۱۴۰۵/۰۴/۲۱
۱۴:۰۷
کد خبر : ۱۲۰۷۴
ظهور و افول صهیونیسم مسیحی در آمریکا به قلم آرون رضا مرآت؛

پایانِ دورانِ صهیونیسمِ مسیحی

پایان دوره مسیحیت صهیونیست
کاهش پایگاه اجتماعی انجیلی‌ها، همراه با تحولات پسا کووید و جنگ غزه، موجب تغییرات ایدئولوژیک به سمت ملی‌گرایی مسیحی و نگرش‌های سکولارتر نسبت به آخرالزمان شده است و این تغییرات، نشان‌دهنده افول تدریجی نسخه کلاسیک صهیونیسم مسیحی در آمریکا است.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ مجله آمریکایی «ژاکوبین» در مقاله‌ای به قلم «آرون رضا مرآت» [1]- خبرنگار ایرانی مقیم لندن - به بررسی ظهور و افول صهیونیسم مسیحی در آمریکا می‌پردازد. به گفته وی، این جنبش ریشه‌هایی عمیق در تاریخ مسیحیت دارد و پیش از شکل‌گیری جنبش صهیونیسم یهودی در قرن نوزدهم، در غرب شکل گرفته است. در دهه‌های اخیر، صهیونیست‌های مسیحی آمریکایی نقش مهمی در سیاست آمریکا - به‌ویژه در حمایت از اسرائیل - داشته‌اند. وی تأکید می‌کند «نسل جوان‌تر انجیلی‌ها به‌ویژه تحت‌تأثیر نسل‌کشی اسرائیل در غزه، دیگر نسبت به برنامه‌های آخرالزمانی و حمایت بی‌چون‌وچرا از اسرائیل بی‌میل‌تر شده‌اند.» کاهش پایگاه اجتماعی انجیلی‌ها، همراه با تحولات پسا کووید و جنگ غزه، موجب تغییرات ایدئولوژیک به سمت ملی‌گرایی مسیحی و نگرش‌های سکولارتر نسبت به آخرالزمان شده است. وی تأکید می‌کند که «این تغییرات، نشان‌دهنده افول تدریجی نسخه کلاسیک صهیونیسم مسیحی در آمریکا است.»

 

پایگاه سیاسی قدرتمند در آمریکا

توضیحاتی که درباره حمایت سرسختانه و شدید ایالات متحده از جنگ‌های اسرائیل در فلسطین، لبنان، سوریه، عراق، یمن و ایران ارائه می‌شوند، معمولاً در سه دسته قرار می‌گیرند. نخست، توضیحات ژئوپلیتیک؛ اسرائیل دژی در برابر دشمنان آمریکا است. دوم، توضیحات اقتصادی؛ ثروت عمومی آمریکا از طریق کمک به اسرائیل دوباره به جیب تولیدکنندگان اسلحه و سیاست‌مداران آمریکایی بازمی‌گردد و سوم، توضیحات توطئه محور؛ اسرائیل با استفاده از «مدارک رسواکننده» متحدان ظاهری‌اش را در آمریکا به گروگان می‌گیرد. آنچه این نگاه‌ها را به هم پیوند می‌دهد، این است که همگی مسئولیت را بر گردن نخبگان می‌اندازند؛ چه در آمریکا و چه در بیرون از آن. باوجود جنبه‌های قابل‌دفاع، این توضیحات یک احتمال ساده‌تر را نادیده می‌گیرد: اینکه شاید صهیونیسم آمریکایی، ریشه‌ای بومی داشته باشد.

در حدود پنجاه سال گذشته، سیاست‌مداران آمریکا با این واقعیت سیاسی روبه‌رو بوده‌اند که بین یک‌پنجم تا یک‌سوم رأی‌دهندگان آمریکایی - بسته به سال انتخابات و نحوه طرح پرسش‌های نظرسنجی‌ها - تقریباً به‌صورت یک بلوک واحد درباره سیاست آمریکا نسبت به اسرائیل رأی داده‌اند. اِوانجلیک‌ها یا مسیحیان انجیلی که دیگر مسئله اصلی‌شان سقط جنین است، قدرتمندترین پایگاه سیاسی در ایالات متحده را تشکیل می‌دهند. آنها برخلاف کاتولیک‌ها، تقریباً به شکلی یک‌دست رأی می‌دهند. آنان به‌عنوان یک بلوک متحد برای انتخاب «رونالد ریگان» در سال ۱۹۸۰ ظهور کردند و از آن زمان، در پیروزی هر رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه تا امروز و از جمله «دونالد ترامپ» نقش تعیین‌کننده‌ای داشته‌اند.

درحالی‌که اسرائیل در میان سیاست‌مداران منتخب آمریکا از حمایت قاطع دوحزبی برخوردار است و تا حدی از پیامدهای انتخاباتی مصون مانده، وجود چنین پایگاه اجتماعی منسجم و منضبطی، قدرت جمهوری‌خواهان را تقویت کرده است. اِوانجلیک‌ها هر سال صدها میلیون دلار از طریق شبکه‌ای از فدراسیون‌های کلیسایی برای اسرائیل جمع‌آوری می‌کنند؛ بزرگ‌ترین آنها امروز «مسیحیان متحد برای اسرائیل» است که توسط «جان هیگی» [2] - مبلغ کهنه‌کار اوانجلیست - تأسیس شده و مدعی داشتن ده میلیون عضو است.

دو چیز برای مسیحیان انجیلی که قدرتمندترین پایگاه سیاسی در ایالات متحده را تشکیل می‌دهند، مهم است: سقط جنین و حمایت از اسرائیل.

کلیساها و نهادهای انجیلی برای ارتش اسرائیل (IDF) کمک مالی جمع‌آوری می‌کنند، شهرک‌های غیرقانونی را «سرپرستی» می‌کنند، برنامه‌های مهاجرت یهودیان به اسرائیل را تسهیل و مدیریت می‌کنند و حتی مسابقات زیبایی «دختر شایسته بازماندگان هولوکاست» را برگزار می‌کنند. ازسوی‌دیگر، اسرائیل رهبران انجیلی و اعضای کلیساهایشان را به سفرهای رایگان به سرزمین مقدس دعوت می‌کند و دسترسی آنان به مقامات ارشد اسرائیلی را فراهم می‌سازد. بنیامین نتانیاهو در سخنرانی سال ۲۰۲۳ خود خطاب به گروهی متشکل از چهارصد رهبر انجیلی گفت: «شما بزرگ‌ترین دوستان دولت یهود هستید. بدون شما، دولت اسرائیل وجود نمی‌داشت».

«مایک هاکبی» [3] - کشیش انجیلی که اکنون سفیر آمریکا در اسرائیل است - سال ۲۰۱۶ گفت‌وگویی را با ترامپ درباره «دو اصل غیرقابل‌مذاکره» جنبش انجیلی به یاد می‌آورد: «مخالفت مطلق با سقط جنین و حمایت مطلق از اسرائیل». به گفته هاکبی، نامزد وقت ریاست‌جمهوری آمریکا، «مسئله حرمت جان را درک می‌کرد، اما وقتی گفتم اسرائیل برای مؤمنان مسیحی انجیلی در آمریکا یک خط‌قرمز است، فکر می‌کنم شگفت‌زده شد.» صرف‌نظر از دیدگاه‌های شخصی ترامپ، این محاسبه انتخاباتی، بسیار اهمیت دارد. در سال ۲۰۲۴، یک‌سوم آرای او از مسیحیان انجیلی به دست آمد.

 

خاستگاه کاملاً آمریکاییِ صهیونیسم مسیحی

با اینکه صهیونیست‌های مسیحی از دهه ۱۹۷۰ به‌طورجدی وارد سیاست آمریکا شدند، این جنبش همراه با نخستین مهاجران به آمریکا رسید. «پیوریتن‌ها» [4] و «میثاق گرایان» [5] اسکاتلندی، صهیونیست‌هایی مسیحی بودند که فرار خود از جزایر بریتانیا به‌سوی اقیانوس اطلس را بر الگوی خروج بنی‌اسرائیل از مصر و عبورشان از دریای سرخ بنا کردند. بسیاری از این مهاجران از سوی دربار و کلیسا به‌خاطر تأکید بر این باور که خدا هنوز برای یهودیان برنامه‌ای دارد، در خانه مورد تمسخر قرار می‌گرفتند؛ باوری که آن‌چنان غیرمتعارف بود که تا مرز بدعت و ارتداد پیش می‌رفت.

دانشگاه‌هایی مانند «هاروارد» و «ییل» که آنان بنیان گذاشتند، از همه دانشجویان می‌خواستند که زبان عبری را بیاموزند. یکی از نخستین سکونتگاه‌هایشان به نام «سیلم» [6]، نام خود را از واژه عبری «سلام/شالوم» به معنای صلح گرفت. شاخه‌های رادیکال پروتستانتیسم اروپایی، به آموزه رایج مسیحی - که در میان کاتولیک‌ها و پروتستان‌های جریان اصلی پذیرفته شده بود - بدبین بودند؛ آموزه‌ای که می‌گفت اکنون مسیحیان و نه یهودیان، قوم برگزیده خدا هستند. در عوض، پروتستان‌های رادیکال مانند پیوریتن‌ها، وعده‌های کتاب مقدس به یهودیان را تعهداتی ناتمام می‌دیدند که خطاب به یهودیانِ دوران معاصر است. این وعده‌ها مخصوصاً شامل دو امر اساسی می‌شد: بازگرداندن یهودیان به سرزمینشان و بازسازی «معبد سوم».

ظهور جنبش صهیونیسم یهودی در اواخر قرن نوزدهم تحت‌تأثیر صهیونیست‌های مسیحی شکل گرفت؛ کسانی که شمارشان بسیار بیشتر بود و قرن‌ها برای بازگرداندن یهودیان به سرزمین موعود تبلیغ و فعالیت کرده بودند. «ویلیام بلکستون» [7] - نویسنده انجیلی بسیار تأثیرگذار که خود را «پیشخدمت کوچک خدا» می‌نامید - کارزار عظیمی را برای ارائه دادخواستی به رئیس‌جمهور وقت - «بنجامین هریسون» [8] - به راه انداخت تا فلسطین را به یهودیان واگذار کند.

دادخواست «یادبود بلکستون» برای انتقال یهودیان به فلسطین در سال ۱۸۹۱ - چندین سال پیش از آنکه جنبش صهیونیسم یهودی شکل بگیرد - ارسال شد. در سال ۱۹۵۶، در هفتاد و پنجمین سالگرد این دادخواست، اسرائیل نام یک جنگل در تپه‌های کرانه باختری را به افتخار این فعال صهیونیست مسیحی گذاشت. «ویلیام هکلر» [9] کشیش کلیسای انگلستان و حامی و گشاینده راه برای «تئودور هرتسل» - بنیان‌گذار صهیونیسم یهودی مدرن - چهره مهم دیگری در تاریخ صهیونیسم مسیحی است. «هکلر» از «هرتسل» خواست که فلسطین را به‌عنوان هدف سیاسی جنبش انتخاب کند، نه گزینه‌های دیگری در آفریقا و آسیا که امپراتوری بریتانیا پیشنهاد می‌داد. دخالت مسیحیان قرن نوزدهم در روزهای آغازین شکل‌گیری صهیونیسم چنان گسترده بود که بسیاری از محققان و خاخام‌ها، پا را فراتر گذاشته و صهیونیسم را «پدیده‌ای مسیحی» توصیف کرده‌اند.

نظرسنجی‌های انجام‌شده بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، نشان‌دهنده کاهش شدید حمایت آمریکایی‌ها از اسرائیل به دلیل نسل‌کشی فلسطینیان است.

اخیراً «گیل هوخبرگ» [10] - استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه کلمبیا - اخیراً استدلال کرده است که «اکثریت صهیونیست‌های جهان مسیحی‌اند. در واقع همیشه، این‌چنین بوده است. صهیونیسم یک ایدئولوژی مسیحی است که ریشه‌های عمیقی در جوامع کاتولیک و پروتستان دارد.» الهیات آخرالزمان مسیحی که یهودیان کتاب مقدس را با یهودیان اروپایی معاصر یکی می‌گیرد و خواستار بازگرداندن فیزیکی آنان به فلسطین است، دست‌کم به اوایل قرن هفدهم در انگلستان بازمی‌گردد. این پیشگویی‌های صهیونیستی، رنگ‌وبوی داستان‌های علمی - تخیلی را داشتند، اما ظهور امپراتوری بریتانیا این رؤیاهای دیرین مسیحی را به واقعیت تبدیل کرد.

امروزه صهیونیست‌های مسیحی آمریکایی، اشکال گوناگونی دارند. برخی مانند «تد کروز» [11] رابطه خود با سرزمین مقدس را رابطه‌ای معامله‌گرانه می‌بینند که بر خوانش‌های ساده‌انگارانه از تورات استوار است: «اگر از اسرائیل حمایت کنیم، خدا از آمریکا حمایت خواهد کرد.» برخی دیگر پیرو الهیات «انجیل کامیابی» هستند؛ نگرشی که اقتصاد انجیلیِ صدقه دادن به فقرا برای «اندوختن گنج در آسمان» را وارونه می‌کند و آن را به صدقه دادن به اسرائیل برای به‌دست‌آوردن گنج‌های زمینی بدل می‌سازد.

 

تکوین یک صهیونیسم آمریکایی

مؤثرترین جریان صهیونیسم مسیحی در قرن بیستم، جریانی که هنوز منابع مالی نیرومندی دارد اما از نظر فرهنگی رو به افول است، «تقدیرگرایی پیشاهزاره‌ای» یا «الهیات عروج» [12] نام دارد. بسیاری از باورمندان به «الهیات عروج» در دولت‌های ترامپ حضور داشتند: از جمله «مایک پمپئو» (رئیس سیا)، «مایک پنس» (معاون رئیس‌جمهور) و «پائولا وایت کین» [13] (مشاور). یک روحانی مبلّغ انگلیسی - ایرلندی به نام «جان داربی» [14] مسئول وارد کردن الهیات عروج به ایالات متحده در اواخر قرن نوزدهم بود و از آن زمان در میان پروتستان‌های سنّت‌گرا، این مساله رونق گرفته است.

مطالعه وسیع «کتاب مقدس» پس از سقوطی شبیه به سقوط «پولس» از اسبش، داربی را به این پیش‌بینی رساند که پیش از نبردهای اجتناب‌ناپذیر بین مسیح و ضد مسیح - که پس از آن پسر خدا هزار سال حکومت خواهد کرد - مسیحیان به آسمان «عروج» خواهند یافت و از «مصیبت‌های» خونینی که بر اورشلیم نازل خواهد شد، در امان خواهند بود. در این روایت، دو سومِ یهودیانِ بازگردانده شده به اسرائیل به‌خاطر «کوریِ معنوی» کشته خواهند شد و یک‌سومِ دیگر، پس از پذیرفتنِ مسیح به‌عنوان پروردگارشان، نجات خواهند یافت.

«الهیات عروج» نیروی محرک یکی از قدرتمندترین بلوک‌های رأی‌دهی در تاریخ آمریکا بود. اما پیش از اواخر دهه ۱۹۷۰، انجیلی‌ها به‌صورت بلوکی رأی نمی‌دادند؛ انجیلی‌های جنوب مانند جنوبی‌ها رأی می‌دادند و اهل غرب میانه مانند غرب‌میانه‌ای‌ها رأی می‌دادند. با اشغال «بیت‌المقدس» توسط اسرائیل، کلیساهای انجیلی و انتشارات مذهبی وابسته به آنها، این‌چنین تبلیغ می‌کردند که جنگ ۱۹۶۷ و سرعت گیج‌کننده رخدادهای جنگ سرد، نشانه‌هایی از نزدیک بودن بازگشت مسیح است. اما پیش از آن، باید سرزمین‌های کتاب مقدسیِ یهودیان بازگردانده می‌شد تا مقدمه‌ای ضروری برای آخرالزمان فراهم آید.

«هال لیندزی» [15] - مبلغ انجیلی نسبتاً گمنامی که در دانشگاه‌های کالیفرنیا فعالیت می‌کرد - در اوایل دهه چهل زندگی‌اش تصمیم گرفت کتابی بنویسد به نام «زمین، سیّاره بزرگ روبه‌زوال» [16] که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد، به اثری پرفروش بدل گشت و بیش از ۲۸ میلیون نسخه فروش کرد. «لیندزی» در این کتاب «مائو تسه تونگ» را یکی از «شاهان مشرق» تصویر می‌کرد که بر اساس پیشگویی‌های کتاب مکاشفه یوحنا، همراهِ «گُگ» «شاه شمال» که لیندزی او را «لئونید برژنف» - رهبر شوروی - می‌دانست، در نبرد نهایی با مسیح گرد هم می‌آیند؛ نبردی که طی آن هر دو پیش از وقوع عروج، به اسرائیل حمله خواهند کرد. با موفقیت عظیم کتاب، «لیندزی» خیلی زود به یک چهره تلویزیونی تبدیل شد و به بازارِ پررونقی پیوست که چهره‌هایی چون «جری فالول» [17]، «پت رابرتسون» [18] و «جک ون ایمپ» [19] در آن هر شب تفسیرهای آخرالزمانی درباره جنگ سرد را برای ده‌ها میلیون آمریکایی صورت‌بندی می‌کردند.

سالی که «جیمی کارتر» به‌عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد، نخستین‌بار در تاریخ سیاسی آمریکا بود که جنبش انجیلی به‌صورت یک بلوک واحد رأی داد و یک معلم مدرسه انجیلی را در سال ۱۹۷۷ به ریاست‌جمهوری رساند. همان سال، اسرائیل «حزب لیکود» را انتخاب کرد؛ حزبی که بر مبنای صهیونیسم تجدیدنظرطلب تبلیغ می‌کرد و خواهان گسترش مرزهای ۱۹۶۷ اسرائیل از نیل تا فرات بود. «لیکود» - حزب نتانیاهو - به‌سرعت با انجیلی‌ها پیوند برقرار کرد؛ انجیلی‌هایی که پس از یک جمله ناگهانی «کارتر» در سخنرانی سال ۱۹۷۷ که گفته بود از یک «سرزمین» برای فلسطینی‌ها حمایت می‌کند، از او روی‌گردان شدند. انجیلی‌ها در سال ۱۹۷۹ به‌صورت گسترده پشت ریگان جمع شدند؛ کسی که واقعاً یکی از خودشان بود. ریگان خواننده مشتاق آثار «هال لیندزی» بود و او را دعوت کرد تا برنامه‌ای با عنوان «صبحانه‌های دعا برای اسرائیل» را برگزار کند؛ رویدادی که لحن فرهنگی کاخ سفید او را شکل داد. بر اساس گزارش‌ها، ریگان در سال ۱۹۷۱ به یکی از سیاست‌مداران کالیفرنیا گفته بود: «همه چیز دارد سرِ جای خودش قرار می‌گیرد. دیگر نمی‌تواند زیاد طول بکشد. «حزقیال» می‌گوید که آتش و گوگرد بر دشمنان قوم خدا [یهودیان] فرو خواهد ریخت. این باید به این معنا باشد که آنها با سلاح‌های هسته‌ای نابود خواهند شد. حزقیال می‌گوید گُوگ - آن ملتی که همه قدرت‌های تاریکی را علیه اسرائیل رهبری خواهد کرد - از شمال خواهد آمد. مفسران کتاب مقدس نسل‌هاست می‌گویند که گُوگ باید روسیه باشد. چه ملت قدرتمند دیگری در شمال اسرائیل هست؟ هیچ‌کدام».

«مایک ایوانز» [20] - مبلغ تلویزیونی و دوست شخصی نتانیاهو - در سال ۱۹۸۲ نوشت که «کاخ سفیدِ ریگان، من را برای تبلیغ به نفع اسرائیل به واشنگتن دعوت کرده بود، اما هرگز نمی‌دانستم که رئیس‌جمهور ایالات متحده مرا دعوت خواهد کرد تا در میانه یک جلسه در کاخ سفید، حقیقتِ خدا را به پنجاه و هشت ژنرال و دریادار گوشزد کنم.»

نگرانی در اسرائیل درباره ازدست‌دادن یک پایگاه انتخاباتی آمریکایی مطمئن پنجاه‌ساله، کاملاً مشهود است. اسرائیل اکنون صدها میلیون دلار برای تبلیغات مذهبی در میان مسیحیان آمریکایی هزینه می‌کند تا این روند را مهار کند.

نظرسنجی‌های انجام شده بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، نشان‌دهنده کاهش شدید حمایت آمریکایی‌ها از اسرائیل به دلیل نسل‌کشی فلسطینیان است. اکنون بیشتر آمریکایی‌ها نگاه نامساعدی به اسرائیل دارند و نیمی از جمهوری‌خواهان جوان نیز دیدگاهی منفی دارند؛ رقمی که از آغاز جنگ غزه به ۱۵درصد افزایش یافته است.

چیزی مشابه در میان انجیلی‌ها نیز در حال وقوع است. در کتابی از «موتی اینباری» [21] و «کریل بومین» [22] منتشر شده در سال ۲۰۲۴، داده‌های نظرسنجی پیش از آغاز جنگ اخیر نشان داد که شکاف میان انجیلی‌های جوان و مسن به طور قابل‌توجهی افزایش‌یافته و کمی بیش از یک‌پنجم شرکت‌کنندگان، از فلسطینی‌ها در مقابل اسرائیل حمایت می‌کنند. انتشار سه سال ویدئو از فلسطینیان کشته‌شده، احتمالاً این روند را تسریع کرده است.

جریان کلاسیک سیاست پیشاهزاره‌گرای صهیونیستی در آمریکا به اوج خود رسیده و در دهه گذشته رو به افول گذاشته است. هنوز پول و وب‌سایت‌های زیادی مانند «Rapture Ready» وجود دارد که روزانه به بینندگان اطلاع می‌دهند که «ارواح ترور در سرزمین کتاب مقدس، تلاش‌هایشان را شدت بخشیده‌اند؛ حتی درحالی‌که ارتش اسرائیل، شبانه‌روز برای مهار آنها کار می‌کند.» بااین‌حال، این گروه‌ها هرچه بیشتر در حاشیه قرار می‌گیرند.

نسل جوان‌تر انجیلی‌ها تمایل کمتری به برنامه‌ریزی برای آخرالزمان دارند؛ دست‌کم تا جایی که این برنامه‌ها شامل اسرائیل باشد. برنامه‌های آنلاین مسیحی پر از بحث‌های پرشور درباره باورپذیری الهیات انجیلی است. مسیحیان جوان معمولاً به کلیساهای دیگر می‌روند. برخی دیگر به «پیش انجیلی» تبدیل می‌شوند؛ روندی که به نظر می‌رسد آنها را به لیبرالیسم میانه‌رو سوق می‌دهد، درحالی‌که برخی از طریق تعامل با مسیحیان فلسطینی که در اسرائیل تحت آزار هستند، صهیونیسم مسیحی خود را کنار می‌گذارند. «دنیل بانورا» [23] - الهی دان فلسطینی دانشگاه نوتردام - در کار وحدت‌بخشی درون انجیلی نیز فعال است و انجیلی‌های آمریکایی را به یک پارک انجیلی در «بیت ساحور» - در نزدیکی «بیت‌لحم» - می‌برد؛ کلیسایی که توسط «مونتر اسحاق» [24] - نویسنده کتاب «مسیح در خرابه‌ها» - مدیریت می‌شود. «بانورا» درباره پیش‌بینی سقوط صهیونیسم مسیحی آمریکا به دلیل کاهش پیشاهزاره‌گرایی هشدار می‌دهد: «به نظر می‌رسد که انجیلی‌های صهیونیست با دیدگاه معامله‌ای و انجیل کامیابی، دست‌کم تا حدی جای خالی پیشاهزاره‌گرایان را پر کرده‌اند». اما نگرانی در اسرائیل درباره ازدست‌دادن یک پایگاه انتخاباتی آمریکایی مطمئن پنجاه‌ساله کاملاً مشهود است. اسرائیل اکنون صدها میلیون دلار برای تبلیغات مذهبی در میان مسیحیان آمریکایی هزینه می‌کند تا این روند را مهار کند. اخیراً نتانیاهو گفت: «اگر پنج یا شش مایک هاوکبی داشتیم، دیگر مشکلی در تبلیغات نداشتیم.» اسرائیل همچنین از شرکتی به نام «Clock Tower X» برای اثرگذاری بر خروجی‌های «چت جی‌پی‌تی» درباره عملیات نظامی خود در غزه استفاده کرده است. افزون بر این، شرکت فناوری «اوراکل» که مالک آن «لری الیسون» [25] - دوست شخصی نتانیاهو و یکی از اهداکنندگان کمک مالی به ارتش اسرائیل است - بر اساس گزارش‌ها در حال مذاکره برای خرید «تیک‌تاک» است.

«استیفن دی یانگ» [26] - کشیش کلیسای ارتدوکس «آرچ‌انجل گابریل» در «لوییزیانا» - می‌گوید: «در دوران پس از کرونا، شاهد یک تغییر تقریباً وارونه بوده‌ایم. واقعاً می‌توان گفت این تغییر مربوط به همین دهه است. حزب دموکرات، بیش از جمهوری‌خواهان با اسرائیل هم‌راستا است.» دی یانگ که با امور کلیسایی آمریکا ارتباط نزدیکی دارد، روند تصاحب تدریجی پیشاهزاره‌گرایی توسط پساهزاره‌گرایی یا بی‌هزاره‌گرایی را در چهل سال گذشته ردیابی می‌کند؛ گرایش‌هایی که بازسازی یا قربانی‌کردن یهودیان را الزامی نمی‌دانند، اما نوسازی زمینی آمریکا پیش از بازگشت مسیح را مطالبه می‌کنند. به گفته «دی یانگ»، این تغییر می‌تواند به‌عنوان سکولاریزه شدن و سرزمینی شدن الهیات آخرالزمانی فهمیده شود که نتیجه منطقی آن ملی‌گرایی مسیحی است.

«داگلاس ویلسون» - شاید بانفوذترین ملی‌گرای مسیحی در آمریکای امروز که نوعی حکومت دینی در «آیداهو» برقرار کرده است - می‌گوید: «من به‌هیچ‌وجه صهیونیست نیستم. من طرف‌دار جانشینی هستم. کلیسا اکنون اسرائیل است... تمام وعده‌های خدا به «ابراهیم» در ریشه درخت زیتون که همان کلیسای مسیحی است، یافت می‌شود.»

«ویلسون» - که پساهزاره‌گراست - از نظر معنوی متعهد به ایجاد جامعه‌ای پدرسالارانه و غیرنژادی است که بر اساس سلسله‌مراتب طبیعی شکل‌گرفته و قدرت به‌صورت پراکنده در آن توزیع شده است. این نگاه، نوعی دعوت به آمریکا برای تلاش جهت تبدیل‌شدن به امپراتوری روم غربیِ دیرهنگام، اما در مرزهای خودش خواهد بود. البته شبکه‌های اجتماعی به نفع ملی‌گرایان مسیحی از جمله کشیشانی که از تدبیرگرایی و حمایت از اسرائیل استقبال نمی‌کنند، عمل کرده‌اند. «جوئل وبون» [27] - شخصیت مجازی ملی‌گرای مسیحی - در توییتر نوشت: «از یهودیت متنفرم، اما یهودیان را دوست دارم و برایشان آرزوی گرویدن خوشایند به مسیحیت را دارم.» پیوندهای این جنبش مسیحی درحال‌رشد با جریان شورشی «آمریکای نخست» هنوز روشن نیست، اما منافع آنها به طور آشکارا هم‌راستا است.

«استیفن دی یانگ» می‌پرسد: «پروتستان‌ها وقتی از امید حرف می‌زنند، دو گزینه بیشتر ندارند. هر دو گزینه تمدن‌گرا هستند. یک گزینه می‌خواهد آمریکا را به یک ملت مسیحی آخرالزمانی تبدیل کند، و گزینه دیگر، ملت مسیحی آخرالزمانی در اورشلیم است. تنها نوع تغییراتی که می‌توان به جز اینها تصور کرد، تغییر به معنای پایان جهان است.»

https://jacobin.com/2025/11/evangelical-christian-zionism-nationalism-israel

 

[1] . Arron Reza Merat

[2] . John Hagee

[3] . Mike Huckabee

[4] . پیوریتن‌ها (Puritans)گروهی از پروتستان‌های اصلاح‌طلب در انگلستان قرن شانزدهم و هفدهم بودند که خواهان پاک‌سازی کلیسای انگلستان از عناصری بودند که آنها آن را به سنت‌های کاتولیک نزدیک می‌دیدند. بسیاری از پیوریتن‌ها به آمریکا مهاجرت کردند تا بتوانند جامعه‌ای مطابق باورهای مذهبی خود بسازند و از تعقیب مذهبی در انگلستان در امان باشند.

[5] . میثاق گرایان (Covenanters) گروهی از پروتستان‌های اسکاتلندی در قرن هفدهم بودند که به‌طور ویژه به پیمان یا «عهد» خود با خدا پایبند بودند و علیه دخالت دولت در امور کلیسا مقاومت می‌کردند. به بیان ساده، میثاق گرایان نسخه اسکاتلندی پیوریتن‌ها بودند، با تأکید بیشتر بر پیمان الهی و مقاومت در برابر دخالت دولت در امور دینی.

[6] . Salem

[7] . William Blackstone

[8] . Benjamin Harrison

[9] . William Hechler

[10] . Gil Hochberg

[11] . Ted Cruz

[12] . الهیات عروج، یک موضع آخرالزمانی است که برخی از مسیحیان - به‌ویژه مسیحیان انجیلی آمریکایی - به آن معتقدند و شامل یک رویداد آخرالزمانی است که در آن همه مؤمنان مسیحی مرده، رستاخیز خواهند یافت و به همراه مسیحیانی که هنوز زنده هستند، با هم «در ابرها بالا خواهند رفت تا خداوند را در هوا ملاقات کنند.» این دیدگاه از آخرالزمان، معمولاً بخشی از پیشاهزاره‌گرایی تدبیرگرایانه است؛ نوعی آینده‌گرایی که پیشگویی‌های مختلف در کتاب مقدس را تحقق‌نیافته دانسته و در آینده در حال وقوع می‌داند.

[13] . Paula White-Cain

[14] . John Darby

[15] . Hal Lindsey

[16] . The Late Great Planet Earth

[17] . Jerry Falwell

[18] . Pat Robertson

[19] . Jack Van Impe

[20] . Mike Evans

[21] . Motti Inbari

[22] . Kirill Bumin

[23] . Daniel Bannoura

[24] . Munther Isaac

[25] . Larry Ellison

[26] . Stephen De Young

[27] . Joel Webbon

 

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :