۱۴۰۴/۱۲/۱۶
۱۲:۰۷
کد خبر : ۱۲۱۴۹
هشدار تحلیل‌گران برجسته علوم سیاسی و روابط بین‌الملل درباره تداوم جنگ؛

جنگی که اعتبار آمریکا را نابود خواهد کرد

آمریکا و رژیم صهیونیستی با حمله به ایران در حال بی‌اعتبار کردن خود هستند.
جنگ کنونی علیه ایران حاصل طراحی لابی صهیونیستی در آمریکاست و اعضای اصلی کابینه ترامپ در واقع وکلای اسرائیل و موظف هستند تا منافع آن را تأمین کنند؛ این جنگ در نهایت اعتبار آمریکا را نابود خواهد کرد و ممکن است ایران را به یک قدرت هسته‌ای مسجل تبدیل کند.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ حمله تجاوزکارانه مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و ترور ناجوانمردانه رهبر معظم انقلاب اسلامی بازتاب‌های بسیار گسترده‌ای در جهان به دنبال داشته است. اعتراضات ضد جنگ در جهان شعله‌ور شده است، صد‌ها هزار مقلد امام شهید در جهان اسلام خواهان انتقام خون ایشان شده‌اند؛ بازار‌های پولی و مالی در جهان ضرر‌های تریلیون دلاری متحمل شده‌اند. تنگه هرمز عملاً بسته شده است و جریان انرژی در جهان به‌صورت کامل مختل شده است. متکفرین برجسته علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و اقتصاد بین‌الملل نیز مثل «فرانسیس فوکویاما»، «جان مرشایمر»، «ریچارد هاس» و «جفری ساکس» بر این باور هستند که این جنگ با اهدافی متناقض و غیر قابل تحقق انجام شده و به نفع آمریکا نیست.

 

جنگی که به نفع آمریکا نیست

فوکویاما: هرگونه بی‌ثباتی گسترده در ایران، پیامد‌های پیچیده‌ای برای توازن قدرت خاورمیانه خواهد داشت و لزوماً به نفع آمریکا یا متحدانش نخواهد بود.

«فرانسیس فوکویاما»، اندیشمند مشهور طی اظهاراتی پس از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران هشدار داد که حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران منجر به دموکراسی نخواهد شد بلکه منجر به گرفتار شدن آمریکا در باتلاقی جدید خواهد شد. وی می‌گوید: «حمله آمریکا و اسرائیل به ایران یک عملیات مقطعی و سریع نیست، بلکه می‌تواند وارد مرحله‌ای فرسایشی شود. حتی اگر فرض شود تغییر حکومت در ایران رخ دهد، نتیجه آن الزاماً دموکراسی نخواهد بود؛ زیرا نیروی اپوزیسیون سازمان‌یافته و آماده برای انتقال قدرت وجود ندارد و ساختار‌های ریشه‌دار امنیتی و نظامی، از جمله سپاه و بسیج، نفوذ عمیق نظامی، اقتصادی و اجتماعی دارند.» به گفته وی اتکای صرف به حملات هوایی و اعلام هدف «تغییر حکومت» بدون ابزار سیاسی و زمینی مکمل، در بیش از یک قرن جنگ‌های مدرن موفق نبوده است. چنین رویکردی می‌تواند به دام تشدید تنش و درگیری بلندمدت منجر شود؛ مشابه تجربه‌های تاریخی آمریکا در عراق و افغانستان. فوکویاما تاکید می‌کند: استفاده از قدرت نظامی ممکن است محبوبیت کوتاه‌مدت ایجاد کند، اما در صورت طولانی شدن درگیری، خطر گرفتار شدن در «باتلاق» وجود دارد؛ وضعیتی که هزینه‌های انسانی، مالی و سیاسی سنگینی به همراه خواهد داشت. وی در پایان هشدار می‌دهد: «هرگونه بی‌ثباتی گسترده در ایران، پیامد‌های پیچیده‌ای برای توازن قدرت خاورمیانه خواهد داشت و لزوماً به نفع آمریکا یا متحدانش نخواهد بود.»

 

جنگی که اعتبار آمریکا را نابود خواهد کرد

پروفسور «جان مرشایمر»، نظریه‌پرداز برجسته حوزه روابط بین‌الملل نیز بر این باور است که جنگ کنونی علیه ایران حتی اگر باعث ایجاد خساراتی در ایران شود، در نهایت صدمات و خسارات بسیار سنگین‌تری را در سطوح سیاسی و اقتصادی بر آمریکا و دیگر کشور‌های جهان، تحمیل خواهد کرد. 

مرشایمر در تحلیل مفصلی درباره جنگ آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان می‌گوید: جنگ کنونی علیه ایران حاصل طراحی لابی صهیونیستی در آمریکاست و اعضای اصلی کابینه ترامپ در واقع وکلای اسرائیل و موظف هستند تا منافع آن را تأمین کنند؛ این جنگ در نهایت اعتبار آمریکا را نابود خواهد کرد و ممکن است ایران را به یک قدرت هسته‌ای مسجل تبدیل کند.

مرشایمر تأکید می‌کند آشفتگی و تناقض‌گویی مقامات آمریکایی درباره اهداف جنگ، خود علامتِ نداشتن هدف روشن آمریکاست و به همین دلیل ترامپ در عمل به پیاده‌نظام راهبرد اسرائیل تبدیل شده است و تیم مدیریتی او یعنی «کوشنر و ویتکاف»، نه نماینده منافع آمریکا بلکه «وکلای اسرائیل» هستند.

مرشایمر: جنگ کنونی علیه ایران حاصل طراحی لابی صهیونیستی در آمریکاست و اعضای اصلی کابینه ترامپ در واقع وکلای اسرائیل و موظف هستند تا منافع آن را تأمین کنند؛ این جنگ در نهایت اعتبار آمریکا را نابود خواهد کرد و ممکن است ایران را به یک قدرت هسته‌ای مسجل تبدیل کند.

از نگاه مرشایمر، مشکل اساسی این جنگ آن است که اهدافی که آمریکا و اسرائیل اعلام می‌کنند اساساً بدون تغییر نظام سیاسی در ایران قابل تحقق نیستند، در حالی که خودِ این هدف نیز غیرممکن است. این متفکر برجسته روابط بین‌الملل توضیح می‌دهد که نابودی موشک‌های بالستیک ایران، از بین بردن توان غنی‌سازی هسته‌ای و قطع کامل ارتباط ایران با بازیگران منطقه‌ای مانند حزب‌الله، حماس و انصارالله، اهدافی هستند که تنها در صورتی محقق می‌شوند که ساختار قدرت در ایران تغییر کند. در غیر این صورت حتی اگر حملات هوایی بخشی از زیرساخت‌ها را نابود کند، ایران می‌تواند خیلی زود آنها را بازسازی کند. به همین دلیل مرشایمر استدلال می‌کند که حملات نظامی در سطح راهبردی به نتیجه مطلوب نمی‌رسند، زیرا ریشه سیاست‌های امنیتی ایران در ساختار سیاسی و محاسبات راهبردی آن کشور است، نه صرفاً در چند تأسیسات یا انبار موشکی. جمع‌بندی او در این بخش آن است که آمریکا و اسرائیل فقط می‌توانند خسارت‌های مادی و جانی وارد کنند، اما نه قادر به حذف پایدار توان نظامی ایران هستند و نه می‌توانند نظام سیاسی مطلوب خود را در این کشور مستقر کنند؛ در نتیجه تحقق اهداف اعلامی این جنگ از نظر راهبردی غیرممکن است.

از منظر مرشایمر، روایت دولت ترامپ درباره توان نظامی آمریکا بیشتر یک «بلوف سیاسی» است تا بازتاب واقعی ظرفیت‌های نظامی. او به اظهارات ترامپ مبنی بر داشتن «سلاح‌های نامحدود برای یک جنگ طولانی» اشاره می‌کند و می‌گوید چنین ادعایی با واقعیت‌های نظامی سازگار نیست. به گفته او حتی فرماندهان نظامی آمریکا پیش از آغاز جنگ هشدار داده بودند که ذخایر مهمات و تسلیحات آمریکا محدود است. به همین دلیل مرشایمر معتقد است ادعای «توان نامحدود» بیشتر بخشی از جنگ روانی و لفاظی سیاسی است.

در نهایت مرشایمر توضیح می‌دهد که چنین جنگی نه تنها در جهت تحقق اهداف آمریکا و اسرائیل پیش نخواهد رفت بلکه نتیجه معکوس خواهد داشت. این متفکر برجسته روابط بین‌الملل توضیح می‌دهد: فشار نظامی و احساس تهدید وجودی انگیزه ایران برای توسعه توان بازدارندگی، از جمله حرکت به سمت گزینه هسته‌ای را بیشتر می‌کند؛ بنابراین تنها کاری که ایران باید انجام دهد این است که در برابر ضربات اولیه دوام بیاورد؛ در این صورت گذر زمان به نفع تهران عمل خواهد کرد و داشته‌های نظامی آمریکا و اسرائیل به پایان خواهد رسید. در این حالت به عقیده مرشایمر دونالد ترامپ در وضعیتی گرفتار می‌شود که خروج آبرومندانه از آن بسیار دشوار است. اگر جنگ طولانی شود و ایران همچنان به حملات موشکی و پهپادی علیه اسرائیل یا پایگاه‌های آمریکا در منطقه ادامه دهد، واشنگتن با یک دوراهی دشوار روبه‌رو خواهد شد: یا باید عقب‌نشینی کند و عملاً شکست را بپذیرد، یا برای تغییر موازنه به سمت تشدید جنگ حرکت کند که قطعاً برای آمریکا غیرممکن و فاجعه‌بار خواهد بود.

از نگاه مرشایمر، چنین جنگی در نهایت به آمریکا در چند سطح آسیب خواهد زد. نخست، از نظر نظامی و صنعتی، مصرف گسترده مهمات و تجهیزات می‌تواند ذخایر راهبردی آمریکا را کاهش دهد و توان این کشور برای رقابت با قدرت‌هایی مانند چین یا ادامه حمایت از اوکراین را تضعیف کند. دوم، از نظر اقتصادی، گسترش جنگ می‌تواند به اختلال در بازار انرژی، آسیب به زیرساخت‌های نفتی منطقه خلیج فارس و حتی بسته شدن مسیر‌های حیاتی مانند تنگه هرمز منجر شود که پیامد‌های سنگینی برای اقتصاد جهانی و در نهایت برای اقتصاد آمریکا خواهد داشت. سوم، از نظر سیاسی و راهبردی، چنین جنگی اعتبار آمریکا را تضعیف کرده و نشان می‌دهد که واشنگتن وارد درگیری‌ای شده که نه اهداف روشنی دارد و نه راهبردی برای پایان آن. در نتیجه مرشایمر جمع‌بندی می‌کند که حتی اگر آمریکا در کوتاه‌مدت ضرباتی چند وارد کند، در بلندمدت این ایران است که با حفظ بقا و فرسایش قدرت طرف مقابل، برنده واقعی این میدان خواهد بود، در حالی که آمریکا با هزینه‌های سنگین و بیدون هیچ دستاوردی از این بحران خارج خواهد شد.

 

جنگی با اهداف متناقض 

دو تحلیل‌گر آمریکایی هم در یادداشتی با انتقاد از ساختار دیپلماسی دولت «دونالد ترامپ» اعلام کردند شکست مذاکرات با ایران و حرکت سریع به سوی جنگ نشان‌دهنده ضعف عمیق در چارچوب مذاکراتی طراحی‌شده توسط این دولت است. «آرون دیوید میلر» پژوهشگر ارشد در بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی و «دنیل سی. کورتزر» سفیر پیشین آمریکا در مصر و رژیم صهیونیستی در این مقاله که در «فارن پالیسی» منتشر شده نوشته‌اند: حملات مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران فاقد هدف راهبردی مشخص بوده است. ترامپ و سخنگویان او توضیحات متفاوتی درباره دلایل جنگ ارائه کرده‌اند. ترامپ در ابتدا «تغییر حکومت» را به‌عنوان دلیل مطرح کرد، اما بعداً دیگر به آن اشاره نکرد. در مقابل، «پیت هگست» وزیر جنگ آمریکا گفته است هدف جنگ تغییر حکومت نیست. همچنین «ژنرال دن کین» رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا از تمایل به نابودی توانایی ایران برای اعمال قدرت در خارج از مرزهایش سخن گفته است.

ترامپ مدعی شده موشک‌های ایرانی آماده شلیک به سوی آمریکا بوده‌اند، در حالی که مقام‌های نظامی اعلام کرده‌اند هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ایران قصد حمله به آمریکا را داشته است.

این دو پژوهشگر همچنین به تناقض در ادعا‌های مطرح‌شده درباره تهدید ایران اشاره کرده و می‌نویسند: ترامپ مدعی شده موشک‌های ایرانی آماده شلیک به سوی آمریکا بوده‌اند، در حالی که مقام‌های نظامی اعلام کرده‌اند هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ایران قصد حمله به آمریکا را داشته است.

 

جنونی که ثروت آمریکا را به باد می‌دهد

استاد برجسته و مشهور دانشگاه کلمبیا نیز حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران را غیرقانونی و به منزله نقض آشکار منشور سازمان ملل دانست و رژیم صهیونیستی و آمریکا را به روشن کردن آتش جنگ‌ها در منطقه متهم کرد.

«جفری ساکس» در مصاحبه با شبکه الجزیره و در پاسخ به اظهارات «مارکو روبیو»، وزیر خارجه آمریکا که مدعی شده است حمله با ایران مطابق قانون اساسی آمریکا انجام شده، گفت: «آمریکا سال ۱۹۴۵ منشور سازمان ملل را تصویب کرد، ماده دوم این منشور در بند چهارم آن می‌گوید، هیچ کشوری نمی‌تواند علیه کشور دیگری به زور متوسل شود تا حاکمیت آن را از بین ببرد، اما این همان کاری است که آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام دادند».

به گفته جفری ساکس افراد دیوانه‌ای که در آمریکا در رأس کار هستند، واشنگتن را به این ماجرا کشانده‌اند. آنها همان‌گونه که خاورمیانه را ویران می‌کنند، به‌طور سیستماتیک آمریکا را نیز نابود می‌کنند. این موضوع بسیار، بسیار جدی است. وی گفت: اگر بپرسید چرا جاده‌ها و پل‌ها در آمریکا کارایی ندارند، چرا زیرساخت‌ها در حال فروپاشی است، چرا سطح زندگی ثابت مانده یا رو به کاهش است، پاسخ این است که ما تریلیون‌ها دلار صرف جنگ می‌کنیم. ترامپ مایه ننگ کامل برای ملت ماست. او درباره «اول آمریکا» بودن، در هر کلمه به ما دروغ گفت. ساکس می‌گوید: آنها ثروت ما را هدر داده‌اند. قدرت ما را بر باد داده‌اند. توجه ما را از آسانسورها، پله‌برقی‌ها، جاده‌ها، شبکه برق و همه چیز‌هایی که زندگی را برای ما ممکن می‌کند ـ از جمله مسکن و سایر زیرساخت‌ها ـ منحرف کرده‌اند تا تریلیون‌ها دلار ما را صرف این جنونی کنند که اکنون در جریان است. به گفته وی مردم آمریکا میلیارد‌ها دلار هزینه کرده و در جنگ‌هایی مشارکت دارند که موفقیت‌آمیز نبوده و به برقراری صلح و ثبات منجر نشده‌اند. «ساکس» در پایان این مصاحبه تاکید کرد: ایران هرگز به آسانی سرنگون نخواهد شد و بعید است که این جنگ منجر به نابودی توان آن برای نبرد شود.

 

یک پاورقی کثیف در تاریخ تمدن بزرگ ایران

یک متفکر یهودی ضد صهیونیست هم درباره جنگ آمریکایی اسرائیلی علیه ایران در پیامی در شبکه‌های اجتماعی نوشته است: آمریکا زور یک یادداشت پاورقی لعنتی در تاریخ تمدن عظیم، باستانی، ثروتمند و نفس‌گیر ایران است. یک حاشیه کثیف که حتی ارزش یک خط هم ندارد.

آمریکا زور یک یادداشت پاورقی لعنتی در تاریخ تمدن عظیم، باستانی، ثروتمند و نفس‌گیر ایران است. یک حاشیه کثیف که حتی ارزش یک خط هم ندارد.

«آلون میزراحی» متفکر یهودی ضد صهیونیست درباره جنگ آمریکایی- اسرائیلی علیه ایران در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر) نوشته است: «همه ما چندین ماه است با نفرت تماشا کردیم که چطور نمایندگان و سخنگویان آمریکایی و اسرائیلی نادان، احمق، بی‌کلاس، بی‌فرهنگ و بی‌شرف با لحن‌های تحقیرآمیز، گستاخانه، بی‌ادبانه و پر از نفرت، خواسته‌های برهنه و تهدید‌های کثیفشان را به سمت ایران نشان گرفتند. حرف‌هایی که بویی از احترام، صداقت یا حتی ذره‌ای تمدن در آن نبود؛ فقط قلدری کثیف، خودبزرگ‌بینی یک احمق تنبل و بی‌مغز که فکر می‌کند جهان را با پول نفت و بمب اداره می‌کند».

این متفکر یهودی ضد صهیونیست در ادامه پیام خود نوشته است: «بالاخره طاقت ایران به سر رسید و فقط گوشه‌ای کوچک از قدرت واقعی، عمق و عظمت خود را رو کرد. حالا آمریکا دارد درس سنگینی در تحقیر و فروتنی می‌گیرد؛ درسی که خودش با کوری ارادی، خودپرستی بیمارگونه و شهوت سیری‌ناپذیر قدرت به جان خودش انداخت. سال‌ها ایران با حسن نیت و صداقت کامل به میز مذاکره آمد، اما فقط دروغ شنید، فریب خورد، خرابکاری دید و مدام مورد حمله و ترور و تحریم قرار گرفت. هیچکس حق ندارد ایران را سرزنش کند که بالاخره خسته شد و تصمیم گرفت با زور و قدرت واقعی، این بازی کثیف را تمام کند».

 

جنگی که پایان آن به دست آمریکا نیست

رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا هم می‌گوید جنگ ایران را ترامپ به‌تنهایی آغاز کرده‌است، اما پایان آن از اراده و توان وی خارج است. «ریچارد هاس» هشدار می‌دهد «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا با امتناع از رایزنی با کنگره و مردم آمریکا پیش از آغاز جنگ، خود را در موقعیت بسیار خطرناکی قرار داده است. به باور هاس، ترامپ امروز دو راه پیش رو دارد: نخست اینکه از اهداف نظامی جاه‌طلبانه و رویایی که درباره ایران مطرح کرده عقب‌نشینی کند، و دیگری اینکه به مسیر فعلی ادامه دهد و هر روز شاهد کاهش حمایت پایگاه رأی خود باشد. وی با اشاره به نهادسازی ساختاری حاکمیت ایران و همچنین حضور صد‌ها هزار نفر در نیرو‌های امنیتی و نظامی، گفت مقایسه ایران با ونزوئلا وحشتناک است!

 

زیر ساخت مستحکم قدرت در ایران

تارنمای خبری- تحلیلی آمریکایی «پولیتیکو» هم در گزارشی اذعان کرده است با وجود این که هنوز جانشین مشخصی برای رهبری در ایران تعیین نشده است، اما زیرساخت‌های قدرت در ایران همچنان دست نخورده باقی مانده است. این تارنمای آمریکایی نوشته است: همزمان با گسترش جنگ در ایران، به شکل فزاینده‌ای روشن است که تعریف و دستیابی به موفقیت در این درگیری بسیار پیچیده‌تر، طولانی‌تر و هزینه برتر از عملیات ونزوئلا برای جان آمریکایی‌هاست. پولیتیکو به نقل از یک فرد آگاه از عملیات مشترک نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی که خواست نامش فاش نشود، می‌افزاید «هیچ گروه هماهنگ یا جدایی‌طلبی در داخل حکومت (ایران) وجود ندارد و یا هیچ اپوزیسیون سازمان‌یافته واقعی وجود ندارد».

با وجود این که هنوز جانشین مشخصی برای رهبری در ایران تعیین نشده است، اما زیرساخت‌های قدرت در ایران همچنان دست نخورده باقی مانده است.

تارنمای آمریکایی به خیال واهی ترامپ برای اقدام مشابه ونزوئلا در ایران اشاره کرده و نوشته است او تصور می‌کرد همان طوری که با «دلسی رودریگز» معاون نیکلاس مادورو رئیس جمهوری این کشور ارتباط برقرار کرد، به‌سرعت عملیاتی سریع مانند ونزوئلا در ایران انجام دهد، اما ساختار کشور‌ها بسیار با هم متفاوت است. پولیتیکو در پایان گزارش خود اذعان کرده است که بر خلاف امید ترامپ بسیار بعید است که مردم ایران در مقابل حکومت قرار بگیرند.

 

جنگی که اسرائیل می‌خواست

«تاکر کارلسون» مجری و خبرنگار مشهور آمریکایی هم در پی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و مخالفت در یک پادکست گفت: این جنگِ آمریکا نیست. این جنگ به‌منظور تامین اهداف امنیت ملی آمریکا یا برای امن‌تر یا ثروتمندتر کردن آمریکا در حال انجام نیست. وی درباره دلیل آغاز این جنگ گفت: چرا این جنگ رخ داد؟ پاسخ بسیار ساده است. این اتفاق افتاد، چون اسرائیل می‌خواست رخ دهد. این جنگ اسرائیل است. «کارلسون» با بیان اینکه بنیامین نتانیاهو مسئول اصلی تصمیم‌گیری‌های صورت گرفته است، تصریح می‌کند: سه آمریکایی به خاطر بی‌بی (نتانیاهو) در جنگی که هیچ‌کس نمی‌خواهد، در جنگی که برای آسیب رساندن به آمریکا طراحی شده، جان باختند و این خیلی بیشتر از سه نفر است و من این را تاسف و اندوه واقعی بیان می‌کنم. کارلسون با بیان اینکه ایران در آستانه دستیابی به سلاح هسته‌ای قرار نداشت، تصریح کرد: نگاه کنید چه اتفاقی برای کشور‌هایی که سلاح هسته‌ای ندارند می‌افتد. همه سلاح هسته‌ای می‌خواهند. اما آیا واقعاً در آستانه دستیابی به آن بودند؟ نه.

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :