید. از تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به بعد، اسرائیل بیش از ۱٬۴۱۶ سازه فلسطینی را تخریب، مصادره یا دستور به تخریب آنها صادر کرده است. این اقدامات باعث آوارگی بیش از ۳٬۲۰۰ فلسطینی شده که حدود ۱٬۴۰۰ کودک نیز در میان آنها هستند. حداقل ۱۸ جامعه فلسطینی تحت تهدید استفاده از نیروی کشنده، خالی از سکنه شده‌اند، که عملاً زمینه را برای استعمار بخش‌های وسیعی از منطقه «C» فراهم کرده است. این روند به‌عنوان تشدیدی در اقدامات غیرقانونی توصیف می‌شود که پیش‌تر نیز با هدف پراکنده کردن جمعیت فلسطینی و تضعیف یکپارچگی آن به‌عنوان یک ملت شناخته شده بود.

فلج اقتصادی نیز تهدیدی وجودی است. در شرایط ناامنی شدید و ترس، تعلیق انتقالات مالی به سازمان خودگردان فلسطین، لغو ۱۴۸،۰۰۰ مجوز کار و محدودیت شدید در حرکت، تولید ناخالص داخلی کرانه باختری ۲۲.۷ درصد کاهش یافت، نزدیک به ۳۰ درصد کسب‌وکار‌ها تعطیل شد و ۲۹۲،۰۰۰ شغل از دست رفت. رفتار‌های نسل‌کشی در غزه، الگوی هشداردهنده‌ای برای کرانه باختری ایجاد کرده است. استراتژی عمدی اسرائیل برای غیرقابل دوام ساختن زندگی فلسطینیان در سراسر سرزمین‌های اشغالی فلسطین به طور قابل‌توجهی تشدید شده و پیامد‌های ویرانگری برای بقای فلسطینیان دارد.

 

رویکرد ۳ گانه کلی درباره نیت اسرائیل نسبت به فلسطینیان

نیت کنونی برای نابودی مردم فلسطین به‌عنوان یک گروه، وقتی رفتار‌های اسرائیل را به طور جامع و کامل بررسی کنیم، روشن‌تر از هر زمان دیگری است. در این بخش، گزارشگر ویژه رویکرد سه‌گانه کلی را برای بررسی کل رفتار‌هایی که تمام فلسطینی‌ها را در سراسر سرزمین‌های اشغالی هدف قرار داده‌اند، به کار می‌گیرد؛ سپس، او اجزای خاص رفتار اسرائیل را تحلیل می‌کند: زمینه گسترده‌تر پروژه سیاسی اسرائیل در منطقه؛ ماهیت تخریب‌هایی که به مردم فلسطین وارد شده است؛ و انگیزه‌هایی که نیت خاص نابودی را پنهان یا مبهم می‌کنند

۱. کلیت زمین: «اسرائیل بزرگ»

آرمان «اسرائیل بزرگ»، یعنی تثبیت حاکمیت یهودیان بر سرزمینی که اکنون شامل اسرائیل و قلمرو فلسطینی اشغالی است، از ابتدای پروژه صهیونیستی و حتی پیش از تأسیس اسرائیل هدفی دیرینه بوده است. حق قانونی شناخته‌شده فلسطینیان برای تعیین سرنوشت خود که به این زمین وابسته است، همراه با جمعیت گسترده آنها، موانع قانونی و جمعیتی برای تحقق «اسرائیل بزرگ» به شمار می‌رفته است.

در پس روایت‌های جعلی اسرائیل از جنگ در قالب «دفاع از خود»، باید رفتار نسل‌کشی‌آمیز اسرائیل را در یک زمینه گسترده‌تر بررسی کرد.

دولت‌های پی‌درپی اسرائیل این هدف را دنبال کرده‌اند، که بر اساس محو مردم بومی فلسطین استوار بود. حتی پس از توافق‌نامه‌های اسلو که حمایت بین‌المللی از راه‌حل دو دولتی را نشان می‌داد، این طرح ادامه یافت. از آن زمان، تعداد شهرک‌های اسرائیلی از ۱۲۸ به ۳۵۸ افزایش‌یافته و جمعیت مهاجران از ۲۵۶،۴۰۰ به ۷۱۴،۶۰۰ رسیده است. قانون «دولت ملت» ۲۰۱۸ حاکمیت انحصاری یهودیان بر «اسرائیل بزرگ» و «اسکان یهودیان» در آن منطقه را به‌عنوان اولویت ملی اعلام کرد. در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۲ (۷ دی ۱۴۰۱) دولت کنونی اسرائیل برنامه خود برای گسترش شهرک‌ها در کرانه باختری را اعلام کرد و مصادره گسترده زمین و توسعه شهرک‌ها را با شدت پیش برد. در سپتامبر ۲۰۲۳ (شهریور ۱۴۰۲) پیش از مجمع‌عمومی، نخست‌وزیر نتانیاهو نقشه‌ای از اسرائیل ارائه داد که قلمرو فلسطینی اشغالی را پاک‌کرده و اسرائیل را جایگزین آن نشان می‌داد.

ترویج یک مکتب سیاسی که ادعا‌های فلسطینیان برای تعیین سرنوشت را تهدیدی امنیتی برای اسرائیل می‌داند، مشروعیت اشغال دائم را تقویت کرده است. محروم‌سازی عمدی و انسانیت‌زدایی از فلسطینیان همراه با پاکسازی‌های قومی سیستماتیک از سال‌های ۱۹۴۷–۱۹۴۹ تا امروز ادامه یافته است. نفرت ایدئولوژیک از فلسطینیان در بخش‌هایی از جامعه و ساختار‌های دولتی اسرائیل نفوذ داشته است.

در عین حال، با وجود سرکوب‌ها، فلسطینی‌ها از ترک سرزمین خود امتناع می‌کنند و در واقع جمعیتشان رروبه‌افزایش است. افزایش ریسک این که تشکیل یک دولت اکثراً یهودی دیگر ممکن نباشد، به‌تدریج تخریب و نابودی را به بخش اجتناب‌ناپذیری از این روند تبدیل کرده است. رویداد‌های ۷ اکتبر محرکی برای پیشبرد هدف «اسرائیل بزرگ» فراهم کرد. فراخوان‌ها برای جابه‌جایی فلسطینیان به جهان عرب، در سایه فتح، استعمار و الحاق، افزایش یافت. سند محرمانه وزارت اطلاعات اسرائیل از اکتبر ۲۰۲۳ که برنامه اخراج کل جمعیت غزه به مصر را تشریح می‌کرد، همراه با حمایت گسترده و صریح در ائتلاف حاکم، فرصتی برای استعمار دوباره غزه فراهم کرد که دولت با بهره‌گیری از ابهام جنگ، از آن استفاده کرد. به‌موازات آن در کرانه باختری، پس از ۷ اکتبر، الحاق و ساخت شهرک‌ها شدت یافت.

نیت دولت اسرائیل برای نابودی، که در بیانیه‌ها و برنامه‌های مختلف بیان شده و از رفتار در چارچوب زمینه آن قابل استنتاج است، به‌تدریج آشکارتر شده است. این رفتار پیش از ۷ اکتبر نیز اثر «تأثیر انباشته، چندلایه و میان نسلی بر جامعه، اقتصاد و محیط‌زیست فلسطینی و وخامت شرایط زندگی فلسطینیان» را داشته است. خشونت و ترومایی که اسرائیلی‌ها در هفتم اکتبر متحمل شدند، کینه جمعی را عمیق‌تر کرد و خواست‌ها برای نابودی فلسطینی‌ها افزایش یافت. به شکلی که یادآور نسل‌کشی‌های دیگر است، فضای انتقام‌جویانه‌ای که پس از آن به وجود آمد، سربازان را آماده کرد تا به «اجرای داوطلبانه» وظایف وحشتناکی که بر عهده‌شان گذاشته شده بود، تبدیل شوند. فرصتی پیش آمد تا ارتباط فلسطینی‌ها با سرزمینشان قطع شود، که پیامد‌های قابل‌پیش‌بینی برای ادامه حیات فلسطینی‌ها داشت، همان‌طور که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

 

۲. کلیت گروه: نابودی مردم فلسطین

از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، نابودی زندگی انسانی فلسطینیان به‌سرعت و با گستردگی پیش رفته است. در میان کشتار‌های دسته‌جمعی، محو نسل‌ها، هدف‌گیری گسترده کودکان و شکنجه، قلمرو فلسطینی اشغالی عمداً غیرقابل سکونت شده است. هر بار یک خانه، مدرسه، کلیسا، مسجد، بیمارستان، محله و جامعه، یکی پس از دیگری مورد هدف قرار می‌گیرند. از غزه تا کرانه باختری، ویرانی حساب‌شده نشان‌دهنده یک کارزار عمدی و متصل از حوادث است که باید به‌صورت تجمعی بررسی شود.

نسل‌کشی در غزه یک تراژدی بود که قابل‌پیش‌بینی بود و اکنون خطر گسترش آن به سایر فلسطینیان تحت حاکمیت اسرائیل در کرانه باختری وجود دارد.

اسرائیل الگویی از رفتار را دنبال کرده است که «عمدتاً شرایط زندگی را بر گروه تحمیل می‌کند که هدف آن نابودی فیزیکی آن است»، همان‌طور که از طریق تخریب سیستماتیک زیرساخت‌های حیاتی بهداشتی، امنیت غذایی و آب، بهداشت و فاضلاب قابل‌مشاهده است. اگرچه شدت این خشونت ویرانگر در قلمرو اشغالی متفاوت است، در غزه این خشونت به گرسنگی، شیوع بیماری‌ها و جابه‌جایی اجباری بدون امکان بازگشت ایمن منجر شده است؛ همان‌طور که آشکارا هدف‌گذاری شده بود. تخریب زیرساخت‌ها در سراسر قلمرو فلسطینی اشغالی بقای بلندمدت گروه را به مخاطره می‌اندازد. تخریب عمدی سلامت عمومی، روشی از نسل‌کشی «از طریق تحلیل‌رفتن» است. بیش از ۵۰۰،۰۰۰ کودک بدون مدرسه و ۸۸،۰۰۰ دانشجو بدون دانشگاه، با پیامد‌های وخیم مواجه هستند.

برای فلسطینی‌ها، لایه‌های بیشتری از رنج و آوارگی اجباری، درد و آسیب‌های روانی به‌جامانده از نسل نکبت را تشدید می‌کند. ماه‌ها جابه‌جایی بی‌وقفه انسان‌های ضعیف‌شده از یک منطقه ناامن به منطقه‌ای دیگر، فرار از بمب‌ها و گلوله‌ها، با کمترین شانس فرار، در میان حس فقدان، ترس و اندوه، و دسترسی بسیار محدود به پناهگاه، آب پاک، غذا و مراقبت‌های پزشکی آسیب‌های جبران‌ناپذیری به‌ویژه به کودکان وارد کرده است. حرکت فلسطینیان آواره یادآور «راهپیمایی مرگ» در نسل‌کشی‌های گذشته و همچنین روز نکبت است. آوارگی اجباری، ارتباط مردم با سرزمینشان را قطع می‌کند، تعلق فرهنگی آنها را تضعیف می‌کند و باعث آوارگی‌های بیشتر می‌شود. پیوند‌های اجتماعی فرو می‌پاشد، بافت اجتماعی درهم می‌شکند و ذخایر تاب‌آوری کاهش می‌یابد. آوارگی اجباری سیستماتیک به «نابودی روح، اراده برای زندگی و خود زندگی» کمک می‌کند.

همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، رفتار کلی اسرائیل پس از ۷ اکتبر آسیب روانی شدید بر همه فلسطینیان، هم قربانیان مستقیم و هم ناظران در تبعید، وارد کرده است. زندانیان دسته‌جمعی برهنه و به طور سادیستی شکنجه شده‌اند؛ اجساد بزرگسالان و کودکان در خیابان‌ها تلنبار و در حال پوسیدگی بوده است؛ بازماندگان مجبور به خوردن غذای حیوانات و علف و نوشیدن آب دریا یا حتی فاضلاب شده‌اند؛ هزاران نفر معلول شده‌اند، از جمله کودکانی که پیش از توانایی راه‌رفتن، اعضای بدنشان قطع شده است؛ خانه‌ها و زندگی خصوصی نابود شده و هیچ‌چیزی برای بازگشت نمانده است. گور‌های دسته‌جمعی و خارج‌کردن و جابه‌جایی اجساد، خود اعمالی از بی‌احترامی هستند که می‌توانند دلالت بر نیت نسل‌کشی داشته باشند.

نسل‌کشی می‌تواند با هدف قراردادن اعضای یک گروه در مناطق مختلف قلمرو آن و از طریق اعمال با شدت‌های متفاوت بروز کند. در پس‌زمینه، فلسطینیان داخل اسرائیل («دشمنان درون») نیز با سرکوب مواجه شده‌اند. حملات بی‌وقفه علیه سازمان ملل و به‌ویژه آژانس کمک و کار سازمان ملل برای پناهندگان فلسطینی (آنروا) جان میلیون‌ها پناهنده فلسطینی را در منطقه تهدید می‌کند و نباید نادیده گرفته شود. پیامد‌های ویرانگر رفتار اسرائیل فراتر از مرکز غزه است، زیرا الگو‌های مشابه رفتار نسل‌کشی در کرانه باختری نیز ظاهر شده است. تنها نتیجه منطقی که می‌توان از این همه گرفت، وجود نیت آشکار برای حمله به «توانایی گروه برای بازتولید خود و به‌تبع آن تضمین بقای بلندمدت آن» است.

 

۳. کلیت رفتار: نیت نسل‌کشی توجیه‌شده به‌عنوان دفاع از خود

در مواجهه با چنین تخریب گسترده‌ای، اهداف اعلام‌شده اسرائیل که توسط برخی کشور‌ها پذیرفته شده، همچنان «ریشه‌کن‌کردن حماس» و «بازگرداندن گروگان‌ها» باقی‌مانده‌اند. هیچ‌یک از این اهداف یا انگیزه‌ها مانع از استنتاج نیت نسل‌کشی به‌عنوان تنها نتیجه منطقی نمی‌شوند. برعکس، هر دو انگیزه، به طور جداگانه و جمعی، نیت نسل‌کشی را تأیید می‌کنند. تاریخ نشان می‌دهد که نسل‌کشی می‌تواند در چارچوب درگیری مسلحانه رخ دهد و نسل‌کشی می‌تواند وسیله‌ای برای دستیابی به اهداف نظامی باشد. انگیزه‌های متفاوت مانع نیت نسل‌کشی نمی‌شوند.

دولت اسرائیل بر اساس هدف محو فلسطینی‌ها بنا شده است؛ کل نظام سیاسی آن به سمت این هدف هدایت می‌شود.

پس از ۷ اکتبر، اسرائیل عملیات نظامی خود در غزه را به‌عنوان جنگ دفاعی و مبارزه با تروریسم علیه یک گروه تروریستی چارچوب‌بندی کرده است. با این حال، به‌خوبی اثبات شده که اسرائیل نمی‌تواند به لحاظ حقوقی از اصل دفاع از خود در برابر جمعیت تحت اشغالش استفاده کند. قدرت اشغالگر باید از مردم اشغالی محافظت کند، نه آنها را هدف قرار دهد. با اوج‌گرفتن روند غیرانسانی‌سازی فلسطینیان، جهان نسبت به هزینه‌های فردی و جمعی ویرانی آنها بی‌تفاوت شده است. در غزه، اسرائیل هم عناصر نظامی و هم غیرنظامیان، از جمله ساختار‌های محلی و کارمندان دولتی را هدف قرار داده است. گسترش عملیات‌های نظامی تمام‌عیار به کرانه باختری، هدف‌گیری فلسطینیان فراتر از حماس را آشکار می‌کند.

همان‌طور که رئیس‌جمهور اسرائیل، «اسحاق هرتزوگ»، اعلام کرد، اسرائیل بر این اساس عمل کرده است که «یک ملت کامل مسئول است». کل جمعیت که از سوی اسرائیل «بی‌گناه» یا «بی‌تقصیر» شناخته نشده‌اند هدف حملات نامتناسب قرار گرفته‌اند. تاکتیک‌های زمین سوخته ترس گسترده‌ای در میان غیرنظامیان ایجاد کرده که به‌مراتب فراتر از محدودۀ استفاده مشروع از نیروی نظامی است. نسبت‌دادن مکرر و بدون اثبات وابستگی به حماس و اتهامات «پناهگاه انسانی» در تقریباً هر حمله‌ای، به پنهان‌کردن هدف‌گیری سیستماتیک غیرنظامیان کمک می‌کند و عملاً هویت غیرنظامیان فلسطینی را کاملاً پاک می‌کند. تلفات نامتناسب فلسطینی‌ها در مقایسه با تلفات اسرائیل که در زمینه توان نظامی بسیار برتر اسرائیل مشاهده می‌شود، دلالت بر نیتی متفاوت از آنچه ادعا شده دارد.

تکرار نگران‌کننده و بی‌رحمانه کشتن افرادی که می‌دانسته‌اند غیرنظامی هستند، نشان‌دهنده نیت مخرب اسرائیل است. «هِند رجب» شش‌ساله که پس از ساعت‌ها التماس برای کمک، با ۳۵۵ گلوله کشته شد؛ محمد بهار، مبتلا به سندرم داون، که به‌شدت توسط سگ‌ها مجروح و کشته شد؛ اعدام «عطا ابراهیم»، مرد سالمند ناشنوا، در خانه‌اش که قاتل و دیگر سربازان بعد‌ها در شبکه‌های اجتماعی به آن افتخار کردند؛ نوزادان نارس که عمداً رها شده‌اند تا در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان النصر به‌آرامی بمیرند و تجزیه شوند؛ پیرمرد «بشیر حاجی» که در مسیر حرکت به جنوب غزه کشته شد، پس از آنکه در یک عکس تبلیغاتی مربوط به «راهرو امن» ظاهر شده بود و «ابوالعلا»، گروگان دست بسته‌ای که پس از فرستادن به بیمارستان ناصر با دستور تخلیه، توسط یک تک‌تیرانداز هدف قرار گرفت. وقتی گردوغبار جنگ در غزه فرونشیند، وسعت واقعی وحشتی که فلسطینی‌ها تجربه کرده‌اند، آشکار خواهد شد.

هدف دوم اعلام شده اسرائیل، نجات گروگان‌های اسرائیلی است. اما این ادعا توسط آسیبی که خود اسرائیل به گروگان‌ها وارد کرده تضعیف شده است: تعداد بیشتری از گروگان‌ها به دلیل بمباران‌های بی‌هدف اسرائیل یا شلیک اشتباهی نیرو‌های خودی کشته شده‌اند تا آنهایی که نجات یافته‌اند. خرابکاری در مذاکرات آتش‌بس منجر به مرگ گروگان‌ها شده است. سخنان و رفتار مقامات بلندپایه اسرائیلی، از جمله نخست‌وزیر نتانیاهو، نشان می‌دهد که بازپس‌گیری و حفظ کنترل بر قلمرو غزه به اولویت اصلی تبدیل شده و در اولویت بالاتری نسبت به آزادی گروگان‌ها قرار دارد.

 

درک نیت نسل‌کشی در چارچوب یک دولت

مسئولیت‌پذیری در قبال نسل‌کشی نباید محدود به مسئولیت کیفری افراد باشد که در محاکم کیفری با تضمین‌های دادرسی عادلانه قضاوت می‌شوند. اگر حقوق قربانیان به‌خاطر تضمین‌هایی که برای متهمان و دولت‌های آنها در نظر گرفته شده، نادیده گرفته شود، این یک تناقض تراژیک خواهد بود. علاوه بر این، مسئولیت دولت باید به‌عنوان یک نهاد مستقل نیز مورد ارزیابی قرار گیرد. لحظه‌ای که یک عمل نسل‌کشی رخ دهد و نیت خاص آن آشکار شود، این به معنای وقوع نسل‌کشی است. این همان لحظه‌ای است که باید مداخله کرد؛ زیرا مداخله زودهنگام تنها راه جلوگیری از فجایع بیشتر است که تاریخ بشر را زخم‌دار خواهد کرد. مسئولیت دولت شامل اقدام‌ها و ترک فعل‌هایی است که به نسل‌کشی منجر می‌شوند.

وقتی گردوغبار جنگ در غزه فرونشیند، وسعت واقعی وحشتی که فلسطینی‌ها تجربه کرده‌اند، آشکار خواهد شد.

دولت موظف به پیشگیری، عدم ارتکاب و مجازات نسل‌کشی است. اقدامات یا ترک فعل‌های دولت ممکن است به «فرصت ارتکاب نسل‌کشی» کمک کنند. ارزیابی محافظه‌کارانه به این نتیجه می‌رسد که حداقل، دستور‌های دیوان در ۲۶ ژانویه ۲۰۲۴ (۶ بهمن ۱۴۰۲) باید این وظیفه را فعال می‌کردند. دیوان به طور مشخص اسرائیل را موظف کرده بود که:

• از انجام اقدامات بیشتر که ممکن است به نسل‌کشی منجر شوند، خودداری کند

• تحریک به نسل‌کشی را پیشگیری و مجازات کند

• اجازه کمک‌های انسانی را بدهد

• شواهد را حفظ کند.

• گزارشی به دیوان ارائه دهد که اقدامات انجام‌شده برای اجرای حکم را ظرف یک ماه تشریح کند.

در عوض، خشونت‌های نسل‌کشی در غزه ادامه یافت و خطر جدی گسترش به کرانه باختری در پی افزایش تحریک‌های نسل‌کشی نیز وجود دارد. هیچ‌کس مورد تحقیق یا تعقیب قرار نگرفته و چه رسد به مجازات. بلافاصله پس از صدور تدابیر موقت دیوان، اسرائیل کمپینی بی‌پایه علیه آنروا راه‌اندازی کرد که حیات شکننده کمک‌های انسانی در غزه را به خطر انداخت. نمونه‌های زیر تصویری اجمالی از چگونگی مشارکت شاخه‌های مختلف دولت در شکل‌گیری نیت دولت ارائه می‌دهد:

۱. اظهارات رهبری سیاسی-نظامی باید به‌عنوان شواهدی از هر دو جنبه نیت مستقیم و بخشی از کل رفتار که نیت از آن استنتاج می‌شود، مورد ارزیابی قرار گیرد. دستورات مستقیم در بالاترین سطوح رهبری اسرائیل، که به طور دقیق توسط آفریقای جنوبی مستند شده، نماد نسل‌کشی در غزه است. این اظهارات و تحریکات نسل‌کشی در طول سال گذشته بدون وقفه ادامه یافته و در تمامی سطوح ساختار نظامی طنین‌انداز شده‌اند.

۲. اعضای کابینه‌های امنیتی و جنگ اسرائیل و دیگر وزرا، چنین اظهارات نسل‌کشی‌ای صادر کرده و از مسئولیت‌های وزارتی خود برای اجرای گفته‌هایشان استفاده کرده‌اند و اعمال مختلف نسل‌کشی در غزه، مانند گرسنگی، ممانعت از کمک‌های انسانی و ایجاد شرایط زندگی منجر به نابودی، را مجاز و عملی کرده‌اند.

۳. کنست از دولت حمایت کامل کرده و بستری برای بحث‌های کاملاً غیرانسانی درباره فلسطینیان فراهم کرده است. نایب‌رئیس کنست در ۸ اکتبر ۲۰۲۳ (۱۶ مهر ۱۴۰۲) اعلام کرد: «اکنون همه ما یک هدف مشترک داریم؛ پاک کردن نوار غزه از صفحه زمین». کنست قوانین اضطراری، اصلاحات و تمدید‌های مکرر قانون بازداشت مبارزان غیرقانونی را تصویب کرده، بدین ترتیب اعمال شرایط حتی وخیم‌تر بر بازداشت‌شدگان فلسطینی را تسهیل کرده است. در ژوئیه ۲۰۲۴، کنست به راه‌حل دو دولتی رأی منفی داد.

۴. دادستان کل اسرائیل در انجام تحقیقات و تعقیب قضایی درباره اقدامات مقدماتی و مرتبط با نسل‌کشی، مانند جنایات جنگی، شکنجه و گرسنگی، و همچنین در اجرای تدابیر موقت علیه تحریکات نسل‌کشی‌گرانه کوتاهی کرده است، در حالی که به تعقیب کسانی که «تحریک‌کننده» حمایت از مقاومت فلسطینی هستند، پرداخته است.

۵. دستگاه قضایی اسرائیل محدودیتی بر رفتار مجرمانه و افراط‌های اداری اعمال نکرده و تقریباً در طول ۱۲ ماه هیچ‌گونه پاسخگویی اعمال نکرده و عملاً به مقامات دولتی، پرسنل نظامی و شهرک‌نشینان مصونیت داده است. دادگاه‌ها یک دادخواست درباره شرایط زندان فلسطینیان را رد کردند و درخواست دسترسی رسانه‌ها به غزه را نپذیرفتند. پس از دستور تدابیر موقت دیوان، دیوان عالی موافقت کرد در مارس ۲۰۲۴ (اسفند ۱۴۰۲) یک دادخواست درباره کمک‌های انسانی به غزه و دیگر موارد مربوط به شکنجه و شرایط بازداشت را بررسی کند، اما هیچ فرد یا نهادی پاسخگو نبوده است.

زندانیان به طور دسته‌جمعی برهنه و به طور سادیستی شکنجه شده‌اند؛ اجساد بزرگسالان و کودکان در خیابان‌ها تلنبار و در حال پوسیدگی بوده است؛ بازماندگان مجبور به خوردن غذای حیوانات و علف و نوشیدن آب دریا یا حتی فاضلاب شده‌اند؛ هزاران نفر معلول شده‌اند، از جمله کودکانی که پیش از توانایی راه‌رفتن، اعضای بدنشان قطع شده است.

۶. نقش رسانه‌های اسرائیلی در تحریک این نسل‌کشی، با کمک به ایجاد یک فضای غیرکنترل‌شده نسل‌کشی، باید به طور قضایی موردبررسی قرار گیرد. رسانه‌ها، با ترکیب دهه‌ها انسانیت‌زدایی از فلسطینیان، حامیان نسل‌کشی و بحث‌های مشروعیت‌بخش خشونت آنان را به نمایش گذاشته و حقیقت را از مردم اسرائیل پنهان کرده‌اند. اقدامات دولت وضعیت را تشدید کرده، از جمله سانسور شدید نظامی، کشتن ۱۱۱ خبرنگار فلسطینی، ممانعت از ورود خبرنگاران خارجی به غزه و تعطیلی اجباری دفاتر الجزیره در اسرائیل و کرانه باختری. در همین حال، نهاد‌های نظارتی اسرائیل نه از اختیار خود برای لغو مجوز‌های پخش استفاده کرده و نه جریمه‌های مالی علیه کسانی که از اظهارات یا تشویق‌های نسل‌کشی بهره می‌بردند، اعمال کرده‌اند.

دولت اسرائیل بر اساس هدف محو فلسطینی‌ها بنا شده است؛ کل نظام سیاسی آن به سمت این هدف هدایت می‌شود. ساختار‌های دولتی به طور تاریخی سرکوب فلسطینی‌ها را طراحی کرده‌اند؛ اکنون نهاد‌های آن که نتوانسته‌اند به‌عنوان سنگری برای محافظت عمل کنند، هم‌راستا در پیشبرد روند فاجعه کنونی مشارکت دارند.

 

نتیجه گیری

نسل‌کشی در غزه یک تراژدی بود که قابل‌پیش‌بینی بود و اکنون خطر گسترش آن به سایر فلسطینیان تحت حاکمیت اسرائیل وجود دارد. از زمان تأسیس خود، اسرائیل مردم اشغال‌شده را به‌عنوان باری نفرت‌انگیز و تهدیدی برای نابودی تلقی کرده و میلیون‌ها فلسطینی را، برای نسل‌ها، در معرض تحقیر‌های روزمره، کشتارجمعی، زندان‌های گسترده، آوارگی اجباری، تبعیض نژادی و آپارتاید قرار داده است. پیشبرد هدف «اسرائیل بزرگ» تهدیدی جدی برای محو جمعیت بومی فلسطینیان است.

در پس روایت‌های جعلی اسرائیل از جنگ در قالب «دفاع از خود»، باید رفتار نسل‌کشی‌آمیز اسرائیل را در یک زمینه گسترده‌تر بررسی کرد، زیرا اقدامات متعددی (کل رفتار) به طور مشترک فلسطینیان را به‌عنوان یک گروه (کل مردم) در سراسر قلمرویی که در آن زندگی می‌کنند (کل سرزمین)، و در راستای اهداف سیاسی اسرائیل برای حاکمیت بر کل فلسطین تحت قیمومیت سابق، هدف گرفته است. امروزه، نسل‌کشی فلسطینیان به نظر می‌رسد وسیله‌ای برای رسیدن به هدف نهایی است: حذف کامل یا نابودی فلسطینیان از سرزمینی که برای هویت آنها حیاتی است و به طور غیرقانونی و علنی مورد ادعای اسرائیل قرار دارد.

اظهارات و اقدامات رهبران اسرائیل بازتاب‌دهنده نیت و رفتار نسل‌کشی‌گرانه است؛ آنها بار‌ها از داستان کتاب مقدس «عمالق» برای توجیه نابودی «مردم غزه» استفاده کرده‌اند، که به معنای پاک‌سازی غزه و جابه‌جایی خشونت‌آمیز فلسطینی‌هاست و به این ترتیب کل فلسطینیان را به‌عنوان اهداف مشروع معرفی می‌کنند.

افرادی که به‌روشنی به‌عنوان عاملان این جنایات شناخته می‌شوند، باید تحت پیگرد قضایی قرار گیرند. اما این کل ساختار دولتی است که خشونت‌های نسل‌کشی‌گرانه را طراحی، سازماندهی و اجرا کرده است؛ اعمالی که در مجموع می‌تواند منجر به نابودی مردم فلسطین شود. این روند باید متوقف شود؛ اقدام فوری لازم است تا اجرای کامل کنوانسیون نسل‌کشی تضمین شده و حفاظت کامل از فلسطینی‌ها فراهم گردد.

این نسل‌کشی مداوم بی‌تردید نتیجه جایگاه استثنایی و مصونیت طولانی‌مدت اسرائیل است. اسرائیل به طور سیستماتیک و آشکارا قوانین بین‌المللی، از جمله قطعنامه‌های شورای امنیت و دستورات دیوان بین‌المللی دادگستری را نقض کرده است. این وضعیت، گستاخی اسرائیل و سرپیچی آن از قوانین بین‌المللی را جسورتر کرده است. همان‌طور که دادستان دیوان کیفری بین‌المللی هشدار داده است، «اگر نشان ندهیم که قانون را به طور برابر اعمال می‌کنیم، و اگر دیده شود که به‌صورت گزینشی اجرا می‌شود، شرایط فروپاشی کامل آن را ایجاد خواهیم کرد. این خطر واقعی است که در این لحظه مخاطره‌آمیز با آن مواجه هستیم.» در حالی که جهان شاهد اولین نسل‌کشی استعمارگری مستقیم پخش زنده است، تنها عدالت می‌تواند زخم‌هایی را که فرصت‌های سیاسی اجازه داده‌اند عمیق شود، التیام بخشد. ویرانی این تعداد از زندگی‌ها توهین به بشریت و تمامی اصولی است که قوانین بین‌المللی نماینده آن هستند.

https://www.un.org/unispal/document/genocide-as-colonial-erasure-report-francesca-albanese-۰۱oct۲۴/

 

/انتهای پیام/