گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «احمد الشرع» سرکرده «هیئت تحریرالشام» و حاکم جدید سوریه این روزها به دنبال برقراری صلح با رژیم اسرائیل است. او حتی به ترامپ نامه نوشته و خواستار پیوستن سوریه به توافقات صلح اعراب و اسرائیل موسوم به «پیمان ابراهیم» شده است و این در حالی است که تجاوزات اسرائیل به خاک سوریه همچنان ادامه دارد. «علی بکر» [1] استاد «مرکز علوم انسانی و اجتماعی ابنخلدون» در قطر در یادداشتی که وبسایت «Middleeast eye» آن را منتشر کرده است تاکید میکند سیاست اسرائیل در سوریه تبدیل آن به یک کشور ورشکسته و تجزیه شده است و سیاست خویشتنداری که دولت جدید سوریه در مقابل تجاوزات اسرائیل اتخاذ کرده شاید بتواند مشروعیت بینالمللی برای «احمد الشرع» دست و پا کند اما این سیاست نتانیاهو را در پیگیری سیاست توسعهطلبانه اسرائیل در سوریه جسورتر کرده و در دراز مدت مشروعیت داخلی حاکمان جدید سوریه را در نزد ملت این کشور از بین خواهد برد.
راهبرد اسرائیل در سوریه
در یک مراسم نظامی در اسرائیل، نخستوزیر «بنیامین نتانیاهو» اظهارات تحریکآمیزی درباره دولت جدید سوریه مطرح کرد و راهبرد کشورش را پس از سقوط رژیم اسد تشریح نمود. سخنرانی او بر سه نکته اصلی تأکید داشت. نخست، نتانیاهو اعلام کرد اسرائیل اجازه نخواهد داد دولت جدید سوریه نیروهای خود را به جنوب دمشق اعزام کند و خواستار «خلع سلاح کامل» این منطقه بهویژه استانهای «قنیطره»، «درعا» و «سویدا» شد. دوم، نتانیاهو اسرائیل را حامی جامعه اقلیت «دروزی» معرفی کرد و موضع وزیر دفاع، اسرائیل کاتز، را که اخیراً بر تقویت روابط با «جمعیتهای دوست» در جنوب سوریه تأکید کرده بود، تکرار کرد. سوم، نتانیاهو بر تعهد اسرائیل به اشغال سرزمینهای سوریه پافشاری کرد و تصریح کرد که نیروهای اسرائیلی بهطور «نامحدود» در منطقه حائل و ارتفاعات «جبلالشیخ» باقی خواهند ماند. این موضعگیری بر سیاست مستمر اسرائیل در زمینه توسعهطلبی ارضی و اشغال، بهویژه در بلندیهای جولان، مهر تأیید میزند.
به نظر میرسد هدف اصلی نتانیاهو تضعیف و تجزیه سیستماتیک سوریه باشد؛ بهگونهای که این کشور تحت اشغال اسرائیل باقی بماند، از وجود یک دولت مرکزی محروم شود و درگیر نزاعهای فرقهای شود. چنین وضعیتی از «آشوب کنترلشده» مانع از بازسازی سوریه پس از بیش از یک دهه جنگ خواهد شد، این کشور را به یک دولت ورشکسته تبدیل میکند و به اسرائیل امکان میدهد تحت پوشش مقابله با تهدیدات احتمالی از سوی سوریه جدید، موقعیت خود را تقویت کند.
نتانیاهو به بهانه به حداقل رساندن هرگونه تهدید بالقوه در دوران پس از اسد، دستور کار توسعهطلبانهای را در این کشور دنبال میکند.
تجزیه سوریه
تجزیه، رویکرد جدیدی نیست، بلکه از زمان تأسیس اسرائیل یکی از ارکان ثابت سیاستهای آن بوده و در زمینهها و مناطق مختلف، از جمله در لبنان، به کار گرفته شده است. خلع سلاح مناطق جنوب دمشق موجب تضعیف اقتدار دولت سوریه میشود و ممکن است به کاهش حضور مؤثر دولت در این مناطق بیانجامد. این وضعیت میتواند زمینه را برای تشکیل گروههای شبهنظامی محلی تحت حمایت اسرائیل فراهم کند که به ایجاد نوعی «دولت در دل دولت» منجر شود. همچنین، راهبرد اسرائیل معطوف به تشویق سایر اقلیتها در شمال سوریه برای به چالش کشیدن دولت مرکزی است، بهطوریکه کشور حتی به شکل عملی (دو فکتو) نیز دچار تجزیه شود.
اشاره صریح به جامعه دروزی سوریه بازتابدهنده دکترین «ائتلاف اقلیتها» در سیاست اسرائیل است؛ دکترینی که هدف آن ایجاد اتحاد با گروههای اقلیت در منطقه علیه اکثریت سنی است. این سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» موجب دشمنی، بیاعتمادی و فرقهگرایی میشود و اقلیتها را به ابزاری برای تحریک واکنشهای خشونتآمیز از سوی اکثریت تبدیل میکند.
اسرائیل پیشتر همین راهبرد را در لبنان دنبال کرده و با جوامع مسیحی و شیعه همکاری نموده است. اکنون نیز میکوشد با دروزیها، کردها و علویان سوریه چنین سیاستی را پیاده کند. اما این رویکرد مخرب، و نتیجه معکوسی دارد و در نهایت هم به اقلیتهای درگیر آسیب میزند و هم به آنهایی که میکوشند از آنان بهرهبرداری کنند. درخواست نتانیاهو برای خلع سلاح جنوب سوریه، همراه با افزایش حملات هوایی اسرائیل به مواضع نظامی سوریه، با هیچ واکنشی از سوی کشورهای غربی یا جامعه بینالملل روبهرو نشده است. این سکوت از نگاه نتانیاهو به منزله چراغ سبزی برای ادامه چنین سیاستهایی تلقی میشود.
در برابر اقدامات تحریکآمیز و تهاجمی اسرائیل، دولت جدید سوریه واکنشی چندلایه نشان داده است. رئیسجمهور سوریه، «احمد الشرع»، رویکردی متوازن میان خویشتنداری و ایستادگی اتخاذ کرده است؛ رویکردی که تحت تأثیر عوامل متعددی شکل گرفته است: از جمله وضعیت ضعیف نظامی، اقتصادی و سیاسی سوریه، نیاز به حفظ مشروعیت رهبری، تلاش برای گسترش حاکمیت دولت بر تمامی سرزمینهای سوریه و روند بازسازی کشور.
مقاومت نمادین
بیانیه پایانی کنفرانس «گفتوگوی ملی سوریه» در اواخر ماه گذشته، هرگونه واگذاری ارضی را رد کرد که پیامی روشن هم به اسرائیل و هم به افکار عمومی داخلی بود مبنی بر اینکه «شرع» در برابر خواسته نتانیاهو برای خلع سلاح تسلیم نخواهد شد. در این بیانیه، خروج «فوری و بدون قیدوشرط» اسرائیل از خاک سوریه مطالبه شده بود؛ اقدامی نمادین در مسیر مقاومت که بدون ورود به درگیری مستقیم، جایگاه شرع را در داخل سوریه تقویت میکند.
اسرائیل از نظر تاریخی، درخواستهای صلح را بهعنوان نشانهای از ضعف تلقی کرده و سیاست تهاجمی خود را با بیپروایی پیگیری کرده است.
در ۲۶ فوریه (۸ اسفند ۱۴۰۳)، «شرع» به اردن سفر کرد و با ملک عبدالله دوم دیدار نمود؛ پادشاه اردن نیز ضمن اعلام حمایت از حاکمیت سوریه، تجاوزات اسرائیل را محکوم کرد. این سومین سفر خارجی «شرع» از زمان بهدست گرفتن قدرت بود؛ سفری که نشاندهنده تلاشی برای تشکیل یک ائتلاف منطقهای با هدف مقابله دیپلماتیک با اقدامات اسرائیل است؛ بهویژه آنکه اردن نیز درباره ثبات مرزهای خود با سوریه نگرانیهایی مشابه دارد.
پاسخ محتاطانه «شرع» همچنین با فشارهای داخلی نیز هماهنگ شده است. اعتراضات در استانهای قنیطره، درعا و سویدا نسبت به اظهارات اخیر نتانیاهو، نشاندهنده خشم عمومی است، اما «شرع» این نارضایتیها را به اقدامی عملی علیه اسرائیل تبدیل نکرده چرا که تجربههای پیشین رژیمهای منطقهای در این مسیر، پایان خوشی نداشته است. در عوض، شرع به تحریکات اسرائیل با ترکیبی از محکومیت لفظی، فراخوان به صلح و مانورهای دیپلماتیک واکنش نشان داده و ضمن پرهیز از تشدید تنش، بر حق حاکمیت سوریه بر سرزمینهایش تأکید کرده است. وعده پیشین او مبنی بر پایبندی به توافق آتشبس سال ۱۹۷۴، بیانگر همین رویکرد است.
بااینحال، گرچه این سیاست ممکن است برای «احمد الشرع» حمایتهای منطقهای و بینالمللی به همراه آورد، اما در میانمدت و بلندمدت میتواند به تضعیف مشروعیت داخلی او بینجامد و بهاحتمال زیاد، چنین موضعی برای بازداشتن اسرائیل از ادامه مسیرش کافی نخواهد بود. اسرائیل از نظر تاریخی، درخواستهای صلح را بهعنوان نشانهای از ضعف تلقی کرده است؛ فرصتی برای پیگیری بیپروا و تهاجمی جاهطلبیهای ارضی خود.
ضرورت اقدام جمعی
با توجه به وضعیت پیچیده سوریه، پاسخ به اقدامات اسرائیل باید ماهیتی جمعی داشته باشد. جامعه بینالملل باید به مسئولیتهای خود عمل کند و کشورهای عربی نیز باید بهطور هماهنگ وارد عمل شوند، چرا که در صورت تبدیلشدن سوریه به یک دولت ورشکسته، خسارتهای قابلتوجهی متوجه آنها خواهد شد. کشورهایی همچون اردن، مصر، عربستان سعودی، قطر و نیز اتحادیه عرب، بهشدت اقدامات اسرائیل را محکوم کردهاند. مهمتر از همه، ترکیه بهعنوان یک قدرت منطقهای که منافع قابلتوجهی در ثبات سوریه دارد، در صورت گسترش تجاوزات اسرائیل، با خطرات عمدهای روبهرو خواهد شد.
پرهیز از مواجهه با اقدامات اسرائیل در سوریه تنها میتواند به جسورتر شدن نتانیاهو بینجامد.
از دسامبر گذشته (آذر ۱۴۰۳)، ترکیه به اظهارات نتانیاهو و اقدامات تهاجمی اسرائیل با محکومیت شدید واکنش نشان داده است. وزیر خارجه ترکیه، «هاکان فیدان»، ضمن تأکید بر حاکمیت سوریه، اسرائیل را به توسعهطلبی و تضعیف صلح و ثبات «تحت پوشش تأمین امنیت» متهم کرده است. بااینحال، اقدامات آنکارا همچنان در چارچوب دیپلماتیک و محدود باقی ماندهاند و تمرکز اصلی ترکیه بر مسئله کردها در شمال سوریه است، نه مقابله مستقیم با اسرائیل.
سیاست ترکیه در این زمینه تحت تأثیر دو عامل کلیدی قرار دارد. نخست، سرنوشت یگانهای مدافع خلق کرد سوریه (YPG) است که شاخهای از حزب کارگران کردستان (PKK) محسوب میشود و از دید آنکارا، یک گروه تروریستی به شمار میرود. دوم، توافق احتمالی ترکیه با رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، برای پایاندادن به همکاری آمریکا با این گروه است. تا زمانی که این دو موضوع حلوفصل نشدهاند، بعید است آنکارا وارد تقابل جدی با اسرائیل شود، چرا که درگیری زودهنگام میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و روابط ترکیه با ترامپ و محافل طرفدار اسرائیل در واشنگتن را تضعیف کند. درعینحال، پرهیز از مواجهه با اسرائیل نهتنها میتواند به جسورتر شدن نتانیاهو بینجامد، بلکه ممکن است اعتبار دیپلماتیک آنکارا را نیز زیر سؤال ببرد و سوریه را از یک فرصت به یک چالش جدی برای ترکیه تبدیل کند.
https://www.middleeasteye.net/opinion/why-israel-wants-syria-become-failed-state
[1] . Ali Bakir
/انتهای پیام/