گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «دیویدهرست» [1] تحلیلگر سرشناس مسائل خاورمیانه و سردبیر وبسایت «میدل ایست آی» در مقالهای که در این وبسایت منتشر شده است استدلال میکند که طرح دونالد ترامپ برای وادار کردن ایران به تسلیم، بر پایه درکی نادرست و خطرناک بنا شده و میتواند به جنگی مهارنشدنی منجر شود. ترامپ تصور میکند میتواند با ایران همان رفتاری را داشته باشد که با ونزوئلا داشت؛ تصوری که بهطور بنیادین غلط است. ایران نهتنها از نظر ژئوپلیتیکی، نظامی و اقتصادی قابل مقایسه با ونزوئلا نیست، بلکه دارای عمق منطقهای، نفوذ ایدئولوژیک و توان نظامی گسترده، بهویژه از طریق سپاه پاسداران، است. به گفته وی واکنش ایران به هر حملهای بر خلاف دفعات قبل نامتقارن و گسترده خواهد بود و کل منطقه درگیر جنگی خواهد شد که خارج از کنترل ترامپ و نتانیاهو است. «هرست» در نهایت به ترامپ هشدار میدهد که قبل از هر حماقتی علیه ایران، تاریخ بخواند ملت ایران با تاریخی چندهزار ساله محال است که در مقابل وی سر تسلیم فرود بیاورد.
ترامپ درباره ایران چه نقشهای دارد؟
اقتدار دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ممکن است پس از تیراندازیهای مرتبط با اداره مهاجرت و گمرک (ICE) در مینهسوتا بهشدت خدشهدار شده باشد و با افزایش تورم ناشی از تعرفهها نیز تحت فشار قرار گرفته باشد؛ اما در عرصه بینالمللی، ترامپ همچنان تصور میکند در موقعیت برتر قرار دارد. او ناتو را با فشار وادار کرد تا به «چارچوبی» برای یک توافق آینده درباره گرینلند تن دهد؛ توافقی که بنا بر یک گزارش - که بعداً با شدت تکذیب شد - شامل واگذاری حاکمیت دانمارک بر مناطقی بود که قرار بود پایگاههای نظامی آمریکا در آنها ساخته شود. او اروپا را وادار کرده است سهم بیشتری از هزینههای دفاعی خود را بپردازد. او «نیکلاس مادورو» رئیسجمهور ونزوئلا را به گروگان گرفت . «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا گفته است که ونزوئلا مجبور خواهد شد بودجه ماهانه خود را به آمریکا گزارش دهد یا برای تأیید ارائه کند او همچنین با اعمال فشار، «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر اسرائیل، را به توقف جنگ در غزه واداشت. اگر «هیئت صلح» او از هر دو جناح فلسطینی و تشکیلات خودگردان فلسطین اختیاراتی را سلب کرده باشد، درعینحال اسرائیل نیز کنترل کمتری بر غزه خواهد داشت.
اینها دستاوردهایی است که ترامپ گمان میکند به آنها رسیده است. اکنون ناوگانی از کشتیها و بمبافکنها را گرد آورده که آمادهاند برای دومین بار در طول یک سال به ایران حمله کنند. ترامپ تصور میکند میتواند همان کاری را که با ونزوئلا کرد، با جمهوری اسلامی نیز انجام دهد. در اینباره، ترامپ اساساً در اشتباه است. اما خودش به آن باور دارد. فرستاده او، «استیو ویتکاف»، و دامادش، «جرد کوشنر»، به یکی از قدرتهای منطقهای گفتهاند که نقشهای که ترامپ درباره ایران دارد این است: یک حمله هوایی سریع اما محدود که رهبری کشور را از سر راه بردارد، بیآنکه خودِ رژیم را سرنگون کند. پس از آن، قرار است توافقی در کار باشد که بر اساس آن ایران برنامه غنیسازی اورانیوم خود را تسلیم کند و بپذیرد نفتش را صرفاً با آمریکا معامله کند؛ و در مقابل، ترامپ اجازه خواهد داد شرکت بوئینگ دوباره به ایران بازگردد. سناریوهای دیگری هم در گردش است، اما عناصر اصلی همه آنها یکی است: سرعت، خشونتِ افراطی، و واداشتن بازماندگان رهبری به تمکین در برابر دیکتههای آمریکا.
آمریکا و ضعفِ ارزیابی از ایران
ترامپ همچنین قانع شده است که اکنون زمان حمله است. او معتقد است جمهوری اسلامی در پی حملات هوایی که سال گذشته دستور آنها را داد، بهطور بنیادین تضعیف شده است. تأسیسات اصلی غنیسازی اورانیوم همچنان زیر انبوهی از سنگ و آوار مدفوناند و بنا به ادعای اطلاعات آمریکا، نظام ایران هیچ اقدامی برای بازسازی ذخایر خود انجام نداده است. پس از آن، ایران با دومین موج بزرگ ناآرامیهای سراسری در عرض سه سال مواجه شد؛ ناآرامیهایی که تنها به بهای جانباختن هزاران نفر تمام شد.
آیا کسی واقعاً باور دارد ایران ملتی سربلند با پیشینهای ۳۰۰۰ ساله آرام و بیمقاومت تحت نسخه ترامپ به دوران سلطه خارجی بازگردد.
ترامپ در ارزیابی ضعفِ ادعایی ایران، به دو منبع اطلاعاتی تکیه دارد که هر دو عمیقاً معیوباند: برآوردهای اطلاعاتی خودِ آمریکا و اطلاعات اسرائیل. اطلاعات اسرائیل بر پایه اهدافی متفاوت شکل گرفته است. نتانیاهو به دنبال تغییر رژیم است، نه یک دور نمادین یا محدود از حملات هوایی. او دهههاست میگوید حماس و حزبالله بهمنزله «ناوهای هواپیمابر» ایران عمل میکنند. اما این ادعا با واقعیت مطابقت ندار حمایت مردم از این جنبشها در فلسطین و جنوب لبنان پایدار و میاننسلی است و نشان میدهد این گروهها مستقلتر از آن هستند که صرفاً ابزار ایران باشند.
هم ترامپ و هم نتانیاهو از اقدامات نظامیای که تاکنون انجام دادهاند، دچار نوعی سرمستیِ قدرت شدهاند. هر یک خود را ارباب جهان میپندارد. وقتی خلبانانشان بر پایه اطلاعات لحظهبهلحظه - تقریباً دقیقهبهدقیقه - میدانند اهداف کجا هستند و چگونه میتوان آنها را از میان برداشت، چنین میپندارند که هیچ محدودیتی بر کارشان وجود ندارد. سال گذشته، نیروی هوایی اسرائیل نشان داد که دیگر فاصله فیزیکی میان پایگاههای هواییاش و ایران برایش محدودیت تعیینکنندهای نیست.
موساد با اینکه علناً ادعا کرد عواملش در اوج اعتراضات اقتصادی اخیر در خیابانهای ایران حضور داشتهاند، گمان میکرد در حال مرعوبکردن جمهوری اسلامی است. این لافزنی نتیجهای معکوس داشت. موساد نهتنها به اپوزیسیون کمکی نکرد، بلکه به آن لطمه زد؛ و پس از یک راهپیمایی گسترده حامیان دولت، اعتراضات فروکش کرد.
ایران، ونزوئلا نیست
پیش از آنکه دور تازهای از حماقت آغاز شود، بد نیست یک واقعیت کاملاً بدیهی را یادآوری کنیم: ایران، ونزوئلا نیست. برای اشاره به آشکارترین تفاوتها - و این فهرست کامل نیست - ونزوئلا زمانی که مادورو بازداشت شد، هیچ کارت منطقهای مهمی برای بازی نداشت. ایران اما سرشار از چنین اهرمهایی است.
آیا کسی تصور میکند انقلابی اسلامی که از هشت سال جنگ جان سالم به در برده و تحریمها و ترورها را تاب آورده، در برابر ترامپ آن چنان شکننده باشد که با یک تلنگر فرو بریزد؟
رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، صرفاً رئیس کشور، فرمانده کل نیروهای مسلح و عالیترین مرجع سیاسی و دینی ایران نیست. او رهبر معنوی دهها میلیون مسلمان شیعه در سراسر جهان است. مهمترین جمعیتهای شیعه در خاورمیانه - خارج از ایران - در عراق، بحرین، لبنان، کویت و عربستان سعودی زندگی میکنند. آیتالله خامنهای کنترل مستقیم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) را در اختیار دارد؛ و این دومین تفاوت بزرگ با ونزوئلاست.
درحالیکه یک یگان کوچک دلتا با یک مشعل برشکاری برای دستگیری مادورو کافی بود، هر مهاجمی که بخواهد سپاه پاسداران را خنثی کند با چشماندازی کاملاً متفاوت روبهرو خواهد شد؛ نیرویی که از نظر اندازه با تفنگداران دریایی آمریکا قابل مقایسه است. سپاه پاسداران در اختیار خود حدود ۱۵۰ هزار نیروی زمینی، ۲۰ هزار نیروی دریایی و نیروی هواییای با حدود ۱۵ هزار نفر، بهعلاوه بسیج گسترده را دارد. این نیرو بهتنهایی توانایی بستن تنگه هرمز را با مینهای دریایی، قایقهای تندرو و پهپادهای دریایی دارد.
این تنگه یک «گلوگاه» حیاتی دریایی به شمار میآید. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام، میعانات و فرآوردههای پالایششده نفتی از آبراهی عبور میکند که در باریکترین نقطه تنها ۳۳ کیلومتر عرض دارد. همچنین ۲۰ درصد تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) از همین مسیر میگذرد. علاوه بر این، اگر ترامپ بخواهد رؤیای خود را برای وادار کردن ایرانِ تضعیفشده به فروش تمام نفتش به آمریکا عملی کند، نخست باید سپاه پاسداران را بهعنوان یک قدرت اقتصادی از میان بردارد. توان سپاه در کنترل اقتصاد ایران، با تحریمهایی که آمریکا در سال ۲۰۱۰ ذیل «قانون جامع تحریمها، پاسخگویی و عدم سرمایهگذاری ایران» (CISADA) اعمال کرد، حتی تقویت شد. سپاه عملاً نقش نظام بانکی بینالمللی ایران را ایفا میکند؛ از جمله از طریق استخراج رمزارز و تجارت طلا برای دور زدن کنترلهای بانکی بینالمللی. این نهاد حدود ۵۰ درصد صادرات نفت ایران را کنترل میکند و ناوگانی از نفتکشهای «سایه» را مدیریت میکند.
طرح ترامپ برای تصرف یا تغییر مسیر جریان نفت ایران، پیامدهای ژئواستراتژیک خواهد داشت. این اقدام بهطور مستقیم چین را تحت تأثیر قرار میدهد؛ کشوری که در سالهای اخیر حدود ۹۰ درصد نفت خام و میعانات ایران را خریداری کرده است. نفت خام ایران حدود ۱۴ درصد از کل واردات دریایی نفت چین را تشکیل میدهد و از این نظر، ایران تأمینکنندهای مهمتر از ونزوئلا برای چین به شمار میآید.
جنگ سوم خلیج فارس
«مارک روبیو» آیا فکر کرده است که روز بعد از یک حمله آمریکا چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا تصور میکند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که صاحب یک زیرساخت پیچیده و گسترده جهانی برای دور زدن تحریمهای بینالمللی است، بودجه سالانه ایران را برای تأیید به وزارت خزانهداری آمریکا خواهد فرستاد؟ اگر چنین میاندیشد، در رؤیا به سر میبرد.
اما شاید بزرگترین تفاوت با ونزوئلا این باشد که اگر ایران برای بار دوم هدف موشکهای آمریکا و اسرائیل قرار گیرد، بهکلی متفاوت از گذشته فکر و واکنش نشان خواهد داد. ایران چنین حملهای را جزئی جداییناپذیر از راهبرد مسلحسازی یک شورش خواهد دانست؛ شورشی که دولت بهتازگی از آن جان سالم به در برده است. اقدام ترامپ نه بهعنوان «تلنگری» برای واداشتن به پاسخ مذاکرهای مطلوب، بلکه بهعنوان حملهای وجودی علیه خود جمهوری اسلامی تفسیر خواهد شد. این بدان معناست که واکنش ایران دیگر مقید به تلاش برای درجهبندی یا محدود کردن جنگِ پس از آن نخواهد بود.
پیش از آنکه دور تازهای از حماقت آغاز شود، بد نیست یک واقعیت کاملاً بدیهی را یادآوری کنیم: ایران، ونزوئلا نیست.
ایران برخلاف گذشته، احتمالاً به یک تبادل حسابشده و نمایشیِ حملات موشکی تن نخواهد داد؛ همانگونه که پس از ترور فرمانده ارشد نظامی و استراتژیست خود، سردار قاسم سلیمانی، در فرودگاه بغداد در سال ۲۰۲۰ عمل کرد. پنج روز بعد، سپاه پاسداران بیش از دوازده موشک بالستیک را به پایگاه عینالاسد در استان الانبارِ عراقِ غربی و همچنین به یک پایگاه دیگر در اربیل شلیک کرد، اما پیشاپیش دولت عراق را مطلع ساخته بود. این بار اما ایران از زرادخانه موشکهای کوتاهبرد و میانبرد خود استفاده خواهد کرد؛ زرادخانهای که به گفته ژنرال «کنت مککنزی»، فرمانده وقت ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، بیش از ۳۰۰۰ فروند موشک را در بر میگیرد. ایران دلیلی برای خویشتنداری نخواهد داشت.
دیپلماتهای ارشد ایران پیشتر گفتهاند واکنش این کشور نامتقارن خواهد بود و شرکای منطقهای اسرائیل، مانند امارات متحده عربی و جمهوری آذربایجان - که پهپادها از خاک آنها عملیات انجام میدهند - اهداف ویژه به شمار خواهند آمد. سعودیها که پس از دههها خصومت اکنون با ایران روابط نسبتاً خوبی دارند، نگراناند که حمله به ایران بهسرعت به جنگی تبدیل شود که همچون آتش در سراسر خلیج فارس گسترش یابد؛ و این نگرانی بیدلیل نیست.
چنین جنگی از نظر جغرافیایی قابل مهار نخواهد بود. دامنه نفوذ ایران از قفقاز تا یمن، و از لبنان تا افغانستان امتداد دارد. محور مقاومت ممکن است با از دست رفتن سوریه ضربه سنگینی خورده باشد، اما اجزای اصلی آن همچنان در لبنان، عراق و یمن پابرجاست. خلاصه اینکه، من دوست ندارم برنامهریز پنتاگونی باشم که مأمور شبیهسازی یک مجموعه حملات هوایی کوتاه و محدود - آنگونه که ترامپ دستور داده - است. جنگ سوم خلیج فارس در توان ترامپ و نتانیاهو برای آغازکردن هست، اما متوقف کردن آن در قدرت هیچیک از این دو نخواهد بود.
مذاکره جدی؟
نگرانی در کشورهای حوزه خلیج فارس بسیار گسترده است. گفتوگوهای میان ایران و آمریکا قرار روز جمعه (۱۷ بهمن) در عمان برگزار شد. اما این مذاکرات در سه روز گذشته بارها دچار وقفه و ازسرگیری شده بود. در ابتدا قرار بود گفتوگوها در استانبول برگزار شود و طرحی که توسط «هاکان فیدان»، وزیر امور خارجه ترکیه، ریخته شده بود، ایجاد یک مجمع بینالمللی از وزیران خارجه بود. هدف فیدان این بود که مانع از آن شود که مذاکرات به یک زورآزمایی میان ترامپ و آیتالله خامنهای تبدیل شود.
جنگ سوم خلیج فارس در توان ترامپ و نتانیاهو برای آغازکردن هست، اما متوقف کردن آن در قدرت هیچیک از این دو نخواهد بود.
بااینحال، رهبر جمهوری اسلامی با این طرح مخالفت کرد و خواستار گفتوگو فقط با آمریکا و آن هم صرفاً درباره موضوع غنیسازی هستهای شد. در پی آن، طرف آمریکایی هم به محل برگزاری و هم به دستورکار محدود اعتراض کرد و تهدید به خروج از مذاکرات نمود. این وضعیت، شامگاه چهارشنبه (۱۵ بهمن) تلاش گستردهای برای رایزنی منطقهای را رقم زد که بنا به گفته مقامهای آمریکایی به نقل از آکسیوس، دستکم ۹ کشور مختلف در آن دخیل بودند. بهاحتمال زیاد، تلفنها در دفتر بیضی کاخ سفید بیوقفه در حال زنگ خوردن بوده است.
یکی از مقامهای ارشد آمریکا گفت: «از ما خواستند جلسه را برگزار کنیم و حرفهای ایرانیها را بشنویم. به اعراب گفتیم اگر اصرار داشته باشند، جلسه را برگزار میکنیم. اما نسبت به شانس موفقیت آن بسیار بدبین هستیم». پذیرش مذاکره از سوی ایران نیز مملو از قیدوشرط است. یک منبع دیپلماتیک ایرانی به رویترز گفت که این نشست قرار است برای ایران روشن کند آیا آمریکا قصد ورود به مذاکراتی جدی را دارد یا نه. طبق روال همیشگی، ایران این نشست را صرفاً آغاز یک روند مذاکره طولانیمدت میداند. در مقابل، ترامپ انتظار نتایج فوری دارد. او هیچ صبری برای مذاکرات طولانی ندارد؛ از نظر ترامپ طرف مقابل یا باید همه خواستههای او را میپذیرد یا هیچ توافقی صورت نمیگیرد.
ایران پیشتر ناوگان موشکهای بالستیک خود را از دستور کار مذاکرات کنار گذاشته است، زیرا واگذاری آن، کشور را عملاً بیدفاع میکند. بااینحال، ترامپ و اسرائیل خواهان آناند که این موضوع محور اصلی گفتوگوها باشد. افزون بر این، ایران زیر سایه «شمشیر داموکلس» مذاکره جدی نخواهد کرد. در مقطعی از مذاکرات، بهاحتمال فراوان ایران بهعنوان نشانهای از حسن نیت، خواستار عقبنشینی ناوگان نظامی آمریکا خواهد شد؛ پیششرطی که بدون آن، هیچ پیشرفت یا پیشنهادی درباره برنامه غنیسازی اورانیوم خود ارائه نخواهد داد.
همهچیز درباره نفت
ترامپ کارنامه خوبی در قبال ایران ندارد. او در دوره نخست ریاستجمهوریاش از توافق هستهای موسوم به برجام (JCPOA) خارج شد؛ توافقی که بهترین و تنها مسیر برای مهار و نظارت بر برنامه غنیسازی اورانیوم ایران بود. او سال گذشته، درست در میانه مذاکرات، دست به حملهای غافلگیرکننده زد؛ بنابراین ایران محق است - بهویژه از شخص ترامپ - پیش از ادامه گفتوگوها خواستار نشانهای از حسن نیت شود. اما تقریباً مسلم است که ترامپ چنین درخواستی را رد خواهد کرد. از نگاه او، ایران باید زیر فشار در حال عقبنشینی دیده شود؛ همانگونه که اکنون تصور میکند ناتو در ماجرای گرینلند عقب نشسته است.
با درنظرگرفتن همه این عوامل، من بهطور محافظهکارانه شانس آنکه مذاکرات بتواند مانع جنگ شود را حدود یک به ده برآورد میکنم. این مسیرِ برخورد برای جمهوری اسلامی تازگی ندارد؛ کشوری با حافظهای تاریخی بسیار عمیقتر از هر آنچه در ذهن ترامپ - شکلگرفته از اخبار فاکسنیوز - میگذرد. این حافظه دستکم به ۷۰ سال پیش بازمیگردد.
از سال ۱۹۵۴-یک سال پس از سرنگونی نخستوزیر منتخب ایران، محمد مصدق، در کودتایی که توسط سیا و امآی ۶ سازماندهی شد - تا انقلاب ۱۹۷۹، کنترل نفت ایران در دست «هفت خواهران» بود؛ کنسرسیومی از بزرگترین شرکتهای نفتی جهان: شرکت نفت ایران و انگلیس (که بعدها بیپی شد)، شرکتهای نفتی آمریکایی (که بعدها موبیل، شورون، اکسون و تکزاکو را شکل دادند)، رویال داچ شل، شرکت فرانسوی نفت (که اکنون توتال است)، و گروه کوچکتری از شرکتهای آمریکایی. این وضعیت چهقدر شبیه «هیئت صلح» مورد نظر ترامپ است.
دیپلماتهای ارشد ایران پیشتر گفتهاند واکنش این کشور به حمله آمریکا نامتقارن خواهد بود و شرکای منطقهای اسرائیل، مانند امارات متحده عربی و جمهوری آذربایجان که پهپادها از خاک آنها عملیات انجام میدهند اهداف ویژه به شمار خواهند آمد.
محمدرضا شاه پهلوی در توافق ۱۹۵۴ تنها نیمی از سود را دریافت میکرد، اما تا سال ۱۹۷۳ حتی او نیز از این وضعیت خسته شده بود. در همان سال، یک قرارداد ۲۰ ساله جدید امضا شد که کنترل عملیاتی را به شرکت ملی نفت ایران واگذار میکرد. شاه در حال زمینهسازی برای ملیسازی بود، اما دیگر دیر شده بود؛ چرا که سلسلهای از اعتصابهای کارگری پیشدرآمد انقلاب شد.
آیا کسی واقعاً باور دارد ایران - ملتی سربلند با پیشینهای ۳۰۰۰ ساله - آرام و بیمقاومت به دوران سلطه خارجی بازگردد؛ آن هم زیر نسخه ترامپیِ «هفت خواهران»؟آیا کسی تصور میکند انقلابی اسلامی که از هشت سال جنگ جان سالم به در برده - جنگی که شامل حملات شیمیایی صدام حسین بود - و تحریمها و ترورها را تاب آورده، در برابر ترامپ آن چنان شکننده باشد که با یک تلنگر فروبریزد؟
آیا کسی جدیجدی فکر میکند ایران اکنون راه عراق را در پیش بگیرد؟ از ۲۲ می ۲۰۰۳-تاریخ فرمان اجرایی جورج دبلیو بوش - تمام درآمدهای حاصل از فروش نفت عراق مستقیماً به حسابی در بانک فدرال رزرو نیویورک واریز میشود. ترامپ صرفاً تازهترین چهره از یک زورگوی استعمارگر است؛ الگویی که ایران بهخوبی با آن آشناست. ترامپ بهتر است پیش از آنکه مرتکب پرهزینهترین خطای سیاست خارجی دوران ریاستجمهوریاش درباره ایران شود، تاریخ را بخواند.
https://www.middleeasteye.net/opinion/iran-trump-belief-surrender-fatal-error
[1] . David Hearst
/انتهای پیام/