۱۴۰۵/۰۱/۳۰
۱۷:۰۶
کد خبر : ۱۱۹۳۵
نگاه اسرائیل به همکاری‌های دانشگاهی ایران و چین؛

دانشگاه‌های چین، کانال دسترسی ایران به دانش و توانمندی‌های حساس

ایران از طریق ارتباط با دانشگاه چین توانسه به دستاوردهایی برسد
دانشگاه‌های چینی - به‌ویژه مؤسسات پر ریسک در پیوند با صنایع دفاعی - می‌توانند به‌عنوان کانالی برای دسترسی ایران به دانش و توانمندی‌های حساس - از جمله فناوری‌های با منشأ غربی - عمل کنند و بدین ترتیب، محدودیت‌های سنتی صادرات و انتقال تسلیحات را دور بزنند. این موضوع، پرسش‌های فوری درباره امنیت پژوهشی و احتیاط در ادامه همکاری‌های دانشگاهی میان آمریکا و متحدان با چنین مؤسساتی را ایجاد می‌کند.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «مؤسسه مطالعات امنیت ملی» (INSS) - رژیم صهیونیستی در گزارشی به قلم دو تن از پژوهشگران خود به موضوع همکاری‌های علمی دانشگاه‌های ایران با هفت دانشگاه مهم چین که با حوزه دفاعی این کشور مرتبط هستند، پرداخته و از این مسئله به‌شدت ابراز نگرانی کرده است. این گزارش به طور گسترده‌ای، ۷۵۳ مقاله مشترک پژوهشگران ایرانی و چینی را در فاصله سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۵ بررسی کرده و نتیجه گرفته است که دانشگاه‌های چینی دارای پیوندهای عمیقی با پژوهشگران ایرانی هستند و ایران از طریق این دانشگاه‌ها، فناوری‌های غربی حساس امور نظامی را دریافت می‌کند. بر اساس این گزارش، تعدادی از پژوهشگران ایرانی در قالب برنامه‌های تحصیلی و پژوهشی در دانشگاه‌های چینی مستقر شده و در توسعه فناوری‌های حساس مشارکت داشته‌اند. این همکاری‌ها، در کنار حمایت‌های مادی چین از ایران مانند مواد اولیه سوخت موشک و قطعات پهپاد، می‌تواند محدودیت‌های انتقال فناوری نظامی را دور بزند و برای امنیت ملی آمریکا و اسرائیل خطر ایجاد کند.

 

مقدمه

روابط چین با ایران اخیراً در جریان جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل و نیز حمله آمریکا به سایت‌های هسته‌ای ایران مورد آزمون قرار گرفت. در حالی که پکن در سطح مواضع دیپلماتیک از ایران حمایت لفظی کرد، اما عملاً اقدام بیشتری انجام نداد. رسانه‌های چینی گزارش‌هایی درباره سفر وزیر دفاع ایران به پکن در ماه ژوئن (خرداد ۱۴۰۴) منتشر کردند و از احتمال تأمین سامانه‌های پدافند هوایی و جنگنده برای تهران سخن گفتند؛ هرچند که چین تأمین سامانه‌های پدافندی را تکذیب کرد. از آنجا که چین معمولاً در همکاری‌های امنیتی، دفاعی و نظامی با ایران بسیار محتاط است، توجه عمومی در غرب و خاورمیانه عمدتاً بر روابط چین و ایران در حوزه‌های انرژی، تجارت، اقتصاد، زیرساخت و دیپلماسی متمرکز شده است. مطالبی که به روابط امنیتی این دو کشور می‌پردازند، معمولاً بر سامانه‌های نظارتیِ تحویل داده‌شده به ایران، رزمایش‌های مشترک نظامی و دریایی و انتقال مستمرِ قطعات و مواد فناورانه به صنایع دفاعی ایران تأکید می‌کنند. پس از جنگ اخیر نیز می‌توان انتظار داشت که نوعی تبادل فناوری - عملیاتی میان چین و ایران شکل بگیرد که شاید شبکه شرکای دیگر آنها - از جمله روسیه و کره‌شمالی - را هم دربرگیرد.

این پژوهش، جنبه‌ای کمتر شناخته‌شده از همکاری امنیتی - فناوری میان پکن و تهران را بررسی می‌کند: پژوهش‌های علمی - فناوری مشترک و در حال گسترش که با نهادهای دفاعی دو کشور در حوزه‌هایی مانند انرژی هسته‌ای، هوافضا، موشکی، پهپادی، شناورهای زیرسطحی و سایبری پیوند دارد. با تکیه بر مقالات علمی اخیر که توسط کارشناسان چینی و ایرانی به طور مشترک تألیف شده‌اند، این مطالعه تلاش‌های پژوهشی مشترک و همچنین نوعی همگرایی میان زیست‌بوم‌های نوآوری دفاعی دو کشور را آشکار می‌سازد. این همکاری میان چین و ایران که به ترتیب بزرگ‌ترین تهدیدهای امنیت ملی برای ایالات متحده و اسرائیل محسوب می‌شوند، خطری بالقوه نه‌فقط برای این دو کشور متحد، بلکه برای شرکای آنها در اروپا، آسیا، منطقه پاسیفیک و خاورمیانه است. این خطر باید به رسمیت شناخته شود، تحت‌نظر قرار گیرد، تحلیل شود و چه به‌صورت جداگانه و چه به‌صورت جمعی، مورد رسیدگی قرار گیرد.

 

در ۲۷ مارس ۲۰۲۱ (۷ فروردین ۱۴۰۰) جمهوری خلق چین و جمهوری اسلامی ایران «توافقنامه مشارکت جامع راهبردی» را امضا کردند.

پیشینه یک شراکت

در ۲۷ مارس ۲۰۲۱ (۷ فروردین ۱۴۰۰) جمهوری خلق چین و جمهوری اسلامی ایران «توافق‌نامه مشارکت جامع راهبردی» را امضا کردند. تعهد چین به سرمایه‌گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری در ایران - که هنوز محقق نشده - توجه گسترده جهانی را برانگیخت. اما بخش‌هایی از این توافق که بر توسعه فناوری - ازجمله حوزه نظامی - متمرکز بود، کمتر مورد توجه قرار گرفت. اخیراً نیز بسیاری از کارشناسان، نقش چین را به‌عنوان بخشی از «محور شرارت» اروپایی - آسیایی متشکل از چین، روسیه، ایران و کره‌شمالی (CRINK) بررسی کرده‌اند؛ شبکه‌ای که اعضای آن منابع، قطعات، تجهیزات جنگی، نیرو و همچنین کارشناسان نظامی، تجربیات، دانش و فناوری را با یکدیگر مبادله می‌کنند.

چین و ایران متحد رسمی نیستند، بلکه شرکایی مهم به شمار می‌آیند که در برابر رقیبی مشترک قرار دارند و منافع متعددی را با هم تقسیم می‌کنند. اگرچه گزارش‌های فراوانی درباره نقش چین به‌عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران، شریک تجاری، حامی سیاسی و شریک نظامی محدود تهران وجود دارد، اما میزان شناخت از همکاری این دو کشور در حوزه علم‌وفناوری به‌ویژه در کاربردهای نظامی و دفاعی بسیار کمتر است.

چین و ایران هر دو به دنبال هم‌افزایی میان تلاش‌های غیرنظامی و دفاعی - به‌ویژه در حوزه‌های علم، فناوری و صنعت - هستند: چین از طریق راهبرد «ادغام نظامی - غیرنظامی» (MCF) و ایران از طریق «سند راهبردی علم، فناوری و نوآوری در حوزه دفاع و امنیت». این چارچوب‌های سیاستی، پایه‌ای برای همکاری میان پژوهشگران بخش خصوصی، دانشگاهیان و سازمان‌های وابسته به دفاع ملی در هر دو کشور فراهم می‌کنند و شراکتی برای انجام ابتکارات علمی و فناورانه مشترک با تمرکز بر حوزه دفاعی ایجاد می‌نمایند.

در اوت ۲۰۲۵ (مرداد ۱۴۰۴) مقامات ایرانی و چینی بار دیگر به طور علنی تعهد خود را به تعمیق همکاری‌های علمی و فناورانه تأیید کردند و در حاشیه دومین «کنفرانس کمربند و جاده درباره تبادلات علمی و فناوری» در «چنگدو» چندین تفاهم‌نامه جدید امضا کردند. در بیانیه‌های دو طرف، برنامه‌هایی برای گسترش تبادل پژوهشگران و برنامه‌های مهارت‌آموزی جوانان مطرح شد. همچنین از افتتاح قریب‌الوقوع خانه نوآوری و فناوری ایران در کشور چین خبر داده شد و پیشنهاد ایجاد دو سازوکار همکاری جدید برای تسهیل همکاری‌های فناورانه و علمی در چارچوب طرح کمربند - جاده چین ارائه شد. این مجموعه اقدامات، گام‌هایی عملی برای اجرایی‌سازی مشارکت راهبردی ایران و چین در چارچوب ابتکار کمربند و جاده به شمار می‌رود.

روابط نهادیِ مستحکم، برخی مؤسسات دانشگاهی چین و ایران را به سازوکارهای دفاع ملیِ دو کشور متصل می‌کند. در چین، شناخته‌شده‌ترین نمونه این نهادها «هفت پسر دفاع ملی» است؛ هفت دانشگاه دولتی که عملاً هسته اصلی مجموعه پژوهش‌های علمیِ مرتبط با دفاع در این کشور را تشکیل می‌دهند. در ایران نیز برخی مؤسسات در ساختار دانشگاهی نقش مرکزی در پشتیبانی از برنامه‌های توسعه سلاح‌های راهبردی کشور را ایفا می‌کنند؛ به‌ویژه آنهایی که با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح مرتبط هستند. همکاری میان این دسته از نهادها در چین و ایران احتمالاً با هدف پیشبرد دانش و فناوری علمی مرتبط با حوزه دفاع در هر دو کشور صورت می‌گیرد.

در حالی که نظام دانشگاهی در غرب حول مفهوم آزادی‌های آکادمیک شکل گرفته و غالباً با دولت‌ها در حال مدیریت تنش است، اما نظام‌های دانشگاهی چین و ایران پیوندی بسیار نزدیک‌تر با دولت‌هایشان دارند؛ به‌گونه‌ای که همکاری دانشگاهی بخشی از تلاش‌های ملی از جمله برای اهداف دفاعی و امنیتی محسوب می‌شود.

 

روش‌شناسی پژوهش

داده‌های این پژوهش بر ۷۵۳ مقاله از میان ۲۰٬۸۷۵ مقاله دانشگاهی متمرکز است که بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۵ به زبان انگلیسی و به‌صورت مشترک توسط پژوهشگران چینی و ایرانی منتشر شده‌اند. این مجموعه گزینشی از مقالات، به‌صورت مشترک میان پژوهشگرانِ دانشگاه‌های «هفت پسر» چین و دانشگاه‌های ایرانی - که بسیاری از آنها با نهادهای دفاعی و امنیتی پیوند دارند - تألیف شده‌اند. این مجموعه‌داده با استفاده از پلتفرم «Data Abyss» متعلق به شرکت «پارالاکس» و بر پایه داده‌های عمومی گردآوری شده است. سپس مدل هوش مصنوعی اختصاصی «Data Abyss» با نام «Elliot» برای شناسایی کاربردهای بالقوه دفاعیِ این مقالات مشترک به کار گرفته شد. بنا به تعریف، دامنه محدود این بررسی به این معناست که یافته‌ها تنها بخش آشکاری از یک پدیده بزرگ‌تر را نمایان می‌سازد و صرفاً نمونه کوچکی از موضوعی گسترده‌تر بوده که نیازمند پژوهش جامع‌تری است.

 

روابط نهادیِ مستحکم، برخی مؤسسات دانشگاهی چین و ایران را به سازوکارهای دفاع ملیِ دو کشور متصل می‌کند.

یافته‌های کمّی

الگوی زمانیِ انتشار مقالات علمیِ مشترک میان «هفت پسر دفاع ملی» چین و دانشگاه‌های ایرانیِ مرتبط با نهادهای دفاعی - به‌ویژه آنهایی که به سپاه پاسداران یا دیگر نهادهای دفاعی وصل هستند - نشان‌دهنده شتابی روشن و هرچند نامنظم در همکاری‌های فناورانه دهه گذشته است؛ رشدی که سپس در سه سال اخیر روندی کاهشی به خود گرفته است (نگاه کنید به جدول شماره ۱).

/418

جدول شماره ۱

با شمارش سالانه، روند کلی نشان می‌دهد که همکاری‌ها تا سال ۲۰۱۳ آغازِ نسبتاً کم‌حجمی داشته است؛ سپس بین سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ افزایش قابل‌توجهی رخ می‌دهد و پس از آن جهشی تند دیده می‌شود که اوج آن در سال ۲۰۲۲ است. این جهش ممکن است بازتابی از به‌ثمررسیدن تلاش‌های همکاریِ پیشین باشد و احتمالاً از اجرای «توافق‌نامه مشارکت جامع راهبردی» در سال ۲۰۲۱ نیز تقویت شده باشد. دلایل کاهش از سال ۲۰۲۳ به بعد نیازمند پژوهش بیشتر است. تقسیم‌بندی نهادیِ مقالات مشترک میان «هفت پسر دفاع ملی» چین و شمار محدودی از دانشگاه‌های ایرانیِ مرتبط با نهادهای دفاعی، بازیگران اصلیِ دانشگاهی را که موتور محرک این همکاری علمی هستند، آشکار می‌کند. در سمت چین، «مؤسسه فناوری هاربین» (HIT) در صدر قرار دارد و ۳۹ درصد از مقالات مشترک با طرف‌های ایرانی را به خود اختصاص داده است (نگاه کنید به جدول شماره ۲). پس از آن، «دانشگاه هوانوردی و فضانوردی نانجینگ» (NUAA) با ۱۹ درصد و «دانشگاه پلی‌تکنیک شمال غرب» (NWPU) با ۱۵ درصد قرار گرفته‌اند. دیگر مشارکت‌کنندگان مهم عبارت‌اند از «دانشگاه هوانوردی و فضانوردی پکن» (BUAA) با ۱۰ درصد، «مؤسسه فناوری پکن» (BIT) با ۹ درصد، «دانشگاه علم‌وفناوری نانجینگ» (NJUST) با ۶ درصد و «دانشگاه مهندسی هاربین» (HEU) با ۲ درصد.

 

/418

جدول شماره ۲

در سمت ایران، «دانشگاه تهران» با ۲۴ درصد مقالات مشترک در صدر قرار دارد و پس از آن «دانشگاه آزاد اسلامی» با ۲۱ درصد و «دانشگاه صنعتی امیرکبیر» با ۱۸ درصد قرار گرفته‌اند (نگاه کنید به جدول ۳). «دانشگاه صنعتی شریف» نیز با ۱۶ درصد نقش مهمی ایفا می‌کند. دیگر مشارکت‌کنندگان عبارت‌اند از «دانشگاه صنعتی اصفهان» با ۶ درصد، «دانشگاه یزد» با ۵ درصد و سهم‌های کوچک‌تری از دانشگاه‌هایی مانند «دانشگاه امام حسین (ع) مرتبط با سپاه پاسداران»، «دانشگاه بوعلی سینا» و «دانشگاه تفرش» که با تنها ۰٫۲۸ درصد کمترین سهم را دارد.

/418

جدول شماره ۳

از منظر شبکه همکاری، «مؤسسه فناوری هاربین» به‌عنوان شریک مرکزی چین ظاهر می‌شود و بیشترین تعداد و قوی‌ترین پیوندهای همکاری را با دانشگاه‌های ایرانی دارد. دیگر مؤسسات کلیدی چین شامل «مؤسسه فناوری پکن» و «دانشگاه هوانوردی و فضانوردی نانجینگ» هستند که هر دو روابط فعالی با چندین همتای ایرانی دارند. در میان مؤسسات ایرانی، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه امیرکبیر و دانشگاه تهران هسته شبکه‌ای را تشکیل می‌دهند و اتصالات متراکمی با چندین مؤسسه از «هفت پسر» چین دارند.

ساختار دانشگاهی چین و ایران، پیوندی بسیار نزدیکتر با دولتهای‌شان دارند؛ به‌گونه‌ای که همکاری دانشگاهی، بخشی از تلاش‌های ملی برای اهداف دفاعی و امنیتی محسوب می‌شود.

 

ساختار این شبکه، بازتاب‌دهنده چشم‌اندازی متمرکز و راهبردی از شراکت است که عمدتاً بر همکاری‌های مهندسی و فناوری‌های پیشرفته متمرکز شده است (نگاه کنید به جدول شماره ۴). قابل توجه است که یکی از مؤسسات کوچک‌تر اما از نظر راهبردی مهم یعنی دانشگاه امام حسین (ع) در جریان حمله هوایی اسرائیل در ۱۸ ژوئن ۲۰۲۵ (۲۸ خرداد ۱۴۰۴) هدف قرار گرفت؛ این حمله بخشی از حملات گسترده‌تر علیه زیرساخت‌های نظامی ایران بود. گزارش‌ها حاکی است که دانشگاه امام حسین (ع)، به‌عنوان یک مرکز پژوهشی کلیدی وابسته به سپاه پاسداران، در توسعه فناوری‌های هسته‌ای و موشکی نقش داشته است.

/418

جدول شماره ۴

 

یافته‌های کیفی

در مجموعه داده‌ها شامل ۷۵۳ مقاله علمی مشترک میان دانشمندان ایرانی و همتایانشان از «هفت پسر» چین، دست‌کم ۱۵ مقاله دارای ظرفیت کاربرد در حوزه دفاعی یا مستقیماً نظامی هستند. این ۱۵ مقاله بر اساس کاربردهای بالقوه دفاعی به چهار حوزه فناورانه دسته‌بندی شدند: ۹ مقاله در هوافضا، پیشران موشک و پهپادها و ۶ مقاله باقیمانده به طور مساوی در سه حوزه دیگر تقسیم شدند؛ به‌گونه‌ای که دو مقاله در مهندسی هسته‌ای، دو مقاله در فناوری‌های دریایی شامل زیردریایی‌ها و شناورهای زیرسطحی خودران (AUV) و دو مقاله در فناوری‌های سایبری قرار گرفتند (نگاه کنید به جدول شماره ۵).

/418

جدول شماره ۵

 

یک پژوهش در سال ۲۰۱۶ با همکاری پژوهشگران ایرانی و چینی از دانشگاه صنعتی شریف (SUT) و دانشگاه پلی‌تکنیک شمال غرب چین (NWPU)، از دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) برای ارزیابی خنک‌کردن لایه روی سطوح خمیده استفاده کرد؛ پژوهشی که در موتورهای موشک، پره‌های توربین و دیگر وسایل هوافضاییِ پُرسرعت کاربرد دارد. در سال ۲۰۲۰، پژوهشگران دانشگاه «پلی‌تکنیک شمال غرب چین» (NWPU) و دانشگاه آزاد اسلامی (IAU) یک مدل طراحی کردند تا رفتار کامپوزیت‌های گرافن و الیاف کربن را پیش‌بینی کنند. این مواد، سبک و درعین‌حال مقاوم در برابر ارتعاش هستند و برای ساخت بدنه پهپادها و موشک‌ها مناسب‌اند. در همان سال ۲۰۲۰، تیمی از دانشگاه صنعتی اصفهان (IUT)، دانشگاه یزد و مؤسسه فناوری هاربین (HIT) جریان عبوری بر روی استوانه‌های مربعی تکی و دوتایی را شبیه‌سازی کردند که مطالعه‌ای مرتبط با هواپیماهای رادارگریز و پهپادها بود.

در سال ۲۰۲۲، یک پژوهش کمّی از سوی محققان دانشگاه صنعتی شریف (SUT) و دانشگاه هوانوردی و فضانوردی نانجینگ (NUAA)، خنک‌کردن پاششی در سامانه‌های فتوولتائیک با غلظت بالا را بررسی کرد؛ موضوعی مرتبط با سامانه‌های کنترل حرارتی در پهپادهای ارتفاع بالا و سکوهای ماهواره‌ای که از توان خورشیدیِ متمرکز استفاده می‌کنند.

در سال ۲۰۲۳، تیمی از «آزمایشگاه کلیدی علوم و فناوری‌های انفجاری» در دانشگاه «مؤسسه فناوری پکن» (BIT) چین و گروه شیمی معدنی دانشگاه مازندران ایران با استفاده از شبیه‌سازی‌های اتمی، مسیر تجزیه حرارتی آمونیوم پرکلرات (AP) را ترسیم کردند؛ ماده‌ای کلیدی در پیشران‌های جامد که نتایج آن برای بهینه‌سازی عملکرد و افزایش ایمنی ذخیره‌سازی سامانه‌های موشکی اهمیت دارد.

در سال ۲۰۲۴، پژوهشگران همان مؤسسات نشان دادند که نمک‌های متیل ویولوژن (MVX₂) تجزیه حرارتی آمونیوم پرکلرات را به طور چشمگیری افزایش می‌دهند، دمای تجزیه آن را کاهش داده و به تولید حرارت می‌افزایند؛ موضوعی مرتبط با ذخیره‌سازی، عملکرد و حساسیت احتراق پیشران‌های جامد در سامانه‌های موشکی. قابل‌توجه است که در ۲۶ آوریل ۲۰۲۵ (۶ اردیبهشت ۱۴۰۴) انفجار صورت‌گرفته در بندرعباس، به گفته منابع مطلع، ناشی از مدیریت ضعیف حرارتی سدیم یا آمونیوم پرکلرات تأمین‌شده توسط چین بوده است که هم نقص‌های ایران در ذخیره‌سازی اکسیدکننده‌های سوخت موشک‌های جامد و هم اهمیت پژوهش‌های علمی مشترک یادشده را برجسته می‌کند. در اوایل ژوئن (خرداد) گزارش شد که ایران، سفارش محموله‌های اضافی آمونیوم پرکلرات از چین داده است. شبکه «سی‌ان‌ان» گزارش داد که از سپتامبر (شهریور) ایران حدود ۲۰۰۰ تن سدیم پرکلرات - پیش‌ماده سوخت موشک - از چین، در چندین محموله که برای تقریباً ۵۰۰ موشک بالستیک کافی بوده را دریافت کرده است.

همچنین در سال ۲۰۲۴، تیمی از محققان دانشگاه صنعتی شریف (SUT) و دانشگاه هوانوردی و فضانوردی نانجینگ (NUAA)، دینامیک احتراق پاششی در تنظیمات جریان هم‌جهت بدون گردابه را تحلیل کردند. این پژوهش کمک می‌کند که موتورهای هواپیما و محفظه‌های پیشران موشکی کارآمدتر و کم‌دودتر طراحی شوند. شایان‌ذکر است که دانشگاه هوانوردی و فضانوردی نانجینگ (NUAA) بازیگر کلیدی در پژوهش‌های هوافضا و هوانوردی چین است که با چندین شرکت بزرگ دولتی - نظامی از جمله شرکت صنایع هوانوردی چین (AVIC) و شرکت موتور هوایی چین (AECC) همکاری دارد و در پروژه‌های ملی بزرگ هوافضا مانند مأموریت کاوشگر ماه «چانگ‌ای-۳» مشارکت می‌کند.

در همان سال، پژوهشگران دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه هوانوردی و فضانوردی نانجینگ (NUAA) رفتار کلاهک‌های کروی تقویت‌شده با گرافن را در جریان هوا با سرعت بالا شبیه‌سازی کردند. این مطالعه برای ساخت بخش‌هایی از هواپیما و موشک که در معرض فشار شدید هوا هستند، مثل سرپوش موشک و سطوح کنترل پهپاد، کاربرد مستقیم دارد. باز هم در سال ۲۰۲۴، پژوهشگران دانشگاه تهران (UT)، دانشگاه بوعلی سینا (BASU) و دانشگاه پلی‌تکنیک شمال غرب چین (NWPU) نشان دادند که کامپوزیت‌های اپوکسی تقویت‌شده با نانولوله‌های کربنی (CNT) در برابر بارهای با تغییر متوسط، بسیار مقاوم هستند. این مواد سبک و مقاوم برای ساخت بدنه پهپادها و پوشش موشک‌ها که نیازمند استحکام و دوام بالا هستند، مناسب است.

در سال ۲۰۲۰، پژوهشگران دانشگاه کاشان و دانشگاه هوانوردی و فضانوردی نانجینگ (NUAA) با استفاده از مدل‌سازی سه‌بعدی CFD  جریان یک نانوسیال هیبرید را در یک آرایش حلقوی با میله‌های داغ و سرد شبیه‌سازی کردند. این پژوهش برای خنک‌کردن هسته رآکتور و کنترل حرارتی کاربرد دارد. همچنین در همان سال، تیمی از دانشگاه صنعتی اصفهان (IUT) و مؤسسه فناوری هاربین (HIT) جریان عبوری بر روی استوانه‌های مستطیلی را تحت نسبت‌های طول به عرض و اعداد «رینولدز» مختلف بررسی کردند؛ پژوهشی که می‌تواند برای انتقال حرارت پیرامون اجزای غیرمدور رآکتور کاربرد داشته باشد.

در سال ۲۰۲۲، تیمی از دانشگاه امام حسین (IHU)، دانشگاه صنعتی امیرکبیر (AUT) و مؤسسه فناوری هاربین (HIT) استاتورهای پیش‌چرخشی را بررسی کردند تا غلت ناشی از گشتاور در وسایل زیرآبی کاهش یابد. این پژوهش به بهبود پایداری و کاهش صدای ناشی از حرکت در زیردریایی‌ها و شناورهای زیرسطحی خودران (AUV) کمک می‌کند. در سال ۲۰۲۵، تیمی از دانشگاه امام حسین (IHU)، دانشگاه صنعتی امیرکبیر (AUT) و مؤسسه فناوری هاربین (HIT) طی پژوهشی پروانه‌های حلقوی و معمولی را با هم مقایسه کردند. این مطالعه به بهبود مخفی‌کاری و افزایش مداومت عملیاتی زیردریایی‌ها و شناورهای زیرسطحی خودران (AUV) کمک می‌کند.

در سال ۲۰۲۲، پژوهشگران مؤسسه فناوری هاربین (HIT)، دانشگاه مازندران و دانشگاه صنعتی شریف (SUT) الگوریتم هیبریدی را برای بهینه‌سازی زمان‌بندی وظایف در سامانه‌های ابری طراحی کردند. این الگوریتم در تقویت امنیت و پایداری زیرساخت‌های ابری نظامی کاربرد دارد. در پژوهشی در سال ۲۰۲۳، تیمی از دانشگاه تفرش، دانشگاه مسکو و مؤسسه فناوری پکن (BIT) سامانه کنترل آبشاری مبتنی بر رویداد را برای مقابله با حملات سایبری ترکیبی پیشنهاد کردند که سیستمی ارزشمند برای تأمین امنیت ارتباطات دفاعی و سامانه‌های سایبری - فیزیکی حیاتی محسوب می‌شود.

 

دانشمندان ایرانی از طریق تحصیلات تکمیلی، فرصت‌های پژوهشی یا برنامه‌های جذب استعدادها، در پژوهش و توسعه صنایع دفاعی چین حضور یافته‌اند.

پژوهشگران ایرانی مستقر در دانشگاه‌های دفاع ملی چین 

در میان نویسندگان مشارکت‌کننده در مطالعه سایبری ۲۰۲۲ که پیش‌تر اشاره شد، «امیر جوادپور» هم حضور داشت؛ مسیر علمی او از دانشگاه تهران آغاز شد و در مقطع دکتری در دانشگاه گوانگژو ادامه یافت. همکاری‌های اخیر او با پژوهشگران مؤسسه فناوری هاربین (HIT) - یکی از مراکز پیشروی جنگ سایبری چین - نشان‌دهنده حضور گسترده و عمیق او در شبکه پژوهش‌های دفاع ملی چین است. جوادپور تنها نیست. این پژوهش چندین پژوهشگر ایرانی را شناسایی کرده است که در چارچوب «هفت پسر دفاع ملی» چین فعالیت می‌کنند؛ نهادهایی که مستقیماً با پیشرفت‌های نظامی مرتبط‌اند. یکی از این افراد «سعید جوکار» است؛ مهندس هوافضای ایرانی که در دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی تحصیل کرده است. اکنون «جوکار» به‌عنوان پژوهشگر فوق دکتری در دانشگاه هوانوردی و فضانوردی نانجینگ (NUAA) در چین فعالیت دارد، با دانشکده مهندسی هوافضا مرتبط است و مقالات فراوانی در زمینه دینامیک احتراق و سامانه‌های پیشران منتشر کرده است. پژوهش‌های او ارتباط نزدیکی با «آزمایشگاه کلیدی ملی مکانیک و کنترل سازه‌های مکانیکی» دارد؛ نهادی که نقش اصلی را در پژوهش‌های چین در حوزه موشک‌ها و فناوری‌های مافوق‌صوت ایفا می‌کند.

این موارد خاص، نشان‌دهنده یک روند گسترده‌تر هستند که در آن دانشمندان ایرانی از طریق تحصیلات تکمیلی، فرصت‌های پژوهشی یا برنامه‌های جذب استعداد، در پژوهش و توسعه دفاعی چین حضور یافته‌اند؛ روندی که با توافق جامع شراکت راهبردی ۲۰۲۱ تقویت شده و بر افزایش همکاری‌های دانشگاهی دوجانبه و شراکت‌های پژوهشی تأکید دارد. در مجموعه داده‌های ما شامل بررسی ۷۵۳ مقاله مشترک، مقالات حدود هفتاد پژوهشگر ایرانی با دانشگاه‌های «هفت پسر» چین بوده است. پژوهشگران ایرانی دیگری که در دانشگاه‌های کشورهای ثالث از جمله ویتنام، فرانسه، کانادا، عراق و دیگر کشورها نیز حضور دارند، در این همکاری‌ها شرکت داشته‌اند.

 

خلاصه یافته‌ها 

از میان ۲۰٬۸۷۵ مقاله مشترک دانشگاهی که بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۵ به زبان انگلیسی توسط پژوهشگران چینی و ایرانی منتشر شده‌اند، در مجموع ۷۵۳ مقاله به‌عنوان همکاری‌هایی شناسایی شدند که مستقیماً شامل دانشگاه‌های «هفت پسر دفاع ملی» چین و دانشگاه‌های ایرانی بوده و برخی مرتبط با حوزه دفاعی هستند. طبیعی است که مقالات مشترک بیشتری میان نهادهای دفاعی ایران و گستره دانشگاه‌های مرتبط با حوزه دفاع چینی، فراتر از دانشگاه‌های «هفت پسر» وجود دارد. در میان ۷۵۳ مقاله، تحلیل ما نشان داد که «مؤسسه فناوری هاربین» (HIT)، «دانشگاه پلی‌تکنیک شمال غرب» (NWPU) و «دانشگاه هوانوردی و فضانوردی نانجینگ» (NUAA) سه مؤسسه برجسته چینی هستند. در سمت ایران، «دانشگاه تهران»، شعبه‌های مختلف دانشگاه آزاد اسلامی و «دانشگاه صنعتی امیرکبیر» سه مشارکت‌کننده اصلی بودند. همکاری‌ها طی دهه گذشته به طور پیوسته رشد کرده، با افزایش شدید در مقالات مشترک سالانه در سال‌های ۲۰۲۰-۲۰۲۱ اوج گرفته و سپس کاهش در سال‌های بعد که دلایلش هنوز نامشخص است. 

از میان ۷۵۳ مقاله، ۱۵ مقاله دارای کاربرد بالقوه دفاعی مشخص در چهار حوزه بودند: مهندسی هسته‌ای؛ هوافضا، پیشران موشک و پهپادها؛ فناوری‌های دریایی شامل زیردریایی‌ها و شناورهای زیرسطحی خودران (AUV)و فناوری‌های مرتبط با سایبری. این نمونه‌ها نشان‌دهنده مشارکت در زیست‌بوم دفاعی چین و ایران از جمله پیشرفت در پیشران‌های جامد شامل مواد کامپوزیتی برای هواپیما، پهپاد و سامانه‌های موشکی؛ پیشران‌های دریایی با قابلیت افزایش مخفی‌کاری؛ مدیریت حرارتی رآکتورها و ابزارهای مقاوم‌سازی سایبری برای سامانه‌های نظامی است. فناوری‌های موردنظر، عملکرد، پایداری و قابلیت بقا را در سامانه‌های دفاعی مدرن بهبود می‌بخشند.

مجموعاً این ۱۵ مقاله، الگوی هدفمند همکاری در حوزه‌های راهبردی و مهم برای برنامه‌های ادغام نظامی - غیرنظامی و مدرنیزاسیون دو کشور را نشان می‌دهند. این نمونه کوچکی از مقالات پژوهشی مشترک، قابلیت کاربرد دوگانه روشنی را نشان می‌دهد. اگرچه همه مطالعات، ماهیت کاملاً نظامی ندارند، اما استراتژی‌های ادغام نظامی - غیرنظامی که توسط هر دو کشور دنبال می‌شود، حاکی از آن است که پژوهش‌های مشترک مؤسسات مرتبط با دفاع، به‌احتمال زیاد از برنامه‌های دفاعی ملی و مشترک پشتیبانی می‌کنند.

 

نتیجه‌گیری؛ پیامدها و توصیه‌ها 

مقالات دانشگاهی مشترک بررسی‌شده در این پژوهش، گویای تلاش‌های پایدار همکاری پژوهشی میان چین و ایران هستند. این کانال همکاری دوجانبه، با امکان انتقال فناوری و تبادل دانش میان مؤسسات مرتبط با صنایع دفاعی، می‌تواند توانمندی‌های هر دو کشور را در مواجهه با رقبای راهبردی‌شان تسریع کند. برای هر دو کشور، ایالات متحده همچنان اصلی‌ترین رقیب نظامی است؛ چین با فرماندهی «ایندو - پاسیفیک» (INDOPACOM) و ایران با فرماندهی مرکزی ایالات متحده «سنتکام»(CENTCOM) روبه‌رو است.

در مقابل، چین و ایران به ترتیب از سوی ایالات متحده و اسرائیل به‌عنوان تهدیدات درجه یک محسوب می‌شوند. بنابراین، همکاری‌های علمی با کاربرد دوگانه در حوزه‌های مرتبط با دفاع، خطرات بالقوه‌ای برای امنیت ملی ایالات متحده و اسرائیل به همراه دارد. این پژوهش نه‌تنها بر رشد همکاری فناورانه میان چین و ایران تأکید می‌کند، بلکه بر هم‌راستایی راهبردی احتمالی با دیگر کشورهای رقیب مانند روسیه و کره‌شمالی نیز اشاره دارد؛ موضوعی که چالش گسترده‌تری برای متحدان غربی در اروپا و منطقه هند و اقیانوسیه ایجاد می‌کند.

همچنین نگرانی ویژه‌ای به نقش پژوهش بنیادی مرتبط است. اگرچه پژوهش بنیادی اغلب بی‌ضرر تلقی می‌شود و معمولاً محافظت کافی ندارد، اما پایه و اساس نوآوری‌های نظامی کاربردی را شکل می‌دهد. دانشگاه‌های چینی - به‌ویژه مؤسسات پر ریسک با پیوندهای دفاعی - می‌توانند به‌عنوان کانالی برای دسترسی ایران به دانش و توانمندی‌های حساس - از جمله فناوری‌های با منشأ غربی - عمل کنند و بدین ترتیب، محدودیت‌های سنتی صادرات و انتقال تسلیحات را دور بزنند. این موضوع، پرسش‌های فوری درباره امنیت پژوهشی و احتیاط در ادامه همکاری‌های دانشگاهی آمریکا و متحدان با چنین مؤسساتی را ایجاد می‌کند. علاوه بر این، تعامل یا همکاری آمریکا و اسرائیل با مؤسسات چینی خارج از چارچوب «هفت پسر» نیز باید با احتیاط صورت گیرد. به‌عنوان‌مثال، دانشگاه فناوری شی‌آن (XATU) که دارای مجوزهای امنیتی فوق‌محرمانه است و توسط «مؤسسه سیاست‌گذاری استراتژیک استرالیا» (ASPI) به‌عنوان «بسیار پر ریسک» طبقه‌بندی شده، در این پژوهش به‌عنوان یکی دیگر از مشارکت‌کنندگان در پژوهش‌های چین و ایران شناسایی شد. باتوجه‌به این ریسک‌ها، دانشگاه‌های آمریکا و اسرائیل باید در همکاری با چنین مؤسساتی دقت بیشتری داشته باشند؛ به‌ویژه در مواردی که احتمال ادغام نظامی - غیرنظامی یا دخالت بازیگران تحت تحریم بالا باشد.

در نهایت، ماهیت دانشگاهی این همکاری‌ها می‌تواند به ایران امکان دهد که محدودیت‌های سنتی انتقال فناوری‌های نظامی را دور بزند و اهمیت نظارت بر مسیرهای ادغام نظامی - غیرنظامی را افزایش می‌دهد. تمایل چین به همکاری با دانشگاه‌های ایرانی مرتبط با اکوسیستم دفاعی ایران همراه با حمایت آشکار از توانمندی‌های هجومی ایران مانند مواد اولیه پیشران موشکی و قطعات پهپاد، چالش‌های گسترده‌تری برای کنترل اشاعه جهانی و فناوری‌های استراتژیک ایجاد می‌کند.

 

 https://www.inss.org.il/publication/seven-sons-and-mullahs/

/انتهای پیام/ 

گزارش خطا پسندها :