آیا هوش مصنوعی می‌تواند ماشه جنگ‌ها را بچکاند؟

ژنِ جنگ در فناوری‌های روزمره

ژنِ جنگ در فناوری‌های روزمره
مدیرکل وزارت دفاع اسرائیل با اعلام «برنامه طولانی چندین ساله» این وزارتخانه که شامل سرمایه‌گذاری‌های گسترده در زمینه هوش مصنوعی است، گفت که این برنامه ظرفیت بهبودبخشیدن به اطلاعات و هدف‌گیری ایران را دارد.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ فناوری‌ها به لحاظ تاریخی محصولاتی هستند که در راستای کاستن از آلام انسانی در مواجهه با طبیعت، خلق و ایجاد می‌شوند. انسان برای تسهیل زندگی اجتماعی خود، همواره دست به خلق ابزارهایی زده است؛ تا جایی که برخی فلاسفه، انسان را به حیوان ابزارساز نیز تشبیه کرده‌اند. اساساً آن نقطه‌ای که تفکر انسان به نحو کاملاً عریانی خود را مجسد می‌سازد، پدیده تکنولوژی است. بااین‌حال، تکنولوژی‌ها همگی در یک سطح نبوده و برخی از آنان، به‌مثابه یک نقطه عطف، تاریخ انسان را به پیش و پس از خود تقسیم نموده‌اند. در گذشته‌های کهن، فناوری گداخت آهن و کار با آن و در زمانه‌های نه‌چندان دور، موتور بخار چنین وضعیتی را داشته‌اند. اما هرچه به دوران معاصر و عصر صنعت و اطلاعات نزدیک می‌شویم، سرعت کشف چنین فناوری‌هایی بیش‌ازپیش می‌شود. اختراع برق، انرژی هسته‌ای، اینترنت و امروزه هوش مصنوعی از جمله گرانیگاه‌های تغییر در حیات جمعی انسان هستند. این فناوری‌ها آمدند تا زمینه و زمانه جوامع انسانی را تغییر دهند. اگر به خواستگاه اولیه رجوع انسان به فناوری توجه کنیم، طلب تسهیل زندگی و آسایش بیشتر را در می‌یابیم. اما پرسش مهم آن است که به‌راستی، وجه سازنده تکنولوژی‌ها در مواجهه با وجه تخریب‌گر آنان تا چه میزان برتری دارد؟ گزاره‌ای که در این نوشتار تلاش داریم آن را توضیح دهیم و لوازمش مورد واکاوی قرار دهیم، آن است که تکنولوژی‌ها علی‌رغم ادعای اولیه، نه‌تنها به سازندگی در زندگی انسان کمک نمی‌کنند، بلکه وجه تخریب‌گر آنان همواره از غلبه دردآوری بهره‌مند بوده و این موضوع به طور خاص در مورد فناوری هوش مصنوعی، قابل‌تأمل است.

 

تکنولوژی‌های صلح‌آمیز نظامی!

پیش از توضیح نظری و فلسفی گزاره تیتر این بخش، شاید مناسب باشد تا نگاهی تاریخی به سیر تکنولوژی‌ها بیندازیم. افسانه‌ای پیرامون انگیزه نخستین مخترع سلاح‌های اتوماتیک یا همان مسلسل‌ها وجود دارد. طبق نقل شهرت یافته، «ریچارد گاتلینگ» با این انگیزه نخستین مسلسل را ساخت تا شاید بتواند از شیوع جنگ‌ها بکاهد. وی معتقد بود که «مگر فرمانده‌ای احمق باشد که بخواهد هزاران نفر از سربازان خود را در مقابل این سلاح قرار داده و به کشتن دهد.» اما تاریخ نشان داد که واقعیت از ایده‌های ما پیروی نمی‌کند. این افسانه، جدای از اینکه رنگ واقعیت داشته یا خیر، دور از ذهن تلقی نمی‌شود. اندیشمندان علوم سیاسی نظیر «جان مرشایمر» - که از ایده رئالیسم تهاجمی پیروی می‌کنند - مبتنی بر جوهره چنین افسانه‌ای، معتقد است که اگر همه کشورهای دنیا به سلاح اتمی مجهز شوند، به‌ناچار عقلانی و با احتیاط بیشتری عمل می‌کنند. از نظر مرشایمر اگر امروزه چین و آمریکا، روسیه و آمریکا یا دیگر کشورهای اتمی یکدیگر را نمی‌درند، به واسطه هراس از خسارت مطلقی است که بمب‌های تخریب‌گر اتمی برای آن‌ها دارد. باطن این سخن را می‌توان به این جمله برگرداند که صلح، تنها از طریق قدرت به دست می‌آید. البته که آمریکا این گزاره را در جنگ جهانی دوم تجربه کرد و با دو انفجار اتمی در ژاپن، توانست به جنگ‌های جهانی پایان دهد. پس از پایان این جنگ‌ها، تلاش شد تا به‌جای نظریه پیشین، ساختارهای جهانی حاکم شده و از طریق حقوق طبیعی و بین‌الملل، صلح پایدار حاصل شود؛ اما ظهور ترامپ را می‌توان بازگشت به همان ایده جنگ جهانی دوم، یعنی صلح از طریق قدرت فهم کرد. مبتنی بر همین ایده، کشورها همواره تلاش داشته‌اند تا با خلق فناوری‌های پیشرو، قدرت برتر خود را تثبیت کرده و امنیت ملی خویش را تضمین کنند؛ بنابراین، خواستگاه بسیاری از تکنولوژی‌ها را می‌توان در زمینه امور نظامی جستجو کرد. حتی در غیر این صورت، می‌توان شاخص‌ترین بهره‌گیری از تکنولوژی‌ها را در همین زمینه یافت. در ادامه به چند مثال تاریخی اشاره می‌کنیم:

کامپیوترها اساساً تمام جنبه‌های زندگی مدرن را متحول کرده‌اند. امروزه زندگی بدون کامپیوترها چندان ممکن نیست؛ اما بااین‌حال، خواستگاه این تکنولوژی نیز صنعت نظامی بوده است.

۱. اینترنت

امروزه اینترنت زیرساخت اصلی ارتباطات جهانی، اقتصاد دیجیتال، آموزش و سرگرمی است. بخش عمده‌ای از وقت ما در اینترنت سپری می‌شود. بااین‌حال، سنگ بنای اینترنت، پروژه‌ای به نام «آرپانت» (ARPANET) بود که توسط وزارت دفاع ایالات متحده در دهه ۱۹۶۰ کلید خورد. هدف اصلی، ایجاد یک شبکه ارتباطی غیرمتمرکز بود که حتی در صورت حمله هسته‌ای و ازکارافتادن بخشی از آن، همچنان بتواند به کار خود ادامه دهد.

۲. سیستم موقعیت‌یاب جهانی (GPS)

امروزه از GPS در گوشی‌های هوشمند، مسیریاب خودروها، مدیریت حمل‌ونقل، کشاورزی و بسیاری از خدمات مبتنی بر مکان استفاده می‌شود؛ اما این فناوری در ابتدا با نام (NAVSTAR GPS) توسط وزارت دفاع آمریکا برای مقاصد نظامی - از جمله هدایت دقیق موشک‌ها، ناوبری کشتی‌ها و هواپیماهای جنگی و ردیابی نیروها - توسعه یافت.

۳. انرژی هسته‌ای

همان‌طور که اشاره شد، اولین کاربرد عملی و گسترده شکافت هسته‌ای در «پروژه منهتن» و برای ساخت بمب اتم در جنگ جهانی دوم توسط آمریکا بود که به کشتارجمعی در «هیروشیما» و «ناکازاکی» منجر شد. پس از جنگ، این تکنولوژی تحت عنوان «اتم برای صلح» برای تولید برق در نیروگاه‌های هسته‌ای و همچنین در پزشکی هسته‌ای و تحقیقات علمی به کار گرفته شد.

۴. هواپیماهای بدون سرنشین

امروزه پهپادها در فیلم‌برداری، ارسال بسته‌ها، نقشه‌برداری، نظارت بر محصولات کشاورزی و عملیات امداد و نجات کاربرد گسترده‌ای دارند؛ اما پهپادها در ابتدا به‌عنوان ابزارهای شناسایی و جاسوسی و سپس به‌عنوان ماشین‌های جنگی تهاجمی برای حملات دقیق و حذف اهداف از راه دور توسعه یافتند.

۵. کامپیوترهای الکترونیکی

کامپیوترها اساساً تمام جنبه‌های زندگی مدرن را متحول کرده‌اند. امروزه زندگی بدون کامپیوترها چندان ممکن نیست؛ اما بااین‌حال، خواستگاه این تکنولوژی نیز صنعت نظامی بوده است. یکی از اولین کامپیوترهای الکترونیکی و قابل‌برنامه‌ریزی به نام «کولوسوس» (Colossus) در بریتانیا و کامپیوتر «انیاک» (ENIAC) در آمریکا، هر دو با بودجه نظامی و برای شکستن کدهای رمزنگاری ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم ساخته شدند.

۶. مایکروویو

این تکنولوژی محصول جانبی توسعه «رادار» در جنگ جهانی دوم بود. یک مهندس به نام «پرسی اسپنسر» به طور تصادفی دریافت که امواج مایکروویو تولید شده توسط مگنترون (جزئی از سیستم رادار) می‌توانند غذا را گرم کنند. این کشف به ساخت یکی از رایج‌ترین وسایل آشپزخانه در جهان منجر شد.

برخی تکنولوژی‌ها کاربردی دوسویه داشته‌اند؛ یعنی هم در بُعد نظامی و هم غیرنظامی کاربرد داشته و یا حتی اگر کاربرد آن نیز انحصاری بوده (نظامی یا غیرنظامی) نهایتاً در مراحل تکامل خود، کاربردهای دومی نیز می‌توانسته پیدا کند.

ممکن است این مثال‌ها نتوانند گزاره نخست ما یعنی تفوق وجهه تخریب‌گری در تکنولوژی را نشان دهد، اما قدرمسلم این بوده است که برخی تکنولوژی‌ها کاربردی دوسویه داشته‌اند؛ یعنی هم در بُعد نظامی و هم غیرنظامی کاربرد داشته و یا حتی اگر کاربرد آن نیز انحصاری بوده (نظامی یا غیرنظامی) نهایتاً در مراحل تکامل خود، کاربردهای دومی نیز می‌توانسته پیدا کند. اما مسئله به اینجا ختم نمی‌شود. با مطالعه سیر تاریخ انسان، این موضوع به‌وضوح قابل یافت است که انسان مدرن، هرچه بیشتر به تکنولوژی مجهز شده، سطح خشونت بیشتری را نیز تجربه کرده است و این موضوع، به طور خاص طی چند سال گذشته قابل‌مشاهده است.

موضوعی که ما طی سال‌های اخیر با آن مواجه هستیم، درهم‌آمیختگی دو کاربرد نظامی و غیرنظامی است. به‌عبارت‌دیگر، مرز میان این دو سطح با یکدیگر بسیار کم‌رنگ‌تر شده و همین موضوع وجهه مخرب و خشن تکنولوژی را بیش‌ازپیش نمایان می‌سازد. گسترش فعالیت‌های جاسوسی توسط پیام‌رسان‌های اجتماعی، مکان‌یابی، رصد، کنترل و جاسوسی از طریق تلفن همراه (دوربین، صدا و...)، تبدیل‌کردن وسائل ارتباطی به بمب‌های سیار (نظیر آنچه در حادثه پیجری لبنان مشاهده شد)، کشیده‌شدن فضای نبرد به عرصه سایبر و قوت‌یافتن مسئله هک و تهاجم رایانه‌ای، ویروس‌ها و بدافزارها، تسلط به دوربین‌های شهری برای جمع‌آوری اطلاعات و ده‌ها موضوع دیگر، این پیام را به ما منتقل می‌کنند که باید دیدگاه خود را نسبت به تکنولوژی اصلاح کنیم. به‌عبارت‌دیگر، تکنولوژی از تسهیل‌گری زندگی اجتماعی به یک ضرورت امنیتی تبدیل شده و کاربردهای دیگر در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرند و این موضوع به واسطه تفوق جنبه تخریب‌گر تکنولوژی بر جنبه سازندگی آن‌هاست.

 

هوش مصنوعی، فناوری تشدیدکننده

برخی پیرامون فناوری ارتباطات و رایانه‌ها معتقد بودند که هر کس و در هر شغلی است، اگر مدل کار و فعالیت وی پیش و پس از ظهور فناوری‌های ارتباطاتی یکسان بوده است، به ناچار بازار خود را از دست داده یا تضعیف می‌شود. امروزه بسیاری نیز پیرامون فناوری هوش مصنوعی چنین سخنی را طرح می‌کنند. هوش مصنوعی به‌درستی انقلابی در عرصه زندگی اجتماعی انسان ایجاد خواهد کرد. تمامی مشاغل و سبک زندگی انسان از این فناوری جدید متأثر خواهد شد. اما جهت این تغییر به کدام سو است؟ درک فانتزی از هوش مصنوعی ممکن است این تکنولوژی را نهایتاً انقلابی در به کمک انسان آمدن جهت افزایش رفاه، راحتی و لذت بیشتر، تصور کند. چنین درکی که عموماً در اتوپیاسازی‌های هالیوودی نیز بعضاً ساخته و پرداخته می‌شود، آینده‌ای را برای انسان به تصویر می‌کشد که فناوری‌هایی نظیر هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء و... از اساس کار انسانی را بلاموضوع می‌کند؛ پس اگر با فناوری ماشینیسم، انسان از روزی دوازده ساعت کار در هفت روز هفته در کارخانه‌ها نجات یافت، با این فناوری‌ها اصل کار وی بلاموضوع می‌شود و رفاه به سطح عالی خود می‌رسد. اما سال‌هایی که گذشت، ابطال این ایده را نشان داد. هوش مصنوعی به‌سرعت در عرصه نظامی به کار گرفته شد و قدرت فزاینده تخریب‌گر خود را عیان ساخت. جنگ غزه و وضعیت پسا طوفان الاقصی به‌درستی ماهیت خشن این فناوری را افشا کرد. در همین راستا، چند خبر که طی روزهای گذشته منتشر شد، جالب به نظر است:

۱: «تحقیقات مشترک روزنامه گاردین و نشریه اسرائیلی Sikha Mekomit نشان داده است که سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل (یگان ۸۲۰۰ ارتش) از سرویس ابری مایکروسافت برای ذخیره داده‌های شنود تلفنی ساکنان غزه و کرانه باختری استفاده می‌کند. بر اساس اسناد فاش شده، تا جولای ۲۰۲۵ بیش از ۱۱,۵۰۰ ترابایت داده نظامی اسرائیل (معادل ۸۶۲ میلیارد سند یا ۱۹۵ میلیون ساعت مکالمه صوتی) روی سرورهای ابری مایکروسافت در هلند ذخیره شده و بخشی نیز در ایرلند و اسرائیل نگهداری می‌شود. منابع می‌گویند این داده‌ها در طراحی حملات هوایی در غزه پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و همچنین بازداشت افراد در کرانه باختری مورداستفاده قرار گرفته است. یک افسر اطلاعاتی فاش کرد که حجم شنود به حدی است که «حدود یک میلیون تماس در هر ساعت» ضبط و پردازش می‌شود.» [1]

در فهم این خبر، تنها کافی است به حجم تماس‌هایی که شنود می‌شود توجه کنیم. پردازش چنین حجمی از تماس‌ها، موضوعی است که هیچ‌گاه تا پیش از وجود فناوری هوش مصنوعی برای بشر ممکن نبوده است. از اساس هوش مصنوعی تعریف جدیدی از مقوله جاسوسی، اطلاعات و جنگ به دست داده و آن را وارد قلمرو متفاوت و خطرناک‌تری کرده است.

هوش مصنوعی به‌درستی انقلابی در عرصه زندگی اجتماعی انسان ایجاد خواهد کرد. تمامی مشاغل و سبک زندگی انسان از این فناوری جدید متأثر خواهد شد. اما جهت این تغییر به کدام سو است؟

۲: «ایال زمیر - مدیرکل وزارت دفاع اسرائیل - اعلام کرد که دولتش قصد دارد در زمینه هوش مصنوعی به ابرقدرت تبدیل شود و یکی از چند عضو معدود باشگاه کشورهای برخوردار از سطح فوق‌العاده‌ای از این توانمندی باشد. او روز دوشنبه اول خرداد گفت که اسرائیل قدرتی در زمینه سایبری از خود نشان داده است و باید در عرصه هوش مصنوعی هم از خود بروز دهد. مدیرکل وزارت دفاع اسرائیل با اعلام «برنامه طولانی چندین ساله» این وزارتخانه که شامل سرمایه‌گذاری‌های گسترده در زمینه هوش مصنوعی است، گفت که این برنامه ظرفیت بهبودبخشیدن به اطلاعات و هدف‌گیری ایران را دارد. ایال زمیر خاطرنشان کرد که پیشرفت در هوش مصنوعی به ساخت سیستم‌های خودکاری که به طور مستقل اقدام کند، منجر خواهد شد.» [2]

زمان انتشار این خبر، متعلق به خردادماه سال ۱۴۰۲ بوده است. ایال زمیر که اکنون رئیس ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی است، به نظر می‌رسد که به‌عنوان نخستین نظریه‌پردازان کاربست هوش مصنوعی در عرصه نظامی، این ایده را از سال ۲۰۱۴ دنبال می‌کرده است. نکته مهم آن است که امروزه بخش عمده‌ای از شناسایی‌ها، کنترل پهپادها و اموری دیگر، حاصل ترکیب فناوری هوش مصنوعی با دیگر تکنولوژی‌هاست.

موضوعی که طی چند سال گذشته خصوصاً از دوران پسا طوفان الاقصی پیرامون هوش مصنوعی شاهد بودیم، آن است که همه فناوری‌های نوظهور، پیش و بیش از آنکه جنبه سازندگی در زندگی انسان داشته باشند، جنبه مخرب بیشتری داشته‌اند.

 

درنگی در لایه‌های فلسفی‌تر تکنولوژی تهاجمی

در توضیح فلسفی آنچه توصیف آن گذشت، می‌توان به اندیشه‌های «مارتین هایدگر» رجوع کرد. هایدگر به‌نوعی نخستین فیلسوفی است که پیرامون تکنولوژی، تأملات جدی داشته است. تحلیل تکنولوژی در تفکر هایدگر، صرفاً یک تحلیل موضوع نیست؛ بلکه بخش عمده‌ای از فلسفه وی را در بر می‌گیرد. از منظر وی، تکنیک دارای جوهره و ذاتی بوده که خود از جنس فناوری نیست، بلکه نوعی جهان‌بینی و هستی‌شناسی است. مبتنی بر همین انگاره، هایدگر نفس تکنیک را حاصل گونه خاصی از انکشاف طبیعت در نزد انسان می‌داند که در آن نوعی روحیه استیلاگری اشراب شده است. برای فهم بهتر این موضوع، مثال‌های مختلفی طراحی شده است. خود هایدگر از استعاره جنگل و کوه الوار استفاده می‌کند. در این استعاره، فرد گاهی به جنگل نگاه کرده و نظم، زیبایی و طراوت آن را درک می‌کند، اما گاهی به جنگل نگاه کرده و کوهی از الوار را می‌بیند که برای مصرف بیشتر، باید بریده و استفاده شوند. هایدگر ذات تکنولوژی مدرن را مواجهه استیلاگرایانه با طبیعت دانسته و از این به‌نوعی جهان‌بینی تعبیر می‌کند. وی ذات یا جوهره تکنولوژی را این مواجهه می‌داند. از نظر هایدگر، این روحیه استیلاگرایانه، ریشه در نهاد بشر غربی داشته و از همین رو، فلسفه تکنولوژی هایدگر به‌نوعی مواجهه‌ای انتقادی با ذات مدرنیسم نیز است. این بیان از هایدگر در کشور ما توسط مرحوم «سید احمد فردید» رواج یافته و بعدها شاگردان وی نظیر «اصغر طاهرزاده» و «شهریار زرشناس» اقدام به نگارش، بسط و تفصیل آن کرده‌اند.

در این دستگاه فلسفی یک مقایسه تاریخی جالب میان چین و اروپا وجود دارد. نخستین ملتی که به فناوری خلق باروت دست یافت، چینی‌ها بودند؛ اما نخستین ملتی که باروت را در راستای اختراع توپ‌های آتشین به کار بردند، اروپایی‌ها بودند. مبتنی بر همین مقایسه، زرشناس معتقد است که چینی‌ها مدت‌ها پیش از آنکه اروپایی‌ها مدرنیته را رقم بزنند، توان رسیدن و ساخت تمدنی نظیر آنچه اروپا استوار ساخت را داشتند، اما چین به این مسیر پای نگذاشت؛ چراکه انسان چینی، فلسفه و هستی‌شناسی‌اش به وی امکان مواجهه استیلاگرایانه با طبیعت را نمی‌داد. اصغر طاهرزاده پیرامون «فرانسیس بیکن» چنین می‌گوید که بیکن، به‌مثابه پدر مدرنیته، هنگامی که برای اختراع یخچال در قطب شمال به سر می‌برد، به بیماری ذات‌الریه مبتلا شده و بعدها به واسطه همین بیماری فوت کرد. این مواجهه بیکن با طبیعت، خود نشان از نهاد بشر غربی دارد. از منظر این تفکر فلسفی، انسان غربی به واسطه روحیه سلطه‌جویانه و استیلاطلب خود، در مسیر تکوین تمدنی، دست به خلق فناوری‌های تهاجمی بسیاری زد. این فناوری‌ها علاوه بر طبیعت، انسان را نیز تحت سلطه قرار داده و پدیده استعمار از همین منظر توجیه فلسفی یافت.

اگر زمانی نحوه مواجهه ما با علم و تکنولوژی صرفاً از سر یک تفنن جذاب خردمندانه صورت‌بندی می‌شد، امروزه تکنولوژی به یک ضرورت امنیت ملی برای ما تبدیل شده است.

 

اشارتی در سیاست‌گذاری علم و فناوری

مبتنی بر مجموعه مباحث پیشین، می‌توان به اشاراتی پیرامون نحوه مواجهه ما با فناوری دست یافت. نخستین اشارت آن است که اگر زمانی نحوه مواجهه ما با علم و تکنولوژی صرفاً از سر یک تفنن جذاب خردمندانه صورت‌بندی می‌شد، امروزه تکنولوژی به یک ضرورت امنیت ملی برای ما تبدیل شده است. اشارت دوم، تبدیل‌شدن تولید فناوری از یک فضیلت به یک ضرورت است. به طور معمول، نحوه مواجهه ما با تکنولوژی، عموماً از دریچه دانش اقتصاد صورت می‌گرفت. دانش اقتصاد فعلی و شهرت یافته بر پایه جمع و تفریق‌های ریاضی استوار گشته است. در این دانش، اگر واردات فناوری نسبت به تولید آن دارای صرفه اقتصادی است، طبیعتاً به‌جای ساخت، باید آن را وارد کنیم. این در حالی است که تبدیل‌شدن به تولیدکننده فناوری به ما امکان حضور در عرصه تمدنی و نظم آینده را می‌دهد. بدون شک اگر کشوری نظیر ما داعیه‌های تغییر در مناسبات جهانی و خلق مناسبات جدید را دارد، یکی از ضروری‌ترین مؤلفه‌های حضور در چنین سطحی، توجه به مقوله تولید است.

 

[1] https://B2n.ir/fb9349

[2] https://B2n.ir/tx6103

/انتهای پیام/