گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ یکی از موضوعاتی که شاید اینروزها بیش از پیش دغدغه جامعه جهانی شده است، حراست از محیط زیست است. بخش نخست گفتگو با دکتر سیدیوسف مرادی به این مسئله پرداخته شد که رژیم صهیونیستی در غزه چه جنایتهایی علیه زیست بشری و محیط زیست رقم زده است. بخش نخست این گپوگفت با عنوان «زمین هم در غزه گریه میکند» منتشر شد و در بخش دوم بحث به ایران کشیده شد. مرادی -مشاور رئیس سازمان منابع طبیعی و از فعالان محیط زیست- است که در ادامه بخش دوم گفتوگو با او را میخوانید:
بخش دوم بحث را مایلم با اشاره به کتابی آغاز کنم. حاج حیدر رحیمپور ازغدی کتابی دارد با عنوان «تلخترین نوشته من» که «قصههای تلخ کشاورزی» ایشان است که از دوره رضاشاه که پدربزرگشان، پدرشان، پدر همسرشان در کار کشاورزی بودند. او تعریف میکند که کشورهای غربی چه چیزهایی را نابود کردند. جالب است، در بخشی از کتاب آورده؛ یکباره گفتند برای هیزم، چوب پسته کوهی بهترین است پس از آن با هدایت سفارت انگلیس در کل ایران، این کار باب شد. سپس سراغ بقیه گیاهان ثمردِه ما رفتند که یکی از آنها گردو بود و یک جایی به بعد گفتند چوب گردو بهترین چوب است بهطوریکه در دوره پهلوی دوم گردو نایاب شد. بعد گفتند بهترین نهال، نهال اسرائیلی است و این نهالها کاشته شد، ظاهراً هم بسیار دیر ثمر میدهد و حدود سی سال طول میکشد. بعد از سی سال، یکصدمِ حتی آن چیزی که قبلاً میوه میداد، نمیدهد. یعنی یک چهارچوبهایی را میآورند، ظاهرش هم این است که میخواهیم رشد و توسعه بدهیم، این مدل شما پاسخگو نیست و یک سری استانداردهای محیط زیستی را میآورند که آن استاندارد، استاندارد ما و نیاز ما نیست. خاطرم هست زمانی که کشور به سمت خودکفایی بنزین رفت، در این بازه دو سه گام، برداشت. انتهای دهه هشتاد، اول سهمیهبندی بنزین انجام دادیم، بعد در آخرین مرحله، در سال ۹۰-۹۱، در پتروشیمیها بنزین تولید کردیم که آن بنزین حتی در تهران توزیع نشد و در آن دایره جنوبی کشور توزیع شد. بعد از این ماجرا تولید بنزین چگونه متوقف شد؟ بهانهتراشی کردند که بنزین شما یورو ۴ نیست و آمار سرطان تهران را به این موضوع پیوند دادند، با اینکه اصلاً در تهران توزیع نشده بود. من نمیگویم بنزین ما خوب است، اما میخواهم بگویم که با «استاندارد» با ما بازی میکنند و بعد از این ماجرا، از سال ۹۲ تا ۹۷ ما را دوباره واردکننده بنزین کردند تا اینکه فاز دوم ستاره خلیج فارس به پیش رفت و ما مستقل شدیم. مشخص است که میخواهند منطقه ما از نظر محیط زیستی دچار چالش شود، هم ما و هم فلسطینیها که سرنوشتمان به هم گرهخورده است که نتوانیم در منطقه زندگی کنیم؛ یک جاهایی هم محیط زیست را به چیزی تبدیل میکنند که تولید، صنعت و کشاورزی را در کشورهای ما از بین ببرند.
مرادی: نکات خوبی گفتید. یعنی مثلاً در مسئله کشاورزی، میگوییم آب نداریم، درحالیکه میزان مصرف آب ما در کشاورزی دوبرابر است یعنی اگر به سمت بهروز کردن کشاورزیمان میرفتیم، جا داشت که این کشاورزی ما دو برابر شود. اگر ما آبخیزداری میکردیم، این کشاورزی میتواند سه برابر شود، بدون اینکه منابع آبیمان کاهش پیدا کند.
با سیاستهای غرب در زمینه محیط زیست همراه نشویم
همین بیآبترین استانهای ما، مثل سیستان و بلوچستان، ظرفیت بزرگ آبخیزداری دارد.
مرادی: سیستان و بلوچستان که شما میگویید، چهارمین استان جنگلی ایران است و اصلاً مشکل آب ندارد. مسئله آب در سیستان، سیل است؛ فکر کنم بیست میلیون هکتار مناطق سیلخیز داریم. اصلاً جایی که منطقه سیلخیز است؛ در همه جای دنیا، یعنی فرصت، اما در کشور ما تهدید تلقی میشود. یعنی جایی که باران میبارد و تو میتوانی از آن بهرهبرداری کنی.
در منطقه سیریک، یک روز در سال باران میزند، اما میزان بارش بهاندازه یکسال است. مردم آن منطقه اقدام به ایجاد خاکریزهایی کردهاند و پشت خاکریزها نخل کاشتهاند و اتفاقاً با وجود همان نخلستانها هم بسیار عالی زندگی میکنند.
یکی از ترفندهایی که غرب در کشورهای دیگر دارد، کودتاهای پارلمانی، کودتا در حوزه قانون، کودتا در حوزه سیاستهاست. یعنی نمیآید در خیابان اسلحه بکشد. همانطور که شما اشاره کردید؛ نسخههایی را ارائه میدهد. شما معاهدات بینالمللی را که کشور ما در آنها عضو است ببینید؛ مقابله با بیابانزایی، مثل تنوع زیستی، از این طریق اقدام میکند. بهعنوان مثال در معاهده پاریس غربیها عنوان میکردند، باید سوختهای فسیلی را کم کنیم. ایران که قبول میکند و انرژی هستهای را راه میاندازد تا سوختهای فسیلی را کاهش دهد، باز راه را میبندند و میگویند شما حق نداری انرژی هستهای داشته باشی.
همچنین غرب در یک بازه زمانی پروژههای بسیاری در حوزه منابع طبیعی در مناطقی مانند خراسان جنوبی و خوزستان اجرا کرد که این پروژهها هیچ خروجی نداشت. من از یکی از مسئولان مربوطه پرسیدم اینها چه کاری انجام دادند، گفت: اینها میدیدند ما چه کار میکنیم، همین کارهایی که از قدیم انجام میدادیم و حوزه تمدنیمان بود را کپی میکردند.
من اصلاً از غرب ناراحت نیستم! غرب کارش را انجام میدهد و طی چند سده گذشته کارش این بوده است و خودش هم از اینکه بگوید کار من این است، ترسی ندارد. آن چیزی که ما را به هم میریزد، این است که ما با سیاستهایش همراه میشویم.
بردگی فکری ایجاد میکند تا منافع او را با دست خودمان تأمین کنیم.
مرادی: آن چیزی که آزاردهنده است، این مسئله است. به نظر من اگر جمهوری اسلامی این حجم تبلیغاتی که علیه اسرائیل صورت میدهد، در حوزه محیط زیست متمرکز میکرد، دستاوردهایش، نمیگویم بیشتر از این بود، ولی حداقل بهاندازه این بود و هزینههایش بسیار کمتر بود و میتوانست افکار عمومی جهان را همراه کند.
کنفرانس تغییر اقلیم از نوزدهم تا سیام آبان ۱۴۰۴ (۱۰ تا ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵) در برزیل برگزار خواهد شد که در ادامه اجلاس باکو و اجلاسهای دیگری است که بهصورت دو سال یکبار در دنیا برگزار میشود. قرار است حدوداً ده روز هم نهادهای رسمی باشند و هم یک سری از مجموعههای مردمی مختلف ما آنجا حاضر باشند، با همین منطق که جنایاتی که اسرائیل و آمریکا علیه ملت ایران و علیه فلسطینیها، بهعنوان مهمترین فاجعه بشری عصر ما و حتی بتوان گفت همه دورانها، مرتکب میشوند، چه دستور کارهایی باید روی میز باشد و به چه موضوعاتی باید بپردازند؟
مرادی: این فضا یک دامنهای است که کلمات و فضای خودش را دارد. در ابتدا باید به سطحی از شناخت برسیم که شیوه کار آنها در همین تخریبها چگونه است؟ ما اشتباهی که کردیم، نتوانستیم خودمان را خوب به دنیا معرفی کنیم. ما اولین کشوری هستیم که حفاظت از محیط زیست را وارد قانون اساسی کردیم. هیچ کشوری قبل از ما این کار را نکرده بود، کشورهایی که بعد از ما این کار را انجام دادند، بیست سال بعد، کشورهایی مثل فنلاند و کویت و... بودند. هنوز آمریکا، فرانسه، انگلیس، حفاظت از محیط زیست در قانون اساسیشان وجود ندارد. ضمن اینکه ما به محیط زیست، فانتزی نگاه نکردیم. تنها جایی که در قانون اساسی میگوید یک امری «وظیفه عمومی» است، مسئله حفاظت از محیط زیست است.
گرچه در کشورمان در حوزه تخریب؛ با معضلاتی مثل قاچاق چوب و مواد مخدر مواجه هستیم، اما به آن معنا نیست که جامعه ایرانی اهل مواد مخدر است. آنقدری که برای جامعه ایرانی درخت مهم است برای کشورهای دیگر مهم نیست.
فکر میکنم تنها اصل قانون اساسی است که یک چیزی را مطلقاً ممنوع میکند در این زمینه است که تصریح میکند: «خسارت جبرانناپذیر به محیط زیست ممنوع است».
در ادیان الهی نیز هیچ دینی بهاندازه دین اسلام پیدا نمیکنید که به مسئله محیط زیست و طبیعت پرداخته باشد به گونهای که حضرت رسول میفرمایند اگر داشتی نهالی میکاشتی و همان لحظه قیامت شد، تمام تلاشت را بکن که آن درخت را بکاری. ۱۴۰۰ سال پیش، چنین نگاهی به درخت و طبیعت وجود دارد. ما دارای این سابقه هستیم، اما نتوانستیم در این حوزه، خودمان را به جهان که این کلمات را خوب میفهمد، معرفی کنیم.
اگر قرار است کسی در حوزه تغییر اقلیم و نابودی درختان و جنگلها در جهان پاسخگو باشد، خود غرب است. وگرنه ما کدام کشور را استعمار کردیم؟ ما به کدام کشور حمله کردیم؟ ما جنگلهای کدام کشور را غارت کردیم؟ آن وقت، نسخهای که برای کشورهای ما میپیچند، این است که محیط زیستتان دارد نابود میشود، باید جمعیتتان کم شود. جالب این است، زمانی کشور ما در کم کردن جمعیت، طی چند دهه گذشته، پیشرو میشود و از همین سازمانها مدال میآورد. این درحالی است که انگلستان، طی صد، دویست سال اخیر سرریز جمعیتش را به سمت کانادا و استرالیا و... سوق داده است. آن وقت من باید پاسخگوی تخریب او در حوزه جنگلها باشم که تخریب درختها تماماً سیاستها و حتی اقدامات مستقیم غرب در این کشورهاست.
اگر بتوانیم به جهان بگوییم که ما جامعه ایرانی واقعاً که هستیم - به جرأت میگویم - بعید میدانم جامعهای باشد که بهاندازه جامعه ایرانی، عاشق طبیعت باشد. گرچه در کشورمان در حوزه تخریب؛ با معضلاتی مثل قاچاق چوب و مواد مخدر مواجه هستیم، اما به آن معنا نیست که جامعه ایرانی اهل مواد مخدر است. آنقدری که برای جامعه ایرانی درخت مهم است برای کشورهای دیگر مهم نیست. همه تمدنها شهرهایشان را کنار رودخانهها ساختند، اما ما تنها تمدنی هستیم که شهرهایمان را در فلات مرکزی ایران و در کویر ایران، جایی که رودخانهای نبود، ساختیم و خودمان با قنوات رودخانه تولید کردیم. به عبارتی ما تنها تمدنی هستیم که توانستیم با طبیعت به همزیستی برسیم و از نظر فرهنگی و تمدنی بسیار متعالی هستیم.
محیط زیست؛ معروف تاکید شده در سیاستهای کلی نظام
از همان دورهای که تمدن بزرگ اسلامی وجود داشت، تخریب محیط زیست و استثمار محیط زیست به این شیوهای که غربیها بعد از رنسانس، دست به تخریب محیط زیست زدند و زبالههای خودشان را برای کشورهای دیگر انتقال دادند، آزمایشهای انسانی و طبیعی و آفتکشها و چیزهای دیگر را آوردند، وجود داشت، اما ما این ملاحظات را نداشتیم.
مرادی: در کل تمدن غرب نمیتوانید یک نفر را پیدا کنید که مثل سعدی درخت را توصیف کرده باشد. ما کشوری هستیم که قدیمیترین درختان دستکاشت جهان را داریم. ما در سنگنوشتههای تخت جمشید، کاشت درخت جنگلی داریم. ما اولین کشور و تمدنی هستیم که درخت جنگلی مثل بلوط و سرو کاشتهایم. اگر بخواهیم در مورد تغییرات اقلیم صحبت کنیم، اتفاقاً ما کشور طلبکار هستیم، ما بدهکار نیستیم. ما باید برای جهان مدعی میشدیم که این حرفها را بزنیم چه از زاویه اسلام، چه از زاویه انقلاب اسلامی. اگر به سیاستهای کلی محیط زیست که ذیل سیاستهای کلی نظام و ابلاغ شده از سوی رهبر انقلاب است، نگاه کنید؛ در این چهارصد صفحه فقط یک جا کلمه «امر به معروف و نهی از منکر» آمده که آن هم در سیاستهای کلی محیط زیست است. رهبر انقلاب میگویند کنشگری، یعنی فعالیت و تلاش برای حفظ محیط زیست، «امر به معروف» است. شما کدام رهبری را در جهان میشناسید که بیش از سه دهه به طور ثابت، یک روز در سال درخت کاشته و در وصف طبیعت صحبت کرده باشد؟ در همین نهضت کاشت یک میلیارد درخت، اگر پشتیبانی رهبر انقلاب نبود، همان سال اول شکست میخورد.
چه میزان درخت کاشته شده؟
مرادی: بیش از پانصد میلیون کاشته شده است. البته تولید نهالهایی که فقط در طبیعت وجود دارد در جنگلهای زاگرس، جنگلهای هیرکانی و... یعنی طبیعت به ما هدیه میدهد، نه آنهایی که ما تولید میکنیم به چند میلیارد میرسد. البته ظرفیت ایران بسیار بالاتر از این میزان است.
ما تنها کشور در جهان هستیم که شکار تفریحی را حرام اعلام کردهایم. چه کسی در دنیا این کار را کرده است؟ حضرت امام از نظر شرعی در «توضیحالمسائل» اعلام کردند شکار تفریحی حرام است. همچنان که تنها کشوری هستیم که از نظر شرعی، چیدن و خوردن گیاهانی که در حال انقراض است، حرام اعلام کردهایم. رهبر انقلاب در فتوای خود در این باره میفرمایند هر درختی که سازمان منابع طبیعی اعلام کرد در معرض انقراض است، چیدن و خوردنش حرام است. خود «بیلهر» حرام نیست، ولی، چون بیلهر دارد منقرض میشود، تو اگر بچینی و ترشی آن را درست کنی و بخوری، حرام است. ما اینقدر پیشرو هستیم. چرا نتوانستیم این را به دنیا بگوییم؟
جهاد سازندگی مدافع واقعی محیط زیست بود
یعنی یک زاویه جدی، هم مباحث دینیمان نسبت به اهمیت محیط زیست است. یک زاویه هم آن سیاستهای حکومتی است که ما اتخاذ کردهایم. یک زاویه، بحث انتقادی ماست؛ همین مثالهایی که در همین جلسه شما مانند موضوع آب، زباله، آزمایشات و ضرر زدن به ظرفیتهای بومی بیان کردید. جالب است که از ابتدای انقلاب ما این حساسیتها را میبینیم؛ چه در کارهایی که مخصوصاً جهاد سازندگی برای احیای محیط زیست انجام داده و چه حتی دغدغههای دیگر نسبت به دشمن. اگر ممکن است در این باره نیز برای ما مثال بزنید.
مرادی: در دهه پنجاه، یک فرودگاهی در بندرعباس وجود داشت که به دلیل وجود گرد و غبار زیاد از آن استفاده نمیشد. اما الان در این فرودگاه شما گرد و غبار نمیبینید؟ چون جهاد سازندگی در دهه شصت، پنجاه کیلومتر بعد از فرودگاه بندرعباس درخت کاشته است. در جنگلهای حمیدیه خوزستان، سی کیلومتر جنگل است درحالیکه قبلاً بیابان و شنزار بوده و شرایط زندگی برای مردم آنجا غیرممکن بوده است و درحال حاضر شهری در کشور نیست که تحت تأثیر بیابانها باشد و اینها بهخاطر اقداماتی است که جهاد سازندگی انجام داد. جهاد سازندگی گویی از درون اصل۵۰ قانون اساسی درآمده بود و کاش ادامه پیدا میکرد. واقعاً سازندگی بود. اقدامی نکرد که طبیعت را تخریب کند و این بچههای جهاد عجیب بودند.
نه فقط در این بعد ایجابی، بلکه در موضع انتقادی نسبت به غرب هم میبینیم از اول انقلاب یک حساسیت نسبت به محیط زیست وجود دارد.
مرادی: بله همینطور است. حتی در ایامی مانند روز طبیعت نیز اگر دقت کنید؛ خانوادههای مذهبی زبالههایشان را در طبیعت رها نمیکنند یعنی بدون اینکه بخواهد ادعایی کنند و انگار توجه به طبیعت در آنها نهادینه شده است.
میخواهم بگویم برخی از اتفاقاتی که در دولت رخ میدهد، به پای ملت ایران ننویسیم. ملت ایران بسیار متعالی است. شما هرمزگان را ببینید که چگونه در طول تاریخ آبخیزداری میکنند. یا قناتهای کویر ایران را ببینید. ما باید فرهنگ و تمدن ایرانی را در حوزه محیط زیست اعم از طبیعت ایران، قنوات، آبخیزداری سنتی و حفظ جنگلهایش را معرفی کنیم. اگر میتوانستیم، همین وجهمان را نشان دهیم، بسیار پیش میرفتیم.
جامعه ایرانی بسیار متعالی است. هرساله چندین میلیون نفر که به راهپیمایی اربعین میروند. عراق باید نابود میشد، اما خود جامعه شیعه عراق، جامعه ما نسبت به حفظ محیط زیست توجه دارند. ما طی دو سه سال اخیر در جاده نجف - کربلا درحال کاشتن درخت کنار هستیم و به آنهایی که به زیارت میروند نیز درخت میدهیم تا بکارند. امیدواریم بتوانیم در آینده این جاده را سبز ببینیم.
پیوند فرهنگی ایرانیها و عراقیها در نگاه به محیط زیست در عراق، بسیار اصلاح شده است و نسبت به سالهای قبل، در حال بهتر شدن است. این فرهنگ مشترک، بین کشورها رفت و برگشت پیدا میکند و یک پیشرفت جدی در کاشت درخت و موضوعات دیگر در حال وقوع است.
با این تفاصیل، اما مسئله محیط زیست در ایران برای بخشی از کنشگران مردمی و اجتماعی و رسانهای برجسته نیست، یعنی در زندگی شخصی خودشان مهم است و به آن توجه میکنند و در صورت مشاهده عدم رعایت تذکر میدهند، اما به مسئله جدی کنشگری اجتماعی - سیاسیشان بدل نشده است. در مقابل آن، ما یک جریان محیط زیستی اصلی در ایران داریم، به قول غربیها جریان غالب (mainstream) محیط زیستی در ایران که محیط زیست را در مقابل عرصههای دیگری مثل تولید، صنعت و کشاورزی تعریف میکنند و یا به مسائل درجه دومی میپردازند که مسائل اصلی محیط زیست ما را حل نمیکند و به مسئله اول تبدیل میکنند مانند یوز ایرانی و موارد دیگر. نمیگویم یوز ایرانی مهم نیست، حفاظت از آن مهم است، اما محیط زیست ما مسائل اصلیتری دارد. در این فضایی که از یک طرف بیعملی و بیتوجهی در فضای سیاسی - اجتماعی و از طرف دیگر آدرسهای غلط آن جریان غالب محیط زیستی در ایران، را مشاهده میکنیم، کنشگران ما روی چه سرفصلهای مهمی میتوانند دست بگذارند و در فضای محیط زیستی، این جریان غالب را تغییر دهند و بتوانند در کشور هم اقدام جدی انجام دهند؟
مرادی: در غرب مثلاً فمینیستها، چپها، نئولیبرالها، جنبشهای محیط زیستی جدا دارند و با هم تفاوت دارند و از محیط زیست برای زدن حرفهایشان استفاده میکنند. مثلاً فیلم سینمایی «جایی که خرچنگها آواز میخوانند» از ابزار محیط زیست استفاده میکند تا زن را نشان دهد.
تنها بخشی در کشور که محیط زیست در آن نهادینه است و ادعایی هم ندارد، اتفاقاً بخش مذهبی است. ولی نمیگوید، اصلاً هیچ واکنشی نشان نمیدهد. در حد فردی مانده است و نتوانسته آن را اجتماعی کند.
ماموریت معاملهگران حوزه محیط زیست در ایران
بخشی از آن هم به دلیل جریانهای رایج محیط زیستی است که مسائل ابزاری را بیان میکنند.
مرادی: بله. ما در طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت، شاهد خیزشی تقریباً در کل ایران بودیم. یعنی از ترکمنصحرا تا کنارک در بلوچستان، تا سیریک در هرمزگان، تا خوزستان، میتوانم افراد بزرگوار و انقلابی و گمنامی را معرفی کنم که بدون هیچ پولی، بدون هیچ نامی در جهت شکوفایی سرزمین ایران میجنگند. انبوهی از گروههای جهادی بدون سروصدا در این حوزهها فعال هستند و تلاش میکنند. در روستای زیتونلی یا قورچای در گلستان که ساکنان آن اهل تسنن و عاشق انقلاب هستند، خودشان نهال انار و انجیر تولید میکنند و سالی پنجاه هزار به دانشآموزان میدهند. اگر زیتونلی برای هر جریانی بود، برند جهانی میشد. یا مثلاً وقتی به رشتهکوه دالاهو میروید یک روستایی به نام بزمیرآباد قرار دارد که مردم در خانههایشان نهال بلوط تولید میکنند و بدون هیچ نامی جنگلها را آباد میکنند. یا آن افرادی که مظلومانه از مهاباد در آذربایجان غربی گرفته تا فیروزآباد در فارس، پای محیط زیست ایستادهاند و طی هفت سال اخیر، بیست و دو نفر از نیروهای مردمی در آتشسوزی جنگلها شهید شدند؛ مانند البرز زارعی، محمد مختاری و یا مثل خانواده بهزادی که پدربزرگ، پدر و پسر با هم سوختند، اما هیچ اسمی از اینها نیست.
جنبش محیط زیست ایران اتفاقاً اینها نیستند، بلکه این سلبریتیهایی هستند که یک روز میگویند اصفهان دچار فرونشست شده، اصفهان نابود میشود، اصفهان یک سرزمین سوخته است. درحالیکه فولاد مبارکه آب اصفهان را نابود کرده، اما یک معامله میکنند و تعریف میکنند که فولاد مبارکه نیروگاه خورشیدی زده است و مواردی ازایندست. نباید این معاملهگران حوزه محیط زیست را با کنشگران محیط زیست یکی بدانیم. این سلبریتیها که مثلاً میگویند فلانی اندیشمند بزرگ محیط زیست است. من هم میگویم اندیشمند بزرگ محیط زیست در حوزه آب است، اما شما یک سیاست از او در مورد آب ایران که راهکاری به جز اینکه بگوید «ورشکستگی آبی داریم»، «سرزمین ایران سوخته است»، برای من بیاورید.
بهطور کل کار یک بخشی از اینها بازتولید «نمیتوانیم» است.
مرادی: طبق آماری که شنیدهام بین پنج تا بیست میلیون هکتار به معادن داده شده است، اما کل زمینهایی که به کشاورزی اختصاص داده شد، یک و نیم میلیون هکتار از اراضی ملی است.
این درحالی است که مشکل آب را هم به کشاورزی ربط میدهند.
مرادی: بله. از سال ۸۶ تا امسال، فقط در سال جاری بارش باران در تهران کم بود. حال شما یک سال را در نظر میگیرید، آنقدر سیاهنمایی میکنید که گویی مردم از تشنگی میمیرند! سخنگوی صنعت آب هم میگوید که ما توانستیم آب را به گفتمان خانوادهها تبدیل کنیم درحالیکه باید به سخنگو گفت شما آب را به گفتمان خانوادهها تبدیل نکردید، شما ترس و دلهره از بیآبی را به گفتمان تبدیل کردید. این گفتمان آب نیست، این گفتمان بدبختی است که تو به خانواده ایرانی آوردی. بعد چه کار میکند؟ تلاش میکند تا پروژه انتقال آب از عمان به خراسان را کلید بزند- اینجا جریان انقلابی باید حواسش باشد؛ هر متر مکعب آبی که از عمان انتقال پیدا میکند، شش دلار هزینه دارد. آن هم در کشوری که بسیاری از استانهای آن مشکل آب ندارد. جامعه ایرانی خودش مشکل را حل میکرد. تو دخالت نکن. ما با یک سودجویی روبهرو هستیم و متأسفانه علیه همین کنشگرانی که شما میگویید، یک کلمه نمینویسند.
اما هرجا که در مقابل تولید، صنعت و کشاورزی باشد، اینها صحبت میکنند.
مرادی: من نمیگویم آن یوز ایرانی بد است. مشکلی ندارد و حتماً باید بماند. اما یک تولهیوز را مسئله اصلی کشور میکنند که پروژه انتقال آب را انجام دهند. ما این مشکلات را داریم و این تحرکات مافیایی نباید به پای کل ایرانیان نوشته شود. اینها اصلاً ارتباطی به جامعه ایرانی ندارد. من بهعنوان کسی که از کودکی تا به الان در این فضا بودهام، در پاسگاه محیطبانی به دنیا آمدم. پدرم قبل از انقلاب تبعید بود، خانهمان در پاسگاه محیطبانی بود. باید بگویم با وجود نقصها، اما قاطبه جامعه ایران، به دلیل باورهای ایرانی و اسلامی جامعه طرفدار محیط زیست و منابع طبیعی است. هیچ رهبر حکومتی در دنیا نمیتواند ادعا بکند که بهاندازه رهبر حکومت ما متن نوشتهشده در دفاع صریح از طبیعت داشته باشد.
/انتهای پیام/