۱۴۰۴/۰۹/۲۳
۱۷:۲۷
کد خبر : ۱۱۵۸۴
رژیم صهیونیستی از غرب آسیا چه می‌خواهد؟

سیاست تمامیت‌خواهانه اسرائیل برای شکل‌دهی به منطقه

سیاست تمامیت‌خواهانه اسرائیل برای شکل‌دهی به منطقه
کنشگری رژیم صهیونیستی در قبال ایران نه رفتاری واکنشی و موردی، بلکه اجرای یک سیاست کلان و تمامیت‌خواهانه برای شکل‌دهی به منطقه بر اساس منافع خود است. هدف نهایی، نه «صلح» به معنای هم‌زیستی با همسایگان قدرتمند، بلکه سلطه بر منطقه‌ای متشکل از دولت‌های ضعیف، وابسته و فاقد اراده ملی مستقل است.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ رخداد حمله رژیم صهیونیستی به قطر بسیاری را در بهت فرو برد. وجه اعجاب‌آور مسئله چنین بود که چگونه رژیم می‌تواند به کشوری که میزبان بزرگ‌ترین پایگاه‌های آمریکا در منطقه است حمله کند؟ برخی تلاش داشتند با کوچک نمایی این عملیات، چنین وانمود کنند که این حمله نه به قطر بلکه به ساختمان مشخص حماس صورت گرفته و تهدیدی متوجه قطر نبوده است، اما واقعیت آن است که آنچه در جریان این حمله مخدوش شد، حاکمیت ملی دولت آن بر سرزمین قطر بود. از این منظر اگر بنگریم چالش رژیم صهیونیستی با امر ملی و حاکمیت ملی تنها منحصر در قطر نبوده و نخواهد ماند. پرسشی که از جهاتی برای ما ایرانیان نیز اهمیت دوچندان دارد آن است که قصد و انگیزه رژیم از این نحوه کنشگری چیست؟

 

اسلحه خوب است تا هنگامی که دست ما باشد

برای درک بهتر سیاست رژیم و یا طرح او مناسب است تا مقداری اخبار مرتبط با این حوزه را از دیرباز تا به امروز مرور کنیم. اگر به چند دهه قبل و به میانه جنگ ایران و رژیم بعث بازگردیم، موضوعی مهم در مناسبات میان عراق و رژیم صهیونیستی چشم نوازی می‌کند. صدام در سال شصت آهنگ ساخت بمب اتم را کرده و تلاش داشت تا اولین دولت عربی باشد که مجهز به این سلاح کشتار جمعی می‌شود. وی برای همین منظور تأسیسات اوسیراک را با حمایت مالی عربستان ساخت. اوسیراک یک نیروگاه اتمی و اولین گام رژیم بعث برای این مسئله بود. طبیعتاً پیشبرد این پروژه مطلوب ما نبوده از همین رو نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در قالب یک عملیات، تلاشی برای تضعیف و یا نابودی آن به خرج داد. در قالب یک عملیات دو فروند هواپیمای ایرانی به این تأسیسات حمله کردند، اما با توجه به آنکه اطلاعات کافی پیرامون تزریق و یا عدم تزریق سوخت اتمی به راکتور وجود نداشت، برای جلوگیری از ایجاد فاجعه، هواپیماها به راکتورها حمله نکرده و صرفاً بخش‌هایی از محوطه این پایگاه را مورد اصابت قرار دادند. درست چند ماه پس از عملیات ایران، این‌بار رژیم صهیونیستی در قالب عملیات اُپرا که با نام عملیات بابِل نیز شناخته می‌شود، در ۱۷ خرداد ۱۳۶۰ خورشیدی عملیات گسترده‌ای را برای نابودی نیروگاه اوسیراک انجام دادند. صهیونیست‌ها به‌صورت مستقیم به راکتورها حمله کرده و همه تجهیزات را نابود ساختند. صدام طبیعتاً در آن موقع در حال جنگ با ایران به‌مثابه دشمن شماره یک رژیم و آمریکا بوده و به همین واسطه نیز از حمایت‌های بی‌دریغ غرب بهره می‌برد، بااین‌حال رژیم نمی‌توانست این موضوع را تحمل کند که کشوری دیگر در منطقه به چنین فناوری دست یابد.

  رژیم صهیونیستی نمی‌تواند وجود هیچ قدرت نظامی دیگری را که پتانسیل به چالش کشیدن برتری نظامی آن را داشته باشد، تحمل کند.این موضوع فراتر از سلاح هسته‌ای است و شامل موشک‌های دوربرد، نیروی هوایی قدرتمند، یا هرگونه زیرساخت نظامی استراتژیک می‌شود.

اگر از مطلب پیشین صرف‌نظر کنیم، نحوه مواجهه رژیم صهیونیستی با سوریه پسابشار بسیار عبرت‌آموز است. سوریه دشمن دیرین رژیم، در یک اتفاق عجیب سقوط کرده و  تروریست‌های مسلط، دست دوستی خود را به سمت اسرائیل دراز کرده‌اند. اما در پاسخ، رژیم صهیونیستی به‌سرعت تمام زیرساخت‌های نظامی، هواپیماها، شهرهای موشکی و پایگاه‌ها را نابود ساخته و هدف خود از این موضوع را سوریه‌ای عاری از سلاح معرفی می‌کند. نکته جالب آن است که رژیم در این خواست خود هیچ پنهان‌کاری نداشته و مقامات آن تصریحاً چنین امری را طرح می‌کنند. [1]

گذشته از دو مورد قبلی یعنی عراق و سوریه، نحوه مواجهه رژیم با مصر نیز قابل تأمل است. مصر از دوران انور سادات و معاهده کمپ دیوید، اقدام به اصلاح روابط خود با رژیم کرد. به‌موازات این وضعیت نیز شاهدیم که مصر در طی چند دهه گذشته، نه‌تنها از این عادی‌سازی چیزی را به دست نیاورده، بلکه به‌طور کلی از تمام معادلات منطقه و جهان حذف شده و فاقد اثرگذاری جدی است. امروزه دولت مصر به‌نوعی تحت سلطه امنیتی آمریکا بوده و انقلاب آن نیز به‌نوعی نتوانست به اهداف خود دست یابد. بااین‌حال طی سال‌های گذشته اسرائیل همواره نسبت به شیوه حضور مصر در صحرای سینا اعتراض داشته و همیشه اراده ملی مصر در این زمینه را تهدید کرده است. رژیم صهیونیستی به‌طور خاص در طی دو سال گذشته خواستار کاهش نیروهای مصری در صحرای سینا شده و نسبت به افزایش آن اعتراض داشته از همین رو از طریق آمریکا، سعی در اعمال فشار بر مصر کرده است. [2]

کشور چهارم که بررسی مناسبات آن با رژیم صهیونیستی جالب توجه خواهد بود عربستان است. عربستان خصوصاً در طی چند سال گذشته، تلاشی برای هسته‌ای شدن به خرج داده است. طرح آمریکا برای عربستان، انتخاب وی به‌عنوان لیدری طرح صلح ابراهیم بوده است. بنابر این طرح، عربستان به‌عنوان کشور پیشتاز، اقدام به عادی‌سازی روابط با رژیم کرده و دیگر کشورها را نیز به دنبال خود خواهد کشاند. اما یکی از خواسته‌های عربستان برای این موضوع، کمک آمریکا برای هسته‌ای شدن عربستان است. عربستان خواستار ایجاد برنامه غنی‌سازی توسط آمریکا در کشور خود است اما نکته جالب توجه آن است که یکی از مخالفین جدی این طرح، رژیم صهیونیستی است. [3] کارشناسان بر این باور اند که یکی از دلایل عدم پیشرفت طرح صلح ابراهیم، تمامیت‌خواهی اسرائیل در پیشبرد این پروژه بوده است.

علاوه بر چهارکشور فوق سیاست و برنامه اسرائیل پیرامون دو کشور لبنان و ایران نیز روشن بوده و رژیم تلاش فراوانی برای پیشبرد مسئله خلع سلاح حزب‌الله در لبنان و از بین بردن برنامه هسته‌ای ایران داشته است. اما این رفتار رژیم صهیونیستی را چگونه می‌توان فهم کرد؟

 

اسرائیل؛ رژیم کوچک تمامیت‌خواه

پیش از مطالعه مطالب فوق ذکر این نکته مهم است که هرچند برخی ممکن است سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران را عامل مخالفت رژیم با طرح هسته‌ای بدانند اما چهار دولت پیش گفته یعنی عربستان، مصر، عراق (در زمان صدام) و سوریه (در زمان جولانی)، حداقل رفتاری تهاجمی در قبال اسرائیل نداشته و عمدتاً در طرح کلان وی در منطقه نقش‌آفرینی کرده‌اند. البته برای اثبات این موضوع که ستیز رژیم با ایران لزوماً برآمده از رفتار جمهوری اسلامی نیست، بررسی تعاملات رژیم پهلوی با رژیم صهیونیستی (به‌طور خاصه در برنامه موشکی پهلوی) نیز بسیار عبرت‌آموز است که برای پرهیز از تفصیل این نگاشته، از آن می‌گذریم.

 

اما برنامه و سیاست رژیم را چگونه می‌توان توضیح داد؟

پاسخ این پرسش را می‌توان در دکتری رژیم یعنی هژمونی مطلق از طریق تضعیف سیستماتیک توضیح داد. پاسخ به این پرسش که چرا رژیم صهیونیستی چنین الگوی رفتاری تهاجمی و تمامیت‌خواهانه‌ای را در قبال تمام همسایگان و قدرت‌های منطقه‌ای خود در پیش گرفته است، در یک دکترین امنیتی - سیاسی ریشه‌دار نهفته است: تضمین بقا و برتری مطلق از طریق تبدیل شدن به تنها قدرت واقعی و بلامنازع در غرب آسیا. این دکترین نه بر اساس همزیستی مسالمت‌آمیز که بر پایه «تضعیف سیستماتیک دیگران» بنا شده است. این استراتژی را می‌توان در چند اصل بنیادین خلاصه کرد:

  اسرائیل برای خود «حق» اقدام فراسرزمینی قائل است و حاکمیت ملی دیگر کشورها را به رسمیت نمی‌شناسد. یک دولت - ملت قدرتمند با حاکمیت ملی مستحکم، به‌طور طبیعی مانعی در برابر آزادی عمل نظامی و اطلاعاتی اسرائیل است؛ بنابراین، ایجاد یک منطقه «نفوذپذیر» که در آن بتوان به‌راحتی عملیات نظامی یا ترور انجام داد، یک هدف استراتژیک است.

۱. انحصار کامل قدرت نظامی و فناوری پیشرفته: همان‌طور که در مثال‌های عراق، سوریه، عربستان و ایران به‌درستی اشاره شد، رژیم صهیونیستی نمی‌تواند وجود هیچ قدرت نظامی دیگری را که پتانسیل به چالش کشیدن برتری نظامی آن را داشته باشد، تحمل کند. این موضوع فراتر از سلاح هسته‌ای است و شامل موشک‌های دوربرد، نیروی هوایی قدرتمند، یا هرگونه زیرساخت نظامی استراتژیک می‌شود. از نگاه این رژیم، امنیت نه از طریق توازن قوا، بلکه از طریق انحصار قوا تأمین می‌شود. به همین دلیل است که حتی متحدان بالقوه‌ای مانند عربستان سعودی یا عراقِ زمان صدام (که درگیر جنگ با ایران بود) نیز از این قاعده مستثنی نیستند. سلاح پیشرفته تا زمانی «خوب» است که منحصراً در دست اسرائیل باشد.

۲. تضعیف حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورها: حمله به قطر، نقض حریم هوایی سوریه و لبنان، فشار بر مصر برای نحوه استقرار نیرو در خاک خودش (صحرای سینا)، و عملیات در عمق خاک عراق، همگی یک پیام مشترک دارند: اسرائیل برای خود «حق» اقدام فراسرزمینی قائل است و حاکمیت ملی دیگر کشورها را به رسمیت نمی‌شناسد. یک دولت - ملت قدرتمند با حاکمیت ملی مستحکم، به‌طور طبیعی مانعی در برابر آزادی عمل نظامی و اطلاعاتی اسرائیل است؛ بنابراین، ایجاد یک منطقه «نفوذپذیر» که در آن بتوان به‌راحتی عملیات نظامی یا ترور انجام داد، یک هدف استراتژیک است. دول ضعیف و فاقد حاکمیت ملی، بهترین همسایگان برای چنین رژیمی هستند.

۳. استراتژی پیشگیری (Preemption) به‌جای بازدارندگی (Deterrence): رژیم صهیونیستی به دلیل عمق استراتژیک اندک و آسیب‌پذیری جغرافیایی، نمی‌تواند منتظر شکل‌گیری یک تهدید و سپس مهار آن بماند. دکترین امنیتی این رژیم بر «پیشگیری» استوار است؛ یعنی نابود کردن هرگونه «پتانسیل تهدید» پیش از آنکه به یک تهدید واقعی تبدیل شود. حمله به تأسیسات اوسیراک عراق یک نمونه کلاسیک از این دکترین است. عراق در آن زمان تهدید بالفعل علیه اسرائیل نبود، اما «پتانسیل» تبدیل شدن به یک قدرت هسته‌ای را داشت و همین برای نابودی آن کافی بود. این منطق امروز در قبال برنامه هسته‌ای ایران و زیرساخت‌های نظامی سوریه نیز به کار گرفته می‌شود.

۴. مدیریت منطقه از طریق بحران و بی‌ثباتی کنترل‌شده: یک غرب آسیای باثبات، متشکل از دولت‌های قدرتمند و مستقل، نامطلوب‌ترین سناریو برای اسرائیل است. در مقابل، منطقه‌ای که درگیر تنش‌های داخلی، منازعات قومی و مذهبی، و رقابت‌های فرسایشی است، محیطی ایدئال برای تضمین برتری این رژیم فراهم می‌کند. در چنین محیطی، هیچ قدرتی فرصت نمی‌یابد تا بر روی توسعه و افزایش نفوذ خود تمرکز کند و اسرائیل به‌عنوان تنها «جزیره ثبات و قدرت» می‌تواند معادلات را مهندسی کند. به همین دلیل است که فروپاشی دولت مرکزی در سوریه یا عراق، نه‌تنها یک تهدید تلقی نشد، بلکه فرصتی برای نابودی زیرساخت‌های استراتژیک آن کشورها و تعمیق نفوذ امنیتی بود.

 

مسئله یک ایران قوی است، نه چیز دیگر

در مقام جمع‌بندی و نتیجه‌گیری اما چه می‌توان گفت؟ موضوعی که جامعه ایرانی باید به آن توجه کند چنین است که بر خلاف تبلیغات رسانه‌های غربی، معضله اسرائیل با این جغرافیا نه شیوه رفتاری جمهوری اسلامی بلکه صرف ایران قوی است. یک ایران قوی ولو آنکه بپذیرد در مقام ژاندارم آمریکا در منطقه کنشگری کند، هیچگاه مورد قبول رژیم قرار نمی‌گیرد. کنشگری رژیم صهیونیستی در قبال ایران نه رفتاری واکنشی و موردی، بلکه اجرای یک سیاست کلان و تمامیت‌خواهانه برای شکل‌دهی به منطقه بر اساس منافع خود است. هدف نهایی، نه «صلح» به معنای هم‌زیستی با همسایگان قدرتمند، بلکه سلطه بر منطقه‌ای متشکل از دولت‌های ضعیف، وابسته و فاقد اراده ملی مستقل است. در این پازل، فرقی نمی‌کند آن کشور قطرِ میزبان آمریکا باشد یا سوریه پسابشار؛ هر بازیگری که نشانه‌ای از استقلال و قدرت‌یابی از خود بروز دهد، هدف این سیاست تضعیف سیستماتیک قرار خواهد گرفت. با این تفسیر می‌توان مدعی بود که نه اسلام‌گرایی جمهوری اسلامی عامل اصلی تنش وی با غرب بود و نه امری دیگر، بلکه آنچه ملت ایران را در مصافی ناگزیر با رژیم قرار می‌دهد، روحیه استقلال‌خواهی جامعه‌ای است که به خلاف عمده کشورهای جهان اسلام، هیچگاه در تاریخ معاصر خود مستعمره تمدن غرب نشده است.

 

[1] https://B2n.ir/kx2574

[2] https://B2n.ir/yb2877

[3] https://B2n.ir/tt3986

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :