۱۴۰۵/۰۱/۳۰
۱۶:۲۲
کد خبر : ۱۱۹۳۲
بررسی تحریف اخبار جنگ غزه در رسانه‌های آلمانی به قلم «فابیان گلدمن» و «اسکار دیویس»؛

چشم‌پوشی از صدای فلسطین

نسل کشی فلسطین در حال وقوع است و رسانه های غربی سکوت کرده اند
اگر دقیق‌تر بررسی کنیم که چه زمانی از منابع فلسطینی در تیترهای خبری استفاده می‌شود، سوگیری رسانه‌ای شدیدتری را می‌بینیم. به نظر می‌رسد رسانه‌های آلمانی فقط در موارد خاصی بیانیه‌های رسمی فلسطینی را شایسته تبدیل‌شدن به تیتر خبری می‌دانند.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ زینب اکبری: «فابیان گلدمن» [1] - روزنامه‌نگار آلمانی و نویسنده کتاب «رسانه‌های دولتی و نسل‌کشی در غزه» که دسامبر ۲۰۲۵ (آذر ۱۴۰۴) منتشر شد - به همراه «اسکار دیویس» [2] - نویسنده و مترجم ساکن در لندن - پژوهشی را در مورد بازتاب اخبار جنگ غزه در ۴ رسانه برجسته آلمانی در طول ۱۶ ماه جنگ انجام داده‌اند که حاوی نکات تکان‌دهنده‌ای است. این پژوهش که در مجله «jacobin» منتشر شده، نشان می‌دهد در نزدیک به ۵ هزار تیتر خبری در چهار رسانه مطرح آلمان شامل «اشپیگل»، «دی‌تسایت»، «تاگ‌شاو» و «بیلد» به طور قابل‌توجهی به منابع رسمی اسرائیلی در پوشش اخبار جنگ غزه و به‌طورکلی خاورمیانه استناد شده و رسانه‌های فلسطینی، عربی و حتی گزارش‌های نهادهای معتبر بین‌المللی نادیده گرفته شده است. بر پایه این پژوهش، رسانه‌های آلمانی تقریباً هیچ توجهی به گزارش‌های میدانی خبرنگاران فلسطینی، لبنانی و رسانه‌های عربی ندارند؛ درحالی‌که این منابع با پوشش سریع و جامع اخبار منطقه‌ای شناخته شده‌اند.

 

رسانه‌های آلمانی و جانب‌داری در پوشش اخبار غزه

رسانه‌های اصلی آلمان در گزارش‌های خود درباره خاورمیانه، عمدتاً به بیانیه‌های رسمی اسرائیل تکیه می‌کنند. در مجموع منابع فلسطینی و لبنانی، به همراه تمامی سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای غیردولتی فعال در خاورمیانه، تنها نیمی از دفعاتی که دولت و ارتش اسرائیل به‌عنوان منبع خبر ذکر شده‌اند، در تیترهای خبری رسانه‌های آلمانی دیده می‌شوند. این نتیجه مطالعه‌ای است که ۴٬۸۵۳ گزارش خبری منتشرشده در رسانه‌های مطرح آلمان را از تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا ۱۹ ژانویه ۲۰۲۵ (۱۵ مهر ۱۴۰۲ تا ۳۰ دی ۱۴۰۳) - روزی که آتش‌بس دوباره شکسته شد - بررسی کرده است. این تحقیق به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد: رسانه‌های آلمانی هنگام پوشش جنگ، به کدام منابع استناد می‌کنند؟ اظهارات چه کسانی بیشترین شانس را برای تبدیل‌شدن به تیتر خبر دارند؟ تا چه حد پوشش خبری آلمان درباره خاورمیانه جانب‌دارانه است؟

مجموع منابع فلسطینی و لبنانی، به همراه تمامی سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای غیردولتی فعال در خاورمیانه در تنها نیمی از دفعاتی که دولت و ارتش اسرائیل به‌عنوان منبع خبر ذکر شده‌اند، در تیترهای خبری رسانه‌های آلمانی دیده می‌شوند.

در این مطالعه، برخی از بزرگ‌ترین رسانه‌های آلمان بررسی شده‌اند: تاگِشاو (Tagesschau)به‌عنوان پرمخاطب‌ترین برنامه خبری تلویزیونی؛ بیلد (Bild)به‌عنوان پرفروش‌ترین روزنامه روزانه؛ دی‌تسایت (Die Zeit) به‌عنوان معتبرترین هفته‌نامه و اشپیگل (Der Spiegel) به‌عنوان مهم‌ترین هفته‌نامه خبری.

تیترهای خبری مربوط به خاورمیانه بر اساس منبع اطلاعاتی‌شان دسته‌بندی شده‌اند. برای نمونه، تیتر «تونل حماس زیر ساختمان‌های آنروا پیدا شد» بر پایه اظهارات ارتش اسرائیل بود. تیتر «دست‌کم ۵۰ کشته در حمله اسرائیل به اردوگاه پناه‌جویان» از منبع وزارت بهداشت فلسطین بوده و گزارش سازمان ملل راجع به اینکه نظام سلامت غزه در آستانه فروپاشی است نیز همان‌گونه که از عنوانش پیداست، به اطلاعات سازمان ملل استناد داشته است. در مجموع، ۴٬۸۵۳ تیتر خبری مورد بررسی قرار گرفتند.

برای این پژوهش، فقط گزارش‌های خبری انتخاب شدند؛ چرا که این نوع محتوا، هسته اصلی روزنامه‌نگاری را تشکیل می‌دهد و از قواعدی نسبتاً عینی، بدون نظر شخصی یا توصیف‌های ادبی، بلکه با اطلاعات و واقعیت‌های قابل راستی‌آزمایی پیروی می‌کند؛ بنابراین نتایج این تحقیق، فقط به پوشش‌های خبری مربوط می‌شود و شامل یادداشت‌ها، داستان‌های ویژه و مصاحبه‌ها نمی‌شود. در مورد روزنامه بیلد، چنین تفکیکی انجام نشد؛ چرا که محتوای این رسانه به هیچ یک از قالب‌های استاندارد ژورنالیستی پایبند نیست. ازاین‌رو، تمام مقالات آن در این تحلیل گنجانده شده‌اند.

 

برای هر تیتر خبری درباره فلسطین، ۹ تیتر از اسرائیل منتشر شده است

نتایج تحقیق ابتدا بر اساس منطقه دسته‌بندی شد: اسرائیل یا فلسطین؟ یافته‌ها کاملاً گویا هستند؛ از میان ۴٬۸۵۳ تیتر خبری تحلیل‌شده، ۲٬۱۰۰ تیتر (۴۳٫۳ درصد) به منابع اسرائیلی بازمی‌گشتند، درحالی‌که تنها ۲۴۴ تیتر (۵ درصد) از منابع فلسطینی نشئت گرفته بودند. به‌عبارت‌دیگر، در «اشپیگل» و «دی‌تسایت» به‌ازای هر تیتر برگرفته از منبع فلسطینی، ۷ تیتر از منابع اسرائیلی منتشر شده است. در «تاگشاو» این نسبت هشت به یک و در روزنامه «بیلد» نسبت فاحش‌تر است: هجده تیتر اسرائیلی در برابر یک تیتر فلسطینی. این یعنی منابع اسرائیلی در هفته اول پوشش خبری، بیشتر از کل منابع فلسطینی در شش ماه اول، در تیتر رسانه‌های برجسته آلمان جای گرفته‌اند.

در طول شانزده ماه بررسی، مجموع تیترهایی که بر پایه منابع لبنانی، ایرانی، یمنی و سوری منتشر شده‌اند، فقط ۲۹۳ تیتر (۶ درصد) از کل تیترها را شامل می‌شود.

وضعیت در رابطه با دیگر کشورهای منطقه نیز بهتر نیست. در طول شانزده ماه تحقیق، مجموع تیترهایی که بر پایه منابع لبنانی، ایرانی، یمنی و سوری منتشر شده‌اند، فقط ۲۹۳ تیتر (۶ درصد) از کل تیترها را شامل می‌شود. مثلاً تیتری مانند «لبنان آخرین نیروگاه برق خود را خاموش کرد» در واکنش به حملات اسرائیل منتشر شده بود. چهار رسانه بررسی‌شده - اشپیگل، دی‌تسایت، تاگشاو و بیلد - همگی تقریباً به یک میزان، در سه هفته اول گزارش‌های خود به منابع اسرائیلی استناد کرده‌اند و اطلاعاتی که از نزدیک‌ترین متحد اسرائیل - ایالات متحده - منشأ گرفته بود نیز به طور قابل‌توجهی در تیترها ظاهر شده است. منابع آمریکایی پایه ۵۸۰ تیتر خبری (۱۲ درصد) از کل بودند؛ رقمی تقریباً برابر با مجموع کل تیترهای برگرفته از پنجاه و هفت کشور عمدتاً عربی و اسلامی که در مجموع ۵۹۳ تیتر را شامل می‌شدند.

در این میان، اشپیگل وابستگی خاصی به دیدگاه‌های ایالات متحده نشان داده است. در گزارش‌های این رسانه، از هر شش تیتر خبری درباره رویدادهای خاورمیانه، یکی بر پایه اطلاعات منابع آمریکایی بوده است (۱۷٫۱ درصد). البته، تمرکز صرف بر کشور منشأ منابع خبری، تنها اجازه نتیجه‌گیری‌های محدودی درباره شیوه‌های روزنامه‌نگاری در تحریریه‌ها را می‌دهد. سردبیران، منابع خبری را صرفاً بر اساس ملیت انتخاب نمی‌کنند، بلکه معیارهای ژورنالیستی نظیر اهمیت، به‌موقع‌بودن، دسترسی داشتن و اعتبار نیز در انتخاب منابع نقش دارند. با این حال، با توجه به اینکه بیشتر رویدادهای خبری از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به بعد در نوار غزه رخ داده‌اند، انتظار می‌رفت که رسانه‌ها به طور گسترده از منابع فلسطینی مانند شاهدان عینی، نیروهای امدادی، خبرنگاران میدانی و نمایندگان سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای غیردولتی استفاده کنند. حداقل در تئوری چنین انتظاری منطقی به نظر می‌رسد.

 

منابع دولتی در اولویت قرار دارند

در عمل، علاوه بر گرایش رسانه‌ها به استفاده از منابع اسرائیلی، یک ترجیح دیگر نیز به‌وضوح دیده می‌شود: اظهارات رسمی دولت‌ها. از میان ۴٬۸۵۳ تیتر بررسی‌شده، ۳٬۵۱۷ تیتر (۷۲٫۵ درصد) بر اساس بیانیه‌های دولت‌ها، سرویس‌های اطلاعاتی و ارتش‌ها بوده‌اند. برای مقایسه، در این تحلیل، کنشگران شبه‌دولتی مانند حماس، تشکیلات خودگردان فلسطین، حزب‌الله و حوثی‌ها نیز در دسته منابع حکومتی گنجانده شده‌اند.

در میان رسانه‌های مورد بررسی، «دی‌تسایت» بیشترین اتکا را به منابع دولتی نشان داده است (۷۹٫۱ درصد)، درحالی‌که «بیلد» کمترین میزان را داشته است (۵۹٫۵ درصد). دلیل این تفاوت در بیلد، تا حد زیادی به محتوای عامه‌پسند و تیترهای جنجالی آن مربوط می‌شود. مانند این تیتر: «حماس می‌خواست سر سرباز کشته‌شده را بفروشد» که احتمالاً از رسانه‌های اسرائیلی برداشت شده‌اند.

رسانه‌های اصلی آلمان در گزارش‌های خود درباره خاورمیانه، عمدتاً به بیانیه‌های رسمی اسرائیل تکیه می‌کنند.

چنین سهم بالایی از اطلاعات مبتنی بر منابع حکومتی در هر حوزه‌ای از روزنامه‌نگاری می‌تواند نگران‌کننده باشد. اما در زمینه گزارش‌های مربوط به جنگ و بحران، عدم بررسی انتقادی اظهارات رسمی، اثرات بسیار جدی‌تری دارد؛ چرا که تبلیغات و اطلاعات نادرست، بخشی از ابزار هر طرف درگیر در جنگ است. ازاین‌رو، انتظار می‌رود رسانه‌ها هنگام استفاده از چنین منابعی، با دقت و احتیاط بیشتری عمل کنند. اما واقعیت کاملاً برعکس است: در رسانه‌های اصلی آلمان، در درجه اول بیانیه‌های رسمی دولت اسرائیل مبنای گزارش‌ها قرار می‌گیرند. دولت و ارتش اسرائیل، با اختلاف زیاد، مهم‌ترین منابع خبری در پوشش مسائل خاورمیانه در رسانه‌های آلمانی هستند.

در تمام رسانه‌های مورد بررسی، حداقل یک‌سوم تیترها (به طور میانگین ۳۵٫۵ درصد) بر اساس اظهارات و اطلاعات رسمی اسرائیل منتشر شده‌اند. در مقابل، تنها ۱۹۴ تیتر (۴ درصد) بر پایه منابع رسمی فلسطینی بوده‌اند، این در حالی است که دقت و اعتبار آمارهای تلفات اعلام‌شده از سوی منابع فلسطینی، برخلاف ارقام منتشرشده توسط ارتش اسرائیل، بارها از سوی سازمان ملل، سازمان‌های غیردولتی و پژوهش‌های دانشگاهی تأیید شده‌اند.

دولت و ارتش اسرائیل، با اختلاف زیاد، مهم‌ترین منابع خبری در پوشش مسائل خاورمیانه در رسانه‌های آلمانی هستند.

 

منابع فلسطینی چه زمانی مورد استناد قرار می‌گیرند؟

اگر دقیق‌تر بررسی کنیم که چه زمانی از منابع فلسطینی در تیترهای خبری استفاده می‌شود، سوگیری رسانه‌ای حتی شدیدتری نیز به چشم می‌خورد. به نظر می‌رسد رسانه‌های آلمانی فقط در موارد خاصی، بیانیه‌های رسمی فلسطینی را شایسته تبدیل‌شدن به تیتر خبری می‌دانند. مواردی مانند کشته‌شدن اعضای حماس. مثلاً «رهبر حماس - هنیه - در تهران کشته شد». اقدامات خشونت‌بار فلسطینی‌ها علیه اسرائیل. مثلاً: «حماس مسئولیت حمله در اورشلیم را برعهده گرفت.» روند مذاکرات آتش‌بس. مثلاً: «حماس آتش‌بس موقت را رد کرد.» یا اختلافات داخلی میان گروه‌های فلسطینی. مثلاً: «محمود عباس از اقدامات حماس فاصله گرفت.»

برای مثال، «اشپیگل» از میان ۸۴ تیتر که بر اساس اظهارات رسمی فلسطینی‌ها تنظیم شده بودند، فقط در ۳۷ تیتر به اقدامات خشونت‌بار اسرائیل یا پیامدهای آن برای غیرنظامیان فلسطینی پرداخته‌اند (تنها ۲٫۱ درصد از کل تیترها). در «دی‌تسایت» از میان ۴۲ تیتر، فقط ۱۴ مورد (۱٫۷ درصد) به این موضوعات اختصاص داشتند. در «تاگِشاو» از ۵۲ تیتر، فقط ۱۹ مورد (۱٫۵ درصد) به این نوع اطلاعات پرداخته‌اند و در بیلد حتی یک مورد هم وجود نداشته است. منابع دیگر آمارهای تلفات فلسطینی مانند پزشکان فلسطینی، بیمارستان‌ها و نیروهای امدادی نیز تقریباً هیچ جایی در تیترها نداشته‌اند. در طی شانزده ماه پوشش خبری توسط تاگشاو، اشپیگل، دی‌تسایت و بیلد، تنها ۱۰ تیتر از مجموع ۴٬۸۵۳ تیتر (۰٫۲ درصد) بر اساس این منابع تنظیم شده‌اند.

 

بی‌توجهی به گزارش نهادی‌های بین‌المللی

به دلیل محاصره نوار غزه توسط اسرائیل، خبرنگاران خارجی تقریباً هیچ امکانی برای راستی‌آزمایی مستقل اطلاعات در محل ندارند. در چنین شرایطی، انتظار می‌رود که رسانه‌ها به شکل گسترده‌ای از منابع مستقل استفاده کنند، اما این اتفاق نیفتاده است. سازمان ملل متحد و نهادهای زیرمجموعه آن مانند سازمان جهانی بهداشت (WHO)، برنامه جهانی غذا (WFP)، آژانس امداد و کاریابی برای آوارگان فلسطینی (UNRWA) و یونیسف (UNICEF)، با هزاران کارمند، کارشناس و نماینده میدانی، هر روز حجم زیادی از اطلاعات معتبر و بیانیه‌های قابل‌دسترس را ارائه می‌دهند. بااین‌حال، در رسانه‌های آلمانی این منابع به‌ندرت به تیترهای اصلی راه پیدا می‌کنند. از میان ۴٬۸۵۳ تیتر بررسی‌شده، تنها ۳۸۹ تیتر (۸ درصد) بر اساس اطلاعات سازمان‌های بین‌المللی بوده‌اند. بیشترین احتمال انتشار این تیترها مربوط به تاگِشاو (۱۰٫۶ درصد) و کمترین در بیلد (۲٫۶ درصد) بوده است.

در مجموع، استفاده از اطلاعات نهادهای بین‌المللی برای تیترها به‌مراتب کمتر از استناد به منابع رسمی اسرائیلی بوده است. برای هر تیتر برگرفته از سازمان ملل یا نهادهای وابسته، در رسانه‌هایی مثل اشپیگل، دی‌تسایت و تاگشاو، سه یا چهار تیتر مبتنی بر منابع رسمی اسرائیلی منتشر شده است. در بیلد، این نسبت چهارده به یک بوده است. حتی وقتی سازمان‌های بین‌المللی مستقیماً درگیر هستند، باز هم نادیده گرفته می‌شوند. بخش قابل‌توجهی از تیترهایی که به سازمان‌های بین‌المللی اختصاص داشت، مربوط به مواردی بود که این سازمان‌ها نه‌فقط منبع خبر، بلکه خودشان موضوع یا بازیگر اصلی رویداد بودند. مثلاً وقتی نیروهای اسرائیلی مانع ارسال کمک‌های بشردوستانه شدند. یا زمانی که نمایندگان «آنروا» در برابر اتهامات «تروریستی» از خود دفاع کردند. مثلاً: «رئیس آنروا از این سازمان در برابر انتقادات اسرائیل دفاع کرد.» یا وقتی سخنگوی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در لبنان (یونیفل) درباره گلوله‌باران‌های اخیر اسرائیل اظهارنظر کرد. مثلاً یونیفل: «برج دیده‌بانی منهدم شد.»

با این وجود، تحریریه‌های آلمانی تقریباً هیچ علاقه‌ای به استفاده از اطلاعات ده‌ها سازمان غیردولتی بین‌المللی فعال در نوار غزه نشان نداده‌اند. سازمان‌هایی مانند «پزشکان بدون مرز»، «نجات کودکان»، «آکسفام» و گروه امدادی آلمانی «کمک در بحران و حوادث اضطراری» هر روز اطلاعات ارزشمند، دقیق و میدانی منتشر می‌کنند، اما این اطلاعات تقریباً نادیده گرفته شده‌اند. علاوه بر این، گزارش‌ها و بیانیه‌های منظم نهادهای حقوق بشری مانند «عفو بین‌الملل»، «دیده‌بان حقوق بشر» و «بتسلم» نیز تقریباً هیچ جایگاهی در تیترهای خبری رسانه‌های آلمان نداشته‌اند.

در طول شانزده ماه پوشش خبری، اطلاعات برگرفته از این منابع تنها در ۵۵ تیتر از ۴٬۸۵۳ تیتر (معادل ۱٫۱ درصد) گنجانده شده است؛ تقریباً معادل با تعداد دفعاتی که منابع نظامی و دولتی اسرائیل تنها در سه روز و نیم اول پوشش خبری، در تیترها استفاده شده‌اند.

 

نادیده‌گرفته‌شدن خبرنگاران میدانی و رسانه‌های عربی

گزارش‌های سایر رسانه‌ها نیز یکی از منابع مهم اطلاعات در کار خبری روزانه به شمار می‌آیند. این موضوع در مورد پوشش اخبار خاورمیانه در آلمان نیز صدق می‌کند. در مجموع، اظهارات و گزارش‌های رسانه‌های دیگر (به‌جز نقل‌قول‌های مستقیم از سیاست‌مداران) در چهار رسانه بیلد، تاگشاو، دی‌تسایت و اشپیگل، ۴۲۵ بار در تیترها استفاده شده‌اند (معادل ۸٫۸ درصد). این سهم در رسانه‌های مختلف متفاوت است: از ۵٫۸ درصد در تاگشاو تا ۱۵٫۳ درصد در بیلد. نکته قابل‌توجه اینکه همه این رسانه‌ها تمایل شدیدی به استفاده از منابع خبری اسرائیلی دارند.

تحریریه‌های رسانه‌های آلمانی تقریباً هیچ علاقه‌ای به استفاده از اطلاعات ده‌ها سازمان غیردولتی بین‌المللی فعال در نوار غزه نشان نداده‌اند.

از کل تیترها، ۱۹۲ مورد (۴ درصد) مبتنی بر گزارش‌هایی از رسانه‌های اسرائیلی مانند شبکه‌های تلویزیونی مانند کانال ۱۲ و ۱۴ یا روزنامه‌هایی چون «یدیعوت آحارونوت»، «جروزالم پست» و «هاآرتص» بوده‌اند. در مقابل، اطلاعات برگرفته از رسانه‌های فلسطینی تنها در ۶ تیتر (۰٫۱ درصد) مورد استفاده قرار گرفته‌اند. حتی اگر ۱۵ مورد استفاده از گزارش‌های رسانه‌ای لبنانی و ۲۲ مورد از سایر کشورهای عمدتاً عربی را نیز اضافه کنیم، در مجموع فقط ۴۳ تیتر (۰٫۹ درصد) بر پایه گزارش‌های رسانه‌های عربی تنظیم شده‌اند. این در حالی است که از دیدگاه روزنامه‌نگاری، این آمار بسیار تعجب‌آور است؛ چرا که رسانه‌هایی مانند خبرگزاری فلسطینی «وفا» و شبکه تلویزیونی «الجزیره» به طور منظم، دقیق، سریع و گسترده رویدادهای مهم منطقه را پوشش می‌دهند و از شبکه بی‌نظیری از خبرنگاران میدانی و منابع محلی برخوردارند. بی‌علاقگی به گزارش‌های روزانه خبرنگاران فلسطینی و لبنانی و کل رسانه‌های عربی، شاید واضح‌ترین نشانه باشد که تحریریه‌های آلمانی تمایلی به ارائه تصویری دقیق از رویدادهای خاورمیانه به مخاطبان خود ندارند. درحالی‌که اشپیگل، دی‌تسایت، تاگشاو و بیلد به طور مرتب، مهم‌ترین جایگاه خبری خود را به روایت‌های ارتش و دولت اسرائیل اختصاص می‌دهند، گزارش‌هایی که با روایت رسمی اسرائیل در تضاد هستند، حتی زمانی که توسط منابع مستقل مانند سازمان‌های غیردولتی، سازمان ملل، خبرنگاران و شاهدان عینی تأیید شده‌اند نیز نادیده گرفته می‌شوند.

 

تاگ‌شاو و بیلد به سؤالات ما پاسخ ندادند

چطور اشپیگل، دی‌تسایت، تاگ‌شاو و بیلد این اختلاف را توضیح می‌دهند؟ خودشان چه مشکلاتی را در گزارش‌هایشان می‌بینند؟ اعتبار بازیگران مختلف مانند ارتش اسرائیل، وزارت بهداشت فلسطین یا سازمان ملل را چگونه ارزیابی می‌کنند و این ارزیابی چه تأثیری بر گزارشگری آنها دارد؟ هیچ‌کدام از تیم‌های تحریریه این رسانه‌ها، پاسخ‌های مشخص و روشنی به این سؤالات و سایر پرسش‌ها ندادند. درحالی‌که بیلد و تاگ‌شاو اصلاً پاسخی ندادند، بخش روابط‌عمومی دی‌تسایت و اشپیگل حداقل به سؤالات پاسخ دادند.

یک سخنگوی دی‌تسایت گفت: «ما با نهایت دقت و تنوع منابع، مخاطبان خود را درباره رویدادها آگاه می‌کنیم.» سخنگوی اشپیگل هم توضیح داد که آنها علاوه بر استفاده از خبرگزاری‌ها و منابع رسانه‌ای بین‌المللی و منطقه‌ای، از «کانال‌های رسمی تمام بازیگران مرتبط در منطقه، منابع اولیه و ثانویه اضافی و تخصص داخلی» بهره می‌برند. درحالی‌که دی‌تسایت درخواست نظر درباره نتایج این تحقیق را نادیده گرفت، اشپیگل کلیت یافته‌ها را «نادرست» خواند.

اشپیگل و دی‌تسایت در پاسخ به سؤال درباره چالش‌های روزمره گزارشگری، اشاره کردند که ارتش اسرائیل مانع دسترسی رسانه‌های بین‌المللی به نوار غزه می‌شود. اشپیگل گفت: «این موضوع، راستی‌آزمایی مستقل را به طور قابل‌توجهی دشوار می‌کند.» این حرف کاملاً درست است. اما همان‌طور که این تحلیل از عملکرد خبری اشپیگل، دی‌تسایت، تاگ‌شاو و بیلد نشان می‌دهد، بسته‌بودن مرزها تنها مشکل رسانه‌های آلمانی نیست. علاوه بر محدودیت‌های اعمال شده توسط ارتش اسرائیل، تصمیمات اتخاذ شده در خود تحریریه‌های آلمان نیز مانع پوشش خبری دقیق درباره خاورمیانه شده است.

https://jacobin.com/2025/08/germany-media-bias-gaza-israel

[1] . Fabian Goldmann

[2] . Oscar Davies

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :