گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ مسئله محیطزیست در ایران دیگر یک هشدار علمی یا دغدغه محدود به فعالان این حوزه نیست؛ سالهاست که به میدان رقابتهای سیاسی رانده شده و بسیاری از کنشهایی که باید بر پایه دانش و مسئولیت زیستمحیطی شکل بگیرد، رنگ جدلهای جناحی به خود گرفته است. در چنین فضایی، روایتهای تخصصی کمصدا میمانند و فهم واقعی بحران جایش را به مجادله میدهد. اما این مسئله را نمیتوان در مرزهای ایران محصور کرد؛ تخریب زیستمحیطی امروز منطقه، پیوندی مستقیم با رفتار بازیگران سیاسی دارد.
از همین نقطه بحث را آغاز کردهایم: از غزه، جاییکه رژیم صهیونیستی در کنار جنایت انسانی، به تخریب گسترده زیستبوم مشغول است؛ تخریبی که پیامدهای آن فقط محدود به خاک غزه نیست و در مقیاس منطقهای قابل ردیابی است. بازخوانی این رفتار، ما را به پرسش بزرگتری میرساند: چگونه سیاست و قدرت میتوانند کل یک اکوسیستم را به مرز فروپاشی برسانند؟ و این الگو چه نسبتی با وضعیت بههمریختگی زیستمحیطی امروز ایران دارد؟ برای بازکردن این بحث و شنیدن روایتهای مبتنی بر تجربه و دانش، در یکی از گفتوگوهای برنامه «پل» میزبان دکتر سید یوسف مرادی ـ مشاور رئیس سازمان منابع طبیعی و از فعالان حوزه محیطزیست ـ بودیم. آنچه در ادامه میخوانید بخش نخست این گفتوگو است:
رژیم صهیونیستی دزد آبهای منطقه...
آقای دکتر؛ در این دو سال گذشته ما با یک پدیده و فاجعه بزرگ بشری و محیط زیستی مواجه بودیم و آن اتفاق بزرگی بود که در غزه رخ داد. یعنی در یک بازه زمینی نهچندان بزرگ، تا کنون حدود هفتاد هزار نفر شهید و نزدیک به دویست هزار نفر مجروح شدهاند، با وجود اینکه در دوره آتشبس هستیم، هنوز سرنوشت دهها هزار نفر نا مشخص است. دهها هزار نفر دیگر توسط رژیم صهیونیستی دستگیر شدهاند. تابهحال از زاویه جنایات انسانی بسیار به این ماجرا پرداخته شده است و حتماً باید تا سالیان سال، دههها و بلکه سدهها در مورد این فجایع انسانی در فلسطین صحبت بشود، اما میخواهیم دراین گفتوگوها از زاویه مسائل محیط زیست این فاجعه را مورد بررسی قرار دهیم. اگر ممکن است درباره اتفاقات عجیب و غریب محیط زیستی که در فلسطین و بهصورت خاص طی این دو سال در غزه که توسط رژیم اشغالگر در حال وقوع است توضیح بفرمایید.
مرادی: جنایاتی که رژیم صهیونیستی در حوزه محیط زیست طی هشتاد سال اخیر انجام داده، تقریباً هیچ دولتی انجام نداده است. ما تا کنون شاهد نابود کردن دو و نیم میلیون درخت زیتون در فلسطین هستیم که یکی از مهمترین منابع زراعی و غذایی فلسطینیهاست.
در موضوع آب نیز اسرائیل نزدیک به ۳۰ درصد از آب شیرین خود را از دریاچه طبریه تأمین میکند که این دریاچه متعلق به سوریه است. یا در جنوب لبنان از رودخانه لیتانی یا مثلاً از منابع آبی کوهستانی کرانه باختری، در کنار اردن، هشتاد و پنج درصد از آب آن بهرهبرداری میکند. از آن سو در دو دهه اخیر، به دلیل محاصره غزه، آب شرب میلیونها انسان از نظر آلوده بودن به طور کامل نابود شده است؛ لذا اگر میخواهیم بگوییم مهمترین جایی که اسرائیل تناقض و تضاد درونی دارد، کجاست، در همین نقطه است.
اساساً نگاه یهود به حوزه درخت، محیط زیست و مواردی ازایندست اعتقادی است. مثلاً داستان طوفان نوح که در کتاب «پیدایش» - کتاب مقدس یهودیان - آمده، مشهورترین اشاره را به زیتون دارد. در کتاب «تثنیه» از کتب مقدس یهود، در توصیف سرزمین فلسطین که اسرائیل آن را اشغال کرده است، میگوید: «سرزمینی که در آن زیتون و عسل دارد.» بعد در آیه دیگری از این کتاب مقدس یهودیان، قوانین مربوط به جنگ را بیان کرده و میگوید: «چون شهری را به مدت درازی محاصره کنی تا با آن جنگیده و آن را تسخیر نمایی، درختانش را قطع نکن و تبر بر آنها مزن. آیا درخت صحرا انسان است تا از پیش تو به محاصره درآید؟» یعنی در کتابهای مقدس یهود علیرغم اینکه این میزان بر حفظ درخت زیتون و حفظ طبیعت تأکید شده، اما هیچ کشوری بهاندازه اسرائیل بیرحمانه بر طبیعت هجوم نبرده است. اساساً به ابتداییترین اصولی که خودشان ادعا دارند به آن اعتقاد دارند، عمل نمیکنند. اگر بخواهیم تفاوت صهیونیسم با دین یهود را - که ما در قانون اساسی کشور خودمان آنها را به رسمیت میشناسیم - بفهمیم، در چنین موضوعاتی میتوان دید. همچنانکه در ماجرای اخیر غزه، بسیاری از یهودیها در سراسر دنیا مخصوصاً در دانشگاهها کنار مسلمانان، برای اعتراض به جنایات رژیم صهیونیستی ایستادند؛ چون این تضادها را میبینند.
مسئله سرقت آب، مسئله تخریب پوشش گیاهی، آلودگی هوا که در بمبارانها و انفجارها توسط اسرائیل ایجاد میشود، بخشهایی است که رسانهای نمیشود. اگر ما در کشور خودمان کوچکترین حرکتی در حوزه هستهای انجام دهیم باید به تمام جهان گزارش دهیم. اما رژیم صهیونیستی که سالهاست در حوزه هستهای کار میکند، زبالههای هستهای خود را کجا دفن میکند؟ چرا شفاف نیست؟ لبنان حدوداً چهار پنج سال پیش اعلام کرد که اسرائیل در بخشهایی از خاک لبنان در آن زمانی که آنجا را اشغال کرده، زبالههای هستهایاش را خاک کرده است.
من در سفری که در سال ۱۳۷۹ به سوریه و لبنان داشتم یکبار با همراهان سوری و لبنانی خود به بازار رفتم، میخواستم کمربندی بخرم، به من گفتند: «این کمربند را نخر، چون اسرائیلیها موادی مانند اورانیوم به کمربند میزنند تا ما مسلمانان را عقیم کنند.» یعنی آن هراس هم در ذهن مردم آن مناطق هست که صهیونیستها ازایندست کارهای پلید در حوزه محیط زندگی انسانها انجام میدهند.
در حال حاضر ما در عرصه رسانه اسرائیل را میبینیم، اما فقط اسرائیل نیست که در حوزه محیط زیست از این جنایات انجام داده است. بر مبنای شاخص بینالمللی محیط زیست (EPI)، در سی کشور اول لیست، کشورهای غربی مانند هلند، انگلیس، کانادا، استرالیا هستند که در محیط زیست بسیار پیشرو هستند. فقط به یک نکته توجه نمیکنیم؛ این کشورها مثل آن آدمی هستند که زبالههای خانهاش را در خانه همسایه میریزد و خودش بسیار تمیز است. اگر مثلاً تمدنشان در دویست سال اخیر پا گرفته است، به همین دلیل است. ضمن اینکه انگلیس عظیمترین غارت جنگلها را در کشور هند و کشورهای مشترکالمنافع که زمانی تحت سلطه انگلیس بودند انجام داده است. یعنی اگر بشر به بنبست کنونی خود در تغییر اقلیم و از بین رفتن درختان در شرق آسیا، در هند، در آمازونِ آمریکای جنوبی میرسد، نتیجه غارتهایی است که همین کشورهایِ اولِ در ردهبندی محیط زیست انجام دادهاند. دنیا را نابود کردهاند تا خودشان آباد شوند و اکنون به همه جهان نیز تفاخر میکنند که ما در جایگاه اول در محیط زیست قرار داریم.
از کشوری مستقل در کشاورزی به واردکننده تبدیل شدیم
در همین کشور خودمان، ما که طی هزاران سال از نظر کشاورزی وابسته نبودیم، اما الان وابستهترین بخش کشورمان به واردات، بخش کشاورزی با حدود بیست میلیارد دلار واردات کالاهای اساسی است. یعنی کشوری که زمانی مستقل بوده، اکنون واردکننده است! الان نیز هم غربگرایان طلبکارند و میگویند که شما واردکننده هستید، توان سرزمینتان پایین است.
در دهه ۳۰ اسرائیلیها و آمریکاییها یک سری سیاستهایی را در ایران پیادهسازی کردند، مثل اصل چهار ترومن. ما ایرانیها که دارای یک تمدن چند هزارساله در قنات بودیم، با هدایت کارشناسهای اسرائیلی اقدام به حفر چاه کردیم. با انقلاب سفید شاه که از درون آن، قوانین محیط زیستی و منابع طبیعی کشور ایران نشأت گرفت، کشاورزی ایران کلاً نابود شد و منابع آبی ایران آسیب جدی دید. لوایحی که ایدههایش تماماً توسط اسرائیلیها و آمریکاییها ارائه شده بود. یعنی از قدیم با کشور ما اینگونه مواجهه داشتند. قدرت ایران در طول تاریخ، در سرزمینش بوده و قدرت آبی آن مثل سوریه و عراق نیست که رودخانه دجله و فرات از کشور ترکیه بیاید و ترکیه بتواند آن را قطع کند بلکه قدرت آبی ایران درونزاست. یعنی حوزههای آبخیزش داخل خودش است. فقط یک جا یک رودخانه داشتیم که به کشور افغانستان وصل بودیم که افغانستان با ایجاد سد کمالخان ما را دچار چالش کرد. این اقدام موجب تضعیف قدرت کشور شد بهطوریکه ما دریاچههای هامون را از دست دادیم و سیستانمان دچار چالش شد، اما در مناطق دیگر ایران چنین حالتی نداریم.
نخستوزیر رژیم صهیونیستی که در یک ویدئویی یک لیوان آب کنارش قرار داده بود و میگفت من مشکل آب شما را حل خواهم کرد؛ همین الان آبشیرینکنهای کشور ما بیشتر از کل اسرائیل است البته متأسفانه همین الان حدود دو میلیارد متر مکعب آب را در دریای عمان شیرینسازی میکنیم و به اصفهان میآوریم - که البته من موافق این اتفاق نیستم - خود اسرائیل به جز سرقت آب از طبریه سوریه، لبنان و اردن، چه کاری انجام داده است؟ مشکل سر تا پای او را گرفته و از حل کردن مشکل آب ایران حرف میزند.
در حال حاضر مردم فلسطین چه در کرانه باختری و چه در غزه، تحت فشار هستند و این جنگ اخیر نیز به طور کامل سیستم آبرسانی غزه را از بین برده است.
مرادی: حال ببینید ما چقدر تحت تأثیر تبلیغات هستیم؛ کشور ما سالانه چهارصد میلیارد متر مکعب بارش سالیانه دارد. طبق آمار وزارت نیرو، کل آب شرب و خانگی ایرانیها هشت میلیارد متر مکعب است، یعنی دو درصد آن. ۹۸ درصد دیگرش هزینه کشاورزی، صنعت و محیط زیست میشود یا در انتقال از بین میرود. از این ۴۰۰ میلیارد متر مکعب،۱۲۰ میلیارد متر مکعب باقی میماند. اگر با بعضی از این کشورهای عربیمان مانند عربستان و... مقایسه کنیم، فکر میکنم یکصدم ایران آب سالانه ندارند.
البته عربستان در دهه قبل پروژههایی هم که برای ایجاد فضاهای سبز در داخل کشور خودش اجرا کرد، شکست خورد.
مرادی: بله. الان یک رودخانه هم در کل عربستان وجود ندارد. یک چشمه زمزم است که آن هم حاصل لطف حضرت ابراهیم است. اما در ایران الان این تبلیغات را دارند که ما با مشکل کمآبی مواجه هستیم و فکر میکنیم ایران نابود شده است. چون دشمنان ما میدانند که قدرت سرزمینی چه تأثیری روی افکار عمومی میگذارد.
اینکه فلسطینیها هفتاد هزار شهید دادند، به نظر من در مقابل مقاومت فلسطینیها در برابر تخریب سرزمینشان و ایستادگیشان، بسیار کم است. یعنی باید یک کشوری تخریب شود تا بفهمیم چقدر زندگی کردن سخت است.
بسیاری از این آدمهایی که در فلسطین جدا افتادهاند، مثلاً در محیط باغ خودش ولی مانده است. مخصوصاً در کرانه باختری از این اتفاقات زیاد افتاده است که یک نفر، مثلاً پدر خانواده از باقی خانواده جدا افتاده برای اینکه از درخت زیتون حفاظت کند و نگذارد اسرائیلیها آن را از بین ببرند.
مرادی: بله. به نظر من اسرائیل آنقدری که از درخت زیتون آسیب دیده، از موشکهای حماس آسیب ندیده است. یعنی گویی نسبت به حس فلسطینیها به سرزمینشان کینه دارد. البته ما در رسانههایمان و در نگاه عام، به این موضوعات نمیپردازیم.
بله. حجم جنایت انسانی آنقدر بالاست که دیگر مجالی برای پرداخت به این موضوعات نیست.
مرادی: درحالیکه جنایت محیط زیستیاش بسیار دردآورتر از جنایت انسانیاش است.
در ماجرای آب، اسرائیلیها هر استراتژی که فلسطینیها مجبور شوند از آن منطقه خارج شوند، به کار میبرند از جمله سرقت آب و آلوده کردن آن. حتی در خارج از فلسطین نیز در همه درگیریهای منطقه که به موضوع آب گرهخورده، مانند درگیریهای صورتگرفته در سد النهضه در سودان و مصر، پای رژیم اشغالگر در میان است.
مرادی: و همینطور در سد کمالخان روی هیرمند، همین هم کار اسرائیلیهاست.
همچنین پروژه بزرگ آناتولی، که برای عراق، سوریه و ایران چالش ایجاد کرده است.
مرادی: بله. اسرائیل بهخوبی میداند که شما میتوانید یک جامعه را به کمک شرایط محیط زیستش مدیریت کنید. کافی است که یک سد روی رودخانه اصلی سوریه در ترکیه بزند و کشاورزی شرق سوریه از بین برود و مردم آنجا، حاشیهنشینِ حمص و حلب و دمشق شوند و اعتراض به وجود بیاید و بعد روی این مردم سوار شود و در پس آن داعش شکل بگیرد. خود ترامپ و مؤسسات آمریکایی این را میگویند عامل اصلی شکلگیری داعش در سوریه، یک چالش محیط زیستی بوده است. یعنی میدانست با آب میتواند سوریه را متلاشی کند و نابودش هم کرد. البته از این جهت زورش به کشور ما نمیرسد.
تلاش میکنند که اقلیم ما را به اقلیم بیباران تبدیل کنند.
مرادی: بله و در این راستا سیاهنمایی میکنند. اما زورشان به سرزمین ایران نمیرسد، مگر اینکه ما خودمان با یک سری عوامل آنها در ایران، با پروژههای انتقال آب در همین تهران خودمان به اسرائیلیها کمک کنیم. در تهران از گردنه قوچک در لواسان گرفته تا اول ایرانخودرو، نزدیک بیست میلیون نفر اسکان داده شدهاند. از سیریک در مکران تا گواتر در مرز ایران و پاکستان، هفتصد کیلومتر است، ما کلاً سیصد هزار نفر جمعیت داریم. درحالیکه شهر کراچی روی همین سواحل عمان، سی میلیون نفر جمعیت دارد، شهر بمبئی روی همین سواحل عمان، سی میلیون نفر جمعیت دارد. آن وقت ما سیصد هزار نفر را در هفتصد کیلومتر جا دادهایم!
در واقع یکی از سرفصلهای اصلی نظام سلطه، سرفصل محیط زیستی برای منطقه است اعم از اختلافات آب، تقسیم جمعیت و استفاده جمعیت از منابع طبیعی موجود و چالشهای دیگر محیط زیستی مانند گرد و غبار.
مرادی: بله. ما بیست سال پیش با این پدیده به این شکل مواجه نبودیم. اکنون ۲۷۰ میلیون هکتار در اطراف ایران، چه در افغانستان، چه در سوریه، چه در عراق نقاط بحرانزا وجود دارد. هر جا که تخریب سرزمینی وجود دارد، کار اینهاست. اگر ما الان زاگرس را نداشتیم، اساساً نمیتوانستیم جلوی گرد و غبار سوریه، عراق و عربستان مقاومت کنیم.
اگر کسی برای زیارت به عراق رفته باشد، این مسئله که درخت در عراق منقرض شده، به چشم میآید. در مسیر نجف تا کربلا اصلاً درخت نیست.
مرادی: بله. اسرائیل و غرب، امکان دارد زورشان برسد، تغییر حکومت در کشورمان ایجاد کنند، اما هر کاری بکنند، زورشان به قدرت سرزمینی ما نمیرسد. چون ایران واقعاً کشور عجیبی است ولی میتوانند با دست خودمان نابودش کنند!
/انتهای بخش اول/ ادامه دارد...