۱۴۰۴/۱۲/۲۵
۱۷:۲۴
کد خبر : ۱۱۹۴۱
میراث مسموم جنگ‌های آمریکا و اسرائیل به قلم «ژاکلین اشلی»؛

میراث شوم تروریسم؛ از فلوجه تا غزه

اثاری که بمب های آمریکا در غزه به جا گذاشته است
در میان آوار، گرسنگی، آوارگی و خشونت‌های پراکنده، کارشناسان هشدار می‌دهند که نبردهای غزه تازه آغاز شده است و رنج چند نسلی فلوجه، هشداری جدی درباره آن چیزی است که ممکن است پیش رو باشد. این آلاینده‌ها ممکن است مانعی سرسخت‌تر برای طرح پنجاه میلیارد دلاری بازسازی - که «جرد کوشنر» و «استیو ویتکاف» - فرستاده ویژه آمریکا - به‌عنوان برنامه‌ای برای دگرگون‌کردن ساحل غزه تبلیغ می‌کنند - ایجاد کند.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «ژاکلین اشلی» [۱] - روزنامه‌نگار مستقل ساکن آمریکا - در گزارشی که وب‌سایت مجله آمریکایی «ژاکوبین» آن را منتشر کرده است، به پیامدهای طولانی‌مدت، مخرب، وحشتناک و پنهان حملات آمریکا و اسرائیل بر سلامت انسان و محیط‌زیست می‌پردازد. به گفته وی در فلوجه، حملات گسترده آمریکا در سال ۲۰۰۴ موجب آلودگی شدید خاک، آب‌وهوا با اورانیوم ضعیف شده و فلزات سنگین شد؛ موادی که باعث افزایش چشمگیر ناهنجاری‌های مادرزادی، سرطان‌ها، سقط‌جنین و مرگ‌ومیر نوزادان شده است. این عوارض، همچنان در منطقه ادامه دارد و کودکان متولد شده ناچارند عوارض بمب‌ها را در تن و جان خود تحمل کنند. وی نشان می‌دهد که چگونه در فلوجه، نسل‌های متعدد با نقص‌های مادرزادی، بیماری‌های قلبی و اختلال‌های عصبی درگیر شده‌اند و هزینه‌های درمان، زندگی‌شان را ویران کرده است. وی از قول کارشناسان هشدار می‌دهد که اسرائیل با استفاده از همان سلاح‌های آمریکایی - از جمله بمب‌های سنگین، فسفر سفید و مهمات مشکوک به اورانیوم ضعیف شده - آلودگی مشابه، اما بسیار شدیدتر و در مقیاس بزرگ‌تری را در غزه و لبنان تکرار می‌کند. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که خاک مناطق بمباران‌شده در غزه و لبنان، دارای مقادیر بالای فلزات سمی و مواد رادیواکتیو است. به گفته متخصصان، پیامدهای مشکلات عمومی در غزه احتمالاً چندین برابر بدتر از فلوجه خواهد بود و نسل‌های آینده را تهدید خواهد کرد. وی تأکید می‌کند که فقدان پاسخ‌گویی برای ویرانی‌های ایجاد شده توسط آمریکا در عراق، اسرائیل را جسورتر کرده است.

فاطمه تنها ۳ سال زندگی کرد

«شکریه محمود» [۲] شصت‌ودوساله، تنها دو‌ماهه باردار بود که ایالات متحده در سال ۲۰۰۴ یورشی خشن و خانه‌به‌خانه را به شهر فلوجه در مرکز عراق آغاز کرد؛ حمله‌ای علیه شورشیان ضد اشغالگری آمریکا که بخش بزرگی از شهر را ویران کرد. در نبرد دوم فلوجه در نوامبر همان سال، نیروهای آمریکایی با پشتیبانی یک گردان بریتانیایی، حدود شش هفته شهر را زیر آتش گرفتند. آنها از بمب‌های هدایت‌شونده، راکت‌ها، موشک‌ها، نزدیک به صدهزار گلوله شلیک‌شده از جنگنده‌ها و فسفر سفید استفاده کردند و صدها غیرنظامی را کشتند.

شکریه از معدود کسانی بود که پس از آغاز درگیری توانست بگریزد؛ او از میان نبردهای خیابانی و ایست‌های بازرسی نیروهای ائتلاف که شهر را محاصره کرده بودند، عبور کرد. او همراه با تقریباً کل جمعیت فلوجه - حدود ۳۰۰ هزار نفر - از شهر گریخت و در اردوگاهی در عامریه - در جنوب فلوجه - به طور موقت پناه گرفت. او باوجود همه سختی‌ها، از اینکه فهمید دوقلو باردار است، سر از پا نمی‌شناخت.

وقتی شدت درگیری‌ها کم شد، او همراه خانواده‌اش به فلوجه بازگشت تا زندگی را از نو بسازد و برای تولد دوقلو‌ها آماده شود. اما هنگام زایمان، شادی‌اش به شوک بدل شد: به‌جای دوقلو، دختری به دنیا آورد که به نظر می‌رسید دو سر دارد. نوزاد در واقع سرِ دوم نداشت، بلکه کیسه‌ای پُر از مایع کنار جمجمه‌اش شکل گرفته بود که باعث بزرگ‌شدن نامتعارف سر او می‌شد؛ وضعیتی که «هیدروسفالی» [۳] نام دارد. این یکی از موارد ناهنجاری‌های مادرزادی بود که پس از حمله، به طور چشمگیر در فلوجه افزایش یافت و به طور گسترده به بقایای سمی سلاح‌های آمریکا نسبت داده شد؛ از جمله فلزات سنگین و اورانیوم ضعیف شده که خاک، آب‌وهوای شهر را آلوده کرده بود.

خاک مناطق بمباران‌شده در غزه و لبنان دارای مقادیر بالای فلزات سمی و مواد رادیواکتیو است که تأثیر غیر قابل انکاری بر سلامت عمومی و نسل‌های آینده دارد.

شکریه می‌گوید: «پزشکان می‌گویند احتمالاً زمانی که در تلاش برای فرار از شهر بودم، در معرض فسفر سفید قرار گرفته‌ام.» فسفر سفید - ماده‌ای بسیار آتش‌زا که در تماس با پوست، سوختگی‌های شدید و عمیق ایجاد می‌کند - از سوی ایالات متحده علیه غیرنظامیان فلوجه استفاده شد؛ اقدامی که نقض قوانین بین‌المللی محسوب می‌شود. دختر شکریه که او نامش را فاطمه گذاشت، تنها سه سال زنده ماند.

بیش از دو دهه بعد، بحران سلامت در فلوجه همچنان ادامه دارد و نرخ بالای ناهنجاری‌های مادرزادی و سرطان بدون وقفه برقرار مانده است. کارشناسان می‌گویند این بیماری‌ها بازتاب میراث نامرئی جنگ‌های مدرن است که حملات نظامی آمریکا در سراسر جهان از خود بر جای گذاشته‌اند.

اسرائیل با پشتیبانی کامل ایالات متحده طی دو سال حدود ۲۰۰ هزار تُن بمب بر غزه - یکی از پرجمعیت‌ترین مناطق جهان - فروریخته است. در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر از حمله آمریکا به فلوجه، اسرائیل همان نوع سلاح‌ها - از جمله فسفر سفید و بمب‌هایی که گمان می‌رود حاوی اورانیوم ضعیف شده باشند - را به کار برده و این سرزمین را برای قرن‌ها آلوده کرده است.

آتش‌بسی شکننده در غزه برقرار شده که به معنای توقف درگیری‌های گسترده است، اما پایان بحران نیست. باوجود این آتش‌بس، از ۱۰ اکتبر (۱۸ مهر) تاکنون صد‌ها فلسطینی در تخلفات ادعایی آن کشته شده‌اند. در میان آوار، گرسنگی، آوارگی و خشونت‌های پراکنده، کارشناسان هشدار می‌دهند که نبرد‌های غزه تازه آغاز شده است و رنج چند نسلی فلوجه هشداری جدی درباره آن چیزی است که ممکن است پیش رو باشد. این آلاینده‌ها ممکن است مانعی سرسخت‌تر برای طرح پنجاه میلیارد دلاری بازسازی - که جرد کوشنر و استیو ویتکاف به‌عنوان برنامه‌ای برای دگرگون‌کردن ساحل غزه تبلیغ می‌کنند - ایجاد کنند که مانعی سخت‌تر از زیرساخت‌های ویران‌شده این باریکه محسوب می‌شود.

سمومی که از جنگ بیشتر عمر می‌کنند

شکریه هنوز دخترش - فاطمه - را با مهربانی به یاد می‌آورد. او می‌گوید: «با اینکه این ناهنجاری‌های شدید را داشت، اما همچنان زیبا بود.» شکریه درحالی‌که روی کاناپه‌ای در اتاق نشیمن خانه‌اش در فلوجه نشسته است می‌گوید: «ما نمی‌توانیم او را فراموش کنیم.»

در سال ۲۰۰۷، هنگامی که حال فاطمه به‌شدت وخیم شد، خانواده تلاش کردند او را با عجله به بیمارستان برسانند. اما همان شب، سربازان آمریکایی که مدت‌ها پس از نبرد‌های ۲۰۰۴ هنوز حضور سنگینی در فلوجه داشتند، در جریان یک عملیات ضدشورش، خانه آنها را محاصره کرده بودند. شکریه به یاد می‌آورد و می‌گوید: «ما حتی نتوانستیم در را باز کنیم تا او را بیرون ببریم.» فاطمه آن شب جان سالم به در نبرد. شکریه می‌گوید: «گاهی تصور می‌کنم اگر این سلاح‌ها نبودند، فاطمه چه جور آدمی می‌شد.» او نگاهش را به زمین دوخته و می‌گوید: «او الان باید یک نوجوان می‌بود، مدرسه می‌رفت و در کار‌های خانه کمکم می‌کرد. فکر می‌کنم صدایش چه‌طور بود و چهره‌اش چگونه می‌شد.»

پژوهشگران هشدار می‌دهند که پیامدهای بمباران‌های اسرائیل در غزه بر سلامت عمومی احتمالاً چندین برابر بدتر از فلوجه خواهد بود و نسل‌های آینده را تهدید می‌کند.

شکریه ادامه می‌دهد: «آمریکایی‌ها همه چیز را در فلوجه نابود کردند؛ خانه‌ها، محیط‌زیست و آینده فرزندانمان.» چندین کودک از بستگان او نیز با ناهنجاری‌های شدید به دنیا آمدند؛ از جمله مشکلات نخاعی که آنها را فلج کرده بود و بیشترشان مدت زیادی زنده نماندند. شکریه می‌گوید: «بسیاری از جوان‌ها - از جمله پسر بیست‌و‌چهارساله خودش - ازدواج را به تعویق انداخته‌اند؛ چون می‌ترسند صاحب فرزندانی با ناهنجاری مادرزادی یا بیماری‌های جدی شوند.» او توضیح می‌دهد: «همه می‌ترسند بچه‌ای بیمار یا معلول داشته باشند. این موضوع خسته‌کننده و پرهزینه است.»

از سال ۲۰۰۴، میزان سرطان کودکان در فلوجه دوازده برابر شده و ناهنجاری‌های مادرزادی ۱۷ برابر افزایش یافته است. هرچند سناریو‌های قرارگیری در معرض آلودگی به طور قابل‌توجهی متفاوت‌اند، افزایش برخی سرطان‌های کودکی حتی از موارد ثبت‌شده پس از بمباران هیروشیما نیز فراتر رفته است. فرزندان نیرو‌های نظامی آمریکا که در عراق و افغانستان حضور داشته‌اند نیز به طور مشابه تحت‌تأثیر قرار گرفته‌اند.

پژوهش‌های «مژگان صوابی اصفهانی» [۴] - یکی از برجسته‌ترین متخصصان سم‌شناسی محیط‌زیست که به دلیل تحقیقات گسترده‌اش درباره تأثیر آلودگی‌های جنگی بر سلامت انسان شناخته می‌شود - این افزایش‌ها را به قرارگیری در معرض مواد سمی نسبت می‌دهد. تحقیقات او مدت‌هاست که ارتباط میان بمباران فلوجه در سال ۲۰۰۴ و بحران سلامت جاری شهر را نشان داده است. او دریافت که کودکان مبتلا به ناهنجاری‌ها، سطح بسیار بالاتری از سرب و جیوه در موی خود دارند و ناهنجاری‌های مادرزادی - عمدتاً نقص‌های قلبی و نقص عصبی - پس از سال ۲۰۰۳ بیش از ۱۵ درصد تولد‌ها را تحت‌تأثیر قرار داده است. نرخ سقط‌جنین نیز به طور چشمگیری از ۱۰ درصد پیش از جنگ به بیش از ۴۵ درصد افزایش یافت؛ پژوهش‌ها همچنین افزایش قابل‌توجهی در مرگ‌ومیر نوزادان ثبت کرده‌اند که بخش بزرگی از آن به ناهنجاری‌های مادرزادی مربوط بوده است.

مرگ‌هایی که ادامه دارد

یک تحقیق از «پروژه هزینه‌های جنگ» دانشگاه براون که اوایل امسال منتشر شد، نشان می‌دهد که بیش از دو دهه پس از حمله آمریکا و بیش از یک دهه پس از آنکه داعش، فلوجه را اشغال کرد، ساکنان این شهر هنوز جنگ را در بدن خود حمل می‌کنند. در ۲۹ درصد از شرکت‌کنندگان، اورانیوم در استخوان‌ها و در ۱۰۰ درصد آنها سرب یافت شد؛ آن هم در سطحی که ۶۰۰ درصد بالاتر از جمعیت‌های هم‌سن در ایالات متحده است.

اسرائیل با پشتیبانی کامل آمریکا طی دو سال، حدود ۲۰۰ هزار تُن بمب بر غزه - یکی از پرجمعیت‌ترین مناطق جهان - فروریخته است.

نمونه‌های خاک از محله‌هایی که بیشترین بمباران را تجربه کرده‌اند نیز نشان داد که سطح فلزات سنگین همچنان بالاست و نشانه‌ای از آلودگی پایدار ناشی از فعالیت‌های نظامی محسوب می‌شود. «کالی روبایی» [۵] - استادیار انسان‌شناسی در دانشگاه «پردو» و پژوهشگر اصلی این تحقیق - می‌گوید: «تمام مردم مقداری ناهنجاری مادرزادی را دارند. اما در فلوجه ما نرخ بسیار بالاتری از ناهنجاری‌های کشنده عصبی - از جمله هیدروسفالی - را یافتیم که در سه‌ماهه اول بارداری شکل می‌گیرند و به قرارگرفتن در معرض سلاح‌ها مرتبط‌اند.» او می‌گوید: «پژوهش ما نشان می‌دهد که زندگی در میان فلزات سنگین و آوار نظامی، دست‌کم بخشی از این جهش‌ها را - که میزانشان بسیار بالاتر از حد متوسط است - ایجاد می‌کند، حتی اگر تنها عامل مؤثر نباشد.»

کارشناسان می‌گویند فلوجه نماد پیامد‌های بلندمدت سلامت ناشی از بمباران‌های آمریکا در جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر - از عراق گرفته تا افغانستان و فراتر از آن - است. «صوابی اصفهانی» توضیح می‌دهد: «سرب و جیوه، دو فلز اصلی زیان‌بار برای دستگاه عصبی انسان، در تولید سلاح‌ها به طور گسترده استفاده می‌شوند و در همه جای عراق در سطح بالا یافت می‌شوند.»

سرب به مهمات، چگالی و قدرت نفوذ می‌دهد و جیوه در چاشنی‌ها برای شعله‌ور کردن ماده انفجاری استفاده می‌شود. هر دو هنگام شلیک، ذرات سمی را وارد خاک، آب‌وهوا می‌کنند. سلاح‌های آمریکایی که ۴۳ درصد صادرات تسلیحات جهان را تشکیل می‌دهند، برای افزایش قدرت نفوذ خود به‌شدت به اورانیوم ضعیف شده متکی هستند. اورانیوم هنگام اصابت، به گردوغبار سمی تبدیل می‌شود که در محیط باقی می‌ماند و از طریق تنفس وارد بدن انسان می‌شود. فلزات سمی دیگر از جمله مس، روی، کروم و کادمیم نیز در مهمات مدرن به طور گسترده استفاده می‌شوند. صوابی اصفهانی می‌گوید: «این فلزات از بین نمی‌روند. آنها به چیزی کوچک‌تر یا کمتر سمی تجزیه نمی‌شوند.» این عناصر که با باد پراکنده می‌شوند، اما قرن‌ها باقی می‌مانند، تضمین می‌کنند که بدون پاک‌سازی جدی، ناهنجاری‌های مادرزادی و سرطان نسل‌ها را گرفتار خواهد کرد.

 

سایه بلند فلوجه

«صبا فیاض» [۶] پنجاه و چهار ساله، روی کاشی‌های سرد آپارتمانش در فلوجه چهارزانو نشسته و مجموعه‌ای پراکنده از مدارک پزشکی را مرتب می‌کند. تقریباً پانزده سال پیش، همسر وی با شادی اولین پسرش «عبدالله» را به دنیا آورد. اما شادی آنها خیلی زود با غم رفت‌وآمدهای مداوم به بیمارستان جایگزین شد. فیاض با صدایی لرزان هنگام دیدن گواهی فوت پسرش می‌گوید: «او تنها دو سال زنده ماند.»

افزایش برخی سرطان‌های کودکان در فلوجه حتی از موارد ثبت‌شده پس از بمباران هیروشیما نیز فراتر رفته است.

در سال ۲۰۱۳، عبدالله در جریان یک جراحی در هند و پس از سال‌ها مبارزه با ناهنجاری‌های قلبی مادرزادی نادر که شایع‌ترین ناهنجاری‌های تولد ثبت‌شده در فلوجه از سال ۲۰۰۴ است، درگذشت. این مشکلات شامل شکاف‌هایی در قلب و ناهنجاری‌های شریانی بودند. خانواده فیاض که نسل‌ها در فلوجه ساکن بوده‌اند، سابقه بیماری قلبی ندارند. پزشکان در عراق و هند به او گفته‌اند که این وضعیت احتمالاً ناشی از قرارگیری در معرض آلودگی‌های سمی برجای‌مانده از سلاح‌های استفاده‌شده در فلوجه است. سه سال پس از مرگ عبدالله، در سال ۲۰۱۶، فیاض و همسرش که چهار فرزند سالم دیگر دارند، دختری به نام «رحما» را به دنیا آوردند. او به یاد می‌آورد: «وقتی او را دیدم بسیار خوشحال شدم، چون سالم و طبیعی به نظر می‌رسید؛ اما این آرامش، با بزرگ‌شدن رحما و شروع مراجعات مکرر به بیمارستان از بین رفت.»

رحما با همان ناهنجاری‌های قلبی مادرزادی برادرش - اما شدیدتر - بستری شد. فیاض پوشه‌ای ضخیم از گزارش‌های پزشکی و رادیوگرافی‌ها را باز می‌کند. این مدارک وضعیت وخیم او را نشان می‌دهند که شامل چهار نقص جدی است و بدن او را از اکسیژن محروم می‌کند. بدترین مورد، دریچه ریوی ناقص است که کاملاً بسته شده و مانع رسیدن خون به ریه‌ها می‌شود. سوراخ‌های قلب، بار اضافی روی قلب وارد می‌کنند و شکنندگی او را تشدید می‌کنند. باوجود جراحی قلب باز سه سال پیش، عوارض به ریه‌ها و کیسه صفرا نیز گسترش یافته است. فیاض توضیح می‌دهد: «هر بار که یک مشکل را درمان می‌کنیم، مشکل دیگری ظاهر می‌شود. این یک مبارزه روزانه و مداوم برای زنده نگه‌داشتن اوست.»

رحما که حالا ۹ساله است، در همان نزدیکی نشسته و لبخند‌های توأم با خجالت می‌زند. او هنوز خیلی کوچک است که وخامت شرایط پزشکی‌اش را درک کند. فیاض می‌گوید: «او هنوز بچه است. می‌خواهد با بچه‌های دیگر بازی کند، اما ما نمی‌توانیم اجازه دهیم. قلبش خیلی ضعیف است. به دلیل وضعیت سلامتی‌اش، خیلی از مدرسه غایب می‌شود.» دستان فیاض هنگام شرح‌دادن فشار مالی این وضعیت می‌لرزد. او می‌گوید: «خانه‌ام را فروختم. ماشینم را فروختم. بیش از ۱۰۰ هزار دلار خرج عمل‌های دو بچه کردم، اما هنوز کافی نیست.» او مکث می‌کند و نگاهش روی مدارک ثابت می‌ماند و می‌گوید: «ایالات متحده تظاهر می‌کند که به دموکراسی و حقوق بشر اهمیت می‌دهد. اما آنها دشمن حقوق بشرند. آنها نسل‌ها را اینجا نابود کردند و حالا همان بلا بر سر غزه می‌آید؛ کودکان کشته می‌شوند و آینده کسانی که هنوز به دنیا نیامده‌اند، نابود می‌شود. من برای فلسطینی‌ها می‌ترسم. اگر فلوجه این همه سال از این سلاح‌ها رنج کشیده، بر سر آنها چه خواهد آمد؟ خوشبخت خواهم بود اگر زنده نباشم و آن روز را نبینم.»

زمین آلوده

دیدگاه‌های فیاض بازتاب بسیاری از نظرات کارشناسان است. بمباران‌های اسرائیل در غزه، لبنان، یمن و سوریه مشابه حملات آمریکا به عراق و افغانستان در اوایل دهه ۲۰۰۰ است و به بسیاری از همان سلاح‌های تأمین‌شده توسط آمریکا به‌ویژه بمب ۲ هزار پوندی 84Mark متکی است. در سال ۲۰۲۳، تقریباً ۷۰ درصد واردات تسلیحات اسرائیل از آمریکا بوده است که این تداوم عمل را نشان می‌دهد. در فوریه، «صوابی اصفهانی» تحقیقات منتشرنشده‌ای را در گودال‌های ایجاد شده از بمب در بیروت رهبری کرد؛ جایی که اسرائیل اعتراف کرده حداقل هشتاد تن بمب هدایت‌شده آمریکایی را بر ساختمان‌های مسکونی فروریخته است. این تحقیق نشان داد که خاک گودال‌ها حاوی سطوح بسیار بالاتری از فلزات سمی مانند جیوه، تیتانیوم و آلومینیوم نسبت به مناطق بمباران‌نشده همراه با سطوح بالاتر اورانیوم و توریم رادیواکتیو که به ترتیب دو و چهار برابر بیشتر اندازه‌گیری شده‌اند، بوده است.

سلاح‌های آمریکایی که ۴۳ درصد صادرات تسلیحات جهان را تشکیل می‌دهند، برای افزایش قدرت نفوذ زرهی خود به‌شدت به اورانیوم ضعیف شده متکی هستند.

به گفته اصفهانی، این تحقیقات قویاً نشان می‌دهد که اسرائیل از مهمات حاوی اورانیوم ضعیف شده برای آسیب به کلیه، ایجاد سرطان‌ها، ناهنجاری‌های مادرزادی و اختلالات عصبی علیه کشور‌هایی که اکنون بمباران می‌کند - از جمله نوار غزه محاصره‌شده - استفاده می‌کند. اصفهانی می‌گوید: «همان مهماتی که در عراق استفاده شد، اکنون در مناطق پرجمعیت سراسر غرب آسیا به کار گرفته می‌شود: لبنان، فلسطین - به‌ویژه غزه - سوریه و یمن. سلاح‌های آمریکایی عملاً کل منطقه را آلوده کرده‌اند و نسل‌ها مطمئناً با نرخ بالاتری از ناهنجاری‌های مادرزادی و سرطان‌ها روبه‌رو خواهند شد.»

او هشدار می‌دهد که پیامد‌های بلندمدت ناشی از بمباران اسرائیل بسیار فراتر از آنچه در عراق ثبت شد، خواهد بود. او می‌گوید: «من کاملاً مطمئنم که در غزه شاهد ناهنجاری‌های مادرزادی و سرطان‌ها ده برابر - اگر نه بیشتر - از آنچه در فلوجه دیدیم، خواهیم بود. فلوجه هرگز به مدت دو سال متوالی به این شدت با این سلاح‌ها بمباران نشد؛ آنجا تنها بخشی از آن چیزی بود که در غزه دیدیم.» اصفهانی نتیجه می‌گیرد: «اسرائیل با به‌جاگذاشتن میراث سمی و آلوده، عملاً در حال ارتکاب نسل‌کشی چند نسلی است که محیط را برای تولیدمثل انسان نامناسب می‌کند.»

 

یک سابقه آمریکایی

همان‌طور که ایالات متحده دو دهه پیش در عراق چنین کرد، اسرائیل نیز دکترین «حداکثر تخریب» را در قالب مجازات جمعی دنبال کرده است؛ دکترینی که در آن بین نظامیان و غیرنظامیان تفاوت چندانی قائل نمی‌شود. در غزه، بیش از ۶۵ هزار فلسطینی کشته شده‌اند و میلیون‌ها نفر نیز آواره شده‌اند. «رائد جرار» [۷] - تحلیل‌گر سیاسی و مدافع حقوق بشر می‌گوید: «این وضعیت تصادفی نیست. دهه‌هاست که ایالات متحده سوابقی ایجاد کرده که احترام به حقوق بین‌الملل را از بین برده است.» برای جرار، پیوند میان گذشته و حال کاملاً روشن است. او می‌گوید: «فلوجه همچنان نماد جنایات جنگی آمریکا است؛ یک تهاجم که شهر را خالی کرد و خانه‌ها را یکی پس از دیگری ویران نمود؛ درست مثل امروز غزه. آنچه در غزه می‌بینیم، نتیجه مستقیم دهه‌ها نقض حقوق بین‌الملل از سوی آمریکا و نابودی سازوکارهایی است که قرار بود از آن حفاظت کنند. وقتی آمریکا در عراق از هر کاری جان سالم به در برد، اسرائیل فهمید که می‌تواند در غزه هر کاری خواست انجام دهد.»

پس از گذشت دو دهه از حملات آمریکا به فلوجه، بحران سلامت در این شهر همچنان ادامه دارد و نرخ بالای ناهنجاری‌های مادرزادی و سرطان برقرار مانده است.

درگیرشدن احتمالی تونی بلر - نخست‌وزیر پیشین بریتانیا - در برنامه‌ریزی برای پساجنگ غزه نیز بار دیگر خاطرات جنگ عراق را زنده کرده است؛ جنگی که عاملان آن هرگز با پیامدهای اعمالشان روبه‌رو نشدند. بلر - یکی از معماران اصلی آن تهاجم - برای سمت جدیدی در «هیئت صلح» پیشنهادی انتخاب شده و منتقدان، این انتصاب را ادامه همان مداخله‌گری شکست‌خورده غرب می‌دانند. ساکنان فلوجه می‌گویند ایالات متحده باید هزینه پاک‌سازی گسترده زیست‌محیطی را برای حفاظت از نسل‌های آینده تأمین کند، اما باوجود تلاش‌های عراق برای پیگیری حقوقی و جلب حمایت بین‌المللی، هیچ اقدام معناداری برای پاک‌سازی در این شهر انجام نشده است.

«کیت باور استاک» [۸] - متخصص پرتو‌ها و مشاور پیشین سازمان جهانی بهداشت (WHO)- توضیح می‌دهد که این پاک‌سازی، کاری عظیم و نیازمند منابع گسترده است. وی می‌گوید: «مواد رادیواکتیو با عمر طولانی می‌توانند در لایه سطحی خاک رسوب کنند؛ جایی که وارد پوشش گیاهی و زنجیره غذایی می‌شوند. برداشتن آن لایه ممکن، اما بسیار دشوار است و سپس باید مشخص کرد که آن را کجا باید نگهداری کرد.»

او یادآور می‌شود که «در فوکوشیما، خاک آلوده را در ظروف پلاستیکی بزرگ نگهداری می‌کنند. اما در نهایت پلاستیک از بین می‌رود، درحالی‌که رادیواکتیویته باقی می‌ماند و به‌تدریج دوباره وارد محیط می‌شود.» او می‌افزاید: «وقتی آلودگی گسترده‌ای رخ می‌دهد، با مشکلی تقریباً غیرقابل‌مدیریت روبه‌رو هستید. این مواد وارد همه چیز می‌شوند. ترمیم خسارت، نیازمند منابع عظیم و اراده سیاسی است و حتی در آن صورت هم مدیریت این وضعیت دشوار است. به همین دلیل، بهترین راه این است که اصلاً چنین شرایطی ایجاد نشود.»

در مورد غزه، «باور استاک» چشم‌انداز تیره‌ای ارائه می‌دهد. او می‌گوید: «با حجم عظیم مواد منفجره‌ای که چنین منطقه کوچکی را اشباع کرده و زمین را با سموم شیمیایی ناشی از مهمات منفجرشده و عمل‌نکرده آلوده کرده - حتی اگر پاک‌سازی هم انجام شود، اینجا هرگز نمی‌تواند دوباره به وضعیت عادی برگردد.»

کارشناسان می‌گویند فلوجه نماد پیامدهای بلندمدت سلامت ناشی از بمباران‌های آمریکا در جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر - از عراق گرفته تا افغانستان و فراتر از آن - است.

«صوابی اصفهانی» - که مدت‌هاست دولت بریتانیا را برای پاک‌سازی مناطق آلوده‌شده توسط نیروهای نظامی هم‌پیمان تحت‌فشار قرار داده - معتقد است که اگر پاسخگویی قوی‌تری وجود داشت، می‌شد از تخریب‌های بیشترِ ناشی از سلاح‌های آمریکایی در سراسر جهان جلوگیری کرد. او می‌گوید: «اگر ایالات متحده مجبور شده بود آسیبی را که سال‌ها پیش در ویتنام برجای گذاشت، پاک‌سازی کند و با هزینه آن ویرانی روبه‌رو شود، شاید وضعیت امروز عراق را نمی‌داشتیم و آمریکا پیش از تأمین مالی نسل‌کشی اسرائیل در غزه، بیشتر فکر می‌کرد.»

 

هنر بقا

«لُبنا ثائر» [۹] نوزده‌ساله، در سایه این جنگ نامرئی که بر بدن کودکان فلوجه تحمیل شده، بزرگ شده است. او با ناهنجاری‌های شدید در پاها و ستون فقرات به دنیا آمد و بیشتر عمرش را بدون توانایی راه‌رفتن سپری کرد. آسیب به عصب دستانش باعث شده نتواند دست‌هایش را بالا ببرد. پس از چندین عمل جراحی در هند، حدود یک سال پیش او توانست تا حدی تحرک پاهایش را به دست آورد. اما این پیشرفت، نیازمند فیزیوتراپی مداوم است و عمل‌های بیشتری نیز در پیش دارد. لُبنا می‌گوید: «من از داشتن دوران کودکی عادی محروم شدم.» او باور دارد که وضعیتش ناشی از سلاح‌های آمریکایی است؛ باوری که او را سرشار از خشم و اندوه می‌کند؛ نه فقط برای خودش، بلکه برای بسیاری از کودکان و نوجوانان فلوجه که از ناهنجاری‌ها و بیماری‌هایی حتی شدیدتر رنج می‌برند.

بااین‌حال، لُبنا هنر را به پژواک صدای خود تبدیل کرده و استعداد خود را در آن یافته است. او در بیش از سی گالری در سراسر عراق نمایشگاه برگزار کرده، جوایزی در مصر برده و اکنون عضو انجمن هنرهای زیبای عراق است. نقاشی‌های او بازتاب‌دهنده بیابانی شدن عراق و زخم‌های جنگ هستند؛ درعین‌حال نقاشی‌های او فراتر از فلوجه رفته و پیوندهایی با فلسطین برقرار می‌کنند. او درحالی‌که با افتخار کنار بوم‌هایی که بر دیوار خانه چیده شده‌اند، ایستاده و به نشریه «ژاکوبین» می‌گوید: «هنر به من کمک می‌کند آنچه بر جامعه‌ام گذشته و آنچه همچنان در غزه و جاهای دیگر می‌گذرد را پردازش کنم.» او با قاطعیت می‌گوید: «من می‌خواهم آمریکایی‌ها از پیامدهای سلاح‌ها و ویرانی‌هایی که ایجاد کرده‌اند، باخبر شوند. آنها باید مسئولیتِ کاری را که با محیط‌زیست، کودکان و با نسل‌های آینده در فلوجه و فراتر از آن کرده‌اند، بر عهده بگیرند. به‌جای نابودکردن جوامع و کمک به اسرائیل برای ویران کردن غزه، باید منابعشان را صرف حمایت از کودکان اینجا کنند؛ برای هزینه‌های بیمارستان، آموزش نیازهای ویژه و پاک‌سازی سمومی که بر جای گذاشته‌اند.»

https://jacobin.com/2025/12/fallujah-gaza-weapons-cancers-birth-defects

[1] . Jaclynn Ashly 

[2] . shukria Mahmoud

[3] . Hydrocephalus

[4] . Mozhgan Savabieasfahani

[5] . Kali Rubaii

[6] . Saba Fayadh

[7] . Raed Jarrar

[8] . Keith Baverstock

[9] . lubna Thaer,

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :