۱۴۰۴/۱۲/۰۶
۱۵:۰۵
کد خبر : ۱۱۹۶۶
اهداف حملات اسرائیل به سوریه در مقاله‌ای به قلم «سمیه غنوشی»؛

سوریه در حال بیدارشدن است؟

آنچه اسرائیل در جنوب سوریه در حال رقم زدن است یک درد مشترک با مردم فلسطین است.
آنچه اسرائیل در جنوب سوریه به راه انداخته، نه تسلیم است، بلکه یادآوری است. برای سوری‌ها و فلسطینی‌ها، مبارزه مشترک است، زخم یکی است و تاریخ - که همواره شاهدی بر افول و صعود امپراتوری‌ها بوده - هنوز در کنار آنهاست.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «سمیه غنوشی» نویسنده و پژوهشگر مسائل خاورمیانه اهل تونس در مقاله‌ای که وب‌سایت «میدل ایست آی» آن را منتشر کرده است می‌نویسد اسرائیل با حملات خود به عمق خاک سوریه تنها به دنبال نقض حاکمیت این کشور نیست بلکه می‌خواهد بخشی از تاریخ تمدن عربی و اسلامی را نابود کند. وی تأکید می‌کند خستگی ناشی از جنگ در حال جایگزینی با عزم جدیدی از مقاومت در مقابل رژیم اسرائیل است و مردم سوریه در حال بیدارشدن هستند.

 

 حمله به تاریخ

وزیر دارایی اسرائیل، «بتسلئیل اسموتریچ» در اواخر آوریل (اردیبهشت ۱۴۰۴) در اظهارات ترسناکی در جمع حامیان خود در تل‌آویو اعلام کرد: «نبردها تا زمانی که صدها هزار نفر از غزه بیرون نروند... و سوریه تجزیه نشود، ادامه خواهد یافت». این سخنان که توسط رسانه‌های اجتماعی پخش شد، هرگونه پنهان‌کاری باقی‌مانده را کنار زد. جنگ‌های اسرائیل نه درباره «امنیت» یا «تروریسم» بلکه درباره بازنویسی نقشه خود؛ تجزیه ملت‌ها، جابجایی مردم و بازنویسی تاریخ هستند.

اوایل ماه آوریل (فروردین)، هواپیماهای جنگی اسرائیلی دوباره از آسمان‌های سوریه گذشتند و سیلابی از موشک‌ها را به‌سوی تأسیسات نظامی و محله‌های غیرنظامی رها کردند. این حملات از پایگاه‌های هوایی مرکزی تا جنوب عمیق ادامه یافت، جایی که نیروهای زمینی اسرائیلی در نزدیکی شهر «نوا» شکاف ایجاد کردند و ۹ غیرنظامی را کشتند.

روایت رسمی اسرائیل همچنان از «دفاع» و «پیش‌دستی» سخن می‌گفت. اما حقیقت که پر از معناست، عمیق‌تر از جغرافیا یا سیاست بود - این یک حمله به حافظه خود تاریخ بود. چرا که در هدف قراردادن «نوا»، اسرائیل فقط یک شهر را هدف قرار نداد. آن‌ها یک پناهگاه از میراث اسلامی و تاریخ علمی را هدف قرار دادند. «نوا» زادگاه امام نووی[1] است، یکی از بزرگ‌ترین و پرارزش‌ترین علما در تمدن اسلامی که آثار او در طول قرن‌ها در قاره‌ها طنین‌انداز است. در همان‌جا بود که امام نووی قرآن را حفظ کرد و دنیای پرهیاهوی تجارت را برای آرامش یادگیری کنار گذاشت. نام او هنوز با احترام در خانه‌ها، مدارس و منابر از قاهره تا کوالالامپور بر زبان‌هاست. بمباران این شهر تنها به معنای نابودکردن ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها نیست بلکه تخریب میراث فکری و فرهنگی است که نسل‌ها آن را ساخته‌اند.

هدف اسرائیل از حملات خود به سوریه تنها درباره تسلط نظامی نیست بلکه هدف محو و ازبین‌بردن تاریخ تمدن عربی و اسلامی است.

در فاصله کمی از «نوا»، «تل الجابیه» قرار دارد، جایی که خلیفه دوم، پس از سفر از مدینه برای دریافت کلیدهای قدس، در آنجا ایستاده بود. در آن تپه باستانی، او در ساعت پیش از تحویل تاریخی شهر، با فرماندهانش ملاقات کرد. ردپای آن‌ها هنوز در خاک حوران طنین‌انداز است. این سرزمین مقدس است نه‌تنها به دلیل ایمان، بلکه به دلیل وزن تاریخ.

در جنوب و شرق، زادگاه متفکران بزرگ دیگری قرار داد. «ابن قیم الجوزیه»، فقیه و متکلم بزرگ، از شهر «ازرع» در درعا بود. «ابن کثیر»، تاریخ‌نگار مشهور «البدایه والنهایه»، در روستای «مجدل» نزدیک به بصره متولد شد. این منطقه، حوران، مدت‌هاست که سرچشمه علم و دانش بوده است، خاک آن تمدنی را پرورش داده که فراتر از مرزها، مذاهب و امپراتوری‌ها گسترش یافته است و همین‌جا در کنار رودخانه «یرموک» بود که خالد بن ولید نیروهای مسلمان را در سال ۶۳۶ میلادی به پیروزی مهمی علیه بیزانسی‌ها هدایت کرد؛ حکومت امپراتوری را در هم شکست و فصل جدیدی را در تاریخ جهان گشود.

 

سرزمین مقاومت، فتح و تجدید حیات

جنگیدن علیه این سرزمین تنها نقض حاکمیت نیست. این به معنای به چالش کشیدن ذات ادامه‌دار تمدن عربی و اسلامی است. خاک حوران زمین منفعل و بی‌اثر نیست - بلکه شاهد قرن‌ها مقاومت، فتح و احیاء بوده است. حملات اسرائیل، بنابراین، تنها حملات فیزیکی نیستند بلکه نمادین نیز هستند. این حملات تنها درباره تسلط نظامی نیستند. بلکه هدف آن‌ها محو و ازبین‌بردن تاریخ تمدن عربی و اسلامی است.

از زمان سقوط رژیم اسد در ۸ دسامبر ۲۰۲۴ (۱۸ آذر ۱۴۰۳) اسرائیل شدیدترین حملات خود را علیه خاک سوریه در سال‌های اخیر آغاز کرده است. صدها حمله هوایی زیرساخت‌های نظامی، سیستم‌های دفاع هوایی و انبارهای تسلیحات را نابود کرده است. دلیل ارائه شده ساده است: اسرائیل به دولت موقت جدید اعتماد ندارد. بااین‌حال، گستردگی و زمان‌بندی این حملات چیزی عمیق‌تر را نشان می‌دهد. تنها یک روز پس از فرار اسد به مسکو، رهبران اسرائیل اعلام کردند که قصد دارند یک «منطقه امنیتی استریل» در داخل خاک سوریه ایجاد کنند، منطقه‌ای به مساحت حدود ۴۰۰ کیلومتر مربع - بیشتر از مساحت کامل نوار غزه. نیروهای اسرائیلی اکنون در امتداد مرز سوریه در کوه‌های هرمون موضع گرفته‌اند، در تضاد آشکار با قوانین بین‌المللی و درحالی‌که مقامات اسرائیل در ابتدا به موقتی بودن اشغال اشاره می‌کردند، اکنون دیگر ماسک خود را کنار گذاشته‌اند و به‌صراحت اعلام کرده‌اند که هیچ محدودیت زمانی و هیچ طرح خروجی وجود ندارد.

وزیر دفاع اسرائیل، اسرائیل کاتز، از بالای کوه «جبل الشیخ» به‌صراحت اعلام کرد. «ما خواهیم ماند ما اطمینان خواهیم یافت که تمام منطقه جنوبی از نیروهای نظامی پاک شود، و تهدیدات علیه جامعه دروزی را تحمل نخواهیم کرد.» این‌گونه است که نمایش با استناد به حفاظت از اقلیت‌ها آغاز می‌شود. اسرائیل ادعا می‌کند که می‌خواهد در برابر تهدیدات فرضی که از سوی رهبری جدید سوریه متوجه جامعه دروزی است، از آنها محافظت کند. اما تاریخ پوچی چنین ادعاهایی را آشکار می‌سازد.

 

ادعاهای توخالی

در فلسطین، دروزی‌ها که مدت‌هاست در ارتش اسرائیل خدمت کرده‌اند، برای دولتی جان‌فشانی کرده‌اند که امید داشتند آن‌ها را به‌عنوان شهروندان برابر با دیگران به حساب آورد. این دروزی‌ها از شهر «جلیل»، که شهروندان رسمی اسرائیل هستند، به ندای دولت پاسخ دادند و در خدمت سربازی شرکت کردند، اما در نهایت با این واقعیت روبه‌رو شدند که در سرزمین خودشان به‌عنوان شهروندان درجه دوم با آن‌ها رفتار می‌شود. بااین‌حال، خیانت به‌صورت نظام‌مند انجام شده است. تبعیض در زمینه‌های مسکن، آموزش، مالکیت زمین و به‌رسمیت‌شناختن سیاسی عمیقاً ریشه دارد. گزارش سال ۲۰۲۴ اندیشکده پیشروی امنیت ملی اسرائیل (INSS) هشدار داد: «اگر اسرائیل به نادیده‌گرفتن مشکلات جامعه دروز ادامه دهد، اعضای این جامعه احساس رهاشدگی خواهند کرد، احساسی که ممکن است رابطه آن‌ها با دولت را به خطر بیندازد.»

تنها یک روز پس از سقوط دمشق اسد، وزیر امور خارجه اسرائیل، صریحاً اعلام کرد که سوریه دیگر نباید به‌عنوان یک کشور متحد وجود داشته باشد.

تصویب قانون دولت - ملت در سال ۲۰۱۸ که اسرائیل را به‌عنوان کشوری یهودی تثبیت کرد و غیر یهودیان را به شهروندانی درجه‌دو تنزل داد، نقطه عطفی برای بسیاری بود. «پیمان خون» که روزگاری با افتخار از آن یاد می‌شد، اکنون به سنگ‌نوشته‌ای تلخ تبدیل شده است.

خانه‌های دروزهای در فلسطین اشغالی در معرض تخریب قرار دارند. اعتراضات دروزی‌ها خیابان‌ها را پر کرده است. بااین‌حال، اسرائیل خود را منجی آن‌ها در سوریه معرفی می‌کند. این وضعیت درباره‌ی بادیه‌نشینان نیز صدق می‌کند؛ شهروندان عربی که در ارتش اشغالگر اسرائیل خدمت می‌کنند، اما به روستاهایی بازمی‌گردند که «غیرقانونی» خوانده می‌شوند و خانه‌هایشان در معرض تخریب قرار دارد.

این حمایت نیست. این بهره‌کشی است، در پوشش زبان دلسوزی. در واقع، جاه‌طلبی‌های اسرائیل بسیار فراتر از مرزها یا اقلیت‌هاست. چشم‌انداز آن برای سوریه، تجزیه‌ای دائمی است. تنها یک روز پس از فرار اسد، وزیر امور خارجه اسرائیل، «گدعون ساعر» [2]، صریحاً اعلام کرد که سوریه دیگر نباید به‌عنوان یک کشور متحد وجود داشته باشد. او خواستار ایجاد مناطق خودمختار - کانتون‌هایی برای هر جامعه - شد. او گفت: «ایده سوریه‌ای یکپارچه و دارای حاکمیت، غیرواقع‌بینانه است.»

صریح‌تر از او، «رامی سیمانی» [3]، وکیل و مدرس نظامی اسرائیلی، اظهار داشت: «سوریه کشوری مصنوعی است که از هم پاشیده. این کشور هیچ‌گاه حق واقعی برای وجود داشتن نداشته است. نه یک کشور عربی است و نه کشوری ملی برای هیچ‌کس… اردوغان از سوریه‌ای متحد حمایت می‌کند. اما منافع اسرائیل کاملاً برخلاف آن است. اسرائیل می‌تواند و باید باعث ناپدیدشدن سوریه شود. به‌جای آن، پنج کانتون به وجود خواهد آمد… اسرائیل باید نفوذ خود را در عمق خاک سوریه گسترش دهد.» این اظهارات صرفاً شعار یا سخنرانی نیست بلکه یک سیاست است.

 

سوریه‌ای ویران شده

اسرائیل یک سوریه تجزیه‌شده را تجسم می‌کند: یک منطقه کرد در شمال شرق، یک منطقه دروزی در جنوب، یک منطقه علوی در کنار ساحل، و سرزمین‌های پراکنده سنی که از حاکمیت خود محروم شده‌اند. هدف صلح نیست. هدف تبدیل سوریه به یک کشور فلج و ناتوان از حرکت و واکنش است. سوریه‌ای ویران نمی‌تواند در برابر اشغال اراضی خود مقاومت کند. یک سوریه تقسیم‌شده نمی‌تواند برای فلسطین سخن بگوید.

خستگی جنگ در حال جایگزینی با عزم جدیدی است. نسلی که روزی امید خود را از دست داده بود، دوباره آن را نه در دولت‌ها، بلکه در خود سرزمین باز می‌یابد.

یک سوریه فدرال نمی‌تواند رویای استقلال را در ذهن خود بپروراند و بنابراین، تحت بهانه «امنیت»، اسرائیل نفوذ خود را عمیق‌تر می‌کند. اما نگاه آن فراتر از سوریه به‌سوی ترکیه است. درحالی‌که آنکارا بارها وعده داده است که از درگیری اجتناب کند، استراتژیست‌های اسرائیلی اکنون آن را تهدیدی بزرگ‌تر از ایران در سوریه می‌دانند. ترکیه از سوریه یکپارچه حمایت می‌کند. اسرائیل از تجزیه آن حمایت می‌کند.

حملات اوایل آوریل اسرائیل، از جمله حملات نزدیک به نوا، پیامی نه‌تنها به دمشق، بلکه به آنکارا داشت: این حوزه نفوذ ماست.

سکوت دمشق قابل‌توجه بوده است. رهبری جدید سوریه که هنوز در وضعیت ناپایداری قرار دارد، تنها واکنش‌های محتاطانه‌ای نشان داده است. برخی مقامات حتی ایده صلح را مطرح کرده‌اند. «احمد الشرع» رئیس‌جمهور جدید سوریه گفته است: «ما به توافق ۱۹۷۴ پایبندیم و اجازه نمی‌دهیم که از خاک سوریه برای حملات استفاده شود». در یک گام بیشتر، گزارش شده است الشرع به یک قانونگذار آمریکایی گفته است که سوریه آماده است تا روابط خود را با اسرائیل عادی‌سازی کند و تحت «شرایط مناسب» به توافق‌نامه‌های ابراهیم بپیوندد و به دنبال کاهش تحریم‌ها و حل‌وفصل اشغال جنوب غربی سوریه توسط اسرائیل باشد. شرع بعداً این موضوع را تکذیب کرد و گفت سوریه نمی‌تواند روابط خود را با اسرائیل عادی کند مادامی که سرزمین‌هایش اشغال شده باشد.

اما این گام‌های احمد الشرع با دیپلماسی مواجه نشد، بلکه با بمباران‌های بیشتر مواجه گردید و با اعلام‌هایی که هر گونه تظاهر به مصالحه را از میان بردند. در سخنرانی‌ای برای دانشجویان نظامی اسرائیلی، بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل اعلام کرد که اسرائیل اجازه نخواهد داد نیروهای هیئت تحریر الشام (HTS) یا ارتش جدید سوریه «به منطقه جنوب دمشق وارد شوند». او خواستار غیرنظامی‌سازی کامل استان‌های قنیطره، درعا و سویدا شد و هشدار داد که اسرائیل «هیچ تهدیدی علیه جامعه دروزی در جنوب سوریه را تحمل نخواهد کرد». موضع اسرائیل واضح و روشن است: جایی برای حاکمیت سوریه وجود ندارد.

 

خواسته‌های غیرممکن

در واشنگتن، اسرائیل برای تشدید تحریم‌های ضد سوریه لابی کرده و فشار می‌آورد. مقامات آمریکایی اکنون فهرستی از خواسته‌های غیرممکن از جمله ممنوعیت تمام فعالیت‌های سیاسی فلسطینی‌ها در خاک سوریه را به مقامات دمشق ارائه کرده‌اند. به ملتی پس از ۱۴ سال جنگ داخلی سخت و طاقت‌فرسا گفته می‌شود که باید نه‌تنها استقلال خود، بلکه اتحادهایش، خاطراتش و صدایش را فدا کند.

سوریه ناپدید نخواهد شد. آرام‌آرام تکه‌تکه نخواهد شد و مردم آن، هر چقدر هم که زخم‌خورده باشند، در حال بیدارشدن هستند.

اما در سوریه چیزی در حال جوشش است. مراسم خاکسپاری نه نفر کشته‌شده در نوا، به یک راهپیمایی اعتراضی تبدیل شد. در سراسر کشور، سوری‌ها به خیابان‌ها ریختند. خستگی جنگ در حال جایگزینی با عزم جدیدی است. نسلی که روزی امید خود را از دست داده بود، دوباره آن را نه در دولت‌ها، بلکه در خود سرزمین باز می‌یابد. زیرا سوریه تنها یک دولت نیست بلکه یک تمدن است. سوریه مهد امپراتوری‌ها و گورستان مهاجمان است. جنگ‌های صلیبی را تحمل کرد، استعمار را دفع کرد و علیه استبداد قیام کرد. زخم‌هایش فراوان است، اما روحش پابرجا می‌ماند. دشمن ممکن است قدرتمند باشد، اما هیچ‌چیز نمی‌تواند یاد مقاومت گذشته را از بین ببرد.

استراتژی اسرائیل، با تمام محاسباتش، بر یک توهم مرگبار بنا شده است: که یک ملت با تغییر مرزها و بمباران می‌تواند محو شود. اما سوریه تنها سرزمین نیست. سوریه نوا و یرموک، ابن‌کثیر و صلاح‌الدین، «سلطان پاشا الاطرش» [4] و خالد بن ولید است.

این تاریخ است که به جسم تبدیل شده، و کرامتی که در خاک حک شده است. سوریه ناپدید نخواهد شد. آرام‌آرام تکه‌تکه نخواهد شد و مردم آن، هر چقدر هم که زخم‌خورده باشند، در حال بیدارشدن هستند. آنچه اسرائیل در جنوب سوریه به راه انداخته، نه تسلیم است، بلکه یادآوری است. برای سوری‌ها و فلسطینی‌ها، مبارزه مشترک است، زخم یکی است و تاریخ - که همواره شاهدی بر افول و صعود امپراتوری‌ها بوده - هنوز در کنار آنهاست.

https://www.middleeasteye.net/opinion/israel-syria-break-up-faith-history-resistance-defeat-it

 

[1] . أبو زکریا یحیی بن شرف النووی

[2] . Gideon Sa’ar

[3] .  Rami Simani

[4] . ultan Pasha al-Atrash

 

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :