گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «مت هاپکینز»[1] پژوهشگر ارشد در حوزه تحقیقات دانشگاهی-صنعتی و «ویلیام لازونیک»[2] استاد اقتصاد، دانشگاه ماساچوست در مقالهای که در وب سایت «موسسه اندیشه اقتصادی جدید» [3] آن را منتشر کرده است نشان میدهند که تنها هدف «ایلان ماسک» مدیرعامل تسلا افزایش سود و سهام خود و در نتیجه تداوم تسلط بر شرکت است و هیچ اهمیتی برای نوآوری و کارمندان و مهندسین ماهر این شرکت قائل نیست. به گفته این دو با وجود پیشرفتهای تسلا در خودروهای برقی و موفقیتهای گذشته، تصمیمات اخیر ماسک ــ از جمله خرید توییتر، حمایت از ترامپ و ریاست وزارت کارآمدی دولت ترامپ به شهرت شرکت آسیب زده و موجب کاهش فروش و تضعیف نیروی کار متعهد شرکت شده است. در نهایت، مقاله استدلال میکند که ماسک و هیئتمدیره با تمرکز بر افزایش ثروت و قدرت شخصی خود، به جای خلق ارزش واقعی برای کارکنان و سهامداران، به «غارتگری» روی آوردهاند و این موضوع میتواند مانع سرمایهگذاری تسلا در نوآوری و تداوم رهبری آن در بازار جهانی خودروهای برقی شود.
ایلان ماسک و تجربه واقعی سهامداری
در ۶ نوامبر ۲۰۲۵ (۱۵ آبان ۱۴۰۴) دارندگان سهام تسلا ــ یا مدیران صندوقهایی که با رأی نیابتی از جانب آنها تصمیم میگیرند ــ همان چیزی را به ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا، دادند که او میخواست. ماسک با کسب ۷۵ درصد آرای سهامداران، موفق شد تأیید سهامداران را برای یک بسته بیسابقه پاداش به دست آورد. هدف این بسته افزایش دستمزد ماسک نیست، هرچند ممکن است او را بهعنوان مدیرعامل تسلا به نخستین «کارمند یک تریلیون دلاری» جهان تبدیل کند. بلکه هدف اصلی آن افزایش قدرت رأیدهی ماسک در تسلا از حدود ۱۳ درصد به ۲۵ درصد است. برای ماسک، مسئله کلیدی این است که به اندازه کافی سهام ــ و در نتیجه حق رأی ــ داشته باشد تا هیچکس نتواند او را از سمت مدیرعاملی تسلا برکنار کند. «دستمزد» فوقالعادهای که ممکن است ماسک دریافت کند، نتیجه تعداد سهامی است که ادعا میکند برای تضمین کنترل خود بر شرکت به آن نیاز دارد.
کارکنان تسلا ــ که عملکرد تولیدی تسلا به کار آنها وابسته است ــ در ترس دائمی از این به سر میبرند که مدیرعامل دمدمیمزاجشان قدرت اجرایی خود را چگونه به کار خواهد گرفت.
تأیید بسته جدید حقوق و سهام میتواند کمی نگرانی ماسک درباره حفظ کنترل استراتژیکش را کاهش دهد، کنترلی که به او اجازه میدهد منابع تسلا را مدیریت کند. این موضوع در ژانویه ۲۰۲۴ (دی ۱۴۰۲) به بحران تبدیل شد، وقتی دادگاه چانسرای دلاور (که صلاحیت رسیدگی به تسلا را داشت) بسته پاداش سهام سال ۲۰۱۸ ماسک را لغو کرد. آن بسته قرار بود ۱۲ درصد سهام تسلا را به ماسک بدهد و قدرت رأیدهی او را به ۲۵ درصد برساند. در ژوئن ۲۰۲۴ (خرداد ۱۴۰۳) ماسک و هیئتمدیره در مخالفت با حکم قاضی ایالت «دِلاور»، سهامداران را قانع کردند تا بسته ۲۰۱۸ را دوباره تصویب کنند و ۷۲ درصد آرا موافق بودند. با این حال، در دسامبر ۲۰۲۴ (آذر ۱۴۰۳) دادگاه دلاور رأی ژوئن ۲۰۲۴ (خرداد ۱۴۰۳) را قانونی ندانست و آن را باطل اعلام کرد. در اکتبر ۲۰۲۵ (مهر ۱۴۰۴) تسلا بار دیگر این تصمیم دادگاه را بهچالش کشید و پرونده هنوز در انتظار تصمیم نهایی است.
با این حال، در ژوئن ۲۰۲۴، یک رأیگیری دیگر بین سهامداران تسلا برگزار شد تا از صلاحیت «دلاور» در کنترل فعالیتها و تصمیمات آینده شرکت اجتناب شود. سهامداران برنامه ماسک برای ثبت مجدد شرکت در «تگزاس» را تصویب کردند، که اکنون محل قانونی رأیگیریها در مجمع سالانه ۲۰۲۵ است. بسته پاداش جدید سال ۲۰۲۵، شامل اعطای سهام محدود، کنترل استراتژیک ماسک را تثبیت میکند و احتمالاً حتی از بسته ۲۰۱۸ هم سودمندتر است. اما این سهام تنها در صورتی قابل واگذاری است که در طول دهه آینده، کارکنان تسلا ــ که در پایان ۲۰۲۴ تعدادشان ۱۲۵٬۶۶۵ نفر بود ــ مهارت و تلاش خود را برای دستیابی به اهداف بلندپروازانه تولید و فروش بهکار گیرند. علاوه بر این، واگذاری سهام مشروط است به اینکه ارزش بازار تسلا به ۸٫۵ تریلیون دلار برسد، رقمی که تاکنون هیچ شرکت بورسی به آن دست نیافته است.
اگر کارکنان ماسک تلاش سختگیرانه و هوشمندانهای برای کسب درآمدهای لازم بهمنظور تحقق اهداف تولید و فروش انجام دهند، و اگر معاملهگران بازار سهام قیمت سهام تسلا را به اندازه کافی بالا ببرند، ماسک صاحب ۴۲۳٫۷ میلیون سهم اضافی از سهام تسلا خواهد شد؛ رقمی معادل ۱۲ درصد سهامی که اکنون در گردش است. از ۱۲ بخش سهامی هر کدام به ارزش ۳۵.۳ میلیون سهم، واگذاری دو بخش آخر مشروط به این است که ماسک برنامهای برای جانشینی مدیرعامل تدوین کند. اگر ارزش بازار هدف ۸.۵ تریلیون دلار واقعاً محقق شود، ارزش سهام واگذارشده طبق این طرح (با فرض عدم کاهش سهم) حدود ۱.۰۲ تریلیون دلار خواهد بود.
هیئت مدیره تسلا میتواند با این سهام بالقوهای که برای ماسک در نظر گرفته شده بخشی از سهامی را که ماسک در نتیجه رأی پرونده دادگاه «دِلاور» از دست داده است، به او بازگرداند (در صورتی که دادگاه آخرین درخواست تجدیدنظر تسلا را رد کند). همچنین ۹۶ میلیون سهم دیگر نیز بهعنوان «سهام محدود» در اوت گذشته (مرداد ۱۴۰۴) به ماسک اعطا شد؛ بستهای تشویقی برای نگهداشتن او در شرکت، مشروط بر اینکه دو سال در تسلا بماند و رأی پرونده دادگاه «دِلاور» در این مدت لغو نشود.
هر یک از این «تصاحبهای قدرت» حدود ۹ درصد از سهام منتشره تسلا را به ماسک منتقل میکند و با در نظر گرفتن سهامی که از بسته ۲۰۲۵ او حاصل میشود، قدرت رأیدهی او—با فرض عدم رقیقسازی سهام—از سطح کنونی ۱۳ درصد به حدود ۳۷ درصد افزایش مییابد؛ سطحی که حتی از میزان کنترل او در سال ۲۰۱۱ نیز فراتر است. اگر ارزش بازار تسلا که اکنون به سطح بسیار بالای ۱.۵ تریلیون دلار رسیده است، به ۸.۵ تریلیون دلار جهش کند، سهامی که ماسک از تمامی سهام جدیدی که هیئتمدیره تسلا — که خود او بر آن تسلط دارد — به او اعطا میکند، دریافت خواهد کرد، و ارزش این سهام، باز هم با فرض عدم رقیقسازی، حدود ۲ تریلیون دلار خواهد بود.
سهام، منبع قدرت شرکتی
ماسک بهخوبی میداند که سهام او در تسلا فقط او را ثروتمندِ افسانهای نمیکند، بلکه سرچشمه قدرت او در شرکت است. هدف اصلی او حفظ کنترل استراتژیکش بر تسلاست. ماسک وحشت دارد که سهامداران نهادیِ تسلا ــ که دو سوم سهام شرکت را در اختیار دارند ــ ممکن است به نفع مدیرانی که توسط یک سهامدار فعال معرفی شوند رأی بدهند. چنین تغییر آرایشی در هیئتمدیره میتواند به اخراج ماسک منجر شود.
در طول سال ۲۰۲۴، ماسک در مجموع ۱۴٬۸۰۸ نفر از کارکنان تسلا را اخراج کرد؛ معادل ۱۰.۵ درصد نیروی کاری که شرکت در پایان ۲۰۲۳ داشت.
در سه دوره مختلف از تاریخ نسبتاً کوتاه تسلا، هیئتمدیره که تا سال ۲۰۱۸ خود ماسک ریاست آن را بر عهده داشت بستههای اختیار سهام برای او تصویب کرد که در صورت واگذاری کامل، به ترتیب در سالهای ۲۰۰۹، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۸، به او قدرت رأی اضافی معادل ۸ درصد، ۵ درصد و ۱۲ درصد از سهام تسلا میبخشید. ماسک در ژانویه ۲۰۲۴ (دی ۱۴۰۳) اعلام کرد که برای احساس امنیت باید دستکم ۲۵درصد از قدرت رأیدهی تسلا را در اختیار داشته باشد و گفت: «اگر این رقم ۱۵ درصد یا کمتر شود، نسبت موافق/مخالف برای کنار زدن من طوری میشود که تسلط منافع مشکوک بسیار آسان خواهد شد».
«منافع مشکوک» از نظر ماسک همان فعالان صندوقهای پوشش ریسک هستند که شکارچیان شرکتها محسوب میشوند. این افراد میتوانند با جلب آرای نیابتی سهامداران نهادی مانند صندوقهای بازنشستگی و صندوقهای مشترک در یک نبرد نیابتی پیروز شوند و سپس، به قول ضربالمثل معروف آمریکایی، «مدیرعامل را از پنجره بیرون بیندازند». ماسک از این مسئله شکایت کرده و گفته است: «واقعاً احساس راحتی ندارم که اینجا یک ارتش ربات بسازم و بعدش، میدانید، به خاطر یکسری توصیه احمقانه از سوی دو شرکت حوزه مشاوره گلس لوئیس و آی اس اس از کار برکنار شوم. یعنی واقعاً اینها تروریستهای شرکتیاند. مشکل اصلی این است که بسیاری از صندوقهای شاخصی و غیرفعال دقیقاً مطابق توصیههای این دو شرکت مشاورهای رأی میدهند».
شاید توجه ندارد که این فعالان صندوقهای پوشش ریسک هستند که از خدمات مشاوره رأی ــ یعنی «آی اس اس» و «گلس لوئیس»، که با هم بر این بازار سلطه دارند ــ استفاده میکنند تا آرای نیابتی سهامداران نهادی را بسیج کرده و در شرکتهایی مانند تسلا به استخراج ارزش سوداگرانه دست بزنند.
در سال ۱۹۸۸، وزارت کار آمریکا نامهای منتشر کرد که به «نامه اَوون» مشهور شد. در این نامه تصریح شده بود که صندوقهای بازنشستگی وظیفه دارند سهامی را که در پرتفوی دارایی خود نگهداری میکنند، در رأیگیریها بهکار بگیرند. در سال ۲۰۰۳، یک حکم از سوی کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) این وظیفه را به صندوقهای مشترک نیز گسترش داد و عملاً موضع نامه «اونِ» وزارت کار را تأیید کرد. نتیجه این بود که یک سرمایهگذار فعال در صندوقهای پوشش ریسک حتی با داشتن درصد کمی از سهام منتشره یک شرکت، اکنون میتوانست بلوک بزرگی از آرای وکالتی را برای انتخابات هیئتمدیره بسیج کند و در نتیجه تهدید معتبری برای کنترل مدیریتی مدیران فعلی ایجاد کند.
قانون «بهبود بازارهای ملی اوراق بهادار» در سال ۱۹۹۶ قدرت نظارتی دولت فدرال، بهویژه کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC)، را در مقابل ایالتها افزایش داد و با اصلاح دو قانون «شرکتهای سرمایهگذاری» و «مشاوران سرمایهگذاری» ــ هر دو مصوب ۱۹۴۰ ــ راه را برای دسترسی صندوقهای پوشش ریسک و صندوقهای سرمایهگذاری خصوصی به پرتفویهای مالی عظیمِ سهامداران نهادی باز کرد. در نتیجه، داراییهای تحت مدیریت این صندوقها از اواخر دهه ۱۹۹۰ بهشدت افزایش یافت و به آنها قدرت مالی گستردهای داد تا شرکتها را هدف کارزارهای خود قرار دهند و به تصاحب ارزش سوداگرانه بپردازند؛ و در عین حال، مدیران صندوقهای بازنشستگی، موقوفههای دانشگاهی و دیگر نهادها را نیز به خاطر تلاش برای بازدهی بالاتر، بیش از پیش به مشارکت در این کارزارها تشویق کرد.
همانطور که در مقالهای درباره تسلا در سپتامبر (۲۰۲۴ (شهریور ۱۴۰۳) با جزئیات توضیح دادهایم، این خودِ ماسک بود که با ایجاد شرایط آسیبپذیر، زمینه حمله نیابتی را فراهم کرد؛ زمانی که در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ برای خرید توئیتر، سهامی معادل ۳٫۵ درصد از کل سهام در گردش تسلا را فروخت بیشک با این باور که بسته اختیار سهام سال ۲۰۱۸ او تضمینشده است. اما همانگونه که در بالا شرح دادیم، دادگاه دلاور آن بسته را دو بار ــ و شاید بار سوم نیز ــ لغو کرد و او را از ۱۲ درصد سهامی که فکر میکرد متعلق به اوست محروم ساخت.
آیا تسلا میتواند به یک شرکت ۸٫۵ تریلیون دلاری تبدیل شود؟
هیچ تردیدی نیست که ایلان ماسک بهعنوان یک سرمایهگذار، کارآفرین و مدیرعامل، نقش کلیدی در تبدیل تسلا از یک استارتاپ نامطمئن به یک شرکت پیشروی جهانی در حوزه خودروهای برقی ایفا کرد. او این موفقیت را در حالی به دست آورد که همزمان از سال ۲۰۰۲ در «اسپیساکس» نیز نقشی مشابه بر عهده داشت؛ یعنی دو سال پیش از آنکه بهعنوان سرمایهگذار و رئیس هیئتمدیره به تسلا بپیوندد. با این حال، موفقیت تسلا تنها حاصل تلاش او نبود بلکه به مهارتها و تلاشهای دهها هزار کارمند وابسته بود از جمله گروه کوچکی از افراد کلیدی که به ماسک اعتماد داشتند و ماسک نیز به آنها اعتماد میکرد. این افراد در فرایند یادگیری جمعی و تدریجی موردنیاز برای توسعه مجموعهای از خودروهای برقی باکیفیت و سپس تولید انبوه آنها نقشی اساسی داشتند.
چالش کنونی تسلا این است که در بازارهای جهانی مزیت رقابتی خود را تا حدی از دست داده است. بخشی از آن به دلیل سوءاستفاده ماسک از موقعیت کنترل استراتژیک خود است.
در اعمال کنترل استراتژیک بر تسلا، نقش اصلی ماسک حمایت از توسعه و بهرهگیری از این قابلیتهای سازمانی و همچنین محافظت از آنها در برابر شکارچیان شرکتی بود؛ افرادی که ممکن بود برای منافع شخصی خود، و به زیان توسعه پایدار این شرکت نوآور، به استخراج ارزش از تسلا اقدام کنند. مشکلِ استخراج ارزش سوداگرانه، که بالقوه هر شرکتی را تهدید میکند که میخواهد درآمد و سود خود را حفظ کند و آن را در قابلیتهای نوآورانه سرمایهگذاری مجدد کند، میتواند از داخل یا خارج شرکت ــ یا هر دو ــ سرچشمه گیرد.
از داخل شرکت، شکارچی ممکن است مدیران ارشد فعلی باشند؛ اگر شرکت را برای منافع شخصی خود اداره کنند نه برای تولید محصولات باکیفیت و کمهزینه. از بیرون، شکارچیان میتواند کسانی باشند که از طریق دسترسی به قدرت رأیدهی، کنترل استراتژیک شرکت را غصب میکنند. همانطور که پیشتر اشاره کردیم، از دهه ۱۹۸۰ این شکارچیان بیرونی ــ موسوم به فعالان صندوقهای پوشش ریسک ــ قدرتمندتر شدهاند. حتی تهدید آنها برای تصاحب کنترل استراتژیک یک شرکت میتواند مدیران فعلی را به اقداماتی مانند کوچکسازی نیروی کار و توزیع نقدینگی شرکت بین سهامداران از طریق بازخرید سهام سوق دهد. این الگوی تخصیص منابع ــ کوچکسازی و توزیع ــ برای سرمایهگذاری در قابلیتهای تولیدی شرکت زیانبار است.
همانطور که دیدهایم، خود ماسک میگوید که برای تضمین کنترل استراتژیکش بر شرکت خودروهای برقی تسلا، باید مالکیت مؤثرِ دستکم ۲۵ درصد از سهام آن را داشته باشد. در شرایط عادی کسبوکار، سهم مالکیت او با اعطای سهام به طیف گستردهای از کارکنان تسلا کاهش مییابد؛ سهامی که با هدف جذب، نگهداشت، انگیزش و پاداشدهی به کارکنان صادر میشود. هر بار که کارکنان تسلا سهامی را که از این روش دریافت کردهاند در بازار میفروشند، قدرت رأیدهی نسبی ماسک اندکی کاهش مییابد. یک یا دو بار در هر دهه، او نزد هیئتمدیره بازمیگردد و سهام بیشتری طلب میکند (و دریافت میکند). هرچه ارزش بازار سهام تسلا افزایش یافته، ارزش بستههای مبتنی بر سهام ماسک نیز بیشتر شده است.
با این حال، کارکنان تسلا ــ که عملکرد تولیدی تسلا به کار آنها وابسته است ــ در ترس دائمی از این به سر میبرند که مدیرعامل دمدمیمزاجشان قدرت اجرایی خود را چگونه به کار خواهد گرفت. در طول سال ۲۰۲۴، او در مجموع ۱۴٬۸۰۸ نفر از کارکنان تسلا را اخراج کرد؛ معادل ۱۰.۵ درصد نیروی کاری که شرکت در پایان ۲۰۲۳ داشت؛ و این تازه برای ماسک «گرمکردن» پیش از موج اخراجهای جمعی بود که پس از گماردهشدن به ریاست «وزارت کارآمدسازی دولت» با شور و شوق دنبالشان کرد؛ سمتی که با پرداخت ۲۸۸ میلیون دلار برای کمک به ترامپ در رسیدن دوباره به کاخ سفید به دست آورد.
موافقت ماسک با نقش مشاور ویژه ترامپ باعث شد قیمت سهام تسلا به بالاترین حد خود برسد، حتی در حالی که دادگاه دلاور بسته حقوقی او در سال ۲۰۱۸ را لغو کرد و سهم او در شرکت را به کمترین حد رساند. با این حال، فروش خودروهای برقی تسلا از سال ۲۰۲۳ شروع به رکود کرد و اکنون احتمالاً در سال ۲۰۲۵ کاهش خواهد یافت تا حدی به دلیل سیاستهای ضد انرژی پاک ترامپ که ماسک از آن حمایت کرد و تا حدی به دلیل اینکه ماسک با حمایت از ترامپ برای ریاست جمهوری و سپس نمایش خودشیفتگی افراطیاش بهعنوان رئیس قلدر «وزارت کارآمدی»، مشتریان واقعی و بالقوه تسلا در ایالات متحده را ناراضی کرد.
موفقیت تسلا تنها حاصل تلاش ماسک نبود بلکه به مهارتها و تلاشهای دهها هزار کارمند وابسته بود از جمله گروه کوچکی از افراد کلیدی که به ماسک اعتماد داشتند و ماسک نیز به آنها اعتماد میکرد.
«ماسک» بهعنوان رئیس وزارت کارآمدی از قدرت خود برای نابود کردن سازمان توسعه بینالمللی آمریکا، تصاحب دادههای سیستمهای فناوری اطلاعات دولت و اخراج ۳۰۰ هزار کارمند فدرال استفاده کرد. علیرغم این اخراجها ماسک نتوانست بیش از بخش کوچکی از ۲ تریلیون دلاری که بهعنوان صرفهجویی برای مالیاتدهندگان وعده داده بود، محقق کند. اختلاف ماسک با دولت ترامپ در زمانی رخ داد که «لایحه بزرگ و زیبای» ترامپ بخشی از معافیتهای مالیاتی برای ثروتمندان در قانون کاهش مالیات و مشاغل ۲۰۱۷ را دائمی کرد. در حالی که این قانون بیشترین منفعت را برای میلیاردرهایی مثل ماسک داشت، کسری بودجه آمریکا را نیز ۱ تا ۲ تریلیون دلار افزایش داد؛ رقمی تقریباً برابر با آنچه ماسک ادعا کرده بود حذف اشتغال دولتی توسط وزارت کارآمدی برای مالیاتدهندگان صرفهجویی خواهد کرد.
حضور پرجنبوجوش و پر از نمایشهای عجیب ماسک بهعنوان مشاور ترامپ، به برند تسلا بهشدت آسیب زد و منجر به کاهش فروش محصولات تسلا در اروپا و در آمریکا تا ۱.۲۶ میلیون دستگاه شد. پس از خرید ۴۴ میلیارد دلاری توئیتر، ماسک بهعنوان یک کاهشدهنده بیرحم نیروی کار، کنترل شرکت را با حذف ۸۰ درصد از کارکنان آن و تغییر نام از توئیتر به ایکس در دست گرفت. سپس با هدایت محتوای ایکس به سمت جریان راست افراطی، اعتبار خود را نزد بسیاری از مشتریان فعلی و بالقوه تسلا خدشهدار کرد و خود را برای آنها به شخصی غیرقابل قبول و آسیبزننده تبدیل کرد. در حالی که در طول سال ۲۰۲۳، ماسک بر تغییرات افراطی در توئیتر متمرکز بود فروش و سود خالص تسلا کاهش یافت. در سهماهه اول ۲۰۲۴، فروش خودروهای برقی تسلا نسبت به سهماهه قبل ۲۰ درصد و درآمدها نسبت به سال قبل ۱۳ درصد کاهش یافت. پاسخ ماسک به این وضعیت، اعلام اخراج جمعی ۲۰ درصد از نیروی کار تسلا بود، که دقیقاً با درصد کاهش فروش واحدها همخوانی داشت و نشاندهنده مدیریت بحران شدیداً هزینهمحور و بیرحمانه او بود.
هیچ کارمندی در امان نبود. وقتی مدیر ارشد تیم موفق «سوپرشارژر» تسلا تلاش کرد کارکنان خود را از قساوت ماسک محافظت کند، او کل گروه را اخراج کرد و علاوه بر آن، کارکنانی که در حال راهاندازی و میزبانی ایستگاههای «سوپرشارژر» بودند نیز در بلاتکلیفی کامل قرار گرفتند.
در حالی که مشکلات و کاهش نیروها در شرکت ادامه داشت، ماسک در یک مراسم تبلیغاتی ترامپ در ۱۲ اوت ۲۰۲۴ (۲۲ مرداد ۱۴۰۳) به نظر میرسید خوشحال است که ترامپ او را «بزرگترین کاهشدهنده نیروها» نامید. این لقب به این دلیل بود که ماسک بدون توجه به کارکنانی که شغل خود را از دست دادند و بدون توجه به انگیزه و توانایی کارکنان باقیمانده، در توئیتر و تسلا دست به اخراجهای گسترده زده بود.
تمرکز روی تعیین یک هدف عجیب و بسیار بزرگ برای ارزش بازار تسلا، مثل ۸.۵ تریلیون دلار، اشتباه است، چون اولویت را به جای خلق ارزش واقعی و نوآوری به کسب سود میدهد. به جای این کار، ماسک و همه کارکنان باید بر اساس سهم خود در ساختن و نگهداری شرکتی نوآور که بتواند در بازار جهانی خودروهای برقی و ذخیرهسازی انرژی پیشتاز بماند، حقوق و پاداش دریافت کنند. تا سال ۲۰۲۴، تسلا در تولید خودروهای برقی پیشرو بود، اما اکنون توسط شرکت «بی وای دی» چین پشت سر گذاشته شده است. بنابراین، مهمترین کار تسلا این است که دوباره روی نوآوری و تولید خودروهای برقی متمرکز شود تا بتواند جایگاه رهبری خود را حفظ کند.
پاسخ نوآورانه شامل ادغام هوش مصنوعی و رباتیک در توسعه و استفاده از خودروهای تسلا، از جمله اتومبیلهای خودران، با بهرهگیری از فناوریهای تولید پیشرفته است. چالش کنونی تسلا این است که در بازارهای جهانی مزیت رقابتی خود را تا حدی از دست داده است. بخشی از آن به دلیل سوءاستفاده ماسک از موقعیت کنترل استراتژیک خود است. در حالی که هوش مصنوعی و رباتیک را در توسعه خودروهای برقی پیشرفته ادغام میکند، تسلا باید در قابلیتهای خود برای توسعه باتریهای نوآورانه نیز سرمایهگذاری کند که در هسته پیشرفت تکنولوژی خودروهای برقی قرار دارد.
رویکرد غارتگرایانه ماسک و هیئت مدیریه تسلا
با پیوند دادن بسته حقوقی ماسک به تسلط بر هوش مصنوعی و رباتیک، ماسک و هیئت مدیرهاش خود را در رقابت مستقیم با شرکتهای فناوری دیگر قرار دادهاند که صدها میلیارد دلار روی این فناوریها سرمایهگذاری میکنند. برخی از شرکتهای نوپا ممکن است در نوآوری شکست بخورند، اما با توجه به رونق سفتهبازی، سرمایهگذاران خطرپذیر، مؤسسان و مدیران ارشد آنها در این فرآیند به ثروت زیادی دست مییابند. خود تسلا هیچ شانسی برای موفقیت واقعی در نوآوری ندارد اگر هدف اصلی ماسک و مدیران چاپلوسش این باشد که با به دست آوردن هر چه بیشتر سهام تسلا، ثروت شخصی خود را به حداکثر برسانند.
حضور پرجنبوجوش و پر از نمایشهای عجیب ماسک بهعنوان مشاور ترامپ، به برند تسلا بهشدت آسیب زد و منجر به کاهش فروش محصولات تسلا در اروپا و در آمریکا تا ۱.۲۶ میلیون دستگاه شد.
با این حال، در ۶ نوامبر ۲۰۲۵ (آبان ۱۴۰۴) آرای سهامداران شمارش شد و با احتساب «ذخیره ویژه ۲۰۸ میلیون سهام» پاداش مبتنی بر سهام به وی این امکان را میدهد که بتواند کنترل استراتژیک خود را برای آینده قابل پیشبینی تضمین کند. ماسک همچنان مدیرعامل شرکتی است که زمانی پیشگام و رهبر تحول جهانی خودروهای برقی بود. آیا باید انتظار داشته باشیم که ماسک هنوز توانایی و انگیزه رهبری تسلا بهعنوان یک شرکت نوآور و مسئولیتپذیر اجتماعی را در دهه آینده داشته باشد؟
برای پاسخ به این سؤال، میتوانیم به ادعاهای «رابین دنهولم» [4]، رئیس هیئتمدیره تسلا، در نامهای به سهامداران مورخ ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ (۵ آبان ۱۴۰۴) نگاه کنیم که در آن از آنها خواسته شده از بسته تشویقی سهام برای ماسک حمایت کرده و به آن رای بدهند. شایان ذکر است که «دنهولم» مدیون ماسک است که از سال ۲۰۱۴ در هیئتمدیره تسلا باقی مانده است. او در سال ۲۰۱۹ به ریاست هیئتمدیره منصوب شد، زمانی که ماسک به دستور کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) مجبور به کنارهگیری شد، پس از آن که با توئیت خود درباره تأمین مالی برای خصوصی کردن تسلا به قیمت دلخواه ۴۲۰ دلار به ازای هر سهم، بازار سهام را متلاطم کرده بود. به گفته «دنهولم» عضویت او در هیئتمدیره تسلا ثروت هنگفتی برایش به ارمغان آورده است. از زمان پیوستن به هیئتمدیره، «دنهولم» ۵۳۴.۶ میلیون دلار پاداش مبتنی بر سهام دریافت کرده است.
«دنهولم» ادعا میکند که بسته جبران خدمات یک تریلیون دلاری ماسک برای حفظ او بهعنوان مدیرعامل ضروری است. او ادعا نمیکند که ماسک این مبلغ را برای انگیزش خود جهت ادامه کار در شرکت طلب کرده است؛ بلکه همانطور که ماسک خود گفته، «دنهولم» میپذیرد که هدف او داشتن قدرت رأیدهی کافی است تا بتواند کنترل استراتژیک خود را حفظ کند.
«دنهولم» درباره توجیه اختصاص بسته ویژه سهام برای ماسک مینویسد: «ما این کار را با به چالش کشیدن ایلان انجام دادهایم و این کار را مشروط بر تعهد او برای ادامه رهبری تسلا حداقل به مدت ۷٫۵ سال دیگر و در عین حال هدایت موفقیتآمیز شرکت برای دستیابی به دستاوردهای جاه طلبانه جدید انجام دادهایم. بدون ایلان، تسلا ممکن است ارزش قابل توجهی را از دست بدهد، زیرا شرکت ما دیگر ممکن است بر اساس آنچه قصد داریم به آن دست یابیم، ارزشگذاری نشود. هیئتمدیره ما معتقد است که تسلا میتواند فراتر از این باشد، سهامداران ما شایسته بیش از این هستند و ایلان رهبر مناسبی است تا به ما کمک کند ظرفیت کامل خود را محقق کنیم.»
واضح است که «دنهولم» تا حدی سهامداران تسلا را با این تهدید که ارزش کل سهامشان در صورت کنارهگیری ایلان از مدیرعاملی به یک رقم «ناچیز» مشابه جنرال موتورز، یعنی ۶۰ میلیارد دلار، از ۱٫۵ تریلیون دلار کاهش خواهد یافت، تحت فشار قرار میداد. اما همانطور که ما با جزئیات مستند کردهایم، از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۱، مهمترین دستاورد ماسک هدایت تسلا بهعنوان پیشروترین تولیدکننده خودروهای برقی جهان بود؛ موفقیتی بزرگ که احتمالاً سرعت گذار جهانی به خودروهای برقی را دستکم نیم دهه تسریع کرد، بهویژه زمانی که در سال ۲۰۱۹، تسلا نخستین خودروساز خارجی با مالکیت کامل شد که تولید انبوه در چین را آغاز کرد.
دستاوردهای نوآورانه تسلا موجب افزایش شدید قیمت سهام آن شد و ارزش بازار سهام تسلا به ۱ تریلیون دلار رسید، زیرا از سال ۲۰۲۰، تسلا برای اولین بار بهطور مداوم سودآور شد. با این حال، از زمان خرید توئیتر، رفتار ماسک بهطور فزایندهای دمدمیمزاج و گاه غیرعادی شده و آسیب زیادی به شهرت تسلا چه از طریق تأمین مالی کمپین ریاستجمهوری ترامپ و چه با آشوبآفرینی در واشینگتن بهعنوان رئیس وزارت کارآمدی دولت وارد کرده است.
«ماسک» بهعنوان رئیس وزارت کارآمدی از قدرت خود برای نابود کردن سازمان توسعه بینالمللی آمریکا، تصاحب دادههای سیستمهای فناوری اطلاعات دولت و اخراج ۳۰۰ هزار کارمند فدرال استفاده کرد.
در همین حال، در کارخانههای خودرو، ماسک با یک اشتباه عظیم به نام «سایبرتراک» روبهروست که فروش ضعیفی داشته است. شرکت همچنان بخش اعظم تولید باتری خود را به پاناسونیک و کاتل برونسپاری میکند؛ فناوری کلیدیای که تولیدکنندگان برتر خودروهای برقی را از شرکتهایی که «صرفاً یک خودروساز معمولی» هستند متمایز میکند. همانطور که در بالا بحث کردیم، تسلا هیچ مزیت رقابتی ذاتی در زمینه رباتیک و هوش مصنوعی ندارد، مگر اینکه این مزایا بر پایه موقعیت تسلا بهعنوان پیشروترین تولیدکننده خودروهای برقی جهان شکل گرفته باشد.
با وجود وعدههای ماسک، تسلا نتوانسته است به رقیبی جدی در حوزه اتومبیلهای خودران تبدیل شود. با توجه به رقابت فشرده در توسعه و کاربرد هوش مصنوعی، هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد تسلا در حال تبدیل شدن به رهبر جهانی هوش مصنوعی بهعنوان یک فناوری مستقل یا ادغامشده در خودروهای خود است. در حوزه رباتیک نیز رهبری جهانی در خارج از آمریکا، بهویژه در آسیا و اروپا قرار دارد؛ حتی با رشد تولید خودروهای تسلا، دلیلی برای باور اینکه تسلا بهزودی به نیروی اصلی در رباتیک بهعنوان یک خط کسبوکار تبدیل شود وجود ندارد؛ و به دلیل آسیب به شهرت خود ماسک بهعنوان دشمن کارگران و دستکم نیمی از رأیدهندگان، میتوان انتظار داشت که تسلا در جذب و نگهداشت واجدترین و متعهدترین کارکنان ــ که خالقان واقعی ارزش در هر شرکت نوآور هستند ــ با مشکل مواجه شود.
اگر ما مالک بلوکی از سهام تسلا بودیم (که نیستیم)، میخواستیم هیئتمدیره فرد دیگری را پیدا کند که سپس هیئتمدیره موجود را کنار بگذارد و هیئتمدیره جدیدی تشکیل دهد. اگر در تسلا کار میکردیم (که نمیکنیم)، ترجیح میدادیم برای کسی کار کنیم که ما را قابل جایگزینی نبیند و به کاری که انجام میدهیم احترام بگذارد و به آن پاداش دهد.
https://www.ineteconomics.org/perspectives/blog/elon-musks-latest-power-grab-will-teslas-ceo-become-the-worlds-first-trillion-dollar-employee
[1] . Matt Hopkins
[2] . William Lazonick
[3] . The Institute for New Economic Thinking
[4] . Robyn Denholm
/انتهای پیام/